برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

بدون

/bedune/

مترادف بدون: بری، بلا، بی، عاری

متضاد بدون: با

معنی بدون در لغت نامه دهخدا

بدون. [ ب ِ ن ِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بغیر. بجز. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بی. بلا. (یادداشت مؤلف ): بتلاء؛ عمره ٔ بدون حج. (منتهی الارب ). اراضی بدون مالک ؛ یعنی بی مالک. بدون او این کار میسر نیست ؛ یعنی بی او. (از یادداشت مؤلف ).

معنی بدون به فارسی

بدون
بغیر بجز .
[ گویش مازنی ] /badoon/ دانسته باش – بدان
[service non compris (fr.)] [گردشگری و جهانگردی] ویژگی صورت حساب یا صورت غذایی که حق خدمات در آن لحاظ نشده است

معنی بدون در فرهنگ معین

بدون
(بِ نِ) (ص . ق .) ۱ - فاقد، بی بهره . ۲ - بی (نشانة فقدان یا نبودن ).

بدون در جدول کلمات

بدون آستر
یکلا
بدون آن به آب نمی زنند
ا
بدون آن زندگی میسر نیست
هوا
بدون ارتباط | بی منطق و نامناسب
نامربوط
بدون استراحت
یکنفس
بدون اطلاع
سرزده
بدون امنیت
ناامن
بدون بیم از خطر به کاری پرداختن
دل به دریا زدن
بدون پســتی و بلندی
هموار
بدون تردید
البته

معنی بدون به انگلیسی

without (حرف اضافه)
بدون ، بی
but (حرف اضافه)
جز ، بدون ، بل ، با وجود ، باستثنای
sans (حرف اضافه)
بدون

بدون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهسا
«ب» پارسی و دون اربی است؛ و پارسی جایگزین اینهاست:
بی bi (پارسی)
بجز bejoz (پارسی)
ناستی nãsti (سنسکریت)
ویگات vigãt (سنسکریت: ویگَتَ vigata)
ریکَت rikat (سنسکریت)
مازیار ایرانی
شاید زیبنده ترین واژه جایگزین برای بدون واژه بی هیچ باشد
مازیار ایرانی
بی هیچ نیز یکی از واژگان بجای پارسی برای بدون هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محمدرضا خانزاده و دوست دخترش   • بدون تو   • بدون لباس   • بدون شرح   • بدون سانسور+عکس   • فیلم بدون سانسور زایمان طبیعی   • فیلم بدون سانسور خارجی   • فیلم خارجی بدون سانسور عاشقانه   • معنی بدون   • مفهوم بدون   • تعریف بدون   • معرفی بدون   • بدون چیست   • بدون یعنی چی   • بدون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدون
کلمه : بدون
اشتباه تایپی : fn,k
آوا : bedune
نقش : حرف اضافه
عکس بدون : در گوگل

آیا معنی بدون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )