برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1190 100 1

اول

/'avval/

مترادف اول: آغاز، ابتدا، ازل، اوان، اوایل، بدو، عنفوان، غره، نخست، یکم

متضاد اول: آخر، انتها

برابر پارسی: نخست، آغاز، آغازین، سرآغاز، یکم

معنی اول در لغت نامه دهخدا

اول. [ اَ ] (ع مص ) بازگشتن. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ). برگشتن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سطبر شدن روغن و انگبین و جز آن. (منتهی الارب ) (تاج المصادر ). ماسیدن و بستن روغن و جز آن. || اصلاح آوردن و سیاست کردن. (اقرب الموارد) (تاج المصادر ) (آنندراج ). سیاست راندن. || اولی شدن. (ناظم الاطباء).

اول. [ اَو وَ ] (ع اِ ص ، ق ) نخستین. (کشاف اصطلاحات الفنون ).نخست نقیض آخر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). آغاز. (کشاف اصطلاحات الفنون ). یکم. آغاز کار. (زمخشری ). اصل آن اوأل بر وزن افعل مهموزالاوسط بود همزه بواو قلب شد و درهم ادغام گردید و گویند اصل آن «ووأل » و «وول » بتشدید واو بر وزن فوعل بوده واو اول به همزه مبدل شد.ج ، اوائل ، اوالی و اولون ، و بر اواول جمع بسته نشده است زیرا اجتماع دو واو را که در میان آن دو، الف باشد ثقیل میدانند. (منتهی الارب ) (کشاف اصطلاحات الفنون ). هرگاه اول صفت باشد غیرمنصرف است و الا منصرف. گوئی. لقیته عاماً اول و عاماً اولاً و نمیگویی عام الاول یا آنکه کم استعمال میشود و میگویی. ما رأیته مذعام اول و اول را بعنوان صفت رفع میدهی مثل اینکه گفته ای : اول من عامنا. و بعنوان ظرف نصب میدهی مثل اینکه گفته ای : مذعام قبل عامنا. (منتهی الارب ). اول صیغه ٔاسم تفضیل است به معنی پیشتر و منصرف آمدن لفظ اول اسم تفضیل و عدم استعمال آن بیکی از استعمالات ثلاثه ٔ اسم تفضیل که من و اضافت و الف و لام است از جهت کثرت استعمال است لهذا بعض صرفیان وزن آن فوعل مثل جوهر قرار داده اند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
میوه ها در فکر دل اول بود
در عمل ظاهر بآخر میشود.
مولوی.
پس سلیمان گفت ای هدهد رواست
کز تو در اول قدح این درد خاست.
مولوی.
گر تیغ برکشد که محبان همی زنم
اول کسی که لاف محبت زندمنم.
سعدی.
بنیاد ظلم اول در جهان اندک بود هر کس آمد بر آن مزیدی کرد.(گلستان ).
- اول آغاز ؛ ازلی :
نام تو کابتدای هر نامست
اول آغاز و آخرانجام است. ...

معنی اول به فارسی

اول
نخست، یکم، ضد آخر، اولین:درفارسی به معنی نخستین
( اسم ) ۱ - آغاز مقابل انجام پایان ۲ - نخست نخستین یکم مقابل آخر. جمع : اوایل اولون اولین . یا از اول تا آخر . از آغاز تا انجام . یا اول از همه . پیش از همه پیش از هر چیز . ۳ - (اسم ) اسمی است از اسمائ حسنی (خدا)
نامی از نامهای خدایتعالی و آنکه همیشه بود .
[primigravida, gravida I] [علوم سلامت] زنی که برای نوبت اول باردار شده است
[ گویش مازنی ] /aveltaa/ نخی که چوب اول خیش را به هم وصل می کند تا یوغ از جای خود خارج نشود
[ گویش مازنی ] /avel choo/ چوبی که در دو سمت گردن گاو قرار گرفته و بوسیله ی ریسمانی از زیر گردن گاو به هم وصل می شود & ابل چو
اولین بار اولین دفعه نخستین بار.
[primipara] [علوم سلامت] زنی که یک زایمان داشته است
[ گویش مازنی ] /avele sho/ شب زفاف
( جمله فعلی اسم ) عقل اول . ۲ - نوراول نوراقرب . ۳ - ( مقابل ) وجود عام .
[ گویش مازنی ] /avvel mej/ لگدمال کردن کودگیاهی در خزانه ی برنج
[ گویش مازنی ] /avel kash/ دفعه ی اول – بار اول
[ گویش مازنی ] /avvel kel/ شخم اول زمین
[prime ideal] [ریاضی] آرمانه ای اصلی از حلقه ای مفروض که فقط با یک عنصر تولید می شود و ویژگ ...

معنی اول در فرهنگ معین

اول
( اَ وُ) [ ع . ] (اِ.) جِ اوایل . ۱ - آغاز. ۲ - نخست ، نخستین .

معنی اول در فرهنگ فارسی عمید

اول
ویژگی هر که یا هر چیز که در مقام نخست و پیش از چیزهای دیگر باشد، یکم.

اول در دانشنامه اسلامی

اول
اوّل در سه معنی به کار میرود : ۱- ازلی ۲- مبتدا و علّت اشیا۳-از اسما و صفات الهی
اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ و ل) یا «أوْءَل» بر وزن أفْعَل و یا «وَوّل» بر وزن فَوْعل هر دو از ریشه (و أ ل) دانسته شده است.برخی وزن آن را أفْعَل و هر دو «واو» آن را اصلی به حساب آورده اند.
معانی اوّل
برخی اوّل را در لغت به معنای مقدّم بر چیزی، به گونه ای که آن چیز بر شیء مقدّم، مترتّب باشد دانسته اند. عده ای اول را به معنای ابتدای چیزی که گاهی دوم دارد و گاه ندارد دانسته و در فرق اول با سابق گفته اند:سابق همواره مقتضی مسبوق است.ولی در اوّل الزاماً وجود ثانی ضروری نیست ، گرچه برخی آن را به معنای ابتدای عدد که دارای ثانی است نیز دانسته اند. اوّل از اسم های ذات خدا بوده، با ذات حق و دیگر اسمای خداوند ، عینیت و اتحاد دارد.اوّل و آخر از صفات متقابل اند و ذات حق به دلیل نامحدود بودن قابل اتصاف به آن هاست، بنابراین، بین اول و آخر بودن خدای سبحان منافاتی نیست. گفتنی است که حق از همان حیث که آخر است اوّل بوده، از همان حیث که اوّل است آخر نیز هست ، زیرا خداوند واحد حقیقی است و جهات گوناگون در او نیست. اهل عرفان در تقسیمی اسمای الهی را به ۴ اسم اول و آخر و ظاهر و باطن، تقسیم کرده، آن ها را امّهات اسما دانسته و اسم جامع آن ها را « اللّه » و « رحمن » به حساب آورده اند.آنان معتقدند هر اسمی که مظهر آن ازلی و ابدی است، ازلیّت آن از اسم اوّل و ابدیّت آن از اسم آخر است و نیز اسمای متعلق به ابداء و ایجاد در اسم اوّل داخل اند چنان که اسمای مربوط به اعاده و جزاء در اسم آخر داخل اند.
اول در قرآن و احادیث
اسم اول در دعاها و احادیث بسیاری به کار رفته است.اول به عنوان یکی از اسم های خدا تنها یک بار در قرآن به کار رفته است:«هُوَ الاَوَّلُ والأخِرُ والظّهِرُ والباطِنُ و هُوَ بِکُلِّ شَیء عَلیم». برخی ترتیب ذکر اسمای چهارگانه در آیه را به این دلیل دانسته اند که هر اسم متأخری، متضمن اسم یا اسم های پیش از آن است، بنابراین هر سه اسم آخر و ظاهر و باطن متضمن اسم اول اند.
تبیین اوّل بودن خداوند
...
اول
معنی أَوَّلَ: نخست ...


اول در دانشنامه ویکی پدیا

اول
اول می تواند به موارد زیر اشاره کند:
اول، مربوط به ۱ (عدد)
آول یا زبان هستی شناسی وب
عدد اول، عددی طبیعی که بر هیچ عددی بجز خود و عدد ۱ بخش پذیر نباشد
اول (به آلمانی: Auel) یک شهر در آلمان است که در ایالت راینلاند-فالتس واقع شده است. اول ۲۳۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
اول آمریکا (انگلیسی: America First) یک شعار در گفتمان سیاسی ایالات متحده آمریکاست که سعی در ایجاد سیاست های انزواگرایی، حمایت گرایی و عدم مداخله دارد. این شعار را نخستین بار رئیس جمهور دموکرات آمریکا وودرو ویلسون در سال ۱۹۱۵ برای توجیه عدم مداخله آمریکا در جنگ جهانی اول استفاده کرد. پنج سال بعد از او هاردینگ از حزب جمهوری خواه با استفاده از این شعار توانست رای اکثریت قاطع مردم را بدست آورد. پس از مرگ هاردینگ در ۱۹۲۳، این شعار توسط کولیج و پس از وی هوور استفاده شد. به عقیده برخی اقتصاددانان، استفاده از این شعار و سیاست همسایه ات را فقیر کن منجر به رکود بزرگ در ۱۹۲۹ گشت.
Bill Kauffman: America First! Its History, Culture, and Politics. Prometheus Books, New York 1995, ISBN 0-87975-956-9
در دهه ۱۹۳۰ شعار «اول آمریکا» توسط هواداران آلمان نازی و ایتالیای فاشیست برای جلوگیری از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم در حمایت از بریتانیا استفاده می شد.
چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، دانلد ترامپ نام سیاست اصلی دولت خود را از این شعار الهام گرفت و آنرا در مراسم تحلیف خود ذکر کرد.
اول اسکلف (به انگلیسی: Ulleskelf) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در Selby واقع شده است. اول اسکلف ۹۸۰ نفر جمعیت دارد.
Ulleskelf
SE ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اول در دانشنامه آزاد پارسی

اوّل
در اصطلاح قرآن و علم کلام، از نام های نیکوی (← اسماءالحسنی) خدا است و دربرابر آخر (حدید، ۳) قرار دارد. به نظر متکلمان، اوّل بودن خداوند دارای دو معنی است: ۱. یگانۀ بی آغاز و آفریدگار ازلی، که بی واسطه یا با واسطه علت وجود تمام موجودات است و خود موجودی است که از ازل تا به ابد باقی است؛ ۲. نخستین موجود در سلسلۀ طولی نزولی وجود، که وجود تمام موجودات مستفاد از وجود بی پایان و بی آغاز اوست و خود مبدأالمبادی محسوب می شود.

ارتباط محتوایی با اول

اول در جدول کلمات

اول
یکم
اول | آغاز
ابتدا
اول | اغاز
بدو
اول | نخست
بدو
اول جوانی
عنفوان
اول شب
مسا
اول شخص جمع
ما
اول شخص مفرد
من
اول شربت خوردن
نهل
اول صبح
بامداد

معنی اول به انگلیسی

initial (صفت)
ابتدایی ، اصلی ، بدوی ، اولین ، اول ، نخستین ، اغازی ، واقع در اغاز
prime (صفت)
اصلی ، باستانی ، بهترین ، برجسته ، عمده ، درجه یک ، اولیه ، اول ، نخستین ، نخست
first ()
اولین ، اول ، نخستین ، نسختین

معنی کلمه اول به عربی

اول
اولا , اولي
صباحا
الأسبقية الأولى
اولا
آس

اول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
آدی ãdi (سنسکریت)
دَپیک dapik (کردی: دَسپیک daspik)
اوسَب usab (سنسکریت: اوتْسَوا utsavã)
لَپور lapur (پشتو: لاس پوری lãspuri)
اشکان
این واژه آریایی است ؛

واژه آریایی اول‌ (av el)از ریشه av (یکم) و پسوند اِل el ساخته شده که واژگان اَو av (یکم) و ایو ēv (یک) هر دو در نوشته های اوستایی زپت (ضبط) شده اند. هم اکنون مردمان اصفهان لپز (لفظ) درستتر اول را به کار میبرند که همان avel باشد. پسوند اِل نشانگر دارندگی است ولی پسوند *یِل که گویشی دیگر از اِل باشد در گویش تبرستانی (مازندرانی) نشانگر فاعل است و به معنای گذارندگی و نهندگی به کار میرود. یِل و اِل شاید از هشتن-هلیدن (گذاشتن-گذاردن) گرفته شده باشند که از هل واژه کارهل (فاعل) را به دست آورده ام.

نمونگان:

اول (یکمین)

کاهل (کاهیده-کاسته مند)

کامل (به کام شده-دلخواسته-پسندیده)

شامل (به درون کشیده شده همخانواده با آشامیدن. در اوستایی شام=پذیرفتن)

پازل (فاضل-سرریز شده-از پاختن-پازیدن. همخانواده با فاضلاب)



واژه ایو ēv از او av ستانده شده زیرا در زبان پارسی با کشاندن یک صدای کوتاه هالت افزونگی و پایندگی پیدا میشود که هالتی مانند صیغه مبالغه در زبان عربی باشد. نمونگان:

پر (دوروبری)←پیر (پیرامون-دوروبر)

تر (دوری-آن سری)←تیر (دور-آن سر) در کابل به پیاده رو روبرویی �تیر� میگویند.

یادآوری: تیر (ابزار جنگی) در گذشته تیگر بوده و از ریشه تر نیست.

سر (پُری-لبریزی)←سیر (پُر-اشباع)

زو zav (توان-زندگی، زوار=پرستار یا نیرومند)←زیو (توانا←زیویدن =توانا-زنده)

اوav (یکم)←ایو (یک) مانند ایوواژ (یک گفته=جمله-در دستور زبان) و ایوور (یک باور=یقین) ایویچ (یکی از همه=فقط).



*پیرس: tabarestan.ir/dictionary
سیدحسین اخوان بهابادی
اولِ بار، در گویش شهرستان بهاباد به معناي اولین کار و مترادف (اولْ از همه) ی لهجه ی تهرانی است.
مصیب مهرآشیان مسکنی
اوّل=دوستر مهمتر و این واژه اصلا یک تنها نیست و نمیتوان کسی که مقام اول را کسب کرده بگوییم مقام یکم شد اول یعنی انچه دوست داشت انچه اولا تر و بهتر بود و به همین خاطر یکی از صفات خداوندی هم است اگر اولی نباشد دومی و الی آخری هرگز به وجود نمی آید و در عربی هم یکمی واحد و یا احد نام دارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دریافت ریز قبض همراه اول   • رویت صورتحساب همراه اول   • همراه اول همراه من   • تقسیط بدهی همراه اول   • ریز مکالمات همراه اول   • پرداخت قبض همراه اول   • عیدانه همراه اول   • همراه اول اینترنت   • معنی اول   • مفهوم اول   • تعریف اول   • معرفی اول   • اول چیست   • اول یعنی چی   • اول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اول
کلمه : اول
اشتباه تایپی : h,g
آوا : 'avval
نقش : صفت
عکس اول : در گوگل

آیا معنی اول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )