برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

بدگویی

/badguyi/

مترادف بدگویی: بددهانی، بددهنی، زشت گویی، بدزبانی، تشنی، ناسزاگویی ، افترا، تهمت، غیبت، نمامی، سرزنش، قدح، مذمت، ملامت، نکوهش

متضاد بدگویی: ستایشگری، ستایش، مدح

معنی بدگویی در لغت نامه دهخدا

بدگویی. [ ب َ ] (حامص مرکب ) بدحرفی. غیبت و تهمت و افترا. (ناظم الاطباء). ذم. وقیعه. نقیض ستایش. (یادداشت مؤلف ) :
نه بدگفتم نه بدگوییست کارم
وگر گفتم یکی را صدهزارم.
نظامی.
- امثال :
عاقبت بدگویی دشمنی است .
- بدگویی کردن ؛ عیب و نقص کسی را گفتن. درباره ٔ کسی بدگفتن : پس بدگویان در حق اسفندیار بدگویی کردند و نمودند که او طلب پادشاهی می کند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 51).و میان وی (سیاوش ) و افراسیاب بدگویی کردند و افراسیاب او را بکشت. (تاریخ بخارا ص 28).

معنی بدگویی در فرهنگ فارسی عمید

بدگویی
سخن زشت گفتن، دشنام دادن.

بدگویی در جدول کلمات

بدگویی
هجا
بدگویی شعری
هجا
بدگویی و سرزنش
ذم

معنی کلمه بدگویی به عربی

إبلاغٌ عن

بدگویی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معمار
هجو
سعید
بی احترامی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بدگویی در جدول   • بدگویی پشت سر دیگران   • بدگویی از دیگران   • آیات قرآن در مورد غیبت   • مترادف بدگویی   • استاتوس پشت سر حرف زدن   • اس پشت سر حرف زدن   • احادیثی در مورد غیبت   • معنی بدگویی   • مفهوم بدگویی   • تعریف بدگویی   • معرفی بدگویی   • بدگویی چیست   • بدگویی یعنی چی   • بدگویی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدگویی
کلمه : بدگویی
اشتباه تایپی : fn',dd
آوا : badguyi
نقش : اسم
عکس بدگویی : در گوگل

آیا معنی بدگویی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )