برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1179 100 1

باغ شیرین

معنی باغ شیرین در لغت نامه دهخدا

باغ شیرین. [ غ ِ ] (اِخ ) نام نوایی از موسیقی. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (فرهنگ رشیدی ). لحن چهارم از سی لحن باربد. (ناظم الاطباء).از الحان باربد که برای خسروپرویز ساخته بوده است. (فرهنگ شعوری ج 1 ورق 180). از دستانهایی که در وصف قدرت و ثروت خسروپرویز ساخته شده است. (از ایران در زمان ساسانیان ص 508). نوایی است از موسیقی و نام لحن چهارم باشد از سی لحن باربد. (برهان قاطع) (هفت قلزم ). نوایی است و لحنی. (شرفنامه ٔ منیری ) :
چو کردی باغ شیرین را شکر بار
شدی باغ از زمین بوسش شکرخوار.
نظامی.

باغ شیرین. (اِخ ) از رودهای حوضه ٔ دریاچه ٔ اورمیه و از ملحقات باراندوز رود بعد از عبور از ماشقان. (از جغرافیای اقتصادی کیهان ص 83).

معنی باغ شیرین در فرهنگ معین

باغ شیرین
( ~ِ) (اِمر.) یکی از الحان باربدی .

باغ شیرین در جدول کلمات

باغ شیرین
یکی از سی لحن باربد

باغ شیرین را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی باغ شیرین   • مفهوم باغ شیرین   • تعریف باغ شیرین   • معرفی باغ شیرین   • باغ شیرین چیست   • باغ شیرین یعنی چی   • باغ شیرین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باغ شیرین
کلمه : باغ شیرین
اشتباه تایپی : fhy advdk
عکس باغ شیرین : در گوگل

آیا معنی باغ شیرین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )