انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1080 100 1

بدل

/badal/

مترادف بدل: بدلی، تقلبی، تقلیدی، ساختگی، قلابی، قلب، مصنوعی ، عوض، مبادله، معاوضه، جانشین، عوض ، ضد، نقیض، بدل کار

متضاد بدل: اصل، اصلی

برابر پارسی: جایگزین، جانشین، یوفه

معنی بدل در لغت نامه دهخدا

بدل. [ ب َ دَ ] (ع اِ) هرچه بجای دیگری بود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آنچه بجای دیگری ایستد. (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خلف. (از اقرب الموارد). قیض. عوض. عقبة. (از منتهی الارب ). عوض و گهولی و هرچیز که بجای دیگری واقع شود. نایب و قائم مقام : بدل ِ آن ، بجای آن. (ناظم الاطباء). بدیل. جای ِ. بجای ِ. بدل ِ آن ؛ بجای آن. بدل ِ چیزی ؛ بجای ِ آن. ببدل ِ؛بجای ِ. (از یادداشتهای مؤلف ). جانشین :
آن گرد یل فکن که به تیر و سنان گرفت
اندر نهاله گه بدل آهوان هزبر.
ابوطاهر خسروانی.
خاقان از ایشان سرگزیت ستاند ببدل ِ خراج. (حدود العالم ).
پس پند پذیرفتم و این شعر بگفتم
از من بدل خرما بس باشد کنجال.
ابوالعباس.
سوری ! تو جهان را به دل ماتم سوری
زیرا که جهان را بَدَل ِ ماتم سوری.
لبیبی (از مؤلف لغت نامه ).
معتصم... می گوید: بودلف قاسم را مکش و تعرض مکن و بخانه بازفرست که اگر بکشی ترا بدل وی بکشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 173). خواجه احمد عبدالصمد را بخواندند و وزارت دادند پسرش را بدل وی بنزدیک هرون فرستادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 362).
گر از تخم هرچش دهی زینهار
یکی را بدل بازیابی هزار.
اسدی.
خیز و بینداز به یک سو پشیز
تا بدلت زر بدهم جعفری.
ناصرخسرو.
بدل شخص جان همی کاهم
بدل اشک خون همی بارم.
مسعودسعد.
بدل بانگ قمری و بلبل
نغمه ٔ چنگ و لحن طنبور است.
مسعودسعد.
چه یگانه ایست کو را به سه بعد در دو عالم
ز حجاب چارعنصر بدلی بدر نیاید.
خاقانی.
جامت بدل مصحف پنج آیت زر دارد
مصحف بنه و جامی بردار به صبح اندر.
خاقانی.
جور نگر کز جهت خاکیان
جغد نشانم بدل ماکیان.
نظامی.
- بدل آمدن ؛ بدل شدن. جانشین کسی گشتن :
بدل من آمدم اندر جهان سنائی را
بدین دلیل پدر نام من بدیل نهاد.
خاقانی.
- بدل جستن ؛ عوض جستن :
بدل مجوی که بر تو بدل نمی جویم
دگر مشو که غم تو دگر نمی گردد.
خاقانی.
- بدل دادن ؛ چیزی را بجای دیگری دادن. (ناظم الاطباء). عوض. (تاج المصادر بیهقی ) :
بدل داد از شکوفه و برگ و میوه
عم و خال و تبار و دودمانت.
ناصرخسرو.
- بدل شدن ؛ عوض شدن. جای چیز با جای چیز دیگری عوض شدن. تغییر حال دادن :
ماه را تا بدل شود هر ماه
شکل سیمین سپر به زرین داس.
مسعودسعد سلمان.
چشم بهی مدار که در چشم روزگار
آن ناخنه که بود بدل شد به استخوان.
خاقانی.
چشم مسافر که بر جمال تو افتد
عزم رحیلش بدل شود به اقامت.
سعدی.
- بدل فراغت ؛ رشوه ای که به کسی جهت فایده دهند. (ناظم الاطباء).
- بدل کردن ؛ معاوضه کردن و گهولیدن. (ناظم الاطباء).ابدال. (تاج المصادر بیهقی ). تبدیل. (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عوض کردن. استبدال. استیهار. بگردانیدن. برگردانیدن. بازگردانیدن. تعویض. (یادداشت مؤلف ) :
بدل کرده جهان سفله هستی را بناهستی
فرومانده بدین کار اندرون گردون چو شیدائی.
ناصرخسرو.
به لاله بدل کرده گردون بنفشه
به پیروزه بخرید یاقوت اصفر.
ناصرخسرو.
ستم را بشفقت بدل کرده نیز
بسا مشکلی را که حل کرده نیز.
نظامی.
چو خسرو دید کایام آن عمل کرد
کمند افزود و شادروان بدل کرد.
نظامی.
دوتا کرد از غمش سرو روان را
به نیلوفر بدل کرد ارغوان را.
نظامی.
چون وزیر ماکر بداعتقاد
دین عیسی را بدل کرد از فساد.
مولوی.
وجود خلق بدل می کنند ورنه زمین
همان ولایت کیخسرو است و پور قباد.
سعدی.
شرف خاندان دولت و ملک
خانه تحویل کرد و خرقه بدل.
سعدی.
- بدل گردانیدن ؛ عوض کردن : اکنون از خدای عزوجل و از شما می پذیرم که هررنج که از وی بردید براحت بدل گردانم. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 76).
- بدل گردیدن ؛ عوض شدن :
پوست برتو همی بدل گردد
گاه دیگر شوی و گاه دگر.
مسعودسعد.
- بدل گرفتن ؛ چیزی را بجای دیگر گذاشتن. استبدال ، تبدل ؛ بدل گرفتن. (تاج المصادر بیهقی ). (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
- || عوض گرفتن :
تو خود نظیر نداری و گر بود بمثل
من آن نیم که بدل گیرم و نظیر از دوست.
سعدی (بدایع).
- بدل گشتن ؛ عوض شدن :
نبینی که چون بازگشتی بساعت
براحت بدل گشت رنج درازش.
ناصرخسرو.
- بدل مال ؛ معاوضه ٔ مال. (ناظم الاطباء).
- || قیمت مال. (ناظم الاطباء).
- || دلالی. (ناظم الاطباء).
- بَدَل ِ ما یَتَحلَّل ؛ عوض چیزی که تحلیل می شود از بدن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). آن چه از غذا که هضم شود و جانشین مافات گردد. تغذیه ٔ سلولی. (فرهنگ فارسی معین ج 4).
- بدل یافتن ؛ عوض یافتن :
بدل یابی ار سوی من بنگری
ز ارزیز و ملقیت سیم حلال.
ناصرخسرو.
در خراسان دلش سنجر همت چو نشست
بدل سنجر سلطان به خراسان یابم.
خاقانی.
عمر بر آن فرش ازل بافته
آنچه شده باز بدل یافته.
نظامی.
|| (اصطلاح نحو) یکی از توابع است. و آن تابعی است که مقصود از حکم است در حالی که حکم به متبوعش نسبت داده می شود چنانکه گویند «قبلت زیداً یده » که بوسه دادن در واقع به دست واقع شده در حالی که به زید که متبوع است نسبت داده شده است. بدل بر چهار قسم است : 1 -بدل کل از کل که بدل مطابق مبدل منه است یعنی ذاتش عین ذات مبدل منه است. مانند مررت باخیک زید. 2 - بدل بعض از کل مانند قبلت زیداً یده و اکلت الرغیف ثلثه. 3 - بدل اشتمال که مبدل منه مشتمل بر مبدل است مانند اعجبنی زید علمه. 4 - بدل مباین مانند رأیت رجلا حماراً که گوینده قصد داشته بگوید: رأیت حماراً و اشتباه لفظی کرد و رجل را بر زبان آورده و بلافاصله متوجه اشتباه خود شده و حمار را بدل آن قرار داده است.(از شرح ابن عقیل طبع چهاردهم مصر ج 2 ص 247). و رجوع بهمین کتاب و مبادی العربیة ج 4 شود. || (اصطلاح صرف ) حرفی که جانشین حرف دیگر شود و ابدال ، قرار دادن حرفی است در جای حرف دیگر. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). حروف بدل چهارده است که مجموع در «انجدته یوم سال زط» آمده و حروف بدل که در غیر ادغام شایع است بیست ودو حرف است که مجموع در «لجد صرف شکس امن طی ثوب عزته » آمده. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و شرح ابن عقیل چ 13 مصر ج 2 ص 431 و اِبدال شود.
|| (اصطلاح کشتی ) دفع هر بند که آن در عرف هند تور گویند. (از بهار عجم ) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) :
دارد آن پیر جهان دیده ٔ پر فن ماهر
هر فنی را بدلی همچو فلک در خاطر.
میرنجات (از آنندراج ).
|| یکی از اَبدال. مفرد ابدال (= صلحا و خاصان خدا). و رجوع به اَبدال و آثارالباقیه ٔ بیرونی ص 21 شود. || در تداول فارسی زبانان ، ساختگی. برساخته. مصنوع. عملی. قلب. غیراصیل. ناسره.مزور. الم. جلب. قلابی. مقابل اصل. (از یادداشتهای مؤلف ) :
چون از سره بدل نتوانست فرق کرد
انگاشت زآن اوست بیک وزن و یک عیار.
سوزنی.
- بدل زری ؛ در تداول عامه ، سکه ای که سیم و یا زر آن اصل نباشد و برساخته و عملی باشد. (یادداشت مؤلف ). ج ، ابدال. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (شرح قاموس ).
|| تاوان. (یادداشت مؤلف ). || فدیة. (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). و رجوع به فدیة شود.

بدل. [ ب َ ] (ع مص ) تغییر. تغییر دادن. (از اقرب الموارد). || عوض و جانشین کردن. جانشین کردن چیزی باچیز دیگر. (از اقرب الموارد): بدلت الثوب بغیره بدلاً؛ عوض کردم آن جامه را با غیر آن. (ناظم الاطباء).

بدل. [ ب َ دَ ] (ع مص ) درد گرفتن دستها و پاها. درد گرفتن مفاصل و دستها وپاها. (از ناظم الاطباء). درد گرفتن مفاصل و دستها یا درد گرفتن استخوانها. (از اقرب الموارد). || (اِ) درد دستها و پایها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). درد مفاصل و دستها یا درد استخوانها و از آن است «و رب بدل شر من بدل ». (ازاقرب الموارد). درد بندگاهها و دستها. (شرح قاموس ). ج ، اَبدل. (منتهی الارب ).

بدل. [ ب ِ ] (ع اِ) هرچه بجای دیگری بود.بَدَل. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) . || (ص ) شریف و کریم. (ناظم الاطباء). شریف و کریم. (از ذیل اقرب الموارد). بزرگوار بخشنده. (شرح قاموس ). رجل بدل ؛ مرد شریف و کریم. (منتهی الارب ). ج ، ابدال. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به بَدَل شود.

بدل. [ ب َ دِ ] (ع ص ) کسی که پاها و دستها و مفاصل وی درد کند. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).

بدل. [ ب ُ دُ ] (اِ) جمعی است سر و پا برهنه که آن را در هند بودله گویند و زن فاحشه ٔ کوچه گرد را بودلی. (آنندراج ) :
همه رفعت مآب لیک دنی
همه فطرت مآب لیک بدل.
فوقی [ در هجو ابنای زمان ] (از آنندراج ).
ورجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی بدل به فارسی

بدل
عوض، خلاف، جانشین ، ساختگی، تقلبی
( اسم ) ۱ - هر چیز که بجای دیگری واقع شود جانشین چیزی دیگر شود . ۲ - نایب قایم مقام . ۳ - کریم شریف . جمع : ابدال بدلائ . ۴ - جانشین کردن کلمهای را با کلم. دیگر . این کلمه را ( مبدل ) و اصل را ( مبدل منه ) گویند .
جمعی است سر و پا برهنه که آن را در هند بودله گویند و زن فاحشه کوچه گرد را بودلی .
[apposition] [زبان شناسی] رابطۀ سازه های متوالی در یک سطح دستوری مشخص که به مصداقی واحد اشاره می کنند
[convertiplane] [حمل ونقل هوایی] هواپویۀ قادر به پرواز دستِ کم در دو حالت پروازی متمایز، یکی عمودی با اتکا به چرخانۀ بالابر و دیگری روبه جلو با اتکا به بال
سفالینه که بر روی آن لعابی از شیشه کنند کبود آن را فیروزه و زرد آن را ذرتی گویند .
( اسم ) آنچه از غذا که هضم شود و جانشین مافات گردد تغذیه سلولی
[ گویش مازنی ] /badel e kaande/ فنی در کشتی بومی که با شال انجام شود
حب ترک تریاک
حرفهائی که قابل تبدیل به حرف دیگر هستند
در تداول عامه آنکه دیری آرزوی چیزی داشته است
آهنگی از موسیقی
[exemplar vehicle, simulating vehicle] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خودروی شبیه به خودروِ تصادفی که می توان از آن برای بازسازی صحنۀ تصادف استفاده کرد
دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار واقع در ۹ هزار گزی شمال باختری شهر بیجار و ۶ هزار گزی شمال راه شوسه بیجار به سنندج ناحیه ایست تپه ماهور و سردسیر
[disponent owner] [حمل ونقل دریایی] فرد حقیقی یا حقوقی که خود مالک کشتی نیست و آن را از مالک اصلی اجارۀ زمانی کرده و به فرد سومی اجاره داده است
صورتی دیگر از کلمه یا کلامی در نسخه ای دیگر از کتابی و از آن بدین صورت (( خ . ل . )) یا (( ن .ل . )) رمز کنند .
[dummy cathode, dummy] [خوردگی] نوعی کاتد که پیش از فرایند آبکاری، برای زدودن و جداسازی ناخالصی ها از حمام آبکاری، به کار می رود

معنی بدل در فرهنگ معین

بدل
(بَ دَ) [ ع . ] (ص .) کریم ، شریف . ج . ابدال ، بدلا.
(بَ دَ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - هر چیزی که به جای دیگری واقع شود. ۲ - عوض ، جانشین . ج . بُدلا.

معنی بدل در فرهنگ فارسی عمید

بدل
۱. = بدلی
۲. (اسم) هرچه به جای چیز دیگر واقع می شود، عوض، جانشین.
۳. (هنر) در سینما، بدلکار.

بدل در دانشنامه اسلامی

بدل
معنی بَدَّلَ: تبديل کرد-عوض کرد
معنی بَدَلاًَ: عوض -بدل
معنی خَطِيئَاتِکُمْ: اآلودگی گناه شما(خطیئة:حالتي است که بعد از ارتکاب کار زشت بدل انسان دست ميدهد)
معنی خَطِيئَاتِهِمْ: آلودگی گناه آنان(خطیئة:حالتي است که بعد از ارتکاب کار زشت بدل انسان دست ميدهد)
معنی خَطِيئَةً: آلودگی گناه -حالتي است که بعد از ارتکاب کار زشت بدل انسان دست ميدهد
معنی خَطِيـئَتُهُ: آلودگی آن گناه(خطیئة:حالتي است که بعد از ارتکاب کار زشت بدل انسان دست ميدهد)
معنی کَثِيباً: تودهاي از شن (عبارت "کَانَتِ ﭐلْجِبَالُ کَثِيباً مَّهِيلاًَ "مجموعاً به اين معني است که کوهها به تلّي از ماسه بدل شده و از بالا فرو مي ريزند)
معنی ﭐنتَصَرَ: انتقام گرفت (کلمه انتصار و کلمه استنصار هر دو به معناي طلب ياري ، يا يکديگر را ياري کردن است و از آنجايي که اغلب شخص مظلومي که به دليل ضعفش در مقابل ظالم به وي ظلم شده است با ياري گرفتن از ديگران ضعفش را به قدرت بدل مي کند تا انتقامش را از ظالم بگيرد...
معنی ﭐنتَصِرْ: انتقام بگير(کلمه انتصار و کلمه استنصار هر دو به معناي طلب ياري ، يا يکديگر را ياري کردن است و از آنجايي که اغلب شخص مظلومي که به دليل ضعفش در مقابل ظالم به وي ظلم شده است با ياري گرفتن از ديگران ضعفش را به قدرت بدل مي کند تا انتقامش را از ظالم بگيرد ...
معنی ﭐنتَصَرُواْ: انتقام گرفتند(کلمه انتصار و کلمه استنصار هر دو به معناي طلب ياري ، يا يکديگر را ياري کردن است و از آنجايي که اغلب شخص مظلومي که به دليل ضعفش در مقابل ظالم به وي ظلم شده است با ياري گرفتن از ديگران ضعفش را به قدرت بدل مي کند تا انتقامش را از ظالم بگير...
معنی يَنتَصِرُونَ: انتقام مي گيرند - از يکديگر ياري مي طلبند - يکديگر را ياري مي کنند(کلمه انتصار و کلمه استنصار هر دو به معناي طلب ياري ، يا يکديگر را ياري کردن است و از آنجايي که اغلب شخص مظلومي که به دليل ضعفش در مقابل ظالم به وي ظلم شده است با ياري گرفتن از ديگران ...
تکرار در قرآن: ۴۴(بار)
عوض گرفتن. ، مگر آن که ستم کند بعد خوبی را عوض گیرد سپس خوب را به جای بد عوض کردیم. راغب گوید: ابدال، تبدیل، ابدّل و استبدال همه به معنی عوض گرفتن و قرار دادن چیزی است در جای چیزی. ، برای کلمات خدا تغییری نیست یعنی یکی به جای دیگری عوض گرفته نمی‏شود ، شیطان و اولیاء او برای ظالمان به جای خدا، عوض بدی‏اند، بَدَل در آیه اخیر وصف است نه مصدر.
واژه بدل ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • بدل (علم کلام)، اصطلاحی در کلام اسلامی در بحث تکلیف مالایطاق• بدل (فقه)، جایگزین تکلیف اوّلی یا مال تلف شده• بدل (حدیث)، از اقسام علوّ نسبی• بدل (نحو عربی)، بر وزن "فَعَل"، اسم از ماده ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین
...
بدل از اقسام علوّ نسبی است و علوّ نسبی از تقسیمات احادیث از جهت سند است.
علوّ نسبی از تقسیمات احادیث از جهت سند است. عالی بودن حدیث، به اعتبار کم بودن افراد سلسله سند آن است، که این کمیِ واسطه گاه در مقایسه با معصوم (پیغمبر یا امام) سنجیده می شود، و گاه در مقایسه با یکی از ائمه حدیث یا مصنِّفان مشهور مانند حسین بن سعید اهوازی، محمد بن احمد بن یحیی، کلینی، شیخ طوسی و شیخ صدوق از محدثان شیعه، یا بخاری و مُسلم از مؤلفان صحاح سته.
در صورت نخست (کم بودن واسطه تا معصوم)، حدیث به علو مطلق و در صورت دوم به علو نسبی موصوف می شود. بدل و اصطلاح نزدیک به آن، یعنی «موافقت»، هر دو از اقسام علوّ نسبی اند.
← سند عالی
(۱) ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم (تاریخ مقدمه ۱۳۵۷ ش).
(۲) ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱، مشیخه.
(۳) ابن حجر عسقلانی، شرح نخبة الفکر فی مصطلح اهل الاثر، چاپ محمد عوض و محمد غیاث صباع، دمشق (تاریخ مقدمه ۱۳۹۹/۱۹۷۹).
(۴) ابن صلاح، مقدمة ابن الصلاح، چاپ عائشه عبدالرحمن، مصر ۱۹۷۴.
(۵) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، چاپ احمد عمر هاشم، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۶) محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱، مشیخه.
(۷) محمد بن حسن طوسی، الفهرست، چاپ محمد صادق اِل بحرالعلوم، نجف ۱۳۵۶/۱۹۳۷، چاپ افست قم ۱۳۵۱ ش.
(۸) محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
(۹) عبدالله مامقانی، مقیاس الهدایة فی علم الدرایة، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱.

بدل ، اصطلاحی در کلام اسلامی که به تبع بحث تکلیفِ بمالایطاق مطرح شده است.
در لغت به معنای عوض و جایگزین است،
جهت اختلاف در معنای اصطلاحی بدل
اما در معنای اصطلاحی آن، میان فرق کلامی اختلاف نظر وجود دارد. جهت اصلی این اختلاف، نظرگاههای متفاوت اشاعره، معتزله و امامیه نسبت به مسایل اساسی و مبنایی کلام از قبیل حسن و قبح، جبر و اختیار، توقّف تکلیف بر استطاعت و مانند آن بوده است.
عدم نزاع در تکلیف مالایطاق بین اشاعره ومعتزله
هردو فرقه کلامی اشاعره و معتزله نزاعی دراین معنا ندارند که خداوند در دومورد بنده خود را به آنچه در وسع و طاقت او نیست تکلیف نمی کند: ۱) آنچه فی نفسه ممتنع است، مانند جمع ضدین؛ ۲) برخی از آنچه فی نفسه ممکن است اما در وضع او نیست، مانند خلق اجسام.
محل نزاع در تکلیف مالایطاق بین اشاعره ومعتزله
...
ادات جایگزینی چیزی به جای چیز دیگر را ادات بدل گویند.
« بدل » به معنای جایگزینی چیزی به جای چیز دیگر است.
نمونه قرآنی
«ادوات بدل» در قرآن عبارتند از:
← عن
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۴۸.    
...
تخفیف بدل، تبدیل همزه ساکن به حرف مد؛ از انواع تخفیف همزه است.
از گونه های تخفیف همزه، تخفیف بدل (ابدال) است، و آن در صورتی است که همزه ساکن به حرف مدی از جنس حرکت پیش از خود تبدیل شود؛ مثلا پس از فتحه به «الف»، و پس از ضمه به «واو»، و پس از کسره به «یا» تبدیل شود.
← مثال
 ۱. ↑ زرکشی، محمد بن بهادر، ۷۴۵ - ۷۹۴ق، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۱، ص۳۲۰.    
فرهنگ نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «تخفیف بدل».    
...
قرارگرفتن سبب مد پیش از حرف مد ، به خلاف معمول را مد بدل گویند.
«مد بدل» یکی از انواع مد فرعی است. هرگاه سبب مد ( همزه ) برخلاف معمول پیش از حرف مد قرار گیرد، آن را «مد بدل» گویند؛ مانند: ایمان، اوتوا و آمنوا.
وجه تسمیه
دلیل نامگذاری مد بدل آن است که حرف مد در این کلمات در اصل، همزه ساکن بوده و بعد به حرف مد تبدیل شده است؛
← مثال
 ۱. ↑ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، ۸۴۹ - ۹۱۱ق، الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۳۹.    
...
نسخ حکمی شرعی با جای گزینی حکم دیگر را نسخ به بدل گویند. این بحث در اصول فقه کاربرد دارد.
نسخ به بدل، مقابل نسخ به غیر بدل بوده و عبارت است از نسخ حکم شرعی، به وسیله شارع، همراه با جای گزین نمودن حکم دیگر؛ برای مثال، خدای متعال، مسلمانان را در صدر اسلام از جنگ با کفار نهی فرمود و آنان را به عفو و گذشت ترغیب و تشویق کرده و فرمود: (فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتّی یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ، سپس این نهی را با اذن جهاد، به وسیله آیه دیگر (أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا) نسخ نمود؛ بنابر این، بدل از عفو و گذشت، جهاد و قتال با کفار قرار داده شده است.



بدل در دانشنامه ویکی پدیا

بدل
بدل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
بدل (فیلم ۱۳۷۲)
بدل (فیلم ۲۰۰۱)
بدل (زبان شناسی)
بدل رابطه ای بین سازه های دستوری است که در آن از دو اسم متفاوت، برای اشاره به یک مصداق واحد استفاده می شود. مجموعهٔ آن دو اسم با هم مرکب دوسویه نام دارد.
خواهرم، سارا، به بازار رفت.
سارا، خواهرم، به بازار رفت.
مثلاً در هر دو جملهٔ زیر رابطهٔ بدل موجود است (زیر بدل خط کشیده شده است).
در جملهٔ اول خواهرم نهاد است و سارا بدل آن. اما در جملهٔ دوم وضعیت برعکس است.
بدل الزاماً بین دو ویرگول قرار نمی گیرد. فقط وقتی چنین می شود که بدل محدودکننده نباشد (صرفاً نقش توضیح اضافه را داشته باشد). بنابراین هر دو جملهٔ زیر بنا بر موقعیت می توانند درست باشند.
بدل فیلمی به کارگردانی جهانگیر جهانگیری و نویسندگی فرید مصطفوی محصول سال ۱۳۷۲ است.
حبیب اسماعیلی
افسانه بایگان
چنگیز وثوقی
فتحعلی اویسی
جلال مقدم
شهلا ریاحی
علی اصغر گرمسیری
طاهره سری
محمد ورشوچی
شهرام عجم
منوچهر افسری
اکبر ظفرنیام
هادی اسلامی
هوشنگ دیبائیان
هاشم مقدم
ابراهیم تفرشی
محمد ایمانی نژاد
علی الهیاری
حسین قطاع
محمدعلی صحرایی
غلامرضا خانی زاده
سیاوش آریا
قدرت قربانی
جواد آسیا
صفدر کوکبی در فیلم های فارسی به عنوان بدل بازی می کند و به صفدر استالونه معروف است...
بدل (به انگلیسی: Replicant) یک فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی رینگو لام، نویسندگی لاورنس دیوید ریجینز و لس ولدون است.
۱۸ سپتامبر ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-09-۱۸)
یک قاتل سریالی که مادران جوان را می کشد و سپس خانه را آتش می زند به "شعله" معروف شده است، یک شب پس از قتل یک زن، او با جیک رایلی، کارآگاه پلیس سیاتل درگیر می شود و مقداری از خونش بر روی زمین می ریزد، یک آژانس مخفی حکومت، از روی خون و دی.ان.ای او، یک انسان شبیه سازی شده از روی او را تولید می کنند، در فیلم ادعا شده از طریق خون او حتی بخشی از خاطرات شعله هم به این انسان منتقل شده است، آنها امیدوارند تا بتوانند با شناخت روحی-روانی او و تحریک خاطرات، انگیزه او از این جنایات و سرنخ هایی برای دستگیری شعله پیدا کنند. این بدل دارای بدنی سالم و مشابه همتای اصلی خود، ولی دارای سطح کمی ناتوانی ذهنی است و همانند یک کودک چیزهای کمی از محیط اطراف خود می داند، آن آژانس، کارآگاه جیک را موظف می کند تا این بدل را همراه خود به مکان های مختلف مانند مکان قتل های شعله ببرد تا بلکه اطلاعات مفیدی به دست آورند، ....
بدل (به انگلیسی: The Valet) فیلمی محصول سال ۲۰۰۶ و به کارگردانی فرانسیس وبر است. در این فیلم بازیگرانی همچون گاد الماله، آلیس تالیونی، دنیل اوتوی، ریشار بری، کریستین اسکات توماس، ویرژینی لدواین، دنی بون، میشل اومون، نوئمی لنوآر، لوران گملون، کارل لاگرفلد و الی هاروی ایفای نقش کرده اند.
۲۰ مارس ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-03-۲۰) (فرانسه)
پیر لاوازیر یک مدیر ارشد متأهل است او با یک مدل معروف به نام النا سیمونسن رابطه مخفیانه دارد. یک عکاس پاپاراتزی از آن دو نفر باهم عکس می گیرد و عکس آن ها را در یک روزنامه منتشر می کند.
کریستین همسر پیر از او ناراحت می شود و قصد شکایت دارد اما پیر می گوید که هیچ کدام از زنان حاضر در عکس را نمی شناسد. کریستین ثروت فراوانی دارد و مالک اکثر سهام شرکت خودش است پیر که در خطر از دست دادن ثروت و موقعیت خود قرار گرفته است. تصمیم می گیرد تا جوان حاضر در عکس به نام فرانسیس را به عنوان عاشق النا معرفی کند و…
بدل (به انگلیسی: The Double) فیلمی محصول سال ۲۰۱۱ و به کارگردانی مایکل براندت ‏(en)‏ است. در این فیلم بازیگرانی همچون ریچارد گی یر، توفر گریس، استیون مویر، اودت انابل، استانا کاتیک، کریس مارکت، تامر حسن، مارتین شین، جفری پیرس، لارنس گیلیارد جونیور، یوری سارداروف ایفای نقش کرده اند.
۲۸ اکتبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-10-۲۸)
بدل فیلمی به کارگردانی جهانگیر جهانگیری و نویسندگی فرید مصطفوی محصول سال ۱۳۷۲ است.
مختصات: ۳۸°۳۴′۲۵″شمالی ۴۴°۵۵′۴۴″شرقی / ۳۸٫۵۷۳۷۱°شمالی ۴۴٫۹۲۸۸۹°شرقی / 38.57371; 44.92889
بدل آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در شهرستان خوی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۶۷۲۵نفر (۱۵۰۳ خانوار) بوده است.
هم اکنون به علت ایجاد کمربندی های متعدد شهری و گسترش شهرستان خوی این روستا به شهر متصل گردیده و زیر نظر شهرداری مرکزی خوی اداره می شود. این روستا از جنوب غرب با روستای پیر موسی از سمت شمال شرق به جاده مواصلاتی خوی حمزیان، از سمت جنوب به جاده خوی فیرورق و از سمت شرق با شهر به علت وسعت زیاد منتهی می گردد. بدل آباد جمعیتی بیش از ۷۰۰۰ نفر داشته، ۱۲۰۰ واحد خانه مسکونی داشته و مردم آن به شغل دامداری و کشاورزی و قالی بافی مشغول هستند. این روستا دارای باغ های بسیار سر سبز سیب و مزارع زیبای گل آفتابگردان است. زیارتگاه تاریخی علمدار خوی در منتهی الیه این روستا از اماکن زیارتی و بسیار جذاب و باستانی این روستا است. آب و هوای روستا بعلت داشتن باغات و مزارع سرسبز بسیار مطلوب بوده و هوائی پاکیزه دارد.
مختصات: ۳۸°۳۴′۲۵″ شمالی ۴۴°۵۵′۴۴″ شرقی / ۳۸.۵۷۳۷۱° شمالی ۴۴.۹۲۸۸۹° شرقی / 38.57371; 44.92889
بدل آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.
بَدَل پیما (convertiplane) هواگردی را می گویند که می تواند شیوه دریافت نیروی برآ خود را حین پرواز تغییر دهد.
Green, W. , The Observer's world aircraft directory, Warne, 1961, Page 134.
به تعریف دقیق تر بدل پیما هواپویه ای است قادر به پرواز دستِ کم در دو حالت پروازی متمایز، یکی عمودی با اتکا به چرخانهٔ بالابر و دیگری روبه جلو با اتکا به بال.
بدل تپه مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در کردکوی، جنوب شهر، شرق جاده پارک جنگلی امام رضا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۳۱۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
جراحی بدل یا شَم یا پلاسبو (به انگلیسی: Sham surgery) یک مداخلهٔ جراحی است که در آن جراحی بدون انجام مداخلهٔ درمانی اصلی انجام می شود. برای نمونه در آزمایش های حیوانی اگر قرار باشد یک گروه موش تحت عمل جراحی قلب قرار گیرد در موش های گروه جراحی بدل تمام مراحل جراحی و مراقبت های بعد از آن بدون انجام عمل اصلی بر قلب آن ها انجام می شود تا بدین ترتیب اثرات مربوط به بیهوشی، بازکردن قفسهٔ سینه، تزریق آنتی بیوتیک و … برای حذف اثرات احتمالی آن ها بر روند آزمایش انجام شود.
در پژوهش های حوزهٔ پزشکی پلاسبو دارای ارزش زیادی است و به عبارتی استاندارد طلایی این دست از آزمایش هاست. بنابراین زمانی که نتایج مربوط به فرایند جراحی آزمایش می شود، جراحی بدل به عنوان مداخله در گروه شاهد استفاده می شود. با این وجود استفاده از جراحی بدل در مطالعات انسانی مورد مورد بحث است از آنجایی که استانداردهای اخلاقی و پژوهشی را زیر سؤال می برد. از طرفی جراحی بدل ممکن است به فرد آسیب وارد کند و از سویی دیگر آزمایش هایی که بدون جراحی بدلی طراحی می شوند از نظر علمی دارای اعتبار کمتری هستند. یک راه حل تقریبی این است که افرادی که جراحی بدل بر روی آن ها انجام شده است مجدداً جراحی اصلی بر روی آن ها انجام گیرد. به دلایل اخلاقی مطالعاتی که نیازمند گروه شم یا بدل هستند به ندرت در انسان انجام می شوند. در حالی که برخی افراد مطالعات بر پایهٔ جراحی بدلی را به کلی رد می کنند برخی دیگر اما آن را از نظر اخلاقی قابل قبول می دانند به شرطی که یک سری محدودیت هایی در انجام آن اعمال شود. برای نمونه باید سؤال پژوهش بسیار مهم باشد و به طریق دیگری نتوان به آن پاسخ داد. همچنین خطرات احتمالی فرایند جراحی بدل باید تا جایی که ممکن است به حداقل رسانده شود و نیز شخص مورد آزمایش باید از همهٔ خطرات احتمالی آن به طور کامل آگاه باشد.
در سال ۱۹۳۹ فیاسکی روش بستن رگ داخلی پستان برای بهبود جریان خون به قلب را عنوان کرد. دو دهه بعد که مطالعه ای در این زمینه با استفاده از گروه جراحی بدل به عنوان شاهد انجام شد مشخص شد که این روش به اندازهٔ گروه جراحی بدل مؤثر است و نه بیشتر.
در جراحی مغز و اعصاب، پیوند سلول در بسیاری از مراکز درمانی در جهان به عنوان یک روش کارآمد برای درمان بیماری پارکینسون پیشنهاد شد تا زمانی که آزمایشی بر پایه جراحی بدل انجام شد که در آن جمجمه گروه شاهد با استفاده از مته سوراخ شد و نشان داد که پیوند سلول نه تنها کارآمد نیست بلکه می تواند آسیب رسان نیز باشد.
عَرشه ی بَدَل (به انگلیسی: holodeck) کوتاه شدهٔ عرشه ی بدل نمایی (به انگلیسی: Hologram Deck) نام اتاق های ویژه ای است در ستاره پیماها و اخترپایگاهها در مجموعه داستان های تخیلی پیشتازان فضا.
ویکی پدیای هلندی
عرشه بدل شکل پیشرفته ای است از واقعیت مجازی. این عرشه فضای بسته ای است که در آن انسان ها، اجسام و فضاها شبیه سازی می شوند. این شبیه سازی به وسیلهٔ ترکیبی از تمام نگاره ها، پرتوهای کششی ضعیف و میدان های نیرو ایجاد می شود. در این عرشه، صداها و بوها نیز شبیه سازی می شوند.
واقع نمایی بدل نمایی ها در این عرشه به گونه ای است که بازشناسی آن از جهان واقعیت ممکن نیست. در عرشه های بدل معمولاً برنامه های ثابتی برای گزینش و اجرا وجود دارند که بیشتر بر پایهٔ داستان های کلاسیک تهیه شده اند. فضایی که برنامه بدل نمایی در عرشه ایجاد می کند می تواند بسیار بزرگ تر از فضای واقعی اتاق حس شود. این اثر توسط میدان های نیرو ایجاد می شود. این میدان ها باعث می شوند فرد حس کند که در حال پیشروی به هنگام راه رفتن است در حالی که در جای ثابتی گام برمی دارد (مانند دستگاه دویدن درجا).
نخستین باری که عرشهٔ بدل در این سریال دیده شد در پخش آزمایشی قسمتی از پیشتازان فضا، نسل بعد (۱۹۸۷-۱۹۹۴) به نام «رویارویی در دوردست» بود. البته ایدهٔ آن پیشتر در قسمتی به نام پیشتازان فضا: سری پویانما، شوخی دستی که در دههٔ ۱۹۷۰ پخش شد شکل گرفته بود. در آن قسمت یک اتاق تفریحات دیده میشد که در آن شبیه سازی های تمام نگارانه به کار رفته بود. نخستین باری که درباره مفهوم عرشهٔ بدل صحبت شد در قسمتی از پیشتازان فضا: انترپرایر به نام نابیوسیده بود.
علی بدل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹ نفر (۸خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بدل در جدول کلمات

بدل از غسل و وضو
تیمم
بدل از وضو
تیمم
بدل وضو
تیمم
در کشتی رد و بدل می کنند
فن
عوض و بدل کردن
تبادل

معنی بدل به انگلیسی

substitute (اسم)
تعویض ، بدل ، عوض ، جانشین
change (اسم)
تغییر ، دگرگونی ، بدل ، پول خرد ، عوض ، تحول ، مبادله ، تصرف
apposition (اسم)
بدل ، عطف بیان ، کلمه وصفی ، لاحقه
appositive (صفت)
بدل ، کلمه وصفی
false (صفت)
غلط ، مصنوعی ، قلابی ، نا درست ، ساختگی ، بدل ، دروغگو ، کاذبانه
brassy (صفت)
بدل ، بی شرم ، پر رو ، بی تدبیر ، برنگ برنج ، برنج مانند
spurious (صفت)
قلابی ، حرامزاده ، نا درست ، قلب ، جعلی ، بدل ، بدلی ، الکی

معنی کلمه بدل به عربی

بدل
اضافة , باطل , بديل , مزور
آنية فخارية
قلب
بديل
قلبي

بدل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مسعود خلیلی ١١:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٧
عوض
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بدل در زبان فارسی   • بدل هیلاری کلینتون   • معنی بدل   • بدل کلینتون   • بدل در عربی   • مرگ هیلاری کلینتون   • فیلم بدل   • بيل كلينتون   • مفهوم بدل   • تعریف بدل   • معرفی بدل   • بدل چیست   • بدل یعنی چی   • بدل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدل
کلمه : بدل
اشتباه تایپی : fng
آوا : badal
نقش : صفت
عکس بدل : در گوگل


آیا معنی بدل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )