برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1220 100 1

ایلخی

/'ilxi/

معنی ایلخی در لغت نامه دهخدا

ایلخی. (ترکی ، اِ) رمه و گله ٔ اسبان. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چارپایانی که آنها را در صحرا برای چرا رها کنند. رمه ٔ اسب. (فرهنگ فارسی معین ). فسیله. سیله. یلخی.دسته ٔ اسبان آزاد در مراتع. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی ایلخی به فارسی

ایلخی
چهارپایانی که برای چریدن درصحرارهاشده باشند، رمه اسب
( اسم ) چارپایانی که آنها را در صحرا برای چرا رها کنند رم. اسب .
دهی از دهستان فریمان بخش فریمان شهرستان مشهد ٠

معنی ایلخی در فرهنگ معین

ایلخی
[ تر. ] (اِمر.) رمة اسب .

معنی ایلخی در فرهنگ فارسی عمید

ایلخی
۱. چهارپایانی که آن ها را برای چریدن در صحرا رها کرده باشند.
۲. رمۀ اسب.

ایلخی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
قزاقیستانی ها به اسب Jılqı می گویند که همان ایلخی است (رمه و گله ٔ اسبان )که در زبان فارسی به آن خیل (گروه اسبان ) گفته می شود و واژه خیلی را از آن گرفته اند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ایلخی   • مفهوم ایلخی   • تعریف ایلخی   • معرفی ایلخی   • ایلخی چیست   • ایلخی یعنی چی   • ایلخی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ایلخی
کلمه : ایلخی
اشتباه تایپی : hdgod
آوا : 'ilxi
نقش : اسم
عکس ایلخی : در گوگل

آیا معنی ایلخی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )