انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1044 100 1

بدن

/badan/

مترادف بدن: پیکر، تنه، تن، جثه، کالبد، بدنه، جسم، جسد، لاش، لاشه

متضاد بدن: روح، روان

برابر پارسی: تن، اندام، پیکر، تنه، کالبد

معنی بدن در لغت نامه دهخدا

بدن. [ ب ُ دَ ] (مص ) مخفف بودن :
یکی زنده پیلی چو کوهی روان
بزیر اندر آورده بد پهلوان.
شهید.
خود تو آماده بدی برخاسته
جنگ او را خویشتن آراسته.
رودکی.
بسا که مست در این خانه بودم و شادان
چنانکه جاه من افزون بد از امیر و بیوک.
رودکی.
تو در پای پیلان بدی خاشه روب
گواره کشی پیشه با رنج و کوب.
رودکی.
این جهان بر کسی نخواهد ماند
تا جهان بد نبد مگر زین سان.
خسروانی.
یکی شادمانی بد اندر جهان
خنیده میان کهان و مهان.
شاکر.
یکی فال گیریم و شاید بدن
که گیتی بیک سان ندارد درنگ.
امیر طاهربن فضل چغانی.
یکی گاو پرمایه خواهد بدن
جهانجوی را دایه خواهد بدن.
فردوسی.
تو گفتی همی خون ببارد سپهر
پدر را نبد بر پسر جای مهر.
فردوسی.
بخواهد بدن بیگمان بودنی
نکاهد بپرهیز افزودنی.
فردوسی.
بوستانبانا امروز به بستان بده ای
زیر آن گلبن چون سبز عماری شده ای.
منوچهری.
باغ معشوقه بد و عاشق او بوده سحاب
خفته معشوقه و عاشق شده مهجور و مصاب.
منوچهری.
کمابیش از صد و هفتادوسه روز
بدم در بستر خورشید پرنور.
منوچهری.
بدان راهداران جوینده کام
یکی مهتری بد دیانوش نام.
عنصری.
بدیشان نبد زآتش مهر تیو
بیک ره برآمد ز هر دو غریو.
عنصری.
ز میغ و نزم که بد روز روشن از مه تیر
چنان نمود که تاری شب از مه آبان.
عنصری.
نبد چیز از آغازو او بود و بس
نماند همیدون جز او هیچکس.
اسدی.
ز کافور وز عود بد هر درخت
همه زرگیا رسته از سنگ سخت.
اسدی.
مرا ارادت نابودن و بدن نبود
که بودمی بمراد خود از دگر کردار.
ناصرخسرو.
عرض کی تواند بدن زآنکه او
برین گوهران سر بسرپادشاست.
ناصرخسرو.
نیامد فرصتی با او پدیدش
که در بند توقف بد کلیدش.
نظامی.
سمنبر غافل از نظاره ٔ شاه
که سنبل بسته بد بر نرگسش راه.
نظامی.
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم بجان رسید و به عیوق برشدم.
سعدی (طیبات ).
وه که بیک بار پراکنده شد
آنچه بعمری بدم اندوخته.
سعدی (بدایع).
و رجوع به بودن شود.

بدن. [ ب َ دَ ] (ع اِ) تن. غیر از سر و غیر مقتل از تن همچو دستها و پایها و مانند آن یا بمعنی مطلق عضو است یا خاص است به اعضای جزور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). جسد انسان. (از اقرب الموارد). کالبد آدمی را گویند بی آنکه سر را جزئی از کالبد بحساب آورند، جوهری بدن را بکالبد مطلق معنی کرده و در اصطلاح سالکان کالبد کثیف را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). تن. (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ساختمان کامل یک فرد زنده . مجموعه ٔ اعضا و جوارح متشکل یک موجود زنده. مجموعه ٔ اعضا و انساج و دستگاه های متشکل یکی انسان. تن. اندام. (فرهنگ فارسی معین ) . کالبد. تن. جسد. تن آدمی. تنه. جسم. تمامی جسد انسان جز سر. تمامی جسد انسان جز سر و دستها و پاها. (یادداشت مؤلف ). صاحب آنندراج گوید: نازک ، نازنین ، نسرین ، سیمین ، دفتر گل ، شکوفه ، مغز بادام ، نقره ٔ خام ، قفس سیم از صفات و تشبیهات اوست :
سه جانیم ما هر سه در یک بدن
ترا نیست بیش از یکی جان بتن.
فردوسی.
هر زمان روح تو لختی از بدن کمتر کند
گویی اندر روح تو منضم همی گردد بدن.
منوچهری.
ستیزه ٔ بدن عاشقان بساق و میان
بلای گیسوی دوشیزگان به بش و به یال.
عسجدی [ در وصف اسب ].
چون به زبان من رود نام کرم زچشم من
چشمه ٔ خون فرودود بر بدنم دریغ من.
خاقانی.
من کیم لیلی و لیلی کیست من
ما یکی روحیم اندردو بدن.
مولوی.
|| مرد کلان سال. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مسن. کبیر. بسیارسال. بزرگ. (از ذیل اقرب الموارد). || زره کوتاه و جبه ٔ کوتاه بی آستین.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). درع کوتاه. زره کوتاه. (از اقرب الموارد). جبه کوچک. (از لسان از ذیل اقرب الموارد) : فالیوم ننجیک ببدنک.(قرآن 92/10)؛ امروز ترا با سر آب آریم با این زره.(کشف الاسرار میبدی ج 4 ص 327). || تنه ٔ جامه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) :
بپوشید خفتانی از کرگدن
مکلل بزر زآستین تا بدن.
نظامی.
- بدن قمیص ؛ آنچه از پیراهن که شکم و پشت را می پوشاند. (از اقرب الموارد).
ج ،ابدان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد) || بزکوهی کلانسال. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بزکوهی. (مهذب الاسماء). بز کوهی مسن. (از ذیل اقرب الموارد). ج ، اَبدُن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ابدن و بُدون. (از ذیل اقرب الموارد). || نسب و حسب مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از لسان از ذیل اقرب الموارد). || در تداول زنان میان فارسی زبانان ، شرم زن. (یادداشت مؤلف ).

بدن. [ ب َ ] (ع مص ) تناور گردیدن. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). تناور شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). بزرگ شدن تن به بسیاری گوشت. (از اقرب الموارد). بُدن. بَدان. بَدانَة. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بُدون. (از اقرب الموارد).

بدن. [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بدنة. (از لسان العرب از ذیل اقرب الموارد). کشتارها از اشتر و گاو که به مکه برند قربانی را. ذبایح. (یادداشت مؤلف ): و البدن جعلناها لکم من شعائر اﷲ. (قرآن 36/22)؛ آن شتران کشتنی به منا، آن شما را از نشانهای دین کردیم. (کشف الاسرار میبدی ج 6 ص 360).

بدن. [ ب ُ ](ع مص ) تناور شدن. بَدْن. رجوع به ماده ٔ قبل شود.

بدن. [ ب ُ دُ ] (ع اِ) ج ِ بدنة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || ج ِ بدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) و رجوع به بدنة و بَدین و بادن شود. || ج ِ بادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) .

بدن. [ ب ُدْ دَ ] (ع اِ) ج ِ بادن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به بادن شود.

معنی بدن به فارسی

بدن
مخفف بودن
( اسم ) ساختمان کامل یک فرد زنده مجموع. اعضا و انساج و دستگاههای مشکل یک انسان تن اندام . توضیح بدن مرده را ( جسد ) گویند .
بادن .
[ گویش مازنی ] /bodon/ بندشلوار & دانسته باش
جای منزل موسوم به بلده فمر نزد منجمان .
که بدن را نشان دهد جامه که بدن از پشت آن نشان داده می شود .
شخص لاغر
( صفت )۱-تنی تر و تازه و جوان بدنی لطیف و با طراوت .۲ - دارای بدنی تر و تازه
[تغذیه] ← ترکیب مواد بدن
[body composition] [تغذیه] نسبت چربی و پروتئین و کربوهیدرات و آب و مواد معدنی در بدن متـ . ترکیب بدن
هر چیز که لازم و لا ینفک باشد جزو تن آنچیز که ملازم تن باشد و از بدن جدا نشود .
دو دست و دو پای ٠ چار دست و پای ٠
[body density] [تغذیه] نسبت جِرم بدن به حجم آن
دو دست و دو پا .
جان خود بجسم دیگری انداختن و جدا کردن بدن از روح و این عمل از جوکیان است که بریاضت حاصل می کنند و در اصطلاح حکما این عمل را سیمیا گویند .
[body orientation] [باستان شناسی] ← راستای تدفین
[basal body temperature method] [علوم سلامت] روش طبیعی تنظیم خانواده مبتنی بر تشخیص زمان تخمک گذاری از طریق اندازه گیری افزایش دمای پایۀ بدن
که تن او در سپیدی چون سیم بود
۱ - ( اسم ) آنکه بدنش همچون گل لطیف و نازک است محبوب . ۲ - نوعی قماش ابریشمی معمول هندوستان مانند تافته که قماش دو رنگ است ( مثلا سرخی که بسیاهی زند ) : هوایش کار پوشش مختصر کرد چو گلبن گل بدن باید ببر کرد . ( میر یحیی شیرازی )
آنکه داراا بدنی لاغر است لاغرتن .
نازک اندام لطیف اندام .
( صفت ) آنکه بدنی نرم و لطیف و بناز پرورده دارد.
۱ - ( صفت ) آنکه تنی لطیف دارد لطیف اندام نازک تن . ۲ - ( اسم ) یکی از گونه های تاج خروس است که آنرا سرخ مرو نیز گویند . ۳ - در هندوستان بگونه ای عناب اطلاق شود که میوه اش بسیار شیرین است . ۴ - قسمی گل سرخ .
ممشوق هر که بدن لطیف دارد .

معنی بدن در فرهنگ معین

بدن
(بَ دَ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - ساختمان کامل یک موجود زنده . ۲ - تن ، پیکر.
(بَ دَ)(اِمر.) تمرین ها و ورزش های ویژه برای تقویت ماهیچه ها و ایجاد یا حفظ تناسب در اندام های بیرونی ، پرورش اندام .

معنی بدن در فرهنگ فارسی عمید

بدن
=بودن
۱. (زیست شناسی) جسم انسان غیر از سر، تن.
۲. [قدیمی] جسم برخی از اشیا: بدن شمع.
= سیمتن
آن که بدنی لطیف و زیبا مانند گل دارد.
کسی که پوست بدنش نرم و لطیف باشد.

بدن در دانشنامه اسلامی

بدن
بدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب های طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است.
۱)مستحب است هنگام تخلی، تمام بدن از دید ناظر محترم، مخفی باشد.۲)رو و پشت به قبله قرار دادن مقادیم بدن (سینه، شکم و ران ها) هنگام تخلّی حرام است.
دست کشیدن بر بدن در غسل
هنگام غسل- اعم از ترتیبی و ارتماسی- باید آب به تمام بدن برسد و کشیدن دست بر بدن در غسل، مستحب است.
مسّ اسامی متبرکه بدون طهارت
به قول مشهور مس خطّ قرآن، اسماء خداوند، پیامبر ان و ائمه ی معصومین علیهم السّلام؛ یعنی رساندن جایی از بدن به آنها برای کسی که طهارت (وضو یا غسل) ندارد، حرام است.
نجاست بدن میّت
...
بدن
این صفحه مدخلی از نثر طوبی است
جمع بدنه است یعنی شتر بزرگ و فربه و به قولی شامل گاو نیز می شود بی تاء جمع است و با تاء مفرد.
قال الله تعالی: «وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ» (سوره حج، 36) شتران بزرگ و فربه را از شعائر و مناسک خدای قرار دادیم برای شما. مقصود قربانی حج است و ظاهر کلام شامل هر کشتاری که در حج کنند می شود حتی فدا و کفاره و احکام مذکور در این آیه برای همه ثابت است.
بدن
معنی بُدْنَ: شتر قرباني
معنی سَّمُومِ: حرارتي است که تا داخل سوراخهاي رگ بدن فرو ميرود ، و بدن از آن متالم ميگردد
معنی جِسْمِ: جسم - تن - بدن
معنی مَا يُعَمَّرُ: عمر نمی کند ( کلمه عمارت ضد خرابي است ، و عمر اسم مدت عمارت و آبادي بدن است ، يعني مدت زندگي و آبادی بدن بوسیله ی روح)
معنی سِنَةٌ: چرت - سست شدن بدن جانداران در ابتداي خواب
معنی تَفَثَهُمْ: آلودگيهايشان (تفث به معني چرک بدن است)(در اين جا کنايه از خارج شدن از احرام است)
معنی شَّوَیٰ: اطراف بدن از قبيل دست و پا و امثال آن
معنی نُّطْفَةٍ: نطفه - مايعي که در بدن مرد و زن توليد مي شود و مبدأ پيدايش فرزند است
معنی تُکْوَیٰ بـِ: داغ نهاده شود(کلمه کي - که کلمه تکوي مشتق از آن است - عبارت است از الصاق چيز داغ به بدن )
معنی عَمْرُکَ: بقاي تو ( کلمه عمارت ضد خرابي است ، و عمر اسم مدت عمارت و آبادي بدن است ، يعني مدت زندگي و آبادی بدن بوسیله ی روح. عبارت "لَعَمْرُکَ " يعني سوگند به بقاي تو يا به جان تو قسم)
معنی يُعَمَّرَ: که عمر طولاني کند - که عمر طولاني داده شود ( کلمه عمارت ضد خرابي است ، و عمر اسم مدت عمارت و آبادي بدن است ، يعني مدت زندگي و آبادي بدن بوسيله ي روح)
تکرار در قرآن: ۲(بار)
تن. جسد. ، امروز تو را به وسیله بدنت نجات می‏دهیم تا برای کسانی که از پس تواند، عبرتی باشی یعنی زنده نجات یافتن تو شدنی نیست فقط پیکرت را از آب بیرون خواهیم انداخت و آن نوعی از نجات تو است و آن هم برای عبرت دیگران. بُدْن (بر وزن قفل) جمع بدنه به معنی شتر قربانی است، یعنی: شتران قربانی را برای شما از نشانه‏های خدا قرار دادیم. راغب گوید: بُدْن در جائی گفته می‏شود که بزرگی جثّه مراد باشد و جسد در جائی که رنگ مراد باشد و جسد در جائی که رنگ مراد باشد گویند: «ثَوْبٌ مُجَسَّدٌ وَ اْمَرأَةٌ بادِنٌ وَ بَدینٌ» یعنی لباس رنگ شده وزَنِ تنومند. و شتر قربانی را به جهت فربه و تنومند بودنش بَدَنه گفته‏اند در اقرب الموارد آمده: شتران قربانی را از آن بدنه گفته‏اند که آنها را فربه می‏کردند.
• بَدَن به فتح باء و دال به تمام اندام و تن انسان یا حیوان گفته می شود. •بُدن به ضم باء ، جمع بدنه به معنای شتر بزرگ است.
...
بدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد.
بدن به معنای ساختمان کامل یک فرد زنده، مجموعه اعضا و جوارح متشکل یک موجود زنده، مجموعه اعضا و انساج و دستگاه های متشکل یک انسان، تن و اندام است.
احتیاجات بدن
خوراک، از جمله احتیاجات بدن انسان می باشد:و ما جعلنـهم جسدا لایاکلون الطعام...آنان را پیکرهایی که غذا نخورند قرار ندادیم!. یعنی انبیاء مردانی از بشرند که ما لوازم بشریت را از آنها سلب نکرده ایم، که مثلا بدن هایشان را خالی از روح زندگی کرده باشیم، تا نه به خوردن محتاج باشند و نه به نوشیدن، و نیز آنان را از مرگ مصونیت نداده ایم، تا همیشه در دنیا بمانند، بلکه ایشان نیز بشر و از کسانی هستند که طعام می خورند و می میرند، و این خوردن و مردن، دو خاصه از خواص روشن بشریت است.
در آیات قرآن اشاره به آفرینش بدن حضرت آدم علیه السّلام شده است.
آفرینش بدن آدم علیه السّلام از سوی خدا، پیش از دمیده شدن روح در کالبد او بود:واذ قال ربک للملـئکة انی خــلق بشرا من صلصـل من حما مسنون• فاذا سویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له سـجدین.و (به خاطر بیاور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده، می آفرینم. هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» الذی احسن کل شیء خلقه و بدا خلق الانسـن من طین• ثم سویه ونفخ فیه من روحه...او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد. سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید. اذ قال ربک للملـئکة انی خــلق بشرا من طین• فاذا سویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له سـجدین.و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می آفرینم! هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!»
طبق آیه قرآن بدن های اصحاب فیل، در برابر پرندگان ابابیل همانند کاه خرد شده شد.
الم تر کیف فعل ربک باصحـب الفیل• فجعلهم کعصف ماکول.آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران (لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند) چه کرد؟! سرانجام آنها را همچون کاه خورده شده (و متلاشی) قرار داد! کلمه عصف به معنای برگ زراعت است، و عصف ماکول به معنای برگ زراعتی (مثلا گندم) است که دانه هایش را خورده باشند، و نیز به معنای پوست زراعتی است مانند غلاف نخود و لوبیا، که دانه اش را خورده باشند، و منظور آیه این است که اصحاب فیل بعد از هدف گیری مرغان ابابیل به صورت جسدهایی بی روح در آمدند، و یا این است که سنگ ریزه ها (به درون دل اصحاب فیل فرو رفته) اندرونشان را سوزانید. بعضی هم گفته اند: مراد از عصف ماکول، برگ زراعتی است که آکال در آن افتاده باشد، یعنی شته و کرم آن را خورده و فاسدش کرده باشد.
ترکیب که در فلسفه به معنی «یکی شدن چند چیز» یا «اتحاد امور کثیر» است.
ترکیب چند گونه تقسیم دارد: ۱) تقسیم به حقیقی و اعتباری؛ ۲) تقسیم به عقلی و خارجی؛    
در فلسفه اسلامی، بیشتر فیلسوفان انواع جسم را مرکب از دو جزء می دانند: ماده و صورت نوعیه . ماده جزء قابلی و بالقوه جسم است و صورت نوعی، جزء فاعلی و بالفعل آن محسوب می شود. بیشتر فیلسوفان، ترکیب از ماده و صورت را ترکیب حقیقی خارجی می دانند؛ یعنی معتقدند که اولا ماده و صورت، اتحاد حقیقی دارند و در عالم واقع، ذات و وجودی غیر از ذات و وجود ماده و صورت، در ازای کل مرکب (یعنی نوعی از جسم) قرار دارد که این، ویژگی ترکیب حقیقی است و ثانیا این دو جزء در عالم واقع، دارای تمایز و کثرت حقیقی هستند؛ یعنی هریک علاوه بر اتحادی که با هم دارند، وجود و ذاتی نیز برای خود دارند که این ویژگی، مشخصه ترکیب خارجی است. اما دیدگاه سید سند و به تبع او ملاصدرا ، در باب خارجی بودن ترکیب ماده و صورت و اساسا در مورد مرکب حقیقی خارجی، با دیدگاه مشهور متفاوت است. ملاصدرا عقیده دارد که ترکیب خارجی، نمی تواند ترکیب حقیقی باشد؛ زیرا ترکیب حقیقی، به معنای ترکیبی است که در خارج، وجود و ذاتی واحد در ازای مرکب تحقق دارد که این، با ویژگی ترکیب خارجی، یعنی تعدد وجود اجزاء در متن واقع، سازگار نیست. زیرا تعدد وجود آنها عدم اتحاد حقیقی آنها را اقتضا دارد ولذا اگر گفتیم ترکیبی، خارجی است، دیگر میان اجزاء آن نمی توان اتحاد حقیقی یافت و ترکیب، حقیقی نخواهد بود. از نظر ملاصدرا اجزاء مرکب حقیقی تا نسبت به یکدیگر نیازمند و فقیر نباشند، ارتباط و اتحاد حقیقی نمی یابند و حقیقت واحدی را تشکیل نمی دهند و چون ماده و صورت در تحققشان در خارج، به یکدیگر نیازمندند، ترکیب آنها ضرورتا ترکیبی حقیقی است.
ترکیب جسم از ماده و صورت
همچنین ترکیب جسم از ماده و صورت در فلسفه، بنابر دیدگاه مشهور فیلسوفان، ترکیب انضمامی است؛ زیرا اجزاء آن، افزون بر آنکه در عالم واقع دارای جهت وحدتی به نام "جسم" هستند، عقل در همان واقعیت، آنها را از یکدیگر تمیز می دهد و در همان متن واقع، میان ماده و صورت، تمایز و کثرت می بیند. اما طبق دیدگاه سید سند و ملاصدرا، دو چیزی که به نحو انضمامی با هم ترکیب شده اند، یک شیء واحد نخواهند بود تا ذات واحدی داشته باشند و ترکیب حقیقی به وجود آورند. از این رو، تقسیم انضمامی را باید نوعی از تقسیم اعتباری به شمار آورد. اما چون اجزاء ترکیب انضمامی ، در خارج دارای تمایز ماهوی و وجودی هستند، این ترکیب، ترکیبی خارجی خواهد بود نه ترکیب عقلی (ذهنی). از این رو باید گفت که ترکیب انضمامی، طبق نظر صحیح، ترکیب اعتباری خارجی است. لذا از نظر سید سند و ملاصدرا، ترکیب ماده و صورت، اتحادی است نه انضمامی؛ چون از نظر ملاصدرا، ترکیب انضمامی نمی تواند ترکیب حقیقی باشد، در حالی که ترکیب ماده و صورت، ترکیبی حقیقی است.
ترکیب طبیعی اتحادی
...
انسانیت انسان به نفس و روح است و بدن چیزی جز ابزار کار نفس در امور مادی نیست.
به لحاظ دو بُعدی بودن انسان ( جسم و روح )، کیفیت و چگونگی رابطه این دو در ابتدای آفرینش و در ادامه و در پایان زندگی و پس از مرگ قابل بررسی است:
← کیفیت تعلق روح به بدن
اما قائلان به معاد جسمانی بیش تر راه نقلی را پیموده اند که ادله قرآنی آن در چند گروه قابل دسته بندی است :
← داستان حضرت ابراهیم و زنده شدن حضرت عزیر
بخشی از احکام فقهی بدن در ارتباط با اهمیت و پاسداشت سلامت بدن در دو ساحت بهداشت و سلامت فردی و حرمت آسیب رساندن به سلامت دیگران، سامان یافته است. در حوزه سلامت فردی، هرگونه آسیب رساندن قابل توجه به بدن خود، قطع کردن یا از بین بردن کارآیی عضو، و خودکشی حرام است و در برخی بابهای فقه مانند طهارت و اطعمه و اشربه نیز احکام واجب و مستحبِ فراهم آورنده سلامت بدن، بازگو شده است. هرگاه عملی ساختن حکمی فقهی ، آسیب دیدگی مکلف را در پی داشته باشد، با تغییر یا تعطیل آن حکم، سلامت بدن مورد توجه قرار می گیرد ، افزون بر این، آیات «لا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَة» و «ما جَعَلَ عَلَیکُم فِی الدّینِ مِن حَرَج» و بعضی قواعد فقهی مانند لاضرر و نفی عسر و حرج ، متضمن توجه به سلامت بدن در همه برداشتهای فقهی است. برای حفظ سلامت بدن از تعرض دیگران نیز احکام دینی بسیاری تشریع شده است. در این احکام افزون بر حرمت تکلیفی آسیب رساندن به دیگران، نظام حقوقی و قضایی گسترده ای در قالب احکام قصاص ، حدود و دیات در فقه اسلامی ترسیم شده است تا سبب بازدارندگی از تعرض و بازستانی حق و جبران خسارت آسیب دیدگان باشد.افزون بر موارد فوق که احکامی فقهی در جهت حفظ سلامت بدن و مصونیت آن از آسیب و تعرض است، احکام فقهی متنوع دیگری نیز مانند وجوب غسل دادن و دفن کردن بدن مرده مسلمان ، حرمت تماس بدن با قرآن و وجوب غسلِ تمام بدن در موارد جنابت و حیض ، بیان شده است. در همین جهت احکامی برای بعضی از اعضای بدن نیز بازگو شده است که هریک در مدخلهای خاص خود می آید.
از پیچیده ترین مباحثی که در علم النفس مطرح است مساله چگونگی رابطه نفس با بدن است. پیچدگی مساله از آنجا آغاز می شود که نفس موجودی است مجرد با ویژگی های خاص خویش و بدن موجودی است مادی و جسمانی با ویژگی هایی که در همه مادیات وجود دارند. سخن در این است که چگونه بین موجود مجرد و موجود مادی پیوند و اتحاد حقیقی برقرار می شود؟ کسی که فی الجمله به تاریخ فلسفه در عصر قدیم و جدید آشنا باشد، می داند که تا چه اندازه همت فلاسفه- بخصوص فلاسفه جدید- صرف پیدا کردن نوع ارتباط نفس و بدن شده است و تا چه اندازه مکتب های گوناگون به وجود آمده است... در توجیه این واقعیت، از دیر باز نظریاتی مطرح شده است که به عمده آنها اشاره می کنیم:
← نظریه منسوب به افلاطون
 ۱. ↑ مجموعه آثار، شهید مطهری، "مقالات فلسفی"، ج۱۳، ص۳۱-۳۴، انتشارات صدرا، ۱۳۷۷.۲. ↑ شرح جلد هشتم اسفار اربعه، مصباح یزدی، محمد تقی، ج۲ ص۱۹۴_ ۲۰۳، قم، انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی۱۳۷۵.۳. ↑ الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة، شیرازی، صدر الدین محمد، ج۸، ص۳۲۸، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۹۹.
منبع
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «رابطه نفس و بدن».    
...



بدن در دانشنامه ویکی پدیا

بدن
به مجموعه اعضای یک موجود زنده بدن می گویند . ساختمان کامل یک فرد زنده . هر عضو بدن از تعدادی سلول تشکیل شده است . در اصطلاح عام به بدن پس از مرگ، جسد یا نعش گفته می شود و واژه بدن بیشتر دلالت بر موجود زنده می کند .به اجزاء بدن اندام گفته می شود.
معین فرهنگ فارسی. تهران ۱۳۸۶
عکس بدن
بدن انسان، کل ساختار انسان است که سر، گردن، تنه (سینه و شکم)، دو بازو و دست ها و دو ساق پا و پاها را شامل می شود. هر قسمت بدن از انواع مختلف سلول تشکیل شده است. تعداد سلول های بدن انسان حدود ۳۷٫۲ تریلیون تخمین زده شده اند. این عدد از داده های جزئی بدست آمده است و به عنوان نقطه شروع برای محاسبات بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. این عدد از تعداد همه سلول های اندام های بدن و نوع سلول هایشان بدست آمده است. اجزای سازنده بدن انسان نشان می دهد که بدن از تعدادی عناصر خاص در نسبت های مختلف تشکیل شده است.
دستگاه قلب و رگ ها برای گردش خون
دستگاه گوارش برای فرودادن هضم جذب و دفع خوراک
دستگاه درونریز برای هماهنگی اندام های درونی با کمک هورمون
دستگاه پی ها برای گردآوری، جابجایی و پردازش داده ها در مغز و اعصاب
دستگاه ماهیچه ای برای جنباندن بدن
دستگاه تنفسی برای دم و بازدم
دستگاه ادراری برای برونرفت ادرار
دستگاه پوششی شامل پوست، مو و ناخن برای پوشش و حفاظت بدن
استخوان بندی انسان برای سرپاداشتن و نگاهداری ساختار تن
دستگاه دفاعی بدن برای دفاع در برابر بیماری زاها
بدن انسان می تواند ناهنجاری های آناتومیک غیر پاتولوژیک را نشان بدهد. فیزیولوژی بر روی سیستم اعضای بدن و عملکردشان تمرکز دارد. سیستم ها و مکانیزمشان در راستای حفظ هومئوستاز بدن عمل می کنند.
مطالعه بدن انسان شامل کالبدشناسی و فیزیولوژی می باشد. کالبدشناسی انسان یکی از شاخه های کالبدشناسی است. این رشته به بررسی اندام ها و دستگاه های اندام های بدن انسان می پردازد. تن انسان مانند تن همه جانوران از چندین دستگاه درست شده است که این دستگاه ها از اندام ها و ایشان از بافت ها و این بافت ها از یاخته ها درست شده اند. کالبدشناسی ماکروسکوپی کاری به بررسی بافت ها یا یاخته ها ندارد و تنها به شناخت اندام ها و کارکرد آن ها می پردازد. شناخت بافت ها مربوط به بافت شناسی و بررسی یاخته ها مربوط به یاخته شناسی می شود.
استخوان بندی، شکل کلی بدن را ایجاد می کند و در طول عمر انسان تغییر نمی کند. به طور کلی شکل بدن (و شکل بدن زن) تحت تأثیر توزیع های ماهیچه ای، بافت های چربی و هورمونهای مختلف می باشد. قد متوسط یک مرد بالغ (در کشورهای توسعه یافته) حدود ۱٫۷ – ۱٫۸ متر (۵’۷’’ تا ۵/۱۱’’) و یک زن بالغ حدود ۱٫۶ – ۱٫۷ متر (۵’۲’’ تا ۵’۷’’) می باشد. قد بلند بستگی به ژنتیک و رژیم غذایی افراد دارد. شکل و ترکیب بدن تحت تأثیر عواملی مثل ژنتیک، رژیم غذایی و ورزش قرار دارد.
بدن انسان (به انگلیسی: The Human Body)، مجموعه مستندی هفت قسمتی است که برای نخستین بار در ۲۰ مه ۱۹۹۸ در بی بی سی وان به نمایش در آمده است. مجری گری این مستند را دانشمند رشته پزشکی، رابرت وینستون بر عهده داشته است. این مستند که با همکاری بی بی سی و تی ال سی تولید شده، به مکانیزم و عواطف بدن انسان از کودکی تا مرگ می پردازد.
این مجموعه، نامزد دریافت چندین جایزه بوده و چندین جایزه نیز برنده شده است.
بدن پرستی، تن پرستی یا تن ستایی (انگلیسی: Body worship) شیفتگی و حرمت گذاری یک فرد به بدن فردی دیگر است که بیشتر به شکل عطشی جسمانی و برده وار در رابطهٔ بی دی اس ام نمود می یابد. صورت های مرسوم بدن پرستی شامل پرستیدن و ستایش عضله، آلت مردی، واژن و باسن است.
نراندامه
لینگام
بدن تو (به اسپانیایی:Tu Cuerpo و به انگلیسی:Your Body) آهنگی است از رپر آمریکایی-کوبایی ساکن میامی پیت بول است که به همراهی خواننده لاتین جینکارلوس خوانده شد. سبک این آهنگ لاتین پاپ می باشد که در تاریخ ۱۵ فوریه ۲۰۱۱ توسط سونی موزیک لاتین و آقای ۳۰۵ منتشر شد. ترانه سراهای این آهنگ آرماندو کریستین پرز، دیوید میراندا و جینکارلوس می باشد. این آهنگ چهارمین آهنگ پتجمین آلبوم استودیویی پیت بول آرماندو می باشد.
بدن جنیفر (به انگلیسی: Jennifer's Body) یک فیلم ترسناک و کمدی سیاه آمریکایی به نویسندگی دیابلو کودی و کارگردانی کارین کوساما است. در این فیلم بازیگرانی همچون مگان فاکس، آماندا سایفرد، جانی سیمونز، جی. کی. سیمونز، ایمی سداریس و آدام برودی ایفای نقش کرده اند. داستان فیلم دربارهٔ دختری دبیرستانی هلهله چی به نام جنیفر (با بازی مگان فاکس) است که بدنش را شیطان تسخیر کرده و همکلاسی های پسر خود را می کشد. در این بین بهترین دوست او آنیتا لزنیکی (با بازی آماندا سایفرد) سعی در متوقف کردن جنیفر دارد.
۱۰ سپتامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-09-۱۰)
نخستین نمایش فیلم در طی جشنواره بین المللی فیلم تورنتو سال ۲۰۰۹ بود، و سپس در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹ در ایالات متحده و کانادا اکران شد.
بدن سازی، پرورش اندام یا زیبایی اندام (به انگلیسی: Bodybuilding) ورزشی است که در آن فرد بدن ساز با انجام تمرین های مختلف قدرتی و استقامتی بر روی عضلات خود، همچنین تغذیه مناسب و البته استراحت کافی به ساخت بدنی حجیم، کات شده و متناسب مبادرت می ورزد.
پزشکیار ورزشی
فیزیولوژی ورزشی
بدن سازی زنان
فعالیت بدنی
آمادگی جسمانی
پزشکی ورزشی
لوازم ورزشی
تغذیه ورزشکار
تمرینات ایزوتونیک
تمرینات کالیستنیک
در پایان قرن ۱۹ میلادی جریان فکری تازه ای با رویکردی آرمانی به اساطیر یونانی (که در آن زیبایی، تناسب و پرورش یافتگی عضلات و بدن، عاملی برای ستایش و تمجید انسان قلمداد می شد). پدید آمد. بر اثر نفوذ این جریان فکری جدید، سنت قدیمی بلند کردن سنگ به صورت ورزش مدرن وزنه برداری درآمد و با توجه به روند توسعه اش، جوانب گوناگونی در فرهنگ های مختلف پیدا نمود. یوجین ساندو (Eugene Sandow) یک فوق ستاره فرهنگ بدنی در اوایل قرن بیستم شخصی بود که شهرت خود را در اروپا به عنوان مرد قدرتمند حرفه ای بدست آورد و پیروزمندانه با دیگر مردان قدرتمند مبارزه می کرد و آن ها را علی رغم تمام شیرین کاریهایشان شکست می داد. او در سال های ۱۸۹۰ به آمریکا آمد و توسط فلورنس زیگفلد مورد حمایت قرار گرفت. چیزی که ساندو را از سایرین متمایز می کرد زیبایی، ورزیدگی، قدرت و پرورش یافتگی عضلات و بدن وی بود و بیشتر به خاطر معروفیت ساندو بود که فروش هالتر و دمبل به طور سرسام آوری بالا رفت.
ورزشکاران رشته پرورش اندام شروع به یادگیری چیزهایی دربارهٔ پتانسیل فیزیکی بدن که حتی دانشمندان پزشکی پیش بینی نمی کردند، نمودند. هر ساله ورزشکاران رشته پرورش اندام، بیشتر و بیشتر پا به عرصه می گذاشتند. کسانی نظیر: بیل پرل، چاک سایپز، جک دلینجر، جرج ایفرمن و رگ پارک. تقریباً در سال ۱۹۶۶ م. جوانی به نام آرنولد شوارتزنگر با شکست دادن دنیس تینرینو (آقای آمریکا در سال ۱۹۶۷ م) در مسابقات آقای جهان NABBA در سال ۱۹۶۷ م. دوران طولانی قهرمانی بین المللی خود را آغاز کرد. در این زمان لاری اسکات دو بارِ پیاپی قهرمان مسابقات نوبنیاد آقای المپیا شد. لاری اسکات، چاک سایپز و دیو درایپر سدهایی بودند که شوارزنگر جوان باید از آن ها عبور می کرد. در این زمان دو دنیای مجزا برای پرورش اندام وجود داشت: اروپا و آمریکا. عنوان های جهانی شوارزنگر در ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ م. وی را به عنوان ورزشکار برتر اروپا معروف کرد؛ بنابراین بعد از فتح دومین عنوان آقای دنیا در سال ۱۹۶۸ م. وی به آمریکا سفر کرد. آرنولد شوارتزنگر در مسابقه آقای دنیای IFBB در نیویورک مسابقه داد و سپس فوراً برای مسابقه جهانی NABBA به لندن رفت و این دو عنوان را در ظرف یک هفته از آن خود نمود. در پایان همین دهه در حدود سال ۱۹۶۶ م. فرانک زینِ زیبا و خوش استیل درسی فراموش نشدنی به آرنولد شوارتزنگر جوان و همچنین دنیای پرورش اندام داد. زین با شکست دادن شوارزنگر در حالی که ۲۷ کیلوگرم از وی سبک تر بود ثابت کرد که غول پیکری ملاک تعیین کننده کاملی در زمینهٔ قهرمانی پرورش اندام نمی باشد. در سال ۱۹۷۰ م. شوارزنگر همه را حذف کرد و فاتح عنوان های آقای دنیای AAU آقای جهان NABBA و آقای المپیا (مستر المپیا) IFBB شد. شوارزنگر بین سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵ م. شش عنوان المپیا را فتح کرد که البته نیاز به مقاومت، قدرت و توانایی قابل توجهی داشت. در سال ۱۹۷۲ م. سرجیو اُلیوای سر سخت با شوارزنگر رقابتی انجام داد که هنوز دربارهٔ آن صحبت می شود. در۱۹۷۳ م. غول جدیدی پا به عرصه نهاد. لو فریگنوعنوان آقای جهان را ربود و ظهور قطب جدیدی در پرورش اندام را خبر داد. لو آنقدر پیشرفت کرد که سال بعد دوباره آقای جهان شد و سپس وارد رقابت های آقای المپیا (مستر المپیا) گردید. اگر چه فریگنوی مغرور در نهان شوارزنگر را تحسین می کرد اما این مسئله باعث نمی شد که او بیشترین تلاش خود را برای کسب عنوان قهرمانی آقای المپیا (مستر المپیا) نکند. آقای المپیا (مستر المپیا) ۱۹۷۵ م. نقطه اوجی در تاریخِ این مسابقهٔ بزرگِ دنیای پرورش اندام بود. فریگنو برگشته بود و برای کسب پیروزی مصمم بود. سرج نوبرت هم برگشته و در فرم عالی بود. برای اولین بار شش یا هفت قهرمان کاملاً ترازِ اول برای کسب عنوان قهرمانی رقابت می کردند و شاید به واسطه افتخار فراوان و البته سختی این مبارزات بود که شوارزنگر به پیروزی در آن مباهات بسیاری کرد. سال ۱۹۷۶ م. شاهد یک رویداد واقعاً شوک دهنده در تاریخ پرورش اندام بود. فرانکو کلومبوی کوتاه قد عنوان آقای المپیا (مستر المپیا) ۱۹۷۶ م. را فتح کرد و او اولین مرد کوتاه قدی بود که توانست این افتخار را به نام خود به ثبت رساند. اواخر سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ م. شاهد شاهکارهای فرانک زین بود. وی با بدن زیبایش پشت سر هم سه عنوان آقای المپیا (مستر المپیا) را ربود. در سال ۱۹۸۰ م. شوارزنگر برای فتح آقای المپیا (مستر المپیا) سیدنی در استرالیا دوران استراحت و رخوت را به پایان رساند. اگر چه وی بسختی می توانست باور کند که پس از خداحافظی وی در ۱۹۷۶ م. رقابت در پرورش اندام به چه حدی رسیده بود، به نحوی که خود وی بعدها اقرار کرد که در رقابت با ورزشکار کوچکی مثل کریس دیکرسون متحمل فشارو سختی بسیاری گردیده بود. البته مثال هایی که حاکی از رشد باور نکردنی بودند نیز، در ۱۹۸۰ م. ظاهر شدند، از پاهای تام پلاتزگرفته تا عضلات زیر بغل روی کالندر. سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ م. همچنین شاهد ترقی فدراسیون جهانی بدن سازی و تناسب اندام (IFBB) به عنوان سازمان مقتدر پرورش اندام بود. IFBB تحت رهبری رئیس اش بن ویدر، متشکل از بیش از ۱۷۰ کشور عضو و ششمین فدراسیون بزرگ ورزش در دنیا بود. در سال ۱۹۸۰ م. در روی سکوی المپیا فرانک زین، کریس دیکرسون، بویر کو، کن والر، مایک منترز، راجر واکر، تام پلاتز، سمیر بن نوت و روی کالندر در بین دیگران خود نمای می کردند. همچنانکه این دهه به انتها می رسید دیگر مشخص شده بود که فشردگی رقابت در مسابقات دیگر دائمی شده است. فاتحان المپیا ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ م. حریفان با تجربه ای بودند، به عنوان مثال می توان به فرانکو کلمبو و کریس دیکرسون اشاره نمود. البته جوانانی نظیر تام پلاتز، لی هنی، محمد مکاوی، کیزی ویاتور، سمیر بن نوت، برتیل فوکس، جانی فولر، لی لابرادا و ریچ گاسپاری به طور نزدیکی در رقابت با آنان بودند. با چنین تعدادی از حریفان رده بالا به نظر می رسید که واقعاً برای هر کسی مشکل بود که خود را در آینده کاملاً پیروز بداند. با وجود همه این مشکلات لی هنی توانست ۸ بار پیاپی در بین سال های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۱ م. رقبا را کنار زده و عنوان امپراتور مستر المپیا را از آن خود کند. پس از آخرین پیروزی لی هنی در سال ۱۹۹۱ م. عنوان قهرمانی مستر المپیا به مدت ۶ سال پیاپی در دستان قدرتمند یتس باقی ماند. از دیگر بزرگان این دوره می توان به شان ری، پل دیلت، کِوین لِوْرُون، مارکوس رول، فلکس ویلر، لی پریست، گونتر شیلر کمپ و ناصر الصونباطی اشاره کرد. یتس سبک جدیدی را بر پرورش اندام تحمیل نمود. سبک یتس بر حجم و تفکیک بالا تأکید می ورزید. یتس تا سال ۱۹۹۷ م. یکه تاز میدان بود پس از پیروزی در مستر المپیا ۱۹۹۷ م. یتس با پارگی مجدد عضله بازو روبرو شد و عرصه رقابت ها را ترک کرد و عرصه مستر المپیا ۱۹۹۸ م. را برای رونی کلمن خالی گذاشت.
رونی کلمن تا سال ۲۰۰۵ م. به قهرمانی ادامه داد و مؤلفهٔ حجم بسیار زیاد عضلانی را بر رقابت های مستر المپیا تحمیل نمود.
بدن سازی بانوان عنوانی است که برای ورزش بدن سازی در رده بانوان به کار می رود. در بدن سازی بانوان مسابقه تناسب اندام و فیگور محبوبیت بیشتری نسبت به مسابقه پرورش اندام بانوان دارد چراکه در آن حجم عضلانی بیشتر اهمیت ندارد و تناسب اندام در یک حجم متعارف (همانند بدن راشل مک لیش) مدنظر قرار گرفته می شود، همچنین این مسابقات بعضاً دارای آیتم های ایروبیک می باشند و زیبایی چهره نیز در آن تاثیر گذار است.
بدن سازی زنان عنوانی است که برای ورزش بدن سازی در رده زنان به کار می رود. در بدن سازی زنان مسابقه تناسب اندام و فیگور محبوبیت بیشتری نسبت به مسابقه پرورش اندام زنان دارد چراکه در آن حجم عضلانی بیشتر اهمیت ندارد و تناسب اندام در یک حجم متعارف (همانند بدن راشل مک لیش) مدنظر قرار گرفته می شود، همچنین این مسابقات بعضاً دارای آیتم های ایروبیک می باشند و زیبایی چهره نیز در آن تأثیرگذار است.
اولین قهرمانی زیبای اندام زنان آمریکا در سال ۱۹۸۷ میلادی در شهر کانتون ایالت اوهایو توسط هنری مک جی برگزار شد که عموماً اولین مسابقه بدن سازی زنان در نظر گرفته می شود و در آن شرکت کنندگان تنها براساس عضلانی بودن قضاوت می شدند. در سال ۱۹۸۰ میلادی اولین مسابقه بانوی المپیا برگزار شد که اولین مسابقه معتبر حرفه ای به حساب می آید و خانم راشل مک لیش در آن به قهرمانی رسید که همچنین همان سال در مسابقه قهرمانی ان.پی.سی. آمریکا نیز به قهرمانی رسیده بود. این مسابقه نقطه عطف بزرگی برای بدن سازی زنان به حساب می آید و مک لیش در آن الهام بخش بسیاری از زنان برای تمرین و مسابقه شد.
بدن شکافی یک نوع هنر بر بدن، شبیه سوراخ کاری بدن است، بدن شکافی با ایجاد سوراخ های بزرگ و شکاف بر روی پوست و دیگر بافت های سطح بدن انجام می شود. این عمل به منظور جا دادن گوشواره بر روی لاله گوش انجام می شود. فرق سوراخ کاری بدن با بدن شکافی این است که در سوراخ کاری بدن عمدتاً از سوزن استفاده می شود و این کار با ایجاد سوراخ روی بدن صورت می پذیرد اما در بدن شکافی این کار با تیغ های کوچک مخصوص کم کم محل مورد تظر را گشاد می کنند تا به اندازه دلخواه برسد و انجام می شود و به این صورت است و اشیایی نظیر گوشواره های بزرگ مخصوص، مهره و ... را در آن قرار می دهند.
جواهرکاری روی بدن
خالکوبی
تیغ زنی (بدن آرایی)
سوراخ کاری بدن
نقاشی دست و پا با حنا
نقاشی بدن
«بدن من» تک آهنگی از حادثه است که در February 18, 2008 منتشر شد.
آلیاژ بدن (انگلیسی: Aljaž Bedene؛ زادهٔ ۱۸ ژوئیهٔ ۱۹۸۹) یک تنیس باز اهل اسلوونی است.
اختلال هویت تمامیت بدن (به انگلیسی: Body integrity identity disorder) و به صورت مخفف BIID یک اختلال روانشناختی و عصبی است که مبتلایان به ان احساس می کنند که یک یا چند عضو سالم بدنشان در واقع متعلق به بدن آن ها نیست و اگر ان عضو یا اعضاء را جدا کنند زندگی راحت تری خواهند داشت. علت این اختلال ناشناخته مانده است. یک تئوری علت ان را ناتوانی عصبی مغز در ترسیم و درک فرم کامل بدن و گنجاندن عضو یا اعضاء مذکور در زمره اعضاء بدن بیان می کند. علائم این اختلال اغلب قویا احساس می شوند. مبتلایان به این اختلال با بخشی از بدن خود، مانند یک عضو مشخص، احساس راحتی نمی کنند و یقین دارند که قطع یا معلول سازی ان عضو ناراحتی آن ها را رفع خواهد کرد. مبتلایان به این اختلال ممکن است نسبت به معلولین شدیداً احساس حسادت کنند. آن ها ممکن است در میان جمع یا در تنهایی وانمود کنند که معلول هستند. آن ها ممکن است تلاش کنند تا به عضو مذکور صدمه بزنند طوری که به قطع ان بی انجامد. آن ها عموماً از افکار خود احساس خجالت کرده و سعی می کنند افکار خود را از دیگران مخفی نگه دارند.اکثر مبتلایان به این اختلال مردان میان سال سفید پوست هستند. تفاوت میان مبتلایان ممکن است به اندازه ای که قبلاً تصور می شد نباشد. معمول ترین درخواست مبتلایان به این اختلال قطع پای چپ از بالای زانو است و البته ممکن است دست ها را هم در بر گیرد یا خود را به صورت میل به فلج شدن نشان دهد یا حتی حس هایی مانند بینایی یا شنوایی را شامل شود.
اختلال خودزشت انگاری
اختلال وسواس فکری عملی
طی تحقیقاتی که انجام شده است صاحب نظران معتقد هستند این بیماری بیشتر عصبی بوده و در این بیماران قسمت چپ بخش قدامی مغز کوچکتر و همچنین حجم بزرگ بخش خاکستری مخچه (لوب Vlla) کاهش یافته است .
ایده معلول سازی کلینیکی مبتلایان به این اختلال شدیداً مورد مباحثه است. عده ای از ایده معلول سازی مبتلایانی که با اقدامات روانپزشکی و دارویی قابل معالجه نیستند حمایت می کنند. و عده ای با اشاره به برگشت ناپذیری معلول سازی، روش های روانپزشکی را توصیه می کنند.
اسپری بدن، همچون بوزُدای هواپخش، از دستهٔ عطرها است، که برخلاف بوزُداهای هواپخش که برای زیر بغل طراحی شده اند، برای استفاده در سایر نقاط بدن در نظر گرفته شده اند. اسپری های بدن عمدتاً ارزان تر و کم قدرت تر از ادکلن ها هستند اما قدرت بوزداییشان دوبرابر است.
برخی از مواد رایج موجود در اسپری بدن عبارتند از: بوتان، ایزوبوتان، پروپان، الکل و پاراف.
اسکنر تمام بدن (انگلیسی: Full body scanner)یک دستگاه است که اشیاء یا بدن فرد را برای اهداف غربالگری امنیتی تشخیص می دهد. بسته به تکنولوژی مورد استفاده، اپراتور ممکن است تصویر متناوب با طول موج بدن فرد را داشته باشد، یا تنها نمایشی کارتونی از شخص با یک نشانگر نشان دهد که هر کدام از موارد مشکوک شناسایی شده است. به دلایل حفظ حریم خصوصی و امنیت، صفحه نمایش برای سایر مسافرین قابل مشاهده نیست و در بعضی موارد در یک اتاق جداگانه قرار دارد که اپراتور نمی تواند چهره فرد تحت بررسی را ببیند. بر خلاف آشکارسازهای فلزی، اسکنرهای کامل بدن می توانند اشیای غیر فلزی را شناسایی کنند. اهمیت این موضوع بعد از چندین بمب گذاری در هواپیمای بمب گذاری شده در سال های ۲۰۰۰ افزایش یافته است.
از سال ۲۰۰۷، جایگزینی آشکارسازهای فلزی با اسکنرهای تمام بدن در فرودگاه ها و ایستگاه های قطار در بسیاری از کشورها آغاز شد.
مسافران و وکلا به تصاویری که از بدن های برهنه خود توسط نمایندگان غربالگری یا توسط دولت ثبت شده اند، اعتراض کرده اند. منتقدان، جستجوهای تصویربرداری مجازی را لخت کردن مردم بدون علت احتمالی نامیده اند و مدعی شده اند که این کار غیرقانونی است و حقوق بنیادی را نقض می کند. با این اوصاف و به دلیل مسائل مربوط به حریم شخصی، اکثر مردم مجاز هستند از این اسکن خودداری کنند و از نوع سنتی استفاده کنند.
اولین اسکنر امنیتی تمام بدن توسط دکتر استیون اسمیت ساخته شد. وی اسکنر کامل بدن را در سال ۱۹۹۲ توسعه داد. او سپس دستگاه و ثبت اختراعات مرتبط با آن را به Rapiscan Systems فروخت. شرکتی که اکنون تولید و توزیع آن دستگاه را بر عهده دارد.
زبان بدن (یا به انگلیسی : body language) را تن گفت یا تن گفتار ویا زبان اشاره وبرخی هم زبان تن و یا ارتباطات غیر کلامی خطاب می کنند و یا عبارت است از انواع شکل های ارتباط غیر کلامی یا رفتاری اشاره می کند که یک فرد از طریق رفتارهای فیزیکی خود، بدون آنکه صحبتی بکند با دیگران قادر است، ارتباط برقرار نماید. این رفتارها می تواند مربوط به وضعیت و حالات بدنی (محل قرار گرفتن دستها، پاها، نحوه نشستن، ایستادن، راه رفتن، خوابیدن)، ژستها (حالتها، اطوارها، اَداها)، حرکات و اشارات بدنی، جلوه های هیجانی صورت و حرکات چشم ها باشد. در کتاب زبان بدن ایرانی ،زبان بدن را این گونه تعریف نموده اند که : به کلیه ژستها حالتها و حرکات ورفتار انسانی و اشارات بدنی و حتی مدل و ژست سخن گفتن و یا حالت ایجاد اصوات بدون صدا را که بنا به سن جنس و قد و وزن و موقعیت جغرافیایی بروز می کند را زبان بدن یا تن گفت ویا تن گفتار و یاارتباطات غیر کلامی می نامند.
اگر شما بتوانید ذهن افراد دیگر را بخوانید و آنچه را که آنها واقعاً نیاز دارند و می خواهند، درک کنید بی شک ارتباطات فردی و اجتماعی شما بسیار آسان و مؤثر خواهد شد زیرا با استفاده از این دانش قادر خواهید بود در هر زمان بر طرف دیگر تأثیر بگذارید یا حداقل بتوانید درک کنید که او واقعاً دربارهٔ شما چه فکر می کند؟ اما از نظر علمی، ما نمی توانیم ذهن دیگران را بخوانیم. در واقع اگر کسی این طور فکر کند، ممکن است از نظر روانشناسی دچار نشانهٔ «ذهن خوانی» شده باشد که یکی از شایعترین نشانه های اختلال تفکر است. آنچه که ما می توانیم انجام دهیم خواندن چهره و زبان بدن (تن گفتار) دیگران است که این دانش با ذهن خوانی فرق دارد.
اشارات بدن یا زبان بدن به پیام های غیرکلامی اطلاق می شود که میان افراد توسط حرکات اعضای بدن و حالات صورت انتقال می یابد.
کینیز-ایکس (kih- neez-iks) عبارت است از مطالعهٔ روابط میان فردی از طریق حرکات، ژست ها، طرز قرار گرفتن بدن در حالت های مختلف و قیافه و حالت های صورت. در زبان انگلیسی، این پدیده (به انگلیسی: Body language) نامیده می شود. چهرهٔ انسان می تواند بیش از ۲۰۰۰۰ حالت مختلف ایجاد کند؛ بنابراین خوش بیان ترین قسمت بدن است. بیشتر بیان ها، ترکیبات چهره ای یعنی مخلوطی از دو یا چند حالت اصلی است. ۹۳ درصد ارتباط میان فردی را اشارات بدن تشکیل می دهد. در حالی که تنها ۷ درصد ارتباط میان فردی شامل گفتار است. بیشتر ما باور داریم که با نگاه کردن به حالات چهره و قیافهٔ افرد می توانیم به طور دقیق بگوییم که آن ها چه احساسی دارند.
تجربه خروج از بدن یا برونفکنی اثیری (به انگلیسی: Out-of-body experience)؛ تجربه ای است که عموماً با حس شناورشدن خارج از جسم همراه است و در برخی از موارد شخص ممکن است بدن فیزیکی خود را از نقطه ای خارج از بدنش مشاهده کند.
فرافکنی اثیری
تجربه نزدیک به مرگ
تجربه خروج از بدن معمولاً در ابتدای بیدار شدن یا زمان به خواب رفتن برای افراد اتفاق می افتد. نوع دیگری از این تجربه، تجربه نزدیک به مرگ نام دارد که زمانی اتفاق می افتد که فرد در حال مرگ است. برخی افراد در هنگام دوی ماراتون یا کوه نوردی نیز آنرا تجربه کرده اند.
در عرفان این تجربه را «خلع بدن» می نامند که گفته می شود عارف به صورت اختیاری این کار را انجام می دهد.
جشنوارهٔ جهانی نقاشی بدن (انگلیسی: World Bodypainting Festival) یک جشنواره و رقابت نقاشی روی بدن است که هر سال در اتریش برگزار می شود. این جشنواره که پیش از این در پورچاخ آم ورترزه بر روی دریاچهٔ وُرْتِرْزی برگزار می شد، از سال ۲۰۱۷ در کلاگن فورت برگزار می شود. هنرمندانی از ۵۰ کشور در این جشنواره شرکت می کنند و جشنواره بیش از ۳۰٬۰۰۰ تماشاچی جذب می کند.
جواهرکاری روی بدن برعکس سوراخ کاری بدن است. در سوراخ کاری بدن، میانه قطعه تزئینی در زیر پوست قرار می گیرد و قسمت های انتهایی نمایان هستند اما در جواهرکاری روی بدن، قسمت های انتهایی در زیر پوست قرار می گیرند و میانه قطعه تزئینی نمایان است. به عبارتی حفره ها و کیسه های کوچک جواهرات و قطعات تزئینی را نگه می دارند. قطعات تزئینی معمولا" میله های کوچک خم شده هستند.
خالکوبی
تیغ زنی (بدن آرایی)
بدن شکافی
سوراخ کاری بدن
نقاشی دست و پا با حنا
نقاشی بدن
حالت های قرارگیری بدن عبارت است از یک حرکت یا وضعیت که انسان به وسیله اندام خود ایجاد می کند. هدف از یک اندام نهش یک نوع ارتباط غیر بیانی است. اندام نهش با توجه به هدف ارتباط و نوع و حرکت اندام ها به اقسام گوناگون تقسیم بندی می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بدن در دانشنامه آزاد پارسی

بَدَن
لباسی بسیار کوتاه، بدون آستر، بی آستین. بَدَن با انتاری، که معمولاً در شرق می پوشند، متفاوت است. بیشتر مردم طبقۀ متوسط مکه و جدّه، این تن پوش را به رنگ سفید و از پارچۀ موسلین هندی به تن می کنند. این لباس در مدینه کمتر پوشیده می شود و بیشتر خاص مردم عربستان است.

نقل قول های بدن

گفتاوردهای زیر دربارهٔ بدن انسان است، چه به عنوان نهاد متافیزیکی و یا فیزیکی.
• «هست مهمان خانه این تن ای جوان/هر صباحی ضیف نو آید دوان//هین مگو کین مانند اندر گردنم/که هم اکنون باز پرد در عدم//هرچه آید از جهان غیب وش
• -> جلال الدین مولوی
• «تن مپرور زانک قربانیست تن/دل بپرور دل به بالا می رود//چرب و شیرین کم ده این مردار را/زانک تن پرورد رسوا می رود» -> جلال الدین مولوی
• «تن به معنای نشان دادن است نه پوشاندن.» The Moral Line (19 March 2014 -> مریلین مونرو

بدن در جدول کلمات

بدن
تن, کالبد, جسم
بدن انسان
تنه
بدن حیوان مرده
لاش
بدن درخت
تنه
بدن و جسم
اندام
بخشی از بدن که وظیفه شناسایی سلولها و مولکولهای خودی را از بیگانه | و از بین بردن یا بی خطرکردن آنها را برعهده دارد
دستگاه ایمنی
بخشی از سیستم ایمنی بدن به شمار می رود و در برابر بیماری های عفونی از بدن محافظت می کند
گلبولهای سفید
برآمدگی در بدن بر اثر ضربه یا بیماری
ورم
برآمدگی و تورم عضوی از بدن در اثر بیماری | جراحت یا کوفتگی
اماس
بــه گیاه یا حیوانی که رو یــا داخل بدن موجود زنده دیگری زندگی نمــوده و از این زندگی فایده می برد | گفته می شود
انگل

معنی بدن به انگلیسی

frame (اسم)
ساختمان ، بدن ، تنه ، قاب ، اسکلت ، چهارچوب ، قاعده ، چارچوب ، سفت کاری
body (اسم)
جسد ، لاشه ، بدن ، بدنه ، اندام ، جسم ، تن ، تنه ، پیکر ، جرم ، بالاتنه ، اطاق ماشین ، جرم سماوی
microcosm (اسم)
بدن ، عالم صغیر ، جهان کوچک
corporality (اسم)
بدن ، جسم ، جسمانیت ، هستی جسمانی

بدن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حنانه ٠٤:٥١ - ١٣٩٥/٠٦/٠٧
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
کِهرِپ (اوستایی: کِهْرْپ)
تِنوم tenum (اوستایی)
توتا totã (پهلوی)
آتَم (سنسکریت: آتمَن)
کِژَر (سنسکریت: کْشَر)
نارینِه (پشتو)
تَن (پهلوی)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سیران > سیران
k-h > access sentral
بیتا > a couple
میثم علیزاده > juicy
میم-ب > a pity
Mohammadreza Akbarian > martyr
Mohammadreza Akbarian > martyrdom
مریم > depletion

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آناتومی بدن زنان   • نقاط حساس بدن مرد برای ضربه زدن   • آناتومی بدن مرد   • بدن زنان برهنه   • نقاط حساس بدن زن تصویری   • آناتومی بدن زن با تصویر   • عکس بدن زنان زیبا   • عکس بدن زن برهنه   • معنی بدن   • مفهوم بدن   • تعریف بدن   • معرفی بدن   • بدن چیست   • بدن یعنی چی   • بدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدن
کلمه : بدن
اشتباه تایپی : fnk
آوا : badan
نقش : اسم
عکس بدن : در گوگل


آیا معنی بدن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )