انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1090 100 1

ایجاد

/'ijAd/

مترادف ایجاد: ابداع، احداث، پیدایش، تاسیس، تشکیل، تکوین، تولید، خلق، خلقت، کون، وضع

برابر پارسی: ساخته، درست، برپایی، آفرینش، گشایش، برپاداشتن

معنی ایجاد در لغت نامه دهخدا

ایجاد. (ع مص ) (از «وج د») ائجاد. آفریدن و هست نمودن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). در وجود آوردن و پیدا کردن. (آنندراج ) (غیاث ). هست کردن. (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) :
این طلب در ما هم از ایجاد تست
رستن از بیداد یارب داد تست.
مولوی.
- ایجاد کردن ؛ آفریدن. از عدم بوجود آوردن. (ناظم الاطباء).
|| اختراع کردن. (ناظم الاطباء). || بمطلب رسانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || توانگر وبی نیاز کردن. (منتهی الارب ). یقال : الحمد ﷲ الذی اوجدنی بعد فقر و آجدنی بعد ضعف ؛ ای قوانی. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || به ستم بر کاری داشتن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یقال اوجدنی علی الامر.(ناظم الاطباء). || توانا گردانیدن بعد سستی ، یقال : اوجده و آجده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). قوی گردانیدن. (از اقرب الموارد) (المصادر زوزنی ). || رنج دادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی ایجاد به فارسی

ایجاد
بوجود آوردن، آفریدن، هست کردن
۱ - (مصدر) هست کردن هستی دادن هست گردانیدن آفریدن . ۲ - ( اسم ) آفرینش.
[traffic generation, traffic generating] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] افزایش حجم شدآمد در نتیجۀ رشد جمعیت و کاربری های جدید زمین
[crack and seat] [حمل ونقل درون شهری] فرایند ایجاد تَرَک و ترمیم سطح راه های بتنی فرسوده با تقسیم سطح یکپارچه به قطعات کوچک تر و اعمال فشار توسط غلتک
[stand establishment] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ایجاد پوشش درختی ازطریق جنگل کاری و بازکاشت و بازجنگل کاری و زادآوری
[trip generation, trip generating] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] برنامه ریزی برای سفر از مراکز مختلف برای انجام کارهای گوناگون که اغلب این سفرها از خانه آغاز می شود
ابن احمد علی خان همدانی متخلص به ایجاد اصل او از همدان بود و در برهان پور متولد شد و در سال ۱۱۸۹ قمری درگذشت ابیاتی از شعر او در نتایج الافکار نقل شده است

معنی ایجاد در فرهنگ معین

ایجاد
[ ع . ] ۱ - (مص م .) بوجود آوردن ، آفریدن . ۲ - (اِمص .) آفرینش .

معنی ایجاد در فرهنگ فارسی عمید

ایجاد
۱. آفریدن، هست کردن.
۲. به وجود آوردن.

ایجاد در جدول کلمات

ایجاد زمینه تربیت اجتماعی و علم و آداب و رسوم در جامعه
فرهنگسازی
انگل ایجاد کننده بیماری گال
اکاروس
به عمل ایجاد نقوش دائمی یا با ماندگاری طولانی بر روی پوست گفته می شود
خالکوبی
تصویری شبیه سرو خمیده که بر روی پارچه | ترمه یا فرش ایجاد کنند
بته جقه
تغییر ایجاد کردن در چیزی ضمن بازنگری در آن
جرح و تعدیل
تغییرات ایجاد شده در بسامد نسبی اشکال مختلف یک ژن در یک جمعیت | به واسطه شانس و نمونه گیری تصادفی
رانش ژنتیکی
توافق دو اراده ضروری در جهت ایجاد یک اثر حقوقی
قرارداد
سازمان کشورهای صادرکننده نفت دنیای سوم با هدف ایجاد هماهنگی در سیاست نفتی
اوپک
شرکتی در شیلی که در سال 1939 تاسیس شد و وظیفه داشت موجبات رشد را یا از طریق تامین تسهیلات مالی درازمدت برای بخش خصوصی فراهم کند یا خود رسما به ایجاد موسسات صنعتی در بخش عمومی مبادرت ورزد
کورفو
صدای ایجاد شده ناشی از آذرخش است
تندر

معنی ایجاد به انگلیسی

development (اسم)
پیشرفت ، پیش روی ، ترقی ، ظهور ، بسط ، توسعه ، ایجاد ، سیر ، رشد ، نمو ، سیر تکاملی ، تقریر
authorship (اسم)
اغاز ، نویسندگی ، تالیف و تصنیف ، ابداع ، ابتکار ، احدای ، ایجاد ، اصل
creation (اسم)
ایجاد ، فطرت ، خلقت ، خلق ، افرینش

معنی کلمه ایجاد به عربی

ایجاد
تاليف , خلق ، استتباب
إثارة الْقَلاقلِ
إثارة الْقَلاقلِ
اِحْلالُ الأمْنِ ، استتباب الأمن
نبات القراص
ارهاب
أحْلالُ الإستقرار
إثارة الجدلِ
حريق متعمد
إثارة الدَّهْشَةِ
اندماج
استتب
طبيعي
فوق البنفسجي
خرق
توجس
إثارة الفِتْنَةِ
عرقل
إثارة الْقَلاقلِ
زعزعة الأمن

ایجاد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

نیازعلی شمس ٠٩:٥١ - ١٣٩٧/١١/٠٤
پدیدآیی،پدیدآمدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایجاد جیمیل   • آموزش ساخت جیمیل   • جيميل   • ساخت ایمیل فارسی   • سایت جیمیل   • gmail new account   • ساختن ایمیل یاهو   • ثبت نام جیمیل   • معنی ایجاد   • مفهوم ایجاد   • تعریف ایجاد   • معرفی ایجاد   • ایجاد چیست   • ایجاد یعنی چی   • ایجاد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ایجاد
کلمه : ایجاد
اشتباه تایپی : hd[hn
آوا : 'ijAd
نقش : اسم
عکس ایجاد : در گوگل


آیا معنی ایجاد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )