انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1064 100 1

باقرخان

/bAqerxAn/

معنی باقرخان در لغت نامه دهخدا

باقرخان. [ ق ِ ] (اِخ ) از شعرای پارسی گوی هندوستان و ازاحفاد امیر نجم ثانی است. او در زمان جهانگیر شاه میزیست و در اواسط قرن 11 هَ. ق. درگذشت. از اوست :
غالباً در هند زلف او طلسمی بسته اند
هر دل آواره کانجا رفت دیگر برنگشت.
(از قاموس الاعلام ترکی ج 2ص 1201).

باقرخان. [ ق ِ ] (اِخ ) باقرخان خراسکانی از امرای آقا محمدخان قاجار در اصفهان. جعفرخان زند پسر صادق خان در اوائل ماه صفر 1200 هَ. ق. متوجه اصفهان شد و باقرخان خراسکانی که اصفهان را از طرف آقامحمدخان در تصرف داشت به قلعه ٔ طبرک پناهنده گردید و مدتی قلعه بمحاصره افتاد و آخر قلعه گشاده شد و باقرخان گرفتار گشت و به قتل رسید. و رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ، ص 361 شود.

باقرخان. [ ق ِ ] (اِخ ) (سالار ملی ) یکی از دو مدافع معروف تبریز (مدافع دیگر ستارخان است ). قزوینی گوید: در مدت یازده ماه تمام از 23 جمادی الاولی 1326 تا اواسط ربیعالثانیه ٔ 1327 هَ.ق. در مقابل قشون عظیم دولتی که بحکم محمدعلی شاه تبریز را محاصره کرده بودند، در این مدت یازده ماهه ستارخان سردار ملی و همین باقرخان سالار ملی به همراهی اکثریت مردم شجاع از جان گذشته ٔ تبریز بانضمام عده کثیری از مجاهدین گرجی و ارامنه و قفقازی که از اطراف به مدد اهل تبریز روی آورده بودند شهر را مردانه دفاع نموده و با مقاومت شدید عدیم النظیر که چشم عالمی را فی الواقع خیره نموده بود حملات قشون دولتی را تقریباً در تمام مدت این یازده ماه که در اغلب روزها تجدید میشد رد کرده و حمله کنندگان را تا اردوی شان عقب میراندند و هر روز جمع کثیری از طرفین مقتول و مجروح می شدند تا بالاخره ملّیّون فاتح آمدند و قشون دولتی از اطراف تبریز برخاستند و بدین طریق اهالی تبریز در تحت سرکردگی ستارخان و باقرخان مشروطه را که بکلی در شرف زوال بود و در جمیع نقاط ایران شعله ٔ آن خاموش شده بود از دست استبداد محمدعلی میرزا و سرداران خونخوار و یغماگر او مثل شجاع نظام و رحیم خان چلبیانلو و حاج صمدخان شجاع الدوله و امثال ایشان بالاخره نجات دادند. پس از ختم غائله تبریز و انتقال ستارخان و باقرخان به طهران در واقعه ٔ مهاجرت ملیون از تهران به کرمانشاهان و از آنجا بقصر شیرین در اوایل جنگ عمومی اول ، باقرخان با جمعی از همراهان خود نیز جزو آن مهاجرین بودند. در مراجعت ثانوی عده ٔ مهاجرین بکرمانشاهان از جمله ایشان باقرخان بود. باقرخان با کسانش در دهی در ولایت کرمانشاهان منزل کرده بودند و شبی محض گذرانیدن وقت مجلس قماری با رفقا بر پا کرده بودندو بدون احتیاط پولها را در برد و باخت آشکارا به یکدیگر رد وبدل می کردند و صاحب منزل که یکی از رؤسای اکراد بوده این اعمال را می پاییده و ملتفت پول دار بودن آنها شده در اثناء شب وقتی که باقرخان و همراهان غرق خواب بوده اند کردها بطمع لیره و اموال ایشان جمیع ایشان را سربریده اجساد ایشان را در گودالی دفن و مخفی کرده بوده اند. و این واقعه در شهور سنه ٔ هزار وسیصد وسی و پنج قمری و بظن قوی در نیمه ٔ دوم سال مذکور مطابق شهور هزار و نهصد و هفده میلادی روی داده بوده است. بخواهش این جانب آقای عباس اقبال مدیر مجله یادگار مکتوبی بآقای سرتیپ هاشمی داماد مرحوم باقرخان نوشته و از تاریخ قتل آن مرحوم و کیفیت آن و محل آن سوءالاتی نموده بودند و اینک مکتوب ذیل را که آقای سرتیپ هاشمی در جواب مکتوب آقای اقبال مرقوم فرموده اند عیناً و بدون تصرف ذیلا نقل میکنیم (تاریخ وصول این جواب به دست مرحوم قزوینی 23 اسفند 1326 بوده است ): «مرحوم باقرخان سالار ملی در تاریخ ششم محرم 1334 هَ. ق. با سایر مهاجرین از تهران خارج ، از طریق قم ،کاشان ، اصفهان ، بروجرد و کرمانشاه بخاک عراق رفته در بین همدان و کرمانشاهان نیز با روسها مصالحه نموده پس از عقب نشینی ترکها و آلمانها از عراق و تصرف آنها از طرف انگلیس ها عده ای از مهاجرین بطرف داخله ترکیه و اسلامبول رفته وعده ای دیگر به ایران مراجعت کردند، در همان موقع چون سالار ملی از رفتن بداخله ٔ ترکیه و پناهنده شدن بترکها امتناع ورزید، روسها هم همه جا در خط کرمانشاه بودند او از مراجعت به ایران و تسلیم شدن مثل سایر مهاجرین بروسها نیز خودداری و اظهارنمود که چون این عمل برای او ننگ است تا رفتن روسهااز خط کرمانشاه و آزاد شدن راه تهران ، در حدود کرمانشاه بسر خواهد برد، این است که با هیجده نفر از مجاهدین و کسان خود در نزدیک مرز قصر (شیرین ) در قلعه وخانه ٔ شیخ وهاب و محمد امین کرد طالبانی متوقف میگردد. محمد امین مزبور که از اشرار معروف و از اشخاص ابن الوقت بوده گاه با ترک و گاه با انگلیس و گاه با روس علیه آن دیگری می ساختند، در یکی از شبها موقعیکه سالار ملی و کسان او در خواب بوده اند باعده ای از اتباع خود که محرمانه قبلا با آنها تبانی کرده بوده بواسطه ٔ فطرت پست و طمع اسب و اسلحه غفلةً در حین خواب سالار و کلیه همراهان او را مقتول و اجساد آنها را در گودالی مدفون و مخفی کرده اسب و اسلحه ٔ آنها را تصرف می نمایند، پس از چندی دیگر انگلیسی ها از این موضوع مطلع می شوند، محمد امین را اغفال و دستگیر و در زیر شکنجه او را مجبور باظهار حقیقت و جزئیات امر نموده اجساد را بیرون آورده پس از معاینه و عکس برداری با علامت مخصوص در همانجا دفن میکنند و محمدامین و مرتکبین را اعدام و قلعه را نیز ویران می نمایند، چون یادداشت ها در این مورد در دسترس نمیباشد تاریخ مقتول شدن آن مرحوم را نتوانست ذکر نماید، با مراجعه به تاریخ اشغال بغداد و مراجعت مهاجرین از خاک عراق که مقتول شدن مرحوم سالار ملی پس از مدت کمی از مهاجرت بوده تقریباً معلوم خواهد شد. تصور میرود بین سالهای 1295 - 1296 هَ. ق. باشد. (از وفیات معاصرین قزوینی مجله ٔ یادگار سال پنجم شماره ٔ 1 و 2). مرحوم کسروی پایان کار سالار ملی را چنین مینگارد: باقرخان سالار ملی پس از ستارخان در میان سرداران آزادیخواهی دوم کس او شمرده میشد. این مرد درس نخوانده بود و دانشی نداشت ولی در سایه ٔ غیرتمندی و مردانگی و دلیری بکارهایی برخاست که نامش همیشه در تاریخ خواهد بود. در نگهداری یازده ماهه ٔ تبریز کوی خیابان کار بسیاری انجام داده وخیابانیان همیشه سرفراز کوششهای جانبازانه ٔ گذشتگان خود خواهند بود، سردسته ٔ خیابان نیز شادروانان باقرخان و میرهاشم خان بودند. سالار در تهران میزیست و گوشه گیری مینمود، چون داستان کوچ [ مهاجرت ] پیش آمد درتهران ماندن نتوانسته و از دنبال کوچندگان خود را بآنان رسانید و در همه جا همگام میبود و چون دوباره عثمانیان به ایران آمدند و کوچندگان دسته دسته در پی آنان می آمدند، سالار هم با میرزا علیخان یاوراف و حسن آقا قفقازی که اینان هم از مجاهدان بنام آذربایجان میبودند و با چند تن دیگر که روی هم هفت تن میشدند در دیهی در نزدیکی قصرشیرین شب را فرود آمدند و چون گمان دیگری نمیبردند و بیم نمیداشتند، پس از شام لخت شده و خوابیدند و کردان چون لیره و پول بسیار نزد ایشان سراغ میداشتند نیمه شب بسرشان ریختند و همه را در رختخواب سربریدند. بدینسان یکی از سرکردگان آزادی از میان رفت. (تاریخ هیجده ساله ٔ آذربایجان ص 670).

باقرخان. [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرجند که در 4 هزارگزی شمال درمیان بر سر راه مالرو عمومی درمیان ، دردامنه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و 97 تن سکنه ، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و شلغم و شغل مردمش زراعت و مالداری وراهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی باقرخان به فارسی

باقرخان
دهی از بیرجند است

باقرخان در دانشنامه اسلامی

باقرخان
باقِرْخان (د ۱۳۳۵ق /۱۹۱۷م )، ملقب به «سالار ملی »، از رهبران برجسته انقلاب مشروطه و یار و هم رزم ستارخان (ه م ) می باشد.
باقِرْخان (د ۱۳۳۵ق /۱۹۱۷م )، ملقب به «سالار ملی »، از رهبران برجسته انقلاب مشروطه و یار و هم رزم ستارخان (ه م ) می باشد.باقرخان، فرزند حاج رضا تبریزی در محله «خیابان » تبریز، گویا در ۱۲۷۸ق /۱۲۴۰ش متولد شد و مردی عامی و بی سواد بود که از زندگی او پیش از ظهور در نهضت مشروطیت (۱۳۲۴/۱۹۰۶)، اطلاع چندانی در دست نیست . ظاهراً در جوانی به بنایی اشتغال داشت و در محله خود به دلیری و عیاری شهره بود و به این سبب ، یک چند کدخدای آنجا شد. گفته اند که به روزگار ولیعهدی مظفرالدین میرزا در تبریز، در زمره فراشان یا یوزباشیان دستگاه او درآمد و در استیفای آذربایجان هم مدتی مأمور گردآوری مالیات بود.
مشروطیت و باقرخان
اما آنچه او را برانگیخت تا استعداد خویش را در سازمان دهی جنبش توده ها و رهبری آن نشان دهد، تلاش های محمدعلی شاه در برافکندن بنیاد مشروطه و ظهور دوره استبداد صغیر بود.
← انتقال مرکز مقاومت به تبریز
در این کشاکش ها مجاهدان مشروطه خواه گیلان و اصفهان به سوی تهران پیشروی کردند، و در قریه بادامک به هم پیوستند و در ۲۳ جمادی الاخری ۱۳۲۷ وارد تهران شدند و پس از جنگ های خیابانی و تصرف مراکز دولتی به حکومت سیزده ماهه استبداد صغیر و به سلطنت خودکامه محمدعلی شاه (حک: ۱۳۲۴ـ۱۳۲۷) پایان دادند و حکومت موقت، را برقرار کردند.
← مخبرالسلطنه والی آذربایجان
...
باقرخان عراقی فرزند محمّد انصار ترک همدانی، از چهره های آزادی خواه و مبارز عصر مشروطیت و پس از آن می باشد.
باقرخان عراقی فرزند محمّد انصار ترک همدانی، از چهره های آزادیخواه و مبارز عصر مشروطیت و پس از آن است. او در حدود ۱۲۸۹ق در اصفهان متولّد شد. در ۵ سالگی پدر را از دست داد. او تحصیلاتش را در اصفهان به پایان رساند و به تدریس مشغول شد. او پس از رفتن به تهران و آشنایی با حیدر عمو اوغلی، تمایلات سوسیالیستی یافته و پس از مدّتی به نهضت جنگل پیوست. او در نبردهایی که در گیلان رخ داد مجروح شد و پس از مدّتی درگذشت و چون مادرش از بستگان ملّا احمد ملّاباشی (از بانیان تکیه میرزا ابوالمعالی) بود. در تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد به خاک سپرده شد. او برادر بزرگتر تقی فداکار بنیان گذار اتّحادیه های کارگری اصفهان است.
لاجوردی، حبیب، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران، ص۴۲.
 ۱. ↑ لاجوردی، حبیب، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران، ص۴۲.۲. ↑ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
منبع
مهدوی، سیدمصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۲، ص۱۳۱.    
...
آقا باقر خوراسکانی معروف به «باقرخان» یکی از حاکمان اصفهان می باشد.
آقا باقر خوراسکانی معروف به «باقر خان» در خوراسکان متولّد شد. پدرش کاظم صفّار، از ملّاکان و متمولین خوراسکان بود. علی مراد خان زند هنگامی که از شیراز برای سرکوب ذوالفقارخان افشار خمسه ای به طهران می رفت، باقرخان را نایب الحکومه اصفهان قرار داد. او پس از مرگ علی مراد خان زند، اموال و اثاثیه او را تصرف کرده و در طالار طویله به تخت سلطنت جلوس کرد، و خود را «شاه باقر» نامید و سکّه به نام خود زد. جعفرخان زند، پادشاه جدید زندیه در ۸ فرسخی اصفهان از طغیان باقرخان مطلع شده و به اصفهان حمله برد. سپاهیان باقرخان نیز به مخالفت او برخاسته و قصد کشتن او را داشتند. وی از طالار طویله فرار کرد و موفق به خروج از اصفهان شد. امّا در رویدشت گرفتار شده و به اصفهان آورده شد و به دستور جعفرخان او را در قلعه طبرک زندانی کردند.
قتل باقرخان
در این هنگام آقا محمّدخان قاجار مدّعی سلطنت و رقیب سرسخت زندیه به سوی اصفهان حرکت کرد. جعفرخان که یارای مقاومت نداشت. تمام اثاثیه سلطنتی و خانواده خود را رها کرده و از اصفهان به شیراز گریخت. آقا محمّدخان به اصفهان وارد شد، و باقرخان را آزاد کرد و حکومت اصفهان را به او داد و خود به طرف طهران حرکت کرد و در تهران به سال ۱۲۰۰ق به تخت سلطنت نشست. در این زمان جعفرخان بار دیگر به اصفهان حمله کرده و اصفهان را تصرّف کرد. باقرخان به قلعه طبرک پناه برد و تا سه ماه مقاومت کرد، اما بالاخره دستگیر شده و به شیراز برده شد و در ۲۱ محرم ۱۲۰۱ق در شیراز به قتل رسید.
محل قبر باقرخان
قبر او در قبرستانی قدیمی در خیابان رباط اصفهان وجود داشته است. ولی امروزه قبر او از بین رفته و در جای قبرستان قدیمی، مدرسه هدایت را ساخته اند. مرحوم مهدوی معتقدند او در جنگ و ستیز با زندیه در حوالی محلّه تیران و آهنگران در شمال اصفهان کشته شده و در این قبرستان مدفون شده است.
خدمات
...
باقرخان تنگستانی، رهبر تنگستانیها در مبارزه با اشغالگران انگلیسی، در دوره محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار بود.
احتمالاً در فاصله سالهای ۱۲۰۳ تا ۱۲۰۷ در روستای لِیلَک/ لیلگ ، از توابع تنگستان ، به دنیا آمده است. خاندان وی بسیار متنفذ بودند. جد بزرگ خاندان تنگستانی، حسن مشکور ، همراه قبیله اش از نجد (در جنوب عربستان ) به تنگستان ایران مهاجرت کرده و از ارکان مهم سیاسی و اقتصادی آن جا شده بود. بزرگان این خاندان قلعه مستحکمی با باروهای بلند و خندق عمیق در لیلک احداث کردند و آن را مقر اصلی خاندان قرار دادند. پس از مدتی لیلک مرکز اصلی تنگستان گشت. در پی تلاش رئیس احمدشاه تنگستانی، پدر باقرخان، در به قدرت رساندن کریم خان زند ، قدرت و محدوده حکمرانی خاندان تنگستانی افزایش یافت. پادشاهان زند و قاجار و حکمرانان محلی منطقه از آنان حمایت می کردند و غالباً در مأموریتهای دشوار نظامی برای سرکوب دشمنان داخلی یا خارجی از قدرت آنان بهره می بردند.
جانشینی پدر
از کودکی باقرخان تنگستانی اطلاع چندانی در دست نیست. وی پدرش را در ۱۲۴۶ از دست داد و اندکی پس از آن با فرمانِ رضاقلی میرزا ، نایب الایاله، با سمت حکمرانی تنگستان جانشین پدر شد، وی ارتش کوچکی مرکّب از صدها تفنگچی تنگستانی تشکیل داد. در ۱۲۵۰، محمدشاه قاجار ، به سبب رضایت از کارآمدی باقرخان در تنگستان، طی فرمانی جبّه ترمه و خلعت شاهی به وی اعطا کرد.
دفاع از مرزهای جنوبی ایران
در ۱۲۵۴، انگلیس برای در تنگنا قرار دادن دولت محمدشاه قاجار جهت رفع محاصره هرات ، بوشهر و جزیره خارک را اشغال کرد. این امر منجر به پیدایی جنب وجوشی در بوشهر شد و باقرخان با همراهی شیخ حسن آل عصفور (مجتهد بوشهر) و مردم آن جا انگلیسیها را از بوشهر اخراج کردند؛ در نتیجه، انگلستان مرکز نمایندگی خود را به خارک انتقال داد باقرخان برای جلوگیری از تبلیغات مخرب انگلیسیها برای وحشی جلوه دادن عشایر تنگستانی، شخصاً به هنل، نماینده سیاسی انگلیس مقیم خلیج فارس ، اطمینان داد که در مدت تعطیلی کنسولگری از اماکن متعلق به انگلیسیها حفاظت کند. دولت ایران به پاس خدمات باقرخان در دفاع از مرزهای جنوبی ایران، درجه سرهنگی به او اعطا کرد.
حکومت بوشهر
...

باقرخان در دانشنامه ویکی پدیا

باقرخان
باقر خان (۱۲۴۰ آذربایجان تبریز - ۱۲۹۵ قصر شیرین) مشهور به سالار ملّی، از روحانیون مبارز جنبش مشروطه بود.
جنبش مشروطه ایران
ستارخان
حیدرخان عمواوغلی
واقعه باغ اتابک
باقر خان فرزند حاج رضا بنا بود، شغل وی بنّائی بود ولی در جریان مشروطیت به مجاهدین پیوست. ریاست مجاهدین محله خیابان تبریز را بعهده داشت. پس از به توپ بستن مجلس، به دستور انجمن ایالتی همراه با ستارخان به جنگ مسلحانه با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت، پرداخت. هم زمان با او، ستارخان در محله امیرخیز، محله دیگر تبریز، با دولتیان جنگ می کرد. در اثر همکاری او با ستّارخان کار مشروطه طلبان پیشرفت کرده و تبریز از محاصره درآمد. پس از پیروزی مجاهدین، مجلس شورای ملی باقرخان را به لقب سالار ملی ملقب ساخت، و از او تقدیر نمود.
چنان که در تاریخ مشروطیت منعکس است، در اثر مجاهدت ستّارخان و باقرخان مشروطیّت استقرار یافت اما دیری نگذشت که تبریز به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نمانده و به تهران حرکت کردند و استقبال کم نظیری از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.
باقرخان بر خلاف ستارخان که شیخی بود، از متشرعه بود، از علمای مخالف مشروطیت که از متشرعه بودند، جانبداری می کرد و به آن ها احترام می گذاشت. او با ستارخان رقابت داشت و می گفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساری داغ با قشون دولتی جنگ کرده ام. (علی رغم این سخن، این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر انقلاب مشروطیت بودند).
عکس باقرخان
باقر خان تنگستانی از خاندان تنگستانی که رهبر مبارزات تنگستانی ها با نیروهای انگلیس قبل از جنگ جهانی اول بود.
تنگستانی دانشنامه جهان اسلام
رویارویی باقرخان تنگستانی با لشکرکشی های انگلیس به بوشهر (۱۲۵۴ ه. ق ۱۸۳۸ م و ۱۲۷۳ ه. ق/ ۱۸۵۶ م)، مهدی فتوت، بوشهر: انتشارات بوشهر، چاپ اول ۱۳۸۳.
باقر خان تنگستانی بین سالهای ۱۲۰۳ تا ۱۲۰۷ق (۱۷۸۸ تا ۱۷۹۲م) در لیلک تنگستان زاده شد. پس از مرگ پدرش احمدشاه خان تنگستانی که در به قدرت رساندن کریم خان زند، نقش داشت جانشین پدر و حکمران تنگستان شد.
بدنبال مناقشه انگلیس بر سر هرات با ایران، دولت انگلیس یکبار به سال ۱۲۵۴ق (۱۸۳۸م) برای در تنگنا قرار دادن دولت محمدشاه قاجار بوشهر و خارگ را اشغال کرد باقر خان با همراهی شیخ حسن آل عصفور و مردم در مقابل انگلیسی ها مقاومت کردند.
بار دیگر به سال ۱۲۷۳ق (۱۸۵۶م) انگلیسی ها برای خروج ایران از هرات در دوره ناصرالدین شاه جنوب ایران را متصرف شد. که در این رویارویی نیز باقر خان خط مقاومت تنگستانی ها را رهبری کرد.
قلعه کلاته باقرخان مربوط به اواخر دوره صفوی تا اواخر دوره قاجار است و در شهرستان درمیان، روستای سرو واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۹۳۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
قنات باقرخان می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
قنات باقرخان، درمیان قناتی در روستای باقرخان از توابع بخش مرکزی شهرستان درمیان در استان خراسان جنوبی
قنات باقرخان، قم قناتی در روستای باقرخان از توابع بخش کهک شهرستان قم در استان قم


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

باقرخان در دانشنامه آزاد پارسی

باقرخان (تبریز ۱۲۷۸ـ قصرشیرین ۱۳۳۵ق)
(ملقب به «سالار ملی ») از رهبران مجاهدان آذربایجان در دورۀ مشروطه . باقرخان از بنایان تبریز و از لوطی های محلۀ خیابان و مدتی هم کدخدای آن محله بود. وی مدت یازده ماه (از ۲۳ جمادی الاولی ۱۳۲۶ق تا اواسط ربیع الثانی ۱۳۲۷ق) در مقابل قوای عظیم دولتی ، که به حکم محمدعلی شاه تبریز را محاصره کرده بودند، به همراهی ستارخان و مردم شجاع تبریز و مشروطه خواهان ارمنی و قفقازی و گرجی از شهر دفاع کرد. سرانجام مجاهدان پیروز شدند و قوای دولتی را از اطراف تبریز عقب راندند. وی در جنگ جهانی اول ، هنگام مهاجرت ملّیون به کرمانشاه و قصرشیرین با جمعی از همراهانش به آن جا رفت و به مهاجرین کمک بسیار کرد. در هنگام عقب نشینی سپاهیان آلمانی و عثمانی ، او نیز ناچار در نزدیکی مرز ایران در قصرشیرین با هجده تن از مجاهدین خود در قلعه و خانۀ شیخ وهاب و محمد امین کُرد طالبانی متوقف شد و منزل کرد. محمد امین به طمع اموال آنان ، هنگام خواب سر همۀ آن ها را برید و اجساد را در گودالی ریخت و مخفی کرد (۱۳۳۵ق). جسد باقرخان را در ۱۳۵۴ش به تبریز منتقل و در آن جا دفن کردند.

ارتباط محتوایی با باقرخان

باقرخان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Erfan_Z_A_D > اغما
افشین اشکبوسی > قد و قامت
امل .ب.خ > course
محمدحسین اجارودی از گرمی.اردبیل > issar
اثر ناپذیر > passive
exo.pcy😍 > exo
مهران > فابریک
مهبد > مهبد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زندگینامه باقرخان   • خیابان باقرخان   • آرامگاه باقرخان   • ستارخان که بود   • قیام ستارخان و باقرخان   • آرامگاه ستارخان کجاست   • زندگینامه ستارخان   • نوادگان ستارخان   • معنی باقرخان   • مفهوم باقرخان   • تعریف باقرخان   • معرفی باقرخان   • باقرخان چیست   • باقرخان یعنی چی   • باقرخان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باقرخان
کلمه : باقرخان
اشتباه تایپی : fhrvohk
آوا : bAqerxAn
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس باقرخان : در گوگل


آیا معنی باقرخان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )