انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 983 100 1

بالندگی

/bAlandegi/

مترادف بالندگی: رشد، ترقی، تعالی، فخر، نازش، مباهات

معنی بالندگی در لغت نامه دهخدا

بالندگی. [ ل َ دَ / دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی بالنده. عمل بالنده. رشد. نمو :
ز سرو سهی رفت بالندگی
طبیعت درآمد به نالندگی.
نظامی.

معنی بالندگی به فارسی

بالندگی
حالت و چگونگی بالیدن

بالندگی در جدول کلمات

بالندگی
انما
از هفت سین ها که نمادی از زایش | تولد و بالندگی است
سنجد

بالندگی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی بالندگی

علی رضا ١٠:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٠٤
چگونگی رشد
|

علی ١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
بالیدن چگونگی فخرومباهات
|

پیشنهاد شما درباره معنی بالندگی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بالندگی در جدول   • بالندگی چیست   • بالندگی در حل جدول   • پایه ورکن   • بالندگی یعنی چه   • مقابل خبردار نظامی جدول   • جمله با بالندگی   • بالندگی سازمانی   • مفهوم بالندگی   • تعریف بالندگی   • معرفی بالندگی   • بالندگی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی بالندگی
کلمه : بالندگی
اشتباه تایپی : fhgkn'd
آوا : bAlandegi
نقش : اسم
عکس بالندگی : در گوگل


آیا معنی بالندگی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )