برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1150 100 1

بحرآباد

معنی بحرآباد در لغت نامه دهخدا

بحرآباد. [ ب َ ] (اِخ ) نام قریه ای است به ناحیت جوین. (یادداشت مؤلف ). ده کوچکی است از دهستان قهاب رستاق صیدآباد دامغان در 12 هزارگزی جنوب صیدآباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). و رجوع به فهرست اعلام حبیب السیر ج 1 ص 504 و نزهةالقلوب ج 3 ص 150 و 174 و شدالازار ص 221 و459 و تاریخ مغول عباس اقبال ص 467 شود. || نام قریه ای به دو فرسنگی مشهد. (یادداشت مؤلف ).

بحرآباد در دانشنامه ویکی پدیا

بحرآباد
بحرآباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوین در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان بالاجوین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن کمتر از ۳ خانوار بوده است.
بحرآباد قناتی است که در روستای میرزاحصاری از توابع بخش لاله جین، شهرستان بهار در استان همدان قرار دارد.
محوطه بحر آباد مربوط به سدهٔ ۴ تاقرن ۹ ه.ق است و در شهرستان جوین، بخش مرکزی، روستای بحرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۹۶۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بحرآباد را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بحرآباد   • مفهوم بحرآباد   • تعریف بحرآباد   • معرفی بحرآباد   • بحرآباد چیست   • بحرآباد یعنی چی   • بحرآباد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بحرآباد
کلمه : بحرآباد
اشتباه تایپی : fpvHfhn
عکس بحرآباد : در گوگل

آیا معنی بحرآباد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )