انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1095 100 1

ایلخان

/'ilxAn/

معنی ایلخان در لغت نامه دهخدا

ایلخان. (ترکی -مغولی ، اِ مرکب ) خان و فرمانروای ایل. لقب سلاطین مغول است. (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ). عنوان سلاطین مغول ایران. ج ، ایلخانان. (فرهنگ فارسی معین ). نامی که مغولان به شاهان خود میدادند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : بعد از ایشان یرلیغ ایلخان بزرگ ارغون خان به امضاء آن احکام پیوست. (تاریخ غازان ص 224). || رئیس ایل. خان قبیله.(فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ایلخانان ایران شود.

ایلخان. (اِخ ) نام ممدوح بندگی شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی. (شرفنامه ) (آنندراج ) (مؤید الفضلاء) :
تا گردنان روی زمین منزجرشدند
گردن نهاده بر خط فرمان ایلخان.
سعدی.
خط مسلسل شیرین که گر نیارم گفت
بخط صاحب دیوان ایلخان ماند.
سعدی.
بصدر صاحب دیوان ایلخان نالم
که در ریاست او جور نیست بر مسکین.
سعدی.
بهر کسی نتوان گفت حال و قصه ٔ خویش
مگر به صاحب دیوان ایلخان گویم.
سعدی.

معنی ایلخان به فارسی

ایلخان
ایلخانی: رئی ایل، سرپرست ایل، خان قبیله، عنوان امرائ وروسائ وسردستگان مغول
( اسم ) ۱ - رئیس ایل خان قبیله . ۲ - عنوان سلاطین مغول ایران. جمع : ایلحانان.
نام ممدوح بندگی شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی .

معنی ایلخان در فرهنگ معین

ایلخان
[ تر - مغ . ] (اِمر.) ۱ - رییس ایل ، خان قبیله . ۲ - عنوان سلاطین مغول ایران .

معنی ایلخان در فرهنگ فارسی عمید

ایلخان
۱. رئیس ایل، سرپرست ایل، خان قبیله.
۲. دورۀ مغول، عنوان امرا و رؤسا و سردستگان.

ایلخان در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: ایلخانی) واژه ای ترکی به معنای «رئیس ایل یا قوم» و به قولی خانِ تابع، لقب سلاطین مغولی ایران . این لقب را هولاکوخان دربارۀ دولت خویش به کار می برد و پس از وی، جانشینانش استفاده می کردند. اگرچه هر دو بخش واژۀ مرکّب ایلخان ترکی است و هر دو بخش آن به زبان مغولی نیز درآمده است ، به صورت مرکّب در هیچ یک از آن دو زبان پیشینه ای ندارد و بی گمان از زبان فارسی به آن دو راه یافته است . ایلخان در ترکی کاربردی فراوان و در مغولی کاربردی اندک داشته است . پس از مغولان، واژۀ ایلخان در دوره های صفویه و قاجاریه به رؤسای ایل های بزرگ ، مانند لر و بختیاری ، اطلاق می شده است . نیز ← ایلخانان

ارتباط محتوایی با ایلخان

ایلخان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حسین ٠٩:١٨ - ١٣٩٥/١٠/١٢
ایل بیگ همان ایل خان است .ما ترکها ایلخان نداریم .که ایل بیگ معاون آن باشد .یا ایل بیگ تبدیل به ایلخان شد.مثلا درایل قشقایی در دوره قاجار ایل بیگی تبدیل ایلخانی شد .جانی خان اولین ایلخانن قشقای بود .وقبل از آن ایل بیگی مرسوم بود .در بینه قزل باشها و شاهسونها ساله 1342 ایل بیگ بود
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایلخانی بختیاری   • قیام سربداران   • هجوم تیمور به ایران   • حکومت تیموریان   • مغولان چه کسانی بودند   • نام پادشاه مغول که به ایران حمله کرد   • حکومت بعد از ایلخانان   • عکس چنگیز خان مغول   • معنی ایلخان   • مفهوم ایلخان   • تعریف ایلخان   • معرفی ایلخان   • ایلخان چیست   • ایلخان یعنی چی   • ایلخان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ایلخان
کلمه : ایلخان
اشتباه تایپی : hdgohk
آوا : 'ilxAn
نقش : اسم
عکس ایلخان : در گوگل


آیا معنی ایلخان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )