انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1066 100 1

بازار

/bAzAr/

مترادف بازار: بازارچه، بازارگاه، بازارگه، تیمچه، راسته، رسته، سوق ، معامله، خریدوفروش، سروکار

متضاد بازار: میدان

معنی بازار در لغت نامه دهخدا

بازار. (اِ) در پهلوی واچار (در هوجستان واچار = سوق الاهواز. رجوع شود به خوزستان ) در پارسی باستان آباکاری مرکب از: آبا در سانسکریت سبها . بمعنی محل اجتماع و جزو دوم مصدر کاری ، بمعنی چریدن (دارمستتر، تتبعات ایرانی ج 2 ص 129، 131). گیلکی واچار . (نیز: بازار . م ) فریزندی ویرنی بازار . نطنزی واچار (1 ص 290). سمنانی وازهار . سنگسری وزر . سرخه ای ، لاسگردی و شهمیرزادی بازار . (2 ص 188).استی بزر . (استی 114)؛ محل خرید و فروش کالا و خوراک و پوشاک. لغت فرانسه ٔ بازار از پرتقالی گرفته شده و پرتقالیان نیز از ایرانیان گرفته اند. (نداب 3: 3-4 فرامرزی ) و رک : دایرة المعارف فرانسه. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ج 1 ص 218) . اعراب در آن تصرف کرده الف را به «یا» بدل کرده بیزار گفته و بیازره بر آن جمع بسته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 161 شود. دورسته از دکان های بسیار در برابر یکدیگر که غالباً سقفی آن دو رسته را بیکدیگر می پیوندد. میدان داد و ستد.کوی سوداگران. مغازه. دکان. دکه.: بازار صحافها. بازار بزازها. بازار کفاشها. بازار خیاطها. بازار سراجها و غیره. بازار عطرفروشان ؛ لَطِمَه. (منتهی الارب ).ج ، لطایم. سوق. (دهار) (ترجمان القرآن ). ج ، اسواق. قَسیمة. (منتهی الارب ). تیم. رجوع به دزی ج 1 ص 48 شود.
در قاموس کتاب مقدس آمده : (انجیل لوقا 7: 32) بازار: معروف است و در آنجا هر گونه متاع بفروش میرودو گاهی کوچه های درازی ترتیب داده در طرفینش دکانها میساختند چنانکه حال نیز معمول است و گاهی این لفظ دلالت بر محل وسیعی مینماید که در میان شهر قرار داده خریدار و فروشنده در آنجا جمع میشدند و متاعهای خود را بفروش میرساندند و بتدریج احکام و مباحثات و مسائل مشکله ٔ فلسفیه و سیاسیه را در آنجا گفتگو مینمودند. (کتاب اعمال رسولان 16:19 و 17:17). و اهالی دهات وقضات و صاحب منصبان در آنجا فراهم میشدند لذا فرمایش مسیح در انجیل مرقس 12:38 میفرماید که ایشان سلام رادر بازارها دوست میدارند صحیح میباشد و اطفال و اشخاص بیکاره نیز در آنجا جمع می شدند و چون خداوند ما مسیح خواست که فریسیان را توبیخ و سرزنش نماید چون که اعمال عجیبه در میان ایشان بجا آورده و با وجود آن او را ترک کرده رد نمودند و یوحنا را قبول کردند و حال آنکه اعمال عجیبه بجا نیاورد ایشان اشخاصی را که متابعت والدین خود مینمایند تشبیه فرمود و باید دانست که عمله هائی که طالب کار بودند در میان بازار فراهم میشدند تا هر کسی که خواهد ایشان را کار فرماید چنانکه در این روزها نیز معمول است. (قاموس کتاب مقدس ):
بگفت این سخن پس ببازارشد
بساز دگرگون خریدار شد.
فردوسی.
براهی که لشکر همی برگذشت
در و دشت یکسر چو بازار گشت.
فردوسی.
چو خورشید گیتی بیاراستی
بدان کلبه بازار برخاستی.
فردوسی.
ز پاکیزگی شهر و از خرمی ده
روان گشت بازار بازارگانی.
فرخی.
دفتر بدبستان بود و نقل ببازار
وین نرد بجایی که خرابات خرابست.
منوچهری.
پس از سه روز مردمان ببازارها بازآمدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 291).
گرد بازار بگرد اینک و احوال ببین
چو تو خود مینگری من نکنم قصه دراز.
ناصرخسرو.
چو خلق جمله ببازار جهل میرفتند
همی ز بیم نیارم گشاد دکان را.
ناصرخسرو.
بسیار دیدی در دلم بازار عشق آراسته
آن چیست کانگه دیده ای بازار عشق اکنون نگر.
خاقانی.
بر سر بازار عشق آبت برفت
پای زان بازار نگسستی هنوز.
خاقانی.
در سر بازارعشق از جان و جان گفتن بس است
کاین قدر سرمایه سودا برنتابد بیش از این.
خاقانی.
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار.
سعدی.
|| دکان های موقت بی ترتیب در زیر چادرها و سقف هایی از پارچه که هفته ای یکبار در بعض قری کنند، و بیشتر در نواحی شمالی ایران معمول است. بازارهای موقت که سالی یکبار در بعض شهرها تشکیل شود برای عرض کالاها بمشتریان که از شهرها یا ممالک دیگر بدانجا آیند مانند بازارمکاره و سوق عکاظ در میان تازیان جاهلیت و غیره : پنج شنبه بازار، اردوبازار، جمعه بازار، چهارشنبه بازار، دوشنبه بازار، سه شنبه بازار، شنبه بازار، یکشنبه بازار. عرضگاه یا نمایشگاه که در بعض ممالک چند سال یکبار برپا کنند : طواویس ، شهرکیست از بخارا... و اندر وی هر سالی یک روز بازار است که خلق بسیار اندر وی گرد آیند. (حدودالعالم ). و اندر مرسمنده ، در هر سالی یکی روز بازار بود که گویند آن روز در آن بازار افزون از صد هزار دینار بازرگانی کنند. (حدود العالم ).
- بازار عکاظ ؛ مشهورترین بازارهای عرب در زمان جاهلیت. بازار عکاظ واقع میان طایف و نخله بوده است و موقعی که اعراب قصد حج داشتند از اول ذی القعده تا بیستم در بازار عکاظ اقامت میکردند، سپس از عکاظ بمکه رفته مراسم حج بجا می آوردند و بخانه های خود بازمیگشتند. معمولاً بزرگ هر قبیله ای ببازار قبیله ٔ خود میرفت ولی تمام بزرگان عرب بلا استثناء ببازار عکاظ می آمدند. هرکس اسیری داشت برای دادرسی بعکاظ می آمد و نزد داوران که از قبیله ٔ بنی تمیم بودند دادخواهی میکرد و هر کس خونخواهی میخواست و طرف خود را نمیشناخت برای پیدا کردن گمشده ٔ خود بعکاظ می آمد. هر کس شهرت طلب بود و در پی تحصیل شهرت میگشت برای نیل بمقصود بعکاظ می آمد، هر کس میخواست با کسی مباهات کندو مفاخر خود را بگوید در فصل عکاظ به آن محل میشتافت و عربها در این قسمت بقدری مقید بودند که در بزرگی و سنگینی مصیبت ها بر یکدیگر مباهات میکردند و یکی از آن موارد مفاخره ٔ خنساء و هند است... عربها از تأسیس بازار مکاره و اجتماع قبیله ها استفاده ٔ فرصت میکردند و مجلس مناظره و مباحثه و سخنوری و مشاعره تشکیل میدادند. شعراء شعر میخواندند، خطیبان خطابه سرایی میکردند و دانشمندانی از آن میان انتخاب میشدند که بهترین و برترین گفتارها را تشخیص داده اعلام نمایند وهر گاه که نابغه ٔ ذبیانی ببازار عکاظ می آمد سراپرده ای از چرم قرمز برای او می افراشتند و شاعران اشعار خود را در محضر او میخواندند و هر شعری که از همه بهتر بود آن را با آب طلا نوشته در عکاظ و یا در کعبه می آویختند که معلقات سبع نیز از آن اشعار میباشد. اتفاقاً این کار عرب ها بکار یونانیان قدیم شبیه است ، چه آنها نیز در محلی موسوم به گیمنازیوم برای ورزش های بدنی و بازی های پهلوانی حاضر میشدند و فیلسوفان و دانشمندان از آن اجتماع استفاده کرده بمباحثه و مناظره مشغول می شدند و عیناً عملیات عربها در بازار عکاظ درآنجا نیز معمول میشد. بدیهی است که در نتیجه ٔ چنین اجتماعاتی حقایق بسیاری کشف میشد و قریحه ٔ هوشمندان و باذوقان بکار می افتاد، بعلاوه زبان آنان رشد و نمو میکرد و از پاره ای معایب تصفیه میشد. مثلاً قریش که ببازار عکاظ می آمدند لغات سایر قبایل را نیز میشنیدندو آنچه را که نیکو بود برمیگزیدند و در لغت خود بکار میبردند و در نتیجه لغت قریش فصیح ترین لغت های عرب شد و از پاره ای عیوب و کلمات رکیک ناپسند تصفیه شد وچیزهایی مانند کشکشه و کسکسه و عنعنه و فخفخه و کم ووهم و عجعجه و استنطاء و شنشنه و عیوب دیگر که در سایر لهجه ها یافت میشد از آن لهجه خارج گشت . (ترجمه ٔ تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان چ 1333 امیرکبیر ج 3 صص 43-46).
- بازارهای عرب ؛ عرب ها در زمان جاهلیت سالی چند بار بازارهایی دایر میکردند و در فصل های معین مردم از دور و نزدیک به آنجا می آمدند و همین که از این بازار فارغ میشدند ببازار دیگری میرفتند، به این ترتیب که از روز اول ماه ربیع الاول در دومةالجندل از نواحی مرتفع نجد برای خرید و فروش و داد و ستد بازارهایی ترتیب میدادند و سپس از آنجا به هجر میرفتند و یک ماه در آن بازار بودند آنگاه از هجر به عمان منتقل میشدند و از عمان بحضرموت و عدن کوچ میکردند و بعضی به صنعاء عزیمت مینمودند و در آنجا بازار دایر میکردند. بعد در ماه های حرام بازار عکاظ که از بازارهای مشهور عرب بود دایر میشد، علاوه بر آن بازارهایی در نواحی موسوم به شحر، صحاری ، مخنه ، حباشه ، مشقر و غیره دایر میکردند. (ترجمه ٔ تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان چ 1333 امیرکبیر ج 3 ص 43).
- امثال :
بازار خودفروشی از آنسوی دیگر است
(که...) بازار چندانکه آکنده تر، تهیدست را دل پراکنده تر
سعدی (امثال و حکم دهخدا).
بی سیم ز بازار تهی آید مرد
«دارم مثلی بحال خویش اندر خورد...»
(از قابوسنامه ).
مثل بازار شام .
محتسب در بازار است .
|| بمجاز، اعتبار. بها. حرمت. محبوبیت. اهمیت. قدرت. ارزش. شایستگی :
سپهبد چو آگه شد از کارشان
ز رای جهان جوی و بازارشان.
فردوسی.
چو آن نامه بشنید و گفتار او
بزرگی و مردی و بازار او.
فردوسی.
حسد برد بدگوی در کار من
تبه شد بر شاه بازار من.
فردوسی.
پس از ما هر آنکس که گفتار ما
بخوانند، دانند بازار ما.
فردوسی.
مقاتوره بشنید گفتار اوی
سرش گشت پرکین ز بازار اوی.
فردوسی.
بر من آن بت بازار نیکوان بشکست
کجا چنان بت باشد کرا بود بازار؟
فرخی.
یاران تو همچون تو بُتانند ولیکن
نزدیک من امروز تو داری همه بازار.
فرخی.
اندر این ایام ما بازار هزل است و فسوس
کار بوبکر ربابی دارد و طنز جحی.
منوچهری.
کردم سرخمتان بگل و ایمن گشتم
به انگشت خطی گرد گل اندر بنوشتم
گفتم که شما را نبود زین پس بازار.
منوچهری.
همی که نبینم مرعلم خویش را بازار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 281).
حکمت آموز و کم آزار و نکو گوی و بدانک
روز حشر این همه را قیمت و بازار و بهاست.
ناصرخسرو.
مرد دانا راستکار و چرخ نادان بدکنش
نزد یکدیگر هگرز این هر دو را بازار نیست.
ناصرخسرو.
سود از تو بدان جویم کز مایه ٔ طبعم
خود را بر تو دیده ام این حرمت و بازار.
سنایی.
پس از این عبادت اصنام را بازاری نباشد. (تفسیر ابوالفتوح رازی ).
یوسف دلها پدیدار آمده ست
عاشقی را روز بازار آمده ست.
خاقانی.
کهتر ز دکان شعر برخاست
چون بازاری در آن ندیده ست.
خاقانی.
- روز بازار کسی بودن ؛ روز محبوبیت و قدرت و اعتبار او بودن.
|| بمجاز بمعنی رونق و رواج نیز آمده. (غیاث ) (انجمن آرا). بازار و روز بازار بمعنی رونق است. (انجمن آرا) (آنندراج ). درَّ؛ گرمی بازار و روانی آن. (منتهی الارب ). درود؛ روز بازار، روان و گرم گردیدن آن. (منتهی الارب ). نَفاق ؛ روایی. رواج :
دگر نخواهم گفتن همی سرود و غزل
که رفت یک رهه بازار و قیمت سرواد.
لبیبی.
چنین داد پاسخ که کردار نیک
بیابد بهر جای بازار نیک.
فردوسی.
یکی گوید ز شاهی نام بردی
که رادی را بدو بفزود بازار.
فرخی.
وقت عیش و طرب و بستان است
روز بازار گل و ریحان است.
انوری.
|| بمجاز، رفتار. روش. کردار. وضع. معامله. ترتیب :
سیاوش ندانست بازار اوی
همی راست پنداشت گفتار اوی.
فردوسی.
بدانست کان جادویی کار اوست
بدو بد رسیدن ز بازار اوست.
فردوسی.
چو دستور با لشکر آمدش پیش
بگفت آنچه آمد ز بازار خویش.
فردوسی.
همان لهو و نشاط اندیشه کردند
همان بازار پیشین پیشه کردند.
نظامی.
با همه نامهربانی بیوفا خواندی مرا
کافرم گر در قیامت با تو این بازار نیست.
قراری گیلانی (از آنندراج ).
|| تشویش. اضطراب :
سر بابک از خواب بیدار شد
روان دلش پر ز بازار شد.
فردوسی.
ابا بار و با نامه و تخت نرد
دلش پر زبازار ننگ و نبرد.
فردوسی.
|| تاجر و سوداگر. (انجمن آرا) . || قیمت کالا: روی شش تومان بازارش بازی می کند، یعنی نوسان دارد. نرخ در حدود شش تومان است ، بازارش پنج تومان است ، یعنی قیمتش نرخش ، پنج تومان است. || بمعنی سود و معامله و سودا. (غیاث ) (آنندراج ). || تجارت. داد و ستد. معامله. خرید و فروش. معامله و سودا را نیز بازار گویند. (آنندراج ) :
نیست سودی که زیانش نبود در دنبال
بار می بندم از آن شهر که بازاری نیست.
میرصیدی (از آنندراج ).
|| قرار. عهد و پیمان :
کند بار همراه با یار ما
بر این است پیمان و بازار ما.
فردوسی.
- بازار آراستن ؛ بازار ترتیب دادن. (آنندراج ). آرایش دادن بازار و نهادن متاع و کالا جهت فروش. (ناظم الاطباء: بازار).
- || زمینه سازی کردن. تمهید مقدماتی برای رسیدن به غرضی. توطئه :
چو زینگونه بازاری آراستند
بخون از سکندر امان خواستند.
فردوسی.
چو بازار من بی من آراستی
به آن رسم و آیین که میخواستی
ز رونق مبر نقش آرایشم
نصیبی ده از گنج بخشایشم.
نظامی (از آنندراج ).
- بازار آشفته ؛ کنایه از جای پرازدحام. بازار شلوغ ، بی نظم ، پر جمعیت که کس بکس نباشد.
- امثال :
دزد دنبال بازار آشفته میگردد.
- بازار آهنگران ؛ محلی که آهنگران در آنجا بساختن ابزار آهنی و فروختن آنها سرگرم باشند :
بیارید داننده آهنگران
یکی گرز سازند ما را گران
چو بگشاد لب هر دو بشتافتند
ببازار آهنگران تافتند.
فردوسی.
- بازار امکان و بازار جهان ؛ کنایه از دنیا باشد :
ای برده ببازار این جهان عمر
بازارتو یکسر همه زیان است.
ناصرخسرو.
گنج بی مار و گل بی خار نیست
شادی بی غم در این بازار نیست.
مولوی.
هیچ قفلی نیست در بازار امکان بی کلید.
صائب.
- بازار اول یوسف ؛ قیمتی که برادران یوسف علیه السلام نزد تاجر بعد برآمدنش از چاه به آن فروختندو کمیت آن بنا بر اختلاف روایت هشت درم ، پانزده درم یا هفده درم است و بدین معنی قیمت اول یوسف نیز آمده و بازار دوم وقت بیع که در مصر بدست زلیخاست.
دکان حُسن فروشی اگر بیارایی
غنیمتی شمرد یوسف اولین بازار.
ظهوری (از آنندراج ).
میگرفتم بقیمت اول
مفت یوسف که در زمان تو نیست.
ظهوری (از آنندراج ).
- بازار برچیدن ؛ بمعنی بازار برداشتن. (آنندراج ). بستن بازار و ترک خرید و فروش کردن. (ناظم الاطباء) :
چار بازار عناصر بر مکرر گشته است
وقت آن آمد که برچینند این بازارها.
صائب (از آنندراج ).
- بازار بی رواج ؛ بازار کساد. بازار بی رونق. بازار کم مشتری. بازار کم معامله.
- بازار بی رونق ؛ بازار کاسد، بی مشتری. بازار کساد.بازار کم معامله :
کسانی که مردان راه حقند
خریدار بازار بی رونقند.
سعدی.
- بازار تبه شدن ، یا بازار کسی نزد دیگری تبه شدن ؛ از محبوبیت واحترام افتادن :
حسد برد بدگوی در کار من
تبه شد بر شاه [ سلطان محمود ] بازار من.
فردوسی.
- بازار تیره ؛ کنایه از وضع نابسامان :
چو خواهید کایزد بود یارتان
کند روشن این تیره بازارتان...
فردوسی.
چو بشنید بهرام گفتار اوی
بخندید از این تیره بازار اوی.
فردوسی.
- بازار تیره دانستن ؛ وضع خود را نابسامان دانستن :
پشیمان شد از کشتن یار خویش
کز آن تیره دانست بازار خویش.
فردوسی.
پشیمان شد از رای و کردار خویش
همه تیره دانست بازار خویش.
فردوسی.
- بازار تیز داشتن ؛ بازار بارونق داشتن. بازار بارواج داشتن.
- بازار تیز شدن ؛ رونق یافتن. بسامان شدن :
پشت اهل ادب است او و خریدار ادب
زین همی تیز شود اهل ادب را بازار.
فرخی.
تیزتر گشت جهل را بازار
سوی جهال صد ره از الماس.
ناصرخسرو.
- بازار تیز کردن ؛ رواج دادن بازار. رونق دادن بازار. رونق دادن و بسامان کردن کار :
به زرمهر دادش یکی بدگهر
که کین پدر زو بجوید مگر
نگه کرد زرمهر و کس را ندید
که با تاج بر تخت ایران سزید
از او بند برداشت تا کار خویش
بجوید، کند تیز بازار خویش.
فردوسی.
شتر بار بنهاد و خود رفت پیش
که تا چون کند تیزبازار خویش.
فردوسی.
مشو تیز تاچاره ٔ کار تو
بسازم ، کنم تیز بازار تو.
فردوسی.
دیدار می نمایی و پرهیز میکنی
بازار خویش و آتش ما تیز میکنی.
سعدی (گلستان ).
هر کجا تیغ تو بازار اجل تیز کند
جان خصمت که گرانست چه ارزان باشد.
سلمان (از آنندراج ).
خوانی غزلی دورامش انگیز
بازار گذشته را کنی تیز.
نظامی.
- بازار تیز گشتن ؛ رونق یافتن. به سامان شدن :
خبردهی به بر خسرو آمد و گفتا
که تیز گشت یکی جنگ تنگ را بازار.
فرخی.
- بازار تیز و گرم و رایج ؛ از صفات بازار است. مقابل اینها بازار کند و افسرده و شکسته و بسته و غیررایج. (غیاث ). و تیز و گرم و روا کنایه از بازار رایج بود مقابل بازار کند و افسرده و شکسته و بسته که کنایه از بازار غیر رایج است و برین قیاس است بازار تیز کردن و شکستن.
- || بمجاز، بمعنی گزافه گویی و لاف زدن :
چو بشنید بهرام گفتار اوی
بخندید از آن تیزبازار اوی.
فردوسی.
چو آگاه شد خسرو از کار او
غمی گشت ازآن تیزبازار او.
فردوسی.
همه گوش دارید گفتار من
ببینید این تیزبازار من.
فردوسی.
ز هر سو فراوان خریدار خاست
بدان کلبه بر تیزبازار خاست.
فردوسی.
رونده بدانگه بود کار من
برافروخته تیزبازار من.
فردوسی.
- امثال :
بر سر بازار تیز کور شود مشتری ؛ بمجاز بمعنی گزافه گویی و لاف زدن.
- بازار جدال و قتال ؛ کنایه از جنگ و پیکار. (ناظم الاطباء: بازار).
- بازار چیزی تیز بودن ؛ رونق و رواج داشتن. (از آنندراج ). و بمجاز کار کسی رونق داشتن. وضع کسی بسامان بودن :
گر امروز تیزست بازار من
ببینی پس از مرگ آثار من.
فردوسی.
آنرا که ترا گوید تو خدمت او کن
آنرا بر تو تیزتر است از همه بازار.
فرخی.
کنونکه خنجر بیداد یارخونریز است
کجاست مرد که بازار امتحان تیز است.
محتشم کاشی (از آنندراج ).
و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص 187 شود.
- بازار زد و خورد ؛ روز ستیزه و منازعه و جنگ. (ناظم الاطباء: بازار).
- بازار ساختن ؛ بمجاز ایجاد هرج و مرج و شلوغی و آشوب بقصد استفاده : قاید منجوق را تعبیه کرده و از وی بازاری ساخته [ بوسهل ]. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 334). حاتمی از آن بازار ساخته است که سزای خویش بدیدو مالش یافت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 323).
- || کنایه از خود را جلوه دادن. نمودن خود را :
یک شهر همی بینم بی دانش و بی عقل
افراخته از کبر سر و ساخته بازار.
مسعود سعد.
- بازار شاداب ؛ بازار باطراوات ، پر رونق :
فروماند مانی ز گفتار اوی
بپژمرد شاداب بازار اوی.
فردوسی.
- بازار شام ؛ اشاره به ورود اهل بیت امام حسین (ع ) پس از واقعه ٔ کربلا بشام باشد: تعزیه ٔ بازار شام. و در فارسی کنایه از بازار پر جمعیت و پر از ازدحام باشد: بازار شام است.
- بازار کاسد ؛ بازار کم خریدار. بازار بی رواج. بازار ناروا. بی رونق. بازار کساد. بازار کم مشتری. بازار کم دادوستد. کم معامله. عُفر. مَعفور. (منتهی الارب ).
- بازار کاسد بودن ؛ بی رونق ، بی مشتری ، بی خریدار بودن : اما بازار فضل و ادب و شعر کاسدگونه میباشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 277).
- بازار کاسد شدن ؛ بی رونق شدن. بی مشتری و خریدار گردیدن. کاسد گشتن :
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاه بوی.
رودکی.
بازار زهد کاسد سوق فسوق رایج
افکنده خوار دانش گشته روان مرایی.
ناصرخسرو.
- بازار کسی برافروختن یا بفروختن ؛ کار وی رونق و رواج یافتن. وضع او روشن شدن. روبراه شدن کار کسی. اعتبار و اهمیت یافتن کسی :
همانا خوش آمدش گفتار اوی
برافروخت زین کار بازار اوی.
فردوسی.
هر آن کس که ایمن شد از کار خویش
بر ما برافروخت بازار خویش.
فردوسی.
حدیث جنگ تو با دشمنان و قصه ٔ تو
محدثان را بفروخت ای شها، بازار.
فرخی.
- بازار کسی را تیره کردن ؛ وضع او را نابسامان آوردن :
بد آید جهان را از این کار من
چنین تیره کو کرد بازار من.
فردوسی.
چو خواهید کایزد بود یارتان
کند روشن این تیره بازارتان ،
کم آزار باشید و هم کم زیان
بدی را مبندید هرگز میان.
فردوسی.
اگر داد بینی همی کار من
مگردان همی تیره بازار من.
فردوسی.
- بازار کسی کاسد شدن ؛ ناموفق گردیدن : دشمنان... مقرر گردد ایشان را که بازار آنها کاسد خواهد بود. (تاریخ بیهقی ).
- بازار کسی گرم بودن وماندن ؛ مراد تیز بودن و تیز ماندن است :
بدانید کامد بسر کار گرم
گذشت اختر و روز بازار گرم.
فردوسی.
ای زبردست زیردست آزار
گرم تا کی بماند این بازار؟
سعدی.
- بازار گرم داشتن ؛ بازار با رونق داشتن.بازار بسیارمعامله و پرخریدار داشتن.
- بازارگرمی ؛ کالای خودرا محاسن گفتن. توصیف فروشنده خوبی متاع را. کالای خود را ستودن نزد مشتری. جلب مشتری کردن بزبان فریب.
- بازار ناروا ؛ بازار کساد. بازار بی رونق.
- بازار ناروا شدن ؛ اکساد. (تاج المصادر بیهقی ). کساد شدن بازار. بی مشتری ،بی خریدار شدن.
- بازار ناروان ؛ سوق کاسد. سوق اکسد. (منتهی الارب ).
- بر سر بازار بودن ؛ کنایه از برملا و آشکار بودن :
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست.
سعدی.
- خر بازار ؛ کنایه از بیحسابی و بی ترتیبی.
- دزدبازار ؛ کنایه از هرج و مرج و بی نظمی و گرانی بازار.
- راسته بازار ؛ بازار اصلی و راست.
- روز بازار کسی بودن ؛ روز روایی متاع او بودن. روز رواجی کالای او بودن : روز بازار گل و نسرین است. (از انجمن آرا) (آنندراج ).
- شلوغ بازار ؛ کنایه از شلوغی و بی نظمی.
- کسی را با دیگری بازار بودن ؛ بمجاز سر و کار داشتن با چیزی یا کسی. معامله کردن. آمیزش و رفت و آمد داشتن :
بسیار زبونیها بر خویش روا دارد
درویش که بازارش با محتشمی باشد.
سعدی (طیبات ).
- مست بازار ؛ کنایه از بی نظمی و بی ترتیبی.
- میانجی دیدن بازار کسی را ؛ وضع او را میانه و متوسط دیدن ، چنانکه نه بازار او تیز باشد و نه بیرونق :
چو بهرام بشنید گفتار اوی
میانجی همی دید بازار اوی.
فردوسی.
- امثال :
هر دکانی راست بازار دگر.
مولوی.

بازار. (اِخ ) (حومه ٔ شیراز)، دهاتی از حومه ٔ شیراز که در میانه ٔ جنوب و مشرق شیراز است. همه را شیب بازارگویند برای اینکه وقتی امیر عضدالدوله ٔ دیلمی شهری دیگر مشتمل بر چندین بازار در خارج شیراز بساخت و ازآن روز تا کنون که اثری از آن شهر باقی نمانده دهات جانب زیر آن شهر را شیب بازار گویند. (فارسنامه ).

معنی بازار به فارسی

بازار
( اسم ) ۱ - محل خرید و فروش کالا و خوراک. ۲ - کوچ. سر پوشیده که از دو سوی دارای دکانها باشد بازارگاه . یا باز خاک . ۱ - قالب آدمی . ۲ - عظمت بشریت. ۳ - رونق امور دنیوی . یا باز مکاره .
دهی از شیراز
[electronic hub] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] بازاری مجازی برای دادوستد برخط متـ . ای ـ بازار e-hub, e-marketplace, e-market
بازاری به بخارا
مرغوب برای مشتری
بازار پر رونق
با رونق ساختن بازار
بدست آوردن بازار
بازاری ببخارا
کنایه از فائده خاطر خواه زدن
جنسی که آنرا مکرر به بازار برد
دهی از کلاردشت
[ گویش مازنی ] /baazaar sar/ روستایی از توابع کلار دشت چالوس
بازاری به بلخ
از رونق انداختن
دهی از فومن
بازاری ببلخ
روز جنگ و پیکار
دهی از طوالش
[ گویش مازنی ] /baazaar mahalle/ روستایی از دهستان گلیجان قشلاقی تنکابن
هنگامه چیدن
هرزه گویی کردن

معنی بازار در فرهنگ معین

بازار
[ په . ] ( اِ.) ۱ - محل خرید و فروش کالا. ۲ - نیرنگ ، فریب . ۳ - پیشامد، ماجرا. ۴ - بهانه ، بیهودگی . ۵ - مجازاً ارزش و اعتبار. ، ~ شام کنایه از: شلوغی و ازدحام .
(تَ)(مص ل .) طالب بودن ، رابطه داشتن .
(شِ کَ تَ) (مص ل .) از رونق و رواج انداختن .

معنی بازار در فرهنگ فارسی عمید

بازار
۱. جای دادوستد و خریدوفروش کالا، محل اجتماع و دادوستد فروشندگان و خریداران.
۲. کوچۀ سرپوشیده که دارای چندین مغازه یا فروشگاه باشد.
* بازار مشترک: (اقتصاد) جامعۀ اقتصادی به وجودآمده به وسیلۀ چند کشور به منظور تقلیل تعرفۀ گمرکی، اتخاذ سیاست مشترک در امور حمل ونقل، و تقویت مؤسسات اقتصادی.
* بازار مکاره: بازاری که سالی یک بار برای مدت چند روز در محلی تشکیل می شود و از شهرهای مختلف یا از کشورهای دیگر اجناسی برای نمایش یا خریدوفروش به آنجا می آورند.
بازار راست و دراز که در دو طرف آن دکان باشد.

بازار در دانشنامه اسلامی

بازار
بازار یا همان سوق مکان داد و ستد کالا است. از آن در بابهای طهارت، صلات و تجارت سخن رفته است.
بازار به اعتبار بازرگانانی که در آن به تجارت اشتغال دارند به دو بخش تقسیم می شود:الف: بازار مسلمانانب: بازار غیر مسلمان.
← بازار مسلمانان
مستحب است بازاری هنگام ورود به بازار دعاهای وارد شده در این زمینه را بخواند.
مکروهات در بازار
داخل شدن به بازار پیش از همه و خارج شدن از آن پس از همه و نیز گشتن در بازارها مکروه است.
نماز در بازار
...
واژه بازار ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • بازار (فقه)، بازار یا همان سوق مکان داد و ستد کالا• بازار (صدر اسلام)، بازارهای صدر اسلام و بیان ویژگی های بازار اسلامی
...
بازار مکان و یا موقعیتی است که در آن، خریداران و فروشندگان، کالاها و خدمات و منابع را خرید و فروش می کنند. برای هر کالا، خدمت یا منبعی که در اقتصاد خرید و فروش می شود، بازاری وجود دارد.در دوران جاهلیت بازارها به صورت فصلی و موسمی تشکیل می شد. برخی از این بازارها در دوران صدر اسلام نیز باقی بودند. در این دوران بازارها عمدتا در کنار مسجد و دارالاماره ساخته می شد و امنیت آن بر عهده دولت بود. از جمله وظایف متولیان بازار می توان به جلوگیری از احتکار، کم فروشی و فروش کالاهای حرام، جلوگیری از تجاوز به حریم بازار، نظارت بر کیفیت کالاها و موارد دیگر اشاره کرد.در اسلام برای بازار مطلوب اصول و اخلاقی وجود دارد که خریداران و فروشندگان باید به این اخلاق و اصول پایبند باشند. داشتن اطلاعات کافی، ثبات عرضه کالا، هزینه کم عقد قرارداد، امنیت بازار و ... از جمله مقولاتی است که کارکرد یک بازار با آن سنجیده می شود.
بازار مکان و یا موقعیتی است که در آن، خریداران و فروشندگان، کالاها و خدمات و منابع را خرید و فروش می کنند. برای هر کالا، خدمت یا منبعی که در اقتصاد خرید و فروش می شود، بازاری وجود دارد.
سالواتوره، دومینیک، تئوری و مسائل اقتصاد خرد، ص۱۰، حسن سبحانی، تهران، نی، ششم، ۱۳۷۲.
مرکز تجارت و خرید و فروش اعراب جاهلی بازارهایی بود که فصلی و موسمی تشکیل می شد. اعراب از دور و نزدیک به آنجا می آمدند و به داد و ستد می پرداختند.
غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص۱۶۶، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۸۶.
۱) بازار، غالباً در کنار مسجد و دارالاماره بنا شده بود، که این خود نشانه ارتباط وثیق این مراکز با یکدیگر است. برای نمونه، مساجد جامع بصره، کوفه و سامرا در کنار بازار قرار داشتند.۲) از روایات استفاده می شود که در زمان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) کوفه، بازارهایی داشت که در آن ها اتاق هایی برای خرید و فروش ساخته و آماده شده بود و امنیت آن ها را دولت تامین می کرد. البته در کنار این نوع بازار، بازارهای دیگری نیز وجود داشت که هرکسی می توانست بساط خود را پهن کند و به خرید و فروش بپردازد.در این نوع بازار، فروشندگان، مکان خاصی نداشتند و آن کس که زودتر وارد بازار می شد، می توانست مکانی را که بهتر می دید، برای خود انتخاب کند و تا شبِ آن روز نیز، کسی حق ممانعت از او را نداشت و هیچ کس نمی توانست جای وی را تصاحب کند. امام علی (علیه السّلام) در حدیثی می فرماید: «بازار مسلمانان مانند مسجد آنان است؛ کسی که در مکانی از بازار پیشی گیرد، تا شب از دیگران به آن مکان سزاوارتر است.»
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۵، ص۱۵۵، تصحیح علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۵.    
...
بازار یا همان سوق مکان داد و ستد کالا است. از آن در بابهای طهارت، صلات و تجارت سخن رفته است.
بازار به اعتبار بازرگانانی که در آن به تجارت اشتغال دارند به دو بخش تقسیم می شود:الف: بازار مسلمانانب: بازار غیر مسلمان.
← بازار مسلمانان
مستحب است بازاری هنگام ورود به بازار دعاهای وارد شده در این زمینه را بخواند.
جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۵۲.    
داخل شدن به بازار پیش از همه و خارج شدن از آن پس از همه
جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۵۶.    
...
بازار، محل خرید و فروش کالا و خوراک است و مکان داد و ستد کالا است که از آن در بابهای طهارت ، صلاة و تجارت سخن رفته است.
بازار به اعتبار بازرگانانی که در آن به تجارت اشتغال دارند به دو بخش تقسیم می شود.
← بازار مسلمانان
مستحب است بازاری هنگام ورود به بازار دعاهای وارد شده در این زمینه را بخواند. داخل شدن به بازار پیش از همه و خارج شدن از آن پس از همه و نیز گشتن در بازارها مکروه است. نماز خواندن در مسجد بازار همچون دیگر مساجد مستحب است؛ لیکن فضیلت آن نسبت به مساجد دیگر، مانند مسجد جامع و مسجد محل کمتر می باشد.
بازار آزاد
بازار غیر رسمی: عنوان بازار آزاد در برابر بازار رسمی به بازاری گفته می شود که در آن، قیمتها از طرف دولت یا سازمانهای وابسته هدایت و نظارت نمی شود؛ بلکه داد و ستد با رضایت طرفین خواهد بود و به تبع نوسان عرضه و تقاضای کالا در چنین بازاری، قیمتها نیز دستخوش نوسان است. فروختن کالای خریداری شده از بازار رسمی به بهایی بیشتر در بازار آزاد ـ به شرط مخالف نبودن با مقررات دولت اسلامی ـ جایز است. مواد غذایی و غیر آن که از بازار رسمی تهیه می شود اگر در پایان سال خمسی چیزی از آن باقی بماند، باید به قیمت بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود.در پرداخت زکات فطره قیمت جنس بر اساس بازار آزاد محاسبه می گردد. در این مدخل از واژه « سوق » و « تجارة » استفاده شده است.
بازار آزاد به بازار غیر رسمی گفته می شود و عنوان یاد شده از عناوین جدید است که در پاسخ استفتائات به برخی احکام آن اشاره شده است.
عنوان بازار آزاد در برابر بازار رسمی به بازاری گفته می‏شود که در آن، قیمتها از طرف دولت یا سازمانهای وابسته هدایت و نظارت نمی‏شود؛ بلکه دادوستد با رضایت طرفین خواهد بود و به تبع نوسان عرضه و تقاضای کالا در چنین بازاری، قیمتها نیز دستخوش نوسان است.

گران فروختن کالای بازار آزاد
فروختن کالای خریداری شده از بازار رسمی به بهایی بیشتر در بازار آزاد- به شرط مخالف نبودن با مقرّرات دولت اسلامی- جایز است.

طریق محاسبه خمس اشیاء بازار رسمی
موادّ غذایی و غیر آن‏که از بازار رسمی تهیّه می‏شود اگر در پایان سال خمسی چیزی از آن باقی بماند، باید به قیمت بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود.

طریق محاسبه زکات فطره اشیاء بازار رسمی
...
فلسفه نماز برای یاد خداست، و اهل بازار اگر همواره به یاد خدا باشند، از خطاها و لغزشها و گناهان و صفات رذیله محفوظ می مانند، زیرا لحظه ای جدایی از خداوند باعث می شود تا به خود یا دیگری ظلم کنند.
«رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصّلوة و ایتاء الزّکوة یخافون یوماً تتقلّب فیه القلوب و الابصار؛
نور/سوره۲۴، آیه۳۷.    
امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «من ذکر الله عزّوجلّ فی الاسواق غفر الله له بِعَدَد اهلها؛
حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۲، ص۳۰۳.    
بنابراین، اگر بخواهیم در کسب و تجارت دچار مفاسد دنیوی از قبیل ریا و اجحاف و بی انصافی و احتکار، و دروغ نشویم و به طور کلّی از محرمات کسب و تجارت به دور باشیم، باید همواره یاد خدا را در قلوب خود زنده نگاه داریم. برای رسیدن به این عمل مهمّ، راههایی وجود دارد که بهترین آن، اقامه نماز است. از امام صادق (علیه السّلام) «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصّلوة و ایتاء الزّکوة؛
نور/سوره۲۴، آیه۳۷.    
...


بازار در دانشنامه ویکی پدیا

بازار
بازار (از پهلوی:    ch    بهاچار، به معنی: جایِ بها/قیمت) در شهرهای زیادی از خاورمیانه، آسیا، آفریقا و بخشیهایی از اروپا، به مرکز اصلی بازرگانی شهر یا روستا گفته می شود. واژه بازار تقریباً در هر زبانی که این نوع بازار در آن رایج باشد کاربرد دارد.
بازار در محور میان دو دروازة شهر، مانند الجزیره، قاهره، قیروان، مکناس، و رباط؛
بازار در محور میان یک دروازه و مسجد جامع شهر یا قصر حاکم، مانند فاس قدیم، مدینه، تازه در مراکش، تهران، و تونس؛
بازار در راه میان دو مسجد بزرگ و ارگ مانند اصفهان، استانبول، و مکه؛
بازار میان مسجد جامع و ارگ یا میان ارگ و یکی دیگر از استحکامات شهری، یا میان یک بندر و مرکز شهر، مانند حلب، بغداد، دمشق، کویت، مهدیه، و تطوان
واژه بازار از پارسی میانه وازار(wāzār)، از پارسی باستانی واچار(vāčar) سرچشمه می گیرد.
جایگاه بازار در شهر اسلامی:در بررسی جایگاه بازارهای شهرهای اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا از لحاظ جغرافیایی و طبیعت پیرامونشان چهار وضع متفاوت تشخیص داده می شود:
در بنای بازارهای اسلامی با معماری سنّتی، سه بخش اصلی را می توان از هم تمیز داد:
عکس بازار
بازار به مجموعه ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت اطلاق می شود. از نظر تاریخی، بازار به محلی اطلاق می شود که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا یا خدمات به آن مراجعه می کنند. اما اقتصاددانان به مجموعه خریداران و فروشندگانی که به خرید و فروش کالا یا خدمات خاصی مبادرت می کنند، بازار می گویند. از دیدگاه بازاریابی، مجموعه خریداران، بازار را تشکیل می دهند. در عین حال، کلمه بازار بعضاً به مجموعه هایی غیر از مشتریان یا خریداران نیز اطلاق می شود مانند بازار نیروی کار یا بازار رای.
کاتلر، فیلیپ (۱۳۷۹)، «فصل اول»، اصول بازاریابی، ترجمهٔ فروزنده، بهمن، اصفهان: نشر آتروپات، ص. ص ۵۰
فیلیپ کاتلر (۱۳۸۵)، «بخش ۱»، مدیریت بازاریابی؛ تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، اجرا و کنترل، ترجمهٔ بهمن فروزنده، اصفهان: نشر آموخته، شابک ۹۶۴-۹۶۹۶۴-۱-۵
فیلیپ کاتلر، بازار را این گونه تعریف می کند::
بازار مشتمل بر تمام مشتریان بالقوه ای است که دارای نیاز و خواسته مشترک باشند و برای تامین نیاز و خواسته خود، به انجام مبادله متمایلند و توانایی انجام این کار را نیز دارند.
نظریه های گوناگون شکست بازار، از جمله پیروان کینز معتقدند بازار به تنهایی قادر به ایجاد تعادل های بهینه نیست و شکست بازار را باید با نظارت ها و دخالت های دولت جبران کرد.
بازار (به هندی: Baazaar) فیلمی محصول سال ۲۰۱۸ و به کارگردانی گاراو کی.چاوالا است. در این فیلم بازیگرانی همچون سیف علی خان، رادیکا آپته، چیترانگادا سینگ، دنزل اسمیت، روهان مهرا ایفای نقش کرده اند.
۲۶ اکتبر ۲۰۱۸ (۲۰۱۸-10-۲۶)
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بازار آرادان مربوط به دوره قاجار است و در آرادان، مرکز شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۵۴۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ین بنا در مرکز شهر آرادان واقع شده است که ابعاد آن در حدود ۵۵/۷۰×۴۰/۲۲ می باشد، این بنا در اوایل دوران قاجار با مصالح خشت و آجر ساخته شده و در اواسط دوران قاجار نماسازی جالبی توسط تاجری از خانواده یغمایی در آن صورت پذیرفته است. این بنا دارای ۳۱ حجره و دارای سردرهای جنوبی و شمالی زیبایی است که با آجر تراش نماسازی شده است. در میانه بازار یک فضای روباز و هشت ضلعی قرار دارد و در طرفین بازار برف انداز و بارانداز وجود داشته است. طاقهای بنا از نوع جناغی و کاسه پوش و اکثر مغازه ها دارای طاق آهنگ است این بازار در حال حاضر مورد استفاده مردم است و در سال ۱۳۹۱ به همت و پشتکار اداره میراث فرهنگی مرمت گردیده است. در زبان عامه مردم این بازار به عنوان بازار بالا شناخته می شود و مسجد مجاور آن به نام مسجد بالا شناخته می شود.
در آرادان، بازار پایین نیز وجود داشته است که در گذشته مسقف بوده است و به مرور فرو ریخته است. مسجدی نیز در مجاورت و در ضلع پایینی این بازار قرار دارد که نام مسجد پایین شناخته می شود.
یک بازار آزاد، بازاری است که در آن قیمت یک کالا یا خدمت، در تئوری، از طریق عرضه و تقاضا تعیین می شود، نه از طریق سیاستگذاری دولتی. یک بازار آزاد، در تضاد با بازار کنترل شده که در آن قیمت، عرضه یا تقاضا تابع سیاستگذاری یا کنترل مستقیم حکومت اند قرار دارد. به یک اقتصاد تشکیل شده از بازارهای آزاد اقتصاد بازار آزاد گفته می شود.
اقتصاد بازار آزاد
رقابت (علم اقتصاد)
علم اقتصاد
بخش خصوصی
خودسازمان دهی
رقابت پذیری
«بازار آزاد» (انگلیسی: Freemarket (film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد.
بازار آزاد در محیط زیست یک نگرش است که با مطرح کردن بازار آزاد، حقوق مالکیت و تعریف شبه جرم یکی از بهترین راهکارها برای محافظت از محیط زیست، درونی سازی هزینه های آلودگی و محافظت از منابع فراهم می کند.
تراژدی منابع مشترک به عنوان یکی از مسئله بنیادی در محیط زیست مطرح است. زمانی که زمین ها به عنوان یک منبع مشترک شناخته شوند، هر کسی می تواند از آن استفاده کند. زمانی که منابع مصرفی هستند، انگیزه ای برای کارآفرینان خلق می کند تا قبل از دیگران از آن ها استفاده کنند، بسیاری از منابع محیط زیستی مانند آب، هوا و جنگل ها یا توسط دولت یا به صورت مشترک نگهداری می شوند. مسئله این قانونگذاری این است که مالکیت را در اختیار اشتراکات سیاسی قرار می دهد، به این معنی که اشخاص تلاش می کنند تا منابع عمومی را برای نفع خودشان استفاده کنند، پدیده ای که به آن رانت خواهی گفته می شود.
حق تصدی- مستاجرین (مالکین موقت) به اندازه کسانی که حق تصدی منابع را دارند از منافع بند مدت منابع بهره مند نمی شوند، برای همین برای استخراج منابع تا آن اندازه که ممکن است انگیزه پیدا می کنند.
تخصیص سیاسی- اطلاعات سیاسی به اندازه ای که بازارها به دنبال اطلاعات برتر (فواید و ضررها) هستند انگیزه یافتن این اطلاعات را ندارند. با وجود اینکه مشارکت کنندگان زیادی برای دولت ورودی هایی جهت تصمیم گیری فراهم می کنند، دولت تنها یک تصمیم خواهد گرفت، این بدین معنی است که دولت که دولتها قوانینی خلق می کنند که به اندازه کافی برای موقعیت های محلی مناسب نیست. استراتژی دولتها این است که کشورها این است که از انتظارات خطرات که از طریق قانون گذاری ایجاد می شود پنهان شود.
یارانه های اشتباه-دولتها معمولاً یارانه هایی پیشنهاد می دهند که باعث اعوجاج در سیستم قیمت ها می شود، این به این معنی است که برخی از مشتریان برای محصولات کمتر پرداخت می کنند(underpaying) این مسئله باعث می شود تا مصرف کنندگان بسیار بیشتر از حد بهینه مصرف کنند. در ایران می توان به ارزان بودن قیمت آب و بنزین اشاره کرد که با پرداخت یارانه های اشتباه باعث صدمه دیدن محیط زیست شده است.
در حالی که مشکلات محیط زیست به عنوان یک مثال معروف از شکست بازار مطرح است، طرفداران بازار آزاد معتقدند که دلایل زیر مشکلات موجود را مطرح کرده است:
طرفداران بازار آزاد در محیط زیست معتقدند که بهترین راه برای حفاظت از محیط زیست استفاده از شبه جرم و قوانین قراردادی است که از حقوق مالکیت و دعاوی شبه جرمی است که از محیط زیست محافظت کند. آن ها معتقدند که اگر گروه های ذی نفع بتوانند آلوده کنندگان را مجبور به جبران خسارت وارده کنند، آلوده کنندگان اثرات جانبی مربوطه را کم یا حذف می کنند.
حامیان این تفکر ادعا می کنند که اقتصاد شاخه ای از بوم شناسی است. هر دو به مطالعه سامانه های وابسته پیچیده می پردازند و مسئله بنیادین برای اقتصاددانان محدودیت منابع است.
بازار احمد سنجر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان کمبل سلیمان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۶ نفر (۲۰خانوار) بوده است.
بازار اراک یکی از بناهای نخستین شهر اراک است. با این همه بنای مجموعه بزرگ بازار اراک شامل حمام، مسجد، مدرسه، آب انبارها، گذرها و کاراوانسراها در زمان فتحعلی شاه قاجار و توسط یوسف خان گرجی در سال ۱۲۲۸ هجری قمری در بافت مرکزی سلطان آباد (نام قدیم اراک) بنیان گذاشته شد. این بازار به مرکزیت چهارسوق، دارای دو مسیر شمالی، جنوبی و شرقی، غربی است که از ۴ جهت به دروازه های قدیم شهر متصل می شده است و به نوعی استراتژیک ترین نقطه شهر در زمان های گذشته بوده است.
فهرست بازارهای ایران
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تاریخ شکل گیری و ساخت بازار به دوران ساخت شهر قدیم سلطان آباد (اراک امروزی) بازمی گردد و در واقع تاریخ ساخت بازار شهر با تاریخ ساخت شهر یکی است، گرچه ساخت شهر چند سالی طول کشیده ولی در متون تاریخی به زمان دقیق ساخت بازار اشاره ای نشده است. چنان که در اسناد و کتاب های تاریخی بیان شده ساخت شهر احتمالاً حدود بیست سال طول کشیده و در این میان بنای بازار و ارکان آن مانند راسته ها و سراها و دالان ها در خلال همین سال ها ساخته شده است. بنای اولیه این بازار را حاکم وقت اراک (سپهدار اعظم) که نام مسجد و مدرسه ای در بازار نیز به نام وی می باشد در اوایل قرن ۱۳ گذاشت.
یکی از دلایل ساخت بازار وجود اقتصاد قوی در اطراف شهر سلطان آباد بود. مرغوبیت محصولات کشاورزی در منطقه عراق (اراک) و نیز شهرت جهانی فرش ساروق و نیاز به ایجاد مرکزی برای فروش محصولات انگیزه اصلی ایجاد شهر و بازار آن از لحاظ اقتصادی بود.
مجموعه بازار اراک بر اساس طرحی از پیش اندیشیده احداث شده است و بر خلاف بازارهای دیگر مسیر آن به صورت آزاد و منحنی نیست، بلکه مسیرها منطم و دارای تقارن هندسی هستند. راسته بازار با گذرهای متعددی که آن را قطع می کند اساس بافت شطرنجی شهر سلطان آباد قدیم را ساخته بود.
بازار اردبیل یادگاری از دوره صفوی و پیش از آن است. در قرن دهم هجری در زمان حکومت شاه تهماسب اول بازارهای اردبیل از رونق بسیار زیادی برخوردار بوده اند.
از تقسیم بندی کلی بازار اردبیل می توان به بازار بقالان، قصابان، خراطان، سراجان، قیصریه، چاقوفروشان، کلاه دوزان و بسیاری سرای دیگر اشاره کرد. راسته های موجود در بازار اردبیل عبارتند از: راسته اصلی بازار، راسته قیصریه، علافان، راسته پیرعبدالملک، بازار زرگران، سراجان، پارچه فروشان، کفاشان، مسگران، چاقوسازان، آهنگران و سراهای آن ها.
در قرن هفتم و هشتم بازار اردبیل رونق فراوان داشته است. در دوره های بعد، قسمتی از بازار بزرگ و تیمچه ها و سراها از موقوفات بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی به شمار می رفت و درآمد و عواید حاصله به مصرف مخارج این بقعه می رسید.
بازار ارومیه مربوط به دوره صفوی است و در ارومیه، در بافت قدیمی این شهر، مابین خیابان امام و بعثت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۶۲ با شمارهٔ ثبت ۱۶۳۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
قدمت بازار ارومیه به دورهٔ صفویان می رسد. کنیسهٔ مربوط یهودیان منطقه نیز در محدودهٔ این بازار قرار گرفته است. بازار ارومیه معماری ساده ای داشته و تاق ها، چشمه ها و گنبدهای مختلفی را در خود جای داده است. این بازار دارای تیمچه ها، حمام ها، سراها و مسجدهای مربوط به دوران زندیان و قاجاریان است.
عمده واردات در ان زمان نفت بود که از بازار خوی مرکز تجاری دوران خودش با شتر از قفقاز به بازار خوی و آنجا به بازار ارومیه - بازار تبریز و بازار اردبیل و ... انتقال می دادند داد و ستد می کردند.
آب انبار بازار ، آب انباری است مربوط به اوایل دوره صفویه که در شهر تاریخی تون و در خیابان فرهنگ روبروی امامزاده واقع شده است. این اثر در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۵۸۷۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آب انبار زنانه بازار در ضلع غربی مسجد النبی (شاه) قرار داشته و بزرگ ترین آب انبار بازار شهر قزوین است. از بناهای مرحوم آیت الله حاج ملا عبدالوهاب از علمای به نام شهر، رئیس مجتهدین قزوین و معاصر فتحعلی شاه قاجار است حجم مخزن این آب انبار ۲۳۵۰ متر مکعب و دارای پنج بادگیر است که همگی در پشت دیوارهای بازار و مسجد پنهان گشته اند.
کتاب سیر تاریخی بنای شهر قزوین و بناهای آن از محمد دبیرسیاقی،ISBN 964-7536-13-5
بقعه سید محمد بازار مربوط به دوره صفوی است و در شوشتر، چهار راه امام، ضلع شرقی خیابان امام واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۱۵۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
ابراهیم حوت بازار، روستایی از توابع بخش پلان شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان پلان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۲ نفر (۸۳خانوار) بوده است.
ارزش بازار (به انگلیسی: Market capitalization) (به صورت خلاصه : Market cap یا Mkt Cap) به مجموع ارزش روز و متعارف سهام یک شرکت سهامی عام گفته می شود. این ارزش معادل ارزش روز و جاری یک سهام ضرب در تعداد سهم های منتشر توسط یک شرکت است.
ارمنی بازار (به لاتین: Erməni Bazar) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان آغ داش واقع شده است.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
اسحاق بازار، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان پیرسهراب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۲۴ نفر (۱۴۴خانوار) بوده است.
انواع اصلاح ها عبارتند از: «اصلاح های ساده، زیگزاگ یا ABC، پهنه، مثلث و پیچیده». سه نوع کاربردی آن ها اصلاح های ساده، ABC و پیچیده هستند. روش معامله در هر یک از انواع اصلاح ها متفاوت است.
اصلاح هایی که تنها از یک موج تشکیل شده اند اصلاح های ساده نامیده می شوند. جهت یافتن انتهای اصلاح های ساده، معمولاً از تکنیک های معامله گری مبتنی بر خطوط و ابزار فیبو Ret استفاده می شود. تکنیک های رایج جهت یافتن انتهای اصلاح های ساده استفاده از انواع خطوط، یعنی خط روند صعودی، نزولی، چند محوره، چنگال اندروز و الگوی کفش است.
اصلاح های دارای سه موج را اصلاح های ABC می نامند. از مزایای این اصلاح ها، قابلیت تشخیص منطقه قیمتی و زمانی پایان آن ها است.
در این اصلاح ها
اقتصاد بازار (همچنین «اقتصاد بازار آزاد» و «اقتصاد بنگاه آزاد»؛ انگلیسی: Market economy) یک سیستم اقتصادی است که در آن تولید و توزیع کالاها و خدمات با مکانیزم بازارهای آزاد که توسط سیستم قیمت آزاد هدایت می شود (به جای بازارهای با برنامه)، انجام می گیرد. ویژگی اصلی این سیستم اقتصادی آن است که تصمیمات سرمایه گذاری، یا تخصیص کالای اساسی، به صورت اولیه از طریق بازارهای سرمایه و اقتصادی انجام می شود. این سیستم در مقابل اقتصاد دستوری (انگلیسی: Planned economy) قرار می گیرد که در آن تصمیمات سرمایه گذاری و تولید، به عنوان جزئی از یک برنامه تولیدی یکپارچه، توسط سیستم سیاسی حاکم یا سایر سازمان های بدنهٔ سیاسی که کنترل عوامل تولید را برعهده دارند، گرفته می شود.
«شخصی که فقط به منافع خود می اندیشد توسط یک دست نامرئی به جایی می رود که با خواسته های او مطابقت ندارد. این وضعیت برای جامعه ای که او بخشی از آن نبوده همیشه بد نیست. هر فرد با دنبال کردن مداوم علایق خود علایق جامعه را به طور مؤثر ارتقاء می دهد. من هرگز از کسانی که بر تجارت کالای مشترک (غیر رقابتی) اثر گذاشته اند چیز خوبی سراغ ندارم. (" ثروت ملل ")
در یک اقتصاد بازار، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان دربارهٔ آنچه که تولید یا خریداری می کنند، خود تصمیم می گیرند؛ در مقابل در اقتصاد با برنامه دولت دربارهٔ نوع و کمیت کالاهای تولید شده تصمیم گیری می کند. . در اقتصاد بازار هیچ هماهنگ کننده مرکزی عملیات را هدایت نمی کند، بلکه از دیدگاه نظری خودسازماندهی بر تعامل پیچیده عرضه و تقاضا و قیمت های تعداد زیادی کالا و خدمات حاکم است. حامیان اقتصاد بازار معتقدند اشخاصی که به دنبال علاقه شخصی خود در تجارت هستند، یک آرایش خود بخودی ایجاد می کنند که در تأمین مقادیر زیادی کالا برای جامعه به کارآمدترین شکل ممکن مؤثر است. آدام اسمیت می گوید:
«شخصی که فقط به منافع خود می اندیشد توسط یک دست نامرئی به جایی می رود که با خواسته های او مطابقت ندارد. این وضعیت برای جامعه ای که او بخشی از آن نبوده همیشه بد نیست. هر فرد با دنبال کردن مداوم علایق خود علایق جامعه را به طور مؤثر ارتقاء می دهد. من هرگز از کسانی که بر تجارت کالای مشترک (غیر رقابتی) اثر گذاشته اند چیز خوبی سراغ ندارم. (" ثروت ملل ")
در مدل اقتصادی یک بازار آزاد هیچ گونه دخالتی از سوی دولت یا منبع دیگری وجود ندارد. در جوامع سرمایه محوری که مدل نظری یک اقتصاد بازار آزاد بزرگ در آن ها رخ ندهد، اقتصاد زیر زمینی جایگزین یک اقتصاد بازار آزاد واقعی می شود.
مس میان بازار یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر تله سیاه استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
فهرست اندیس های استان سیستان و بلوچستان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بازار در دانشنامه آزاد پارسی

در شهرهای قدیم ایران، مجموعه ای متشکل از انواع مراکز عمومی شهری، و واحدهای تولیدی و تجاری، که ستون فقرات شهر را تشکیل می دهد. کارگاه های تولیدی و مراکز عمده فروشی و خرده فروشی، فضاهای اصلی بازارند، که بناهایی همچون مسجد، مدرسه، و حمّام در کنار آن ها قرار دارند. بازار غالباً در کنار مسجد جامع شهر قرار داشته است. بازار نوعی مجموعۀ خوشه وار درون شهری است، که در شهرهای سنّتی ایران، محورِ مهم زیستی بوده، و در پیوند با سایر عناصر اصلی شهر سنّتی، اساس شهر را تشکیل می داده است. پیکرۀ کالبدی و فضایی بازار ایرانی، اندام های معماری متنوّعی را دربر می گیرد که در پیوند و تنیدگی با هم، وجوه و مقیاس های مختلف اجرای امور اقتصادی، تجاری، و فرهنگی شهر را ممکن می ساخته اند. بناهای اصلی در بازار سنّتی بر چند نوع اند: راسته، سرا، کاروان سرا، تیمچه و دالان بازار. راستۀ بازار نظامی خطی دارد؛ گاهی بازار بیش از یک راسته دارد، و گاه راسته ها یکدیگر را قطع می کنند. در شهرهای حاشیۀ کویر، بیشتر بخش ها، ازجمله محور اصلی، سرپوشیده اند، فضاهای باز به صحن کاروان سراها و سراها، و گاهی تکیه ها منحصر می شوند، و در برخی قسمت ها فضاهایی نیمه باز وجود دارد. لیکن در مناطق مرطوبِ شمالی و جنوبی، بازار غالباً به صورت محوری روباز، همچون خیابانی با دکان هایی در دوسو دیده می شود. بازار در شهرهای سنّتی ایران، علاوه بر عملکرد کلّیِ تجاری، کانونی اجتماعی با نقشِ فرهنگی و گاه سیاسی نیز برشمرده می شود، و در بسیاری از تحوّلات تاریخی، به منزلۀ نهادی اجتماعی تأثیرگذار است. علاوه بر بازارهای مفصّل و شاخص شهرهای سنّتی ایران، در برخی از مناطق، بازارهای کوچک غیردائمی، و بازارچه های محلّی نیز وجود دارد. از بازارهای مهم ایران، بازار اصفهان، تبریز، کاشان، شیراز، کرمان، و تهران درخور ذکرند.

بازار در جدول کلمات

بازار
سوق
بازار اوراق بهادار
بورس
بازار بی رونق
راکد
بازار بی مشتری
رکود
بازار پرمشتری
گرم
بازار خرید و فروش اوراق بهادار
بورس
بازار خرید و فروش اوراق بهادار و معامله
بورس
بازار سهام
بورس
بازار یا پاساژ سقف دار
ساباط
بازار یاب
ویزیتور

معنی بازار به انگلیسی

agora (اسم)
بازار ، محفل
market (اسم)
بازار ، مرکز تجارت ، محل داد وستد
marketplace (اسم)
بازار ، بازار گاه ، میدان فروش کالا
bazaar (اسم)
بازار
mart (اسم)
بازار ، مرکز بازرگانی ، مرکز حراج
plaza (اسم)
بازار ، میدان ، میدان عمومی ، میدان محل معامله
forum (اسم)
بازار ، میدان ، محکمه ، دادگاه ، دیوانخانه ، محل اجتماع عموم

معنی کلمه بازار به عربی

بازار
سوق , منتدي , ميدان
متجر
مخرج
سوق
معرض
سوق مرکزي
رائج
تسويق

بازار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی اصغر ١٨:٠٤ - ١٣٩٥/٠٥/٢٧
بازار (بخش اول) 1) واژه 2) شهر و بازار در دوره اسلامی بازار بزرگ شهری جایگاه بازار در شهر اسلامی 3) مهمترین خصوصیات بازارهای م ، قیصریه ، بدستان )؛ میدان ؛ دالان ؛ چهارسو
پیوستگی میان اجزای مختلف بازار با قدمتهای متفاوت
جدا بودن محل کار (بازار) از محل سکونت
تجمع پیشه وران مختلف در راسته ها
بخشبندی بازار و اصول اساسی آن
مهمترین گونه های بازار از لحاظ شکل و کارکرد: بازار خطی ؛ بازار چندمحوری ؛ بازار مرکزی با خانهای پیرامونی ؛ بازار صلیبی ؛ بازار محله ؛ بازار بیرون شهری ؛ بازار صحرایی ؛ بازار زیارتی ؛ بازار صنایع دستی
4) کلیاتی در معماری و مصالح ساختمانی بازار
5) نظام درونی بازار
اصناف بازار
تشکیلات صنفی
بازارهای صنفی
احتساب و نظارت
بازار، در حدیث و فقه
6) بازارهای شهری قبل از اسلام و در دورة اسلامی
دورة جاهلیت و صدر اسلام (عکاظ ؛ مربد)
دورة اسلامی (قلمرو مرکزی ؛ مناطق پیرامونی )
7) نقش بازار شهری در زندگی اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی
و دینی
اشارات و سوابق تاریخی
ــ در ایران دو قرن اخیر:
مجلس وکلای تجار (1301)
قیام تنباکو (1309)
انقلاب مشروطیت (1324-1329)
نهضت ضدجمهوری (1302)
نهضت ملی شدن صنعت نفت (1329-1332)
قیام 15 خرداد 1342
انقلاب اسلامی (1356-1357)
8) پیشینه و خاستگاه بازار بزرگ شهری
یافته های باستانشناسی ، داده ها، و شواهد کهن تاریخی
پیدایش راسته های خرده فروشی
پیدایش سراهای سرپوشیده برای کالاهای گرانبها
پیدایش خانها برای تجارتهای عمده و خارجی
9) بازارهای موقت
بازارهای روستایی در ایران و افغانستان
بازارهای موسمی در جهان اسلام
10) بازار در ایران
بازارهای روستایی
بازارهای شهری
بازارهای ایران : اراک ؛ اصفهان ؛ تبریز؛ تهران ؛ رضا (مشهد)؛ قزوین ؛ قیصریة لار؛ کاشان ؛ کرمان ؛ وکیل (شیراز)؛ یزد
1) واژه . بازار، در فارسی میانه وازار r ¦ za ¦ wa ] w'c'l ؛ در فارسی میانه مانوی w'c'r [ با ترکیبهایی چون وازارگ (بازاری )، وازارگان (بازرگان )، وازارگانیه (بازرگانی )، وازاربَدْ (رییس بازار، ملک التجّار رجوع کنید به کتیبة سه زبانة شاپور اول در کعبة زردشت ، س 35؛ ماریک ، ص 330، 331؛ باک ، ص 265؛ ژینیو، ص 35)؛ و نیز رَسْتَگ ـ یـ ـ وازار r ¦ za ¦ rastag-i-wa (راسته یا رستة بازار رجوع کنید به دینکرد مَدَن ، ص 757). در پارتی واژار r ¦ a § z ¦ wa (درخت آسوریگ ، ص 76 ـ 77، س ، 104؛ ژینیو، ص 66)، در پازند r ¦ za ¦ va ؛ در ارمنی ar § vac و از آن akan ar § vac (بازرگان رجوع کنید به هوبشمان ، 1895، ص 242)؛ در سغدی مانوی rn § n/w'c § w'c با گونه های مختلف در گویشهای محلی ایران (رجوع کنید به هُرن و هوبشمان ، ج 1، ص 219). این واژه احتمالاً از صورت مفروض ایرانی باستان rana- ¦ a § -c ¦ vaha * گرفته شده ، که ترکیبی است از " g ¦ waha ¦ - vaha * در فارسی میانه " «بها» در فارسی دری ، از مادة wah- ، از ریشة هند و اروپایی wes- * (خریدن )، بازمانده در صورتهای : vasnؤ- هندی باستان ؛ nos ¦ o یونانی ؛ num ¦ num/ue ¦ ve لاتینی (بسنجید با vendre و vend در زبانهای فرانسه و انگلیسی ) و جزء دوم آن rana- ¦ a § c (بارتولومه ، ستون 581) از ریشة " ar- § c " پسوند r ¦ -za در فارسی میانه و ـ زار در فارسی دری ؛ مجموعاً به معنی جایگاه دادوستد (هنینگ ، ذیل w'c'rg'n ؛ گرشویچ ، ذیل شماره های 356، 392، 399، 1028، 1220؛ بِیْلی ، ذیل "bahoysana" ؛ بنونیست ، ص 125 و 126؛ باک ، ص 265، 266؛ هُرن و هوبشمان ، ص 219، 302، 558).
نظریه ها و پیشنهادهای دیگر دربارة پیشینة این واژه ، مانند نسبت آن با § aris § abic فارسی باستان (کتیبة بیستون ، س 64)، نظر دارمِسْتِتِر (ج 2، ص 129-131) و دیگران که بارتولومه ، هُرن و هوبشمان آن را نپذیرفته اند و آبایف (ش 1، ص 3-7) آن را مردود شناخته است ؛ و نیز با واژة «با» به معنی آش و خوراک پخته ، و نیز با فعل «باز آوردن » بکلی بی پایه است . این واژة ایرانی ، از راه بازرگانی ، از یک سو به عربی ، ترکی عثمانی ، و زبانهای اروپایی ، و از سوی دیگر به زبان سرزمینهای هند و سیلان راه یافته است ( بریتانیکا، ذیل "bazzar" ). گفته اند که اشتهار جهانی بازارهای قسطنطنیه (استانبول ) در اشاعة این واژه میان زبانهای اروپایی سهمی داشته است (رجوع کنید به بلوخ و وارتبورک ، ذیل "bazar" ). این واژه در عربی به صورت بازار؛ در ترکی به صورتهای بازار/ پازار؛ در فرانسه bazar و چند گونة دیگر؛ در اسپانیایی و پرتغالی bazar ؛ در ایتالیایی bazzar (مایرلوپکه ، ذیل همین واژه )؛ در انگلیسی از طریق ایتالیایی bazaar و چندین گونة دیگر؛ در زبان آلمانی basar ؛ در زبان روسی bazar ؛ در زبانهای صربی و مجاری از 447/1055 vؤsؤr, pؤzؤr ( r ¦ ىa ¦ va رجوع کنید به سکوک )؛ در هندی r ¦ za ¦ ba و در لحن عامیانة آن بَزار/ بَژار r ¦ a § r/baz ¦ baza ( " فرهنگ اردو، هندی و انگلیسی " )؛ ترنر، ( " فرهنگ نپالی - انگلیسی " )؛ در زبان مالایایی pazar ( بریتانیکا، همانجا) دیده می شود.
از آنجا که نخستین شواهد این واژه در زبانهای اروپای شرقی از قرن پنجم / یازدهم و در زبان فرانسه از 836/1432، یعنی قبل از زبان پرتغالی 951/1544 دیده شده است ، ( " گنجینة زبان فرانسه " ، ذیل "bazar" )، این تصور که پرتغالیها اولین بار این واژه را از هند به اروپا برده باشند بی پایه است . این شواهد نشان می دهد که بازار ایرانی با ویژگیهای خود زبانزد جهانیان بوده و واژة ایرانی بازار به بسیاری از زبانهای جهان درآمده است . امّا در کشورهای اسلامیِ عرب زبان تقریباً همه جا واژة عربی سوق و مصغّر آن سُوَیقه (بازارچه ) به کار برده می شود. این واژه که در نام کویها، روستاها، و دیگر مکانهای جغرافیایی بوفور به کار رفته است به ع ...
|

آریا بهداروند ١٧:٤٠ - ١٣٩٦/٠٧/١١
معنی بازار در زبان لری بختیاری
با:::باید.با
زار:::زار زدن.داد زدن.
فریاد زدن.جهت خبر دار شدن رهگذران از جنس فروشی خود در مغازه و خرید آن توسط رهگذران .با زار زدن

جمله لری بختیاری
خوی چیات بفروش ره
وازار زنی:::
اگر می خواهی
چیزهایت*اجناس*به فروش
برود باید زار بزنی*فریاد زدن*

وازار:::باید زار،باید فریاد.باید داد
زار:::فریادی که نوعی درخواست از مردم است .
بیاید و بخرید.نوعی خواهش
وا::باید
|

سروش دباغی ٠٢:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
واجار ~ وازار
|

هومن کشاورز ١٨:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
بازار=باز آر
یعنی= باز بیار...
بازار، شخص است نه مکان!
به کسی که دائم پول یا کالا و یا خدمت می آورد و عرضه می کند، بازار گفته می شود.
به کسی که پول می آورد، بازار خریدار؛
و به کسی که کالا یا خدمت عرضه می کند، بازار فروشنده گفته می شود.

با این معنی، کلماتی همچون بازاریابی اصالت معنایی پیدا می کنند.
بازاریابی یعنی= مشتری یابی
هومن کشاورز
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بازار برای کامپیوتر   • کافه بازار تهران   • شبکه بازار   • نصب مستقیم بازار   • نصب شبکه بازار   • دانلود بازار با لینک مستقیم   • بازار موبایل   • دانلود بازار نسخه 6   • معنی بازار   • مفهوم بازار   • تعریف بازار   • معرفی بازار   • بازار چیست   • بازار یعنی چی   • بازار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بازار
کلمه : بازار
اشتباه تایپی : fhchv
آوا : bAzAr
نقش : اسم
عکس بازار : در گوگل


آیا معنی بازار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )