برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

بتدریج

/betadrij/

معنی بتدریج در لغت نامه دهخدا

بتدریج. [ ب ِ ت َ ] (ق مرکب ) کم کم.متدرجاً. تدریجاً. یواش یواش. پایه پایه. (ناظم الاطباء) : اصحاب سلطان همیشه این مراتب را منظورنداشته اند بلکه بتدریج... آن درجات یافته اند. (کلیله و دمنه ). || پی در پی. (ناظم الاطباء).

معنی بتدریج به فارسی

بتدریج
کم کم تدریجا

بتدریج در جدول کلمات

بیماری عفونی که زخمی موضعی بتدریج روده و ریه را در بر می گیرد
سیاه زخم

معنی بتدریج به انگلیسی

piecemeal (صفت)
بتدریج ، تدریجی ، تکه تکه
piecemeal (قید)
بتدریج ، خرد خرد
inchmeal (قید)
کم کم ، بتدریج ، رفته رفته ، خرد خرد
gently (قید)
ملایم ، با ملایمت ، بتدریج ، به ارامی
gradually (قید)
بتدریج ، رفته رفته ، متدرجا ، خرد خرد

معنی کلمه بتدریج به عربی

بتدریج
بشکل تدريجي

بتدریج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جمشید احمدی
رفته رفته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بتدریج   • مفهوم بتدریج   • تعریف بتدریج   • معرفی بتدریج   • بتدریج چیست   • بتدریج یعنی چی   • بتدریج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بتدریج
کلمه : بتدریج
اشتباه تایپی : fjnvd[
آوا : betadrij
نقش : قید
عکس بتدریج : در گوگل

آیا معنی بتدریج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )