انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1084 100 1

بدنۀ سیاسی

معنی بدنۀ سیاسی به فارسی

بدنۀ سیاسی
[body politic] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مردمی که در یک جامعۀ بسامان سیاسی زندگی می کنند و به عنوان یک موجودیت سیاسی شناخته می شوند

بدنۀ سیاسی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بدنۀ سیاسی   • مفهوم بدنۀ سیاسی   • تعریف بدنۀ سیاسی   • معرفی بدنۀ سیاسی   • بدنۀ سیاسی چیست   • بدنۀ سیاسی یعنی چی   • بدنۀ سیاسی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدنۀ سیاسی
کلمه : بدنۀ سیاسی
اشتباه تایپی : fnkۀ sdhsd
عکس بدنۀ سیاسی : در گوگل


آیا معنی بدنۀ سیاسی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )