برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1157 100 1

باد

/bAd/

مترادف باد: هوا، آماس، آماه، نفخ، ورم، پف، فوت، تیز، ریح، توفان، شمیم، صرصر، نسیم، نفخه، بادا، باشد، افاده، خودبینی، تکبر، خودبزرگ بینی، غرور، فیس، نخوت، ابهت، اهمیت، شکوه، دم، نفس، بارح، برآمدگی، دمل، باطل، بیهوده، لغو

معنی باد در لغت نامه دهخدا

باد. (اِ) هوایی که بجهت معینی تغییر مکان میدهد. هوایی که بسرعت بجهتی حرکت کند. ریح. ج ، ریاح.ریحه. (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ). تُرهة. رکاب السحاب. اَوب. سُمَهی. سمهاء. واد: مُشتَکِره ؛ باد سخت.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). سَیهَک ، سَهوک ، سَکینَه ؛ باد تیزرو. هَراءَة؛ سخت سرد گردیدن باد. وَرهاء؛ باد تند و شتاب. خَجَوجاة؛ باد پیوسته وزان. رخاوة، رخامی ، نَسیم ؛ باد نرم. نَیسَم ، رَیده ، رَیدانه ، رادَه ، رَخاوَه ، عَیهَل ؛ باد تند. نَعَب ، مُعصِف ، مُعصِفة، صِندید، جَفجَف ، دَروج ؛ باد تند و تیز. نَئوج ؛باد وزان. هَلاّب ؛ باد سرد باباران. هَلاّبة. (منتهی الارب ). یوم هلاب ؛ روز باد و باران ناک. وَعک ؛ ایستادن باد. تَهم ، لَواقح ؛ بادهائی که درختان را آبستن کند.مَعاجیج ؛ بادهای تند گردانگیز. هَوجاء؛ باد سخت تندکه از بن برگیرد و ویران کند خانه ها را. تَهویش ؛ گرد و خاک آوردن باد. خَرقاء؛ باد سخت که بر یک مهب مداومت نکند. اِنْساب ؛ سخت وزیدن باد و برداشتن آن خاک و سنگریزه را. خِبراق ؛ باد که از راه دیر برآید. اِعصار؛ باد آتش دار. عقیم ؛ باد که نه ابر آورد و نه باردار کند درخت را. بادی که برانگیزد ابر و رعد و برق را. باد سخت گردآمیز. هَیرَع ؛ باد شتاب و تند بسیارغبار. هَبیب ؛ باد گردانگیز. هَبوب ، هَبوبة، هَبیبة، سَوهَق ، ساف ، سافیاء، مُسفی ، مُسَفْسِفَة، سَفون ؛ باد خاک روب. سافنة، نَفح ؛ باد سرد، قال الاصمعی : ما کان من الریاح نفح فهو برد و ما کان لفح فهو حسر. خارِم ، صُنبور، خَریق ؛ باد سرد که سخت وزد. خَروق ، نسنسة؛ سرد وزیدن باد. شَفیف ؛ باد سرد و خنک. شَفشاف ، نَحس ؛ باد سرد. دبور، حَرور؛ باد گرم که شب وزد. (منتهی الارب ) صُنبور؛ باد گرم. عجوز؛ باد گرم که چشم را بشکند از گرما. خوصاء. لفح. (منتهی الارب ) :
میغ ماننده ٔ پنبه ست و ورا باد نَداف
هست سدکیس درونه که بدو پنبه زنند.
ابوالمؤید.
موی سر جغبوت و جامه ریمناک
وز درون سو باد سرد و بیمناک.رودکی ...

معنی باد به فارسی

باد
شهری در آلمان ( بادن و ورتمبرگ ) ۳۹/٠٠٠ سکنه . دارای آبهای گرم معدنی .
در ترکیب آید و معنی دارندگی و اتصاف دهد آذرباد گلباد .
بیابان نشین
[wind] [علوم جَوّ] حرکت هوا نسبت به سطح زمین
[ گویش مازنی ] /baad/ ورم – آماس - رماتیسم
( اسم ) بادی که درخت را باردار کند بادی که لقاح انجام دهد .
( اسم ) آبل. هلاک کننده جدری باد لوطه حماق حمیقائ آنک .
کنایه از افتاب
( اسم ) بالنگ بادرنگ
( اسم ) آس بادی آسیایی که با باد گردد
( اسم ) عقوبت و جزای گناه و مکافات و بدی
( صفت ) متورم ورم کرده باد کرده پف کرده : چشمهای باد آلو .
( مصدر ) وزیدن باد
وزیدن باد
( اسم ) دریچه روزنه دریچه و روزنی که برای آمدن هوای تازه سازند .
( اسم ) ۱ - صوت و نقش خوانندگی و گویندگی. ۲ - انعکاس صدا .
گنج خسرو پرویز [ دگر گنج کش نام باد آور است فروان در او زیور و گوهر است ] ( فردوسی )
( صفت اسم ) ۱- آنچه که باد آنرا بیاورد ۲ - چیزی که مفت و بی تعب بدست آید مالی که بی رنج بدست آید . ۳ - همچون باد سریع تند. ۴- باد آورد شوکه البیضائ.
کنایه از چیزی که بی تعب بدست اید
...

معنی باد در فرهنگ معین

باد
[ په . ] ( اِ.) ۱ - وزشی که در اثر جابجا شدن هوای گرم و سرد بوجود می آید. ۲ - یکی از چهار عنصر (آب ، باد، خاک و آتش ) نزد قدما. ۳ - غرور، خودبینی . ۴ - هدر، بیهوده . ۵ - ورم ، پف کردگی . ۶ - هیچ ، پوچ . ۷ - آه و ناله . ، ~به آستین کسی کردن کنایه از: کس
[ په . ] (پس .)در ترکیب با کلمة دیگر معنای دارندگی می دهد، آذرباد، گلباد.
(بِ لِ) (اِمر.) آبلة هلاک کننده .
(وَ) (اِمر.) ۱ - گیاهی است خاردار و سفید رنگ با ساقة راست و برگ های بزرگ پوشیده از تار و گل های سفید، سرخ یا بنفش . ۲ - نوایی است از موسیقی .
(وَ دَ) (مص ل .) ورم کردن .
(وَ دِ) (اِمر.) چیزی که بدون رنج به دست آمده باشد.
(بِ. دَ) (ص مر.) ۱ - محروم ، بدبخت . ۲ - آدم بیهوده کار.
(دَ) (مص ل .) هیچ بودن ، پوچ بودن .
(اِمر.) بادخانه ، بادگیر، گذرگاه باد.
(دَ) (مص م .) ۱ - از دست دادن ، از دست رفتن . ۲ - در معرض باد گذاشتن .
(زِ) (ق .) هر روزه .
(سَ دَ)(مص ل .)کار بیهوده کردن .
(دِ شُ طِ) (اِمر.) باد مساعد برای کشتیرانی .
(دِ شُ) (اِمر.) باد صبا، صبا. ...

معنی باد در فرهنگ فارسی عمید

باد
باشد: زنده باد، پاینده باد، مرده باد.
۱. (هواشناسی) هوای متحرک، حرکت شدید یا ضعیف هوا که در اثر اختلاف درجۀ حرارت و به هم خوردن تساوی وزن مخصوص در نقاط مختلف کرۀ زمین به وجود می آید.
۲. ‹واد› ورم، آماس، و برآمدگی در بدن یا چیز دیگر.
۳. [مجاز] غرور، نخوت، خودبینی.
* باد بروت: ‹باد و بروت› [قدیمی، مجاز] خودبینی، خودپسندی، عجب، تکبر، غرور، باد سبلت.
* باد برین (صبا): [قدیمی] بادی که از سمت شرق یا شمال شرقی بوزد: گیتیت چنین آید گردنده بدین سان هم / هم باد برین آید و هم باد فرودین (رودکی: ۵۲۷).
* باد بهاران: باد بهار.
* باد بهاری: بادی که به موسم بهار بوزد، نسیم بهار.
* باد پیمودن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] کار بیهوده کردن: سعدیا آتش سودای تو را آبی بس / باد بیهوده مپیمای که مشتی خاکی (سعدی: لغت نامه: باد پیمودن).
* باد دبور: بادی که از طرف جنوب یا جنوب غربی بوزد.
* باد در سر داشتن: [مجاز] غرور و نخوت داشتن.
* باد سام: [قدیمی]
۱. باد سموم، باد زهرناک، باد زهرآگین.
۲. باد گرم.
* باد سبلت: [قدیمی، مجاز] = * باد بروت
* باد سرخ: ‹سرخ باد، بادرو، باد دژنام، بادژ، باد ژفا›
۱. (پزشکی) نوعی بیماری پوستی که به وسیلۀ میکروب استرپتوکک تولید می شود و از عوارض آن سرخی و تورم پوست بدن به ویژه گونه ها است: آن ها که گرفتار به بادژنام اند / گر رگ نزنند درخور دشنام اند ـ مطبوخ هلیله بعد از آن گر نخورند / در طور طریق پخته کاری خام اند (یوسفی طبیب: مجمع الفرس: بادژنام).
۲. [قدیمی] باد سوزان.
* باد سرد:
۱. باد خنک، باد که با سرما همراه باشد.
۲. [مجاز] نفسی که از روی حسرت و ناامیدی از سینه برآورند، آه سرد: مر آن درد را راه چاره ندید / بسی باد سرد از جگر بر کشید (فردوسی: ۷/۴۷۶).
* باد سموم: [قدیمی] = * باد سام
* باد شُرطه: [قدیمی] باد موافق برای کشتی رانی، باد مساعد که کشتی را به سوی مقصد براند، شرته، شرتا.
* باد شمال: باد یا نسیمی که از سمت شمال می ورزد.
* باد صبا: [قدیمی] باد برین، بادی که از سمت شرق یا شمال شرقی بوزد.
* باد صرصر: باد سخت، باد تند و شکننده، تندباد.
* باد فرودین: [قدیمی] بادی که از سمت جنوب یا جنوب غربی بوزد، باد دبور، باد جنوب: ...

باد در دانشنامه اسلامی

باد
باد به معنای هوای متحرک است. از آن به مناسبت در باب هایی همچون طهارت، صلاة، حج، سبق و رمایه، نکاح، صید و ذباحه، غصب و دیات سخن رفته است.
۱) برخی قدما باد را همچون آفتاب، از (مطهرات) شمرده اند. ۲)از شرایط حصول طهارت به آفتاب آن است که خشکانیدن، مستند به آن باشد؛ لیکن در اینکه آیا دخالت مثل باد در خشکیدن، به حصول طهارت زیان می رساند یا نه، اختلاف است.
ادرار کردن رو به باد
ادرار کردن رو به باد، کراهت دارد.
باد و وجوب نماز آیات
از اسباب وجوب نماز آیات، به قول مشهور، وزیدن بادهای ترسناک است.
تعیین قبله از روی جهت وزش باد
...
باد، هوای متحرک و هوایی که به جهت معینی تغییر مکان می دهد. در این مدخل از واژه «ریح» و مشتقات آن و... استفاده شده است.
باد از آیات خدا، باد و سلیمان علیه السلام، سوگند به باد، کیفر با باد، نقش باد.
قرآن کریم از بادهای مضر و نابودکننده مزارع سخن می گوید که بعضی از انسانها هنگام مشاهده وزش آن بادها به جای صبر و استقامت ناسپاسی کرده و کفر می ورزیدند.
 ۱. ↑ روم/سوره۳۰، آیه۵۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۶، ص۴۷، برگرفته از مقاله «باد آفت زا».    
...
در برخی آیات به ابر و باد و فواید آن ها اشاره شده است.
باد، عامل فشرده شدن ابرها ونزول باران در پی آن:وانزلنا من المعصرت ماء ثجاجا.
نبا/سوره۷۸، آیه۱۴۹.    
حرکت ابرها بر اثر وزش بادها:و هو الذی یرسل الریـح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت سحابا ثقالا سقنـه لبلد میت...
اعراف/سوره۷، آیه۵۷.    
جابه جایی ابرهای سنگین و باران زا به وسیله بادها:و هو الذی یرسل الریـح بشرا بین یدی رحمت ...


باد در دانشنامه ویکی پدیا

باد
باد یا واد, به جریان هوا گفته می شود، به طور کلی تر، به حرکت گاز در اتمسفر باد گفته می شود؛ به طور ساده تر، باد از طریق گرم شدنِ نابرابرِ سطح زمین در اثر تابش خورشید پدید می آید.
بادهای غربی بین عرض های جغرافیایی ۳۰ تا ۶۰ درجهٔ شمالی و جنوبی، این بادهای شدید که در جهت چرخش زمین می وزند، جریان دارند.
بادهای قطبی در عرض های جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه به وجود آمده و در اثر انتشار توده های هوای سرد از مناطق پر فشار قطبی به مناطق نسبتاً گرم تر شکل می گیرد. جهت این بادها در نیم کرهٔ شمالی، به طرف جنوب غربی و در نیم کرهٔ جنوبی، به طرف شمال غربی است.
بادهای موسمی بادهایی هستند که به واسطهٔ اختلاف درجهٔ حرارت دریاها و قاره ها در زمستان و تابستان تولید می شوند. این بادها معمولاً در قارهٔ آسیا اتفاق می افتد زیرا وسعت این قاره زیاد بوده و در وسط آن دریایی وجود ندارد، در نتیجه زمستانی بسیار سرد و تابستانی بسیار گرم دارد. در نیم کرهٔ شمالی در تابستان جهت باد به سمت شمال شرقی می وزدو در زمستان به سمت جنوب غربی است.
بادها عموماً براساس درجۀ قدرتشان، سرعت، نوع نیرویی که موجب به وجود آوردنشان است و محل جغرافیایی که رخ می دهند یا اثر می گذارند دسته بندی می شوند. باد یک کمیت بُرداری است، دارای دو مشخصهٔ سَمت و سرعت. سمت و سرعت یا از طریق مشاهده یا با استفاده از ابزارهای ویژه اندازه گیری می شوند.
منظور از توان بادی تبدیل انرژی باد به نوع سودمندی از انرژی مانند انرژی الکتریکی است که این کار به وسیله توربین های بادی صورت می گیرد. در آسیاب های بادی از انرژی باد مستقیماً برای خرد کردن دانه ها یا پمپ کردن آب استفاده می شود. در انتهای سال ۲۰۰۶ میزان ظرفیت تولیدی برق بادی در سراسر جهان برابر ۷۳٫۹ گیگاوات بود. گرچه این میزان چیزی در حدود یک درصد از کل انرژی الکتریکی تولیدی در جهان به شمار می آمد، در طول بازۀ زمانی میان سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ تقریباً چهار برابر شده است. در این میان، کشورهای دانمارک با ۲۰ درصد، اسپانیا با ۹ درصد و آلمان با ۷ درصد از نظر درصد تولید برق بادی از کل تولید انرژی الکتریکی در جایگاه های نخست قرار دارند.
برای اندازه گیری جهت و سرعت باد از چند نوع جهت نما و سرعت سنج یا انمومتر استفاده می کنند که از جملۀ آن ها ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

باد در دانشنامه آزاد پارسی

باد baud در مهندسی، واحد سرعت انتقال سیگنال هایی که معادل یک پالس در ثانیه است و نیز اندازه گیری سرعت انتقال سیگنال های بین دستگاه های الکترونیکی، مانند رایانه و تلگراف. تا اوایل دهه ۱۹۹۰، به عنوان واحد اندازه گیری سرعت مودم به کار می رفت، ولی چون مودم هایی با سرعت کمتر در دسترس بودند، سرعت باد را معمولاً معادل ارسال سیگنال ها، یعنی بیت بر ثانیه، به حساب می آورند. این مسئله در سرعت های بالاتر اما متفاوت است.

نقل قول های باد

باد به جریان هوا گفته می شود، به طور کلی تر، به حرکت گاز در اتمسفر باد گفته می شود؛ به طور ساده تر، باد از طریق گرم شدنِ نابرابرِ سطح زمین در اثر تابش خورشید پدید می آید.
• نشانه شناسی: نمادگرایی باد چندین وجه دارد، به دلیل انقلابِ درونی اش، نماد بی ثباتی، ناپایداری و بی استحکامی است… از سویی دیگر، باد مترادف با نفخه است و در نتیجه مترادف است با روح و جوهر روحی از مبدأیی الهی. از اینجاست که زبور، همچون قرآن، باد را پیک الهی و همسنگ فرشتگان می داند.» -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با باد

باد در جدول کلمات

باد اندک
رش
باد برین
باد صبا
باد بهاری
صبا
باد پا
تندرو
باد پروا
دریچه, بادگیر, باد خن
باد خنک
نسیم
باد دبور
بادی که از جنوب غربی بوزد
باد ریزه
رش
باد زهر آگین
سموم
باد سرد
زم, زمهریر

معنی باد به انگلیسی

blast (اسم)
وزش ، باد ، دم ، انفجار ، صدای انفجار ، بادزدگی ، جریان هوا یا بخار ، صدای شیپور ، صدای ترکیدن
air (اسم)
هوا ، باد ، جریان هوا ، فضا ، نسیم ، استنشاق ، هر چیز شبیه هوا ، نفس ، شهیق ، سیما ، اوازه ، اواز ، اهنگ ، نما
wind (اسم)
باد ، نفس ، نفخ ، انحناء ، پیچ دان
gale (اسم)
باد ، طوفان
windiness (اسم)
باد ، اطناب ، دارای باد
flatulence (اسم)
باد ، لاف ، نفخ شکم ، بادشکم ، طمطراق
squall (اسم)
باد ، فریاد ، ضجه ، بوران ، توفان ، باد بی سابقه و شدید
emphysema (اسم)
باد ، نفخ ، امفیزم
whiff (اسم)
وزش ، باد ، بو ، پرچم ، پف ، دود ، نفخه
flatulency (اسم)
باد ، لاف ، نفخ شکم ، بادشکم ، طمطراق
turgidity (اسم)
باد ، بادکردگی ، ورم ، اماس ، طمطراق ، تورم

معنی کلمه باد به عربی

باد
انفجار , ريح , عاصفة , هواء
شوک
نصير
عاصف
فاسد
عاصف
طقس
اختالَ
نصير
شمال
شمالي
زفير
باتجاه الغرب
انتفاخ
زفير
هبة
موخرة السفينة
ارفع , انتفاخ , انفخ , حقيبة , ملء , منفوش , نتوء
زفير
عاصف

باد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
می توان از باد روز که بیست و دومین روز در هرماه در گاهشمار یا گاهنامه پارسی است یاد کرد..

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• باد شعر   • جهت باد   • فواید باد   • وسیله اندازه گیری سرعت و جهش باد   • انواع باد   • معنی وزش باد   • باد چیست   • باد چگونه بوجود می آید   • معنی باد   • مفهوم باد   • تعریف باد   • معرفی باد   • باد یعنی چی   • باد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باد
کلمه : باد
اشتباه تایپی : fhn
آوا : bAd
نقش : اسم
عکس باد : در گوگل

آیا معنی باد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )