انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 896 100 1

معنی اسم ایمان

اسم: ایمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: imān) (عربی) اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، در مقابل کفر - اعتقاد به وجود خداوند وحقیقت رسولان و دین، یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری

معنی ایمان در لغت نامه دهخدا

ایمان. [ اَ] (ع اِ) ج ِ یمین. برکت ها و قوت ها. (از اقرب الموارد). برکتها و تواناییها. (منتهی الارب ). || ج ِ یمین. سوگندها. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد) :
من شکستم حرمت ایمان او
پس یمینم برد دادستان او.
مولوی.
|| ج ِ یمین (سوی راست ). (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و رجوع به یمین شود. || (ص ) مردی که زن وی مرده باشد و محتاج به زن بود، یقول رجل ایمان عیمان ؛ مرد زن مرده ٔ محتاج بزن. (ناظم الاطباء). رجل ایمان عیمان ؛ مرد زن و مواشی مرده که آرزوی زن و شیر دارد، امراءة ایمی عیمی ؛ مؤنث آنست. (منتهی الارب ).

ایمان. (ع مص ) (از «ی م ن ») به یمین درآمدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). از جانب یمین آمدن. (ناظم الاطباء). || به سوی راست رفتن. (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (آنندراج ). از جانب راست آمدن : ایمن الرجل ؛ از جانب راست آن مرد درآمد. (ناظم الاطباء).

ایمان. (ع مص ) ائمان. اعتمادکردن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || زنهار دادن و بی بیم گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در امن قرار دادن کسی را. (از اقرب الموارد). امن گردانیدن. (تاج المصادربیهقی ). ایمن گردانیدن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (غیاث اللغات ). || فروتنی نمودن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تصدیق کردن کسی را و گرویدن به او و قبول شریعت وی کردن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تصدیق کردن کسی را و در انقیاد او درآمدن. (از اقرب الموارد). گرویدن و تصدیق کردن. (از مصطلحات عرفاء دکتر سجادی ). گرویدن. (غیاث اللغات ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). || (اِمص ) گِرَوِش. باورداشت.اعتقاد. مقابل کفر. (فرهنگ فارسی معین ). تصدیق. نقیض کفر. (از اقرب الموارد). تصدیق. (تعریفات ) (مجمل اللغة). || اعتقاد به جنان و اقرار به لسان و عمل به ارکان و اظهار خشوع و فروتنی و قبول شریعت. (ناظم الاطباء). اعتماد و اقرار و اعتراف و اعتقاد و دین و مذهب و آئین و راستی و خلوص در دین. (ناظم الاطباء). مقابل کفر است. (از فرهنگ مصطلحات عرفاء دکتر سجادی ). || ایمان در شرع عبارتست از اعتقاد بقلب و اقرار به زبان. گفته شده هر کس شهادت بدهد و عمل نکند و معتقد هم نباشد او منافق است و کسی که شهادت بدهد و عمل نکند و معتقد باشد او فاسق است. هر کس شهادت هم ندهد او کافر است. (تعریفات ). در شرع تصدیق به دل و اقرار به زبان وحدانیت خدای تعالی را و حقیقت پیغمبر علیه السلام را. (مؤید الفضلاء). نزد اهل شرع تصدیق بکل ماجاء به النبی است و ارکان و مظاهر آن اقرار بلسان و تصدیق بدل و عمل به ارکان بود ودر این مورد سخن بسیار است. معتزله جمله ٔ طاعات را علمی و عملی ایمان گویند و گویند کسی که گناهی مرتکب شود از ایمان خارج شود. خوارج نیز ارتکاب گناه را موجب خروج از ایمان دانند. گروهی گویند ایمان عبارت از گفتار بزبان است و بس. گروهی گویند ایمان معرفت بحق و ماجاء به النبی است. و گروهی از متکلمان ایمان را تصدیق تنها پندارند. حضرت رسول فرموده است ایمان عبارت از تصدیق بماجاء به النبی و تصدیق کتاب و فرشتگان و رسولان حق است. محمد حنیف گوید ایمان تصدیق دل است بآنچه خدای متعال از غیب خبر داده است. گروهی گویند که قول و تصدیق و عمل ایمان است. گروهی گویند قول و تصدیق است. و گروهی گویند ایمان را اصلی و فرعی است ، اصل آن تصدیق بدل باشد و فرع آن مراعات امر، و هر که را طاعت بیشتر بود امن او را از عقوبت زیادت بود و بنابراین علت امن و ایمان مراعات اوامر و طاعات باشد. گروهی گفتند که علت امن از عقوبت معرفت است نه طاعت و اگر طاعت بدون معرفت باشد سود ندارد و اگر معرفت بدون طاعت باشد عاقبت بنده را نجات باشد. چنانکه حضرت رسول فرمودند: نجات نیابد کسی از شما بعمل خود، سؤال شد و نه تو یا رسول اﷲ؟ فرمودند و نه من ، مگر آنکه خدای بمن ترحم کند که عمل بی معرفت مکر است و فسون. و ایمان فعل بنده باشد، بهدایت حق مقرون «فمن یرداﷲ ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقاً حرجا» و بر این اصل گروش هدایت حق باشد و گرویدن فعل بنده بود و علامت آن اعتقاد بتوحید است که ایمان نوری است از وراء حجاب و یقین نوری است در مقام کشف حجاب. (فرهنگ مصطلحات عرفاء دکتر سجادی ص 70 - 77). تقسیمات ایمان ، ایمان بر پنج قسم است :
1 - ایمان مطبوع ، و آن ایمان ملائکه است. 2 - ایمان مقبول ، و آن ایمان انبیاء است. 3- ایمان معصوم ، و آن ایمان مبتدعین است. 4 - ایمان موقوف ، وآن ایمان مؤمنین است. 5 - ایمان مردود، و آن ایمان منافقین است. (تعریفات ). و همچنین ایمان بر دو قسم است : مستقر و مستودع بحکم : 1- ایمان مستودع ، آن باشدکه از ادله ٔ یقینیه مأخوذ نباشد بلکه ناشی از ظن وتقلید باشد. 2 - ایمان مستقر آن باشد که از ادله ٔ یقینیه بر مبنای اجتهاد و تحقیق حاصل شود. (از فرهنگ علوم دکتر سجادی ص 127 بنقل از قوانین الاصول ج 2 ص 194) :
همی گوید بپرسیدش پس از ایمان بر قرآن
ز پیغمبر رسول مصطفی وز فضل یارانش.
ناصرخسرو.
چو گمراه گشته ولی بود عالم
که از صبح ره یافت ایمان بدو در.
ناصرخسرو.
مرا توحید و ایمانست و قرآن
بدین پیغمبر مختارو حیدر.
ناصرخسرو.
ای فضولی تو چه دانی که چه بوده است ایمان
چون تو دل در طلب طاعت و ایمان ندهی.
ناصرخسرو.
ایزد... چون خواست که دولت بزرگی پیدا شود... سبکتگین را از درجه ٔ کفر بدرجه ٔ ایمان رسانید. (تاریخ بیهقی ). و ایشان ایمان قبول میکنند. (کلیله و دمنه ).
غم ایمان خویش خور که ترا
روز محشر امان به ایمان است.
ادیب صابر.
تو کافری بجان مسلمانی آمده
اینجا برای غارت ایمان کیستی.
خاقانی.
از برون لب بقفل خاموشی است
وز درون دل به بند ایمان است.
خاقانی.
ز چشم کافر تو هر زمانی
هزاران رخنه در ایمان می آید.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 598).
به ایمانی بلیغ و ضمانی وثیق زن را به خانه آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 346).
نور ایمان از بیاض روی اوست
ظلمت کفر از سر یک موی اوست.
عطار.
یافت اندر عهد او ایمان کمال
نیست برتر از کمال الا زوال.
عطار.
آنکه ایمان یافت رفت اندر امان
کفرهای باقیان شد در گمان.
مولوی.
گرَم پای ایمان نلغزد ز جای
بسر برنهم تاج عفو خدای.
سعدی.
به علم ار بگذری ز اسلام و ایمان
یقین اندر رسی در ملک ایقان.
شبستری.
مسلمانی که این ایمان ندارد
تنی دارد ولیکن جان ندارد.
شبستری.
- اهل ایمان ؛ اهل دین. معتقدان بخدا :
معین زمان ناصر اهل ایمان
گزین خدا یاور دین احمد.
سعدی.
- || لقبی که شیعه ٔ امامیه بخود میدادند زیرا که فقط خود را مؤمن و بقیه ٔ مسلمانان را مسلم میخواندند. (خاندان نوبختی ص 250 از بیان الادیان و تبصرةالعوام ).
- ایمان آوردن ؛ گرویدن و تصدیق کردن : ایمان نیاوردم بفرشته های خدا. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318). ایمان نیاورده ام بقرآن بزرگ. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318). درحال ایمان آورد. (کلیله و دمنه ). بر خردمند واجبست که بقضاهای آسمان رضا دهد و بدان ایمان آرد. (کلیله و دمنه ).
- ایمان باطل ؛ اعتقاد به باطل و مردود.
- ایمان تازه گردانیدن ؛ از نو ایمان آوردن :
مگوی این کفر و ایمان تازه گردان
بگو استغفراﷲ زین تمنا.
خاقانی.
- ایمان داشتن ؛ اعتقاد داشتن.
|| در اصطلاح متصوفه ایمان از مختصات اسماء جمالیه است و نیز عبادت از مرتبه ٔ بقاست. (مؤید الفضلا). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و فرهنگ مصطلحات عرفاء سجادی شود.

ایمان. (ضمیر) در برخی لهجه ها این صورت در کلمات مختوم به «الف » و «واو» و «یاء» بجای ضمیر «ایم » بکار رود و درکلمات غیرمختوم به «الف » یا «یاء» و «واو» بصورت «یمان » استعمال شود که بجای «یم » ضمیر فاعلی اول شخص باشد و بصورت مفرد امر و مفرد ماضی غایب به آخر کلمات ملحق میشود: گفتیمان. رفتیمان. رویمان :
و گر مستان مستیم از توایمان
و گر بی پا و دستیم از توایمان
و گر هندو وگر گبر و مسلمان
بهر ملت که هستیم از توایمان.
باباطاهر.
ما کار زمانه نیک دیدستیمان
از کار زمانه زان بریدستیمان.
؟
(از یادداشت بخط مؤلف ).

معنی ایمان به فارسی

ایمان
گرویدن، عقیده داشتن، نقیض کفر، جمع یمین بمعنی قوه وبرک ت، وبه معنی قسم وسوگند
۱ - (مصدر) گرویدن عقیده داشتن . ۲ - ایمن کردن بی بیم داشتن . ۳ - باور داشتن . ۴- ( اسم ) گروش باور داشت اعتقاد مقابل کفر . یا ایمان تازه کردن . ۱ - از نو اسلام آوردن. ۲ - کلم. (اشهد لا اله الاالله ) را بر زبان راندن .
در برخی لهجه ها این صورت در کلمات مختوم به الف یا واو و یا یائ بجای ضمیر ایم بکار رود .
دهی است از دهستان ایتیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد .
(مصدر) اعتقاد یافتن به گرویدن به .
(مصدر) ۱ - اعتقاد داشتن به باور داشتن . ۲ - اعتماد کردن به .
دهنده ایمان
( صفت ) آنکه ایمان دارد موئ من با عقیده مقابل بی ایمان .
قسمهای درشت
( صفت ) آنکه ایمان ندارد فاقد دین و آیین مقابل با ایمان .

معنی ایمان در فرهنگ معین

ایمان
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ یمین ، سوگندها.
[ ع . ] ۱ - (مص م .) گرویدن ، باور داشتن . ۲ - ایمن کردن ، امان دادن . ۳ - (اِمص .) اعتقاد.

معنی ایمان در فرهنگ فارسی عمید

ایمان
۱. گرویدن.
۲. عقیده داشتن.
۳. [مقابلِ کفر] (فقه) تصدیق و عمل به احکام دین یعنی اقرار به لسان و عمل به ارکان.
= یمین
بی دین، بی اعتقاد.

ایمان در دانشنامه اسلامی

ایمان
ایمان به معنای باور قلبی دینی، از مفاهیم کانونی ادیان الهی از جمله اسلام. محور اساسی ایمان در قرآن کریم، الله است . قرآن از همه انسان ها خواسته است تا به الله ایمان آورند؛ اما در آیات بسیاری ضرورت ایمان آوردن به پیامبران و رسولان ، کتاب های نازل شده از سوی خدا، فرشتگان و آخرت نیز به «ایمان به الله» افزوده شده است .
درباره موضوع ایمان، مباحث و مسائل متعددی مطرح است که مهم ترین آنها عبارت است از: چیستی ایمان، متعلَّق ایمان، زیاد شدن یا نقصان پذیری ایمان، ایمان از روی تقلید، آثار ایمان و ارتباط آن با عمل صالح و گناه.
واژه ایمان از ریشه «أ- م - ن» به معنای آرامش و اطمینان قلب و نبود ترس است. فعل ثلاثی مزید آن آمَنَ، یؤمِنُ است، که اگر متعدی به «باء» و «لام» باشد ...وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لَّنَا وَلَوْ کنَّا صَادِقِینَ ﴿۱۷﴾ و أَفَتَطْمَعُونَ أَن یؤْمِنُوا لَکمْ...﴿۷۵﴾ به اتفاق اهل لغت به معنای تصدیق کردن است. و اگر متعدی به ذات خود باشد به معنای اطمینان پیدا کردن است که در برابر ترسیدن و هراسان کردن است و در این صورت با ثلاثی مجرد هم معنا است..
ایمان
در مورد معنای ایمان گفته شده است: ایمان عبارت از جایگیرشدن اعتقاد در قلب و از امن گرفته شده، گویی مومن به آن چه بدان ایمان پیدا کرده، امنیت و مصونیت نمی دهد که در آن مورد دچار شک و تردید نمی شود، چرا که شک و تردید آفت اعتقاد است.
در روایاتی از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ایمان چنین شناسانده شده است: ایمان تصدیق با قلب، اقرار با زبان و عمل با اعضا و جوارح می باشد.
بی شک از بین سه موردی که در این روایت از ارکان ایمان شمرده شده است تصدیق قلبی رکن اصلی است چه اگر تصدیق حقیقی و بدون شائبه باشد اقرار به زبان و عمل به جوارح را خواه ناخواه به دنبال دارد. چنان که نقل شده است عده ای از اعراب بادیه نشین، خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده، گفتند: یا رسول الله! ایمان آوردیم، آیه نازل شد: (ای پیامبر! به آنان) بگو: شما ایمان نیاورده اید ولیکن بگویید اسلام آوردیم و ایمان هنوز در دل شما وارد نشده است.
از این آیه روشن می شود که ایمان آوردن صرفا به اقرار زبان نیست بلکه رسوخ باورها و اعتقادات در قلب انسان است و تصدیق حقیقی آن هاست. این تصدیق در پی معرفت و شناخت و البته با دوری از عناد و ستیزه جویی حاصل می شود. ولذا قرآن ساحت ایمان را از اعراب بادیه نشین به خاطر جهل و عنادش مبرا می داند و تنها از آن جهت که اقرار زبانی به توحید و نبوت پیامبر دارند اسلام آورنده به حساب می آورد.
سوال دیگر در این مورد آن است که ما باید به شاید کاملترین جواب به این سوال در تعریفی که امین الاسلام طبرسی صاحب تفسیر گرانقدر مجمع البیان از ایمان می کند نهفته باشد. او ایمان را چنین معنا می کند: ایمان تصدیق جمیع آن چیزهایی است که خداوند تصدیق آن ها را واجب نموده است.
این تعریف جمیع آن چه پیامبر آورده است را شامل می شود و درستی آن به این است که با ایمان به نبوت و رسالت پیامبر و عصمت آن حضرت جایی برای انکار هیچ یک از فرامین اسلام باقی نمی ماند. چرا که با انکار هر یک از آن ها در اصل ایمان ما به نبوت پیامبر و عصمت آن حضرت در دریافت و ابلاغ وحی نیز خدشه وارد می شود. لذاست که نمی توان آنچنان که برخی گمان می کنند از دستورات دین برخی را قبول نموده به برخی دیگر باور نداشت.
در روز غدیر پس از ابلاغ ولایت علی علیه السلام و خاندان مطهر آن حضرت آیه اکمال دین نازل شد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا»؛ امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم.
ایمان
«ایمان»، مجموعه سخنرانی های عبدالحسین دستغیب (در سه ماه مبارک رمضان) درباره ایمان و آثار و شیوه پیدایش آن با استفاده از قرآن و روایات است که گردآوری و منتشر شده است.
کتاب حاوی سی و هشت گفتار است که می توان آن را در سه بخش اساسی تقسیم کرد:
بخش نخست، عنوان بحث روایت شریف در کتاب اصول کافی است که حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در پاسخ از «ایمان» آن را متّکی به چهار ستون می داند؛ یعنی برای پیدا شدن بنای ایمان، این چهار ستون لازم است: صبر، یقین، عدل و جهاد.
آنگاه هرکدام از این ستونها را نیز بر چهار شعبه و بخش تقسیم نموده و آثار و نتایج آن را یادآور می شود.
درباره ستون نخستین که «صبر» است، می فرماید چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار. هرکس به بهشت امیدوار است، از شهوات دنیا کنده می شود. و هرکس از آتش دوزخ ترسید، از گناهان پرهیز می کند؛ چون سختی عذاب را باور کرده است. و آن کس که در دنیا زهد ورزیده و به خوشی های زودگذر آن، دل نبست، در نتیجه مصیبت ها و سختی ها برایش آسان می گردد. اصل دنیا چیست تا خوشی ها و سختی هایش چه باشد، به آنچه به او داده شده دلخوش نمی گردد و از آنچه از او گرفته شده غمگین نمی گردد.
آن کس که انتظار مرگ را داشته باشد، به سوی خیرات می شتابد؛ زیرا می فهمد که هر لحظه از سرمایه عمر، کم شده و گامی به سوی مرگ نزدیکتر می گردد. کم شدن عمر، قطعی و باقیمانده آن مشکوک است، لذا در خیرات، پیشی می گیرد و هر لحظه دنبال رحمت و بخشش خداوندی می گردد
ایمان
معنی إِيمَانِ: گرويدن-تسليم توأم با اطمينان خاطر(ايمان عبارت است از سکون و آرامش علمي خاصي در نفس ، نسبت به هر چيزي که ايمان به آن تعلق گرفته ، و لازمه اين آرامش التزام عملي نسبت به آن چيزي است که به آن ايمان دارد ، حال اگر کسي اين التزام را نداشته باشد ، و بر خلاف...
معنی أَيْمَانٌ: سوگندها(أيمان ، جمع يمين يعني سوگند است ، و اين معنا را از کلمه يمين به معناي دست راست گرفتهاند ، چون در بين عرب مرسوم و معمول بود که وقتي سوگندي مي خوردند ، و يا عهدي ميبستند ، و يا بيعتي ميکردند ، و يا مثلا معاملهاي انجام ميدادند ، براي اينکه بفهما...
معنی تَحِلَّةَ أَيْمَان: شکستن سوگند(کلمه حل در اصل به معناي باز کردن گره است)
معنی تُؤْمِنُونَ: ايمان مي آوريد - ايمان داريد
معنی ءَامَنَ: ايمان آورد
معنی إِيمَانُکُمْ: ايمان شما
معنی مَا يُؤْمِنُ: ایمان نمی آورد
معنی لَن يُؤْمِنَ: هرگز ايمان نمي آورد
معنی لَا يُؤْمِنُ: ايمان نمي آورد
معنی ءَامِنْ: ايمان بياور
معنی ءَامَنَّا: ايمان آورديم
معنی ءَامَنتُ: ايمان آوردم
معنی ءَامَنَتْ: ايمان آورد(مؤنث)
ریشه کلمه:
يمن‌ (۷۱ بار)

«أَیْمَان» جمع «یمین» به معنای سوگند است، و در اصل، «یمین» به معنای دست راست می باشد، اما از آنجا که به هنگام سوگند و بستن عهد و پیمان دست راست را به هم می دهند، و قسم یاد می کنند، این کلمه تدریجاً در معنای سوگند به کار رفته است.
تسلیم توأم با اطمینان خاطر. اگر گویند: چرا بر خلاف اهل تفسیر ایمان را تسلیم معنی می‏کنید با آن که طبرسی رحمةاله فرموده: ازهری می‏گوید: علماء انفاق دارند بر این که ایمان به معنی تصدیق است، المیزان آن را استقرار اعتقاد در قلب معنی کرده و راغب تصدیق توأم با اطمینان خاطر گفته است. گوئیم: قرآن مجید ایمان به معنی اعتقاد را تأیید نمی‏کند بلکه بهترین معنای آن همان تسلیم است زیرا می‏بینیم آنان را که اعتقاد دارند ولی تسلیم عقیده خویش نیستند کافر می‏شمارد. درباره فرعون و قوم او آمده: ، فرعونیان در باطن و نفس خویش عقیده داشتند که آیات موسی از قبیل عصا و غیره از جانب خداست ولی در ظاهر تسلیم و اقرار نکردند نظیر این آیه قول موسی «علیه السلام» است به فرعون که فرمود ، فرعون یقین داشت که آیات از جانب خداست ولی تسلیم نبود. شیطان به خدا عقیده داشت می‏گفت: ، می‏گفت ، خدا را خالق خود می‏دانست و او را «رَبّ» خطاب می‏کرد. به معاد نیز عقیده داشت لذا می‏گفت: تا روز قیامت مهلتم ده: . ایضاً به انبیاء معتقد بود و می‏دانست به عباد مُخلصین راهی ندارد و آنها را نتواند فریفت ، با همه اینها درباره‏اش فرموده . بسیاری از اهل کتاب به حضرت رسول اکرم «صلی اللّه علیه و آله» عقیده داشتند و می‏دانستند که او پیغمبر است و حتی او را مانند پسران خود می‏شناختند ولی حق را کتمان می‏کرند و به عقیده خویش تسلیم نبودند ، آیه 20 سوره انعام نیز چنین می‏باشد: «اَللذّینَ خَسَروا اَنْفُسَهُم فَهُم لا یُؤمِنُونَ». پس ایمان به معنی اعتقاد و تصدیق نیست و گرنه می‏بایست این اشخاص مؤمن باشند بلکه ایمان به معنی تسلیم است. مؤمن کسی است که بحق تسلیم باشد و آن قهراً به عمل توأم است و بدون آن مصداق ندارد. وانگهی در آیاتی نظیر ، نظیر: . چطور می‏شود گفت: آنها چندین بار اعتقاد پیدا کرده و سپس کافر شده‏اند بلکه آنها چندین بار اعتقاد پیدا کرده و سپس کافر شده‏اند بلکه آنها تسلیم شده و بعداًاز تسلیم بیرون رفته‏اند. خلاصه سخن آن که: ایمان پس از اعتقاد است، شخص اگر پس از اعتقاد به عقیده‏اش تسلیم شد مؤمن است و گرنه منافق یا کافر می‏باشد، از طرف دیگر هر قدر اعتقاد قوی باشد تسلیم محکم خواهد بود، شدت و ضعف ایمان و دارای مراتب بودنش از این روشن می‏شود. ، به نظر ما منظور همان عدم تسلیم است یعنی: به آنچه قبلاً تکذیب کرده بودند تسلیم شونده نبودند (احتمال دارد که فاعِلِ «یؤمنوا» غیر از فاعل «کذّبوا» باشد.) بقیّه مطلب را در «سلم-اسلام» مطالعه کنید. اگر گویند: چرا در معنی ایمان اطمینان خاطر را قید کردید؟ گوئیم: آن برای ملاحظه اصل مادّه است که ایمان بالاخره از امن مشتق است پس مؤمن آنست که بحق تسلیم شود و قلبش در آن تسلیم مطمئن و آرام و بی‏اضطراب باشد. ، اصل ریب چنان که در اقرب المورد گوید: قلق و اضطراب قلب است. * ، ، در اینگونه آیات آیا منظور عدم قدرت ایمان است یعنی آنها دیگر قدرت تسلیم ندارند و نمی‏توانند بحق تسلیم شوند و قابلیّت تسلیم از بین رفته است و یا منظور آنست که قدرت دارند ولی با عنادی که دارند تسلیم نخواهند شد؟ می‏شود گفت: فرض دوم مراد است یعنی قدرت دارند و اگر بخواهند خواست خدا در مقام اخبار می‏فرماید که تسلیم نخواهند شد. و نیز می‏شود گفت در اثر استکبار و عناد طوری قلوبشان از حق اعراض کرده که دیگر توجّه بحّق و قدرت ایمان از آنها سلب شده است. در این صورت نمی‏شود گفت: که با عدم قدرت تکلیف ساقط است که عدم قدرت نتیجه اعمال اختیاری آنهاست. آنها از اوّل اعراض کرده‏اند بر اعراض‏شان افزوده ، می‏بینیم که بنی اسرائیل با علم آن که موسی رسول خداست اذیتش می‏کردند خداوند قلوبشان را از حق کنار کرد. هکذا: ، بنابر آن که دعا نباشد. عل هذا این عدم قدرت مُسْقِط تکلیف نیست که خود سبب آن را فراهم آورده‏اند. ناگفته نماند: ملاحظه «خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلوبِهِم وَ عَلی سَمْعِهِم وَ علی اَبصارِهِمْ غِشاوَةٌ» که بعد از آیه «اِنَّ الّذینَ کَفَروا...» واقع شده و ملاحظه «اِنّا جَعَلْنا فی اَعْنلقِهِم اَغلالاً... فَاَغْشَینا هُم فَهُم لا یُبْصِرونَ» بعد از آیه «لَقَد حَقَّ القَولُ...» نشان می‏دهد که به مسلوب القدرة بودن نزدیک‏اند و بنظر نگارنده قدرت بکلی از آنها سلب نشده است. ایضاً: اینگونه اشخاص از روی عناد کافرند نه از روی جهل و گرنه جاهل پس از علم ایمان آوردنش سهل است. مراد از (کفر) در مقابل ایمان در آیاتی نظیر ، کفر از روی علم است که همان استکبار و عدم تسلیم باشد و اِلّا کُفر از روی جهل که در (کفر) خواهد آمد حساب دیگری دارد، و خلاصه: پس از وضوح حقّ هر که به آن تسلیم شود مؤمن و هر که آن را کتمان کند و تسلیم نشود کافر است این ایمان و کفر است که سبب بهشت و جهنّم می‏گردد. و سر و کار قرآن مجید با این ایمان و کفر است. در آیاتی که خدا از مردم ایمان می‏خواهد نظیر ، ، بنظر نگارنده مراد آن نیست که: عقیده پیدا کنید و معتقد باشید که آن بسته به استدلال و مشاهده براهین است، بلکه مقصود آنست که: خدا و بحق تسلیم شوید. ایضاً در آیاتی که خطاب «یا اِیُّها الّذینِ آمَنوُا» آمده منظور آن نیست که: ای باور کنندگان خدا و حق، بلکه‏ای تسلیم شوندگان. ولی می‏دانیم که تسلیم بعد از علم و عقیده است. تکمیل این بحث با مطالعه «اسلام» و «کفر» است.
ایمان ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • ایمان (باور)، به معنای باور داشتن به خدا و رسول خدا و هر آن چه که فرستاده خدا آورده • ایمان (مدینه)، یکی از اسم های شهر مدینه
...
ایمان از مفاهیم کانونی ادیان الهی از جمله اسلام می باشد که نقش تعیین کننده ای در سعادت انسان دارد.
ایمان در دو معنا به کار رفته است:
۱. اعتقاد به امامت و ولایت أئمۀ دوازده گانه.
۲. در کلمات فقها گاهی ایمان به معنای اسلام نیز آمده است.
از ایمان به معنای اعتقاد به ولایت امامان علیهم السّلام در فقه در باب های بسیاری مانند اجتهاد و تقلید، طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم، اعتکاف، حج، وقف، نذر، قضاء و شهادات بحث شده است.

معانی لغوی ایمان
واژه ایمان از ریشه«أمن» گرفته شده است که فعل ثلاثی مجرد آن «أمِنَ، یأمن وأمناً» به معنای آرامش و اطمینان قلب و نبود ترس است. فعل ثلاثی مزید آن «آمَن، یؤمن و ایماناً» است، که اگر متعدی به «با و لام» باشد به اتفاق اهل لغت به معنای تصدیق کردن است. وبه همین معناست آیه (وَما أَنْتَ بِمؤمن لَنا) ای: بمصدِّق.
وامّا اگر متعدی به ذات خود باشد به معنای اطمینان پیدا کردن است که در برابر ترسیدن و هراسان کردن است و در این صورت با ثلاثی مجرد هم معنا است.

معنای اصطلاحی ایمان
متکلمان نظریه های مختلف را در مورد معنای اصطلاحی ایمان بیان کرده اند:

ایمان، عمل قلب و کار دل
...
ایمان، یکی از اسامی قرآن کریم می باشد.
یکی از اسامی قرآن «ایمان» است: (ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم)؛ "پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرا می خواند که به پروردگار خود ایمان آورید".
قول ابوالمعالی درباره ایمان
زرکشی از ابوالمعالی عزیزی، معروف به "شیذله" ۵۵ اسم برای قرآن نقل می کند که یکی از آن ها «ایمان» است؛ اما سیوطی در عین نقل این اسامی، «منادی» را در آیه از اسامی قرآن شمرده است. و نظر برخی مفسران که «منادی» را حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلّم یا قرآن می دانند که دعوتگری و منادی بودنش هنوز هم ادامه دارد، تاییدی بر نظر سیوطی است.
اِیمان یکی از نام های مدینه منوره است، که در قرآن نیز در آیه ۹ سوره حشر آمده است.
چون مردم مدینه الگو و مظهر ایمان بودند.

در قرآن مجید به ایمان آسیه اشاره شده است.
ایمان راسخ آسیه به ربوبیت خدا:و ضرب الله مثلا للذین ءامنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة...
مؤمن به جهان آخرت
آسیه، مؤمن به جهان آخرت و وجود بهشت در آن:و ضرب الله مثلا للذین ءامنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة.
ایمان به خدایی بودن امور
ایمان آسیه به در دست خدا بودن امور:و ضرب الله مثلا للذین ءامنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظـلمین.
اعتقاد به خدا
...
حضرت ابو طالب عموی پیامبر بعنوان شخصیتی که حامی پیامبر بود، ایمان خود را به خاطر پاره ای مسائل کتمان کرد؛ که عده ای بخاطر همین مساله ایمان او را به پیامبر نفی می کنند.
ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، عمو و حامی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و پدر حضرت علی (علیه السلام)، حدود هشتاد و چند سال قبل از هجرت متولد شد. نام وی عبدمناف و به نقلی عمران ـ، و به جهت فرزند بزرگش طالب به «ابوطالب» مشهور شد. ابوطالب رئیس خاندان بنی هاشم و وارث دو منصب مهم رفادت (مهمانداری حاجیان) و سقایت (آب رساندن به حاجیان) بود. بعد از نبوت برادر زاده اش محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) با تمام وجود به حمایت از وی پرداخت و در محاصره اجتماعی و اقتصادی بنی هاشم توسط قریش با مسلمانان به «شعب ابوطالب» رفت و کمی پس از پایان یافتن محاصره در اثر رنج و سختی، در ماه ذی القعده یا شوال سال دهم (سه سال قبل از هجرت) وفات یافت. ابوطالب در میان قریش مشهور به سخاوت بود، و به سبب درایت و عدالت و نفوذ کلام، قبایل عرب در مکه وی را به داوری اختیار می کردند. در عصر جاهلیت نخستین کسی بود که سوگند در شهادت برای اولیای دم را بنا نهاد و بعدها اسلام نیز این امر را امضا کرد. وی در عصر جاهلیت از پلیدی ها دوری می گزید و به شیوه پدرش شراب را بر خود حرام کرده بود. اختلاف در ایمان ابوطالب علیه السلام در حمایت های بی دریغ ابوطالب از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) تردیدی نیست، ولی در ایمان آوردن او به آیین اسلام اختلاف شده است. شیعیان اثناعشری بر ایمان آوردن او به آیین اسلام پای فشرده اند و این مطلب مورد اجماع اهل بیت (علیهم السلام) و علمای امامیه می باشد. اکثر زیدیه، برخی از شیوخ معتزله مثل شیخ ابوالقاسم بلخی و ابوجعفر اسکافی و تعدادی از دانشمندان اهل سنت همچون زینی دحلان مفتی مکه (متوفای سال ۱۳۰۴هـ) صاحب کتاب «اسنی المطالب فی نجاة ابوطالب» نیز برهمین عقیده اند. امّا اکثر سیره نویسان اهل سنت معتقدند که ابوطالب مشرک از دنیا رفت. مسئله ایمان ابوطالب از دیر زمان مورد بحث و گفتگوی دانشمندان اسلامی بوده و از قرون اوّلیه کتاب های مستقلی تألیف کرده اند از جمله: سعد بن عبداللّه اشعری قمی (متوفی ۳۰۱هـ)، ابوعلی کوفی (م۳۴۶هـ)، ابومحمد سهل بن احمد بن عبداللّه دیباچی، ابونعیم علی بن حمزه بصری تمیمی م۳۷۵هـ)، ابوسعید محمّد بن احمد بن حسین خزاعی نیشابوری، شیخ مفید (م۴۱۳هـ) و ابوعلی شمس الدین سیّد فخار بن معد موسوی (م۶۳۰هـ). بنی امیه و بنی عباس در مبلغ شرک ابوطالب بنی امیه و بنی عباس در ترویج مشرک بودن ابوطالب انگیزه مشترک داشتند و آن کاستن منزلت علی بن ابوطالب (علیه السلام) بود. زیرا بنی امیه و در رأس آنها ابوسفیان تا روز فتح مکه در برابر اسلام مقاومت کردند و تنها در آن روز و از روی ناچاری اظهار مسلمانی کردند و عباس، بزرگ خاندان بنی عباس نیز در جنگ بدر در سپاه قریش مقابل مسلمین جنگ کرد و اندکی قبل از فتح مکه اسلام آورد. و این در حالی بود که حمایت ابوطالب پدر حضرت علی (علیه السلام) از اسلام جای انکار نداشت، لذا کوشیدند به بهانه شرک ابوطالب این افتخار را از علی (علیه السلام) بگیرند. سخن سیدبن طاووس به گفته سید بن طاووس مخالفان در مسلمان شمردن هیچ کس آن اندازه سخت گیری نکرده اند که در مورد مسلمان بودن ابوطالب سخت گیری کرده اند، زیرا روش آنان این است که با استناد به خبرهای واحد افراد را مسلمان می شمارند. ایمان سری ابوطالب علیه اسلام آنچه می تواند بهانه مخالفان باشد سرّی بودن ایمان ابوطالب است. امام علی (علیه السلام) با سوگند تأکید می کند که وی مسلمانی بود که ایمانش را کتمان می نمود. ، و امام صادق (علیه السلام) با تشبیه ابوطالب به اصحاب کهف، کتمان ایمانش را باعث اجر مضاعف می داند. در شرایطی که دین نوبنیاد اسلام نیازمند حمایت شخصیت اجتماعی و نیرومند و در عین حال به ظاهر بی طرفی بود، بدیهی است که اگر ابوطالب اسلام خود را آشکار می کرد، نزد مشرکان قریش آبرو و ابهت و احترام خود را از دست می داد و نمی توانست به عنوان سرپرست قبیله، حَکَم و داور مشرکان گردد و از مقام شیخوخت خود در حمایت از اسلام سود جوید. دلایل ایمان ابوطالب علیه السلام دلایل ایمان ابوطالب را می توان بر سه قسم کرد: ۱. مواضع عملی، ۲. اقوال و اشعار، ۳. دیدگاه نزدیکان وی زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت (علیهم السلام) معصوم بوده و رأی آنان ججت معتبر است. و اینها، علاوه بر دلایلی است که مشرک بودن آباء و امّهات امامان و انبیاء را به طور عموم نفی می کند. ← مواضع عملی ابوطالب کسی بود که همسرش فاطمه بنت اسد را به اسلام دعوت کرد. ، وقتی فرزندش علی (علیه السلام) را دید که سمت راست پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و همراه وی به نماز ایستاده نه تنها او را منع نکرد، بلکه او را به همراهی با پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمان داد، به فرزند دیگرش جعفر نیز گفت کنار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و در طرف چپ اونماز بگزار. از سپردن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم به قریش که با بالا گرفتن دعوت اسلام به اندیشه قتل وی افتاده بودند خودداری کرد و در محاصره اقتصادی و اجتماعی مسلمین، همراه مسلمانان به شعب ابوطالب رفت و در آنجا متحمل درد و رنج فراوان گشت. وقتی برادرش حمزه به اسلام گروید، شعری در تجلیل از او سرود وقتی یکی از مشرکان (ابن الزبعری) در مسجدالحرام مشتی خون و سرگین بر چهره پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می مالد، ابوطالب شمشیر حمایل کرده به مسجدالحرام می رود و همان کار را بر سر او می آورد ، در شعب ابوطالب برای حفظ جان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم کودک خردسال خود علی (علیه السلام) را هر شب جای او می خواباند و رنج غربت فرزند دیگر خود جعفر را در هجرت به حبشه تحمل می کرد.اینها همه نمی توانست ناشی از انگیزه عاطفی و غیرت خویشاوندی و قبیله ای باشد، زیرا اگر محمد (صلی الله علیه وآله وسلم فرزند برادرش است علی (علیه السلام) فرزند خودش است، چرا فرزند خود را فدای برادرزاده اش می کند؟ ابن ابوالحدید با این که درباره ایمان ابوطالب از رأی قاطع خودداری می کند امّا حق او بر همه مسلمانان را واجب دانسته و می گوید اگر ابوطالب نبود اسلام نبود. ← اقوال و اشعار سخنان و اشعاری که در تأیید پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از ابوطالب در منابع معتبر نقل شده بسیار زیاد و متجاوز از هزار بیت است که هم اکنون در کتابی به نام «دیوان اشعار ابوطالب» گردآوری شده است. هر چند این اشعار را در لفظ متواتر نمی داند امّا در دلالت بر تصدیق ابوطالب به نبوّت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) متواتر معنوی می داند. علامه امینی نیز با تعجب می پرسد که اگر این تعابیر گوناگون که در اشعار وی آمده شهادت و اعتراف به نبوت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بشمار نیاید پس اعتراف و شهادت به نبوت چگونه است؟ . ابوطالب در وصف پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در ضمن قصیده لامیه اش که شهرت بسیار دارد می گوید: وابیض یُستسقی الغمام بوجهه ••• ثِمال الیتـامی عصمـةٌ للأرامل یطیف به الهلاک من آل هاشم ••• فهم عنـده فی نعمة وفواضل سپید چهره ای که از ابرها به آبروی او باران طلب شود و پناه یتیمان و نگهدار بیوه زنان باشد هاشمیان فقیر و رو به زوال بدو پناه آرند و به نزد او در رحمت و فراوانی ها به سر برند. و وقتی پیامبر در قحطی مدینه به قصد استسقاء بر منبر رفت و دعا کرد و باران آمد این اشعار را بیاد آورد و فرمود: خداوند ابوطالب را جزای خیر دهد، اگر زنده بود چشمانش نورانی می شد. وقتی در محضر امام صادق (علیه السلام) گفته می شود:مردم می گویند ابوطالب کافر بوده است، امام در ردّ آن به این شعر ابوطالب استناد می کند: «آیا نمی دانید که ما محمد را همچون موسی پیامبر می دانیم که در کتاب های پیشین معرفی شده است» ابن ابوالحدید اشعار ذیل را نقل می کند: «به راستی که خداوند پیامبر (محمد) را گرامی داشت پس گرامی ترین آفریدگان خداوند در میان مردم، احمد است. برای بزرگداشت او، نامش را از نام خود گرفت زیرا که خداوندِ صاحب عرش، محمود است و این محمد فرستاده پروردگار را یاری کردم با شمشیری چون صاعقه از رسول خدا پشتیبانی می کنم همانند پشتیبانی که برایش دل می سوزاند». و شاید از همه صریح تر این بیت باشد: یا شاهِـدَ اللّه عَلَی فَاشْهَـد إنّی عَلی دِین النَّبی أحمد. «خدایا شاهد باش که من بر دین پیامبر یعنی احمد می باشم». ← دیدگاه اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در فوت ابوطالب سخت گریست و از خداوند برای او طلب مغفرت کرد. و فرمود: در اذیت و رنج، آنچه قریش بر سرم آوردند کمتر از مصیبت ابوطالب بود و در جریان دعوتم بازو و نگهدار من بود و تا زمانی که ابوطالب زنده بود قریشیان نمی توانستند مرا اذیت کنند و هنگام دفن وی فرمود: ای عمو مرا در کودکی پرورش دادی، در یتیمی کفالت کردی و در بزرگی یاری نمودی، پس خداوند جزای خیرت دهد. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم در تشییع جنازه او شرکت کرد و وعده کرد که روز قیامت برای پسر و مادر و عمویش ابوطالب شفاعت کند با آن که تشییع جنازه کافر و شفاعت وی صحیح نیست. علی (علیه السلام) سوگند یاد می کند که ابوطالب، عبدالمطلب، هاشم وعبدمناف هرگز بتی را نپرستیدند بلکه به سوی کعبه و به آیین ابراهیم (علیه السلام) نماز می گزاردند و او را کسی می داند که اگر تمام گناهکاران روی زمین را شفاعت کند خداوند می پذیرد. امام سجاد (علیه السلام) در پاسخ کسی که از ایمان ابوطالب سؤال می کرد فرمود: چقدر جای تعجب است خداوند رسولش را نهی کرده که زن مسلمانی در نکاح کافری باشد، فاطمه بنت اسد از زنانی است که در اسلام بر دیگران سبقت گرفته است در حالی که تا آخر عمر ابوطالب، همسر او بود. امام باقر (علیه السلام) ایمان ابوطالب را از ایمان بسیاری از مردم برتر می داند و نقل می کند که علی (علیه السلام) دستور می داد به نیابت وی حج به جا آورند امام کاظم (علیه السلام) ابوطالب را از اوصیاء انبیاء پیشین می داند که به نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) شهادت داد و در روز وفات وصایا را به او تحویل داد. دلایل منکران ایمان ابوطالب ← دلیل اول به نقل از بخاری و طبقات ابن سعد سعید بن مسیب از پدرش روایت می کند: پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از ابوطالب هنگام وفاتش خواست کلمه لا إله إلاّ اللّه را بگوید تا نزد خداوند برای او احتجاج کند، ابوجهل و عبداللّه بن امیه به ابوطالب گفتند آیا می خواهی از ملت عبدالمطلب بازگردی؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) جمله خود و آن دو نیز حرفشان را تکرار کردند و آخرین کلمه ابوطالب این بود: بر ملّت و آیین عبدالمطلب. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود به خدا سوگند بر تو استغفار می کنم تا زمانی که نهی شوم، در این هنگام آیه نازل شد: (ما کانَ لِلنّبی وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکینَ وَلَوْ کانُوا أُولی قُربی مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ انّهُمْ أَصحابُ الجَحیم)؛ بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده اند سزاوار نیست که برای مشرکان ـ پس از آن که برای شان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند ـ طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوند آنان باشند. در پاسخ گفته شده سعید بن مسیّب معروف به دشمنی با علی (علیه السلام) است و قولش در حق پدر آن حضرت حجت نیست. از طرف دیگر در شأن نزول آیه مزبور سه نقل دیگر وجود دارد از جمله این که بزرگان اهل سنت همچون طیالسی، ابن ابوشیبه، احمد، ترمذی، نسائی، ابن جریر، حاکم، بیهقی و زمخشری به سند صحیح از امام علی (علیه السلام) روایت کرده اند که وقتی شنیدم مردی برای پدر و مادر مشرکش استغفار می کرد آن را به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) عرض کردم و این آیه نازل شد. ، علاوه بر این آیه مزبور در سوره توبه یعنی آخرین سوره ای که در مدینه بر پیامبر نازل شد، آمده است حال چگونه ممکن است خداوند اجازه دهد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بیش از ده سال بر ابوطالب استغفار و ترحم کند و پس از این همه مدت، او را نهی کند و و این در حالی است که مدّت ها قبل از آن در جریان غزوه بنی المصطلق با نزول آیه ۶ سوره منافقون ، بی اثر بودن استغفار برای مشرکان بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آشکار گردیده بود و در آیه ۲۲ مجادله از دوستی و مودت مشرکان نهی کرده بود . و اگر از همه این موارد صرف نظر کنیم و حدیث ابن مسیّب را بپذیریم سخن ابوطالب (علی ملّة عبد المطلب) دلالت بر کفر ندارد، زیرا پدر و اجداد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همگی مؤمن بوده اند و مقصود ابوطالب همان کلمه توحید بوده که در برابر ابوجهل توریه و تقیه کرده است. ← دلیل دوم مسلم و بخاری الغدیر، ج۸، ص ۱۰. و عده دیگری آیه ۵۶ سوره قصص: (إِنّکَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلکنّ اللّه یَهْدی مَنْ یَشاء وَهُوَ أَعْلَم بِالْمُهتَدین)؛ در حقیقت تو هر که را دوست داری نمی توانی راهنمایی کنی، لیکن خدا است که هر که را بخواهد راهنمایی می کند و او به راه یافتگان داناتر است. را نیز مربوط به ابوطالب دانسته اند که در وقت مرگ، بنی هاشم را جمع کرده و آنها را امر به اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) کرد تا رستگار شوند و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای عمو آنها را نصیحت می کنی و خود را رها می کنی، امّا ابوطالب گفت نمی توانم از دین پدر و اجدادم دست بردارم. در پاسخ این استدلال گفته شده که شأن نزول دیگری برای این آیه نقل شده و آن مربوط به جنگ احد است که وقتی دندان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) شکسته و صورتش با شمشیر شکافته می شود برای هدایت قومش دعا می کند که این آیه نازل می شود. علاوه بر این که از نوع گزارش مسلم و بخاری برمی آید این آیه و آیه قبلی هر دو در وقت مرگ ابوطالب نازل شده و این در حالی است که این دو آیه با فاصله حدود ده سال، اوّلی در مکه و دومی در مدینه نازل شده است و بر فرض صحت حدیث، آیه دلالت بر عدم ایمان ابوطالب ندارد، بلکه نشان می دهد ایمان ابوطالب به اراده مستقل پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نیست بلکه به خواست خداوند است، و سخن ابوطالب (علی ملّة عبدالمطلب) نیز چنان که ذیل آیه قبل گفته شد توریه بوده و اشاره به کلمه توحید و دین حق است. ← دلیل سوم حبیب بن ابوثابت از فردی که از ابن عباس شنیده نقل می کند که ابن عباس گفت آیه: (وَهُمْ یَنْهَونَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ یُهْلِکُونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَما یَشْعُرُون) «و آنان مردم را از آن باز می دارند و خود نیز از آن دوری می کنند ولی جز خویشتن را به هلاکت نمی افکنند و نمی دانند» ،در حقّ ابوطالب نازل شد که مردم را از اذیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نهی می کرد ولی خود داخل در اسلام نمی شد. و این حدیث از چند جهت ضعیف است، اوّل به دلیل مرسل بودن آن، دوم عدم وثاقت حبیب ابن ابوثابت چنان که ابن حبان او را مدلس خوانده و منفرد بودن وی در نقل این حدیث، سوم: طبری به چند طریق به نقل از ابن عباس آیه را در شأن مشرکانی دانسته اند که مردم را از ایمان به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بازداشته و خود نیز به او ایمان نمی آوردند، چهارم: با توجه به سیاق آیه، ضمایر جمع در آن به مشرکانی برمی گردد که در آیه قبل ذکر شده و صفات آنها به هیچ وجه بر ابوطالب صدق نمی کند. ← دلیل چهارم به نقل از ابوسعید خدری، شخصی نزد پیامبر از ابوطالب یاد کرد، آن حضرت فرمود: امید است که شفاعت من در روز قیامت برای او سودمند باشد، در میان آبی جوشیده از آتش قرار می گیرد که تا دو کعب او می رسد و از آنجا تا مغز او را می جوشاند... این حدیث به خاطر اشخاصی همچون سفیان ثوری، عبدالملک بن عمیر لخمی کوفی و عبد العزیز دراودی . که در سلسله سند قرار دارند از نظر سند ضعیف است و بغض و دشمنی مغیرة بن شعبه که حدیث را از او نقل می کنند نسبت به بنی هاشم و بخصوص علی (علیه السلام) معروف است به علاوه این که اگر ابوطالب مشرک بوده چگونه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم طبق این حدیث امید شفاعت او را داشته است؟! و امام باقر (علیه السلام) در پاسخ سؤال از حدیث یاد شده فرمود: اگر ایمان ابوطالب در کفّه ای از ترازو و ایمان این مردم در کفّه ای دیگر قرار گیرد هر آینه ایمان او ترجیح خواهد یافت.
ایمان ابوطالب از مباحث اختلافی تاریخی - کلامی بین شیعیان و اهل سنت است. بنابر برخی روایات اهل سنت، ابوطالب عموی پیامبر اکرم(ص) و پدر امام علی(ع) به دین اسلام ایمان نیاورده و مشرک از دنیا رفته است. بدین رو اهل سنت، منکر ایمان ابوطالب اند. شیعیان با توجه به روایات اهل بیت(ع) و برخی قراین کلامی و تاریخی اجماع دارند که ابوطالب به رسول الله(ص) ایمان داشت.
مخالفان ایمان ابوطالب، به روایاتی که از طریق اهل سنت روایت شده، استناد کرده اند که برخی از این روایات در تفسیر آیات قرآنی است. متکلمان و عالمان دینی شیعه به این روایات پاسخ داده اند.
سعید بن مسیب از پدرش نقل کرده که ابوطالب در حال احتضار درخواست پیامبر(ص) برای گفتن «لا اله الا الله» را نپذیرفت و بر آیین پدر و اجدادش درگذشت و پیامبر(ص) فرمود: «به خدا سوگند برای تو طلب آمرزش می کنم تا نهی شوم.» آن گاه آیه ۱۱۳ سوره توبه نازل شد که «بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده اند سزاوار نیست برای مشرکان استغفار کنند هر چند از خویشان آنان باشند.»
کتاب«إیمان أبی طالب»، نوشته شیخ مفید، ابو عبد الله، محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی(336 - 413ق)، به زبان عربی و در موضوع اثبات ایمان ابو طالب به حضرت رسول خدا(ص) است.
کتاب، فاقد باب بندی و فصل بندی است.
دشمنان حضرت علی(ع) برای زیر سؤال بردن شخصیت آن حضرت، ایمان ابو طالب را انکار کرده اند در حالی که ابو طالب، اول یاور و حامی پیامبر اسلام بود؛ شخصیتی که تا آخر عمر، در حمایت و دفاع از حضرت رسول خدا(ص) از هیچ کوششی دریغ نکرد؛ کسی که رسول خدا(ص) در باره ایشان می فرماید: «ای عمو جان! تو در دوران کودکی مرا تربیت و نگه داری کردی و در دوران بزرگی نیز مرا پناه دادی و یاری کردی، خداوند به تو جزای خیر دهد»، سپس رو به مردم کرده و فرمود: «ای مردم! به خدا قسم در روز قیامت برای عمویم چنان شفاعتی نمایم که جن و انس از آن شگفت زده شوند».
شیخ مفید، این کتاب را به سبک دیگر تألیفات کلامی خود نگاشته است.
وی، با استدلال به آیات قرآن و روایات پیامبر و ائمه معصومین(ص)، هم چنین با استدلال های عقلی و با استناد به اشعار ابو طالب در مدح و ستایش پیامبر اسلام و عمل کرد وی در دفاع و حمایت از پیامبر، به معرفی شخصیت و ایمان ابو طالب پرداخته است.
ایمان ابی طالب اثر سید شمس الدین، فخار بن معد موسوی از علمای قرن ششم و هفتم هجری است.
همچنان که از نامش پیداست در اثبات ایمان ابو طالب ، پدر بزرگوار حضرت علی علیه السّلام تالیف شده است. البته نام اصلی کتاب «الحجة علی الذاهب الی تکفیر ابی طالب» است. شیخ آقا بزرگ تهرانی نام «حجة الذاهب الی ایمان ابی طالب» و «الرد علی الذاهب الی کفر ابی طالب» را نیز برای کتاب آورده است. در نتیجه «ایمان ابی طالب» نام اصلی کتاب نیست و این نام را « سید محمد بحر العلوم » که کار تحقیق کتاب را به عهده داشته برای کتاب انتخاب کرده تا بنا بر آنچه در مقدمه آمده، نام کتاب کوتاه و زیبا باشد و در اولین نظر بیننده را جلب نماید.
گزارش محتوا
مولف استدلالهای متقن و قوی در طول کتاب طوری ایمان ابوطالب را اثبات کرده که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نماند و نه تنها اجماع مسلم علمای شیعه را بر این مطلب اثبات می کند، بلکه بسیاری از اهل سنت را هم که قائل به این مطلب بوده اند به عنوان مؤید شیعه ذکر می نماید. کتاب دارای یک مقدمه و ده فصل و یک خاتمه است:
← مقدمه
تحقیق کتاب در چاپ حاضر به عهده سید محمد بحر العلوم بوده که با زحمتی فراوان برای راویان و علمایی که در متن آمده اند شرح حال تهیه نموده، که چند صد ترجمه کوتاه و بلند جمع آوری شده است. احادیث و آیات را نیز از مصادر استخراج نموده و آدرس داده است. فهرستهایی هم در پایان کتاب آمده از جمله: فهرست مطالب، فهرست ترجمه افرادی که در پاورقی آمده اند، فهرست اعلام و تحقیق.
نسخه های کتاب
إیمانُ أبی طالب، کتابی کلامی به زبان عربی، نوشته شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ هجری) درباره زندگانی ابوطالب و اثبات ایمان وی به رسول خدا(ص). شیخ مفید در این کتاب با استدلالات عقلی و نقلی به بررسی ایمان ابوطالب، پدر حضرت علی(ع) پرداخته و به حمایت او از پیامبر اکرم(ص) اشاره دارد. مؤلف در اثبات ایمان ابوطالب، اشعار فراوان او را در مدح پیامبر اسلام(ص) آورده است.
شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، در سال ۳۳۶ قمری در حوالی بغداد زاده شد. ابن ندیم در فن دوم از مقاله پنجم «الفهرست » که درباره متکلمان شیعه بحث می کند، از او به عنوان «ابن المعلم» یاد کرده و او را ستایش می کند.
در حالی که دشمنان حضرت علی(ع) برای زیر سؤال بردن شخصیت ایشان، ایمان ابوطالب را انکار کرده اند، بنا بر نقل مورخان شیعه، ابوطالب اولین یاور و حامی پیامبر اسلام بود. او تا آخر عمر در حمایت و دفاع از رسول خدا(ص) از هیچ کوششی دریغ نکرد. به همین دلیل شیخ مفید این کتاب را در معرفی و حمایت از او نگاشت. برخی دیگر از عالمان شیعه و سنی نیز در این باره کتاب هایی نگاشته اند.
برخی از احبار به قرآن و دیگر کتاب های آسمانی ایمان داشتند.
ایمان داشتن برخی عالمان ژرف نگر یهود به قرآن و دیگر کتاب های آسمانی: لکن الرسخون فی العلم منهم والمؤمنون یؤمنون بمآ انزل الیک ومآ انزل من قبلک.... با توجه به سیاق آیات قبل، این آیه درباره عالمان یهود است.
براساس ظاهر آیات، اصحاب کهف جوانانی بودند که به خدا ایمان آوردند و خداوند نیز بر هدایتشان افزود: «انَّهُم فِتیَةٌ ءامَنوا بِرَبّهِم وزِدنهُم هُدًی». «فتیه» جمع «فتا» به معنای جوان است. براساس برخی روایات، آنان سالمندانی با ایمان بودند و واژه «فتیه» کنایه از جوانمردی آنان است.
در قرآن به ایمان اصحاب کهف به ربوبیت پروردگار اشاره شده است همچنانکه می فرماید:اذ اوی الفتیة الی الکهف فقالوا ربنآ... (آنگاه که جوانان به سوی غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان). .. انهم فتیة ءامنوا بربهم...(ما خبرشان را بر تو درست حکایت می کنیم آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم). و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السمـوت والارض...(و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه که به قصد مخالفت با شرک برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمان ها و زمین است جز او هرگز معبودی را نخواهیم خواند که در این صورت قطعا ناصواب گفته ایم). وکذلک بعثنـهم لیتسآءلوا بینهم قال قآئل منهم کم لبثتم... قالوا ربکم اعلم بما لبثتم..(و این چنین بیدارشان کردیم تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند گوینده ای از آنان گفت چقدر مانده اید گفتند روزی یا پاره ای از روز را مانده ایم سرانجام گفتند پروردگارتان به آنچه مانده اید داناتر است اینک یکی از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید تا ببیند کدام یک از غذاهای آن پاکیزه تر است و از آن غذایی برایتان بیاورد و باید زیرکی به خرج دهد و هیچ کس را از حال شما آگاه نگرداند).
برخورداری از مراتب ایمان
برخورداری اصحاب کهف از مراتب عالی ایمان یکی دیگر از مواردی است که در قرآن به آن اشاره شده است:نحن نقص علیک نباهم بالحق انهم فتیة ءامنوا بربهم وزدنـهم هدی (ما خبرشان را بر تو درست حکایت می کنیم آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم).
← دیدگاه آیت الله مکارم
پناه گرفتن اصحاب در غار جهت حفظ ایمان شان بود همانطور که در قرآن می فرماید:اذ اوی الفتیة الی الکهف...(آنگاه که جوانان به سوی غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان). .. انهم فتیة ءامنوا بربهم..(ما خبرشان را بر تو درست حکایت می کنیم آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایت شان افزودیم).
← دیدگاه علامه طباطبایی
...
موضوع ایمان دارای بحث هایی زیادی است که در این مقاله به بحث آثار ایمان پرداخته می شود.
از قرآن و سنّت و نیز تجربه انسانی دریافته می شود که ایمان دینی دستاوردهای زیادی دارد.می توان این دستاوردها را در نگاهی کلّی به دو گروه تقسیم کرد: دنیوی، اخروی.دستاوردهای دنیوی نیز در دو بخش فردی و اجتماعی شایان بحث و بررسی اند.
دستاوردهای دنیوی و فردی
...
درباره این که ایمان دینی بر چه پایه یا پایه هایی بنا می شود، متکلمان شیعه چند نظریه مطرح ساخته اند، که به برخی از آنها در این مبحث اشاره شده است.
 ۱. ↑ تمهید الاصول، ص۲۹۳.۲. ↑ ضمیمه تفسیر ابوالفتوح رازی، ص۱۱.۳. ↑ نثر طوبی فی الفاظ القرآن، ص۴۲.۴. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۴.    
فرهنگ شیعه، برگرفته از مقاله«ارکان ایمان».    
...
این صفحه مدخلی از فرهنگ شیعه است
در این باره که ایمان دینی بر چه پایه یا پایه هایی بنا می شود، متکلّمان شیعه چند نظریّه مطرح ساخته اند. برخی بر آن اند که ایمان تنها یک رکن دارد و آن، همان باور قلبی است. بنابراین نظرگاه، ایمان، تصدیق به قلب است و اقرار زبان و عمل به ارکان در حقّق آن نقشی ندارند.
امّا برخی متکلّمان شیعه ایمان را دارای دو رکن دانسته اند: باور قلبی و اقرار زبانی. اینان معتقدند که ایمان، عبارت از تصدیق به قلب و زبان است و تصدیق قلبی هر چند لازم است، کافی نیست؛ زیرا خداوند فرموده است: «با این که (فرعونیان ) در دل یقین داشتند، از روی کبر و ستم آن را انکار کردند».
اقرار زبانی نیز به تنهایی کافی نیست؛ زیرا خداوند فرموده است: «اعراب گفتند: ایمان آوردیم. به آنان بگو: ایمان نیاورده اید؛ بلکه بگویید اسلام آورده ایم».
این کسان به زبان بر یگانگی خدا و نبوت و معاد گواهی می دادند؛ ولی خداوند با صراحت، آنان را بی ایمان می خواند. پس می توان دریافت که ایمان بر دو پایه باور و اقرار بنا شده است و هیچ یک به تنهایی کافی نیست.
در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است که ایمان بر چهار رکن استوار است: صبر و یقین و عدل و جهاد. (اصول کافی، 3/83) برخی متکلمان نیز پنج رکن برای ایمان برشمرده اند: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد.
برخی دیگر بر آن اند که ایمان افزون بر باور، اقرار و عمل رکنی دیگر نیز دارد و آن عبارت است از تبلیغ و نشر آیین حق و اقامه دلیل بر مبانی دین و زدودن شک و تردید از قلب بندگان. از مجموع آیات، روایات و نیز دیدگاه های دانشمندان شیعه برمی آید که ایمان سه پایه دارد: باور قلبی، اقرار زبانی و عمل به ارکان بدنی.
با در نظر گرفتن ایمان و تعریف آن می توان گفت که اهل ایمان کسانی هستند که ایمان صحیحیی به عقائد اسلامی داشته و در عمل نیز از فرامین الهی کوتاهی نمی کنند. به همین دلیل تمام فرق می توانند خود را اهل ایمان بدانند و دیگران را مستحق این تعریف نداند. اکنون به شرحی از روایات می پردازیم تا معلوم شود که اهل ایمان و مومن برای حامیان کدام مذهب بیان شده است.
در بسیاری از روایات به این مساله تصریح شده که اسلام بر اموری از اعتقادات پایه گذاری شده و هر کس به آن امور پایبند باشد مسلمان است و از جرگه کافران و مشرکین خارج می شود. بطور کلی این مطلب شعار اسلام نیز شده است و آن چیزی جز شهادت به الوهیت خداوند و همچنین شهادت به رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیست و شیعه و سنی بر این مطلب اتفاق نظر دارند. البته اگر انکار اعتقادی منجر به انکار این دو اصل شود نیز موجب کفر است. اما همانطور که گفتیم بین اسلام و ایمان فرقهائی وجود دارد و ایمان مرتبه ای برتر از اسلام است. چنانکه خداوند می فرماید:قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ان الله غفور رحیم. اعراب گفتند ما ایمان آوردیم، بگو ایمان نیاوردید؛ بلکه بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دلهای ایشان نفوذ نکرده..
فرق اسلام و ایمان
در روایات بسیاری از ولایت و اسلام سخن به میان آمده است و برتری ایمان از اسلام در آن کاملا واضح است. معصومین (علیه السّلام) با توضیح و تعیین مصداق این واژه به تبیین مسائل ایمان پرداخته اند. در اندیشه دینی ایمان منحصر در اعتقادات و یا شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیست؛ بلکه مسلمین اگر به عقاید و شریعت پایبند باشند و التزام عملی خود را نشان دهند در زمره مومنین واقع خواهند شد. اما مطلب مهم این است که بدانیم زمان در شناخت کمیت و کیفیت دائره ایمان تاثیرگذار است. چنانکه روزی (اوائل بعثت ) فقط شهادتین مصداق ایمان بود ولی در زمان اکمال دین اعتقاد به ولایت علی (علیه السّلام) نیز اضافه شد و به همین صورت اعمال در دوره ای جزء ایمان نبود ولی بعد از ابلاغ شریعت می تواند موثر در ایمان باشد. همچنین اسلام نیز بعد از تبلیغ شریعت از مرتبه شهادتین فراتر رفت؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: اسلام به ظاهر اقوال و اعمالی که مردم طبق آن عمل می کنند تعریف شده مانند شهادتین و اقامه نماز و پرداخت زکات و حج خانه خدا و روزه ماه رمضان . اکنون باید به دنبال عوامل موثر در اسلام و ایمان بود تا به مفهوم حقیقی این دو مفهوم دینی دست یابیم.
ارکان اصلی اسلام
ما در اسناد دینی بعد از اینکه راه ورود به اسلام را شناختیم به مبانی مهم و یا ارکان و اصول تاثیرگذار در اسلام آشنا می شویم. در این مرحله وظائف اعتقادی و عملی یک مسلمان واقعی بیان شده است. واضح است که اسلام بعد از تبلیغ احکام و شرح مسائل اعتقادی، بر مبانی و اصولی استوار می شود که باید آنها را شناخت. عناصر و پایه های اصلی اسلام عبارتند از:۱. نماز۲. زکات۳. حج۴. روزه۵. ولایت اهل بیت (علیه السّلام) ولایت در بین این امور از اهمیت بیشتری برخوردار است و به عنوان راهنما و کلید امور دیگر بیان شده است. همچنانکه در این امور غیر از ولایت رخصت ترک عمل در شرائط خاصی داده شده؛ ولی اجازه برای عدم پذیرش ولایت وجود ندارد و این مطلب از اهمیت ولایت حکایت می کند. در برخی روایات این امور را به همراه شهادتین به عنوان دین خدا و نیز حدود ایمان معرفی نموده اند. پس مسلمانی که به ارکان اصلی اسلام پایبند باشد، مومن و دین دار واقعی است. همانطور که دانستیم ولایت اهل بیت (علیه السّلام) از ارکان اسلام معرفی شده ولی به عنوان عامل حاصل کننده اسلام و یا ظاهر دینی معرفی نشده؛ بنابراین فرق بین اسلام و ایمان در پذیرش ولایت اهل بیت (علیه السّلام) می باشد.
ولایت ملاک ایمان
...
در خود قرآن کریم، آیات متعددی مردم را به ایمان و باور و اعتقاد، دعوت نموده و مثل حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) را به ایمان توصیف نموده و مؤمنان را به ایمان به خدا و ملائکه و پیامبران و کتاب های آسمانی ستوده است و اوصاف مؤمنین را بیان نموده است.
در ساختار اخلاق اسلامی، ایمان به عنوان عالی ترین صفت نفسانی هدایت گر مورد تاکید فراوان واقع شده و به همین دلیل تحصیل مبادی و مقدمات آن همانند علم و یقین نیز به شدت مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است و ابزارها و راه هایی که می تواند آدمی را به این صفات نفسانی ارزشمند برساند، همانند تفّکر و خواطر و الهامات پسندیده، جایگاه ویژه ای در نظام اخلاقی اسلام دارند. در مقابل صفات نفسانی معارض و مانع پیدایش ایمان در آدمی، از قبیل «جهل» اعم از بسیط و مرکب، «شک و حیرت»، «جُربزه» و «خاطرات نفسانی نکوهیده» و «وسوسه های شیطانی» همواره مورد مذمّت و نهی واقع شده اند.
خلاصه ای از حقیقت ایمان
در باب حقیقت ایمان و شرایط آن از دیرباز گفت وگوهای دامنه داری در میان پیروان مکاتب الهی ـ به ویژه متکلمان مسلمان - صورت گرفته است. در قرآن کریم و روایات که دو منبع اصلی اخلاق اسلامی اند، در بیان اهمیت و جایگاه ایمان گفته های فراوانی وجود دارد که خلاصه ای از آن در زیر می آید.
← ارزش ایمان
 ۱. ↑ جوادی، محسن، نظریه ایمان در عرصه کلام و قرآن، ص۱۹-۱۸۰.۲. ↑ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۵۳۱، ح ۱۱۶۲.    
...
از قرآن و سنت و نیز تجربه انسانی دریافته می شود که ایمان دینی دستاوردهایی دارد. می توان این دستاوردها را در نگاهی کلّی به دو گروه تقسیم کرد: دنیوی، اخروی.در اینجا ابتدا به دستاوردهای دنیوی و فردی ایمان می پردازیم و در ادامه دستاوردهای اخروی ایمان را می آوریم.دستاوردهای دنیوی نیز در دو بخش فردی و اجتماعی شایان بررسی اند.
برای ایمان، دستاوردهای دنیوی و فردی بسیاری ذکر کردند که در این مقال به برخی از آنها اشاره می شود.
← آرامش و طمأنینه
در آیات و روایات برای ایمان دستاوردهای اجتماعی و دینی بسیاری بیان شده که در اینجا بعضی از آنها را می آوریم.
← آرامش اجتماعی
آیات و روایات پرشماری درباره دستاوردهای اخروی ایمان آمده که به بعضی از آنها اشاره می شود.
← آمرزش
...
مفهوم عمیق ایمان و پاره ای مفاهیم بنیادی دیگر در قرآن مثل عمل، یقین و اسلام و شرک وجود دارد.
پیوندهای نسبتاً تنگاتنگی بین مفهوم ایمان و پاره ای مفاهیم بنیادی دیگر در قرآن، موجب شده که فهم معنای آن بدون بررسی این روابط امکان پذیر نباشد.
← رابطه ایمان و شناخت
 ۱. ↑ المنطق، ص ۱۳.    
مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «رگرفته از مقاله ایمان».    
...
سرمایه ایمان کتابی است، فارسی در علم کلام و اصول اعتقادات که به قلم دانشمند و حکیم محقق ملاعبدالرزاق بن علی بن الحسین اللاهیجی القمی، از شاگردان ملاصدرا نگاشته شده است.
این کتاب؛ مشتمل بر مقدمه ای در بیان برخی اصطلاحات منطقی نظیر تصور، قضیه، تناقض، عکس قضیه، بدیهی و غیر بدیهی، تعریف، قیاس و انواع و نیز پنج باب در بیان اصول عقائد شیعی است.
باب اول، به توحید اختصاص یافته و مشتمل بر ده فصل است که طی این فصول به بیان معنای وجود و عدم و ماهیت و تقسیم مفهوم به واجب و ممکن و ممتنع، معنای موجود بودن واجب، به ذات خود و موجود بودن ممکن به علتی غیر ذات خود و بیان این که واجب الوجود ماهیتی جز وجود ندارد(ماهیته انیته)، بعضی از خواص واجب الوجود، برخی حالات علل و امتناع دور و تسلسل و...، معنای حدوث و قدم، سبب احتیاج ممکن به علت و نفی اولویت ذاتیه، اثبات واجب الوجود، نفی شریک از واجب الوجود و صفات واجب الوجود پرداخته شده است.
باب دوم، به عدل اختصاص داده شده و مشتمل بر هشت فصل است که طی آنها به بیان حسن و قبح افعال، نفی شرور و قبائح از خداوند، مساله خلق اعمال و نیز دفع شبهه جبر، دفع شبهه شر، بیان مساله قضا و قدر، حکمت خداوند، حسن تکلیف، وجوب لطف و نیز وجوب انجام فعل اصلح بر خداوند پرداخته شده است.
باب سوم، به نبوت اختصاص یافته و پنج فصل را در برمی گیرد. مؤلف ضمن این فصول به بیان حسن بعثت انبیا و نیز وجوب عقلی آن، وجوب عصمت انبیاء، راه های شناخت صدق مدعی نبوت، نبوت خاصه و همچنین برتری پیامبران بر فرشتگان می پردازد.
مراد از عوامل ایمان چیزهایی است که در انسان، ایمان می‏آفرینند و مایه بالندگی و شکوفایی آن‏اند
مهم‏ترین عوامل ایمان عبارت‏اند از:

← تفکّر در هستی
 ۱. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۰-۱۹۱.    
پژوهشکده تحقیقات اسلامی، فرهنگ شیعه، ص ۳۴۵-۳۴۷، انتشارات زمزم هدایت.    
...
قرآن کریم برای ایمان فواید بسیاری برشمرده است.
قرآن کریم برای ایمان فواید بسیاری برشمرده است. ایمان به خدا و رسول در کنار جهاد در راه خدا، سرمایه رستگاری و رهایی از عذاب دردناک دوزخ و موجب آمرزش گناهان و وارد شدن به بهشت است:«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا هَل اَدُلُّکُم عَلی تِجرَة تُنجیکُم مِن عَذاب اَلیم • تُؤمِنونَ بِاللّهِ ورَسولِهِ وتُجهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکُم واَنفُسِکُم... • یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم ویُدخِلکُم جَنّت». ایمان موجب هدایت به راه مستقیم می شود و انسان را از رحمت الهی بهره مند ساخته، نورانیتی را در روز قیامت نصیب وی می کند:«یَومَ تَرَی المُؤمِنینَ والمُؤمِنتِ یَسعی نورُهُم بَینَ اَیدیهِم و بِاَیمنِهِم...» که منافقان را به غبطه وا می دارد همچنین مؤمنان نسبت به پذیرش اعمال خود از سوی خداوند بدون کم و کاست اطمینان و آرامش دارند و از این جهت هراس و ناراحتی به خود راه نمی دهند:«اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا و عَمِلواالصّلِحتِ واَقاموا الصَّلوةَ وءاتَوُا الزَّکوةَ لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ولا خَوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنون». سرانجام ایشان نیز بهشتی جاودان و رضوان الهی است:«وعَدَ اللّهُ المُؤمِنینَ والمُؤمِنتِ جَنّت تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهرُ خلِدینَ فیها و مَسکِنَ طَیِّبَةً فی جَنّتِ عَدن ورِضونٌ مِنَ اللّهِ اَکبَرُ ذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیم». رضوان، خشنودی و رضای خداوند از بنده مؤمن است و چنان شادی و سروری را در قلب مؤمن پدید می آورد که از بهشت برتر است. برخی گفته اند: چون رضای الهی سبب بهره مندی از نعمتهای اخروی می شود، برتر از بهشت معرفی شده است؛ ولی به نظر می رسد چون قرآن به عبودیتی فرا می خواند که از محبت به خداوند جوشش یابد و به طمع بهشت یا ترس از دوزخ نباشد، برترین سعادت و رستگاری برای مؤمن حقیقی کسب خشنودی و رضایت محبوب خود خواهد بود.
← ایمان موجبنزول برکات آسمانی و زمینی
 ۱. ↑ صف/سوره۶۱، آیه۱۰-۱۲.    
مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «رگرفته از مقاله ایمان».    
...
متعلَّق ایمان به مراتب آن بستگی دارد و این با مبانی شیعه و معتزله که ایمان را دارای مراتب و قابل زیادت و نقصان می شمرند، هماهنگی دارد.
برخی از معاصران بر این عقیده اند که متعلَّق ایمان بیش تر به مراتب آن بستگی دارد و با توجه به این که ایمان دارای مراتب گوناگونی است به طور کلی و یکسان نمی توان به بیان متعلق آن پرداخته، محدوده آن را تعیین کرد، بلکه در برابر هر مرتبه از ایمان، متعلقی برای آن قابل شناسایی است. این نظر با مبانی شیعه و معتزله که ایمان را دارای مراتب و قابل زیادت و نقصان می شمرند، هماهنگی دارد. آیاتی نیز بر کاهش و افزایش ایمان دلالت دارد که می تواند در تأیید این سخن مورد استفاده قرار گیرد. همچنین گاه از ایمان به اعتباری شرعی یاد می شود که اساس آن اذعان و علم است؛ اما تحقق این اذعان و علم در افراد، گوناگون است؛ در یکی به صورت طمأنینه و در دیگری به شکل عین الیقین و به همین شکل در هرکسی به گونه ای ظهور می کند ، بنابراین ایمان حقایق متعددی را دربرمی گیرد که شارع همگی آن ها را تحت عنوان ایمان خوانده است. صرف نظر از این بحث که آیا ایمان دارای مراتبی است و در این صورت، متعلق هر مرتبه چه خواهد بود، در آیات قرآن به مواردی اشاره شده که ایمان به آن ها لازم و ضروری است و جامع همه آنها، ایمان به غیب است:«اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ ویُقیمونَ الصَّلوة...». به هر آنچه از حواس بشری پنهان است و پیامبران از آن خبر داده اند غیب گفته می شود و ایمان به غیب شامل ایمان به خدا ، فرشتگان، پیامبران، قیامت ، بهشت و جهنم و... می شود. البته گاه غیب به موارد خاصی چون خداوند ، قرآن ، قیام حضرت مهدی (عج) و... تأویل برده شده که اشاره به برخی مصادیق غیب دارد.
← مصادیق غیب در قرآن
 ۱. ↑ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۵۹ -۲۶۲.    
مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «رگرفته از مقاله ایمان».    
...


ایمان در دانشنامه ویکی پدیا

ایمان
ایمان در تعریف برون دینی، باوری استوار و مستقل از خرد یا تجربه، به نوعی ایده است. معمولاً این ایده نوعی دین، و مجموعه ای از ایده های کلی و جزئی است.
ایمان وجه ایدئولوژیک دین اسلام است که بدون آن پذیرفتن افسانه های مذهبی و آیات کتاب مقدس و اصول کلی دیگر ناممکن است.
ایمان در قرآن: ایمان به خدا، فرشتگان، پیامبران، کتب آسمانی، روز آخرت و بازگشت به سوی او.یَا أَیّهَا الّذِینَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الّذِی نَزّلَ عَلَی رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الّذِیَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن یَکْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلّ ضَلاَلاً بَعِیدًا (سوره النسا آیه ۱۳۶)
ایمان دینی بر اساس این باور بنا شده که انسان قادر به درک نیکی از بدی نیست و نیاز به راهنمایی از آسمانها و تعیین پاداش و عذاب برای اعمال خود دارد!
«ایمان» (به انگلیسی: Faith) یک آلبوم از جرج مایکل است که در سال ۱۹۸۷ میلادی منتشر شد.
«I Want Your Sex»
پخش: ۱ ژوئن ۱۹۸۷
«Faith»
پخش: ۱۲ اکتبر ۱۹۸۷
«Father Figure»
پخش: ۲ ژانویه ۱۹۸۸
«One More Try»
پخش: ۱۱ آوریل ۱۹۸۸
«Monkey»
پخش: ۳ ژوئیه ۱۹۸۸
«Kissing a Fool»
پخش: ۲۱ نوامبر ۱۹۸۸
ایمان (به انگلیسی: Faith) به معنی باور عمیق یا اعتقاد است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
ایمان (ترانه سلین دیون)
ایمان (آلبوم جرج مایکل)
ایمان (جوانرود)، روستایی در کرمانشاه
ایمان (فیلم)
«ایمان» تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا جرج مایکل است که در سال ۱۹۸۷ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم ایمان قرار داشت.
« ایمان» (به انگلیسی: Faith) تک آهنگی از هنرمند اهل کانادا سلین دیون است که در ۲۷ اکتبر ۲۰۰۳ (۲۰۰۳-10-۲۷) منتشر شد.
ایمان (به کردی: ئێمان) روستایی از دهستان کلاشی از توابع بخش کلاشی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
ایمان (فیلم) فیلمی به کارگردانی مهدی رئیس فیروز و نویسندگی مهدی رئیس فیروز، رضا کریمی ساختهٔ سال ۱۳۴۶ است.
ایمان آباد ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
ایمان آباد سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.
ایمان آباد علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.
ایمان احمد عبدالعاطی (۹ سپتامبر ۱۹۸۰–۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷) سنگین وزن ترین زن زنده جهان و دومین زن سنگین وزن در جهان (بعد از کارول یگر) بود. وزن اولیه وی ۵۰۰ کیلوگرم ذکر شده.
ایمان احمدی (۱۱ فروردین ۱۳۶۷ در ساری) بازیکن فوتسال اهل ایران می باشد.
وی پیشینهٔ بازی در راه ساری ، فرش آرای مشهد را در کارنامهٔ ورزشی خود داراست.
ایمان اسفاری، (به انگلیسی: Ayman Asfari) (زاده ۸ ژوئیه ۱۹۵۸) کارآفرین، بازرگان و مدیر ارشد اجرایی بریتانیایی سوریه ای تبار (سوری تبار) است، که در حال حاضر به عنوان مدیر عامل اجرایی شرکت نفت و گاز پتروفاک فعالیت می کند.
ایمان افتخاری (زادهٔ ۱۳۵۸، گلپایگان) یک ریاضیدان ایرانی در زمینهٔ توپولوژی است. افتخاری دیپلم خود را از دبیرستان علامه حلی تهران کسب کرد و در سال ۱۳۷۶ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد و دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه پرینستون گذراند. در ادامه در مقطع پسادکتری در زمینهٔ توپولوژی ابعاد پایین و هندسهٔ شمارشی در دانشگاه هاروارد به کار پرداخته و همزمان به تدریس دروسی همانند سیستم های دینامیکی در دانشگاه هاروارد پرداخته است. وی در حال حاضر معاون دپارتمان ریاضی پژوهشگاه دانش های بنیادی است.
ایمان افشاریان (زاده ۱۳۵۳ در شیراز) بازیگر، کارگردان و نویسنده ایرانی سینما، تئاتر و تلویزیون است. وی برای کارگردانی نمایش «جنایت و مکافات» در سی و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر جایزه بهترین کارگردانی بخش بین الملل را به خود اختصاص داد و نمایش او در دو بخش بازیگری زن و طراحی لباس هم برگزیده شد.
ایمان آلبانی بازیگر سینما و تلویزیون اهل مراکش است. او همچنین به عنوان ملکهٔ زیبایی مراکش در سال ۲۰۰۶ نام گرفت. البانی به مصر مهاجرت کرد و ادامهٔ حرفه بازیگری را در سینمای مصر دنبال می کند. او همسر بازیگر ترکیه ای مراد ییلدریم است.
ایمان امیدواری چهره پرداز سینما و اهل کشور ایران است. وی به خاطر چهره پردازی فیلم زیر سقف دودی، برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.
ایمان باصفا (زاده ۱۳ بهمن ۱۳۷۰) بازیکن فوتبال اهل ایران است.
وی سابقه عضویت در تیم های شهرداری بندرعباس، مس سرچشمه، استیل آذین، شهرداری اراک، استقلال تهران و استقلال خوزستان را دارد.
ایمان بقاعی (۱۹۶۰م) پژوهشگر ادبی، ادیب و داستان نویس سوری است.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد مجموعه شعری از فروغ فرخزاد و شامل ۷ قطعه شعر است.
نخستین نسخهٔ این کتاب، هفت سال پس از درگذشت شاعر، توسط انتشارات مروارید در تهران در سال ۱۳۵۲ چاپ شد و با کد ۲۵۳۶٫۵۱۹–۸۰۳ در کتابخانهٔ ملی ایران ثبت شد.
ایمان بیک زاده یک بازیکن بسکتبال با ویلچر اهل ایران است.
«اسلام: امپراتوری ایمان» (انگلیسی: Islam: Empire of Faith) یک فیلم مستند سریالی (سه قسمتی) است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. راوی این مستند بن کینگزلی است. این فیلم به شرح تاریخ اسلام از تولد پیامبر اسلام تا امپراتوری عثمانی می پردازد.
امتحان ایمان (The Reaping) فیلمی در سبک ترسناک به کارگردانی استیون هاپکینز است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به هیلاری سوانک، دیوید موریسی، ادریس البا، آناسوفیا راب و استیون ری اشاره کرد.
امید و ایمان (به انگلیسی: Hope & Faith) نام یک سریال آمریکایی با سبک کمدی موقعیت است که پخش آن از تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۳ تا ۲ می ۲۰۰۶ در شبکهٔ تلویزیونی ای بی سی ادامه یافت.
نام کتابی از استاد مرتضی مطهری است که مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی است. ابتدای این کتاب مقایسه ای بین انسان و حیوان دارد و برتری انسان نسبت به حیوان را در دو چیز می خواند : علم و ایمان و این دو را مکمل هم می داند و نداشتن هر کدام را به نفصی برای انسان بیان می کند. در ادامه از ایمان های مذهبی می گوید و مزایای آن نسبت به دیگر ایمان ها مثل ایمان به پول و قدرت و.. بیان می کندو ضرورت داشتن یک ایدئولوژی معین و انواع ایدئولوژی ها را ذکر می کند و با هم مقایسه می کند و مکتب اسلام را به عنوان مکتبی همه جانبه و جامع تشریح می کند و در پایان منابع تفکر در اسلام را نام می برد.
اهورا ایمان،شاعر،ترانه سرای معاصر است. وی در این عرصه با افرادی همچون حمیدرضا حامی،محمد اصفهانی،بابک بیات،مجید اخشابی،ناصر عبداللهی،مانی رهنما،احسان خواجه امیری،فریدون شهبازیان و رضا صادقی همکاری داشته است. میم مثل مادر،معصومیت از دست رفته،وفا، سام و نرگس و خاستر و باد فیلم ها و سریال هایی هستند که ایمان ترانه سرایی برای تیتراژ آنها را بر عهده داشته است.
بهشت: ایمان فیلمی است در قالب درام از اولریش زایدل کارگردان اتریشی که درسال ۲۰۱۲ ساخته شده. این دومین فیلم از سه گانه بهشت می باشد. فیلم نامزد شیر طلایی شصت و نهمین جشنواره فیلم ونیز بود و برنده جایزه ویژه هیئت داوران شد. برنده جایزه طراحی صدا در بیست و ششمین جشنواره فیلم اروپایی شد.
پایان ایمان: مذهب، ترس و آیندهٔ خرد (به انگلیسی: The End of Faith: Religion, Terror, and the Future of Reason) کتابی ست نوشتهٔ سم هریس در خصوص دین سازمان یافته، تعارض بین ایمان مذهبی و اندیشهٔ منطقی و معضلات بردباری نسبت به بنیادگرایی مذهبی. هریس نوشتن کتاب را پس از حملات ۱۱ سپتامبر -که وی آن را غم و اندوه جمعی خوانده- آغاز کرد. این کتاب شامل نقدهای زیادی درباب تمام انواع اعتقادات مذهبی است.
پایان ایمان، برای بار اول در اوت ۲۰۰۴ منتشر شد و درسال ۲۰۰۵ جایزه پن / مارتا آلبراند PEN/Martha Albrand را گرفت.
«حفظ ایمان» (انگلیسی: Keeping the Faith) فیلمی آمریکایی در سبک کمدی رمانتیک و کمدی-درام به کارگردانی ادوارد نورتون است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.
شانل ایمان رابینسون (به انگلیسی: Chanel Iman Robinson) متولد اول دسامبر ۱۹۹۰، یک مدل آمریکایی می باشد. وی بیشتر به خاطر همکاری اش با کمپانی ویکتوریا سکرت شناخته شده است و پیشتر یکی از "فرشتۀ ویکتوریا" بود.
«The Rivers of Belief» یا «رودخانه های ایمان»، آهنگی خلق شده به وسیلهٔ پروژهٔ موسیقی انیگما در سال ۱۹۹۱ می باشد. «رودخانه های ایمان»، آخرین تک آهنگی از MCMXC aD بود که عرضه می شد. هم چنین این آهنگ در نسخهٔ اصلی آلبوم، آخرین ترانه بود و آلبوم را با جملهٔ «We'll rest in peace, on my rivers of belief» (یعنی: ما آرام خواهیم گرفت، روی رودخانه های ایمان من) به پایان می برد. به نظر می آید که مایکل کرتو، خالق انیگما در این آهنگ قصد داشته است به نوعی پیروز واقعی را در جنگ میان شهوانیت و ایمان، که اصلی ترین موضوع آلبوم MCMXC aD است، ایمان بیان کند.
قشلاق قره جالوحاجی ایمان یک روستا در ایران است که در استان اردبیل واقع شده است. قشلاق قره جالوحاجی ایمان ۱۴۵ نفر جمعیت دارد.
کریم ایمان (عربی: کریم علمی‎؛ زاده ۲۴ مهٔ ۱۹۷۳(1973-05-24)) یک تنیس باز اهل مراکش است.
کنگره ترویج ایمان جماعتی وابسته به کلیساها در رم باستان بودند که جزو مبلغین فعالیت های کلیسا بودند. آنها در حضور حضار در کلیسا برای مردم به تبلیغ آیین خود و اشاعه دین می پرداختند.
اصطلاح مدرن «تبلیغ» مشتق و بر گرفته از نام جماعت و رسالت آن در آن زمان است؛ این کلمه که به یک کلمه منفی تبدیل شده بود بعد از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ و پس از استفاده در کمپین های تبلیغاتی ناسیونالیستی مرسوم و بکار برده شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های ایمان

ایمان در تعریف برون دینی، باوری استوار و مستقل از خرد یا تجربه، به نوعی ایده است. معمولاً این ایده نوعی دین، و مجموعه ای از ایده های کلی و جزئی است.

ایمان در جدول کلمات

ایمان آوردن
گرویدن
ایمان قلبی
باور
ایمان قلبی | اعتماد
یقین
پاکی است و به فرموده حضرت محمد (ص) بخشی از ایمان به شمار میرود
نامه نگاری
ساخته رحمان رضایی با بازی حسام نواب صفوی | ایمان اشراقی | سولماز غنی
اتانازی
سریالی پر مخاطب بود از قاسم جعفری با بازی شهرام حقیقت دوست | پویا امینی | سروش گودرزی | ایمان اشراقی و شهرام عبدلی
خط قرمز
آلبوم ایمان شاهی
عشق اینترنتی

معنی ایمان به انگلیسی

trust (اسم)
مسئولیت ، اطمینان ، اعتماد ، ائتلاف ، اعتبار ، اعتقاد ، ایمان ، قرض ، توکل ، امید ، امانت ، ودیعه ، اتحادیه شرکتها
faith (اسم)
پیمان ، اعتماد ، دین ، اعتقاد ، باور ، عقیده ، ایمان ، کیش ، مذهب
belief (اسم)
اعتماد ، گمان ، اعتقاد ، باور ، عقیده ، ایمان
credo (اسم)
عقیده ، ایمان ، طریقت

معنی کلمه ایمان به عربی

ایمان
اعتقاد , ايمان , ثقة
اعتقد
مومن
غير مخلص
کافر

ایمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ایمان

علی اصغر ٠٦:١١ - ١٣٩٥/٠٧/٠٣
باور
|

فرشته نولاو ٠٠:١٣ - ١٣٩٦/٠٧/١١
ایمان اسم پسرانه است، معنی ایمان: (عربی) اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین ، در مقابل کفر.
|

ایمان ١٥:٥١ - ١٣٩٦/٠٨/٢٨
ایمان به معنی اعتقاد به خدای واحد است
|

مهدی ٠٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٢/١٠
ایمان از ا م ن به معنی اعتقاد امن و راحت ,اطمینان و امنیت عقیده و قلب
|

نیل ٠٠:٤٤ - ١٣٩٧/٠٧/٢٧
اعتقاد به پروردگار بخشنده و مهربان وباور به دین اسلام وپیامبران
|

ایمان ١٨:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
ایمان بعنی مردی پر باور
|

شهریار آریابد ٠٨:٤٥ - ١٣٩٧/١٢/١٢
در پهلوی " گروش " برابر نسک فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

R-roya ١٧:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
ایمان به معنای اعتقاد،باور،اطمینان و....من خودم عاشق این اسمم.ب نظرم اسم خیلی قشنگیه.هیچ وقتم تکراری نمیشه.
|

پیشنهاد شما درباره معنی ایمان



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسم ایمان   • خواننده ایمان   • ایمان سریال   • فیلم ایمان   • ایمان کره ای   • ایمان به انگلیسی   • ایمان در قرآن   • ایمان سرنوشت   • معنی ایمان   • مفهوم ایمان   • تعریف ایمان   • معرفی ایمان   • ایمان چیست   • ایمان یعنی چی   • ایمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ایمان
کلمه : ایمان
اشتباه تایپی : hdlhk
آوا : 'imAn
نقش : اسم
عکس ایمان : در گوگل


آیا معنی ایمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )