انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1044 100 1

ایران

/'irAn/

معنی اسم ایران

اسم: ایران
نوع: دخترانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: irān) نجد (فلات) ایران، کشور (مملکت) ایران، آزادگان - مکان آریائیان (قوم اری )، محل مردمان شجاع و شریف، نام کشور باستانی ما، حدود 2000 سال پیش از میلاد مسیح طوایفی سفید پوست از راه جیحون و کوههای قفقاز وارد منطقه ایران شدند این طوایف به دو دسته تقسیم می شدند دسته ای که خودرا زورمند می دانستند و به نام سک (به فتح س) ها شناخته می شدند و دسته ای دیگر که متمدن تر از دسته اول بودند خود را اری (به فتح الف و کسر ر) به معنای شجاع و شریف می نامیدند و وجه تسمیه ایران نیز همین است

معنی ایران در لغت نامه دهخدا

ایران. (اِخ ) پهلوی ، «اِران » . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» میگفتند. در عصر هخامنشی ایی ریا نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز بصور «ایرون »، «ایرو» و «ایر» بخود اطلاق کرده اند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کلمات آریا، آریائیان و ایران و امثال آن که در زبان باقی مانده از این کلمه گرفته شده است. فلات (نجد) وسیعی است در آسیای جنوب غربی که شامل قفقازیه و ترکستان و افغانستان و ایران کنونی میشود. مساحت این فلات را 2600000 کیلومتر مربع نوشته اند. پیش از مهاجرت آریاییان ایران به این سرزمین اقوامی از نژادهای متفاوت با تمدن های مشابه در آن می زیستند که اطلاع محدودی از آنان در دست است. از میان این اقوام ، عیلامیان تمدنی قابل توجه داشته اند که از حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح شروع می شد. در اواسط هزاره ٔ دوم پیش از میلاد مسیح ، طوایفی از نژاد سفیدپوست از راه جیحون و کوههای قفقازیه به داخله ٔ نجد ایران روی آوردند، این قبایل شعبه ای از نژاد سپیدپوست هند و اروپایی بودند که نزدیک سه هزار سال پیش از میلاد مسیح از هم نژادان خود جداشده بودند و به آسیای مرکزی مهاجرت کردند و دسته ای از آنها هم ظاهراً در ناحیه ای نزدیک دریای خوارزم که در اوستا ایرن واجه (ایران ویج ) نامیده شده است بسربردند، مجموع این اقوام بدو دسته ٔ اصلی منقسم می شدند، دسته ای که خود از چند شعبه ٔ زورمند تشکیل می شد «سَک َ» و دسته ٔ دیگر که متمدن تر از دسته ٔ نخستین بود «اَرِی » نامیده می شدند. دسته ای از این قبایل که خود را اَرِی َ یعنی شجاع و شریف می نامیدند کم کم بر دره ٔ سند و قسمتی از اراضی هندوستان مسلط شدند و آنها را «اری ورت » خواندند، شعبه ٔ دیگر که اُیری و اَیرین خوانده شده اند، در نجد ایران سکونت گرفتند :
که ایران بهشت است یا بوستان
همی بوی مشک آید از دوستان.
فردوسی.
مزن زشت بیغاره ز ایران زمین
که یک شهر ازآن به ز ماچین و چین.
اسدی.
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد.
نظامی.
و همین سرزمین است که بعدها در مآخذ تاریخی و جغرافیایی قدیم ایرانشهرمملکت ایران بکار رفته است. در مغرب زمین از قرون وسطی به نامهایی از قبیل پرس (به لهجه ٔ فرانسوی ) و پرشا (به لهجه ٔ انگلیسی ) مقتبس از لفظ پرسیس که نام یونانی قسمتی از ایران (کما بیش مطابق فارس ) بوده برمیخوریم ولی در سال 1935 م. بر طبق تقاضای دولت ایران بجای پرس ، پرشا و غیره کلمه ٔ ایران پذیرفته شده است و نام این کشور به ایران تبدیل گردید. کشور ایران اکنون 1654000کیلومتر مربع وسعت دارد.از سمت شمال به ترکمنستان شوروی و بحر خزر و آذربایجان شوروی و ارمنستان شوروی و از طرف غرب به ترکیه وعراق و از سمت شرق به خاک شوروی و افغانستان و پاکستان و از طرف جنوب به دریای عمان و خلیج فارس محدود است. فاصله ٔ منتهای شمال غربی ایران تا منتهای جنوب شرقی آن در حدود 2250 کیلومتر است. نصف خاک ایران کوهستانی و یک ربع آن بیابان است. کشورهای مجاور این کشور از سمت شمال روسیه ٔ شوروی ، از مشرق افغانستان و پاکستان و از مغرب ترکیه و عراق عرب است. این کشور بین مدارات 25 درجه عرض شمالی و سی و نه درجه و 45 دقیقه عرض شمالی و نصف النهار 44 درجه طول شرقی و 63 درجه و 5 دقیقه طول شرقی واقع است ، فاصله ٔ منتهای شمال غربی ایران تا منتهای شرقی جنوب آن حدود 2250 کیلومتر است. از جزایر ایران در خلیج فارس (تقریباً از غرب به شرق )، خارکو، خارک ، مجمع الجزایر بحرین ، شیخ شعیب ، هندورابی ، کیش ، سیری ، ابوموسی ، تنب کوچک ، تنب بزرگ ، قشم ، هنگام ، لارک و هرمز را میتوان نام برد. مرزهای ایران در طی تاریخ دراز این کشور بارها تغییر یافته است. در اوج اقتدار از دوران هخامنشیان ، امپراطوری ایران از رود سند تا دریای اژه و رود نیل و از سیحون و دریای خزر و جبال قفقاز و دریای سیاه تا خلیج فارس و بحر عمان ممتد بود. در طی قرون متمادی گاه بروسعت این کشور افزوده شده و گاه اراضی آن بدست اجانب افتاده است و پس از استیلای عرب استقلال ایران از بین رفت و این سرزمین جزء امپراطوری وسیع اسلام گردید. تا آنکه در اوان قرن سوم هجری سلسله هایی مانند طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، آل بویه ، غزنویان ، آل زیار در استقرار حکومت ایرانی در ایران کوشیدند و رفته رفته کشور ایران را از سلطه ٔ حکام عرب بیرون آوردند و درحقیقت با تشکیل سلسله ٔ طاهریان که در سال 207 هَ. ق. در خراسان استقرار یافت دوران تسلط عرب در ایران به سر رسید و ایران توانست استقلال قومی خود را بدست آورد و بار دیگر تاریخی خاص داشته باشد. ایران کنونی در عهد صفوی تشکیل شد و وحدت ملی و سیاسی یافت.
پایتخت ایران : پایتخت ایران در دوران مختلف تغییر کرده است چنانکه در دوران پادشاهی صفویه ابتدا قزوین و سپس اصفهان بود و در دوران پادشاهی زندیه شیراز و از زمان سلطنت قاجاریه تهران پایتخت کشور ایران گردید و هم اکنون نیز این شهر پایتخت کشور ایران است. جمعیت این کشور بر طبق سرشماری آبانماه سال 1345 بر اساس نشریه ٔ مرکز آمار ایران 923،078،25 تن می باشد. این کشور به 13 استان و هشت فرمانداری کل تقسیم شده و استانهای سیزده گانه ٔ آن بر حسب آمار سال 45 وزارت کشور بقرار زیر است :
1 - استان مرکزی. 2 - استان گیلان. 3 - استان مازندران. 4 - استان آذربایجان شرقی. 5 - استان آذربایجان غربی. 6 - استان کرمانشاهان. 7 - استان خوزستان. 8 - استان فارس. 9 - استان کرمان. 10- استان خراسان. 11 - استان اصفهان. 12 - استان سیستان و بلوچستان. 13 - استان کردستان .
فرمانداری های کل عبارتند از: 1 - فرمانداری کل همدان. 2 - فرمانداری کل بختیاری و چهار محال. 3 - فرمانداری کل لرستان. 4 - فرمانداری کل ایلام. 5 - فرمانداری کل کهکیلویه وبویراحمدی. 6 - فرمانداری کل سمنان. 7 - فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس. 8 - فرمانداری کل بنادرو جزایر بحر عمان. شهرهای مهم ایران که جمعیت آنها بالغ بر یکصد هزار تن است عبارتند از: آبادان ، اصفهان ، اهواز، تبریز، تجریش ، تهران ، رشت ، ارومیه ، ری ، شیراز، قم ، کرمانشاه ، مشهد، همدان. از جمله ٔ بنادر بحرخزر آستارا، بابلسر، بندر ترکمن ، بندر انزلی ، شهسوار، نوشهر و از جمله بنادر خلیج فارس (از غرب به شرق )خرمشهر، آبادان ، بندر شاپور، بندر معشور، دیلم ، گناوه ، بندر ریگ ، بوشهر، کنگان ، عسلویه ، نخیلو، چارک ، بندر لنگه و بندر عباس و از بنادر بحر عمان (از غرب به شرق ) جاسک ، چاه بهار و گواتر است.
پستی و بلندی : بیش از نود درصد ایران کنونی در ناحیه ٔ معروف به فلات ایران قرار دارد که از دره های فرات و دجله تا ارتفاعات پامیر ممتد است. سرزمین ایران عبارت است از یک فلات مرکزی پهناور و حاشیه ٔ کوهستانی که خود به سه منطقه تقسیم می شود. کوههای زاگرس (کوههای غربی و جنوب غربی )و امتداد آنها تا مکران ، کوههای شمالی و ارتفاعات زاگرس در آذربایجان و خارج از آن در توده ای معروف به (گره ارمنستان ) که مرکزش کوههای آرارات است بهم متصل می شوند. و کوههای آسیای صغیر از قفقاز به همین گره متصل اند. از سه منطقه ٔ مذکور، منطقه ٔ اول مشتمل است بر کوههای کردستان ، لرستان ، بختیاری ، فارس ، مکران و بلوچستان. کوهها و قلل عمده ٔ آن کبیرکوه ، پشتکوه ، پیش کوه ، اشتران کوه (در جنوب شرقی الوند)، زردکوه ، علیجوق ، کوه کیلویه ، دینار و کوههای لارستان است. منطقه ٔ شمالی منقسم میشود به کوههای آذربایجان (مشتمل بر قراداغ ، جبال طالش ، آق داغ ، سهند، سبلان ، قوشه داغ ، قافلان کوه ). جبال البرز (بلندترین قله اش دماوند به ارتفاع 5654 متر) و کوههای خراسانی (مشتمل بر هزارمسجد، قراداغ ، آلاداغ و بینالود) مرتفعات شرقی یک رشته کوههای غیرمنظمی هستند که از شمال به جنوب امتداد دارند از جمله میتوان کوه تفتان را نام برد.
فلات مرکزی نیز هموار و بی عارضه نیست بلکه دو دسته کوه از آن میگذرند. دسته ٔ غربی از میانه تا کرمان در امتداد جنوب شرقی ممتد است که در نزدیکی کرمان ارتفاعش از 4200 متر تجاوز می کند. بین این دسته و دسته ٔ کوههای غربی و جنوبی حوضه ٔ چندی (از جمله اصفهان ) قرار دارد. رشته ٔ دیگر از نیشابور تا مرز بلوچستان کشیده شده و حوزه ٔ سیستان را از کویرهای مرکزی جدا می کند. از کوههای فلات مرکزی میتوان کرکس (جنوب کاشان )، درویش (جنوب شرقی کرکس )، شیرکوه (جنوب یزد)، بنان (شمال غربی کرمان )، بارز (جنوب غربی کرمان )، هزار (جنوب کرمان ) و توشادرو تزمان و بیرگ در (بلوچستان ) را نام برد. فاصله ٔ میان این دو دسته کوه را بیابانهای معروف به کویر فرا گرفته که سطح آنها تا حدود 2000 متر پائین تر از مرتفعات مرزی آنهاست. از جمله می توان کویر لوت (بین قهستان و کوهستانات قهرود) و دشت کویر یا کویر نمک (از حدود قم و کاشان تا کویر لوت ) را نام برد، در تمام این بیابانها مخصوصاً در کویر نمک و کویر لوت باطلاقهای متعدد واقع شده که آبهای گل آلود آنها در تابستان خشک شده نشتهای نمک بجا میگذارند. مهمترین آنهاعبارتند از دریای نمک یا حوض سلطان (جنوب شرقی قم )،باطلاق نمک (شمال جندق )، شورگز هامون (شمال شرقی بم )و هامون جزموریان (غرب بمپور).
رودهای مهم ایران : 1 - رودهایی که وارد دریاچه ٔ خزر می شوند عبارتند از: ارس ، سفیدرود (قزل اوزن )، اترک ، گرگان ، هراز، چالوس ، بابل ، تالار، تجن و نکا. 2 - رودهایی که بطور مستقیم و غیر مستقیم به خلیج فارس وبحر عمان می ریزند عبارتند از: کرخه ، دز، کارون (بزرگترین رود ایران و تنها رودی که قسمتی از آن قابل کشتیرانی است )، جراحی ، تاب ، دالکی ، سند، نابند، مهران ، شور، میناب. بعلاوه قسمت علیای اغلب واردات سمت چپ دجله مانند زاب و دیاله در خاک ایران است. 3 - رودهایی که در فلات مرکزی ایران جریان دارد. مهمترین آنها عبارتند از: زاینده رود که وارد مرداب گاوخونی میشود و زرینه رود که وارد کرج و جاجرود و حبله رود که وارد حوضه ٔ دریاچه ٔ قم یا حوض سلطان می شوند و رود کر یا کورش که وارد دریاچه ٔ نیریز یا بختگان می گردد و بمپور و هلیل رود که در حوضه ٔ جزموریان میریزند و هیرمند که وارد حوضه ٔ هامون می گردد. دریاچه های ایران عبارتند از: دریاچه ٔ خزر یا دریای مازندران (بزرگترین دریاچه های دنیا). دریاچه ٔ ارومیه ، دریاچه ٔ نمک (دریاچه ٔ قم یا دریاچه ٔ حوض سلطان ) دریاچه ٔ بختگان (دریاچه ٔ نیریز) و دریاچه ٔ هامون.
زمین شناسی : کشور ایران که قسمتی از نجد ایران است از لحاظ زمین شناسی بطور کلی به ترتیب زیر است : در مرکز و مشرق و جنوب شرقی ، زمینهای کویری که بیشتر ماسه و شن و گاهی تشکیلات کولابی و دریاچه دارد و بیشتر از بقایای دریاچه ٔعهد سوم است. جنوب ایران بیشتر تشکیلات دوران سوم رادارد و تشکیلات نفتی بیشتر در همین قسمتها است. در شمال شرقی ایران (اطراف مشهد) غالباً تشکیلات دوران دوم بانضمام تشکیلات آتشفشانی و نیز قسمتی از تشکیلات دوران سوم دیده می شود.
و در شمال ایران در قسمتهای سواحل بحر خزر بیشتر تشکیلات دوران سوم و در قسمتهای جنوبی تر (رشته ٔ البرز) تشکیلات دوران دوم و اول بانضمام تشکیلات آتشفشانی مشاهده می گردد. در آذربایجان شمالی غالباً زمین های دوران دوم و ابتدای دوران سوم و تشکیلات آتشفشانی وجود دارد. در آذربایجان غربی و سواحل دریاچه ٔ اورمیه تشکیلات دوران اول و ابتدای دوران سوم و تشکیلات آتشفشانی محسوس است. در مغرب ایران (کرمانشاهان و کردستان ) بیشتر تشکیلات مربوط به ابتدای دوران سوم و اواخر دوران دوم است. در جنوب شرقی ایران (بلوچستان ) بیشتر تشکیلات دوران سوم دیده میشود.
وضع اقلیمی : در باب اقلیم ایران هنوزمطالعات کافی بعمل نیامده است. اقلیم کشور بطور کلی برّی است. ارتفاع کوههای شمالی و غربی و جنوبی بقدری زیاد است که از تأثیر کلی بادهای مربوط به بحر خزر و مدیترانه و خلیج فارس در نواحی داخلی ایران جلوگیری می کند و باین ترتیب دامنه ٔ خارجی این کوهها مرطوب و دامنه های داخلی خشک است. بارندگی در ایران نتیجه ٔ ابرهای مدیترانه ای و رطوبت بحر خزر است وجهت در شمال غربی و شمال زیادتر می باشد و بطور کلی بارندگی درجنوب شرق رفته رفته کم میشود. اقلیم سواحل شمالی و جنوبی بکلی متفاوت است. اقلیم سواحل دریای خزر بارانی و مرطوب و دارای تابستان های ملایم میباشد. در سواحل شمالی گیلان ، مازندران و گرگان حرارت ممکن است به 40 درجه سانتیگراد برسد. از طرف دیگر هنگام وزش هوای سرد قطب شمال گرما در شب ممکن است به 12 درجه برسد. بارندگی سالیانه از 1500 میلیمتر ممکن است تجاوز کند وبیشتر آن نواحی ساحلی دارای رستنی های پرپشت است و دامنه ٔ شمالی البرز مستور از جنگل میباشد. در ارسباران ، دشت مغان و نواحی معتدل لرستان و فارس و بختیاری اقلیم مشابهی دارند. سواحل خلیج فارس بسیار گرم و ازبندر لنگه تا بندر دیلم مرطوب است. گرمای متوسط سالیانه بیش از 18 درجه میباشد، بارش سالیانه در بوشهر که از سایر نقاط سواحل جنوبی بارش بیشتر دارد 263/8 میلیمتر است و بارش در چاه بهار فقط 118/5 میلیمتر می باشد. سراسر فلات مرکزی ایران و دشت خوزستان اقلیم خشک دارد و از این ناحیه ٔ وسیع دشت کویر و کویر لوت و دشت سیستان کم آب است. و در این ناحیه ٔ پهناور فقط سیستان و خوزستان و حواشی کویر و نواحی نسبةً مرتفع قابل سکونت است (مانند بم ، ایرانشهر، طبس و شهداد) و بقیه ٔ بیابانها خشک و بی آب وعلف و سنگلاخ و یا ریگزارند که در فرورفتگی آنها نمک زارها قرار گرفته است. اقلیمی که میتوان آنرا سردسیری نامید در منطقه ٔ وسیعی ممتد از آذربایجان تا فارس و کرمان دیده میشود. قسمتی از خراسان شمالی (شامل مشهد) نیز همین اقلیم را دارد در این ناحیه متوسط حرارت سردترین ماه از 3/5 درجه ٔ سانتی گراد کمتر میباشد. البته اقلیم بعضی نواحی درقسمت های مذکور با اقلیم عمومی آن قسمت تفاوت اساسی دارد و مثلاً ارتفاعات کوهستانهای آذربایجان و دامنه های مرتفع دماوند و سایر قلل البرز و قلل زاگرس اقلیم قطبی دارند و در آنجا دمای متوسط سالیانه کمتر از 5درجه است.
رستنی های ایران : در ایران رستنی های بسیار میروید که غالب آنها بومی این سرزمین میباشند. بطور کلی بعلت تنوع اقلیم ، توزیع گیاهان در ایران بسیار متنوع است. کویرها و بیابانهای مرکزی از جهت گیاهان از تمام نقاط دیگر آسیا فقیرتر است و از طرف دیگر کرانه ٔ دریای خزر که باران فراوان و هوای ملایم دارد سرشار از گیاهان است. در دامنه های شمالی البرز تا ارتفاع 1800 متر درختان گردو، بلوط، افرا، روش ، زبان گنجشک ، نارون ، سرو، لالکی ، شمشاد، و کرت وجود دارد و بهترین مناطق جنگلی ایران در این ناحیه می باشد. در خراسان و آذربایجان ، لرستان ، کردستان ، کرمانشاهان ، اصفهان ، کهکیلویه ٔ فارس ، کوههای بختیاری و کرمان نیز مناطق جنگلی وجود دارد. از گیاهان دانه دار (پنبه ، بزرک ، کنجد، کرچک ) روغن استخراج میشود. از گیاهان و بوته های وحشی صمغهای گوناگون (کتیرا، سقز، سریش ، انقوزه ) بدست می آید. از گیاهان رنگی ، نیل ، روناس ، مازو، حنا، زعفران و غیره حاصل میگردد. بسیاری از گلها بومی ایران هستند: لاله ، گل سرخ ، علف مشک ، جنتیانا، گل استکانی ، شقایق ، شمعدانی ، عطری ، بنفشه ، پامچال ، زنبق ، ختمی درختی ، شمشادپیچ و یاسمن و...
حیوانات ایران : در جنگلهای البرز، ببر، پلنگ ، خرس ، گراز و جوجه تیغی یافت میشود. روباه ، یوزپلنگ ، گرگ ، شغال ، سنجاب و خرگوش نیز در این جنگلها فراوان است. در کویرها و نمک زارها گورخر و در دشت ها آهو، در کوهها میش ، قوچ و بز و در نواحی باطلاقی خرس یافت میشود. حشرات و خزندگان در ایران فراوان است. اطلاعاتی که از پرندگان ایران داریم ، بسیار ناقص است. از جمله پرندگان اهلی ، مرغ ، خروس ، اردک ، غاز، کبوتر و بوقلمون ، و از جمله پرندگان وحشی اردک وحشی ، درنا، بلدرچین ،خروس کولی ، کبوتر چاهی ، توکا، سار، تیهو، باقرقره ، قرقاول ، کبک ، قمری ، چکاوک ، عقاب ، باز، لک لک ، قوش ، قره قوش ، قرقی ، کرکس ، سبزقبا، هدهد، حورصید و اقسام گنجشک و جغد است. در رودهای کنار دریای خزر اقسام فراوانی از ماهی ها یافت می شود. مانند: ماهی آزاد، ماهی سفید، کولی ، سوف و ماهی خاویار. صید ماهی های گوناگون خلیج فارس در این اواخر اهمیت پیدا کرده است.
معادن ایران : عمده ترین منابع معدنی ایران معادن نفت و گاز است که قسمت اعظم آن از مسجدسلیمان ، لالی ، هفتگل ، نفت سفید، آغاجاری ، گچساران ، اهواز، بندرعباس ، بینک ، منه ، پازنان ، نفت شاه ، سراجه و قم استخراج میشود. معادن زغال سنگ ، بیشتر در نواحی گاجره ، شمشک ، نسا، لولان ، گرمابدره ، الیکا، گلندرود، زیراب ، سمنان ، شاهرود، تربت جام ، کاشان ، طرق ، شمس آباد و کرمان قرار دارد. معادن آهن در اراک ، ملایر، کرمان ، یزد، اصفهان ، کاشان ، دامغان ، سمنان ، خراسان ، اطراف تهران ، آذربایجان ، گیلان ، زنجان ، خراسان و جزایر خلیج فارس میباشد. معادن مس در انارک ، آذربایجان ، اردستان ، شاهرود، زنجان ، کرمان. و معادن منگنز در رباطکریم ، نائین ، اردستان ، اشتهارد، و کرومیت در عباس آباد، شاهرود، سبزوار، فریمان ، رباطسفید،کرمان و فارس. و طلا در موته. و گوگرد در سمنان و نواحی خلیج فارس. و فیروزه در خراسان که فیروزه ٔ نیشابور از قدیم مشهور بوده است. و همچنین معادن سنگ مرمردر یزد، و گائولن در حوالی دماوند، نطنز، مرفه ، ساوه ، آباده ، علی آباد قم ، و خاک سرخ در جزیره ٔ هرمز، گناباد، بجستان ، رطون ، نهاوند. و سنگ های ساختمانی ، گرانیت ، بازالت و گچ و آهک در غالب نقاط ایران وجود دارد.
مردم ایران : نژاد آریایی که در حدود اواسط هزاره ٔ دوم قبل از میلاد در ایران جایگزین شد در طی تاریخ با اقوام مختلف عرب و ترک وغیره درآمیخت و نژاد ایرانی به معنی اخص از اعقاب این آریائی ها محسوب میشود. بیش از 99 درصد سکنه ٔ ایران مسلمانند و از این عده قریب 80 درصد شیعه ٔ دوازده امامی (مذهب رسمی کشور) و بقیه سنی (عمدةً کردها، بلوچها و ترکمن ها) و شیعه ٔ اسماعیلی می باشند. یک صدم دیگر اقلیت زردشتی است که عده ٔ آنان 10000 تا 15000 نفرند و غالباً در یزد و کرمان و تهران و اطراف سکنی دارند. اقلیت یهودی ، در حدود 40000 نفرند و اقلیت ارمنی در حدود 120000 نفرند که غالب آنها در ارومیه ، تبریز، تهران ، فریدن ، و جلفای اصفهان سکونت دارند. اقلیت آسوری بیشتر در ارومیه سکونت دارند. در ایران گروهی از پیروان مذهب پرتستان و کاتولیک رومی نیز وجوددارند که غالباً در تهران و معدودی در سایر نقاط ایران پراکنده اند. زبان رسمی ایران فارسی است که نه فقط در ایران بلکه از کوههای زاگرس تا پامیر و سیردریاگسترش دارد. رجوع به ایرانی شود.
کشاورزی ایران : محصولات کشاورزی عمده ٔ این کشور گندم و جو و برنج است و بسیاری از رستنی ها و میوه ها در ایران بعمل می آید و بسیاری از آنها بومی این سرزمین میباشد. خشکبار از صادرات مهم کشور است. مرکبات در کرانه های بحر خزر و فارس و کرمان ، خرما در خوزستان و سایر نواحی ساحلی گرم خلیج فارس و دریای عمان و نیشکر در خوزستان و چغندر قند در اغلب نواحی بعمل می آید. پنبه در گرگان و مازندران و دیگر نقاط ایران زراعت میشود. محصول چائی گیلان مهم است. توتون و تنباکو در کردستان ، گیلان ، آذربایجان ، اصفهان و شیراز بعمل می آید و در انحصار دولت است و تجارت تریاک تا مهر ماه 1334 هَ. ش. که کشت خشخاش و استعمال تریاک ممنوع شد، نیز در انحصار دولت بود و اخیراً براساس ضوابط خاصی کشت تریاک و برداشت محصول آن زیر نظر دولت انجام میشود و منحصراً به مصرف دارویی میرسد. آبیاری از مشکلات کشاورزی ایران است و در اغلب نواحی متوسل به حفرقنات میشوند و این روش که در فلات ایران منحصر به کشور ایران است از ادوار پیش از تاریخ سابقه دارد. در سنوات اخیر طرح های سدسازی و حفر چاههای عمیق بموقع اجرا گذاشته شده است. تا قبل از بهمن ماه 1341 هَ. ش. اصول و طرق کشاورزی ایران ابتدایی و بر اساس ارباب - رعیتی بود و از آن به بعد اقدامات اصلاحی بر مبنای تقسیم اراضی میان کشاورزان و دیگر طرحهای مخصوص در حمایت کشاورزان و استفاده از وسایل مکانیکی بمورد اجرا گذاشته شد که وضع کشاورزی ایران را بکلی دگرگون ساخته است. دامپروری (گوسفند، بز، گاو، الاغ ، شتر، استر و اسب ) در نزد قبایل رایج است و در نواحی خراسان وآذربایجان نیز اهمیت دارد.
صنایع ایران : از صنعت نفت که بگذریم مقدمات صنعتی کردن کشور از دوره ٔ رضاشاه آغاز شد و در سالهای اخیر قدمهای مهم و مؤثری در این باره برداشته شد. صنایع عمده بعد از صنعت نفت صنعت نساجی مخصوصاً در تهران و اصفهان و مازندران پیشرفت کرد و صنعت تهیه ٔ موادغذائی از قبیل خاویار و کنسرو ماهی و همچنین تهیه ٔ ادوات الکتریکی ، مونتاژ و ساخت رادیو و تلویزیون و یخچال و کارخانه های تصفیه ٔ قند و کارخانجات روغن نباتی توسعه ٔ قابل ملاحظه ای یافته است. همچنین صنعت تهیه ٔ توتون و صنایع ماشین سازی و لاستیک سازی پیشرفت فراوان کرده است. از صنایع کبریت سازی و سیمان و سایر مصالح ساختمانی ، تسلیحات و کالاهای کائوچوئی و پلاستیکی و همچنین از صنعت قالیبافی که در شمار صنایع ایران و از مهمترین صنایع ملی و صادراتی کشور است باید یاد کرد.تشکیلات کارگری قبلاً بر طبق اصول اصناف بود. بعد از جنگ جهانی دوم اتحادیه های کارگری تشکیل یافت و قانون کار مقرر شد و با سهیم شدن کارگران در منافع کارخانه ها و کارگاهها مهمترین تحول کارگری ایران بوقوع پیوست.
راههای ایران : راههای داخلی ایران عبارت است از راه آهن و جاده های آسفالت شده و شنی و خاکی. خطوط آهن در دست بهره برداری جمعاً 3505 کیلومتر است و خطوط مهم آن عبارتند از خط تهران - بندر ترکمن (464 کیلومتر). تهران - بندر شاهپور (928 کیلومتر). تهران - تبریز (742 کیلومتر). گرمسار- مشهد (811 کیلومتر). اهواز - خرمشهر (123 کیلومتر). قم - کاشان (98 کیلومتر). تبریز - جلفا (146 کیلومتر). صوفیان - شرفخانه (53 کیلومتر). میرجاوه - زاهدان (92 کیلومتر). سربندر - بندرمعشور (12 کیلومتر). بندر ترکمن - گرگان (36 کیلومتر). کاشان - یزد (377 کیلومتر) که در دست ساختمان است. طول راههای آسفالت شده 2514 کیلومتر، راههای شنی 14343 کیلومتر و راههای خاکی 11314 کیلومتر است. بعلاوه حدود 1790 کیلومتر در دست اقدام برای آسفالت میباشد . از لحاظ ارتباط هوائی فرودگاههائی در ایران ساخته شده است که مهمترین آنها فرودگاه مهرآباد تهران و فرودگاه آبادان میباشد. بنادر صادراتی ایران در جنوب ، آبادان (نفت ) و بندر خرمشهر و شاهپور است. تجارت با کشور شوروی از طریق بنادر دریای خزر (بندر انزلی و بندر ترکمن ) انجام می گیرد.
هنر و معماری : ریشه های هنر ایران را باید در ادوار پیش از تاریخ این کشور جستجو کرد. از اواسطقرن 19 م. دانشوران و هنرشناسانی در باز یافتن و طبقه بندی این ریشه ها پرداخته اند و هنوز دانشوران و هنرشناسانی به این کار سرگرمند. از آغاز تاریخ ایران بر اثر مهاجرت اقوام متعدد و فتوحات جهانگشایان ایرانی و فرمانروائی متناوب بیگانگان شیوه های گوناگون هنری وارد این سرزمین شده است. این شیوه ها همواره با سنت های دیرین بومی درآمیخته اما تا پایان عهد صفویه (1135 هَ. ق.) هیچگاه از اصالت آنها نکاسته است. بعکس هنرهای حاضر ایران از این پیوندها نیرو گرفته و بی آنکه خصیصه ٔ خود را ببازد گسترش و تکامل پذیرفته است. در عصر شاهان هخامنشی (550 - 330 ق. م.) بابلیان ، لیدیائیان ، مصریان و اقوام دیگری که مقهور کوروش بزرگ و جانشینان وی شده بودند در ایجاد فرهنگ هنری که بر پایه ٔ بزرگداشت شاهان استوار بود ایرانیان را یاری کردند. با آنکه تأثیر سبک های معماری یونان و مصر وآشور در آثار تخت جمشید آسان به چشم می خورد اما شیوه ٔ خاص معماری ایرانی نیز دراین آثار بارز می باشد.
ستونهای تخت جمشید از ستونهای یونانی نازکترند و شیارهای روی آنها باریکتر و بهم نزدیکتر، پایه های بلند و اغلب ناقوسی شکل دارند. سرستونها هر یک بشکل نیمتنه ٔ دو نره گاو است که پشت به پشت هم داده اند و گلهای دوازده پرساده ای حاشیه وار آنها را زینت بخشیده است. پیکره های سنگی کاخها گویا و ساده اند و در تراشیدن آنها واقعپردازی و اندیشه های حماسی با ظرافت و نظمی شگفت بهم تلفیق شده اند. از این قبیل اند نقشهای برجسته ٔ خراج گزاران و سربازان و بردگان و جانوران و گیاهان که در کنار پلکان های تالار بزرگ کاخ خشایارشاه بر دیوار حجاری شده اند.
اشیاء و پیکره های کوچک فلزی بویژه زیورهای طلا و نقره که از خاک برون آمده نشانه ٔ رونق هنر فلزکاری در اعصار قدیم است. پس از حمله ٔ اسکندر تا پنج قرن آثاری پدید آمد که معدودی از آنها بجا مانده و تأثیر شدید هنرهای ولایتی یونان و مایه های رومی در آنها نمودار است. در عهد ساسانیان (226 - 640 م.) هنرهای بومی دوباره جان گرفت. بقایای کاخ های تیسفون و فیروز آباد نمودار بناهای عظیمی است که از آجر و سنگ ساخته شده بوده و گچ بری های سنگین تالارهای آنها را زینت میداده است. ساختن گنبدهای عظیم بر اطاق های مربع تا آن زمان ممکن نبود. معماران عهد ساسانی با ابداع طرق جدید (ازقبیل طاق های ضربی ) این مشکل را حل کردند و تحول مهمی در کار معماری پدید آوردند. در نقش های برجسته ای که پیکرتراشان این عهد بر صخره های نقش رستم و طاق بستان بجا گذاشته اند شیوه ٔ مستقل بچشم میخورد. در این عهد برجسته کاری بر ظروف طلا و نقره رواج یافت ، صحنه های شکار، تصاویر جانوران و نیز نقش سیمرغ بر ظروف عهد ساسانی فراوان بود. نقش هائی از این قبیل بر پارچه های لطیف ابریشمین نیز می نهادند. پس از حمله ٔ اعراب هنر و فرهنگ ایران بتدریج با هنر و فرهنگ دیگر کشورهای اسلامی در آمیخت و به شکل تازه ای جلوه گر شد. از نخستین هنرهای اسلامی در ایران نمونه های معدودی بجا مانده است. مهمترین این آثار سفال های ظریفی است که با نقوش جانوران و تصاویر دور از طبیعت آدمیان گاه به شکل برجسته زینت یافته است. هنر کتابسازی و خطنویسی در کشورهای اسلامی پیش از عهد عباسیان آغاز شده بود و خوشنویسان ایرانی در این کار سهمی بزرگ داشتند. در قرن یازدهم و دوازدهم میلادی تماس با کشور چین هنرهای ایران را شکفته تر ساخت. ظرافت طرح و کار سفال های معروف ری و پارچه های ایرانی افزایش یافت. معماران با استفاده از سنت های قدیم شاهکارهای عظیم پدید آوردند. مقرنس کاری ، گچبری و کتیبه سازی رو به تکامل نهاد. مسجد جامعاصفهان که بیشتر آن در این دوره ساخته شده از شاهکارهای معماری جهان بشمار میرود. هجوم مغول و ویرانی شهرهای ایران آسیبی به هنرهای ایران وارد نساخت و به طور کلی روابط ایران و چین بسط یافت. برخی از صنعتگران چینی به ایران آمدند و سنت های هنری آن را با خود آوردند. بکار بردن مایه های هنر چینی مانند ققنس ، نیلوفر، کلید و طرح های پیچ درپیچ هندسی در سفالگری و تزیین بناها رواج یافت. هلاکو و جانشینانش در ترویج هنر مصور ساختن کتاب کوشش بسیار کردند و نقاشان ایرانی رابا نقاشی خود که درآن زمان تکامل یافته بود آشنا ساختند. در دوران ایلخانان مغول هنر مینیاتور کلاسیک ایران پدید آمد و بیشتر برای مصور کردن کتابهائی مانندشاهنامه و خسرووشیرین و جز اینها بکار رفت. در عهد صفوی بخصوص در دوران سلطنت شاه عباس اول هنر معماری ایران بیش از پیش توسعه یافت ، اصفهان مرکز اصلی هنرهای ایران شد. معماری بعد از اسلام باوج خود رسیده بود. مسجد شیخ لطف اﷲ و عمارت عالی قاپو و بناهای مهم دیگر بوجود آمد. میرعماد و علیرضا عباسی در کار خوشنویسی پیشرفتهای تازه کردند، رضا عباسی در کار مینیاتورسازی شیوه ای تازه پدید آورد، اما پس از این دوره انحطاط هنر ایران تقریباً در همه ٔ رشته ها آغاز شد. در زمان ناصرالدین شاه کمال الملک که بیاری امیرکبیر در فرانسه و ایتالیا نقاشی آموخته بود طبیعت سازی با رنگ وروغن را با اسلوب صحیح در ایران پایه گذاری کرد و پس از چندی مدرسه ٔ صنایع مستظرفه را بوجود آورد. وی شاگردانی تربیت کرده که برخی از آنان کاری را که او پایه گذاشت هنوز دنبال می کنند. در اوایل سلطنت رضاشاه برای احیای هنرهای ملی ایران کوششهائی شد.
مؤسسه ٔ قالی ایران بوجود آمد، مسابقه های هنری برپا شد، به برخی از استادان مینیاتورسازی ، خاتم سازی ، قلمزنی ، منبت کاری و زری بافی که هر یک در شهری سرگرم ساختن کارهای بازاری بودند تأمین مالی داده شد تاتوانائی خود را برای احیای هنرهای اصیل ملی بکار بندند، چند تن از این استادان در این راه کوشش های صادقانه کرده اند و ضمن پیروی از شیوه های عهد صفویه آثاری بوجود آورده اند که برخی از آنها در نمایشگاههای بین المللی به تماشا گذاشته شد. رجوع به دایرةالمعارف فارسی و فرهنگ فارسی معین و مجله ٔ ایرانشهر و تاریخ ایران باستان و مزدیسنا ومقاله ٔ چرزیگاوسکی در شماره ٔ چهارم و شماره ٔ پنجم سال چهارم مجله ٔ یغما و ایران در زمان ساسانیان و فرهنگ ایران باستان و تاریخ ادبیات براون و امثال و حکم دهخدا ج 3 صص 1536 - 1706 و تاریخ مغول عباس اقبال و طبقات سلاطین اسلام صص 228 - 232 و حاشیه ٔ برهان چ معین در ذیل کلمه ٔ ایران شود.
ایران پیش از اسلام : در ادوار تاریخی قسمت اعظم ایران را آریائیها یا آریاها اشغال کرده بودند و چنانکه گفته شد نام ایران از همین قوم گرفته شده است. علاوه بر آریائیها، قبایل متعدد غیرآریائی نیز در ایران سکنی داشته اند. مثلاً جغرافیدانان یونانی از مردمی بنام آناریاکای (غیر آریائی ) نام برده اند که ساکن سرزمین ماد بودند، و احتمالا تاپورها، آماردها، کاسپینها، و مخصوصاً کادوسیها یا گلاها (ساکن گیلان ) از این مردم غیرآریائی بودند. در سلسله کوههای زاگرس نیز گروههای غیرآریائی مانند گوتیها، لولوبیائیها، کوسائیها، و عیلامیها (در عیلام ) سکونت داشتند و این طوائف سرانجام مقیم هند و اروپا شدند. از جمله ی آریائیها مادها در شمال غربی ایران (سرزمین ماد)، پارسیها در قسمت جنوبی (کما بیش مطابق فارس )، و پارتیها در خراسان سکنی داشتند. نام مادها اول بار در 836 ق. م. در تاریخ می آید، واین قوم در اوائل قرن هفتم ق. م. اولین دولت ایرانی را تأسیس نمودند. از پادشاهان بزرگ این سلسله هوخشتره (کواکسارس ) بود و او با دولت بابل متحداً دولت آشور را مقهور و مملکت آشور را بین خود تقسیم کردند وقدرت دولت ماد نه فقط بر ایران بلکه بر ارمنستان غربی و کیدوکیه بسط یافت. دولت ماد در 550 ق. م. بدست کورش بزرگ منقرض شد و سلطنت ایران به پارسیان منتقل گردید. در زمان داریوش بزرگ امپراطوری هخامنشی بمنتهای خود رسید، و از هند و پامیر تا دریای آدریاتیک واز دریای عمان تا کوههای قفقاز و دریای خزر و ماوراء سیحون منبسط بود. جنگهای ایران و یونان در زمان اوآغاز گردید. دولت هخامنشی سرانجام در 330 ق. م. بدست اسکندر مقدونی منقرض شد، تخت جمشید به آتش بسوخت ، داریوش سوم بقتل رسید و ایران جزئی از امپراطوری مقدونی گردید. پس از مرگ اسکندر (323 ق. م )، ممالک مفتوحه ٔ او بین جانشینانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیائی او که ایران هسته ٔ آن بود، به سلوکوس اول رسید و ایران تحت حکومت سلوکیان درآمد و این سلسله از سال 312 تا 64 ق. م. در ایران سلطنت کردند، و در این دوره تمدن یونانی در ایران نفوذ نمود. سلطنت سلسله ٔ سلوکی را در ایران قوم آریائی پارت منقرض کرد، و از 250 ق. م. تا 226 م. سلسله ٔ اشکانیان در قسمتهائی از ایران و سرزمینهای مجاور آن سلطنت کردند و امپراطوری اشکانی در دوره ٔ عظمت آن از رود فرات تا هندوکش و حدودپنجاب و از دریای عمان و خلیج فارس تا رود جیحون و دریای خزر و کوههای قفقاز انبساط یافت. در عهد اشکانی جنگهای ایران و روم آغاز گردید. سلسله ٔ اشکانی در اثر اختلافات داخلی ضعیف شد و سرانجام بدست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید، و وی سلسله ٔ پارسی ساسانیان را تأسیس نمود که تا 652 م. در ایران سلطنت کردند. ساسانیان حکومتی ملی و متکی به دین و تمدن ایرانی تأسیس کردند. جنگهای روم و ایران در دوره ٔ ساسانی ادامه یافت. امپراطوری پهناور ساسانی که زمانی از رود سند تا دریای سرخ ممتد بود، سرانجام بر اثر مشکلات خارجی و گرفتاریهای داخلی ضعیف شد، و آخرین پادشاه این سلسله یزدگرد سوم مواجه با حمله ٔ اعراب گردید. در جنگهای قادسیه (13 هَ. ق.)، مداین ، جلولاء و نهاوند (21هَ. ق.) ایرانیان مغلوب شدند و دولت ساسانی منقرض شد.
تمدن ایران پیش از اسلام : فرهنگ عصر حجر قدیم ایران بوسیله ٔ کاوشهای سال 1318 هَ. ش. (1939 م.) هیئت اعزامی دانشگاه پنسیلوانیا در نزدیکی کرمانشاه و کنار دریای خزر شناخته شد. آثار انتقال به زندگی ده نشینی همراه با ساختن ظروف سفالی و کشاورزی در باکون و در غاری در مشرق شوش بدست آمده. رفته رفته با پیشرفت کشاورزی و اهلی کردن حیوانات ، دهکده های فراوان پیدا شد، و در منطقه ٔ فرهنگی مشخصی در این سرزمین ظاهر گردید، یکی در شمال شرقی (سیلک ، ری ، حصار، آنو) و دیگری در مغرب و جنوب غربی (گیان شوش ، باکون ). مشخص فرهنگ شمال شرقی سفالهای سرخ رنگ و مشخص فرهنگ غربی و جنوب غربی سفالهای زردرنگ است ، که هر دو هنرمندانه با اشکال هندسی نقاشی شده است. این دو فرهنگ در الواح خود، از لوازم زندگی شهر نشینی برخوردار بوده اند (چرخ و کوره ٔ کوزه گری ، آلات و ظروف ریختگی یا مسی چکشی ) و تشریفات خاصی برای مردگان داشتند، و مجسمه های سفالی انسان و حیوان از آن زمان بدست آمده است. در اوایل هزاره ٔ چهارم ق. م. فرهنگهای جدیدی جانشین فرهنگ کهن شد. دو فرهنگ متوالی همراه با ظرف های سفالی بی نقش در شمال غربی روی کار آمده که در حدود 2000 سال ق. م. از میان رفت. در خوزستان نیز آثاری بدست آمده که با فرهنگ باستانی عراق ارتباط دارد. نوع تازه ای از سفال منقش نماینده ٔ فرهنگ غربی از آن ببعد ایران است (گیان شوش و تل شغال نزدیک تخت جمشید). از آن زمان تا آغاز تسلط سلسله ٔ هخامنشی ، عیلام (شوش ) ایالت متمدن و خط و نوشته دار ایران است و از لحاظ فرهنگ شبیه سومر و بابل بود و در هزاره ٔ دوم ق. م. دو فرهنگ بر مغرب ایران ، میان کرمانشاه و شوش ، سایه گسترد، که مشخص اولی تابوتهای سنگی دردار و ظرفهای منقش شده و مشخص دومی کوزه های دو دسته ای تصویردار بود. باستثنای قبرستانی از عصر آهن در سیلک و ظروف خوش نقش آن ، که حاکی از ارتباط آنها با قفقاز و فریگیا است ، آثار باستانی شناخته شده ٔ اوائل هزاره ٔ اول ق. م. همه منحصراً از مغرب است. آخرین مهاجرنشین در گیان تا پس از 1000 ق. م. دایر بود. در این زمان هنر ریخته گری جالب توجهی (مجسمه ٔ حیوانات ) در لرستان و آذربایجان جنوبی ترقی فراوان کرد.
ایران بعد از اسلام : تاریخ ایران بعد از اسلام از واقعه ٔ نهاوند در حدود سنه ٔ 21یا 22 هَ. ق. آغاز میشود. در این نبرد که دنباله ٔ جنگ قادسیه و جنگ مداین و جنگ جلولاء بود، یزدگرد پادشاه سلسله ٔ ساسانی از هرگونه مقاومت و مدافعه ٔ منظم مأیوس گردید و ناچار بداخل کشور عقب نشینی کرد و سرانجام به مرو رفت و در آنجا کشته شد. از آن پس اعراب به فتح بلاد ایران و بسط اسلام در اطراف اهتمام کردند و تقریباً بیست سال طول کشید تا تمام بلاد ایران به استثنای کابل و مکران بدست مسلمانان افتاد. خصوصاً درخراسان و سیستان که از مراکز و ساخلوهای دستگاه خلافت دور بود. تجدید لشکرکشی همواره لازم میشد چنانکه درعهد معاویه که عبداﷲبن عامر بار دیگر والی بصره شده بود عبدالرحمان بن سمره را به امارت سیستان فرستاد ونیز نایب خود قیس بن هیثم را به فتح خراسان و تسخیر هرات و بلخ روانه نمود و چون امارت بصره به زیادبن ابیه رسید مرو پایگاه لشکر عرب گشت و نزدیک 5000 خانوار از مسلمین در خراسان سکونت جستند و این کوچ کردن وضع عرب را در خراسان مستحکم نمود. از آن پس حجاج بن یوسف به خراسان لشکرکشی های متعدد و خونین کرد. نکته ای که باید بدان اشاره کرد آن است که گرویدن عامه ٔ اهل یک ولایت بدین اسلام نظیرآنچه در باب قزوین روایت کرده اند، بندرت اتفاق افتاده است. و با آنکه در بلاد جنوبی و غربی ایران از همان آغاز فتوح بعضی عناصر بومی اسلام آوردند لیکن بعضی بلاد خاصه بلاد فارس و جبال و گیلان و دیلم تا یک چند همچنان از قبول استیلای عرب خودداری نمودند و در بعضی دیگر نیز که عرب بفتح آنها نائل شدند خاصه در آذربایجان و فارس قسمتی از مردم آیین اسلام را نپذیرفته با قبول جزیه و خراج اهل ذمه شدند و بر آیین سابق خویش همچنان باقی ماندند. معذلک بسبب فشار و تحقیر و آزار، عده ای از مجوس فارس به سیستان و مکران رفته از آنجا به مهاجرت راه هند را پیش گرفتند. بلادی که مفتوح میشد اراضی آنها بتملک مسلمین درمی آمد و مهاجرت و سکونت اعراب در این بلاد سبب تأمین استیلای عرب و موجب نشر و توسعه و ترویج اسلام در آن بلاد میشد. البته مزایایی که در دارالسلام مسلمین نسبت به سایر اهل کتاب میداشتند باضافه ٔ اهتمام و مجاهده ای که آنها در نشر و تبلیغ اسلام می ورزیدند سبب شده که اندک اندک آن عده ای هم از اهل ولایات و قرای ایران که اسلام نیاورده بودند به دیانت اسلام درآیند و بعد از مدتی تقریباً اکثریت عمده ٔ مردم ایران به دیانت اسلام درآمدند و میراث تمدن و فرهنگ ایران که از عهدساسانیان باقی مانده بود رنگ اسلامی گرفت هر چند جوهر مستقل آن همچنان ایرانی باقی ماند.
مقدمات جدائی از عرب : پیدایش اختلافات داخلی در بین مسلمین پس از قتل عثمان و مخصوصاً انتشار عقاید خوارج و شیعه در بین بعضی از موالی ، ایرانیان را نیز وارد معرکه ٔ اختلافات سایر مسلمین کرد و غالباً جهت اظهار نفرت و بغض خویش در مقابل مظالم اعراب و بنی امیه مذهب تشیع که قویترین جریان منظم بر ضد بنی امیه بوده با احساسات ایرانیان مناسبت و موافقت تمام داشت و آنان این مذهب را تکیه گاه خویش کردند. نهضت توابین و قیام مختار و خروج زیدبن علی و یحیی بن زید را رنگی خاص بخشیدند چنانکه در بعضی از منازعات خوارج نیز که در آن اوقات هدف مبارزه با بنی امیه و سیاست آنها بود، ایرانیها دست اندرکار بودند و چون سیاست بنی امیه مبتنی بر سیادت عرب و تحقیر موالی بود از دوام حکومت آنها ناراحت شده همواره مترصد اقدام به مخالفت با آنها بودند، چنانکه نه فقط با مختار و ابراهیم بن مالک بر ضد عبدالملک بن مروان قیام کردند بلکه به اتفاق عبدالرحمان بن اشعث نیز بر خلاف حجاج همداستان شدند علی الخصوص که خلفای بنی امیه (تقریباً باستثنای عمربن عبدالعزیز) در امر جزیه و خراج خشونت و شدتی تمام بخرج میدادند و حتی نظارت در این امر دیوان خراج را نیز که تا عهد حجاج بدست کاتبان ایرانی و بزبان و بخط ایرانی بود بعربی تحویل نمودند. و بدین گونه سخت گیری در امر خراج و خشونت و تحقیر در معامله با موالی و شدت تبلیغات خوارج وشیعه در اواخر عهد بنی امیه سبب شد که عرب های مقیم خراسان مورد نفرت و عداوت ایرانیان واقع شوند و با وجود پایگاه و مرکزی بالنسبه قوی که در مرو میداشتند بسبب ظهور و بروز تعصب دیرین قبیله ٔ یمانی و مضری در بین خودشان نتوانستند در مقابل اقدامات راوندیه و هاشمیه و دعاة بنی عباس مقاومت بنمایند. و چون بسبب احتیاط و نظارت و مراقبت مستمر و دقیق خلفا در مورد عراق که از قدیم مرکز مخالفین بنی امیه میبود برای نشر دعوت جدید عباسیان هیچ محلی از خراسان که از مرکز خلافت دور و نظارت در آن مشکل می بود بهتر و مناسب تر نمی نمود، نهضت جدید ضد بنی امیه به کمک سیاه جامگان در آن ولایت به ثمر رسید. و بدین گونه ایرانی ها شکست قادسیه را در زاب جبران نموده و خلافت بنی امیه را ساقط کردند. و خلافت عباسی را در عراق بر روی ویرانه های خلافت امویان و تقریباً در جای امپراطوری ساسانی بنا نمودند.کمترین تأثیر این واقعه آن شد که وضع ایرانیان را در عهد اسلام یکباره بکلی عوض کرد. قومی را که تا چندی قبل تابع و خراج گزار و معرض نفرت و اهانت عرب بود جانشین عالی ترین مقامات کرد. غلبه ٔ مأمون عباسی بر برادرش امین موجب مزید مداخله ٔ ایرانیان در دستگاه خلافت و سبب نشر و نفوذ ذوق و ادب و تمدن ایرانی در بین عرب گشت. البته خاندان هایی مانند کیان و آل سهل در آن تأثیر و مداخله ٔ تمام داشته اند. روی هم رفته ظهور و تأسیس دولت عباسیان را که ایرانیان و خاصه خراسانیان در ایجاد آن سهم فراوانی داشته اند، مبداء تجدید استقلال واقعی ایران میتوان شمرد. و از شور و علاقه ای که خراسانیان در این مورد از خود نشان داده اند پیداست که آن هدف ها و غایت ها که در دعوت عباسیان تبلیغ و تعیین میشده است با آرزوهای مردم ایران مناسبت و موافقت تمام داشته است. میتوان یقین داشت که عناصر مختلف هم در پیش بردن این دعوت آگاهانه و از روی عمد وقصد با یکدیگر همکاری کرده اند و از نهضت هائی که بلافاصله متعاقب قتل ابومسلم خراسانی و بعنوان خونخواهی او در بلاد مشرق برخاست پیداست که نگرانی خلفای عباسی از ابومسلم و یاران او بی مورد نبوده و در این نهضت که سیاه جامگان بر خلاف امویان کرده بودند احتمالاً هدف هائی برتر و دورتر نیز وجود داشته است. در هر حال استیلا و اعتلای ایرانیان در دستگاه خلافت عباسیان بجائی رسید که خلفای عرب جشن های باستانی ایران را احیا کردند و حتی در پوشیدن لباس نیز از ایرانی ها تقلید نمودند و خلافت چنان رنگ ایرانی گرفت که محققی مانند ابوریحان بیرونی عباسیان را خراسانی و دولت آنها را خلافت شرقی خوانده ، معهذا مقارن همین احوال مخصوصاً بعد از واقعه ٔ ابومسلم و شروع نفوذ ترکان در دستگاه خلافت از معتصم ببعد نهضت هائی غالباً ببهانه ٔ خونخواهی که گاه بعنوان تجدید خاطره ٔ ابومسلم در اطراف خراسان روی داد که قیام سنباد و مقنع و استادسیس و یوسف البرم و اسحاق ترک از آن جمله مشهور است. و همچنین شدت وحدت تبلیغات شعوبیه و فعالیت زنادقه و ظهور بابک خرم دین و مازیار و افشین همه موجب و نیز حاصل انتباه حس ملی و یا لااقل بهانه ٔ نهضت هائی شد که تا حدی پایه ٔ استقلال جوئی ایرانی داشت و در واقع ایرانی ها خاصه شعوبیه از همان اوایل امر مسئله ٔ عرب و اسلام را از هم جدا کرده قبول اسلام را مستلزم قبول حکومت و سیادت عرب نشمردند. با توسعه و قدرت طاهریان در خراسان و سپس با قیام یعقوب لیث و مرداویج زیاری بر ضد خلفای عباسی سلسله های بالنسبه مستقل مانند صفاریان و آل زیار دراطراف ایران ، شروع به نمو کردند و سامانیان که خود در آغاز حال عمال و اتباع طاهریان بودند در ماوراءالنهر و خراسان قدرتی بدست آوردند و وارث حکومت طاهریان و صفاریان نیز شدند و با آنکه در ظاهر نسبت به خلیفه اظهار طاعت و انقیاد نیز میکردند در واقع استقلالی تمام یافته و بترویج و احیاء ادب و فرهنگ ایرانی اهتمام نمودند و بدین ترتیب تجدید حیات ملی قوم ایرانی که قدمت و سابقه ٔ تمدن و هوش و درایت او بالاتر و افزون تر از آن بود که بتواند در تاریخ اسلام و تاریخ عالم مدت زیادی فقط دارای نقش و نوبت درجه دومی باشد،بعد از آنکه بوسیله ٔ جنبش و آزمایشهای دینی و شعوبی بحصول نرسید، از طریق قبول اسلام و نفوذ در جامعه ٔ مسلمین تا حدی تحقق یافت.
دولت سامانیان بکردار خان یغما بین ترکان آل افراسیاب یا ایلک خانیان و عده ای از غلامان ترک خودشان تقسیم شد و این غلامان ترک که با عنوان غزنویان مشهورند در غزنین تشکیل دولتی قوی دادند و قلمرو خود را در مغرب تا حدود ری و عراق و در مشرق تا لاهور و هند رسانیدند. غزنویان مانند سامانیان در ترویج ادب و شعر و ظاهراً جهة نشر محامد خویش بوسیله ٔ زبان مدیحه سرایان اهتمام ورزیدند و حشمت و جلال سلاطین گذشته را احیا و تقلید نمودند. از سلاطین این سلسله محمود غزنوی و پسرش مسعود (اول ) غزنوی قدرت و شهرت بسیار گرفته اند. غزنویان مانند سامانیان نسبت به خلیفه ٔ بغداد لااقل در ظاهر اظهار اعتقاد و انقیاد میکردند و برای جلب رضای او در دفع باطنیان و قرامطه سخت گیریهایی کردند، معهذا خلیفه در آن روزگاران دستخوش رقبای دیلمی آنها موسوم به آل بویه بود که خود مذهب تشیع داشتند و نزد غزنویان بعنوان باطنی و قرمطی یاد میشدند نه فقط در بعضی بلاد ایران شاخه هائی از آنها بنام دیالمه ٔ فارس و دیالمه ٔ بغداد و دیالمه ٔ کرمان و اهواز حکومت میکردند بلکه در بغداد نیز با عنوان شاهنشاه برخلیفه های ضعیف و بی اراده ٔ عباسی حکومت واقعی می نمودند. با ظهور ترکمانان سلاجقه که خراسان را از غزنویان گرفتند و بغداد و بلاد ایران را از دست دیالمه ٔ آل بویه خارج کردند و در نتیجه ٔ افزایش قدرت آنان طبقه ٔ اشرافی ایرانی بالنسبه کهنه ای که در جامعه ٔ اسلامی روی کار آمده و طاهریان و سامانیان و آل بویه مظاهرآن بودند جای خود را بطبقه ٔ اشرافی ترک دادند و بدین گونه سلاجقه دولتی مقتدر تشکیل دادند و مخصوصاً در عهد ملکشاه سلجوقی دولت آنها تا به حدود مرزهای عهد ساسانی رسید ولیکن تجزیه و تقسیم آنها و ظهور خاندان های به نسبت مستقل از قبیل سلاجقه ٔ روم ، سلاجقه ٔ شام ، سلاجقه ٔعراق ، سلاجقه ٔ کرمان و سلاجقه ٔ بزرگ ، دولت آنها بضعف و انحطاط کشیده شد و عاقبت آن دولت بین خوارزمشاهیان و اتابکان تقسیم شد و این سلسله ها نیز با ظهور قراختائیان و مغول از بین رفتند. خاندان های محلی و سلسله های کوچکی نیز تقریباً از همان حدود عهد سامانیان دربعضی بلاد ایران قدرت بهم رسانیده بودند، از قبیل : ساجیان یا آل مسافر، آل محتاج ، آل عراق ، آل فریغون ، آل باوند و علویان طبرستان که در کشاکش حوادث قدرت و استقلال خود را از دست دادند معذلک بعضی از همین گونه ملوک الطوایف از قبیل شروانشاهان ، اتابکان فارس ، اتابکان لرستان و خداوندان الموت حتی با ظهور مغول نیز یک چند قدرت محلی خود را حفظ نمودند.
سانحه ٔ مغول که با وجود تردید بعضی محققان ، ناصر خلیفه ٔ عباسی تا حدی مسئول آن بود، در بلاد ایران همه جا با کشتار و ویرانی و غارت توأم گردید و وحدت ایران را که بعد از زوال عهد ملکشاه سلجوقی یکبار دیگرباهتمام سلطان محمد خوارزمشاه نزدیک بحصول بود از میان برد و لطمه ٔ کلی به آبادی و تمدن و فرهنگ ایران زد و حتی خلافت عباسیان و دولت اخلاف نیز از آن مصون نماند و با سقوط بغداد واستیلای هلاکو بر آنجا مستعصم خلیفه ٔ عباسی طعمه ٔ مرگی پرشکنجه و مخوف گشت. بازماندگان هولاکو که بنام ایلخانیان در ایران حکومت کردند به سبب تأثیر و نفوذ وزراء و مشاورینی چون خواجه نصیرالدین طوسی و شمس الدین محمد جوینی و رشیدالدین فضل اﷲ همدانی و مخصوصاً بعد از آنکه از اقامه ٔ رسوم و ترویج اصول اداری مغولی و چینی از قبیل آزمایش اجرای یاسا و ترویج چاو در ایران مأیوس شدند و با وجود مراوده با پاپ و ارتباط با سلاطین مسیحی اروپای غربی برای برانداختن بقایای سلاطین اسلام نیز کاری از پیش نبردند، عاقبت باختیار دیانت تازه که نوعاً بر آن قوم کاری دشوار تلقی نمیشد پرداخته و به دین اسلام گرویدند.رفته رفته مقهور تمدن و تربیت اسلامی و ایرانی گشتند و خاتمه ٔ کار دولت آنها مستغرق در فساد و اختلاف شد ومنتهی به استیلای امرای مغول و ملوک طوایف گشت و سلاله هائی مانند چوپانیان ، آل جلایر، اینجویان ، آل مظفر، آل کرت و سربداران در اطراف مملکت سر برآوردند که هم سرحدات و هم تخت و تاج آنها غالباً مورد منازعه ٔ مدعیان می بود. و این تشتت و ملوک طوایفی را ظهور خونخوار دیگری بنام تیمور خاتمه داد. تیمور که سایه ٔ او ازچین تا مصر و از دهلی تا مسکو را به وحشت افکند در طی یورش های خونین مکرر خویش بسیاری از بلاد ایران و حتی بلاد جنوبی و غربی را که تا حدی از آسیب چنگیز و هولاکو مصون مانده بود معرض غارت و کشتار کرده و با خشونت بسیار ملوک طوایفی پایان عهد ایلخانیان را در ایران خاتمه داد. از سرهای بی گناه منارها ساخت. با این همه ، دستگاه سلطنت او بنیادش بر آب بلکه بر باد بود و پس از مرگ او با وجود کفایتی که پسرش شاهرخ در مملکت داری نشان داد قلمرو وسیع حکومت او گرفتار همان سرنوشتی شد که دولت چنگیز و حکومت سلاجقه و آل بویه بدان دچار گشته بود و با ظهور دولت آق قوینلو و قراقوینلوجز سیستان و خراسان در دست اعقاب تیمور نماند و دولت طایفه ٔ آق قوینلو نیز با وجود لیاقت و کفایت اوزون حسن و با آن همه امید بیهوده ای که به دولت جمهوری و نیز در آن زمان جهة مقابله با خطر ترکان عثمانی بدان می بست بسبب اختلافات داخلی و مزید غلبه ٔ عثمانی ها بضعف گرائید و عاقبت ظهور شاه اسماعیل صفوی و تأسیس دولت مقتدر صفویه به این تشتت و تجزیه پایان داد و ایران را یکبار دیگر تحت رایتی واحد درآورد و به مرحله ٔ دولت ملی ارتقا و اعتلا داد. صفویه که نسبت خود را به شیخ صفی الدین اردبیلی عارف معروف قرن هفتم هجری میرسانیدند با اتخاذ شعار تشیع، بلاد شیعه نشین ایران ، ازقبیل گیلان ، لاهیجان ، دیلمان ، طالقان ، قم ، کاشان ، سبزوار، مشهد، آمل ، ساری ، رستمدار، ساوه ، آوه ، حویزه ، شوشتر و جز آنها را متصرف شدند و این معنی خطر تجزیه و تشتتی را که در آن عهد با توسعه ٔ روزافزون قلمرو آل عثمان در مغرب ایران و با تجاوز و تعدی مستمر ازبکان به خراسان ممکن بود بلاد ایران را بین آن دولت نوخاسته تقسیم کند از بین برده استقلال و موجودیت ایران را حفظ نمود.
هجوم افغانان غلجائی و جنگ گلناباد در پایان عهد صفویه یکبار دیگر داستان هجوم عرب و جنگ قادسیه را درفرجام کار ساسانیان تجدید و تکرار کرد، و آن ضعف و انحطاط واقعی و معنوی سلاطین صفوی ، که در زیر پرده ٔ جبروت و جلال ظاهری مستور بود، بخدعه ٔ میرویس و حمله ٔ محمود افغان برملا گشت ، و شگفت آن بود که در این حادثه اقلیت زرتشتی کرمان ، ظاهراً بسبب خشونتی که بعضی نسبت به آنان روا می داشتند برخلاف ایرانیان با دشمنان افغانی آنها همدست شدند، و حکومت خون آلود محمود و اشرف افغان را بر فرمانروائی خواجه سرایان و ملاباشیهای دربار صفویه ترجیح مینهاده اند. مقارن این جریان ، پطرکبیر روسیه ، تا حدی ببهانه ٔ معاونت و شاید بدعوت شاهزاده طهماسب دوم صفوی ، لشکر بساحل خزر فرستاده ، دربند و باکو و ولایات داغستان و حتی قسمتی از گیلان و مازندران و استرآباد را تصرف نمود. و اشرف نیز خود میخواست قسمتی از ولایات مغرب را به ترکان عثمانی واگذارد و بدین گونه گوئی بین روسیه و عثمانی در سر تقسیم ایران قراری نهانی در میان بود، و سلطنت اشرف ایران را بورطه ٔ تجزیه و انقسام کشانیده بود، ولیکن ظهور نادرقلی افشار، که بعدها عنوان نادرشاه یافت ، تحقق این خیال را مانع آمد، و وی بعد از غلبه بر اشرف و اخراج افاغنه ، طهماسب دوم صفوی را نیز بعنوان سستی و حتی خیانت خلع کرده ، چندی بعد خود با معامله ای شبیه بمعامله ٔ ژولیوس قیصر روم تخت و تاج ایران را بدست آورد.
نادرشاه با وجود سعی در رفع مایه ٔ عداوت بین اهل ایران و همسایگان سنی آنها در دفع تجاوز ترکان عثمانی کوشید و در طی چند جنگ بلاد مفتوحه ی ایران را از آنها مسترد کرد و روسیه را با تهدید و پیام از ایران براند، و در صدد تشکیل بحریه نیز برمی آمد که مجال نیافت. کریم خان که با عنوان ساده ٔ وکیل الرعایا در شیراز بسلطنت پرداخت صلحجوی بود، و با اینهمه بصره را از عثمانیها بجنگ گرفت ، و با شفقت و نجابتی کم نظیر که باعاطفه و محبتی پدرانه توأم بود درباری ساده و کم خرج تشکیل داد که میتوانست سرمشق معدلت و اخلاق برای اخلاف بشمار آید؛ ولیکن با وفات او، دولت زندیه نیز در میان اختلافها و ستیزهای خون آلود خانوادگی ضعیف شد، وآقامحمدخان قاجار با اراده و تصمیم و لجاج کم مانندی که داشت ، مجال یافت سلطنت و قدرت را از لطفعلی خان زند آخرین شاهزاده ٔ دلاور این خاندان انتزاع کند، و دولت قاجاریه را بر روی ویرانه های خاندان زند بنا نهد.
دولت قاجاریه ، از همان بدو ولادت با انقلاب کبیر فرانسه و توسعه ٔ شرکت هند شرقی مصادف گردید و جایگاهی برای اعمال رقابت های سیاسی و بازرگانی بین انگلیس و فرانسه و سپس انگلیس و روس شد؛ چنانکه دربار فتحعلی شاه قاجار میدان تحریکات و رقابتهای بین ناپلئون و انگلیس بود، و دربار محمدشاه قاجار عرصه ٔ اختلافات و رقابت بین روس و انگلیس بود و از جمله در زمان فتحعلی شاه جنگهای ایران و روس و در زمان محمدشاه جنگهای هرات است و تنها حاصلی که این جنگها بار آوردند آن بود که قوای ایران را تحلیل بردند و ضعف و فقر مادی و معنوی ایران را افزودند و آشکار کردند. در حالی که در طمعکاری و بیخبری رجال و وزارت دولت خزانه ٔ مملکت را تهی کرده بود، مقدمات اشتباه عمومی و پیدایش اعطاء تجددطلبی و ترقیخواهی را در ایران سبب گشت و ناصرالدین شاه خود قربانی همین حس اشتباه عمومی شد، و پسرش مظفرالدین شاه قاجار در آخرین روزهای عمر خویش فرمان تأسیس مجلس شورای ملی را صادر نمود، و بدین گونه ، انتباه عمومی که منجر به انقلاب مشروطیت شده بود، تا حدی بثمر رسید، و هر چند جانشین او محمدعلی شاه قاجار بمخالفت مشروطیت برخاست و مجلس را بتوپ بسته دوره ٔ استبداد صغیر را پیش آورد، اما انقلاب آذربایجان و قیام مجاهدین بختیاری و مجاهدین گیلان و مازندران به رهبری سپهدار تنکابنی با فتح تهران و خلع محمدعلی شاه مشروطیت را اعاده نمود و احمدشاه قاجار، آخرین پادشاه این سلسله را در تحت مراقبت و ارشاد مجلس بتخت نشانید. سلطنت احمدشاه که با طغیانهای سالارالدوله و تحریکات محمدعلی شاه مواجه شد، ضعف خزانه را، که از اسرافهای بیجا و قروض خارجی کارش به افلاس کشیده بود، اقدامات محلی از قبیل اقدام شوشتر و غیره نتوانست چاره کند و امنیت راهها نیز با وجود تحریکات بیگانگان از عهده ٔ صاحبمنصبان و مستشاران سوئدی برنیامد. و با آنکه در جنگ بین الملل اول ایران اعلام بیطرفی کرد، لیک میدان تجاوز و تعارض روس و عثمانی واقعگشت. حرکت قوای روس به جانب تهران منتهی بقضیه ٔ مهاجرت شد، که در مغرب ایران کشمکش بین عثمانی و روسیه را رنگی خاص داد. تزلزل و بی ثباتی و ناامنی در تهران منجر به تشکیل مجامعی از قبیل کمیته ٔ مجازات و در فارس و کرمان بهانه ٔ تشکیل نیروی انگلیسی بنام پلیس جنوب گشت ، و مزید توقع و تجاوز روس و انگلیس (قرار داد 1916 م.) علی الخصوص با غیبت و فترت مجلس مشکلات بسیار به بار آورد، و حتی در پایان جنگ بین الملل اول قراردادی با انگلیسها منعقد شد (1919 م.) که تقریباً اختیار مالیه و نظام و طرق ایران را به انگلیسها وامیگذاشت و این امر باضافه ٔ ظهور انقلاب کبیر روسیه و رفتن قوای روس از ایران ، در آذربایجان منتهی به اعتراض خیابانی و در گیلان منجر به قیام کوچک خان جنگلی گشت و این احوال تا کودتای سوم حوت 1299 هَ. ش. (سوم اسفند) دوام داشت. پس از کودتا رضاخان سردار سپه به ریاست وزراء و فرماندهی کل قوا رسید، و با مزید قدرت او دولت قاجاریه روی به افول آورد و با خلع احمدشاه از طرف مجلس ، سلطنت قاجاریه انقراض یافت ، و سردار سپه بنام رضاشاه زمام مملکت را در دست گرفت. و رجوع به دایرة المعارف فارسی و مجله ٔ ایرانشهر و ایرانی شود.
سلسله ها و پادشاهانی که بعد از اسلام حکومت یا سلطنت کردند بترتیب اولین و آخرین و مدت حکومت آنها بدین قرار است : 1 - طاهریان که با طاهربن حسین مصعب سال 206 هَ. ق. شروع و با محمدبن طاهر بسال 259 هَ. ق. خاتمه یافته است. 2- علویان که با حسن بن زید حسنی داعی کبیر سال 250 شروع و با حسن بن قاسم حسنی ، داعی صغیر به سال 316 هَ. ق. خاتمه یافته است.3 - دیالمه یا آل زیار که با ابوالحجاج مرداویج بن زیار به سال 316 هَ. ق. شروع و با جستان بن نوشیروان به سال 435 هَ. ق. خاتمه یافته است. 4 - دیالمه ٔ آل بویه ، دیالمه ٔ فارس با عمادالدوله ابوالحسن علی بن بویه بسال 320 هَ. ق. شروع و با ملک رحیم ابونصر خسرو فیروز پسر ابوکالیجار مرزبان بسال 447 هَ. ق. خاتمه یافته است. و دیالمه ٔ عراق و خوزستان و کرمان و ری و اصفهان و همدان نیز مدتی در این نواحی حکومت کرده اند. 5 - صفاریان که با ابویوسف یعقوب بن لیث به سال 247 هَ. ق. شروع و با ابواحمد خلف بن احمد به سال 303 هَ. ق. خاتمه یافته است. 6 - سامانیان ، که با امیرعادل ، امیر ماضی ابوابراهیم اسماعیل بن احمد به سال 179 هَ. ق. شروع شده و به امیر ابوالفوارس عبدالملک بن نوح به سال 389 هَ. ق. خاتمه یافته است. 7 - غزنویان که با ابواسحاق الپتکین به سال 351 هَ. ق. شروع و با سراج الدوله ابوالملوک خسرو ملک بن خسروشاه به سال 582 هَ. ق. خاتمه پیدا کرده است. 8 - غوریان (یا ملوک غور) که با امارت سیف الدوله سوری بن ملک عزالدین حسین به سال 534 هَ. ق. شروع شده و با امارت علاءالدین محمدبن شجاع الدوله علی بن عزالدین حسین به سال 612 هَ. ق. خاتمه یافته است. 9 - سلطنت سلاجقه ٔ بزرگ. با رکن الدین ابوطالب طغرل بن میکائیل بن سلجوق به سال 429 هَ. ق. شروع و با معزالدین ابوالحارث سنجر احمدبن ملکشاه به سال 552 هَ. ق. خاتمه یافته است. و حکومت سلاجقه ٔ عراق به سال 511 هَ. ق. با مغیث الدین ابوالقاسم بن محمد ارسلان شاه خاتمه یافته است. 10 -خوارزمشاهیان ، با قطب الدین محمدبن انوشتکین به سال 490 هَ. ق. شروع و با جلال الدین منکبرنی بن علاءالدین محمد به سال 628 هَ. ق. خاتمه یافته است. 11 - ایلخانان که مدت حکومت آنها با هولاکوخان بن تولوی بن چنگیزاز سال 651 هَ. ق. شروع میشود و با سلطنت و حکومت انوشیروان عادل به سال 756 هَ. ق. خاتمه مییابد. 12- در دوره ٔ فترت ایلخانان مغول و دوره ٔ تیموری ، ملوک و خاندان هائی در نواحی ایران حکومت کرده اند منجمله : الف - ملوک آل کرت که با حکومت شمس الدین ابی بکر به سال 643 هَ. ق. شروع میشود و با حکومت ملک غیاث الدین بن معزالدین به سال 783 هَ. ق. خاتمه می یابد. ب -اتابکان فارس که با سنقربن مودود543 هَ. ق. شروع شده و با حکومت ابش خاتون دختر سعدبن ابی بکر به سال 684 هَ. ق. خاتمه یافته است. پ - قراختائیان کرمان که با براق حاجب بن کلدوز به سال 619 هَ. ق. شروع شد وبا حکومت قطب الدین شاه جهان پسر سیورغمش به سال 703 هَ. ق. خاتمه یافته است. ت - خاندان اینجو یا آل مظفر که با حکومت امیر مبارزالدین محمدبن مظفر از سال 723 هَ. ق. شروع شده و با حکومت شاه منصوربن شاه مظفربن امیر مبارزالدین محمد بسال 795 هَ. ق. خاتمه یافته است. ث - اتابکان بزرگ که با ابوطاهر به سال حدود 550 هَ. ق. شروع و با غیاث الدین کاوس بن هوشنگ خاتمه یافته است. ج - چوپانیان که با سلطنت شیخ حسن کوچک بن تیمورتاش بسال 738 هَ. ق. شروع شده و با حکومت ملک اشرف برادر شیخ حسن به سال 758 هَ. ق. خاتمه یافته است. چ امرای ایلکانی یا آل جلایر که با امارت امیرشیخ حسن بزرگ بن امیر حسین از سال 740 هَ. ق. شروع و با حکومت سلطان حسین علاءالدوله بن سلطان احمد به سال 838 هَ. ق. خاتمه یافته است. ح - سربداران با خواجه عبدالرزاق باشتینی بسال 736 هَ. ق. شروع و باخواجه نجم الدین علی مؤید به سال 788 هَ. ق. خاتمه یافته است. خ - امرای طغاتیمور که با حکومت طغاتیمورخان بن جوجی به سال 737 هَ. ق. شروع شده و با حکومت سلطان علی بن پیرک پادشاه به سال 812 هَ. ق. خاتمه یافته است. پس از این ، خاندان تیموری روی کار آمدند و دوره ٔ فترت خاتمه یافته است. 13 - امرای تیموری ، با ظهور صاحبقران تیمور بسال 771 هَ. ق. شروع و با سلطان حسین بن بایقرا سال 921هَ. ق. خاتمه یافته است.14 - ترکمانان قراقوینلو با قرایوسف بن قرامحمد بسال 810 هَ. ق. شروع و با حسنعلی میرزابن جهانشاه به سال 873 هَ. ق. خاتمه یافته است. 15 - امرای آق قوینلوبا آمدن امیر حسن بیک به سال 882 هَ. ق. شروع و با رفتن سلطان مرادبن یعقوب بن حسن بیک 908 هَ. ق. خاتمه یافته است. 16 - حکومت پادشاهان صفوی ، با آمدن شاه اسماعیل اول به سال 905 هَ. ق. شروع و با رفتن شاه عباس سوم پسر شاه طهماسب دوم به سال 1148 هَ. ق. خاتمه یافته است. 17 - سلاطین افشاریه با آمدن نادرشاه به سال 1148 هَ. ق. شروع و با نادرمیرزا به سال 1218هَ. ق. خاتمه یافته است. 18 - پادشاهان زند با ظهور کریمخان به سال 1163 هَ. ق. شروع و با رفتن لطفعلیخان بن جعفرخان به سال 1209 هَ. ق. خاتمه یافته است. 19 - سلاطین قاجاریه ، با آمدن آغامحمدخان بسال 1200هَ. ق. شروع و با رفتن احمدشاه بسال 1343 هَ.ق. برابر با سوم حوت 1302 هَ.ش. خاتمه یافته است. (از تاریخ ایران عباس اقبال ). 20 - خاندان پهلوی ، مؤسس این خاندان رضاشاه است که از آذرماه 1304 هَ.ش. تا شهریور 1320 هَ.ش. و سپس محمدرضاشاه از شهریور 1320 تا بهمن ماه 1357 هَ.ش. سلطنت کردند. رجوع به پهلوی و محمدرضاشاه شود.

معنی ایران به فارسی

ایران
۱ - نجد ( فلات ) ایران . نجد وسیعی است در آسیای غربی شامل ایران کنونی افغانستان ترکستان قفقازیه . ۲ - کشور ( مملکت ) ایران . کشوریست که از شمال به بیابان خوارزم ۷ بحر خزر و رود کورا از مشرق به حوزه آمو دریا ( جیحون ) و کوههای غربی دره سند و دامنه های جبال غربی پامیر از مغرب به دامنه های غربی کوههای زاگرس و حوضه اروند رود از جنوب به خلیج فارس و بحر عمان محدود است . کشور های مجاور آن : از سمت شمال روسیه شوروی از مشرق افغانستان و پاکستان و از مغرب ترکیه و عراق عرب ( بین النهرین ) است . مساحت آن ۱۶۵۴٠٠٠ کیلو متر مربع و جمعیت آن طبق سر شماری سال ۱۳۵۵ ه. ش . ۳۳/۵۹۱/۸۷۵ تن بوده است . زمین شناسی : زمینهای کشور ایران که قسمتی از نجد ایران است از لحاظ زمین شناسی به طور کلی به ترتیب زیر است : ۱ - در قسمت مرکز و مشرق و جنوب شرقی زمینهای کویری که بیشتر از ماسه و شن و گاهی تشکیلات کولابی و دریاچه یی دارد و بیشتر از بقایای دریاچه یی عهد سوم است . جنوب ایران بیشتر تشکیلات دوران سوم را دارد و تشکیلات نفتی بیشتر در همین قسمتها است . در شمال شرقی ایران ( اطراف مشهد ) غالبا تشکیلات دوران دوم بانضمام تشکیلات آتشفشانی و نیز قسمتی از تشکیلات دوران سوم دیده می شود . شمال ایران در قسمتهای سواحل بحر خزر بیشتر تشکیلات دوران سوم و در قسمتهای جنوبی تر ( رشته البرز ) تشکیلات دوران دوم و اول بانضمام تشکیلات آتشفشانی مشاهده می گردد . در آذربایجان شمالی غالبا زمینهای دوران دوم و ابتدای دوران سوم و تشکیلات آتشفشانی وجود دارد . در آذر بایجان شرقی اکثر تشکیلات دوران اول و تشکیلات آتشفشانی است . در آذربایجان غربی و سواحل دریاچه رضائیه تشکیلات دوران اول و ابتدای دوران سوم و تشکیلات آتشفشانی محسوس است . در مغرب ایران ( کرمانشاهان و کردستان ) بیشتر تشکیلات مربوط به ابتدای دوران سوم و اواخر دوران دوم است . در جنوب شرقی ایران ( بلوچستان ) بیشتر تشکیلات دوران سوم دیده می شود . جغرافی : ایران کشوریست کوهستانی که بواسطه دره های رودخانه ها ببخش های ذیل تقسیم می شود : ۱ - جبال واقع ما بین دره ارس و دره سفید رود . ۲ - از دره سفید رود تا دره گرگان که در قسمت شمال سلسله جبال البرز سرتاسر ایران را پوشانیده . در قسمت مغرب رشته کوههای پاطاق ( کبیره کوه ) پشت کوه پیش کوه . کوههای مرکزی از سبلان تا بلوچستان . بزرگترین کوههای ایران سلسله جبال البرز است که بلند ترین قله آن دماوند می باشد . ( ۵۶۷۱ متر ) . مهمترین رود های ایران ارس تجن اترک کارون کرخه قزل اوزن ( سفید رود ) است . دریاچه های عمده ایران ارومیه ( رضائیه ) ساوه بختکان و نیریز می باشد . پایتخت ایران [ تهران ] است . در سال ۱۳۱۶ ه. ش . ایران را به ده استان و اخیرا آنرابه ۱۴ استان تقسیم کرده اند شهر های مهم ایران عبارتند از : تبریز رشت رضائیه ساری گرگان مشهد اصفهان یزد کاشان اراک همدان شیراز کرمان اهواز سنندج کرمانشاه و غیره . معادن : معادن مهم ایران عبارتست از : نفت - ذخایر نفتی در حدود ۲۱٠٠ میلیون تن بر آورده شده است . مهمترین منطقه های نفتی مسجد سلیمان هفتگل گچساران آغا جاری و شاه آباد ( غرب ) میباشد . نفت قم نیز در حال استخراج است . زغال سنگ - معادن زغال سنگ در نقاط زیر میباشد : زیراب قزوین شمشک سمنان دامغان اصفهان انارک یزد بافق خلخال آستارا مراغه . معادن دیگر عبارتست از : منگنز کرومیت مس سرب نقره روی نیکل کبالت نمک طعام گوگود و غیره . محصولات نباتی ایران عبارتست از : گندم جو برنج ذرت نخود لوبیا ماش عدس توتون پنبه کنف نیشکر و کلیه درختهای میوه دار . صید ماهی صید مروارید صید حیوانات وحشی و طیور تربیت کرم ابریشم زنبور عسل نیز رواج دارد . صنایع ایران : صنایع دستی قدیمی عبارتست از : قالی بافی که در درجه اول اهمیت است و به خارج کشور صادر میشود . گلدوزی قلابدوزی گونی بافی حصیر بافی و غیره . صنایع کار خانه یی عبارتست از : کار خانه های قند سازی ( قریب ۱۲ کار خانه در نقاط مختلف کشور مشغول کار شده است ) کار خانه های سیمان سازی ( که در حضرت عبد العظیم و خراسان و درود و شیراز دایر گردیده ) کار خانه های چرم سازی ( تبزیز و همدان و خراسان ) کار خانه های نساجی ( اصفهان قزوین ) موسسات صابون سازی ( تهران و تبریز ) کار خانه های کبریت سازی ( تبریز زنجان همدان قزوین شاهرود تهران اصفهان شیراز ) و صد ها کار خانه دیگر که در نقاط مختلف کشور مشغول کار می باشند و تا اندازه ای رفع احتیاجات کشور را می نمایند و به تدریج از وارد کردن اجناس خارجی ایران را بی نیاز می سازند . راهها و وسایط نقلیه نیز دارای اهمیت است . راه آهن سرتاسری ایران را آهن تهران به مشهد راه آهن تهران به تبریز تهران به کاشان که مشغول بهره برداریست و راههای دیگری که در دست ساختمان می باشد . جاده های شوسه همه شهر های درجه اول و دوم را بهم مربوط میسازد . راه های کشتی رانی در بحر خزر و بحر عمان است . راههای هوایی میان اغلب کشور های بزرگ جهان و شهر های درجه اول ایران بر قرار است . تاریخ : تاریخ ایران به سه بخش پیش از اسلام پس از ظهور اسلام و عصر انقلاب اسلامی تقسیم می شود . در دوره پیش از اسلام سلسله های : ماد ( آغاز قرن هشتم ق . م . ۵۵٠ ق . م . ) موسس [ دیااکو ] بزرگترین شهریار [ هووخ شتره ] : هخامنشی ( ۵۵۹ ق . م . - ۳۳٠ ق . م . ) موسس [ کوروش بزرگ ] شهریار بزرگ [ داریوش بزرگ ] سلوکیان ( ۳۳٠ ق . م . - ۱۲۹ ق . م . ) موسس سلو کوس اول اشکانیان ( ۲۵۶ ق . م . - ۲۲۴ م . ) موسس [ اشک اول ] بزرگترین شهریاران [ مهرداد اول ] [ مهرداد دوم کبیر ] [ ارد یا اشک سیزدهم ] ساسانیان ( ۲۲۴ م . ۶۵۲ م . ) موسس [ اردشیر بابکان ] بزرگترین شهریاران : شاپور اول شاپور دوم انو شروان داد گر . در دوره اسلامی سلسله های طاهریان ( ۲۵۹ - ۲٠۵ ه. ق . ) موسس بن طاهر بن حسین ذو الیمینین صفاریان ( ۲۸۷ - ۲۶۱ ه. ق . ) موسس [ یعقوب بن لیث صفار ] سامانیان ( ۳۸۹ - ۲۶۱ ه. ق . ) موسس [ نصر اول ] شهریاران بزرگ [ اسماعیل بن احمد ] و [ نصر بن احمد ] آل زیار ( ۴۶۲ - ۳۱۵ ه. ق . ) موسس [ مرداویج بن زیار ] شهریار معروف [ قابوس بن وشمگیر ] آل بویه ( ۴۴٠ - ۳۲٠ ه. ق . ) موسس [ عماد الدوله علی ] شهریار بزرگ [ عضد الدوله ] غزنویان ( ۵۵۵ - ۳۸۸ ه. ق . ) موسس [ سلطان محمود غزنوی ] سلجوقیان ( ۵۱۱ - ۴۲۹ ه. ق . ) موسس [ طغرل بیک ] شهریاران بزرگ [ ملکشاه ] و [ سنجر ] خوارزمشاهیان ( ۶۱۷ - ۴۷٠ ه. ق . ) موسس [ انوشتکین غرجه ] شهریاران معروف : محمد خوارزمشاه و جلالدین منکبر نی ایلخانیان مغول ( ۷۳۶ - ۶۵۴ ه. ق . ) موسس هولاگو خان تیموریان ( ۹٠۳ -۷۷۱ ه. ق ) موسس تیمور لنگ صفویان - ( ۱۱۳۵ - ۹٠۶ ه. ق . ) موسس [ شاه اسماعیل اول ] شهریار بزرگ [ شاه عباس کبیر ] افشاریه ( ۱۱۶۱ - ۱۱۴۸ ه. ق . ) : موسس [ نادر شاه ] زندیه ( ۱۲٠۹ -۱۱۶۳ ه. ق . ) موسس [ کریم خان زند ] قاجاریه ( ۱۳۴۵ - ۱۲۱٠ ه. ق . ) موسس [ آغا محمد خان ] شهریار نامی [ ناصر الدین شاه ] پهلوی ( آغاز ۱۳۴۵ ه. ق . ۱۳٠۴ ه. ش . ) موسس [ رضا شاه ] محمد رضا شاه اخیر در اثر انقلاب ناگزیر به فرار از ایران شد ( دی ماه ۱۳۵۷ ه. ش . ) . بدین ترتیب سلسله پهلوی مضمحل گردید و در رژیم جمهوری اسلامی ایران">جمهوری اسلامی بر قرار شد . ( بهمن ۱۳۵۷ ه. ش . ) قوه مقننه در دست مجلس شورای اسلامی است . مذهب رسمی کشور شیعه اثنا عشری و پیروان ادیان دیگر مانند زردشتی یهودی مسیحی آزادی دارند و هر یک در مجلس شورای اسلامی دارای نماینده هستند . زبان رسمس مردم کشور فارسی است هر یک از شهر های تهران تبریز مشهد اصفهان شیراز اهواز دانشگاهی دارد . زبانهای ایرانی : در دیباچه این کتاب حاضر از آنها بحث شده ادبیات ایران : ۱ - دوره پیش از اسلام در دوره پیش از اسلام از انواع ذیل باید بحث کرد : الف - ادبیات اوستایی شامل کتب اوستا که در دوران نشات تدوین آن از عهد زردشت آغاز و به عهد ساسانی ختم می شود . این کتب بزبان اوستایی نگارش یافته و در اواخر دوره ساسانی به خط اوستایی ( دین دبیری ) تحریر شده . ب - ادبیات پارسی باستان شامل کتیبه های هخامنشی که زبان پارسی باستان و به خط میخی هخامنشی تحریر یافته . کتیبه های مذکور در تخت جمشید دشت مرغاب بیستون الوند شوش و آسیای صغیر بفرمان شاهنشاهان هخامنشی حک گردیده . ج - ادبیات پارسی میانه که به دو بخش پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی تقسیم می گردد . پهلوی اشکانی در دوره اشکانیان زبان رسمی بود و خطی که بدان کتابت میشد خط پهلوی ماخوذ از خط فنیقی است . از پهلوی اشکانی چند نوشته کوتاه در دست است . پهلوی ساسانی در دوره ساسانیان زبان رسمی بود و خط آن همان خط پهلوی اشکانی بود ( با اندک تغییر ) . از دوران ساسانی کتیبه ها و سکه ها و نگینها و مهر ها و ظرفها و بعضی کتب و رسایل باقی مانده ( آنچه از کتب و رسایل پهلوی موجود است از لحاظ کتابت متعلق به دوره بعد از اسلام است ) . دوره ادبیات پهلوی تا قرن سوم هجری دوام داشته است . قسمتی از کتب اوستایی بزبان پهلوی نقل شده مانند یسنا و ندیداد ویشتاسپ یشت اوهرمزدیشت خورشید یشت ماه یشت ماه نیاش و غیره . معروفترین کتابهای دینی پهلوی - به جز متون اوستایی - دینکرت ( اعمال دین ) است شامل عقاید و آداب و مراسم و احکام و قصص زردشتی و دیگر بندهشن ( آفرینش ) در موضوع آفرینش مخلوقات توسط اهور مزدا و سر پیچی اهریمن و وصف آفریدگان ( این هر دو کتاب در دوره اسلامی از ماخذ قدیمی تالیف شده ) . از کتب معتبر پهلوی از [ کار نامه اردشیر بابکان ] در سر گذشت افسانه آمیز اردشیر ساسانی خسرو کواتان وریدکی ( خسرو بن غباد و غلامی ) یاد گار زریران شرح جنگ دینی بین گشتاسب و ارجاسب باید نام برد . ۲ - دوره اسلامی پس از حمله عرب سیر ادبی ایران تا ظهور نخستین سلسله های ایرانی متوقف ماند . در زمان طاهریان ( ۲۵۹ - ۲٠۵ ه. ق . ) شاعری به نام حنظله باد غیسی ( ف. ۲۲٠ ) ظهور کرد . در عهد صفاریان محمد بن وصیف فیروز مشرقی ابو سلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند . در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد . در شعر شهید بلخی رودکی سمرقندی ابو شکور بلخی ابو الموید بلخی منجیک ترمذی دقیقی طوسی کسائی مروزی عماره مروزی و استاد ابو القاسم فردوسی ظهور کردند و بزرگترین حماسه فارسی شاهنامه به دست فردوسی تدوین گردید . در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابو القاسم بن محمد سمرقندی شاهنامه ابو منصوری کتلاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی ترجمه تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان حدود العالم ( جغرافیا ) رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد . در دوره آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبر دارند و در نثر دانشنامه رازی عاتئی و رگ شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابو عبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته تحریر در آورد و قصه حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد . در دوره غزنوی فردوسی عنجری عسجدی فرخی منوچهری شعر پارسی ( سبک خراسانی ) را به کمال رسانیدند و ابو نصر مشکان نویسنده مکتوبات درباری سبکی بدیع در نثر پدید آورد . در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی ناصر خسرو قطران مسعود سعد عمر خیام معزی انوری خاقانی نظامی ازرقی ادیب صابر رشید و طواط ظهیر فارابی جمال الدین اصفهانی مجیر بیلقانی ابو الفرج رونی سید حسن غزنوی عبد الواسع جبلی سنائی عطار مختاری غزنوی عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند و در نثر نمایندگانی مانند نظام الملک نویسنده سیاست نامه امیر کیکاوس مولف قابوس نامه محمد بن منور نویسنده اسرار التوحید عطار نویسنده تذکره الاولیائ گردیزی مولف زین الاخبار ابو لفضل بیهقی نویسنده تاریخ بیهقی راوندی نویسنده راحه الصدور غزالی مولف کیمیای سعادت نصر الله بن عبد الحمید مترجم کلیله و دمنه نظامی عروضی مولف چهار مقاله رشید و طواط نویسنده حدائق السحر حمید الدین نویسنده مقامات حمیدی زین الدین اسماعیل مولف ذخیره خوارزمشاهی ( طب ) کردند . حمله مغول با همه قوت و صلابت خود نتوانست از ادامه علوم و ادبیات بکاهد . درین دوره سعدی گوینده بوستان و غرلیات مولوی گوینده مثنوی و غزلیات شبستری گوینده گلشن راز کمال اسماعیل همام تبریزی اوحدی مراغه یی گوینده جام جم خسرو دهلوی خواجوی کرمانی ابن یمین سلمان ساوجی حافظ و غیره در شعر ظهور کردند . دوره تیموریان دنباله دوره مغول محسوب می شود . در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد . در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند مانند عطا ملک جوینی مولف تاریخ جهانگشا منهاج سراج مولف طبقات ناصری ابو الشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی رشید الدین فضل الله مدون و جامع جامع التواریخ شهاب الدین عبد الله نویسنده تاریخ وصاف حمد الله مستوفی نویسنده تاریخ گزیده حافظ ابرو مولف زبده التواریخ نظامی شامی نویسنده ظفر نامه میر خواند مولف روضه الصفائ ( همه در تاریخ ) عوفی نویسنده لباب الالباب و جوامع الحکایات دولتشاه مولف تذکره الشعرائ محمد بن قیس نویسنده المعجم ( در ادب و انواع آن ) نصیر الدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس جلال الدین دوانی نویسنده اخلاق جلالی حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی ( در اخلاق و فنون و حکمت ) ٠ در دوره صفویان نثر نویسانی مانند خواند میر نویسنده حبیب السیر ابن بزاز نویسنده صفوه الصفائ حسن بیک روملو مولف احسن التواریخ اسکندر منشی مولف عالم آرای عباسی احمد بن نصر الله نویسنده تاریخ الفی محمد یوسف بن شیخ مولف منتخب التواریخ ابو الفضل ابن مبارک مولف اکبر نامه ( در تاریخ ) ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی عرفی صائب بابا فغانی هاتفی هلالی اهلی وحشی کلیم نامبردارند . در دوره افشاریان و زندیان گویندگانی مثل هاتف و پسر او سحاب مشتاق عاشق و لطفعلی بیک آذر بیگدلی معروف شدند . در دوره قاجاریه باز گشت بسبک قدیم ( سبک خراسانی ) کردند و شاعرانی مانند مجمر صبا وصال قا آنی فروغی بسطامی سروش محمود خان ملک الشعرائ شیبانی و جز آنان نماینده این سبکند . در نثر رضا قلی هدایت مولف مجمع الفصحائ متمم روضه الصفا و ریاض العارفین لسان الملک سپهر مولف ناسخ التواریخ نویسندگان نامه دانشوران اعتماد السلطنه مولف مرات البلدان و غیره شهرتی یافته اند . در دوره مشروطیت تحولی در روش فکر شاعران و نویسندگان پیدا شد . ادیب الممالک فراهانی ادیب پیشاوری پروین اعتصامی محمد تقی بهار افسر ایرج دهخدا شوریده عارف عشقی وحید دستگردی یاسمی یغما و گروهی از معاصران نمایندگان شعر این دوره هستند و دهخدا جمال زاده صادق هدایت محمد قزوینی عباس اقبال محمد مسعود یاسمی و گروهی از معاصران نماینده شعب مختلف نثر این دوره به شمار می روند .
کتابی است در چهار مجلد تالیف حسن پیر نیا در تاریخ ایران قبل از اسلام . سه جلد اول آن شامل تاریخ ماد ها هخامنشیان سلوکیان و پارتها در زمان حیات وی به طبع رسیده و بعد ها نیز تجدید طبع شده اما جلد چهارم آن به صورت یادداشتهای ناتمام مانده است .
( اسم ) آنکه ایران را از جان و دل دوست دارد ایران دوست .
پرستنده ایران آنکه ایرانی را تا حد پرستش دوست داشته باشد .
پرستش ایران دوستی شدید ایران .
عمل ایران پرست
( اسم ) پادشاه ایران .
پادشاه ایران
(صفت ) آنکه ایران را دوست دارد آنکه به ایران علاقمند است .
آنکه ایران را دوست دارد
محبت ایران علاقه بایران .
سرزمین ایران
رئیس طبقه جنگیان ایران در زمان ساسانیان .
دهی است از دهستان خاوری بخش دلفان شهرستان خرم آباد .
( اسم ) دانشمندی غیر ایرانی که در باب ایران و ایرانیان تحقیق و تتبع کند .
دانش معرفت با حوال ایران و ایرانیان .
پس از متفرق شدن آریاییان ( هند و ایرانی ) در بخشهای مختلف نجد ایران گروهی از آنان در محلی اقامت گزیدند که در اوستا بنام ائیرینم وئجه یعنی سرزمین و کشور تخمه آریایی نامیده شده . محققان محل آنرا خوارزم و خیوه حالیه دانسته اند .
پس از متفرق شدن آریاییان در بخشهای مختلف نجد ایران گروهی از آنان در محلی اقامت گزیدند .
ساخته و پرداخته قباد در اصفهان ساخت قم رود .
نام دو تن از سلاطین افغان که پس از صفویه بر ایران حکومت کردند .
( کمیته ملی المپیک ایران ) برای شرکت در مسابقات جهانی المپیک که هر چهار سال یک بار در یکی از کشور های جهان در رشته های کشتی دو میدانی ژیمناستیک شنا تیر اندازی دوچرخه سواری سوار کاری اسکی پاتیناژ فوتبال باسکتبال و قایق رانی انجام می شود در ایران نیز به تبعیت [ کمیته بین المللی المپیک ] کمیته ای تشکیل شده که با کمیته بینالمللی در تماس است . انتخاب قهرمانان ایرانی شرکت کننده در مسابقات المپیک جهانی و تهیه وسایل و انجام امور مربوط به آن و سر پرستی و احقاق حق قهرمانان در میدانهای مسابقه به عهده این کمیته است . این کمیته از طرف کمیته جهانی برسمیت شناخته شده .
نام سلسله که از ۶۵۴ تا ۷۵٠ در ایران حکومت کردند و فرزندان چنگیز بودند .
در سال ۱۲۶۸ ه. ش . روسها در مقابل انگلیسها برای سازمان بانکی در ایران از دولت امتیازی گرفتند و در تهران بنگاهی موسوم به [ بانک استقراضی ایران ] تشکیل دادند که به تدریج در بعضی شهر های شمال شعب آن نیز دایر گردید . قصد دولت روسیه تزاری از تاسیس بانک توسعه نفوذ آن دولت در ایران خصوصا در برابر انگلیسها بود و بانک استقراضی یک دستگاه کاملا رسمی دولت روسیه بود و برای رقابت با بانک شاهنشاهی ایران خود را در معاملات استقراضی و غیره بسیار سخاوتمند نشان می داد و باین جهت مبالغ هنگفتی به در باریان و اعیان و اشراف و ارباب نفوذ بیش از اعتبار مالی آنان وام می داد به طوری که در سال ۱۲۸۳ ه. ش . معلوم گردید که از ۳٠ میلیون منات سرمایه اولیه بانک فقط ۳ میلیون منات در صندوقهای آن باقی مانده و بقیه به متنفذان کشور وام داده شده است . این بانک در سال ۱۳٠۵ ه. ش . مقارن سال تاسیس بانک روس ( در ایران ) منحل گردید .

معنی ایران در فرهنگ فارسی عمید

دانشمند و نویسنده ای (معمولاً غیر ایرانی) که در مورد اوضاع جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، و اجتماعی ایران اطلاعات کامل داشته باشد.

ایران در دانشنامه اسلامی

ایران
ایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است. ایران در خاورمیانه و منطقه اوراسیا از موقعیتی استراتژیک و خاصی برخوردار است و همواره به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب مورد توجه بوده است، چنانکه در روزگاران کهن بخش مهمی از جاده مبادلاتی و تاریخی ابریشم از ایران عبور می کرده است.
استان آذربایجان شرقیاستان آذربایجان غربیاستان اردبیلاستان اصفهاناستان ایلاماستان بوشهراستان تهراناستان چهارمحال و بختیاریاستان خراسان جنوبیاستان خراسان شمالیاستان خراسان رضویاستان خوزستاناستان زنجاناستان سمناناستان سیستان و بلوچستاناستان فارساستان قزویناستان قماستان کردستاناستان کرماناستان کرمانشاهاستان گلستاناستان گیلاناستان لرستاناستان مازندراناستان مرکزیاستان هرمزگاناستان همداناستان یزد
همسایه ها
ایران از شمال با کشورهای ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، و ارمنستان و دریای مازندران، از جنوب با خلیج فارس، و دریای عمان، از غرب با کشورهای عراق و ترکیه و از شرق با پاکستان و افغانستان همسایه است. رده های این صفحه : ایران شناسی | جغرافیای اسلامی | جمهوری های اسلامی | کشورهای آسیا | کشورهای فارسی زبان































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
ایران
ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران و به پایتختی تهران، کشوری با پیشینه تاریخی کهن در جنوب غربی آسیا است. اکثریت جمعیت ایران شیعیان اثناعشری اند. ایران از قدیمی ترین مناطق شیعی است که از سده های نخستین اسلام، مهد تشیع بوده است. با تشکیل حکومت صفویان، اولین کشور مستقل شیعه امامیه در این سرزمین پدید آمد. وجود امام رضا (ع)">حرم امام رضا (ع) و امامزادگان فراوان، حوزه های علمیه شیعی در شهرهای مختلف، شهرهای مهم شیعه نشین و عالمان دینی و مراجع تقلید امامیه، از دلایل اهمیت ایران در جهان اسلام و همچنین در میان شیعیان جهان است.
ایران کشوری در جنوب غربی آسیا با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت، و جمعیت ۷۷٬۱۸۹٬۶۶۹ نفری بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۲ ش است. پایتخت، بزرگترین شهر و مرکز سیاسی و اداری ایران، تهران است.
ایران با ۱۵ کشور همسایه خود، مرزی حدود ۸۷۵۵ کیلومتر دارد:
ایران
ایران کشور پهناوری در جنوب غربی آسیا است که نزدیک 1648000 کیلومتر مربع پهناوری دارد. نام ایران یادآوری کوچ مردمانی با نام آریایی به این سرزمین است که پیش از آن ها نیز مردمانی با تمدنی باشکوه در آن می زیستند. ایران در کشورهای غربی به سرزمین پارس (Persia) نیز شناخته می شود که یادآور نامی است که یونانی ها به امپراتوری شکوهمند هخامنشیان (مردمانی از تبار پارس ) داده بودند. این کشور پس از انقلاب سال 1357 خورشیدی (1979 میلادی) به نام جمهوری اسلامی ایران خوانده می شود.
مرزهای ایران طی تاریخ دراز این کشور بارها تغییر یافته است. ایران در زمان امپراتوری پارس ها (هخامنشیان) از رود سند در پاکستان تا نیل در مصر و بخش هایی از لیبی در شمال آفریقا و همچنین بخش هایی از ترکیه و دیگر سرزمین های ساحل شرقی مدیترانه را در بر می گرفت. در دوره های پس از هخامنشیان نیز گاه بر پهناوری امپراتوری ایران افزوده می شد و گاه بخشی از آن بدست دیگران می افتاد. اکنون بسیاری از آن سرزمین ها خود کشوری شده اند و همسایگان کنونی ایران به شمار می آیند و عبارتند از: ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان در شمال؛ افغانستان و پاکستان در شرق؛ ترکیه و عراق در غرب.
ایران کنونی از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان می رسد و جزیره های خارک، کیش، لاوان، هندورابی، ابوموسی، سیری، قشم، هرمز، لارک، هنگام، تنب کوچک، تنب بزرگ و چند جزیره ی کوچک دیگر از خاک آن به شمار می آیند.
زبان اصلی مردم ایران فارسی (پارسی) است، اما به زبان های ترکی، کردی، بلوچی، عربی و لری و لهجه های گوناگون نیز سخن گفته می شود.
دین باستانی ایرانیان زردشتی بوده است، اما ایرانیان پس از فتح ایران توسط اعراب مسلمان در مدت قرون اندکی بدون اعمال زور و فشار خارجی قابل توجهی از طرف فاتحان به اسلام گرویدند.
اکنون بیش تر مردم ایران مسلمان و و بیش از 90 درصد آنان پیرو مذهب شیعه دوازده امامی هستند. مسلمانان سنی مذهب بیش تر در استان های کردستان، گلستان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان ساکن هستند. اقلیت های مسیحی، یهودی و زردشتی نیز با آرامش کنار هم میهنان مسلمان خود زندگی می کنند و نمایندگانی در مجلس شورای اسلامی دارند. مشهد و قم دو شهر مذهبی اصلی هستند.
مشهد که مرکز استان خراسان رضوی است، بارگاه مقدس امام رضا علیه السلام، هشتمین پیشوای شیعیان را در خود جای داده است. بارگاه مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها، خواهر امام رضا علیه السلام، در شهر قم است. شهر قم مرکز پژوهش های دینی نیز هست و حوزه علمیه قم یکی از دیرین ترین مرکزهای دینی و آموزشی ایران است.
تهران پایتخت کشور ایران است که در دامنه ی جنوبی رشته کوه البرز و در 120 کیلومتری دریای خزر جای دارد. بیش تر مرکزهای اقتصادی، علمی و فرهنگی ایران در این شهر جای گرفته اند و شاهراه های اصلی کشور از این شهر به مرکز استان ها کشیده شده اند. در 320 کیلومتری جنوب تهران، به شهر اصفهان می رسیم که بناهای تاریخی زیبا و باشکوهش گردشگران زیادی را به آن سو می کشاند.
ایران
ایران: کشوری مسلمان نشین در خاورمیانه است. ایران کشوری است با مساحت 1648195 کیلومتر مربع که بخش بیشتر فلات ایران را در بر گرفته است. امروزه کشور ایران از شمال با جمهوری آذربایجان و ارمنستان و ترکمنستان، در شرق با افغانستان و پاکستان، و در غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد. مذهب رسمی آن تشیع و زبان رسمی اش فارسی است. مرزهای سیاسی ایران در طول تاریخ تغییرهای فراوان به خود دیده است. حکومت های ایران گاه تنها بخشی از فلات ایران را زیر سلطه داشتند و گاه مرزهای قدرتشان تا بیرون از فلات ایران کشیده می شد. مرزهای سیاسی امروزین ایران در سده نوزدهم م. و پس از جدا شدن برخی سرزمین ها از آن در شمال و شرق و غرب شکل گرفته است. ایران از بزرگ ترین کشورهای اسلامی است و مردم آن در طول تاریخ اسلام، بسیاری از جمعیت حج گزار را تشکیل داده اند و روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آنان با حرمین در تحولات مکه و مدینه تاثیر فراوان داشته است. اکنون هر سال بیش از صد هزار تن از این کشور برای حج به حرمین سفر می کنند. در این مقاله از موضوعات مختلفی در مورد ایران بحث شده است که ازجمله آنها این موضوعاتند: تاریخ و جغرافیای ایران (ایران باستان؛ ایران اسلامی)؛ روابط سیاسی ایران و حرمین و تاثیر آن بر حج گزاری ایرانیان (پیش از اسلام؛ از ورود اسلام تا حمله مغول؛ دوران ایلخانان؛ دوران فترت پس از ایلخانان؛ دوران صفویه؛ دوران افشاریه؛ دوران قاجار؛ دوران پهلوی؛ دوران انقلاب اسلامی)؛ راه های حج ایرانیان (راه عراق؛ راه احساء؛ راه شام؛ راه دریایی جنوب ایران؛ راه استانبول؛ راه دریایی از بیروت؛ راه هوایی)؛ حج گزاری ایرانیان؛ شیوه ها و آداب (سازما ن دهی حج درگذشته؛ سازما ن دهی حج در دوران معاصر؛ آداب و رسوم حج ایرانیان)؛ مشکلات مذهبی ایرانیان در حج؛ ایرانیان و آبادانی حرمین؛ نگاشته های ایرانیان درباره حج و حرمین؛ مجاورت ایرانیان در حرمین؛ تاریخ و جغرافیای ایران.
درباره ریشه و معنای واژه ایران، دیدگاه های گوناگون وجود دارد که بر پایه مشهور ترین آن ها، این واژه برگرفته از نام قوم آریایی و به معنای سرزمین آریاییان است. آریاییان که یکی از شاخه های مردم هند و اروپایی ساکن در ایران ویج بودند، در هزاره دوم پیش از میلاد، مهاجرت خود را به ایران آغاز کردند و در طول سده ها بر ساکنان بومی این سرزمین غلبه یافتند.پیش از ورود آریاییان، ایران تاریخی کهن را پشت سر نهاده، سکونتگاه اقوام گوناگون و تمدن هایی همچون عیلامی و کاسی در غرب این سرزمین بود.
در سده هفتم پیش از میلاد مسیح، یک شاخه از قوم آریایی با نام مادها نخستین حکومت آریایی را در شمال و شمال غرب ایران به پایتختی همدان (هگمتان) تشکیل دادند. حکومت مادها در دوران هووخشتره (633-585ق. م.) به اوج قدرت رسید و توانست پادشاهی آشور در شمال عراق امروزی را به سال 610ق. م از میان بردارد و بخش هایی از شمال بین النهرین و آسیای صغیر را تصرف کند.هم زمان با مادها، شاخه ای دیگر از آریایی ها با نام پارس ها در جنوب ایران، شوش، ساکن شدند و حکومتی مستقل تشکیل دادند.
از اواخر سدۀ ۲ ق/۸ م گروهی از علویان حجاز و عراق بر اثر شرایط نامساعد سیاسی در قلمرو خلافت عباسیان و آزار امیران ترک نژاد آنان، به ایران که در آن روزگار گردن فرازی های عباسیان را بر نمی تافت، پناه آوردند و در این سرزمین یا به جنگ سیاسی و قهرآمیز خود بر ضد عباسیان ادامه دادند و یا به زندگی آرام و بی دغدغۀ خویش پرداختند.
یکی از این کسان که در نیمۀ دوم سدۀ ۳ ق/۹ م از کوفه به ایران آمد و در اصفهان ساکن شد، احمد بن محمد بن احمد بن ابراهیم طباطبا بود.وی که دقیقاً روشن نیست در چه سالی وارد اصفهان شد، در این شهر زیست و در همان جا درگذشت.فرزندان او در اصفهان ماندگار شدند و در سده های بعد به سراسر ایران راه یافتند.شاخه هایی از آن بار دیگر به عراق رفتند و در عتبات ساکن شدند، مانند آل بحرالعلوم (ﻫ م) و حکیم (ﻫ م).
علمای طباطبایی
از نسل احمد عالمان، شاعران، ادیبان، فقیهان و امیران ناموری در ایران و عراق پدید آمدند که برخی از آنان اینانند:
← ابن طباطبا
(۱) آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة.(۳) ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۵ م.(۵) ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد، ۱۳۵۹ق.(۷) ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ ق/۱۹۷۸ م.(۸) ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، به کوشش صلاح الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.(۹) ابن سمره، عمر بن علی، طبقات فقهاءِ الیمن، به کوشش فؤاد سید، قاهره، ۱۹۵۷ م.(۱۰) ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.(۱۲) ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایه، قاهره، ۱۳۵۱ ق/۱۹۳۲ م، ۲۷۰.(۱۵) ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، بیروت، ۱۳۹۸ ق/۱۹۷۸ م.(۱۹) امین، حسن، دائرةالمعارف الاسلامیه الشیعیه، بیروت، ۱۳۹۵ ق/۱۹۷۰م.(۲۰) امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، ۱۴۰۳ ق/۱۹۸۳ م.(۲۱) امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، ۱۳۸۷ ق/۱۹۶۷ م.(۲) بامداد، مهدی، تاریخ رجال ایران، تهران، ۱۳۴۷-۱۳۵۳ش.(۲۵) بستانی، ف ذیل ابن طباطبا.(۳۰) خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، بیروت، ۱۳۹۰ق.(۴۶) کربلایی تبریزی، حافظ حسین، روضات الجنان، به کوشش جعفر سلطان القرایی، تهران، ۱۳۴۴ش.(۵۱) مامقانی، عبداللـه بن حسن، تنقیح المقال، نجف، ۱۳۵۰ق.(۵۲) محیط طباطبایی، محمد، «شوخی جدی»، یغما، س ۱۸، شم ۱، فروردین ۱۳۴۴ش.
شروع روابط ایران و آمریکا از زمان صدر اعظمی امیر کبیر بود. او که می خواست با وارد کردن یک نیروی سوم به صحنه سیاست ایران، از قدرت روز افزون روسیه و انگلیس در ایران بکاهد، در صدد برقراری روابط با امریکا برآمد.
اندیشه ارتباط با آمریکا روند منطقی وقایعی بود که از پایان دوره اول جنگ های ایران و روسیه اتفاق افتاده بود. دولت مردان ایرانی بر اثر چنین حوادثی دریافتند، برای حفظ موجودیت سیاسی خود در صحنه روابط بین الملل نقشی داشته باشند و بتوانند در مواقع تهدید کشورشان، از افکار عمومی به کاستن تبعات بحران استفاده کنند. امیرکبیر که آغازگر گفتگوهای سیاسی ـ میان دو کشور ایران و آمریکا شد، در حقیقت نماد تمایلات نسل گذشته زمامداران دیوان سالاری ایران بود.
موجانی، علی، بررسی مناسبات ایران و امریکا، ص۱۶۹ - ۱۷۰، تهران، مؤسسه چاپ و نشر وزارت امور خارجه، ۱۳۷۴.
امیرکبیر که می خواست با وارد کردن یک نیروی سوم به صحنه سیاست ایران، از قدرت روز افزون روسیه و انگلیس در ایران بکاهد، در صدد برقراری روابط با امریکا برآمد. در آن زمان، امریکا یک کشور تازه تاسیس و جوان بود و نیروی دریایی نیرومندی داشت و امیرکبیر پیش بینی می کرد که این کشور یکی از قدرت های جهان در آینده خواهد شد. لذا در سال ۱۲۶۶ق به میرزا محمدخان، کاردار ایران در استامبول دستور داد، تا با جرج مارش وزیر مختار امریکا در این شهر، در خصوص امکان برقراری روابط گفتگو کند. جرج مارش از این پیشنهاد استقبال کرد و «تیلور» رئیس جمهور وقت امریکا نیز آن را تایید کرد و اختیارنامه ای صادر نمود.هدف عمده امریکایی ها از برقراری روابط با ایران، رقابت تجارتی با انگلستان در بازارهای اقتصادی دنیا بود. این مذاکرات یک سال و سه ماه به طول انجامید و سرانجام با قرارداد موسوم به «عهدنامه دوستی» و کشی رانی در ۱۴ ذی الحجه ۱۲۶۷ (۹ اکتبر ۱۸۵۱) به امضاء هر دو طرف رسید. دولت ایران این قرارداد را تصویب نکرد؛ زیرا از یک سو با مخالفت دولت انگلستان روبرو شد و از سوی دیگر امیرکبیر از صدارت عزل شده و میرزا آقاخان نوری که از سرسپردگان انگلیس بود، به جای وی صدراعظم گردید؛ اما هنوز مدتی نگذشته بود که روابط ایران و انگلیس بر سر مساله افغانستان، رو به تیرگی نهاد. انگلیس ها نیروهای خود را در سواحل خوزستان پیاده نمودند، در این موقع بود که روشن بینی امیرکبیر بر شاه (ناصرالدین شاه) معلوم گردید و در صدد ادامه سیاست برقراری روابط با آمریکا بر آمد.
علی بابایی، غلامرضا، تاریخ سیاست خارجی ایران (از شاهنشاهی هخامنشی تا امروز)، ص۲۴- ۲۶، چاپ اول، تهران، دات درسا، ۱۳۷۵.
ناصرالدین شاه به کاردار ایران در استانبول (میرزا احمدخان) دستور مذاکرات با امریکا را داد. این مذاکرات در خصوص خریداری چند کشتی و استخدام ملوانان امریکایی بود. یک طرح هشت ماده ای میان نمایندگان دو کشور ایران (احمدخان) و امریکا امضاء گردید. ماده هشتم این قرارداد این بود: «دولت ممالک متحده امریکا وعده می دهد که جزایر و بنادر متعلق به ایران را از تسلط دولت انگلیس و تعرض امام مسقط حفاظت نماید».
علی بابایی، غلامرضا، تاریخ سیاست خارجی ایران (از شاهنشاهی هخامنشی تا امروز)، ص۲۶-۲۷، چاپ اول، تهران، دات درسا، ۱۳۷۵.
...



ایران در دانشنامه ویکی پدیا

ایران
عکس ایران
ایران ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره بدارد:
کشور ایران
ایران (اوستیا-آلانیا)
روستای ایران در منطقه کیروف اوستیای شمالی-آلانیا، اندر مرز با کاباردینو-بالکاریا قفقاز در فلات ایران شمالی جای گرفته است.
Официальный сайт АМСУ Кировского района
ایران از روزنامه های دوره ناصرالدین شاه بود که به سرپرستی محمدحسن خان اعتماد السلطنه منتشر شد. نخستین شماره آن در سال ۱۲۸۸ قمری چاپ شد. این روزنامه در سال ۱۳۲۱ قمری به ایران سلطانی موسوم گردید و از سال ۱۳۳۴ دورهٔ دوم آن آغاز گردید.
ایران روزنامه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی - اقتصادی صبح ایران است که در کشور ایران پخش می شود. نخستین شماره این روزنامه در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۷۳ منتشر شد. دفتر این روزنامه در تهران واقع شده است. روزنامه ایران یکی از نشریات مؤسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران است که توسط فریدون وردی نژاد بنا نهاده شده است. صاحب امتیاز این روزنامه مؤسسه فرهنگی-مطبوعاتی ایران وابسته به خبرگزاری ایرنا است محمد فاضلی مدیرمسئول روزنامه ایران است. و سر دبیری آن به عهده جواد دلیری هست.در رتبه بندی روزنامه های ایران بر پایهٔ عملکردشان در بازهٔ نیمه دوم ۱۳۹۳ توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ روزنامه ایران مشترکاً به همراه روزنامه دنیای اقتصاد با ۷۸ امتیاز، رتبه دوم را داشت. و همچنین در رتبه بندی روزنامه های ایران بر پایه عملکردشان در بازهٔ نیمه دوم ۱۳۹۴ توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ روزنامهٔ ایران با ۸۰٫۶ امتیاز، رتبهٔ سوم را کسب کرد.
رسانه در ایران
فهرست روزنامه های ایران3
فهرست خبرگزاری ها و وبگاه های خبری ایران
این روزنامه به عنوان یکی از روزنامه های ایرانی در مهرماه سال ۱۳۹۵ به شبکه اجتماعی توییتر پیوست و از آن زمان انتشار اخبار و مطالب روزنامه را در این شبکه اجتماعی آغاز نموده است. حساب کاربری روزنامه ایران در آبان ماه ۱۳۹۵ رسماً از سوی توییتر تأیید گردید. این حساب کاربری تا تاریخ ۸ آذر ماه ۱۳۹۶ توانسته ۳۸۰۰۰ دنبال کننده را کسب نماید. میزان رشد دنبال کننده این حساب کاربری تا جایی پیش رفته است که در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۷ به عدد ۶۱۳۰۰ دست پیدا کرده است.
در تاریخ هفتم مهرماه ۱۳۹۷ پیش شماره چهارم نشریه الکترونیکی ایران عصر در قالب نسخه الکترونیکی منتشر گردید. این نشریه که بعنوان نشریه زیرمجموعه روزنامه ایران تلقی می شود . اخبار و حوادث روز را پوشش داده و به لحاظ زمانی در عصرگاه منتشر می گردد.
در پی انتشار ویژه نامه ۲۵۸ صفحه ای روزنامه ایران به نام «ویژه نامه خاتون ۱» در مرداد ماه ۱۳۹۰، عده ای از محافظه کاران، دست اندرکاران این ویژه نامه را متهم به زیر سؤال بردن چادر سیاه کردند که در جمهوری اسلامی ایران، از آن به عنوان «حجاب اسلامی برتر» یاد می شود.
ایران نام گروه موسیقی اکسپریمنتال راک نیویورکی است که توسط کارگردان/خواننده/آهنگ نویس آرون آیتس و کایپ مالونه از گروه تی وی آن د ریدیو و در سال ۲۰۰۰ تشکیل شد.دیگر اعضای گروه بعد از هر آلبوم تغییر می کنند.
Iran – (۲۰۰۰)
The Moon Boys – (۲۰۰۲)
Untitled – (۲۰۰۳)
Dissolver – (۲۰۰۹)
مستند ایران، نام مجموعهٔ تلویزیونی مستندی است که به زیبایی های ایران می پردازد. ساخت این مجموعه از سال ۱۳۸۰ آغاز شده بود. این مجموعه پیش از این در گروه تاریخ، فرهنگ و هنر شبکهٔ ۱ سیما تولید می شد اما اکنون معاونت سیما تولید آن را برعهده دارد. کارگردان این مجموعه حمید مجتهدی است.
«سازندهٔ «مستند ایران» ـ رتبهٔ ۷ فیلمبرداری هوایی جهان حمید مجتهدی: دوربین من به ایران تعظیم می کند». خبرگزاری دانشجویان ایران. ۱۲ آذر ۱۳۸۴. دریافت شده در ۲۱ فروردین ۱۳۹۲.
احسان ناظم بکایی-کاوه مظاهری (۱۷ دی ۱۳۸۴). «ایران؟ سوژهٔ راحتی نیست!». هفته نامهٔ همشهری جوان (صفحه: سینما تلویزیون).
«مجموعه مستند ایران به شهر قم رسید». پایگاه اطلاع رسانی شبکهٔ یک جمهوری اسلامی ایران. ۸ بهمن ۱۳۸۶.
«برگزیدگان دومین جشنواره بین المللی میراث فرهنگی معرفی شدند». خبرگزاری فارس. ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶. دریافت شده در ۲۸ تیر ۱۳۸۷.
«۱۱ مستند بلند ایرانی در جشنوارهٔ فجر به روی پرده می روند». پایگاه خبری فیلم کوتاه. ۱ بهمن ۱۳۸۵. دریافت شده در ۲۷ بهمن ۱۳۸۷.
«مستند «مشهد الرضا» در نوروز ۸۹ به روی آنتن می رود». خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه خراسان (سرویس: فرهنگی-هنری). ۱۴ بهمن ۱۳۸۸. دریافت شده در ۲۶ فروردین ۱۳۸۹.
«موسیقی مستند ایران برای نوروز آماده می شود». خبرگزاری کار ایران (ایلنا). ۲۸ دی ۱۳۸۸. دریافت شده در ۲۶ فروردین ۱۳۸۹.
«حمید مجتهدی؛ از ناامیدی در حرم امام رضا تا امید برای ساخت مستند خلیج فارس» (مصاحبه). خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا). ۲۲ خرداد ۱۳۹۱. دریافت شده در ۱۱ تیر ۱۳۹۱.
تولید بخش نخست مستند ایران از سال ۱۳۸۰ و با سرمایه گذاری شبکهٔ ۱ سیما آغاز شد و تا سال ۱۳۸۴ ادامه یافت. بیان شده است که علت به درازا کشیدن فاز ۱، زمان بردن هماهنگی های مورد نیاز، با ادارات و ارگان های مختلف، برای در اختیار گرفتن وسایل و تجهیزات و نیز مجوز فیلمبرداری و فعالیت بوده است. در سری نخست این مجموعه که ۱۴ قسمت داشت، تخت جمشید و شهرهای تهران، کاشان و اصفهان به نمایش درآمدند. پخش این مجموعه در سال ۱۳۸۴ از شبکهٔ اول سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز شد که با استقبال گستردهٔ علاقه مندان مواجه گشت و همین امر، سبب بازپخش های چندبارهٔ این مجموعهٔ مستند از جمله در نوروز ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ شد. این مجموعه در شبکه جهانی جام جم نیز به نمایش درآمد. پژوهش و تحقیق کتابخانه ای یکی از پایه های اصلی مستند ایران به حساب می آید به طوری که به گفته کارگردان، بدون انجام تحقیق دوربین مستند ایران در هیچ نقطه ای گام نمی گذارد. فیلم «تخت جمشید» این مجموعه، برنده تندیس «جشنوارهٔ بین المللی میراث فرهنگی» در بخش تولیدات تلویزیونی (آثار مستند) در دومین دوره این جشنواره شد. هم چنین فیلم مستند بلند دماوند نیز که به همین شیوه ساخته شده است، در بیست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در بخش چشم واقعیت شرکت داشت. مدتی پس از پایان ساخت فاز ۱ مستند ایران، کارهای مقدماتی لازم برای ساخت ادامهٔ این مجموعه از جمله تحقیق کتابخانه ای، آغاز شد. در اردیبهشت ۱۳۸۶ ادامهٔ تصویربرداری با استفاده از دوربین HD آغاز گشت. با پایان تصویربرداری هوایی شهر شیراز، بخش های مربوط به این شهر در نوروز ۱۳۸۷ از شبکهٔ یک سیما پخش شد ولی پخش قسمت های دیگر استان ها به زمان دیگری موکول گشت. فاز۲ مستند ایران به شهر مشهد اختصاص داشت. این فاز که حسین طاهری تهیه کنندهٔ آن بود مستقیماً از سوی معاونت سیما تولید شد. تصویر برداری زمینی و هوایی از شهر مشهد در زمستان ۱۳۸۸ صورت گرفت و از این بخش به بعد بود که مستند ایران با دوربینی خاص و به شیوهٔ Full HD تصویربرداری و تدوین شد.
این قسمت ها در ۵ قسمت ویژهٔ آرامگاه علی بن موسی الرضا، ۱ قسمت معرفی شهر مشهد و ۱ قسمت ویژهٔ آرامگاه فردوسی و بنای هارونیه در نوروز ۱۳۸۹ از شبکهٔ ۱ به نمایش درآمد. در نوروز ۸۹ هم چنین بخش های پخش نشدهٔ شهر شیراز در قالب ۵ قسمت به روی آنتن رفت.
قسمت های مربوط به قم و نقاط مذهبی و گردشگری این شهر از جمله حرم فاطمه معصومه و مسجد جمکران نیز با پایان تصویر برداری زمینی، در خرداد ۱۳۸۹ و در ۷ قسمت از تلویزیون پخش شد.
مختصات: ۲۹°۰۱′۴۲″شمالی ۵۱°۱۴′۵۷″شرقی / ۲۹٫۰۲۸۳۳۳۳°شمالی ۵۱٫۲۴۹۱۶۶۷°شرقی / 29.0283333; 51.2491667
ایران آباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان پارس آباد، بخش مرکزی، دهستان ساوالان قرار دارد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۲۲۲۷ نفر با ۴۷۸ خانوار بوده است.
ایران آذین یک ماهنامه چاپ تهران با موضوع طراحی، معماری و دکوراسیون داخلی است. صاحب امتیاز این نشریه مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران است. مدیرمسئول و سردبیر این مجله فاطمه کاتب است.
شناسنامه ایران آذین در راسخون
ایران آنلاین یک پایگاه خبری است که هفدهم مرداد ۱۳۹۴ و همزمان با روز خبرنگار در مراسمی با حضور محمد خدادی مدیرعامل سابق سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی، محمدتقی روغنی ها مدیرمسئول سابق مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، خبرنگاران و کارکنان این مؤسسه به طور رسمی رونمایی شد.
وبگاه رسمی
این پایگاه خبری متعلق به مؤسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران می باشد که در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی، بین الملل، فناوری، ایران زمین به تولید خبر و محتوا می پردازد.
پایگاه خبری ایران آنلاین اولین ویژه برنامه رادیویی خود را در تاریخ ۲۹ آذر ماه ۱۳۹۷ درست مطابق با شب یلدا تولید کرد. این ویژه برنامه که در قالب پادکست هر شب ساعت بیست منتشر می شود به مهمترین مسایل خبری روز می پردازد.
ایران اِئوری (اسپانیایی: Irán Eory؛ ۲۱ اکتبر ۱۹۳۷ – ۱۰ مارس ۲۰۰۲(2002-03-10)) یک هنرپیشه و خواننده اهل مکزیک بود.
او در شهر تهران از پدری اتریشی و مادری ایرانی زاده شد و به سبب محل تولد خود یعنی کشورِ ایران، با نام هنری «ایران» شناخته می شد.
ایران اِئوری در کشور اسپانیا رشد یافت و بعدها در مسابقات ملکهٔ زیبایی در کشور موناکو که با نام شاهزاده رینیه سوم، شاهزاده موناکو شناخته می شد، شرکت کرد. سپس وارد دنیای بازیگری شد و در دههٔ ۶۰ میلادی به مکزیک مهاجرت کرد و در آنجا به بازیگری، خوانندگی و تهیهٔ تئاتر پرداخت.
ایران اِئوری در سن ۶۴ سالگی بر اثر آمبولی مغزی درگذشت و در «پانتئون لاس لاموس» در مکزیکو سیتی به خاک سپرده شد. او فرزندی نداشت.
نخستین شواهد شیمیایی شناخته شده از آبجو در ایران به ۳۵۰۰ تا ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد از گودین تپه در کوه های زاگرس ایران می رسد و شواهدی از نوشیدن آبجو در طی مدت طولانی در امپراتوری ایران وجود دارد. از زمان انقلاب ۱۳۵۷ ایران تولید، مالکیت یا توزیع هر نوع نوشیدنی الکلی غیرقانونی و مجازات شده در قانون اسلامی است. در حالی که آبجوهای غیر الکلی تنها در ایران قانونی و موجود هستند، آبجوهای الکلی به صورت غیرقانونی به داخل کشور وارد و یا از طریق ساخت آبجو در خانه(آبجوسازی خانگی) تهیه و مصرف میشود.
نوشیدنی های الکلی در ایران
آبجو
آبجو شمس یکی از مارک های آبجوی ایرانی در دوره پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. با توجه به قوانین اسلامی تولید ماءالشعیر که یک نوشیدنی غیرالکلی به خوبی توسعه یافته است.
در سال ۲۰۰۸، فروش آبجو غیر الکلی در ایران با عملکرد بالا به نرخ رشد دو رقمی در ارزش و حجم را ادامه داد.
آبشارهای ایران تا ۳۹۲ عدد و آبشارهای غیرفصلی یا قابل توجه تا ۲۸۷ عدد (یا ۱۸۶ عدد) برآورد شده است که از این میان ۴۳ مورد آن ها آبشارهای مشهور ایرانند که از این جمله اند:
آبشار آسیاب خرابه، آبشار اسکندر، آبشار ماهاران (آذربایجان شرقی)
بسیاری از آبشارهای ایران هم چون: اخلمد، افرینه، گنج نامه، نیاسر، شوشتر، بیشه، قره سو، سمیرم و تنگه واشی، قدمتی تاریخی داشته و از نظر جنبه های سیاحتی و اقتصادی مورد توجه پادشاهان و حاکمان وقت بوده و از بسیاری برای ساخت آسیاب های آبی کمک گرفته شده است. آبشارهای شوشتر به عنوان نخستین تأسیسات صنعت آب و صنایع جانبی جهان در زمان ساسانیان، که مجموعهٔ تاریخی - فرهنگی آبشارهای شوشتر در یونسکو ثبت جهانی شده است و آبشار گنج نامه همدان در کنار کتیبه های تاریخی کوروش، نشانگر اوج شکوه و عظمت ایران باستان است.
آبشار شلماش (آذربایجان غربی)
آبشار گورگور، آبشار سردابه (اردبیل)
آبشار خضر، آبشار کردعلی، آبشار تخت سلیمان، آبشار بی بی سیدان، آبشار سمیرم (اصفهان)
آبشار چم آو (ایلام)
آبشار سنگان، آبشار امامزاده داوود، آبشار اوسون دربند، آبشار دوقلو، آبشار فصلی پیچ آدران (تهران)
آبشار چشمه کوهرنگ، آبشار آتشگاه، آبشار دره عشق (چهارمحال و بختیاری)
آبشار شوی (خوزستان)
آبشار اخلمد (خراسان رضوی)
آبشار مارگون (فارس)
آبشار راین (کرمان)
آبشار بل (کردستان)
آبشار بهرام بیگی بویراحمد، آبشار کنج بنار گچساران، آبشار سی سخت، آبشار کمردوغ (کهگیلویه و بویراحمد)
آبشار مینودشت، آبشار شیرآباد، آبشار کبودوال (گلستان)
آبشار لاتون (گیلان)
آبشار بیشه، آبشار آب سفید، آبشار چکان، آبشار دورود، آبشار تاف، آبشار نوژیان (لرستان)
آبشار یخی، آبشار شاهان دشت، آبشار امیری، آبشار هریجان، آبشار آمل، آبشار ایج یا ده قلو (مازندران)
گرچه کشاورزی خشک در آذربایجان، کردستان و خراسان، و همچنین برخی دیگر بخش ها مهم است، بخش زیادی از کشاورزی ایران همواره به آبیاری وابسته بوده است. تقریباً نیمی از محصول غلات، و بخش قابل توجهی از دیگر محصولات، آبیاری می شوند. به جز ناحیهٔ ساحلی خزر، تقریباً همهٔ ایران خشک یا نیمه خشک طبقه بندی می شود. بارش در این مناطق، همان طور که مشخصهٔ سرزمینهای این طبقه است، نه تنها نادر است و توزیع ضعیفی در طول سال دارد بلکه بی قاعده و غیرقابل اطمینان است. آبیاری نه تنها موجب تأمین رطوبت مورد نیاز حاک به منظور کشاورزی حاصلخیز می شود بلکه باقاعدگی و قابلیت اطمینان تولید زراعی می شود که زندگی یکجانشینی را تسهیل کرده اجازهٔ توسعه جمعیت های بزرگ یک جانشین را می دهد.
با فرض در دسترس بودن منابع آبی قابل دسترسی و دوباره پرکردنی، خصوصاً در پیوند با خاک باکیفیت فناوریهای آبیاری می تواند بهره وری و ظرفیت زمین را شدیداً افزایش دهد. به هر حال، استفاده از این فناوریها شرایط اجتماعی و اقتصادی بر جمعیتهایی که به آن ها وابسته می شوند اعمال می کند. آبیاری نقش مهمی در تاریخ و تمدن ایران بازی می کند. آبیاری شامل عواملی است که در توسعه الگو و مرفولوژی زیستگاهی، در روابط اقتصادی-اجتماعی فعالیت های زراعی، در روند سیاسی و قانونی قاعده سازی هایی که مبتنی بر این روابطند و در اشکال زبانی، نمادی و رسومی فعالیت که در توضیح فرهنگی آن ها توسعه می یابد مهم هستند.
http://www.iranicaonline.org/articles/abyari-irrigation-in-iran
آثار ایران کتابی است به زبان فرانسوی از آندره گدار. این کتاب ۴ جلدی به معرفی آثار تاریخی ایران به تفصیل پرداخته است.
کتاب نیوز
«آثار ایران» نوسته آندره گدار پیشتاز فروش شد
آثار طبیعی ملی ایران از نظر مقررات سازمان محیط زیست ایران، پدیده های نمونه یا مجموعه های گیاهی و جانوری (زیست محیطی) نادر یا اشکال و مناظر کم نظیر، ویژه و غیرقابل جایگزین که از جهات علمی، تاریخی یا طبیعی دارای ارزش حفاظتی باشند، به عنوان اثر طبیعی ملی، با تعیین محدوده از آن ها حراست می شود.
گونه گیاهی لاله واژگون چهارمحال وبختیاری: لاله واژگون از خانواده سوسن است. گلدهی لاله های واژگون در ماه اردیبهشت می باشد.
گونه گیاهی سوسن چلچراغ گیلان: با توجه به نادر بودن این گل سازمان محیط زیست اطراف رویشگاه طبیعی سوسن چلچراغ را محصور نموده و اعلام کرده است که هر گونه بهره برداری از آن جا تنها با مجوز رسمی ممکن خواهد بود.
طبیعت علم کوه مازندران: قله علم کوه از قابلیت های مناسب کوهنوردی و یخچال ها و چشم اندازهای بی نظیر، برخوردار است. از گونه های جانوری واقع در این منطقه می توان از کل و بز، خرس قهوه ای، پلنگ، کبک دری و از گونه های گیاهی می توان از ارس خزنده، گیاهان بالشتکی نظیر گون نام برد.
غار ماهی کور: غاری است که در استان لرستان، در بخش پاپی و در نزدیکی روستایی به نام لِوَن واقع شده است. این غار تنها اثر طبیعی ملی استان لرستان است. این اثر در سال ۱۳۸۴ به عنوان اثر طبیعی ملی ثبت شده است. دو نمونه نادر و منحصربه فرد از ماهیانِ کور در این غار وجود دارد که مشابه آن ها در هیچ نقطه دیگری از دنیا یافت نشده است. این ماهی فاقد قدرت بینایی بوده و به طور کامل کور است و هیچگونه آثاری از چشم خارجی در آن ها مشاهده نمی شود و به دلیل این که در آبهای زیرزمینی و در تاریکی غارها زندگی می کنند به ماهی کور غارزی معروف هستند. کپورماهی کور غار ایرانی، با نام علمی «Iranocypris typhlops» و سگ ماهی کور غار، با نام علمی «Paracobits smithi» دو گونه منحصر به فرد و در معرض خطر انقراض موجود در این غار هستند.
اثر طبیعی ملی، یکی از مناطق چهارگانه حفاظت محیط زیست ایران می باشد.
در حدود ۲۰ اثر طبیعی ملی در ایران وجود دارد که نمونه هایی از آن عبارتند از:
تصویر شماتیک کپورماهی کور غار ایرانی با نام علمی «Iranocypris typhlops»
فهرست آثار ملی ایران مجموعه ای از آثار تاریخی ایران است که به مستوجب قانون حفظ آثار ملی مصوبه ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی به طور رسمی ثبت شده اند. طبق این قانون «کلیه آثار صنعتی و ابنیه و اماکنی که تا اختتام دوره سلسله زندیه در مملکت ایران احداث شده، اعم از منقول و غیرمنقول، با رعایت ماده سه این قانون می توان جزء آثار ملی ایران محسوب داشت و در تحت حفاظت و نظارت دولت می باشد.» پس از ۲۵ سال، در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۳۴ با ثبت کاخ گلستان، ممنوعیت ثبت آثار مربوط به قاجاریه و پس از آن عملاً برداشته شد. فهرستی رسمی از این آثار با نام «فهرست آثار ملی ایران» منتشر شده است.
الف) اثر نشان دهنده مقطعی از تاریخ ملی یا بین المللی با بار غنی فرهنگی و تاریخی باشد.
ب) اثر متعلق یا در ارتباط با شخصیتهای برجسته تاریخ کشور یا نشان گر گوشه ای از زندگی، فعالیت یا آثار آنان باشد.
پ) اثر در سطح ملی یا بین المللی شاخص یک مبدأ تاریخی یا نقطه عطف در تاریخ انسان یا دست ساخته های او یا حرکتی تاریخی باشد.
ت) اثر در سطح ملی یا بین المللی حاوی اطلاعات جامعی از تاریخ و معارف انسانی، فرهنگ و تمدن بشری تاریخ علوم و فنون هنرها باشد یا نقش تعیین کننده ایی را در این زمینه ایفا کند.
ث) اثر نزد عامه مردم و عرف مورد احترام یا توجه خاص باشد.
فرایند ثبت در فهرست آثار ملی پنج مرحله دارد، یک اثر باید دارای چند مشخصه اصلی باشد:
طبق قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی مصوب سال ۱۳۶۷ و قانون مجازات اسلامی در خصوص آثار تاریخی، وظیفه تشخیص آثاری که قابلیت حفظ و نگهداری و ثبت در فهرست آثار ملی کشور را دارا هستند بر عهده سازمان میراث فرهنگی است. بند ششم از مادهٔ سوم قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور مصوب سال ۱۳۶۷ در خصوص شرح وظایف این سازمان به صراحت می گوید «ثبت آثار ارزشمند منقول و غیرمنقول فرهنگی-تاریخی کشور در فهرست آثار ملی و فهرست های ذیربط» از جمله وظایف این سازمان است.
ثبت ملی یک اثر برای مالکین آن محدودیت هایی نظیر از میان رفتن حقوق مالکانه، ممنوعیت مرمت یا فروش ملک بدون اطلاع و اجازه دولت ایجاد می کند ولی مخارج حفاظت از بناهای ثبت شده برعهده دولت است. یعنی یا دولت باید همه آثار تاریخی را خود بخرد و حفاظت کند که ممکن نیست؛ یا باید برای مالکان آثار تاریخی امتیازاتی قائل شود ولی در عمل هیچ یک از این کارها صورت نمی گیرد.
آذربایجان، جزء لاینفک ایران نخستین روزنامه ای بود که توسط ایرانیان مقیم قفقاز، در ۲۸ ژانویه ۱۹۱۸ توسط فرقه دموکرات ایران (شاخه باکو) منتشر می شد. داخل حرف «ن» کلمه «آذربایجان» در صفحه اول روزنامه، عبارت «جزء جدایی ناپذیر» برای تاکید بر «وحدت، همبستگی و انسجام بین ایرانی های قفقاز و سرزمین ایران» جای گرفته بود.
مدیر این روزنامه ف. علیقلی زاده از ایرانیان عشق آباد بود و نویسندگانی هم چون حسن محسن زاده، ع. عبدالله زاده، ع. جلیل زاده سلماسی، سید جعفر پیشه وری، غلام حسین تقی زاده، حسن ضیا، ر. عباس زاده مراغة، تقی آقازاده، رحیم زاده عاصی، عبدالرحیم یوسف زاده قرباغی، میرزا علی آخوند زاده، سید ش. غلام حسین زاده، غ. تبریزی، حسن صادقی، یوسف حاجی زاده از نویسندگان آن بودند.
مجموعه کامل این روزنامه در پژوهشکده بین المللی تاریخ اجتماعی موجود است.
آرشیو اسناد و پژوهش های ایران هشتم خرداد سال ۱۳۷۱ با تلاش یازده پناهنده سیاسی ایرانی (۶ زن و ۵ مرد) در برلین آلمان افتتاح شد.
بیش از ۱۱۰۰ دوره نشریهٔ چاپ ایران و خارج از کشور از جمله ۶ دوره نشریه کثیر الانتشار چاپ ایران
بیش از ۳۰۰۰ جلد کتاب و جزوه انتشارات نهادهای سیاسی و فرهنگی،
بیش از ۱۱۰۰۰ جلد کتاب (از جمله ۸۰۰ جلد به زبان های آلمانی و انگلیسی) راجع به ایران،
بیش از ۱۵۰۰۰ برگ اعلامیه از سال ۱۳۴۰ تا کنون،
بیش از ۴۰۰ پوستر از ۱۳۳۶ به بعد چاپ خارج از کشور،
بیش از ۱۵۰۰ جلد کتاب داستانی، آموزشی و نوار موسیقی و قصه، (بخش کودکان)، و ـ
آرشیو زنان که حاوی اکثر کتابها، نشریات، اعلامیه ها و بریدهٔ نشریات مربوط به زنان می باشد.
آرشیو اسناد و پژوهش های ایران یکی از مهم ترین نهادهایی است که در تبعید شکل گرفته و برجا مانده است. آرشیو مزبور مجموعه ای غنی از اسناد و مدارک مربوط به ایران به ویژه آنچه به فعالیت های سیاسی و فرهنگی و ادبی تبعیدیان مربوط است را جمع آوری و رده بندی کرده است.
در مقابله با جریان تاریخی به فراموشی سپردن تجارب تلخ و سخت بدست آمده، یازده پناهنده ایرانی در آلمان با اعتقاد به این واقعیت که مبارزه با فراموشی یک وظیفه تاریخی است، به جمع آوری مدارک و اسناد متعلق به جریان های مختلف فکری در دهه های قبل و بعد از ۱۳۵۷ پرداختند.
آرشیو مزبور تا کنون موفق به جمع آوری اسناد زیر شده است:
آزادراه دریایی شمال ایران یا آزادراه نوررامسر، طرح ساخت آزادراهی است که نوار شمالی کشور ایران را در حاشیه دریاچه خزر دربر گیرد.
گردشگری دریایی در دریای خزر
بندر انزلی
چالوس
آزادراه ۳ (ایران)
این آزاد راه به صورت سازه «پل فلزی»، در فاصله۱۵۰متری ساحل بر روی دریا ساخته می شود و تا از تخریب محیط زیست تا حد ممکن جلوگیری کند، بنا بر اینست که آزادراه دریا کل هلال ساحلی دریای خزر را پوشش دهد در نتیجه این مسیر آزادراهی کل نوار ساحلی دریای خزر را دربرمی گیرد و به موازات دریا ساخته می شود. به دلیل اهمیت این پروژه، وزارت راه و شهرسازی ایران، مطالعات اجرایی آن را به کنسرسیومی ایرانی که دارای جوینت دانمارکی بود، سپرد و این کنسرسیوم از مشاوران مطرح در امر راهسازی استفاده نمود. در همین راستا محدودیت های موجود زیست محیطی، گردشگری، اجتماعی، سیاسی و از این قبیل به پیمانکار مطالعات اجرایی اعلام شد و این کنسرسیوم با لحاظ کردن شرایط مذکور بهترین طرح را برای وزارت راه ایران انجام داد.
فاز اول اجرای این پروژه، مسیر آزادراهی در محدوده نور تا رامسر خواهد بود.
حجم قابل ملاحظه و رو به رشد سفرها به استان های گیلان، مازندران و گلستان در کنار رونق اقتصادی منطقه، به دلیل عدم کارایی شبکه مواصلاتی یکپارچه در حاشیه جنوبی دریای خزر باعث بروز مشکلات و معضلات متعددی برای ساکنان این استان ها و همچنین مسافران و گردشگران می شود که ازدحام خودروها و انواع آلودگی های زیست محیطی، آمار قابل ملاحظه تصادفات جاده ای و خسارت های مالی و جانی از جمله آنها است.
آزادی ادیان در ایران همیشه بسته به حکومت دستخوش تغییرات زیادی بوده و همواره با فرهنگ ایرانی، دین و سیاست اصلی مشخص شده است. اما در چند قرن اخیر تحولی عمیق نسبت به بعضی از ادیان و پیروانشان اتفاق افتاده است. طبق قانون اساسی فعلی دین رسمی کشور اسلام و مذهب شیعه ۱۲ امامی می باشد. همچنین پیروان سایر ادیان ابراهیمی از قبیل یهودیان، زرتشتیان، مسیحیان و صابئین به رسمیت شناخته شده و در انجام مراسم دینی آزاد می باشند.با این وجود، علیرغم رسمیت شناختن این اقلیت ها ، اقدامات حكومت ایران «یک فضای تهدید کننده برای برخی اقلیت های مذهبی» را ایجاد می کند.
سعید امامی
محمدعلی فروغی
در گزارش سال ۱۳۹۳ آمریکا نسبت به آزار اقلیت های مذهبی در جهان هشدار داد. گزارش سالانه این کشور درباره آزادی های مذهبی حاکی از آزار پیروان مذاهب غیرشیعه در ایران و محدودیت هایی است که به آنان در مورد پرداختن به آداب دینی شان تحمیل می شود. بخشی از گزارش وزارت امور خارجه آمریکا به بررسی وضعیت اقلیت های مذهبی در ایران اختصاص دارد. در این گزارش آمده است که مقامات جمهوری اسلامی در ایران محدودیت های سختی را برای پیروان مذاهب غیر از مذهب رسمی حکومت قائل می شوند؛ آنان پیروان تقریبا همه مذاهب غیرشیعه را تهدید و بازداشت کرده، آزار می دهند. این گزارش می گوید که جمهوری اسلامی به افرادی که به جامعه مسیحیان و جامعه زرتشتیان پیوسته اند، یا افراد دستگیرشده ای که به این دو گروه اقلیت مذهبی تعلق دارند، در زمینه پرداختن به آداب و مناسک مذهبی شان محدودیت هایی را تحمیل می کند. بر پایه این گزارش، سخنان و عملکردهای مقامات جمهوری اسلامی فضایی ترسناک برای پیروان تقریبا همه مذاهب غیر شیعه ایجاد کرده است، بخصوص برای بهاییان، دراویش، مسیحیان پروتستان، یهودیان و شیعیانی که مواضع رسمی حکومت را نمی پذیرند. مسیحیان و بهاییان از بازداشت های خودسرانه، حبس های طولانی و مصادره اموال خود گزارش داده اند. این گزارش همچنین از رسانه های تحت کنترل حکومت جمهوری اسلامی انتقاد می کند که به تبلیغ منفی علیه اقلیت های مذهبی بخصوص بهاییان ادامه می دهند. طبق این گزارش، همه اقلیت های مذهبی به درجات مختلف از تبعیض هایی که به طور رسمی بخصوص در عرصه های اشتغال، آموزش و مسکن اعمال می شود، رنج می برند؛ بهاییان همچنان یا از دانشگاه ها اخراج می شوند یا اصلا اجازه تحصیل در دانشگاه ها را نمی یابند. گزارش هایی از تبعیض و سوء استفاده های اجتماعی به دلیل تعلقات مذهبی وجود داشته که می گوید پیروان مذاهب غیرشیعه از سوی جامعه مورد تبعیض قرار می گیرند و عواملی از جامعه فضای تهدیدآمیزی علیه آن ها ایجاد می کنند.
دین اسلام پس از حمله اعراب به ایران و آوردن این دین به این سرزمین، کم کم در قبایل و طوایف و ایالات مختلف آن دوران نفوذ پیدا کرده و هرچند در هر قومی با توجه به باورهای آنان بعضا تفسیرهای گوناگون گرفته ولی تا به امروز تقریبا جزء آزادترین ادیان در کشور می باشد.
یهودیان در دوران هخامنشیان پس از فتح بابل توسط کوروش وارد ایران شدند. آنها توانستند در دوره هخامنشی نفوذ زیادی در دربار انجام دهند. از جمله اقدامات آنان در این دوره قتل عام عده ای از ایرانیان که هر ساله توسط آنان جشن گرفته میشود.این روز تسط ایرانی ها به سیزده به در و توسط یهودیان به عید پوریم شناخته میشود. پس از فتح ایران توسط اسکندر مقدونی عده ی زیادی از آنان به فلسطین کنونی بازگشتند. آنان پس از اسلام نیز در ایران ماندگار شدند. به دلیل فشارهایی که توسط مسلمانان به ایشان وارد شد مجبور شدند که دین خود را مخفی کنند و به ظاهر مسلمان شوند. از جمله این که در واقعه الله داد عده زیادی از ایشان به ظاهر شیعه شدند. پس از تشکیل اسرائیل عده زیادی از این یهودیان به ظاهر مسلمان به اسرائیل مهاجرت کردند. به این گروه یهودیان آنوسی گفته میشود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ایران در دانشنامه آزاد پارسی

موقعیت. کشور ایران در آسیای غربی و در شمال خلیج فارس جای دارد. از شمال به ارمنستان، جمهوری آذربایجان، دریای خزر و ترکمنستان؛ از شرق به ترکمنستان، افغانستان، و پاکستان؛ از جنوب به دریای عمان، تنگۀ هرمز، و خلیج فارس؛ و از غرب به عراق و ترکیه محدود می شود. مساحت ایران ۱,۶۴۸,۵۵۴ کیلومتر مربع و شهر تهران پایتخت آن است.سیمای طبیعی. سرزمین ایران که بخش اصلی فلات مرتفع ایران را تشکیل می دهد. از نظر وسعت هفدهمین کشور جهان است و بعد از عربستان سعودی دومین کشور پهناور خاورمیانه به شمار می آید. طول مرزهای آن ۷,۸۲۰ کیلومتر است که ۴,۱۱۰ کیلومتر آن را مرز خشکی و ۴,۶۱۰ کیلومتر را مرز دریایی و رودخانه تشکیل می دهد. ۵۵ درصد از پهنۀ کشور را کوه های بلند فرا گرفته و ۴۵ درصد دیگر را دشت های وسیع، جلگه های پهناور، دریاچه های متعدد، و شوره زار تشکیل داده است. رشته کوه های البرز، با درازای ۹۵۰ کیلومتر و ارتفاع میانگین ۳,۵۰۰ متر، همراه با کوه های شمال خراسان، دیوارۀ شمالی فلات ایران را تشکیل می دهند و بلندترین نقطۀ کشور، با نام آتشفشان خاموش دماوند، با ارتفاع ۵,۶۷۱ متر، و نیز علم کوه، با ارتفاع ۴,۶۵۰ متر، در بخش مرکزی آن جای دارند. گرانکوه زاگرس با درازای ۱,۴۰۰ کیلومتر و ارتفاع متوسط ۳هزار متر و نیز کوه های بشاگرد سراسر نواحی غربی، جنوب غربی، و جنوبی کشور را فراگرفته و قلّه های دنا با ارتفاع ۴,۴۰۹ متر؛ زردکوه، با ارتفاع ۴,۲۲۵ متر؛ و اُشترانکوه، با ارتفاع ۴,۰۵۰ متر، مرتفع ترین نقاط آن محسوب می شوند. رشته کوه های شمالی را کوه های پراکنده و ناپیوستۀ شرقی، که تا نواحی جنوب شرقی کشور امتداد دارند، به دیوارۀ جنوبی فلات ایران پیوند می دهند و آتشفشان تفتان، با ارتفاع ۳,۹۴۱ متر، بلندترین قلۀ آن ها به شمار می آید. درونبوم کشور با رشته های مرکزی که درازای آن به ۱,۴۶۰ کیلومتر می رسد، به دو نیمۀ شمال شرقی و جنوب غربی تقسیم می شود. نیمۀ شمال شرقی را دشت های عظیمِ کویر لوت، با وسعت ۹۵,۸۰۰ کیلومتر مربع، و دشت کویر، با وسعت ۹۷,۹۴۵ کیلومتر مربع فراگرفته که با کوه های ناپیوسته ای چون کوه نای بند، با ارتفاع ۳,۰۰۹ متر، ازهم جدا شده اند. نیمۀ جنوب غربی را نیز جلگه ها و دشت های پراکندۀ کوچک و بزرگی تشکیل داده است که تا کوه پایه های زاگرس گسترده اند. رشته ارتفاعات سه گانۀ کشور در شمال غربی به هم می پیوندند و فلات مرتفع آذربایجان را تشکیل می دهند که آتشفشان های سهند، با ارتفاع ۳,۷۰۷ متر، و سبلان، با ارتفاع ۴,۸۱۱ متر، مرتفع ترین نقاط آن محسوب می شوند. دنبالۀ جنوب شرقی رشته کوه های مرکزی و ارتفاعات جنوبی در استان کرمان به هم می پیوندند و فلات مرتفع کرمان را پدید می آورند که ارتفاع آن در کوه هزار به ۴,۴۶۵ متر و در کوه لاله زار به ۴,۳۵۱ متر می رسد. رودخانه هایی که از کوه های البرز سرچشمه می گیرند کوتاه، پرشیب، و خروشان اند. رودهای شمالی به دریای خزر می ریزند و رودهای جنوبی به سوی نواحی پست دشت کویر روان می شوند. رودخانه های گرگان، هراز، چالوس، جاجرود، و کرج و بسیاری دیگر از این کوهستان سرچشمه می گیرند و بزرگ ترین و پرآب ترین رودخانه های ایران از کوه های زاگرس سرازیر می شوند و کارون، (۸۹۰ کیلومتر)؛ سفیدرود، (۷۶۵ کیلومتر)؛ کرخه، (۷۵۵ کیلومتر)؛ دز، زاینده رود، قمرود، و رود زهره در این گروه قرار دارند. علاوه بر رودهای مزبور رودخانه های ارس، هری رود، و هلمند (هیرمند) که از موقعیت مرزی ممتازی برخوردارند، از کشورهای ترکیه و افغانستان سرچشمه می گیرند. دریاچه های ارومیه، بختگان، فامور، پریشان، و هامون صابری و شوره زارها و باتلاق های متعددی که از گوشه و کنار این سرزمین دیده می شوند از دریای پهناور تتیس از روزگار بس دور به جای مانده اند. ایران به ۳۰ استان تقسیم می شود و تهران، اصفهان، تبریز، مشهد، شیراز، اهواز، همدان، رشت، اراک، یزد، کرمان، کرمانشاه، سنندج، ارومیه، ساری و زاهدان از مهم ترین شهرهای آن به شمار می روند. ایران در خلیج فارس و تنگۀ هرمز دارای جزایری است که قشم، کیش، هرمز، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، هنگام، لارک، لاوان و خارک و چند جزیره و جزیرک دیگر از آن جمله اند. دامنه های شمالی البرز به جلگه های ساحلی بسیار حاصل خیز و زیبای دریای خزر منتهی می شود و جلگۀ پهناور و زرخیز خوزستان در دامنه های جنوب غربی کوه های زاگرس جای دارد. به جز بخش های شمالی البرز و جلگه های ساحلی دریای خزر و نیز آذربایجان و نواحی شمال و شمال غربی زاگرس، دیگر نواحی ایران جزء خشک ترین و کم بارش ترین نواحی جهان است. همین امر ایرانیان را از دیرگاه به اندیشۀ حفر قنات و ایجاد چاه های متعدد و استفاده از آب های زیرزمینی و کشاورزی دیم واداشته است که طول بعضی از رشته قنات ها گاه به ۵۰ کیلومتر می رسد. ارتفاعات البرز و زاگرس در تابستان معتدل مایل به سرد و خشک و در زمستان سرد، پربرف، و یخبندان است. نواحی درونبومی ایران دارای تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و نسبتاً بارانی است و نواحی جنوبی و مشرف به خلیج فارس و دریای عمان تابستان های بسیار گرم و خشک و زمستان های معتدل و مطلوب دارد. میانگین دمای شهر تهران در دی ماه۲.۲ درجۀ سانتی گراد و در تیرماه۲۹.۴ درجۀ سانتی گراد است، و میانگین بارندگی سالانۀ آن به ۲۴۶ میلی متر می رسد. پوشش گیاهی بخش های شمالی البرز و کرانه های دریای خزر از درختانی چون راش، بلوط و دیگر درختان برگ ریز و مخروطی تشکیل شده، و پوشش نواحی شمالی و شمال غربی و مرکزی ارتفاعات زاگرس را درختان بلوط و کُنار پدید آورده است و پیرامون کویرهای مرکزی را نیز گیاهانی مانند طاق و گز و امثال آن فرا گرفته است. برای جلوگیری از بیابان زایی و مهار شن های روان جنگل های مصنوعی وسیع ایجاد شده که روند توسعۀ آن همچنان ادامه دارد. حیات وحش ایران متنوع است و پستان دارانی چون خرس، پلنگ، یوزپلنگ، گرگ، روباه، شغال، آهو، کل، خرگوش، گورخر، انواع خزنده و پرندگان گوناگون را شامل می شود.
اقتصاد. اقتصاد ایران سالیان متمادی فقط به نفت وابسته بوده است. تلاش در زمینۀ بهبود وضع اقتصادی کشور در دهه های اخیر تا حد بسیاری ضعف های اقتصاد تک محصولی را جبران کرده است. ایران کلّاً سرزمینی اقتصادی است و کوهستان های وسیع آن محیط مناسبی برای پرورش دام و احشام است. سواحل دریای خزر و استان های شمالی و غربی و نیز استان خوزستان و فارسِ غربی و کوه پایه های البرز و زاگرس و سواحل رودخانه های قمرود، زاینده رود، هلیل رود و امثال آن از مهم ترین نواحی کشاورزی ایران محسوب می شوند و غلّات، برنج، چای، توتون و تنباکو، مرکّبات، انواع میوه، خرما، زیتون، چغندر قند، پنبه، صیفی جات، زعفران، محصولات جالیزی، پسته، خشکبار، لبنیات، و گوشت مرغ و ماهی ازجمله فرآورده های کشاورزی ایران محسوب می شوند. ایران از نظر منابع زیرزمینی غنی است و وفور ذخایر نفتی، این کشور را در ردیف پنجمین کشور تولید کنندۀ نفت جهان قرار داده است. افزون بر منابع نفت و گاز، مس، آهن، زغال، کرومیت، منگنز، گوگرد، نمک، خاک سرخ، فیروزه، سنگ های ساختمانی، طلا و نقره و اورانیوم نیز از دیگر منابع زیرزمینی کشور محسوب می شوند. صنعت ایران مراحل جوانی را طی می کند، ولی پیشرفت هایی که در این زمینه صورت گرفته شایان توجه است. خودروسازی، ماشین سازی، لوله سازی، صنایع آلومینیوم، آهن و فولاد، فرش، منسوجات، پوشاک، کفش، کاغذ، پتروشیمی ایران">پتروشیمی، واگن سازی، کشتی سازی، فرآورده های لبنی، مواد غذایی و شیشه و کریستال ازجمله فعالیت های صنتعی کشور به شمار می آیند. تولید الکتریسیتۀ کشور به ۱۰۵میلیارد کیلووات ساعت می رسد و سرانۀ مصرفی آن ۱,۵۹۹ کیلووات ساعت است. ایران از نظر تولید گاز طبیعی بعد از روسیه در ردیف دوم جهان قرار دارد و ذخیرۀ گاز طبیعی آن ۲۳هزار میلیارد متر مکعب و تولید روزانۀ آن ۵۵هزار متر مکعب است. ذخیرۀ نفت خام کشور نیز حدود ۹۰میلیارد بشکه و تولید روزانۀ آن حدود۳.۷میلیون بشکه است.۷.۵ درصد از مساحت کشور را جنگل فرا گرفته و تولید چوب آن ۶۸۴هزار متر مکعب در سال است.
حکومت و سیاست. ایران دارای نظام حکومتی جمهوری اسلامی با یک نهاد قانون گذاری است. برطبق قانون اساسی مصوّب ۱۳۵۸ سرپرستی کشور برعهدۀ یک مقام روحانی شیعه، به نام ولی فقیه، است. رئیس جمهور کشور را مردم برای حداکثر دو دورۀ متوالی چهارساله انتخاب می کنند و مسئولیت اجرایی و تشکیل هیئت دولت با اوست. نهاد قانون گذاری کشور با نام مجلس شورای اسلامی ۲۹۰ عضو دارد که مردم هر چهار سال یک بار آنان را برمی گزینند. علاوه بر مجلس مزبور، شورای نگهبان نیز قوانین مجلس را با موازین شرعی و قانون اساسی مطابقت می دهد و تصویب یا رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی نیز از وظایف آن است. افزون بر آن مجلس دیگری با نام مجلس خبرگان وجود دارد که اعضای ۸۳نفری آن هر هشت سال یک بار برگزیده می شوند. انتخاب رهبر و نظارت بر کار رهبری از وظایف این مجلس است.
مردم و تاریخ. جمعیت ایران حدود ۷۵,۶۳۶,۰۰۰ نفر است (۲۰۱۱) و تراکم نسبی آن به۴۵.۹ نفر در کیلومتر مربع می رسد. رشد سالانۀ جمعیت ایران۱.۶۱ درصد است و۹۹.۴۳ درصد از ایرانی ها مسلمان اند و۶۸.۴۶ درصدشان در شهرها زندگی می کنند و زبان رسمی آنان فارسی است. امید به زندگی در ایران ۷۰ سال است و۸۴.۶۱ درصد از بزرگ سالان کشور باسوادند. نیز ← ایران،_تاریخ

نقل قول های ایران

ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران (نام رسمی از ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵ تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹: کشور شاهنشاهی ایران؛ تا پیش ۱۹۳۵م/۱۳۱۴ش فراگیرانه فـ/پارس) کشوری خودفرمان در آسیای غربی در فلات ایرانی است. در شمال غرب با ارمنستان، جمهوری نیمه رسمی قره باغ و جمهوری آذربایجان، در شمال با دریای خزر، در شمال شرق با ترکمنستان، در شرق با افغانستان و پاکستان، در جنوب با دریای عُمّان و خلیج فارس و در غرب با ترکیه و عراق، کرانمند است و مرز خاکی دارد. ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع مساحت دارد که دومین کشور بزرگ خاورمیانه و هجدهمین در جهان می باشد. با ۸۲٫۸ میلیون نفر جمعیت، هفدهمین کشور پرجمیعت جهان است. تنها کشوری است که با هر دو دریای خزر و اقیانوس هند خطِّ ساحلی دارد. جایگیری ایران در اوراسیا و غرب آسیا و نزدیکی آن به تنگهٔ هُرمُز، به این کشور برجستگی ژئوپولیتکی بخشیده است. تهران پایتخت کشور و بزرگترین شهر ایران است و همچنین کانون پیشتاز اقتصادی آن. این صفحه، دربرگیرندهٔ نقل قول هایی از همهٔ سرشناسان دربارهٔ موضوعات گوناگون ایران و مردم آن است که بیشتر آن ها تاریخ گذاری شده اند.
• «همیشه در تاریخ ما عده ای متهم به خیانت شده اند و عده ای وطن پرست معرفی شده اند. درحالی که باید رجال سیاسی را در ظرف زمانی-مکانی و شرایط دوره قضاوت کرد و هم اشتباهات آنها را دید و هم دستاوردها و نکات مثبتی که داشتند… باید به تاریخ کشور احترام گذاشت… مسائل تاریخی برای هر نسل باید به روزرسانی شود و با توجه به تجربیات و آگاهی و جهان بینی متحول شده آن ها برایشان بازگو شود.» (۲۱ ژوئیه ۲۰۱۵/ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴) -> حسین آبادیان
• «ما شعار مرگ بر آمریکا سر می دهیم، ولی همه چیزمان تا مفرغ آمریکایی است.» ۲۱ فوریه ۲۰۱۷/ ۳ اسفند ۱۳۹۵ -> یوسف اباذری
• «در سدهٔ بیستم، دو انقلابِ مهم در ایران روی داده است، انقلابِ مشروطه و انقلابِ اسلامی. انقلابِ نخست شاهدِ پیروزیِ هرچند کوتاهِ روشنفکرانِ مدرن بود، روشنفکرانی که از ایدئولوژی های غربی ناسیونالیسم، لیبرالیسم و سوسیالیسم الهام می گرفتند، قانون اساسی کاملاً غیردینی مدوّن کردند و به نوسازی جامعهٔ خود مطابقِ جوامعِ اروپاییِ معاصر امیدوار بودند…امّا با انقلابِ دوّم، علمای سنّتی به میدان آمدند؛ علمایی که از دورانِ طلایی اسلام الهام می گرفتند. پیروزیِ خود را با طرح و تدوین یک قانون اساسی کاملاً دینی تضمین نمودند، شرع را جایگزین دادگاه های موجود کردند و مفاهیمِ غربی همچون دموکراسی را مفاهیمی الحادی دانستند و موردِ انتقاد قرار دادند…در واقع، در تاریخِ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیدهٔ بی همتایی است، زیرا نه یک گروهِ اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژی های غیر دینی بلکه روحانیون سنتّی مجهز به منبر و مدعی حقِّ الهی در نظارت بر عملکرد همهٔ مقامات غیر روحانی، حتّی عالی ترین نهادِ متشکّل از نمایندگان متخب ملّت، را به قدرت رساند.» (۱۹۸۲م/ ۱۳۶۱ش) -> یرواند آبراهامیان
• «آرزوی زندگی ام سربلندی ایران و ایرانی است.» (۳۰ ژوئیه ۲۰۱۵/ ۸ مرداد ۱۳۹۴) -> سیروس ابراهیم زاده
• «حکمت های بسیاری در ادبیات و زبان فارسی نهفته است که قرن ها از آنها غافل بوده ایم و ای کاش به جای اینکه حکمت را در آثار ارسطو، افلاطون، کانت، هگل و… بجوییم آن را در آثار ادبای ایرانی جستجو کنیم.» (۲۴ ژانویه ۲۰۱۷/ ۵ بهمن ۱۳۹۵) -> غلام حسین ابراهیمی دینانی
• «ما به کسانی نیازمندیم که فریادِ «من عاشقِ وطنم» را از اعماقِ روح برآورند و نیاندیشند به اینکه وطن در کدام زمان، در کدام حال، با کدام نظام.» (۱۹۹۱م/ ۱۳۷۰ش) -> نادر ابراهیمی
• «من معتقدم کار کردن یک خانم در جامعهٔ ما خیلی سخت تر از کار کردن یک مرد است. من فمینست نیستم اما کماکان حس می کنم جامعه ما جامعه مردسالاری است و ما نمی توانیم آن را انکار کنیم.» (۲ دسامبر ۲۰۱۶ /۱۲ آذر ۱۳۹۵) -> نرگس آبیار
• «تاریخ علمی است که می تواند به اندازه اتم خطرناک باشد، چراکه ممکن است جنگ راه بیندازد و گمراه کننده باشد. اینکه بگویم ما اشتباه کردیم، کافی نیست. اشتباه در تاریخ جایز نیست. هنوز نمی توانیم تاریخی از ایران بنویسم که خارجی ها به آن رفرنس دهند و هنوز باید به کتاب خارجی ها ارجاع کنیم.»
• «ما خیلی محدودیم. دیواری دورِ خودمان کشیده ایم که در همان جا درجا می زنیم.» (۱۹ ژوئیه ۲۰۱۶/ ۲۹ تیر ۱۳۹۵) -> منصوره اتحادیه
• «ایرانیان از آن جهت که هم فلسفه و هم عرفان را پذیرفته اند و نیز به این دلیل که فلسفه در تربیت ما نقش داشته و همچون یک عامل ژنتیکی وارد خون و توارث ما شده است، حالتی را در ما ایجاد کرده که ناخودآگاه به طرف شور و شوق خدایی برانگیخته می شویم و از آن جهت که خداوند را در درون خود داریم، خدای درونی مان ما را به طرف امر خیر حرکت می دهد و این حرکت یعنی اشراق.» (۶ ژانویه ۲۰۱۵/ ۳۰ دی ۱۳۸۳) -> منوچهر آتشی
• «گذشتهٔ خود را ادامه نداده ایم و امروز ما (یا آن روز ما) بر اساس گذشتهٔ ما پی ریزی نشده است. ما خود را منقطع کرده ایم و سپس خانه ای در باد بنا نهاده ایم. من علیه این انقطاع غلط همیشه شوریده ام، یعنی به ندای طبیعت خودم جواب داده ام.» (۲۰ نوامبر ۲۰۰۶/ ۲۹ آبان ۱۳۸۵) -> منوچهر آتشی
• «ایرانی ها جزو افراد فعال، مفید و هوشمند جامعه جهانی اند؛ یعنی سهمی دارند به نسبت وضعیت پیچیده ما در منطقه، به نسبت دولت ها و سیستمی که داریم. همه اینها در شرایطی دیده می شود که هجومی همه جانبه برای ازبین بردن یا به انزواکشاندن این ملت صورت می گیرد.»
• «هنر ایرانی ها مثل سینمایشان حرف های تازه، بکر، سطح بالا و پخته ای دارد.» (۱۴ آوریل ۲۰۱۳/ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲) -> محمد احصایی
• «ایرانیان، خاصه در طول ۱۰۰ سال گذشته که به معنای واقعی پا به زندگی مدرن گذاشتند و به طور نسبی ملزومات مدرنیته را درک کردند، هستند. تاریخ طولانی مردمانی که همواره مورد حمله اقوام دیگر بودند و واقعیت تاریخی دخالت غرب در سرنوشت آن ها (حتی پس از انقلاب مشروطه، ایران را به مناطق نفوذ تقسیم کرده بودند) و حقیقت انکارناپذیر کودتایی که ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۵۳ میلادی با افسران راستگرای ارتش علیه دولت ملی زنده یاد مصدق سازمان داد، دلایل کافی به مردم می دهد تا «بیگانه هراس» باشند، تا جایی که من با اندوه و شگفتی شاهد آن هستم برخی انقلابی را که خودشان پیش برده اند کار خارجی ها می دانند. اینجاست که مسئله ضرورت توسعه سیاسی خود را با قدرت نشان می دهد…» -> بیگانه هراس
• «برای توسعهٔ پایدار ما نیازمند دولت دموکراتیک هستیم؛ دولتی کوچک با قدرت معنوی و اخلاقی زیاد، دولتی که به ملت پاسخگو باشد، اراده آن از طریق پارلمان و نهادهای انتخابی، اراده ملت باشد. دولتی بدون مشاغل دائمی، بدون انتصاب (یا در حداقل ممکن) دولتی دارای نهادهای نظارتی واقعی و کارا… مسئله، خواستن دموکراسی نیست. مسئله بر سر آمادگی پرداخت هزینه برای دموکراسی است.» (۱۰ مه ۲۰۰۹/ ۲ خرداد ۱۳۸۸) -> بابک احمدی
• «من به کشورهای مختلفی سفر کرده ام اما هیچ جا مانند ایران چهار فصل و زیبا نیست.» (۱۳ آوریل ۲۰۱۵/ ۲۴ فروردین ۱۳۹۴) -> منوچهر آذری
• «ما همواره در حال فرار کردنیم. بخش اعظمی از اعمال و فعالیت های ما تنها با این هدف انجام می شوند که از مواجهه با خودمان، مواجهه با وضعیتمان و مواجهه با جهانمان بگریزیم. راه های فرار جامعه از مواجهه با خود از حیث کمی بسیار زیادند.. به طور نمونه… این هشت الگو: «خودکشی»، «مهاجرت»، «باستان گرایی»، «عرفان زدگی»، «طبیعت پاک»، «جراحی پلاستیک و زیبایی»، «تماشای سریال های تلویزیونی و ماهواره ای» و «خرید و مصرف بی رویه»، هرکدام به نوعی باعث می شوند که ما (هم در مقام فرد و هم در مقام جامعه) از خودمان فرار کنیم و در اکثر مواقع با آن روبه رو نشویم.» (۲۱ ژوئیه ۲۰۱۳/ ۳۰ تیر ۱۳۹۲) -> محمدمهدی اردبیلی
• «اگر از من بپرسند مهم ترین موضوع جامعه چیست؟ می گویم: گفت وگوی راهبردی. گفت وگو مقدم بر تفکیک موضوعی است. مثلاً ممکن است عده ای باور داشته باشند که مهم ترین موضوع جامعه ما سیاست است، یا اقتصاد است. عرض بنده این است که سیاست یا اقتصاد یا فرهنگ، بدون گفت وگو حاصلی نخواهند داشت. به همین ترتیب اگر پرسیده شود مهم ترین ثمره گفت وگو چیست، می گویم: بازشدن راه برای ایجاد توافق و تفاهم.»
• «ما ابتدا باید بتوانیم گفت وگوهای گسترده را در جامعه و به ویژه در سطوح نخبگی سامان دهیم و تحمل خود را در پذیرش سخن متفاوت و حتی مخالف بالا ببریم. بعد باید پاره ای از تعصبات را کنار بگذاریم و سخن درست را بر نظر سست پیشین ترجیح دهیم… ما هنوز در عمومی کردن فرهنگ گفت وگو در گام های نخستین هستیم. وقتی نخبگان ما خود، مدارای لازم را ندارند، عین همان انتظار از دولت طبعاً نمی تواند فرجام مطلوب داشته باشد. اگر جامعه روی مسئله ای اصرار کند، احتمال تحقق آن در هر شرایطی بالا خواهد بود؛ بنابراین افزایش موضوعات مورد اجماع، شاخصی برای سنجش وضعیت جامعه هم هست.»
• (۹ اوت ۲۰۱۵/ ۳۱ مرداد ۱۳۹۴) -> کریم ارغنده پور
• «با ملتی متمدن باید رفتاری متمدنانه داشت و این امر محقق نمی شود مگر با تحقق مشارکت عمومی.»ref>«محسن آرمین: با ملتی متمدن باید رفتاری متمدنانه داشت». . ۲۴ بهمن ۱۳۷۸. </ref> محسن آرمین (۱۳ فوریه ۲۰۰۰/ ۲۴ بهمن ۱۳۷۸) -> ایسنا
• «اسلامی که می شناسم متلازم با تیغ و طلا و تسبیح نیست. عین خضوع در برابر حق و عشق به انسان و مدارا و مروت با مردمان است.»
• «اصلاحات در ایران با توجه به ساخت قدرت واقعاً موجود از نوع سخت است و انتظار تحقق اهداف اصلاحی ظرف چند سال به غایت ساده اندیشی است؛ و اصولاً خصلت حرکت اصلاحی به ویژه در ساخت قدرتی که بندهای منافع اقتصادی و جاه طلبی آنرا محکم ساخته است و به آسانی تن به تحول نمی دهد، حرکتی مسالمت آمیز، قانونی و تدریجی است.»
• «سرزمینی که فرجام حرکت های اصلاحی آن یا رگ زدن در حمام فین کاشان بوده است و یا تبعید و مرگ در احمدآباد…
• « یک حقیقت واحد است. اسلامیت در این عبارت نه اسلام فقاهتی، نه اسلام فلسفی، نه اسلام عرفانی بلکه اسلام حکومت است. اسلامی که می خواهد با اتکای به رأی مردم نظام و کشوری را اداره کند. اسلامی متعلق به یک واحد سیاسی است که سه عنصر «سرزمین، ملت و دولت» آن را تشکیل می دهد. (هم از این روست که رهبر در این نظام حتماً باید ایرانی باشد. منتخب ملت باشد. مسئولیت ها و اختیارات معینی برعهده داشته باشد). اسلامی است که بیش و پیش از هر مسلمان دیگری به عزت، سربلندی و سعادت ملت ایران متعهد است. یعنی اسلامِ جمهورِ ملّتِ ایران. در حالی که هیچ اسلام دیگری مقید و متعهد به ملت یا سرزمینی خاص نیست؛ لذا اگر جمهوریت این نظام نفی شود اسلامیت آن نیز منتفی می گردد. همان گونه که اگر اسلامیت نظام نفی شود، جمهوریت آن نیز منتفی می گردد و با نفی هر یک، نظام، نظام دیگری خواهد شد جز جمهوری اسلای ایران.» -> جمهوری اسلامی
• «دستاورد و پیام ایران پس از انقلاب برای جهانیان به ویژه مسلمانان جهان، الگویی موفق از حکومت دموکراتیک دینی است نه حکومتی که نام دین بر خود نهاده است. تفسیرهای متحجرانه و تلقی های خشک و بی روح از دین و روش های متصلب در اداره حکومت و شعارهای کهنه و تکراری و کلی گویی های مبهم چیزی نیست که قابلیت الهام بخشی برای مسلمانان جهان داشته باشد…» (۱۴ مارس ۲۰۰۴/ ۲۴ اسفند ۱۳۸۲) -> محسن آرمین
• «فرهنگ و جامعه ایرانی براساس اصول و مبانی و جهت گیری هایی بنیادین، تعریف و با غیر از خودش متمایز شده است. یکی از اصلی ترین این اصول و جهت گیری ها «گذشت» یا «بخشش» است. مردمان ایرانی با همه سختی ها و گرفتاری هایی که دچار می شده اند براساس آموخته های فرهنگی و دینی و تاریخی شان اهل گذشت بوده اند.» (۱۱ مه ۲۰۱۴/ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳) -> تقی آزاد ارمکی
• «تمام احساساتم، افکارم، اعمالم، نگاه ها و علایقم برای کشور شما مملو از شیفتگی و عشق به مردمی است که طی هزاران سال با تمام وجود با بازتولید در شعر، کلام و سینما برای ترسیم دنیایی دیگر مبارزه می کنند.» (۱ اکتبر ۲۰۱۶/ ۱۰ مهر ۱۳۹۵) -> ایتالو اسپینلی
• «ما عادت کردیم به نادیده گرفتن مشکلات و به اصطلاح به روی خودمان نمی آوریم،» (۲ ژانویه ۲۰۱۷/ ۱۳ دی ۱۳۹۵) -> ستاره اسکندری
• «هر فرد ایرانی امروز، با هر اندیشه و عقیده ای، چه دور باشدو چه نزدیک، چه کشور خود را بپسندد و چه نپسندد، می تواند این اطمینان و احیاناً احساس افتخار داشته باشد که شهروند کشوری است با سرنوشتی استثنائی.» ، در «ایران و تنهائیش» -> محمدعلی اسلامی ندوشن
• « … نباید مورد سوء تعبیر قرار گیرد. به هیچ وجه معنی اش وطن خواهی ابلهانه، رمانتیک، تعصّب آمیز یا توخالی نیست. اگر بخواهم در یک کلمة ساده بگویم که منظور از آن چیست، خواهم گفت: «شهریادگار» «خزانهٔ انس و دلبستگی ها». ایران به ظاهر همین هامون و بیابان و کوهسار و خرابه ها و کوچه باغ ها و بناهاست (از ویرانه های شوش تا مسجد سپهسالار)، ولی از سوی دیگر یک عمق طولی در آن است که می رود به دورِدور؛ بیابانی که لشکر سلم و تور در آن گم شد، و کوهی که ضحاّک در آن به بند کشیده گشت.» محمدعلی اسلامی ندوشن (۱۹۵۸م/ ۱۳۳۷ش) -> ایران
• «ایران به چه نیاز دارد؟ به پول فراوان؟ به ارز؟ به آب و باران؟ به ذخائر معدنی پایان ناپذیر؟ به نیروی نظامی قوی؟ به تکنولوژی پیشرفته؟ به حمایت بین المللی؟ به اتم؟ خوب، هر یک از این ها می توانند از جهتی کارساز باشند، ولی هیچ یک به تنهائی مشکل او را حلّ نمی کنند. او به یک چیز احتیاج دارد و آن انسان است. همین و بس. اگر آن را داشت همه چیز دارد، اگر نداشت به جائی نخواهد رسید.» (۱۹۹۰م/ ۱۳۶۹ش) -> محمدعلی اسلامی ندوشن
• «ایران به همهٔ مردمِ آن تعلّق دارد، خاصّه به جوانسالانی که آینده را در برابر دارند، و اگر این فکر برای کسانی باشد که «خیر مملکت همان است که خیر ماست» باید مشفقانه به آنان گفت که «روزگار حساب گیرندة بی گذشتی است.» (۱۹۹۷م/ ۱۳۷۶ش) -> محمدعلی اسلامی ندوشن
• «بین افسانهٔ ققنوس و سرگذشت ایران تشابهی می توان دید. ایران نیز چون آن مرغ شگفت بی همتا، بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاکستر خویش زائیده شده.» -> محمدعلی اسلامی ندوشن، بدون منبع
• «ما همه ایرانی هستیم و کشور متعلق به همه اقوام و مذاهب است.» -> عبدالحمید اسماعیل زهی
• «دوست دارم خیلی جاها را در ایران ببینم و به دوستان خارجی ام با افتخار بگویم این کشور من است و بیایید ایران را ببینید من دوست دارم به خیلی ها بگویم که به ایران بیایند و زیبایی هایش را ببینند و این ترسی که دربارهٔ ایران درست کرده اند، از بین برود. باید آنها هم بدانند ایران آن کشوری نیست که در روزنامه ها و تلویزیون در خارج می بینیم و اینها همه اش پروپاگانداست.» در مصاحبه با شرق؛ چاپ ۲۶ فروردین ۱۳۹۶/ ۱۵ آوریل ۲۰۱۷ -> نرگس اشتری
• «نباید اجازه دهیم که نظامی که به سختی شکل یافته و مردم برای آن رنج بسیاری متحمل شده اند از دست برود. ما برای کسب آزادی ۸ سال جنگیدیم و شهدا و جانبازان بسیاری را به جا گذاشتیم، از این رو امروز نمی توانیم شاهد از دست رفتن آزادی و جمهوریت نظام باشیم.»
• «ما این نظام را به راحتی به دست نیاورده ایم که به راحتی آن را از دست دهیم. همگی ما از دوستداران نظام هستیم و به آن معتقدیم. ما ضد نظام نیستیم، فقط به برخی از نهادها، تصمیم ها و رفتارها منتقدیم. باید باور کرد که منتقدان، معاند نیستند.»
• «حکومتی که مدعی مردمسالاری است نباید وجهه مردمسالار بودن خود را از دست بدهد به ویژه آنکه در عصر حاضر نمی توان حکومت اقلیت تشکیل داد؛ چرا که مردم به هیچ عنوان آن را نمی پذیرند.»
• «فراموش نکنیم که امام در بدو ورود به ایران شعار «استقلال، آزادی، اسلامی» را به شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تغییر داد و علیرغم آنکه می دانست نظام جمهوری اسلامی همان است که مردم می خواهند و به خاطر آن انقلاب کرده اند، ولی بازهم آن را به رأی گذاشت و همان رأی مردم بود که از نظر امام به نظام مشروعیت بخشید. از این رو بقای مردمسالاری نظام است که مشروعیت آن را تداوم می بخشد.» (۳ فوریه ۲۰۰۴/ ۱۴ بهمن ۱۳۸۲) -> حکومت
• «در ایران بسیاری از چیزها از جمله حجاب قانون محکمی وجود ندارد. من نمی توانم این موضوع را رد کنم. هر چیزی در جمهوری اسلامی ممکن است رخ بدهد. حتی زمانی می گفتند را که تشکیل دادند بر همین اساس بود. مثلاً یک زمانی حج را تعطیل کردند، مصلحت نظام این بود که امر واجبی مثل حج را تعطیل کنند.» زهرا اشراقی ۱۳ اکتبر ۲۰۱۳/ ۲۱ مهر ۱۳۹۲ -> مصلحت نظام
• «من فکر می کنم زنان باید برای استیفای حقوقشان هم تلاش کنند و هم از کشیده شدن به انحرافات اجتناب ورزند! زنان جامعه ما، خواهان آزادی و رسیدن به پایگاه و حقوق خود هستند، از این رو بسیار دسیسه ها و شید و کیدهای انحرافی از این عطش مفرط می توانند سوءاستفاده کرده و ایشان را به حاشیه های وقت گیر یا مضر و بدفرجام بکشانند! مثلاً اکنون با دسیسه های بسیار نگران کننده تحت عنوان مکتب ها و محافلی با عنوان های عرفان و درمان و انرژی و درمان های روحی و روانی با عنوان های معنوی با توجه به حساسیت های عاطفی زنان، ایشان را از کارهای اساسی و مؤثر به آن محافل مشغول و به این وسیله معطل و منحرف می کنند! اگر می بینیم زنان در غرب تا اندازه ای به طور چشمگیر، به حقوقشان رسیده اند برای این است که تلاش زیادی در این راه انجام داده اند و این تلاش ها در غرب از سده نوزدهم آغاز شده است. در ایران هم برخی چالش ها وجود دارد که زنان برای برداشتن این موانع تلاش می کنند.» -> نعیمه اشراقی
• «نخستین روایتی که از هویت ایرانی در عصر جدید تدوین شد و میان روشنفکران رواج گرفت بازسازی هویت ایرانی بر مبنای دیدگاه تخیلی و احساساتی ملت پرستانه یا ناسیونالیزم رومانتیک بود. این روایت، که از دیدگاه رومانتیک به منشأ پیدایش ملل می نگرد، از اواخر قرن ۱۸ در اروپا و آمریکا سر برآورد … در ایران نیز روشنفکرانی که با کشورهای اروپایی در تماس بودند و ناسیونالیزم رمانتیک را راه حل نهایی عقب ماندگی ایران می پنداشتند از این دیدگاه به بازسازی مفاهیم تازه «ملت ایران»، «وطن پرستی»، «عشق به سرزمین پدری و مادری» پرداختند… آثار آنان مشحون از احساس دلتنگی برای میهن باستانی، بزرگداشت اساطیر ایرانی، دین زرتشت و تکریم زرتشتیان، برتری ملیّت بر دین و وطن پرستی در معنای فداکاری و شهادت برای حفظ وحدت ملی و تمامیت ارضی سرزمین پدری و مادری و بیزاری از تازیان و مغولان و ترکان که از این دیدگاه پایه و مایه تمام ناکامی ها و عقب ماندگی های ایران و ایرانی بوده اند.» (۹ سپتامبر ۲۰۰۸/ ۱ مهر ۱۳۸۷) -> احمد اشرف
• «یکسره و کورانه پذیرفتنِ گذشته نشانهٔ سنّت پرستیِ خشک و سترون است و یکجا رد کردن و به چشمِ خواری نگریستن در آن نیز غربزدگی است. بی ارج انگاشتنِ نهانی آن «مُحققانه» و «مُتتبعانه» روبرو شدن با آن نیز غربزدگیِ مستشرقانه است. گذشتهٔ ما و امروزِ ما باید با یکدیگر برخوردِ سنجشگرانه و متفکّرانه داشته باشند تا معنا و ارج و ارزشِ نسبی یکدیگر را روشن کنند.» (۱۹۷۶م/ ۱۳۵۵ش) -> داریوش آشوری
• «ما باید همهٔ آنچه را که غرب به ما آموخته است از نو بیاموزیم و نقادی کنیم و هرگز از یاد نبریم که برتری مادی غرب به معنای برتری مطلق همهٔ معیارها و شیوه های زندگی و فرهنگ آن نیست.» (۱۹۷۶م/ ۱۳۵۵ش) -> داریوش آشوری
• «ابتدا باید سنت های خودمان را درک کنیم و تاریخ و فرهنگ خود را بشناسیم و به مرور آن را با پیشرفت های دنیای امروز همسو کنیم، نه اینکه به طور کامل سنت ها و مفاهیم گذشته را کنار بگذاریم و تقلیدی کورکورانه داشته باشیم که اینها همه توجه و رسیدگی و وقت و هزینه معینی می خواهد.» (۲۸ ژوئیه ۲۰۱۶/ ۷ مرداد ۱۳۹۵) -> ارفع اطرائی
• «وقتی یک کشوری کولونی می شود چه اتفاقی می افتد؟ یکی این است که با کشتی و توپ و تفنگ می آیند و مقاومت مردم را تسخیر می کنند. این مرحله مقاومت شکنی است. این اتفاق برای ما نیفتاده ولی اتفاق بعدی پیش آمده. قدم بعدی در چنین موقعیتی، چه فرانسه در الجزایر، چه انگلیس در هندوستان یا پرتغال در آمریکای لاتین، معمولاً این است که مردم را از زبان شان محروم می کنند. یعنی به نحوی استیلا یا سلطه زبانی رخ می دهد و شما دیگر حق ندارید به زبان مادری خود صحبت کنید. من فکر می کنم که یک جور کولونیالیسم بومی بر سر ما آمده و پای هیچ موجود غیری هم در میان نیست.» (۲۶ مه ۲۰۱۴/ ۵ خرداد ۱۳۹۳) -> شاپور اعتماد
• «یونانی ها به حکمتِ بحثی و استدلالی شهره بوده اند، امّا به نظر شیخ اشراق یک حکمتِ بسیار برتر و عالی تری وجود دارد که بالاتر از حکمتِ بحثی و استدلالی است و بسی فوق آن است و در طولِ آن قرار دارد و نه در عرضِ آن و آن حکمتِ ذوقی و کشفی است، نمودارِ عالی این نوع از حکمت، حکمای ایران باستان بودند.» «ایرانیان نه تنها در حکمتِ نظری، بلکه در حکمتِ عملی و در فنِّ حکومت داری همیشه شهرهٔ آفاق بوده اند.» (مارس ۲۰۱۰/ اسفند ۱۳۸۸) -> غلامرضا اعوانی
• «ایران در مقایسه با کشورهای همسایه خود یک کشور بسیار بزرگ تر و در نتیجه به مراتب پیچیده تر است. ایران طرفداران خود را دارد: روسیه، چین، برزیل و کشورهایی از این قبیل و همه کشورهای مسلمان شرق دور؛ و دوستان خودش را در اروپا دارد؛ فرانسه و آلمان. ما به هیچ وجه نمی توانیم ایران را با سوریه مقایسه کنیم. در نتیجه، آزادی خواهان ایران از هر قیامی که بتواند برای ما نوعی از نتیجه را به ارمغان بیاورد، استقبال می کنند، اتفاق افتادن این امر در ایران به همان آسانی نیست که در سایر کشور وجود دارد. امروزه مداخله در امور داخلی ایران واقعاً سخت است و اغلب مواقع غیرممکن.»
• «کوچه عشق و یاسمن های زرد. کوچه های تنگ و باریک ایران، مانند کوچه های ایتالیا و مصر، اطمینان دارم این کوچه ها را دیده اید. در واقع، تنها دو نفر، دست در دست یکدیگر، می توانند از این کوچه ها عبور کنند. نسل پیش از من، این کوچه ها را کوچه های حقیقت می نامیدند و نسل من کوچه های عشق. به این دلیل که ما می توانیم دوستانمان را به این کوچه ها ببریم و برای آنها شعرهای عاشقانه زمزمه کنیم. من این کار را می کردم.»
• «وقتی انقلاب در جهت منافع مردم خودش عمل نمی کند، آنچه درست پس از آن اتفاق می افتد این است که استبداد دینی قدرت را در اختیار می گیرد و اجازه هرگونه حرکت یا فعالیتی را از شما سلب می کند.» (۱۰ ژوئن ۲۰۱۳/ ۲۰ خرداد ۱۳۹۲)
• «اگر می خواهیم که صد در صد با سوادی در مملکت باشد، اگر می خواهیم که کارگر حرفه ای کارآ داشته باشیم، اگر می خواهیم که مردم در توسعه شریک باشند و مسایل دیگر، باید به زنان توجه کنیم چرا که نصف جمعیت زنان هستند و این نصف جمعیت نیمه ای است که نیمه دیگر را آموزش می دهد.»
• «تاریخ روند خودش را دارد و آگاهی افراد به حق خود و دیگران، در طول تاریخ تغییر ایجاد می کند.»
• «در سطح حقوق و قوانین، ایران یکی از عقب افتاده ترین ممالکی است که وجود دارد و از نظر فشارهایی که بر زنان وارد می شود و محدودیت هایی که وجود دارد، بیشترین محدودیت را دارند، ولی از نظر نقش زنان به عنوان فرد یا به عنوان گروه هایی که مستقل از این شرایط سعی می کنند، یکی از پیشرفته ترین ها هستند. البته باید بگویم زنان فعال ایران، الان خیلی بهتر از روشنفکران و محققینی که در خارج کار می کنند یا در گذشته فعال بودند، تاریخ خود را درک می کنند و به آن نظر مثبت دارند.» ۲۶ ژانویه ۲۰۱۰/ ۰۶ بهمن ۱۳۸۸ -> مهناز افخمی
• «چقدر زیباست با خود و جهان در صلح باشیم.» (۱۸ مارس ۲۰۱۵/ ۲۷ اسفند ۱۳۹۳) -> مهناز افشار
• «باید تلاش کنیم خود را از جامعهٔ جهانی جدا نکنیم. همهٔ ارکان حاکمیت به میزانی که ظرفیت حاکمیت را در اختیار دارند، پاسخ گوی اشتغال مردم باشند. امروز این ما هستیم که باید برای پاسداشت خون شهیدان و استقلال کشور که مبانی آن علم و دانش است قدم برداریم.» (۱۵ سپتامبر ۲۰۱۶/ ۷ مهر ۱۳۹۵) -> سید محمدعلی افشانی
• «من نگاهم به شعر این گونه بود که همه را برای ساخت وطن دعوت کنم اما این اواخر از ساخت وطن ناامید شدم چون ایران از نگاه فرهنگی، گرفتاری های فرهنگی دارد و انکار می کند. به همین دلیل این روزها به جای وطن خاکی به وطن اصلی که خودمان هستیم بیشتر فکر می کنم، امروز فکر می کنم باید اول وطن اصلی یعنی درون خودمان را باید ساخت. من فکر می کنم وطن درون ما سیاهی هایی دارد که بیشتر از سیاهی هایی است که جمهوری اسلامی درون کشورمان ایجاد کرده است. ما درون خود هرکدام یک متجاوز به خود هستیم. امروزه فکر می کنم باید این شعر را از این زاویه دید.» داریوش اقبالی (۲۱ ژوئیه ۲۰۱۵/ ۳۰ تیر ۱۳۹۴) -> دوباره می سازمت وطن
• «در جامعه ما با اینکه سال هاست سخن از لیبرالیسم به میان آمده، اما همچنان ما با سوءبرداشت هایی از لیبرالیسم مواجه هستیم و به خصوص با دستاوردهای جدیدتر لیبرالیسم، بیگانه ایم. هیچ کس نمی تواند انکار کند که لیبرالیسم، چه در شکل سنتی و چه در شکل امروزی، یکی از مهم ترین اندیشه های سیاسی است که ادعای شکل دهی به ساختار سیاسی جامعه دارد.» (۶ آوریل ۲۰۱۴/ ۱۷ فروردین ۱۳۹۳) -> موسی اکرمی
• «روح بلند ایرانی شکست ناپذیر است. اگرچه داغ دیده ایم، اما روح بلند ایرانی هرگز در برابر این غم ها از پای ننشسته است. هجوم اقوام وحشی مغول، ظلم اربابان و حاکمان محلی هرگز نتوانسته منش والای مقاومت را از مردم بگیرد، آن چنان که در مشکلات سیاسی، جنگ تحمیلی و... نتوانست. لذا شعر و هنرِ موازی آن یعنی موسیقی، گلوی زخمی ملت سالخورده و شکست ناپذیر را برای آیندگان ثبت و پخش کرده است.»
• «ملت هوشیاری که برای هر پدیده اجتماعی و مشکل سوژه ای دارند و به سرعت برق و باد و حتی سریع تر از اینترنت و مالتی مدیای جهانی، در بین خودشان پخش می کنند، این طنز سرزنده که هرروزه به طور زنده پخش می شود، رسانه برتر خبررسانی و نمود سرخوشی و شوخ و شنگی جامعه است.» ۵ اوت ۲۰۱۵/ ۱۴ مرداد ۱۳۹۴؛ در گفت وگو با ایسنا -> اکبر اکسیر
• «دخالت های منطقه ای در امور کشورهای عربی، به طور عمومی فقط از سوی ایران انجام می شود و ایران تنها کشوری است که در قانون اساسی اش، خواستهٔ صدور انقلاب مطرح شده است.» (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶/ ۴ مهر ۱۳۹۵) -> عبدالله بن زاید آل نهیان
• «تعصب مانع پیشرفت علم است. ما باید اعتقاداتمان را داشته باشیم و نسبت به آنها ثابت قدم هم باشیم ولی تعصب جلوی واقعیت ها را نگیرد.» (۲۰۱۰م/ ۱۳۸۹ش) -> ژاله آموزگار
• «واقعیت این است که بیش از ۹۰ درصد مردم ایران در مورد امور مبتذل و شرم آور کنجکاوی به خرج می دهند.» (۲۳ نوامبر ۲۰۰۶/ ۲ آذر ۱۳۸۵) -> زهرا امیرابراهیمی
• «ایران یکی از بهترین کارگاه های حقوق بشر است چرا که همهٔ مفاهیم مرتبط با حقوق بشر، درآن قابل لمس است.» (۵ آوریل ۲۰۰۰/ ۱۷ اسفند ۱۳۷۹ ) -> اردشیر امیرارجمند
• «هر شهروندی وقتی در شهر پیاده رفت وآمد می کند، خیلی از مسائل جامعه را دقیق تر می بیند. کافی است کمی با نگاه تیزبین و کنجکاو به مردمی که از مقابل می آیند نگاه کنیم تا آنچه را در ذهن آنها می گذرد، ببینیم؛ نگاه های گویایی که مشکلات و ناکامی های اجتماعی را عیان می کند…باید از مردم خواست که برای رسیدن به اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز هرچه بیشتر، دست در دست یکدیگر بگذاریم و به جامعه ای سالم فکر کنیم. جامعه ای که همه افکار و دیدگاه های مختلف می توانند در کنار یکدیگر و با یکدیگر باشند و اجازه اظهارنظر و زندگی مسالمت آمیز به یکدیگر می دهد. باید این فرهنگ را جا بیندازیم که نظرات متفاوت و دیدگاه های مختلف است که یک جامعه موفق را می سازد و جامعه ای با این شرایط به سمت توسعه و آبادی سریع تر حرکت می کند.» (۲۵ اکتبر ۲۰۱۵/ ۳ آبان ۱۳۹۴) -> حسین انصاری راد
• «ایران سرزمینی است با هزاران سال سابقه فرهنگی و با یک فرهنگ پر توشه و پربار و فرهنگی که با اسلام غریبه نیست. ما با معانی توحید کاملاً آشنا هستیم، به همین خاطر اسلام را سریع می پذیریم و در آن شرکت و در توسعه اش دخالت می کنیم و آن را مال خود می کنیم.» «گرچه مسلمان هستیم، ولی ویژگی های خودمان و تفاوت هایمان را با دیگر کشورها داریم. اسلام انسان ها را آزاد گذاشته و بنابراین دلیل ندارد همه چیز مشترک باشد…» (سپتامبر ۲۰۰۸/ شهریور ۱۳۸۶) -> باقر آیت الله زاده شیرازی
• «عمر انقلاب صنعتی ۱۵۰ سال است، ولی در این ۱۵۰ سال اتفاقات بسیار زیادی افتاده است. بزرگ ترین مشکل ما این است که در ایجاد، پرداخت و توسعه انقلاب صنعتی شریک نبودیم، بنابراین منفعل مانده ایم و تا زمانی که خودمان سهیم و تولیدکننده نباشیم، این انفعال باقی می ماند.» «تأثیری که انقلاب صنعتی روی ما گذاشته تا به حال تأثیر مثبتی نبوده و فقط ترکش هایش نصیب ما شده، در حالی که ما باید جامعه ای علمی و فرهیخته بشویم و از نظر تکنولوژی خودمان را بالا ببریم.» (سپتامبر ۲۰۰۸/ شهریور ۱۳۸۶) -> باقر آیت الله زاده شیرازی
• «ایران زادگاه من است و حقیقت این است به هیچ وجه نمی توانم از ریشه هایم جدا شوم.» (۱ اکتبر ۲۰۱۶/ ۲۳ مهر ۱۳۹۵) -> ادمان آیوازیان
• «عطر خوش یادهای رفته و مانده… عالم را به افسون این عطر نمی فروشم، عطر تن ایران، عطر خاکم، عطر وطنم.» (۲۰۱۰م/ ۱۳۸۹ش) -> ادمان آیوازیان به نقل از هادی سیف
• «اولین نکته ای که تمام دنیا را متوجه ایران می کند، فرش است. یاماساکی معمار برج نیویورک... از من پرسید: «چرا فرش های ایرانی به این قشنگی هستند؟ در حالی که آن ها در کویر بافته شده اند!» اما به نظر من جواب این سؤال بسیار ساده بود. هرکسی آرزویی دارد که یکی از آن ها این است که در جایی که زندگی می کند، باغ و باغچه هایی داشته باشد و وقتی به این آرزو نرسیده، آن ها را به اتاقش آورده است.» (۳ سپتامبر ۲۰۱۲/ ۱۲ مهر ۱۳۹۱) -> ادمان آیوازیان
• «من همواره تمایل زیادی به یادگیری از محضر رهبران دینی داشته ام. چه مقامات دینی و چه مقامات سیاسی. چراکه آنها منابع دانش و خرد هستند و الهام بخش اند. جمهوری اسلامی ایران از لحاظ داشتن رهبران شاخص، غنی و ممتاز است.» (۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶/ ۳ مهر ۱۳۹۵) -> محمد بارکیندو
• «اگر مشکلی هست، مشکل ملی ما در استبدادی فکر و عمل کردن است، مشکل فرهنگی است، چه دیندار چه بی دین. تغییرات یک ملت خو گرفته با استبداد ۲۵۰۰ ساله تدریجی و با تمرین و ممارست ممکن می شود.» (مه ۲۰۱۴/ اردیبهشت ۱۳۹۳) -> عبدالعلی بازرگان
• «من فکر نمی کنم ایران جامعه ای به کلی بی دین شود. از نظر تفکیک دین و سیاست، و به عبارتی سکولاریزه شدن، این احتمال هست که چنین اتفاقی بیفتد ولی بعید می دانم مردم بگویند دین نمی خواهیم و می خواهیم آن را کنار بگذاریم». (۳۰ آوریل ۲۰۱۰/ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹) -> عبدالعلی بازرگان
• «با کمال تاسف و شهامت باید اذعان کرد، که در تمام ادوار از جمیع جهات و جمیع شئون، ما ایرانی ها از کار فراری بوده و هستیم؛ و همیشه به جای عمل به حرف و تشریفات و حداکثر به بحث و نظر می پردازیم.» (۱۹۴۶م/ ۱۳۲۵ش) -> مهدی بازرگان
• «می دانیم که اولین منشور حقوق بشر توسط کوروش ۲۵۰۰ سال پیش صادر شد و این بسیار ستودنی است و شما باید به آن مفتخر باشید.» (۳۰ اوت ۲۰۱۲/ ۱۰ شهریور ۱۳۹۱) -> بان کی مون
• «چرا یادگیری زبان های مادری و اشاعهٔ آن ها را جز در مورد زبان فارسی، خیانت به کشور، به سرزمین آبا و اجدادی همهٔ آدم ها می شمارید؟» (۲ مارس ۲۰۱۰/ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸) -> رضا براهنی
• «من ایران را کشوری اصیل می بینم که خودکفاست و یک بازیگر جدی در منطقه است. در ایران انسجام واقعی وجود دارد چیزی که شما در دیگر کشورهای منطقه نمی بینید… این کشوری با هویت معتبر با دولتی مستحکم است که شاید بتوان گفت مصر کمی شبیه آن است اما هنوز اصالت خود را به دست نیاورده و یکپارچه نشده است.» -> زیبیگنیف برژینسکی
• «ایرانی بودن یعنی اینکه خصلت هایی را دیدن و نوعی نگاه را داشتن.» (۱۹ ژوئن ۲۰۱۶/ ۱۲ تیر ۱۳۹۵) -> محمدعلی بنی اسدی
• «در قرن بیستم ایرانی ها سه جنبش بزرگ انجام دادند، مشروطیت، ملی کردن نفت و انقلاب ۵۷.» (۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶/ ۲۱ شهریور ۱۳۹۵) -> ابوالحسن بنی صدر
• «فرهنگ عظیم ما با فرهنگ های بزرگ دنیا نظیر یونان، هند، مصر و چین، برابری می کند و دارای خصوصیات و روانشناختی یک قوم بزرگ است که روانشناسی امروز حداکثر می تواند تا لایهٔ چهارم آن را درک کند و لایه های ششم و هفتم آن که به تعبیری همان هفت آسمان است، به سهولت قابل دستیابی نیست.» ۲۸ نوامبر ۲۰۰۰/ ۱ دی ۱۳۸۱؛ «در نشست پژوهشی ـ روانشناسی، مجتمع فرهنگی امام رضا (ع)، مشهد» -> میهن بهرامی
• «ما ایرانیان یادنگرفته ایم که از میراث فکری و فرهنگی خود درست نگهداری کنیم.» «در پاریسِ ۴۰۰ سال است اشیای باستانی اش خراب نشده اما در ایران هر روز دیوارهای باستانی با نوشتن یادگاری های جدید نو می شود.» (۲۰ ژوئن ۲۰۱۶/ ۱۳ تیر ۱۳۹۵) -> علی بهرامیان
• «نگاه ایرانی ها به ایران پس از حمله اعراب یا یک نگاه ایدئولوژیک است یا یک نگاه ناسیونالیستی. حمله مغول نیز در این نوع نگاه جای می گیرد. باید توجه داشته باشیم که ظهور اسلام یا حمله مغول یا اقوام دیگر باعث از بین رفتن مآخذ تاریخ ایران نمی شود اما گاهی محققان با جزم نگری خود از آن عبور می کنند.» (۲۰ ژوئن ۲۰۱۶/ ۱۳ تیر ۱۳۹۵) -> علی بهرامیان
• «هنوز که هنوز است از برخی دربارهٔ جو فرهنگی قرن دوم و سوم سؤال می کنند در حالی که دیگر جای بحث این مسایل در روزگار ما نیست. تأکید من بر این نکته است که موضوعات مورد بحث در دنیای امروز به ویژه در سرزمین ایران موضوعاتی است که اصیل نیست. ما باید این دیدگاه را در خودمان تقویت کنیم که با «دید نو» به میراث گذشته خود نگاه کنیم.» (۲۰ ژوئن ۲۰۱۶/ ۱۳ تیر ۱۳۹۵) -> علی بهرامیان
• «امروزه ما دچار نوعی افراط و تفریط در اقدامات فرهنگی و علمی خود شده ایم.» (۲۰ ژوئن ۲۰۱۶/ ۱۳ تیر ۱۳۹۵) -> علی بهرامیان
• «تو را می گویم ای فرزانه فرزند/که نعمت خواری از انعام ایران//یکی بگشای گوش جان و مشنو/در آفاق وطن پیغام ایران//که می خواهد به یاری گاه و بیگاه/به جان پروردگان را مام ایران//نگر کز شومی جمعی کژآیین/رود زهر بلا در کام ایران//یکی می خواهد از هم بر دردیدن/به تیغ کهنه هفت اندام ایران//از این بیگانگان آشنا روی/به ویرانی کشد فرجام ایران//تو زهرِ قاتلی در کامِ دشمن/تو صبح روشنی در کام ایران//هم از سعی نو می باید رسیدن/به درمان گر رسد آلام ایران//وطن را وام داری خیز و بشتاب/که بگزاری به نیکی وام ایران//سر دشمن فروکوب و برافراز/درفش سروری بر بام ایران//دو عالم گر فراموشِ تو گردد/فراموشت مبادا نام ایران.» -> یدالله بهزاد، «با فرزندان ایران»
• «اگر می خواهیم کار درستی بکنیم، از یاد نبریم که جوانه یک گیاه، باید روی تنه و ساقه و ریشه آن باشد و همه آنچه که در معماری ما ساخته می شود باید متکی به آنچه باشد که ما به عنوان سرمایه از گذشته داریم… وقتی که درخت تناوری مثل معماری ایرانی داریم، صرف نظر کردن از آن در واقع مثل جهالت است.» (۹ ژوئن ۲۰۱۵ /۳۱ تیر ۱۳۹۴) -> محمد بهشتی شیرازی
• «سعادت کشور در گرو وجود این فرهیختگی است که وقتی از میراث فرهنگی سخن گفته می شود، به یاد فرهنگ، حقیقت آن و هویت خود بیافتیم؛ در این صورت، میراث فرهنگی، از نفت هم اهمیت بیشتری پیدا می کند.»«ما باید برای زندگی در این سرزمین آن را بشناسیم و برای شناخت آن هم، باید به رد پایی که از تجربهٔ گذشتگان به جا مانده توجه کنیم. لباس های آمادهٔ غربی را دایم نباید بر تن سرزمین خود کنیم که یا برای آن گشاد است یا تنگ؛ باید لباسی اندازهٔ ایران داشته باشیم، که اندازه های آن را با داشتن رویکردی تازه به میراث فرهنگی و طبیعی می توان به دست آورد.» (۱۶ ژوئیه ۲۰۰۶/ ۲۵ تیر ۱۳۸۵) -> محمد بهشتی شیرازی
• «ایران دیگر نمی تواند در انزوا بماند و زمانِ نوشتنِ مانیفیست در خوبی و یا بدی مدرنیته گذشته است.» (۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش) -> جمشید بهنام
• «تمدّن ایران کهن تر از تاریخِ شاهنشاهی آن است.» (۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش) -> جمشید بهنام
• «ما باید به بخشی از سنّت ها ارزش دهیم چرا که آنچه در آینده میراثِ فرهنگی بشری را تشکیل خواهد داد، همین سنّت ها هستند که موجبِ تنوعِ فرهنگی خلّاق خواهند بود. وقتی می شنویم که فلان مملکتِ غربی مدرن است، نباید فکر کنیم که هیچ توجّهی به میراث خود ندارد. اگر فرهنگِ ممالکِ غرب را از نزدیک مطالعه کنیم خواهیم دید که در عینِ مدرن بودن چه قدر با یکدیگر متفاوت اند واین به خاطر حفظِ بخشی از سنّت هایشان است که به آن ها هویّتِ خاص بخشیده است. (۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش) -> جمشید بهنام
• «ما می توانیم با نوعی ارزیابی مستمر و دقیق و با توجّه به وضعِ زمانه، آن بخشی از میراثِ فرهنگی خود را که ریشهٔ آن در خاطرهٔ جمعی ملّتِ ایران دست نخورده است و با دنیای امروز هم سازگاری دارد، حفظ کنیم. انتقال هر نوعِ تجدّد از جوامعِ دیگر اگر با این خاظره ها و باورها و تجربه ها تلفیق نشود سودی نخواهد داشت و کارایی لازم را برای پیشرفتِ مملکت فراهم نخواهد آورد.» (۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش) -> جمشید بهنام
• «من هیچگونه هراسی دربارهٔ هویّت ایرانی در دورهٔ جهانی شدن ندارم. هویّتِ ملّی حاصل استمرار حافظهٔ جمعی یک ملّتِ است و در تاریخ، زبان و احساس همبستگی میانِ آدم ها ظاهر می شود. فرهنگِ ایرانی فرهنگی قدیمی و غنی است و با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگ ها آشنایی دارد.» (۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش) -> جمشید بهنام
• «میراث فرهنگی که به صورتِ مادّی یا غیرِ مادّی به ما رسیده است، مجموعه ای است که در خاطرهٔ جمعی ملّتِ ما جای خاص دارد و عنصرِ حیاتی هویّتِ فرهنگی ماست و منشأ هر نوع خلاقیّتِ فکری و هنری در طولِ زمان. این میراث مجموعهٔ تجربه های نسل های پیشین است و برماست که آن را حفظ کنیم و به نسل های بعدی انتقال دهیم.» (۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش) -> جمشید بهنام
• «جامعه در حال رسیدن به یک نوع افسردگی است. الان اگر چه دردها گفته می شود ولی کسی علاجش نمی کند و هیچ راه حلی ارایه نمی شود.. همه ما می دانیم که جنگل ها ویران شده اند. دربارهٔ ویران شدن شهر، محیط زیست و غارت آثار ملی چیزهای بسیاری می دانیم ولی مگر کسی برای حل این مشکلات کاری می کند؟ حتی برای ساده ترین این مشکلات کسی کاری نمی کند.» (۱۷ مارس ۲۰۱۲/ ۲۶ اسفند ۱۳۸۰) -> بهرام بیضایی
• «دولت ها و آداب و رسوم بر روی هم تأثیر دارند؛ اما تأثیر آداب و رسوم روی دولت ها بیش از تأثیر دولت ها بر آداب و رسوم مردم است.»
• «تأثیر دولت ها در یک مقطع کوتاه کمتر است و آنها نمی توانند به سادگی آداب و رسوم مربوط به ازدواج، خوراک، نوع پوشش، عزاداری و… را تغییر دهند؛ به ویژه اگر جنبهٔ دینی یافته باشند.»
• «هر دولتی که بخواهد با آداب و رسوم مقابله کند، خودش دچار مشکل خواهد شد. اما دولت ها به ویژه اگر به ابزار ارتباطی قوی مجهز باشند، می توانند با یک برنامه ریزی طولانی مدت و گام به گام، آداب و رسوم را تغییر دهند.»
• «هخامنشیان در ایجاد آداب و رسوم مختلف نقش مهمی داشتند و توانستند اقوام مختلف را حول محور سلطنت جمع کنند. ما در ایران اقوام مختلفی داریم که همگی خود را ایرانی می دانند و این در جهان بی نظیر و بزرگترین میراث فرهنگی ماست.»
• «آنچه که امروز به عنوان فرهنگ و تمدن ایرانی به جا مانده، نتیجهٔ اقدامات حکومت ها، مردم، علما و فقهاست و این میراث مشترکی است که برای ما باقی مانده است.»
• «ما هم مانند دیگر نقاط دنیا به سوی فرهنگ جهانی پیش می رویم و بیش از آن که دولت ها روی ما تأثیر بگذارند، ما از روابط بین المللی، از طریق ماهواره و اینترنت، متأثر هستیم.»

ارتباط محتوایی با ایران

ایران در جدول کلمات

ایران
تهران
ایران شناس انگلیسی مولف تاریخ ادبیات ایران
ادوارد براون
از محصولات صادراتی ایران که جزو خشکبار است
بادام
از مدیران فیلمبرداری فقید و سرشناس تلویزیون و سینمای ایران با آثاری چون «قصه های مجید» | «مختارنامه» | «معصومیت از دست رفته» و •••
جوان روح
از معروف ترین خطاطان ایران در اوایل قرن پنجم هجری
ابن بواب
از مهم ترین اقلام صادراتی ایران در 9 ماه گذشته
گندم
از هفت کشور شریک ایران در صادرات
ایتالیه
از کشورهای همسایه که بسیار مورد نظر ایران خودرو برای صادرات محصولات خود است
ترکیه
از کشورهایی که 60 تا 70درصد حجم معاملات روزانه بورسشان با ایران سنخیت بیشتری دارد
اندونزی
از کلان شهرهای ایران با ترافیک سنگین
تهران

معنی ایران به انگلیسی

iran (اسم)
ایران
persia (اسم)
ایران

معنی کلمه ایران به عربی

ایران
بلاد فارس
إيران مهد الحضارة
الدولة الرعية لشؤون إيران
الساحة الإيرانية
الخارجية الإيرانية

ایران را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محیا ٢٠:٥٢ - ١٣٩٥/١٠/١٨
(اِخ ) پهلوی ، «اِران » ۞ . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» ۞ میگفتند. در عصر هخامنشی ایی ریا ۞ نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز بصور «ایرون »، ۞ «ایرو» ۞ و «ایر» ۞ بخود اطلاق کرده اند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کلمات آریا، آریائیان ۞ و ایران و امثال آن که در زبان باقی مانده از این کلمه گرفته شده است . فلات (نجد) وسیعی است در آسیای جنوب غربی که شامل قفقازیه و ترکستان و افغانستان و ایران کنونی میشود. مساحت این فلات را 2600000 کیلومتر مربع نوشته اند. پیش از مهاجرت آریاییان ایران به این سرزمین اقوامی از نژادهای متفاوت با تمدن های مشابه در آن می زیستند که اطلاع محدودی از آنان در دست است . از میان این اقوام ، عیلامیان تمدنی قابل توجه داشته اند که از حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح شروع می شد. در اواسط هزاره ٔ دوم پیش از میلاد مسیح ، طوایفی از نژاد سفیدپوست از راه جیحون و کوههای قفقازیه به داخله ٔ نجد ایران روی آوردند، این قبایل شعبه ای از نژاد سپیدپوست هند و اروپایی بودند که نزدیک سه هزار سال پیش از میلاد مسیح از هم نژادان خود جداشده بودند و به آسیای مرکزی مهاجرت کردند و دسته ای از آنها هم ظاهراً در ناحیه ای نزدیک دریای خوارزم که در اوستا ایرن واجه (ایران ویج ) نامیده شده است بسربردند، مجموع این اقوام بدو دسته ٔ اصلی منقسم می شدند، دسته ای که خود از چند شعبه ٔ زورمند تشکیل می شد «سَک َ» و دسته ٔ دیگر که متمدن تر از دسته ٔ نخستین بود «اَرِی » نامیده می شدند. دسته ای از این قبایل که خود را اَرِی َ یعنی شجاع و شریف می نامیدند کم کم بر دره ٔ سند و قسمتی از اراضی هندوستان مسلط شدند و آنها را «اری ورت » خواندند، شعبه ٔ دیگر که اُیری و اَیرین خوانده شده اند، در نجد ایران سکونت گرفتند :
که ایران بهشت است یا بوستان
همی بوی مشک آید از دوستان .
فردوسی .
مزن زشت بیغاره ز ایران زمین
که یک شهر ازآن به ز ماچین و چین .
اسدی .
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد.
نظامی .
و همین سرزمین است که بعدها در مآخذ تاریخی و جغرافیایی قدیم ایرانشهرمملکت ایران بکار رفته است . در مغرب زمین از قرون وسطی به نامهایی از قبیل پرس (به لهجه ٔ فرانسوی ) و پرشا (به لهجه ٔ انگلیسی ) مقتبس از لفظ پرسیس که نام یونانی قسمتی از ایران (کما بیش مطابق فارس ) بوده برمیخوریم ولی در سال 1935 م . بر طبق تقاضای دولت ایران بجای پرس ، پرشا و غیره کلمه ٔ ایران پذیرفته شده است و نام این کشور به ایران تبدیل گردید. کشور ایران اکنون 1654000کیلومتر مربع ۞ وسعت دارد.از سمت شمال به ترکمنستان شوروی و بحر خزر و آذربایجان شوروی و ارمنستان شوروی و از طرف غرب به ترکیه وعراق و از سمت شرق به خاک شوروی و افغانستان و پاکستان و از طرف جنوب به دریای عمان و خلیج فارس محدود است . فاصله ٔ منتهای شمال غربی ایران تا منتهای جنوب شرقی آن در حدود 2250 کیلومتر است . نصف خاک ایران کوهستانی و یک ربع آن بیابان است . کشورهای مجاور این کشور از سمت شمال روسیه ٔ شوروی ، از مشرق افغانستان و پاکستان و از مغرب ترکیه و عراق عرب است . این کشور بین مدارات 25 درجه عرض شمالی و سی و نه درجه و 45 دقیقه عرض شمالی و نصف النهار 44 درجه طول شرقی و 63 درجه و 5 دقیقه طول شرقی واقع است ، فاصله ٔ منتهای شمال غربی ایران تا منتهای شرقی جنوب آن حدود 2250 کیلومتر است . از جزایر ایران در خلیج فارس (تقریباً از غرب به شرق )، خارکو، خارک ، مجمع الجزایر بحرین ، شیخ شعیب ، هندورابی ، کیش ، سیری ، ابوموسی ، تنب کوچک ، تنب بزرگ ، قشم ، هنگام ، لارک و هرمز را میتوان نام برد. مرزهای ایران در طی تاریخ دراز این کشور بارها تغییر یافته است . در اوج اقتدار از دوران هخامنشیان ، امپراطوری ایران از رود سند تا دریای اژه و رود نیل و از سیحون و دریای خزر و جبال قفقاز و دریای سیاه تا خلیج فارس و بحر عمان ممتد بود. در طی قرون متمادی گاه بروسعت این کشور افزوده شده و گاه اراضی آن بدست اجانب افتاده است و پس از استیلای عرب استقلال ایران از بین رفت و این سرزمین جزء امپراطوری وسیع اسلام گردید. تا آنکه در اوان قرن سوم هجری سلسله هایی مانند طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، آل بویه ، غزنویان ، آل زیار در استقرار حکومت ایرانی در ایران کوشیدند و رفته رفته کشور ایران را از سلطه ٔ حکام عرب بیرون آوردند و درحقیقت با تشکیل سلسله ٔ طاهریان که در سال 207 هَ . ق . در خراسان استقرار یافت دوران تسلط عرب در ایران به سر رسید و ایران توانست استقلال قومی خود را بدست آورد و بار دیگر تاریخی خاص داشته باشد. ایران کنونی در عهد صفوی تشکیل شد و وحدت ملی و سیاسی یافت .
پایتخت ایران : پایتخت ایران در دوران مختلف تغییر کرده است چنانکه در دوران پادشاهی صفویه ابتدا قزوین و سپس اصفهان بود و در دوران پادشاهی زندیه شیراز و از زمان سلطنت قاجاریه تهران پایتخت کشور ایران گردید و هم اکنون نیز این شهر پایتخت کشور ایران است . جمعیت این کشور بر طبق سرشماری آبانماه سال 1345 بر اساس نشریه ٔ مرکز آمار ایران 923،078،25 تن می باشد. ۞ این کشور به 13 استان و هشت فرمانداری کل تقسیم شده و استانهای سیزده گانه ٔ آن بر حسب آمار سال 45 وزارت کشور بقرار زیر است :
1 - استان مرکزی . 2 - استان گیلان . 3 - استان مازندران . 4 - استان آذربایجان شرقی . 5 - استان آذربایجان غربی . 6 - استان کرمانشاهان . 7 - استان خوزستان . 8 - استان فارس . 9 - استان کرمان . 10- استان خراسان . 11 - استان اصفهان . 12 - استان سیستان و بلوچستان . 13 - استان کردستان ۞ .
فرمانداری های کل عبارتند از: 1 - فرمانداری کل همدان . 2 - فرمانداری کل بختیاری و چهار محال . 3 - فرمانداری کل لرستان . 4 - فرمانداری کل ایلام . 5 - فرمانداری کل کهکیلویه وبویراحمدی . 6 - فرماندا ...
|

آریا بهداروند ٢١:٣٤ - ١٣٩٦/٠٦/١٤
ایران::ایرانج.ایرج
نیای مردم ایران ،ایرج بود
|

واژگا ١٠:٣٤ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥
ایران یا اِران = اِر ان
اِر= سرزمین بالا
ان=سکنا گذیدن
منظور از ایران مردم کوه نشین زاگرس و البرز می باشد
|

واژگا ١١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
ایران=ای ران
ای/ائ وجود تشابه و هم معنی با اِل / ئل/ئیل /ایل/ائیل = ساکنین بالا /کوهنشینان/ مردمان شمال خزر
ر= روح / روان / کوچ
ان= ساکنان/آنان که سکنا گذیدن یک یا چند جا

|

ف پ ٢٣:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٠
سرزمین آریایی ها
|

امیر ٢٠:٤٩ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣
ایران:شریف..شجاع
سرزمین آریایی ها که خود شامل پارت ها و ماد ها و....میشد
|

محمد خانی ١٣:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
بعضی از اشخاص مسن به زبان کوردی بجای ایران،آی ران تلفظ میکردند.که این حالت تلفظ از ریشه واژه کوردی آیر گرفته شده بمعنی آتش.
درنهایت میشه گفت که ایران یعنی محل آتش یا آتش ها
|

آیلار آذری ٢٢:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
معنی کرد::رمه گردان.عشایر

نام قوم نیست.
شیوه ی زندگی کردن است

کردین::لباس نمدی چوپانان قوم لر


***
نام قدیم ایران::اران*آلان* نام داشت
که هم اکنون محل سکونت قوم آذری*ماد* قرار دارد

قوم آلان آریایی ساکن در جمهوری اوستیا قفقاز

|

َ ٢٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
ایران ینی سرزمین اریایی ها که اریایی هم ینی اشراف زادگان پس میشه سرزمین اشراف زادگان
|

The one ١٤:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٣١
همانگونه که واژه نامه دهخدا گفته، ایران تلفظ عربی این واژه است، و در اصل اران (ēran) است.
می توان به آن ارانشهر هم گفت.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایران مقصدها   • كيش ایران   • درباره ایران   • اصفهان ایران   • مشهد ایران   • کشور ایران مقصدها   • کشور ایران مناطق دیدنی   • شیراز ایران   • معنی ایران   • مفهوم ایران   • تعریف ایران   • معرفی ایران   • ایران چیست   • ایران یعنی چی   • ایران یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ایران
کلمه : ایران
اشتباه تایپی : hdvhk
آوا : 'irAn
نقش : اسم خاص مکان
عکس ایران : در گوگل


آیا معنی ایران مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )