انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 932 100 1

بایزید بسطامی

بایزید بسطامی در دانشنامه اسلامی

بایزید بسطامی
بایزید بسطامی، همان طیفور بن عیسی بن سروشان است، او صوفی و زاهد و عارف ایرانی است.
بنا به منابع زندگی نامه او، جدش سروشان از زردشتیان بسطام بود و بعد به اسلام گروید در کتاب دستورالجمهور فی مناقب سلطان العارفین ابی یزید طیفور که ظاهراً در قرن هشتم هجری به فارسی تألیف شده است، نام کسی که سروشان به دست او اسلام آورد «ابراهیم عُرَیْنه» آمده و می گوید که عرینه عرب بود و به سپهسالاری به بسطام رفته بود، و نام پدر سروشان را موبد گفته است که والی قومس و از بزرگان زمان خود پیش از فتح اسلام بود. (گ ۲۵)

فتح بسطام
بسطام در ۲۲ فتح شده است و اگر فرض کنیم که مانند شهرهای دیگر دو یا چندبار، به جهت عصیان، فتح شده باشد، فتح نهایی آن از سال ۵۰ تجاوز نمی کند. در کتب تاریخ به ابراهیم عرینه اشاره ای نشده است و احتمالاً اطلاعات دستورالجمهور از تاریخ محلی بسطام یا قومس ـ که اکنون در دست نیست ـ گرفته شده است. به هرحال، فتح ری و قومس ـ که بسطام از شهرهای آن است ـ و خراسان در نیمه نخست قرن اول هجری به پایان رسیده بود.

نظر مورخان درباره سروشان ومرگ بایزید
به گفته همه منابع، سروشان جد یا پدرِ پدرِ بایزید بوده و میان بایزید و او فقط یک نفر (عیسی) فاصله بوده است، و سروشان در آغاز اسلام در شهر بسطام بود و موبد، والی قومس (در زمان ساسانیان) بوده است، از این رو بایزید بایستی از رجال قرن دوم باشد نه سوم که منابع وفات او را در سال ۲۶۱ یا ۲۳۴ گفته اند.

اشکال بر نظر سهلجی درباره مرگ بایزید
...
بایَزیدِ بَسْطامی ِ ثانی ، ابومحمد علی بن عنایت الله (زنده در ۱۰۱۱ق /۱۶۰۲م )، عارف ، محدث ، فقیه شیعی و از نوادگان بایزید بسطامی بود.
تاریخ ولادت او دانسته نیست ، اما با توجه به آگاهی اندکی که از احوال او در دست است و نیز تاریخ وفات استادانش می بایست در اواسط سده ۱۰ق زاده شده باشد. بایزید مدتی در مشهد از محضر بزرگان فقه و حدیث آن دیار، از جمله شهاب الدین عبدالله بن محمود شوشتری ، معروف به شهید ثالث (د ۹۹۷ق /۱۵۸۹م ) و نیز شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (د ۹۸۴ق /۱۵۷۶م ) پدر شیخ بهایی بهره جست و از آنان اجازه روایت گرفت . برخی از متأخران او را از شاگردان علی بن عبدالعالی کرکی ، معروف به محقق ثانی (د ۹۴۰ق /۱۵۳۳م ) دانسته اند
شاگردان
بایزید پس از فراگیری علوم و معارف دینی به تألیف آثاری در زمینه های مختلف علوم اسلامی و نیز به تعلیم و تربیت شاگردان پرداخت . از جمله شاگردان وی، از سید حسین بن حیدر کرکی عاملی نام برده شده است که از بایزید، اجازه ای برای روایت همه مرویات و تألیفاتش ، دریافت کرده است . این اجازه در محرم ۱۰۰۴ نگاشته شده ، و صورت کامل آن در بحارالانوار مجلسی موجود است .
وفات
تاریخ وفات بایزید نیز روشن نیست ، همین قدر معلوم است که او تألیف رساله قضا و قدر را در ۱۴ جمادی الاخر ۱۰۱۱ به پایان برده است . از این رو، می توان گفت که تاریخ وفات وی بعد از این زمان ، و در نیمه اول سده ۱۱ق است .
آثار
...
آرامگاه بایزید بسطامی در شش کیلومتری شاهرود واقع شده است.
آرامگاه، در شهر بسطام، شش کیلومتری شاهرود در مجموعه ای مشتمل بر یک مسجد و چند مزار و بنا واقع است.با فاصله اندکی از آن مزاری برجی شکل با گنبد رُک وجود دارد که به امامزاده محمد، فرزند امام جعفر صادق علیه السّلام، منسوب است و گفته می شود که امام او را برای راهنمایی مردم، همراه بایزید به بسطام فرستاده بود.به قولی، او پیش از درگذشت بایزید فوت کرد و در محل کنونی به خاک سپرده شد.
اقبال یغمائی، بسطام و بایزید بسطامی، ج۱، ص۲۳، تهران ۱۳۱۷ش، ص ۲۳.
حمداللّه مستوفی
حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی، کتاب نزهه القلوب، ج۱، ص۱۶۱، چاپ گی لسترنج، تهران ۱۳۶۲ش.
مجموعه آرامگاه بایزید بسطامی را می توان جزو آن گروه از مجموعه های آرامگاهی بزرگ با طرح نامنظم دانست که قدیمترین آثار آن به قرنهای سوم تا پنجم تعلق دارند، اما بیشترین قسمتهای آن در دوره ایلخانیان و پس از آن ساخته شده است.این مجموعه در مرکز شهر بسطام و در مجاورت مسجد جامع و مدرسه شاهرخیه قرار داشته است و اکنون نیز مهمترین اثر تاریخی این شهر به شمار می آید.منابع :(۱) ا بن بطوطه، سفرنامه ا بن بطوطه، ترجمه محمد علی موحّد، تهران ۱۳۶۱ش.(۲) محمد حسن بن علی اعتمادالسلطنه، مطلع الشمس، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۰-۱۳۰۲، چاپ تیمور برهان لیمو دهی، ۱۳۶۲-۱۳۶۳ش.(۳) عبدالرفیع حقیقت، سلطان العارفین بایزید بسطامی، تهران ۱۳۶۶ش.(۴) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی، کتاب نزهه القلوب، چاپ گی لسترنج، تهران ۱۳۶۲ش.(۵) شهریار عدل، «کتیبه ای نویافته در بسطام»، اثر، ش ۱۰ و ۱۱ (بهمن ۱۳۶۴ش).(۶) محمد علی مخلصی، «شهر بسطام و مجموعه تاریخی آن»، اثر، ش ۲ و ۳ و ۴ (۱۳۵۹ ش).(۷) محمد بن احمد مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران ۱۳۶۱ش.(۸) ناصر خسرو، سفرنامه ناصر خسرو، چاپ نادر وزین پور، تهران ۱۳۵۸ش.(۹) دونالد نیوتن ویلبر، معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان، ترجمه عبداللّه فریار، تهران ۱۳۶۵ش.(۱۰) اقبال یغمائی، بسطام و بایزید بسطامی، تهران ۱۳۱۷ش، ص ۲۳.
بایزید بسطامی، ابو محمد علی بن عنایت الله، فقیه و عارف و نواده بایزید بسطامی است.
ابو محمد علی بن عنایت الله ،از نوادگان بایزید بسطامی عارف بوده است. تاریخ تولّد و وفات او معلوم نیست، اما از قراین پیداست که حیات علمی وی در سده های دهم و یازدهم بوده است.
گرایش بایزید بسطامی به تصوف
در روزگار صفویه، برخی از فقهای نامدار شیعی به تصوف گرایش داشتند و بایزید در زمره آنان است.
اساتید بایزید بسطامی
او نزد شیخ علی بن عبدالعالی، معروف به محقق کرکی (متوفی ۹۴۰) درس خواند. در اجازه ای که در ۱۰۰۴ به سید حسین بن حیدر بن قمر مجتهد کرکی داده، از دو تن از استادان و مشایخ خود، حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی (متوفی ۹۸۴)، پدر شیخ بهایی و ملاعبدالله بن محمود شوشتری، که در ۹۷۸ به دست ازبکان بخارا کشته شد یاد کرده است.
میزان علم ومعرفت بایزید بسطامی
...

بایزید بسطامی در دانشنامه ویکی پدیا

بایزید بسطامی
مختصات: ۳۶°۲۹′۳.۳″ شمالی ۵۵°۰′۱.۷۶″ شرقی / ۳۶.۴۸۴۲۵۰° شمالی ۵۵.۰۰۰۴۸۸۹° شرقی / 36.484250; 55.0004889
ابویزید طیفور بن عیسی بن آدم بن سروشان بسطامی معروف به بایزید بسطامی ملقب بهسلطان العارفین بزرگ ترین عارف قرن سوم هجری و از بزرگان اهل تصوف است که در سال های ۱۶۱ تا۲۳۴ می زیسته (مطابق با قول صحیحتر متوفی بسال ۲۶۱ه.ق).


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های بایزید بسطامی

ابویزید طیفور بن عیسی بن آدم بن سروشان بسطامی (زادهٔ ۱۶۱ یا ۱۸۱هـ ق در بسطام-مرگ ۲۳۴ یا ۲۶۱ هـ ق در بسطام، قومس، (سمنان کنونی)/۸۰۴–۸۷۴ یا ۸۷۷/۸ میلادی) معروف به بایزید بسطامی ملقب به سلطان العارفین از عارف قرن سوم هجری و از بزرگان اهل تصوف است.
• یا چنان نمایی که هستی، یا چنان باش که می نمایی.
• با یزید را گفتند: روز قیامت که می شود مردم در زیر لوای محمد خواهند بود، گفت به خدا قسم لواء من از لوای محمد بزرگتر است (که پیغمبران و خلایق در تحت لوای من باشند).
• می گفت: آتش جهنم چیست؟ اگر ببینم آنرا به یک طرف لباس خود آن را خاموش می کنم.
• نقل است که بایزید گفت: حق تعالی سی سال آینهٔ من بود اکنون من آیینهٔ خودم یعنی آنچه من بودم نماندم که من و حق شرک است، چون من نماندم حق تعالی آینهٔ خویش است. اینک بگویم که آینهٔ خویشم، حق است که به زبان من سخن گوید و من در میان ناپدید.
مولوی دربارهٔ ادعای الوهیت بایزید می گوید:
• «سبحانی ما اعظم شأنی …» یعنی «منزهم من که شأن و منزلت من برتر است»
• «لا اله الا انا» (جز من خدایی نیست)
• گفته: حج کردم در سال اول. خانه را دیدم و در حج دوم صاحب خانه را دیدم و خانه را ندیدم و در حج سوم نه خانه را دیدم و نه صاحبخانه را.
• «خدای را نگاه دار… همیشه چنان باش که گویی خدای را می بینی.»
• «کسی که او را عیال و فرزندان بود ایشان در صلح بدارد و به شب از خواب بیدار شود کودکان را برهنه بیند، جامه بر ایشان افگند، آن عمل او از غزو فاضلتر بود.»
• «هرکه طعم بندگی کردن نچشید او را هرگز ذوق نبود.»
• «هیچ چیز نیست در آدمی که ذلِّ کسب نکشیده است.»
• «مردمان سخن بسیار گفته اند در ادب، و نزدیک من ادب شناختن نفس است.»
• «ادب اکنون می طلبیم که مردمان ادیب رفتند.»
• «ما به اندکی ادب نیازمندتریم از بسیاری علم.»
• «در ملت ما این است که هر که او را بشناسد او را یاد نتوان کرد که من عرف الله کل لسانه.»
• «آن خلیفهٔ الهی، آن دَعامهٔ نامتناهی، آن سلطان العارفین، آن حجة الحق اجمعین، آن پُختهٔ جهانِ ناکامی، شیخ بایزید بسطامی- رحمة الله علیه. اکبر مشایخ بود، و حجت خدای بود، و خلیفهٔ بحق بود، و قطب عالم بود، و مرجع اوتاد؛ و ریاضات و کرامات و حالات و کلمات او را اندازه نبود؛ و در اسرار و حقایق نظری نافذ و جدی بلیغ داشت؛ و دایم در مقام و هیبت بود، غرقهٔ انس و محبّت بود، و پیوسته تن در مجاهده و دل در مشاهده داشت؛ و روایات او در احادیث عالی بود و پیش از او کسی را در معانی طریقت چندان استنباط نبود که او را…» -> عطار نیشابوری در تذکرةالاولیا صفحه ۵۶
• «بایزید در میان ما چون جبریل است در میان ملایکه». -> جنید بغدادی
• -> میرزا محمدتقی ملقب به مظفرعلیشاه کرمانی
• «بایزید بسطامی که به حق او را باید سلطان العارفین گفت، یکی از پیشتازان تصوف و عرفان است. او در حالی که از توحید سخن می گوید، با مطرح ساختن عشق الهی، مردم را به محبّت به دیگران و دوست داشتن همهٔ آفریدگان خدا تشویق می کند. بایزید مکتب انسانیّت را تحت لوای عرفان در زمانی شروع کرد که مبارزهٔ فرهنگ بیگانه، خاطر ایرانیان را نگران ساخته بود. او با سخنان بدیع خود فرهنگ ایرانی را از دستبرد اجانب دور نگهداشت.» -> جواد نوربخش
• «بایزید و حلاج از اصحاب تجرید بودند و اقمار آسمان توحید. چون دلهای آنان به نور پروردگارشان روشن شد، راز آشکار نهانی را فاش کردند و خداوند که همه چیز را به گفتن واداشته، آنها را به گفتن آورد. حق بر زبان اولیای خدا به سخن می آید.» شیخ اشراق
• «روزی شیخ ابوالحسن خرقانی شاگردی را گفت: چه بهتر بودی؟ شاگرد گفت: ندانم. گفت: جهان پر از مرد همه همچون بایزید.» ابوالحسن خرقانی
• «سیاح بحر تجرید طیرِ و کر تفرید، صلصل مست توحید، طیفور بن عیسی بایزید بسطامی، او بود که کراماتش چون آفتاب پیدا بود. امروز از آن پیداتر، در هوا بپریدی، و پای به نهر بلخ باز آن سوی نهادی بی کشتی.» روزبهان بقلی
• آیت الله صافی گلپایگانی: شما اگر تذکره الاولیا را ببینید، متوجه خواهید شد که اینها چه عقایدی دارند. اگر ما بخواهیم مثل بایزید را معرفی کنیم و بگوییم سابقه ما این است واقعاً اسباب خجلت می شود؛ حرف هایی در تذکره الاولیا از قول او نقل شده است که انسان واقعاً خنده اش می گیرد، و هیچ توجیه و تأویلی نمی پذیرد.
• آیت الله سید صادق شیرازی: در تاریخ ۹۱/۶/۱۰:

ارتباط محتوایی با بایزید بسطامی

بایزید بسطامی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی بایزید بسطامی

مهدیس ٠٩:٥٢ - ١٣٩٥/١٠/١٢
ابویزید طیقور بن عیسی البسطامی معروف به بایزید بسطامی از بزرگ ترین عارفان و بزرگان اهل تصوف است که در سال های 161 تا234 می زیسته و بیش از دیگران دارای شهرت و اهمیت بوده و رفتار و گفتارش در همهٔ مردان راه حق تأثیر کرده است، به این جهت داستان ها و سخنان او بیش از هر صوفی و عارفی در کتب صوفیه و عرفا آمده است و مخصوصا در آثار منظوم عرفانی مانند آثار عطار و مثنوی مولوی بیشتر جلوه گر است.
فریدالدین عطار در تذکره الاولیا ۵۵ صفحه به ذکر شرح حال و اقوال بایزید اختصاص داده و این مقدار تفصیل دربارهٔ صوفی و عارفی دیگر در آن کتاب به نظر نمی رسد. عطار در آغاز شرح حال او می نویسد «آن سلطان العارفین آن برهان المحققین اکبر مشایخ بود و اعظم اولیا و حجت خدای بود و خلیفهٔ به حق در اسرار و حقایق نظری نافذ و حدی بلیع داشت و پیش از او کسی را در معانی طریقت چندان استنباط نبود که او را».
نقل است که چون مادر او را به مکتب فرستاد، در سورهٔ لقمان به این آیت رسید: «ان اشکرلی و لوالیدیک» یعنی شکر گوی مرا و شکر گوی مادر و پدر را چون معنی این آیه بدانست نزد مادر رفت و گفت : در دو خانه کدخدایی چون کنم، یا از خدا در خواه تا همه آن تو باشم یا مرا به خدا بخش تا همه آن او باشم مادر گفت: تو را در کار خدا کردم و حق خود به تو بخشیدم».
پس از بسطام بیرون رفت و سی سال در بادیهٔ شام می گشت و ریاضت می کشید.
(رجوع شود به بایزید)
|

پیشنهاد شما درباره معنی بایزید بسطامی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بایزید بسطامی   • مفهوم بایزید بسطامی   • تعریف بایزید بسطامی   • معرفی بایزید بسطامی   • بایزید بسطامی چیست   • بایزید بسطامی یعنی چی   • بایزید بسطامی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بایزید بسطامی
کلمه : بایزید بسطامی
اشتباه تایپی : fhdcdn fsxhld
عکس بایزید بسطامی : در گوگل


آیا معنی بایزید بسطامی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )