انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1094 100 1

اوسط

/'owsat/

معنی اوسط در لغت نامه دهخدا

اوسط. [ اَ س َ ](ع ص ) میانه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). میانگی. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ، ترتیب عادل ) (مهذب الاسماء).
- اوسطالشی ٔ ؛ مابین دو کرانه ٔ آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
- حد اوسط ؛ حد وسط. (مهذب الاسماء).
- علم اوسط ؛ ریاضی (هندسه ، هیأت ، ارثماطیقی (یا خواص اعداد)، موسیقی یا علم الحان ). (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
|| (ن تف ) میانه تر. وسطتر. (آنندراج ): خیرالامور اوسطها. || برگزیده. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ). پسندیده تر و برازنده تر و بهتر و برگزیده تر. (مهذب الاسماء).نیکوتر و فاضل تر. (آنندراج ). ج ، اواسط.
- اوسطالقوم ؛ گزیده ٔ آن قوم. (از ناظم الاطباء).

معنی اوسط به فارسی

اوسط
میانه، میانین، متوسط، معتدل
(صفت) ۱ - پسندیده تر. ۲ - برتر. ۳ - برگزیده.۴ - میانه میانین میانگی. ۵ - حد فاصل بین اوج و حضیض را گویند . بیرونی گوید : (ناچار اندرین فلک جایی است که دوری او از زمین بمیان بعد ابعد دورترین و میان بعد اقرب نزدیکترین است و نقصان او همچند زیادت اوست براین و او را بعد اوسط خوانند ای میانه .) یا حد اوسط . حد وسط در صغری و کبرای قیاس زیرا واسطه در سرایت حکم از اکبر به اصغر است .
ابوکرب اسعد بن مالک بن ابی کرب
و آن خبری است که عادل و امامی بودن روات آن در هر طبقه و یا بعض آنها اگر چه در یک طبقه هم باشد
و معدل دوری مرکز تدویر را از اوج طول اوسط خوانند و مقدار او آن زاویه است بر مرکز معدل المسیر که یکی خط را باوج همی رسد و دیگر بمرکز تدویر و چون این زاویه بر مرکز عالم باشد مقدار طول معدل بود و فضله میان هر دو طول تعدیل طول باشد .
در اصطلاح فلاسفه عشق حکمائ و علمائ است به تفکر و تعمیق در صنع خدای متعال و حقایق موجودات
الجزایر و یا ظاهرا تونس و الجزایر مراد است و این کلمه را ابن البیطار مکرر استعمال کرده است از جمله در کلمه صفیرا .

معنی اوسط در فرهنگ معین

اوسط
(اَ یا اُ سَ) [ ع . ] (ص تف .) ۱ - پسندیده تر. ۲ - برگزیده . ۳ - میانه ، میانین .

معنی اوسط در فرهنگ فارسی عمید

اوسط
۱. میانه، میانین.
۲. متوسط، معتدل.

اوسط در دانشنامه اسلامی

اوسط
معنی أَوْسَطِ: متوسط ترين
ریشه کلمه:
وسط (۵ بار)

(بر وزن فلس) در میان واقع شدن «وَسَطَ الْقَوْمَ وَ الْمَکانَ وَسْطاً» در میان قوم و در میان مکان قرار گرفت (اقرب) . با آن دویدن غبار برانگیختند و در میان جمع قرار گرفتند. و نیز به معنی «بین» آید «جَلَسْتُ وَسْطَ الْقَوْمِ» در میان آنها نشستم در این صورت وسط (بر وزن فرس) نیز گفته می‏شود. وَسَط (به فتح و،س) اسم است به معنی معتدل و میانه. در صحاح گفته وسط از هر چیز معتدلترین آن است گویند «شَیْ‏ءٌ وَسَطٌ» میانه است نسبت به مرغوب و نامرغوب، واسطةالقلاده جوهری است در وسط دانه‏های گردنبند و بهترین آنهاست. . در «شهد» راجع به این آیه مفصلاً صحبت شده است و آن به ظاهر عام است ولی فقط به عده معدودی تطبیق می‏شود. . اوسط در آیه به معنی وسط است چنانکه در مصباح و اقرب الموارد گفته است. یعنی کفاره قسم اطعام ده مسکین است از متوسط آنچه به خانواده خود می‏خورانید. یا لباس ده نفر و یا آزاد کردن یک بنده است. . اوسط در اینجا نظیر آیه سابق است گویند: «فُلانٌ مِنْ وَسَطِ قَوْمِهِ» او از نیکان قومش است یعنی عاقلتر آنها. گفت: نگفتم چرا خدا را تسبیح نمی‏کنید. . وسطی مونث اوسط به معنی متوسط است ذکر صلوة وسطی بعد از «الصلوات» دلیل اهمیت آن است و آن ذکر خاص بعد از عام می‏باشد. در وسائل الشیعه پنج روایت نقل کرده که مراد از صلوة وسطی نماز ظهر است و درروایت ششم از علی «علیه السلام»: «اِنَّها الْجُمْعَةُ یَوْمَ الْجُمْعَةِ وَ الظُّهْرُ فی سائِرِ الْاَسَّامِ» آن روز جمعه نماز جمعه و در روزهای دیگر نماز ظهر است از جمله روایت محمد بن مسلم از امام صادق «علیه السلام» است که فرمود: «صَلوةُ الْوُسْطی هِیَ الْوُسْطی مِنْ صَلوةِ النَّهارِ وَ هِیَ الظُّهْرُ...» در این روایت اشاره به علت تسمیه است یعنی در روز سه نماز واجب است و نماز ظهر در وسط آنهاست. و از جمله «عَنْ اَبی بَصیرِ قالَ سَمِعْتُ اَباعَبْدِاللَّهِ «علیه السلام» یَقُولُ: صَلوةُ الْوُسْطی صَلوةُ الظُّهْرِ و هِیَ اَوَّلُ صَلاةٍ اَنْزَلَ اللَّهُ عَلی نَبِیِّهِ «صلی اللَّه علیه و آله».» صاحب وسائل در ذیل روایات فرموده روایاتی که اشعار دارد به اینکه صلوة وسطی نماز عصر است محمول بر تقیه می‏باشد. طبرسی شش قول درباره آن نقل فرموده: نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشاء، نماز صبح، یکی از نمازهای پنجگانه که تعیین نشده تا به همه آنها محافظت کنند. ولی مرحوم طبرسی قول اول را اختیار کرده و فرماید: آن از ابوجعفر باقر و امام صادق علیهم السلام مروی است و آن اختیار زید بن ثابت، ابوسعید خدری... و قول ابوحنیفه و اصحاب او است. و روایتی که از علی «علیه السلام» نقل شد بعض زیدیه از آن حضرت نقل کرده و در وسائل الشیعه از مجمع نقل شده است. به نظر می‏آید: علت توصیه نماز ظهر آن است که در وقت کثرت مشغله واقع شده، مسلمان واقعی که به کار دنیا و آخرت هر دو اهمیت می‏دهد باید از آن نماز و وقتش غلفت نکند.
آیه اوسط به آیه ۸۹ سوره مائده اطلاق می شود.
آیه «لا یؤاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمانِکمْ ... فَکفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکمْ ...»
مائده/سوره۵، آیه۸۹.    
این آیه جامع تخییر و ترتیب است، یعنى واجب است شکننده سوگند ابتدا یا ده بینوا را از میانگین آنچه به خانواده خود مى خوراند، اطعام کند یا ده بینوا را لباس بپوشاند و یا یک برده را آزاد کند، و در صورت ناتوانى از این سه چیز، باید سه روز روزه بگیرد.
کنز العرفان ج۲، ص۱۲۲.
← استحباب کفاره شکستن قسم
...
اَخْفَش ، نام چندین تن از نحویان که معروف ترین آنان ابوالحسن سعید بن مَسعدة مُجاشعی د ح ۱۵ق /۳۰م ، معروف به اخفش اوسط، نحوی و ادیب بصری است .
وی از موالی قبیله مجاشع بن دارِم بوده ، و نسبت مجاشعی وی به همین سبب است برخی نویسندگان کهن همچون مبرد قفطی و ابوطیب لغوی او را ایرانی و اهل بلخ می دانند؛ اما بلخی مؤلف کتاب فضایل خراسان ، وی را از مردم خوارزم شمرده است . از نام عربی پدر و نسبت مجاشعی وی چنین بر می آید که خانواده اخفش سالها پیش از تولد وی به عراق کوچیده ، و «ولاء» قبیله مجاشع را پذیرفته بوده اند. از آن جا که بنی مجاشع در بصره می زیستند، می توان پنداشت که اخفش نیز در همان شهر به دنیا آمده است .
تاریخ ولادت
ولادت وی را برخی از معاصران در دهه سوم از سده ق تخمین زده اند
علت نام گذاری
به گفته ابن کثیر لقب اخفش را به سبب کم سویی و کوچکی چشمانش به او داده اند و گفته اند «اَجْلَع » نیز بوده ، یعنی لبانش به خوبی روی هم بسته نمی شده است
تغییر لقب
...
حدیث حسن اوسط، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به حدیثی که مدح راوی آن توسط یک عادل ثابت شده، اطلاق می شود.
برخی از اندیشمندان علوم حدیث، حدیث صحیح، حسن و موثق را به اعلی و اوسط و ادنی تقسیم کرده اند، آن گاه در توضیح این واژه گفته اند با توجه به این که حدیث حسن حدیثی است که لااقل یک راوی آن امامی ممدوح غیر موثق باشد چنان چه مدح راوی و امامی بودن او از قول یک نفر عادل به دست آمده باشد، حدیث را حسن اوسط گویند. از این واژه به «خبر حسن اوسط»، «روایت حسن اوسط» و «حسن اوسط» نیز تعبیر می شود.
سبحانی، جعفر، اصول الحدیث و احکامه، ص۶۰.    
 ۱. ↑ سبحانی، جعفر، اصول الحدیث و احکامه، ص۶۰.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «حدیث حسن اوسط»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۶/۲۱.    
...
حدیث صحیح اوسط، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به حدیثی که اتّصاف جمیع یا بعضی راویان آن به وصف صحّت به قول یک عادل ثابت شود، گفته می شود.
اندیشمندان علوم حدیث، تعاریف ذیل را برای حدیث صحیح اوسط ارائه داده اند:
← تعریف اول
 ۱. ↑ سبحانی، جعفر، اصول الحدیث و احکامه، ص۵۹.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «حدیث صحیح اوسط»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۷/۲.    
...



اوسط را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علی اوسط فرزند امام حسین   • علی اکبر   • نام همسران و فرزندان امام حسین   • علی اصغر   • امام سجاد   • معنی اوسط   • مفهوم اوسط   • تعریف اوسط   • معرفی اوسط   • اوسط چیست   • اوسط یعنی چی   • اوسط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اوسط
کلمه : اوسط
اشتباه تایپی : h,sx
آوا : 'owsat
نقش : صفت
عکس اوسط : در گوگل


آیا معنی اوسط مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )