برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1159 100 1

باغ

/bAq/

مترادف باغ: بستان، بوستان، حدیقه، روضه، فردوس، گلستان، گلشن، لاله زار، ملک

متضاد باغ: راغ

معنی باغ در لغت نامه دهخدا

باغ. (اِ) بستان. روضه. مشترک است در عربی و فارسی و جمع آن در عربی بیغان است. (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء). گلستان. صاحب آنندراج گوید: از مولوی حبیب اﷲخان شنیده شد که باغ لغت عربی است و بیغان جمع آن... در عرف هندیان به کاف فارسی خوانند و این از توافق لسانین بود - انتهی. محوطه ای که نوعاً محصور است و در آن گل و ریاحین و اشجار مثمر و سبزی آلات و جز آنها غرس و زراعت میکنند. (ناظم الاطباء). آبسالان. (برهان ). بوستان. ج ، باغات و این جمع تراشیده ٔ فارسی زبانان متعرب است. (از آنندراج ). در پهلوی : باغ «مناس 269» سغدی : باغ ، گیلکی : باک . فریزندی : باک ، نطنزی : باگ. سرخه ای و شهمیرزادی : باک. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). حدیقه. (انجمن آرای ناصری ) (برهان ). جایی که در اودرختان میوه دار و گل آور باشد. (هفت قلزم ). عُلجوم ؛ باغ بسیاردرخت. (منتهی الارب ). مَغلوبَه ؛ باغ بهم نزدیک و درهم و پیچیده درخت. (منتهی الارب ) :
ببگماز بنشست بمیان باغ
بخورد و بیاران او شد نفاغ.
ابوشکور.
کجا باغ بینی همه راغ بود
کجا راغ بینی همه باغ بود.
ابوشکور.
آمدآن نوبهار توبه شکن
پرنیان گشت باغ و برزن و کوی.
رودکی.
شاه دیگر روز باغ آراست خوب
تختها بنهاد و برگسترد بوب.
رودکی.
شکوفه همچو شکاف است و میغ دیباباف
مه و خور است همانا بباغ در صراف.
ابوالمؤید.
فخن باغ بین ز ابر و ز نم
گشته چون عارض بتان خرم.
دقیقی.
سروتن بشستی نهفته بباغ
پرستنده با او نبردی چراغ.
فردوسی.
سوی میوه و باغ بودیش [ خسروپرویز ] روی
بدان تا بیابد زهر میوه بوی.
فردوسی.
چو اندر بره خور نهادی چراغ
پسش دشت بودی و در پیش باغ.
فردوسی.
دگر شارسان برکه ٔ اردشیر
پراز باغ و پر گلشن و آبگیر.
فردوسی.
خداوندا یکی بنگر بباغ و راغ و دشت اندر
که گشته از خوشی و نیکویی و پاکی و خوبی.
منوچهری.
هر کجا باغ ...

معنی باغ به فارسی

باغ
بوستان، زمینی که دور آنرا دیوار کرده و، انواع درختان در آن کاشته باشند
( اسم ) ۱ - محوطه ای معمولا محصور که در آن انواع درختها و گلها کاشته باشند حدیقه . ۲ - چهر. محبوب . ۳ - روزگار گیتی جهان . یا باغ ارم . یا با عقل بدیع . بهشت . یا باغ رفیع . بهشت . یا باغ رنگین . گیتی جهان . یا باغ سخا . ۱ - گیتی جهان . ۲ - مردم صاحب همت . یا باغ پر ستاره . باغی که پر از گلهای شکفته باشد . یا باغ قدس . بهشت . یا باغ وسیع. بهشت .
دهی از لار
[ گویش مازنی ] /baagh/ باغ به معنی مطلق آن شامل هر نوع باغی اعم از باغ های صیفی کاری، جالیز و میوه
نام محلی در راه کرمان
دهی از گناباد
دهی از کرمان
باغی در هرات
دهی از جیرفت
دهی از فلاورجان اصفهان
دهی از اهواز
دهی از جیرفت
از باغات اصفهان
نام دهی از بخارا
باغ معروفی در شیراز
از طسوج لنجرود
باغی بوده است در شیراز
...

معنی باغ در فرهنگ معین

باغ
[ په . ] ( اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده و در آن میوه یا گل کاشته شده است ، بوستان . ، توی ~ نبودن کنایه از: ۱ - متوجه اصل مطلب نبودن . ۲ - پخته نبودن .
(غِ وَ) (اِمر.) نوایی در موسیقی قدیم .
( ~ِ شَ) (اِمر.) نوایی در موسیقی قدیم .
( ~ِ) (اِمر.) یکی از الحان باربدی .
( ~ .) (اِمر.) کوچه ای که راهی به باغ داشته باشد یا از کنار باغ بگذرد.

معنی باغ در فرهنگ فارسی عمید

باغ
زمینی که دور آن را دیوار کرده و انواع درختان در آن کاشته باشند، بوستان.
* باغ ارم: [قدیمی]
۱. [مجاز] بهشت.
۲. باغی مانند بهشت.
۳. باغی که شداد ساخت: دید باغی نه باغ بلکه بهشت / به ز باغ ارم به طبع و سرشت (نظامی۴: ۶۷۶).
* باغ بهشت:
۱. بهشت.
۲. باغ بسیار باصفا که از خرمی مانند بهشت باشد: در زمینی درخت باید کشت / کآورد میوه ای چو باغ بهشت (نظامی۴: ۵۵۱).
* باغ خلد: [قدیمی] بهشت، باغ بهشت.
* باغ سیاووشان: (موسیقی) [قدیمی] از الحان قدیم ایرانی.
* باغ شهریار: (موسیقی) [قدیمی] از الحان قدیم ایرانی.
* باغ شیرین: (موسیقی) [قدیمی] از الحان سی گانۀ باربد: چو کردی باغ شیرین را شکربار / درخت تلخ را شیرین شدی بار (نظامی۱۴: ۱۸۱).
* باغ وحش: محوطه ای که در آن انواع حیوانات اهلی و وحشی را برای تماشای مردم نگه داری می کنند.
بینندۀ باغ، آن که به تماشای باغ برود: باغ بین را چه غم که شاخ شکست / باغبان راست غصه ای گر هست (اوحدی: ۵۴۳).
بوستان پیرا، باغبان، آن که گل ها و درختان باغ را پیراید.
صاحب باغ.
کوچه ای که به باغ راه داشته باشد یا از کنار باغی بگذرد.

باغ در دانشنامه اسلامی

باغ
باغ ، محوطه ای غالباً محصور، ساخته انسان با بهره گیری از گل و گیاه ، درخت ، آب و بناهای ویژه که بر قواعد هندسی و باورها مبتنی است . و از آن به مناسبت در باب های خمس، تجارت، مساقات، اجاره، اطعمه و اشربه و احیاء موات سخن رفته است.
واژه : واژه باغ در فارسی میانه و نو به کار رفته است . در فارسی میانه مانوی به صورت b'w و در سغدی به صورت bag به معنای قطعه یا پاره ای از زمین است که مترادف با واژه اوستایی baga و سنسکریت bhaga به معنای بخش ، سهم ، دارایی و بهره به کار رفته است . baga در ختنی ، bag در ارمنی ، و baga شکل آرامی شده این واژه در تلمود به معنای زمین مشترک است . کلمه «باغ » در ترکیب های مختلفی به کار رفته است ؛ از جمله باغ بدیع به معنی بهشت ، باغ سیاوشان و باغ شهریار که نام دو نوا در موسیقی ایرانی است ، و نیز باغ شیرین که از الحان باربدی است و بعضی فرهنگ ها آن را لحن چهارم به شمار آورده اند، اما در خسرو و شیرین نظامی سی و یکمین لحن یاد شده است .
پیشینه
دریافت و باور انسان از باغ به عنوان بهشت و اشاره متون مذهبی به آغاز خلقت آدم و حوّا در باغ بهشت ، قدیم ترین نشان اهمیت باغ در روند حیات انسان است . داده های باستان شناختی محوطه چغامامی در عراق (در غربی ترین کوهپایه های زاگرس ، نزدیک مرز ایران ) نمایشگر رواج کشاورزی همراه با آبیاری ساده به روش افشان در پیش از هزاره ۶ق م است ؛ حدود ۵۰۰۰ق م کانال های جانبی متعددی نیز در این محل ایجاد شده است . اما درباره احداث باغ تا هزاره ۳ق م مدرکی در دست نیست . احتمالاً از اوایل هزاره ۳ق م باغ های سلطنتی در مصر وجود داشته است ؛ متون اساطیری و مذهبی سومری نیز در این هزاره اشاره به باغ های معابد در بین النهرین دارند. در منابع به کاخ - باغ هایی در بابل اواخر هزاره ۳ و اوایل هزاره ۲ق م اشاره شده است و پس از آن در متون آشوری میانه از توجه شاه به باغ ها و باغ داری و تلاش برای خو دادن درخت های وارداتی به محیط زیست تازه سخن رفته است . در اوایل هزاره یکم ق م باغ های شاهانه یکی از ویژگی های بیت المقدس بودند؛ همچنین می توان به باغ های شاهانه ای در سرزمین اورارتو اشاره کرد. در واقع در هزاره یکم ق م آشوری ها پدیدآورندگان باغ های یادمانی در خاور نزدیک بودند و گستره شگفت آوری از باغ های سلطنتی ...


باغ در دانشنامه ویکی پدیا

باغ
باغ به زمین هایی که برای پرورش گل و گیاه، میوه، سبزیجات، بوته ها، و درختان زیبا، حصارکشی شده باشند، باغ می گویند.چهل ستون قزوین   حافظیه   باغ فین   چهل ستون اصفهان   باغ عفیف آباد   باغ شاهزاده ماهان
صورت فارسی میانه کلمه همان باغ و صورت فارسی باستان آن باگَ بوده است به معنی بخش یا تقسیم یا قطعه زمین زیر کشت.
باغ، واژه ای فارسی است که در پهلوی و سغدی نیز به همین شکل بکار برده می شده. دیگر واژه به کاررفته در زبان های ایرانی برای باغ واژهٔ «پردیس» است که این خود واژه ای است برگرفته از پارسی باستان (پارادئزا) به معنی باغ و بوستان. پارادئزا در اوستا نیز دو بار بکار رفته است. این واژه در پهلوی پالیز شده و در فارسی دری هم بکار رفته است، هرچند که امروز پالیز را کشتزار خیار و هندوانه و گاه سبزیکاری گویند. در دوران هخامنشیان و بعد از آن سرتاسر ایران پر بود از باغ های بزرگ و باشکوه، به گونه ای که گزنفون نیز چندین بار از آن ها یاد می کند. این باغ ها که در روزگار خود بی نظیر بود در دیگر تمدن های بزرگ سابقه اینچنانی نداشت و مردم بسیاری نقاط جهان را جالب نظر آمد؛ لذا به اقتباس از ایرانیان باغ هایی در بسیاری نقاط جهان ساخته شد و همان واژه فارسی برای نامگذاری آن ها به کار برده شد. امروزه این واژه در زبان یونانی به صورت Paradeisos به معنی باغ، و زبان های فرانسه و انگلیسی به ترتیب Paradis و Paradise به معنای بهشت بکار می رود.
از حافظ:
عکس باغ
باغ، به مکانی گفته می شود که انسانها در آن به کاشت و رویش گیاهان می پردازند.
باغ امیربکنده
باغ لطفیان
باغ (دزفول)
باغ (خرم آباد)
باغ (زنجان)
باغ (سردشت)
باغ (شیروان)
باغ (لارستان)
باغ (ممسنی)
باغ (نیک شهر)
باغ، خراسان جنوبی
هم چنین باغ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

باغ در دانشنامه آزاد پارسی

محوطه ای غالباً محصور، ساختۀ انسان با بهره گیری از گل و گیاه و درخت، آب و بناهای ویژه که بر قواعد هندسی و نیز نوع باورهای انسانی مبتنی است. باور انسان از باغ به منزلۀ بهشت و اشارۀ متون مذهبی به آغاز خلقت آدم و حوا در باغ بهشت، قدیمی ترین نشان اهمیت باغ در حیات انسان است. باغ از روزگار قدیم در همۀ تمدن ها ازجمله مصر و چین وجود داشته است. در عصر اسکندر مقدونی باغ سازی در یونان پیشرفت بسیار کرد. رومی ها نیز با اقتباس از باغ های یونانی باغ های بسیاری احداث کردند. در ایران باستان پیشینۀ باغ به زمان هخامنشیان بازمی گردد. کاوش های صورت گرفته در پاسارگاد حاکی از آن است که واحدهای معماری این شهر به صورت مجموعه ای در میان باغی بزرگ قرار داشته است. با اسلام آوردن ایرانیان باغ سازی، که در پیش از اسلام رواج داشت، در ایران ادامه یافت. ملکشاه سلجوقی چون اصفهان را به پایتختی برگزید چهار باغ هایی در این شهر احداث کرد. پیش از تیموریان، حکمرانان آق قویونلو نیز به باغ سازی پرداختند، ازجمله مهم ترین آن ها باغ هشت بهشت در تبریز بود. در متون از باغ هایی از دورۀ حکومت آل مظفر یاد شده است، ازجمله باغ هایی در شهر یزد. بیشتر باغ های دورۀ صفوی در دو شهر قزوین و اصفهان و سواحل جنوبی بحر خزر در شرق مازندران احداث شده اند. از دوران زندیه شماری باغ باقی است که باغ نظر، باغ جهان نما در شیراز، و باغ دولت آباد یزد از آن جمله اند. در دورۀ قاجار باغ سازی در تهران توسعه یافت و با توسعۀ ارتباط با اروپا عناصری از باغ سازی غربی در طرح باغ های ایرانی راه یافت. ازجمله باغ های مهم دورۀ قاجاریه در تهران عبارت اند از قصر قاجار، اتابک، نظامیه، باغشاه، و باغ فردوس. باغ ایرانی از نظر طرح و نقشه به سه دسته تقسیم می شود: ۱. باغ های مسطح و کم شیب؛ ۲. باغ های شیب دار و صفه بندی شده و سکودار؛ ۳. باغ های احداثی در زمین های عارضه دار طبیعی با دریاچه ها. شکل هندسی باغ های زینتی عموماً مستطیل است. ورودی و خیابان بندی باغ ها به ترتیب به نوع استفاده ای که از باغ می شده و نقشه و شکل کلی باغ بستگی دارد. جوی ها نیز هم حالت آبنما دارند و هم برای آبیاری باغ استفاده می شوند. گیاهان باغ به پنج دسته تقسیم می شوند: درخت های بی بر، درخت های بی بر تزیینی، درخت های میوه، گل، و چمن. برخی باغ های تاریخی ایران در این دانش ...

نقل قول های باغ

باغ فضایی است که در آن به دست انسان گل یا درخت کاشته شده باشد.
• نشانه شناسی: باغ نماد بهشت زمینی، مرکز کیهان، بهشت آسمانی و نشانهٔ آن مرحله ای از مراحل معنوی است که با طبقات بهشت ارتباط دارد.»
• «بهشت زمینی در سفر آفرینش باغی بوده که حضرت آدم در آن کشت می کرده و مرتبط است با استیلای نباتات و اولویتِ آن ها در شروع یک دوره، و در پایان این دوره است که اورشلیم آسمانی شهری خواهد شد. در رم باستان، باغ یادآور بهشت گمشده است. می توان گفت که در روزگار ما همچنان انعکاس و جوهر جهان، باغ های ایرانی و ژاپنی هستند.»
• «باغ ها خاور دور دنیایی کوچک است، و در ضمن، طبیعت مرمت شده است و بازگرداندنِ طبیعت به صورت اولیهٔ آن، باغ دعوت آدمی است به مرمت طبیعت اولیهٔ وجود.»
• «صحن مساجد و حیاط خانهٔ مسلمانان نیز با حوض مرکزی اش تصویری از باغ بهشت است.»
• «در ایران که باغ معنایی نه فقط دنیایی چون ژاپن، بلکه معنایی ماوراءالطبیعه و عرفانی به خود می گیرد، عشق باغ ها مضمون اصلی معنویت در دنیای است. از شهیرترین دیوان های شعر، گلستان و بوستان اند…» -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با باغ

باغ در جدول کلمات

باغ
بستان
باغ ا فلاطون
اکادمی
باغ افلاطون است و معادل فرهنگستان
اکادمی
باغ انار
نارستان
باغ انگور
تاکستان
باغ بزرگ بدون حصار
بستان
باغ پرگل
گلشن
باغ خرما
نخلستان
باغ درخت انار
نارکند
باغ درختان مرکبات
نارنجستان

معنی باغ به انگلیسی

arboretum (اسم)
کشاورزی ، باغ
bower (اسم)
الاچیق ، باغ ، سایبان
garden (اسم)
باغ میوه ، باغ ، باغچه ، بوستان ، فردوس
tope (اسم)
باغ ، درختستان ، گنبد بودایی ، برج بودایی

معنی کلمه باغ به عربی

باغ
حديقة
متنزه
حديقة الحيوانات
روضة الاطفال

باغ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هلیا
باغ
1) اشتقاق واژه . واژه فارسی دری و میانه «باغ»؛ فارسی میانه مانوی b'w ( بویس، ص 26)؛ سُغدی مسیحی g B' در اصل به معنای تکه یا پاره زمین، (بنونیست، ص 105؛ گرشویچ، ذیل ش 1136)؛ ختنی bؤga (بیلی، ذیل واژه) به معنای بخش، بهر؛ ارمنی bag (ایوازیان، ص 21؛ آچاریان، ج 1، ص 373) با معانی تکه، بخش، سهم، میراث، با واژه گاهانی ga ¦ ba ، اسم خنثی به معنای بخش، بهر، برخ (یسنا 51، بند 1؛ بارتولومه، ستون 952) و هندی باستان ga ¦ bha ، اسم مذکر به معنای بخش، ملک، بهر که در ترکیب ga ¦ mi- bha ¦ bhu (مونیر ـ ویلیامز، ص 763، ذیل همین ترکیب؛ ترنر، ذیل ش 9430) به معنی قطعه زمین یا سهمی از ملک آمده است، برابر و همگی از ریشه باستانی bag * (بخش کردن) هستند که مصدر بَخْتَن در فارسی میانه و بخشیدن در فارسی نو به معنی بخش کردن از آن آمده است. نظیر همین گسترش معنایی در واژه عبری leq ¦ e ¤ h (سهم، بخش) که بعداً معنی کشتزار یافته (و نباید با eqlum اَکّدی و حَقْل عربی به مفهوم مزرعه اشتباه شود) و در ho klإros و tئmإros یونانی نیز دیده میشود ( ایرانیکا ، ذیل «باغ»)، وام واژه آرامی ¦ a ¦ g ¦ ba در تلمود به معنی زمین مشترک نیز از همین اصل است (دالمان، ص 45).
واژه رَز در فارسی نو و میانه به معنی تاکستان (احتمالاً از ریشه raod (اوستایی «روییدن»)، در گویشهای طبری و خوانساری و گویشهای شمال غربی ایران مرادف واژه باغ و به همین معنی به کار میرود و بهترین شاهد آن ترکیب «خرمه رز» به معنای باغ خرّم، و «رزان» به معنی باغها و درختستانها، در تاریخ طبرستان است (ج 1، ص 72، 300؛ کیا، ص 238). کاربرد ترکیب Dadbaka-bag در کنار Dadbaka-ras و اطلاق آنها به زمین قابل کشت در اسناد یونانی اورامان از کاربرد همزمان باغ و رز به یک معنی از روزگار باستان حکایت دارد. هزوارش رز در فرهنگ پهلوی به صورت کَرْما (درعربی کَرْم) و در اسناد اورامان ونسا آمده است (آیلرز و مایرهوفر، ص 92، آیلرز و شاپکا، ص 379). واژه ایرانی پالیز که در فارسی نو به معنای مزرعه صیفی کاری است و در اصل به معنای مطلق باغ به کار میرفته و به صورت فالیز معرب شده، از صورت اوستایی pairi- za ¦ dae (و صورت مفروض فارسی باستان paridayda * ) است که وام واژه یونانی hت Parؤdeisos به معنای «آغل صحرایی چارپایان» بهشت و نیز «فردوس» عربی برگرفته از آن است.
منابع: ابناسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال، تهران 1320 ش؛ اوستا. یسنا. گاثاها، مجموعه اوستا، گاثاها: سرودهای زرتشت ، گزارش پورداود، تهران 1354 ش؛ ماریا ایوازیان، وام واژههای ایرانی میانه غربی در زبان ارمنی ، تهران 1371 ش؛ محمدصادق کیا، واژه نامه طبری ، تهران 1316 ش؛
H. Acharian, Haieren Armatakan Bar aran , Yerevan 1971; H.W.Bailey, Dictionary of Khotan Saka , London 1979; Ch.Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch, Strasburg 1940; E.Benveniste, Grammaire Sogdienne , 2.e Partie, Paris 1929; M. Boyce, A word list of Manichean Middle Persian and Parthian , Leiden 1977; G.Dalman, Aramجisch- Neuhebrجisches wخrterbuch , Frankfurt 1901; W. Eilers, M. Mayrhofer, "kurdisch bu ¦ z und die indogermonisehe "Buchen"-Sippe...", Mitteilungen fدr Die Anthropologische Gesellshaft Wien , 92 (1962); W. Eilers, V. Schapka, "Mitteliranische Mundarten" aus der Sammlung W. Eilers 1: Die Mundart von Chunsar , Wiesbaden 1976; Encyclopaedia Iranica, s.v. "Ba ¦ g ¦ " (by W. Eilers); I.Gershevitch, A grammar of Manichean Sogdian , Oxford 1961; M.Monier-Williams, A Sanskrit- English dictionary , Oxford 1976; R. L. Turner, A comparative dictionary of The Indo-Aryan languages , London 1973.
/ ایرج پروشانی /
2) سابقه . باغ از دیرینهترین روزگار وجود داشته و در همه تمدّنها از جایگاه با اهمیتی برخوردار بوده است. در قصص راجعبه آدم و حوا، این دو از بدو ظهور در باغ بودهاند (برای مثال رجوع کنید به سفر پیدایش، 2: 8؛ بقره: 35). قدیمیترین اشارهها به باغهای جهان، در برخی منابع تمدنهای کهن، چون مصر و چین، دیده میشود. وجود باغ در مصر قدیم از نقشهای آثار باستانی آن سرزمین پیداست. در طیوه (= طیبه/ تِبای/ تِب)، شهر قدیم و مشهور مصر، در نقشه باغی متعلق به چهارده قرن پیش از میلاد، حوضی دیده میشود منقّش به مرغان و پرندگان دریایی که گرداگرد آن نقشهایی از گیاهان و درختان میوهدار و نهالها و بوتههای گل وجود دارد (برای آگاهی از سابقه باغ در ایران رجوع کنید به ادامه مقاله).
در عصر اسکندر مقدونی، باغسازی در یونان پیشرفت بسیار کرد و باغهای زیادی در سرزمینهای یونانی ساخته شد. رومیها با اقتباس از باغهای یونانی، چه در اطراف ساختمانهای قدیم و چه به صورت مجزا، باغهای بسیاری احداث کردند. باغهای شهر رُم، که اغلب اقتباس از طرح باغهای شرقی است، نشانه توجه به زیباییهای طبیعی و نیز رفاه و ثروت طبقات متمکّن رومی است؛ بویژه آنکه آب وهوای شبه جزیره ایتالیا و فراوانی آب برای رشد و پرورش گل و گیاه مساعد بوده است. بر دیوارهای کاخ پمپئی، منظرههای زیبایی از باغ با نقش و نگار و به رنگهای مختلف دیده میشود. همچنین در تالار وسیع زیرزمینی آن باغچهای ساخته بودند با دیوارهای منقش به منظرههایی از باغهای سرسبز با درختان گل و میوه و پرندههای زیبا.
در قرن سیزدهم میلادی مارکوپولو به چین رفته و تفرجگاههای قوبیلای قاآن را دیده است. معمولاً در چین باغ به طور طبیعی به وجود میآید، و تصویرهایی که نقاشان چینی با هنرنماییهای خاص خود کشیدهاند، زیبایی آنها را با جلوههای خاصی نشان میدهد. باغهای ژاپنی به تأثیر از هنر باغسازی چینی ساخته شده است.
منابع : رجوع کنید به بخش باغ در سرزمینهای اسلامی، منابع ذیل «ه ».
/ عبداللّه چغتایی ( با اندکی تلخیص از: د. اردو ) /
3) باغ در نظر مسلمانان. اهمیت باغ در زندگی گذشته ...
منصور
باغ یک کلمه تورکی است که معنی فارسی آن حصار ومحیط بسته شده را می گویند. که کاربرد فروانی دارد مانند باغ شلوار که فارسی آن کمربند میشود ویا یک باغ یونجه یعنی یک بسته یونجه. که از فعل باغلاماق تورکی که به معنی بستن. است گرفته شده است
فر کیانی
باغ یک واژه ی پارسی ست که در فرهنگ واژگان اوستایی به شکل băga به ماناک share, property, garden در کتاب ریشه یابی علی نوری آمده است.... در فرهنگ واژگان اوستایی فریدون جنیدی و احسان بهرامی به دیسه ی ِِبغ= beqe باغ آمده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی باغ   • معنی باغ در جدول   • باغ میوه   • باغها در جدول   • باغ فروشی   • باغ و بوستان در جدول   • باغ زیبا   • خرید باغ   • مفهوم باغ   • تعریف باغ   • معرفی باغ   • باغ چیست   • باغ یعنی چی   • باغ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باغ
کلمه : باغ
اشتباه تایپی : fhy
آوا : bAq
نقش : اسم
عکس باغ : در گوگل

آیا معنی باغ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )