انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 985 100 1

ایل

/'il/

مترادف ایل: تیره، طایفه، عشیره، قبیله، همراه، یار، رام، مطیع

برابر پارسی: تیره، خاندان، دودمان

معنی ایل در لغت نامه دهخدا

ایل. [ اَی ْ ی َ / اُی ْ ی َ ] (ع اِ) گاو کوهی باشد. (اقرب الموارد). گویند چون بیمار شود بینی خود را بر سوراخ مار نهد و بنفس مار را به جانب خود کشد چنانکه مغناطیس آهن را، چون مار را بخورد شفا یابد و به عربی بقرالوحش خوانند. و بعضی گویند ایل گوسفند کوهی است و خون او علاج کسی است که زهر بوی داده باشند. (برهان ). بز کوهی. گوزن. ج ، ایائل. (فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء). گوزن و بز کوهی. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). هوالذکر من الاوعال ، فارسیه ، گوزن و ویرا گاوگوزن نیز گویند. ج ، ایایل. و قرنه مصمت بخلاف سائر الحیوانات فانها مجوفه. (از بحر الجواهر). مارخوار.

ایل. (سریانی ، اِ) به لغت سریانی یکی از نامهای خدای تعالی است جل جلاله. (برهان ). مأخوذ از عبرانی نام باری تعالی. (از ناظم الاطباء). ایل محض دلالت بر قوه و اقتدار، باسماء و کلمات عبری ملحق میشود و استعمال آن مخصوص لفظ اﷲ نیست بلکه در مورد خدایان بت پرستان نیز استعمال میشود. (قاموس کتاب مقدس ). نام خدای تعالی و ازاینجاست جزء دوم کلمات جبرئیل و میکائیل یعنی بنده های خدای عز و جل. (مؤید الفضلا) (غیاث ) (آنندراج ).

ایل. (ترکی ، اِ) بزبان ترکی به معنی دوست و موافق. (برهان ) (آنندراج ). دوست. یار. همراه. (فرهنگ فارسی معین ). || رام که نقیض وحشی است. (برهان ). رام. مطیع. (فرهنگ فارسی معین ) (آنندراج ) : از تو به چریک مدد خواستیم در جواب گفتی که ایلم و لشکر نفرستادی. (رشیدی ). || طایفه و قبیله. (فرهنگ فارسی معین ). طایفه و قبیله و گروه و مخصوصاً مردم چادرنشین را گویند. (ناظم الاطباء). مردمان و جماعت. (برهان ). مردمان و قوم و جماعت. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || سال. (غیاث ). رجوع به ئیل شود.

ایل. (اِ) هیل را هم میگویند که قاقله ٔ صغار باشد. (برهان ). صورتی و تلفظی از هیل. هل.

ایل. [ اَ ی َل ل ] (ع ص ) (از «ی ل ل ») مرد کوتاه و کج دندان. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). کوتاه دندان. (تاج المصادر بیهقی ). || کوتاه : حافر ایل ؛ سم کوتاه اطراف. || بلند (از اضداد است ): قف ایل ؛ پشته ٔ درشت بلند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

ایل. [ اُی ْ ی َ ] (ع اِ) (از «اول ») شیر ستبر. || آب منی در زهدان. آب نر در زهدان. || آوندشیر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). آوند شیر ستبر.

معنی ایل به فارسی

ایل
طایفه، قبیله، عشیره، گروه مردم چادرنشین
(اسم ) بز نر کوهی گوزن . جمع : ایائل
شیر ستبر یا آب منی در زهدان
[ گویش مازنی ] /il/ از توابع دهستان میان رود بالای شهرستان نور
ابو الفتح ( ۵۶۷ - ۵۵۱ ه. ق . ) یکی از پادشاهان سلسله خوارزمشاهی است .
تاج الدین ابوالفتح چهارمین از خوارزمشاهیان بود .
نام ایلی است از طایفه بختیاری
اولین از خانان ازبک خیوه است
بیست و یکمین از خانان ازبک خیوه است
اسم مکان بود که یعقوب بدانجا مذبحی برای خدای حی بنا نمود .
( اسم ) رهبر ایل ( بیشتر در فارسی و بختیاری معمول است ).
(صفت) ۱ - منسوب به ایل بیگ ۲ - ایل بیگ
خره از مهاباد آذربایجان و دهی است از بخش حومه شهرستان مهاباد استان چهارم .
غوغا و غلبه بردن
منسوب به ایل جار
خبر کردن . ابلاغ کردن
دهی است از دهستان چناران بخش حومه شهرستان مشهد .
نام ایل کرد ایران
مطیع شدن تسلیم شدن منقار گشتن .
[ گویش مازنی ] /il meli/ نام قله و کوهی در شهرستان رامسر
آنجا که ایل منزل کند
کسان و بستگان و خویشان
کسان و بستگان
[ گویش مازنی ] /il – o tebaar/ طایفه – نژاد – نسل
بستگان و کسان

معنی ایل در فرهنگ معین

ایل
[ تر - مغ . ] (اِ. ص .)۱ - دوست ، یار، همراه . ۲ - رام ، مطیع . ۳ - طایفه ، قبیله . ج . ایلات .

معنی ایل در فرهنگ فارسی عمید

ایل
۱. گروه مردم چادرنشین که هم نژاد و هم مذهب هستند، طایفه، قبیله.
۲. عدل زیادی از مردم.
۱. نایب رئیس ایل.
۲. رهبر ایل.

ایل در دانشنامه ویکی پدیا

ایل
ایل در جامعه عشایر ایران عبارت است از اتحادیه ای سیاسی متشکل از تیره ها و طوایف عشایری که به اتکای وابستگی های خویشاوندی (نسبی، سببی و آرمانی) یا در برهه زمانی خاص، بنا به مصالح و ضرورت های سیاسی و اجتماعی با هم متحد شده و تشکیل یک ایل را می دهند. معمولاً ایلات دارای سرزمین و قلمرو ایلی خاص خود بوده و تحت رهبری و مدیریت شخصی با سمت ایلخان یا ایل بیگ اداره می شدند.
ایل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ایل (فرانسه)
ایل (نور)
ایل (نوشیدنی)
ایل رودی است که از رشته کوه جورا سرچشمه می گیرد و به راین می ریزد. این رود از کشور فرانسه می گذرد.
ایل، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران.
این روستا در بخش بلده قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۵ نفر (۷۱خانوار) بوده است.{سرشماری 95}
روستایی در دامنه رشته کوه های البرز در استان مازندران . این روستا در بخش بلده ، شهرستان نور واقع شده است . (جاده هراز ، بعد از 45 کیلومتری آمل ، به سمت بلده و یوش ، 12 کیلومتری بلده ، روستای ولاشید ، سمت چپ ، 7 کیلومتر به سمت بالا / جاده چالوس ، پل زنگوله ، 12 کیلومتر بعد از بلده ، روستای ولاشید ، سمت راست ، 7 کیلومتر به سمت بالا ) . روستایی ییلاقی و بکر با کوه های بلند ، چشمه های فراوان و گیاهان دارویی بسیار و نادر . این روستا دارای قدمت بسیار زیادی میباشد که کسی اطلاع دقیقی از آن ندارد اما طبق شواهد قدمت آن به بیش از 700 سال نیز میرسد .
با مردمانی بسیار خونگرم و مهمان نواز . این روستا در مجاورت روستایی( کلا ) واقع شده است که در آن معصوم زاده ای از نوادگان حضرت علی(ع) که پدرشان جزو یاران 72 تن امام حسین (ع)بوده اند ، مدفون میباشد که کرامات ایشان فراوان است و به همین دلیل زایران فراوانی را از جای جای ایران به این منطقه می کشاند .
اِیل (به انگلیسی: Ale) یا آبجو انگلیسی گونه ای آبجو است که با روش تخمیر گرم تولید می شود و طعمی شیرین، قوی و میوه ای می گیرد.
ایل قهوه ای
ایل روشن
ایل روشن ایندیانا (IPA)
ایل طلایی
ایل اسکاچ (اسکاتلندی)
ایل بارلی
ایل معتدل
ایل برتن
ایل کهنه
ایل بلژیکی
ایل در گذشته بدون رازک تولید می شد. مانند بیشتر آبجوها، به ایل تلخ کننده می زنند تا طعم شیرین مالت آن را متعادل کند و همچنین به عنوان ماده نگهدارنده عمل کند.
ایل به طور سنتی با گروت تلخ می شد، مخلوطی از گیاهان معطر یا ادویه ها که پیش از فرایند تخمیر همراه آبجو می جوشاندند.
بعدتر رازک جایگزین گروت شد.
ایل آباد ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان رادکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
ایل بزرگ آقاجری
سلسله سلجوقیان اولین سلسله پادشاهی اغوزها در ایران بود و سلسله های آغ قویونلو، قره قویونلو، قاجار و افشار نیز از ترکان اغوز بودند* و قسمتی از این ایلات و بخصوص ایل آقاجری بعدتر به فلات آناتولی و شمال دریای سیاه مهاجرت کرده اند و جمعیت کثیری از آنها در آذربایجان، ارومیه و کشور آذربایجان، گرجستان و ترکیه اقامت دارند و در آنجا به نام ایل تخته چی معروف هستند.
ایل بزرگ آقاجری دارای ۱۴ تیره به شرح ذیل است: تیره قره باغی، افشار، تیله کوهی، جغتایی، شعری، بگدلی، گشتیل، غالبی، آق باغی، داوودی، بشیری، کوسعلی، لرزبان و تیره جامه بزرگی با تش های حاجی عربی، مالخونی، زرد چقه ای، جونکی که هر کدام از تیره های دیگر نیز از تعدادی تش و هر تش از چندین اولاد تشکیل شده است.
در مورد ریشه و اصالت ایل آقاجری: ایل بزرگ آقاجری در حال حاضر از ایلات بزرگ لر زبان ساکن در جنوب غرب ایران است که در کتب تاریخی در خصوص ایثار و فداکاری این ایل بزرگ در دفاع از مرزهای کشور در سلسله های مختلف حاکم بر فلات ایران و آسیب هایی که بر پیکیره این ایل وارد شده روایات زیادی ذکر شده است. این ایل با توجه به تقسیم بندی های تاریخی و برخی کتب تاریخی هزاره گذشته و همچنین زبان، گویش، فرهنگ و آداب و رسومی که در حال حاضر در این ایل بزرگ مرسوم است، شاخه ای از ایلات کهگیلویه و از زیر مجموعه های لر بزرگ (بخش چهار لنگ) است (لربزرگ شامل لرهای چهارمحال بختیاری و کهگیلویه است که به دو بخش چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می شود). پراکندگی این ایل عمدتا دراستان خوزستان است اما قسمتی از طوایف آن به صورت پراکنده یا زیر مجموعه ایلات دیگر در استان های فارس و کهگیلویه و بویراحمد ساکن شده اند. تیره های ایل آقاجری عمدتا در استان خوزستان مخصوصا شهرهای بهبهان، اهواز، آبادان، ماهشهر، آغاجاری، امیدیه، هندیجان و رامهرمز و استان فارس و شهر ممسنی، استان چهار محال بختیاری و منطقه مارگون و لردگان، استان کهگیلویه و بویراحمد و شهر یاسوج، استان بوشهر و شبانکاره و لیراوی و ممسنی، سکونت دارند و همچنین تیره های آقاجری، بگدلی، جامه بزرگی و... ایل قشقایی در استان فارس و تیره های آقایی، بابکانی، نرمابی، زنگوایی و تیله کوهی ایل بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد و همچنین تیره های پراکنده نظیر بگدلی در رامهرمز و گچساران، جامه بزرگی در استان فارس و کازرون و ممسنی و آغاجری در کاکان یاسوج و ... نیز از منسوبین به ایل آغاجری هستند. ایل بزرگ آقاجری در گذشته های بسیار دور بیش از هزار سال پیش از ایلات و اقوام ترک ایران بوده و بیش از هزار سال پیش در قپچاق جز غزها بوده (واژه غز به مجموع نه قبیله ترک اطلاق می شود)، غز، اوغوز، اگوز یا غوز به معنای قبایل یک کنفدراسیون یا مجموعه از نه قبیله از مردمان ترک است. *سنگ نبشته اورخون* که قدیمی ترین سنگ نوشته موجود به زبان ترکی ست و ترکان اولیه را بصورت کامل توصیف می کند، به آغوز هم اشاره دارد. اوغوز از اقوام ترک تبار و مسلمان هستند. این لغت در نظم و نثر فارسی هم داخل شده و آنها طایفهٔ ترکمانان اند. فاروق سومر معتقد است اغوز یعنی قبیله ها نام ترکی آغوز (قبایل)، در تاریخ اسلامی میانه (قرون وسطی) ایران، پدیدار گشت.
بر اساس اصالت تاریخی ایل آقاجری به صورت پراکنده در استان خوزستان مخصوصا شهرهای بهبهان، اهواز، آبادان، ماهشهر، آغاجاری، امیدیه، هندیجان و رامهرمز و استان فارس و شهر ممسنی، استان چهار محال بختیاری و منطقه مارگون و لردگان، استان کهگیلویه و بویراحمد و شهر یاسوج، استان بوشهر و شبانکاره و لیراوی و ممسنی، زنجان، آذربایجان شرقی و ارومیه و استان همدان و کشورهای ترکیه، آذربایجان و گرجستان سکونت دارند. ترک ایران، قپچاق، غزها، ایران، آناتولی، دریای سیاه، خوزستان، بهبهان، خوزستان، بهبهان، اهواز، امیدیه، آغاجاری، میانکوه، آبادان، ماهشهر، هندیجان،تهران، اصفهان، شیراز، رامهرمز، گچساران، بوشهر، چهارمحال بختیاری، لردگان، بوشهر، شبانکاره،لیراوی، ممسنی، یاسوج، زنجان، ارومیه و همدان استان زنجان، آذربایجان شرقی، استان همدان و استان کهگیلویه و بویر احمد
ایل آو هوپ (به انگلیسی: Isle of Hope) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان چاتهام، جورجیا واقع شده است. ایل آو هوپ ۵٫۹ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۴۰۲ نفر جمعیت دارد و ۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
مختصات: ۴۸°۱۰′ شمالی ۰۱°۴۰′ شرقی / ۴۸٫۱۶۷°شمالی ۱٫۶۶۷°شرقی / 48.167; 1.667
ایل-ا-ویلن (به فرانسوی: Ille-et-Vilaine) سی و پنجمین شهرستان فرانسه است. شهرستان ایل -ا-ویلن در شمال غربی این کشور قرار دارد. این شهرستان زیرمجموعه ناحیه برتانی می باشد. مساحت این شهرستان ۶٬۷۹۱ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۹۵۵٬۸۴۶ نفر است. این شهرستان در خلال انقلاب فرانسه بر پا گردید. جمعیت این شهرستان در خلال چند دهه گذشته به سرعت افزایش یافته است.
ایل-اپارس (به فرانسوی: Îles Éparses de l'océan Indien) شامل پنج جزیره به نام های جزیرهٔ ترومبلین، جزیرهٔ گلوریوز، جزیرهٔ خوان دو نوا، جزیرهٔ باساس دا ایندیا و جزیرهٔ اروپا می باشد . این جزایر در اطراف ماداگاسکار و در اقیانوس هند واقع شده و حقّ حاکمیت بر آن مورد اختلاف فرانسه و ماداگاسکار می باشد .
"آزادی، برابری، برادری" (فرانسوی)
"Liberty, Equality, Fraternity"
تاج الدین ابوالفتح ایل ارسلان بن اتسز که هنگام مرگ پدر در کنار او بود، پس از فوت علاءالدین اتسز ارادت خود را نسبت به سلطان سنجر اعلام کرد و او نیز ایل ارسلان را رسماً به عنوان جانشین اتسز و سومین پادشاه خوارزمشاهیان انتخاب کرد. ایل ارسلان در همان ابتدای حکومت دهستان و گرگان را به سرزمین های در اختیار خود دراورد. او بر سر تصرف بخش هایی از خراسان با مویدآی ابه اختلافاتی پیدا کرد و سرانجام با لشکری، به نیشابور حمله کرد ولی بدون نتیجه از این لشگرکشی به خوارزم بازگشت. او بعد از مدتی از پرداخت خراجی به قراختائیان که پدرش اتسز آن را معین کرده بود دست کشید و بدین ترتیب روابط بین خوارزمشاهیان و قراختائیان به هم خورد و در نهایت سپاه ایل ارسلان در کنار رود جیحون شکست خورد. او در این جنگ بیمار شد و سرانجام در نوزدهم رجب سال ۵۶۷ هجری قمری معادل مارس ۱۱۷۲ میلادی از دنیا رفت.
«ایل ارسلان». شبکه ملی رشد. دریافت شده در دوازدهم شهریور. تاریخ وارد شده در |بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
پس از مرگ ایل ارسلان بین دو پسرش علاءالدین تکش و جلال الدین محمود سلطانشاه برای به سلطنت رسیدن، اختلافات زیادی به وجود آمد اما در نهایت تکش به قدرت رسید و توانست جانشین پدر شود.
چک ۱۷/۱۴ ایل (به انگلیسی: Chak 17/14L) یک روستا در پاکستان است که در ناحیه ساهیوال واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
چک ۴۴/۱۲ ایل (به انگلیسی: Chak 44/12.L) یک روستا در پاکستان است که در پنجاب واقع شده است. چک ۴۴/۱۲ ایل ۱۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد و ۱۵۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
چک شماره ۴۲/۱۲ ایل (به انگلیسی: Chak No. 42/12.L) یک روستا در پاکستان است که در پنجاب واقع شده است. چک شماره ۴۲/۱۲ ایل ۱۵۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
چو ها-ایل (متولد ۱۹۴۱ با نام چو ها-ریونگ) نویسنده اهل کره جنوبی است.
آمریکا
چو ها-ایل در ۱۸ آوریل سال ۱۹۴۱ در Manchukuo متولد شد و نام اصلی او Haeryong به معنی «دریای اژدها» است. پس از آزادی کره خانواده اش به سئول بازگشت و پنج سال بعد جنگ کره آغاز شد. در طول جنگ خانواده اش با سیل پناهندگان به بوسان بازگشت تا اینکه در سال ۱۹۵۴ جنگ در سئول پایان یافت. چو، وارد دبیرستان Posung شد که در آنجا نتوانست دستاوردی داشته باشد. در این مدرسه او به باشگاه نوشتن خلاقانه وارد شد. در سال ۱۹۶۰ وارد جریان دانشجویی انقلاب ۱۹ آوریل شد، که در این باره او می گوید: از دستاوردهای دیگران مغرور است اما از شکست های خود بسیار شرمنده می باشد.
او در سال ۱۹۶۱ وارد دانشگاه Kyunghee شد و در رشته ادبیات کره ای تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد. بعد از فارغ التحصیل در سال ۱۹۶۶ به خدمت اجباری سربازی پیوست و پست های مختلفی را نیز به عهده گرفت. بعد از اتمام خدمت به نوشتن روی آورد. بعد از اینکه در نوشتن به موفقیت رسید تلاش کرد تا در دانشگاه Kyunghee به تدریس نویسندگی خلاق بپردازد. او در سال ۱۹۷۲ ازدواج کرد و یک پسر دارد.
اولین اثر چو «مردی که هر روز می میرد» نام دارد که در بهار سال ۱۹۷۰ جایزه مسابقه ادبی JoongAng Ilbo را از آن خود کرد. بعد از چند سال ۱۲ داستان کوتاه و یک رمان با نام آمریکا منتشر کرد. در سال ۱۹۷۶ چو رمان «زن زمستان» را چاپ کرد که مسیر موفقیت را برای او هموار ساخت در حالی که او خود را لایق این موفقیت نمی دانست. از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۶ چو، پیوسته به نوشتن داستان کوتاه و داستان هایی برای روزنامه به صورت سریالی ادامه می داد.
ری جون ایل (کره ای: 리준일؛ زادهٔ ۲۴ اوت ۱۹۸۷) یک بازیکن فوتبال اهل کره شمالی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ دسامبر ۷, ۲۰۰۹.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال کره شمالی بازی کرده است.
ری کوانگ-ایل (کره ای: 리광일؛ زادهٔ ۱۳ آوریل ۱۹۸۸) یک بازیکن فوتبال اهل کره شمالی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
در مطبوعات و نشریات کره شمالی رهبران این کشور تنها با نام ذکر نمی شوند و معمولاً برای اشاره به این رهبران، از القاب گاه اغراق آمیز یا نام این رهبران با حروف درشت به همراه یک لقب، استفاده می شود. برای مثال: رهبر کبیر، رفیق کیم جونگ-ایل. این القاب توسط کمیته مرکزی حزب کارگران کره تولید می شوند. پژوهشگران تاکنون القاب زیر را برای کیم جونگ-ایل یافته اند.
قره گوزایل، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان نازلوی جنوبی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن برابر با ۲۱۱ نفر (۶۵ خانوار) بوده است.
لی سونگ-ایل (انگلیسی: Lee Sang-il؛ زادهٔ ۶ ژانویهٔ ۱۹۷۴) در استان نیگاتا یک کارگردان فیلم، و فیلم نامه نویس اهل ژاپن است. او با فیلم دختران رقاص هولا برنده جایزه آکادمی فیلم ژاپن برای بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد.
یانگ کیونگ (به کره ای: 양경일) زاده ۷ اوت ۱۹۸۹ در پیونگ یانگ است. او کشتی گیر کشور کره شمالی است.از افتخارات وی میتوان به کسب مدال طلا وزن ۵۵ و ۵۷ کیلوگرم در مسابقات قهرمانی کشتی جهان ۲۰۰۹ و مسابقات قهرمانی کشتی جهان ۲۰۱۴ و مدال بزنز وزن ۵۵ کیلوگرم المپیک لندن اشاره کرد. وی در سال ۲۰۱۶ میلادی در المپیک ریو در وزن ۵۷ کیلو حاضر بود که در دور اول از ری هیگوچی کشتی گیر ژاپنی شکست خورد و با توجه به حضور این کشتی گیر در فینال، به دیدار شانس مجدد رفت. او در اولین مرحله شانس مجدد از سد اسدالله لاچینائو کشتی گیر بلاروسی گذشت اما در مرحله ی دوم شانس مجدد به یولیس بون کشتی گیر کوبایی باخت و از دور رقابت ها کنار رفت.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ایل

ایل در جدول کلمات

ایل در هم ریخته
یلا
بزرگ ایل و طایفه
بکتاش
دسته ای از ایل قاجار
یوخاری باش

معنی ایل به انگلیسی

tribe (اسم)
تبار ، خیل ، قبیله ، طایفه ، خانواده ، عشیره ، حی ، سبط ، ایل ، قبایل ، ابه

معنی کلمه ایل به عربی

ایل
قبيلة
حشد

ایل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ایل

مجتبی عیوض صحرا ٢١:٥٤ - ١٣٩٦/٠٦/٠٣
ئیل- به زبان عبری: خدا،پروردگار،آفریدگار،ایزد،یزدان،جان آفرین
مثل: عزرائیل(عزیز خدا،نورچشمی خدا)،میکائیل(روزی رسان بندگان خدا)،اسماعیل(اسماع: شنیده-گوش به زنگ خدا)،ناتانائیل!(خداداده) و...
|

علی قناد ١٤:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
قوم و تبار
|

صفی پور ٢٣:٥٠ - ١٣٩٧/١١/١٤
ایل کلمه ایی کاملا پارسی است و از نام

سلسله عیلامی(ایلامی )گرفته شده

عیلام::خوزستان
*****


ایل لر بختیاری بزرگترین ایل ایران

ساکن در
خوزستان
ایلام
لرستان
بختیاری
کهگیلویه
بوشهر
هرمزگان
کرمان
فارس
اصفهان
مرکزی
همدان
تهران
سمنان
مازندران
ابهر زنجان
خراسان شمالی
خراسان رضوی

|

علی یار لر زنگنه بختیاری ١٢:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٠
بزرگترین ایل کشور ایل لر بختیاری است
ساکن
خوزستان
بختیاری
کهگیلویه
اصفهان
لرستان
مرکزی
کرمان
تهران
خراسان شمالی
ابهر
گرمسار
مازندران
کرمانشاه
هرمزگان
فارس
خراسان رضوی
بوشهر
|

محمدرحیم ریگی ١٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
ایل:قبیله
ایل خان:کلمه ای است بلوچی(ایرانی) به معنی بزرگ قبیله
الناز(ایلناز):دختری که فخرقبیله اش می باشد.
المیرا(ایلمیرا):کلمه ای است ایرانی به معنی دختری که افرادایل برایش می میرند.
ایلتاج:کلمه ای است بلوچی به معنی مردی که گل سرسبدقبله می باشد.
ایلتاز:کلمه ای است بلوچی به معنی مردی که به افرادایل دیگرمی تازد.
|

سعید ٠٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
واژه ایل را بدون هیچ تعصبی باید ترکی و به معنای یک طایفه و عشیره که کوچرو هستند در نظر بگیریم در زبانهای ایرانی واژه ای مترادف به این واژه ندیده ام که معنای کامل آن را بدهد ولی در برخی از سایتهایی که البته چندان رابطه جالبی هم با برادران کرد نداشتن واژه کورد را به معنای کوچ رو در زبان پارسی معنا کردند که البته بنده هیچ سندی جز سخن دوستان که دوباره تاکید می کنم بی شک رابطه مناسبی با کردها نداشتن ندیدم
|

پیشنهاد شما درباره معنی ایل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > god speed
English woman > Roar
آرش پورسردار > cross border
Sahar azizi > time of day
آژوان > کردی
امید حسینی > Social reason
علیرضا > firm
English woman > Drip

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایل های ایران   • ایل قشقایی شیراز   • ایل معنی   • ایل بختیاری   • لاگر   • ایل شاهسون   • بزرگترین ایل ایران   • اسامی طوایف ترک   • معنی ایل   • مفهوم ایل   • تعریف ایل   • معرفی ایل   • ایل چیست   • ایل یعنی چی   • ایل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ایل
کلمه : ایل
اشتباه تایپی : hdg
آوا : 'il
نقش : اسم
عکس ایل : در گوگل


آیا معنی ایل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )