مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 285 100 1

اژنگ

معنی اژنگ در لغت نامه دهخدا

اژنگ. [ اَ ژَ ] (اِ) چین پیشانی و روی و اندام. (برهان ) (غیاث ). چین که از پیری یا غضب باشد. شکنج روی. آژنگ :
اگر ز طبع روان تو راستی یابد
جبین آب ، کجا یابد از نسیم اژنگ.
منصور شیرازی.
- اژنگ بر جبین افتادن ؛ کنایه از عبوس و ترش روی شدن باشد بهنگام غضب :
اگر در جبین تو افتد اژنگ
فتد لرزه اندر تن شاه زنگ.
؟ (از فرهنگ سروری ).

معنی اژنگ به فارسی

اژنگ
اژنگ، آزنگ: چین وچروک، چین وشکن، چین وچروک که درچهره یاابروپیداشودازپیری یاخشم
( اسم ) چین پیشانی و روی و اندام .

معنی اژنگ در فرهنگ معین

اژنگ
(اَ ژَ) (اِ.) نک آژنگ .

معنی اژنگ در فرهنگ فارسی عمید

اژنگ
= آژنگ

معنی اژنگ به انگلیسی

- اسم -
wrinkle
چین ، چروک ، چین خوردگی ، اژنگ

معنی کلمه اژنگ به عربی

اژنگ
تجعيدة

پیشنهاد شما درباره معنی اژنگ



نام نویسی   |   ورود
معنی اژنگ
کلمه : اژنگ
اشتباه تایپی : hCk'
عکس اژنگ : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با اژنگ در گوگل



آیا معنی اژنگ مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو