برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1354 100 1

بد

/bad/

مترادف بد: ردی، سوء، شر ، شوم، مشئوم، منحوس، میشوم، نحس ، مذموم، ناروا، نکوهیده، زشت، قبیح، کریه، مستهجن، ناپسند، نفرت انگیز ، پلشت، پلید، لثه، آتشیره، نامطلوب، نامناسب، بی ادب، بی

متضاد بد: حسن، میمون، مبارک، خوب، نیک، متحسن، زیبا

معنی بد در لغت نامه دهخدا

بد. [ ب َ ] (ص ) نقیض خوب و نیک. (برهان قاطع). ضد نیک. (فرهنگ سروری ). ضد خوب. (آنندراج ). نقیض خوب و نیک و خوش. (ناظم الاطباء). ناگوار. زشت. ردی. ردیة. نغام. ناخوش. دُژ. سوء. (یادداشت مؤلف ) :
چرخ چنین است و برین ره رود
لنگ ز هر نیک و ز هر بد نوند.
رودکی.
نباشد زین زمانه ٔ بد شگفتی
اگر بر ما بیاید آذرخشا.
رودکی.
بیاموز تا بد نباشدْت روز
چو پروانه مر خویشتن را مسوز.
ابوشکور.
همی گفت کاین رسم گهبذ نهاد
از این دل بگردان که بس بد نهاد.
ابوشکور.
اگر بازجویند ازو بیت بد
همانا که باشد کم از پنج صد.
فردوسی.
برو جاودان خانه زندان تست
همان گوهر بد نگهبان تست.
فردوسی.
جوانیش را خوی بد یار بود
ابا بد همیشه به پیکار بود.
فردوسی.
بدو گفت خسرو ز کردار بد
چه داری بیاور ز گفتار بد.
فردوسی.
که زشت از خوب و نیک از بدبدانی
بدل کاری سگالی کش توانی.
(ویس ورامین ).
مگوی شعر، پس ار چاره نیست از گفتن
بگوی تخم نکو کار و رسم بد بردار.
(از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 281).
هر خردمندی که این نکند بد اختیاری که وی کرده است. (تاریخ بیهقی ص 100). لوط بیامد جوان را دید بغایت خوبی و حسن صورت با خود اندیشه کرد که اگر این جماعت بداند که چنین پسران رسیده است و ایشان بنگرند که مبادا از فعل بد بایشان زحمتی برسد. (قصص الانبیاء ص 55).
بد ندانی تاندانی نیک را
ضدرا از ضد توان دید ای فتی.
مولوی.
زن بد در سرای مرد نکو
هم درین عالم است دوزخ او.
سعدی (گلستان ).
وز بدی آنچه او بجای خود است
عاقبتش عدل خواند ار چه بد است.
اوحدی.
- بد حادثه ؛سوء حادثه. (یادداشت مؤلف ) :
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم.
حافظ.
...

معنی بد به فارسی

بد
( اسم ) چاره گزیر .
مانند و همتا .
[ گویش مازنی ] /bad/ بد زشت و نازیبا
دهی از بخش مرکزی شهرستان فومن است .
ناسازگار مضر .
نا زیبا زشت .
دغا باز ریا کار .
چیزی که آزمایش آن نتیجه بدی می دهد .
( صفت ) بد سرشت بد نهاد : ( یکی زشت روی بد آغاز بود تو گویی بمردم گزی ماربود. ) توضیح این کلمه بصورت ( بد آغاز ) در فرهنگها تحریف شده .
بد سرشت بد ذات .
شوم بدشگون .
جاهل بی خبر .
خبر بد خبر مرگ .
پیش آمد بد بخت بد .
بد آمدن کسی را از کسی یا از چیزی نفرت و کراهت داشتن از او .
عمل بد آموختن .
بد و زشت تعلیم دادن .
آنکه بد تعلیم شده بد آموخته شدن .
۱ - ( اسم ) آنکه چیزهای بد بدیگران یاد دهد کسی که پندهای نادرست دهد مقابل نیک آموز. ۲ - ( صفت ) آنکه چیزهای بد از دیگران یاد گیرد مقا ...

معنی بد در فرهنگ معین

بد
(بَ) (ص .) زشت ، ناپسند.
(بُ دّ) [ ع . ] ( اِ.) چاره ، گریز.
(بَ یا بُ) [ په . ] ۱ - (ص .) مهتر، سرور بزرگ . ۲ - (پس .) دارنده ، صاحب ، خداوند مانند: سپهبد.
( ~. اَ تَ)(مص ل .) ۱ - بداندیشی کردن ، بنای بدی کردن . ۲ - آزار رساندن .
(بَ. بَ) تحمل کنندة بدان ، کسی که سعة صدر دارد.
(بذ) ( ~. بَ) [ په . ] (اِ.) رییس طبقة کشاورزان (عهد ساسانی ).

معنی بد در فرهنگ فارسی عمید

بد
۱.دارای عیب و نقص، با کیفیت پایین، نامرغوب: هوای بد، اخلاق بد.
۲. (قید) به طور نامناسب و زشت: همیشه بد لباس می پوشد.
۳. (قید) به سختی، به دشواری.
۴. (اسم) شر، بدی.
صاحب، سرور، دارنده، خداوند (در ترکیب با کلمۀ دیگر): باربد، سپهبد، کهبد، موبد، هیربد.
۱. چاره، گزیر.
۲. عوض.
۳. جدایی.
۴. بت.
۵. بت خانه.
* لابد: ناچار، ناگزیر.
رسوا، بی آبرو، کسی که به بدی معروف شده.
در دورۀ ساسانی، بزرگ ترین خدمه ها.
۱. صاحب روان، خداوند روح.
۲. نفس کل.

بد در دانشنامه اسلامی

بد
بُدّ (جمع : بِدَدَة ، فارسی : بُتْ) در عربی به سه معنی متفاوت به کار رفته است : معبد (بتکده )، بودا (که ممکن است لزوماً پیکره بودا نباشد) و بت .
این واژه بر بعضی از بتکده ها اطلاق می شود، بخصوص در بخشی از عجائب الهند. این معنی با اینکه در لسان العرب مقدم بر سایر معانی آمده ، بر حسب ظاهر از همه نادرتر است .
بدّ در نوشته نویسندگانی چون جاحظ و مسعودی و بیرونی و شهرستانی به معنی بوداست .

نخستین بد در میان هندیان
مسعودی درباره آغاز تاریخ و ضمن گفتگو از بتکده ای به نام «خانه زرین » در مولتان گفته است که نخستین بدّ ۰۰۰، ۱۲ بار ۰۰۰، ۳۳ سال پیش در میان هندیان پدید آمد.
بیرونی با اینکه در آیین برهمایی اطلاعات وسیعی داشت ، با کیش بودایی چندان آشنا نبود.

تعریف بودا از نظر شهرستانی
شهرستانی، که عکس این معنی در حقّش صادق است ، در تعریف بودا گفته : مردی است از مردم این جهان که نازاده است ، همسر نمی گیرد، نه می خورد و نه می آشامد، نه پیر می شود و نه می میرد، و نخستین بودا که پنج هزار سال پیش از هجرت ظهور کرده نامش شاکین (شاکیامونی ) بوده است .

تعریف بودیسعیّه از نظر شهرستانی
...
بد خواستن برای مومن یکی از صفات ناپسند است که باعث قطع ولایت و وابستگی به آن مؤمن می گردد و گرفتار همان بدی که برای او درخواست کرده می گردد. در روایات از بدخواهی برای دیگران به شدت بلاخص مومنین منع شده است
أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلَایَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّی کَفَرَ أَحَدُهُمَا وَ لَایَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلًا وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلَی أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ سُوءاً؛ و نیز ابوحمزه گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: هنگامی که مردی به برادر مومن خود بگوید (اف) از پیوند (دینی) با او بیرون رفته، و هرگاه به او بگوید: تو دشمن منی، ...


بد در دانشنامه ویکی پدیا

بد
بد می تواند به موارد زیر اشاره کند:
بد یا «شر» در مفهوم خیر و شر
بد (آلبوم)
بد (ترانه)
فرودگاه بد در اندونزی
بانک بد یا بانک تسویه کننده
نمودار بُد یا نمودار بود
بَـد (به انگلیسی: BAD) نام هفتمین آلبوم استودیویی مایکل جکسون است. این آلبوم در ۳۱ آگوست ۱۹۸۷ (‎۹ شهریور ۱۳۶۶) منتشر شد. ضبط این آلبوم حدود پنج سال بعد از آلبوم قبلی جکسون با نام تریلر که به عنوان پرفروش ترین آلبوم موسیقی جهان شناخته می شود، شروع شد.
Re-issues of Bad feature a number of changes when compared to the original 1987 release:
۹ ترانه از ۱۱ ترانهٔ آلبوم بد توسط خود جکسون نوشته شده است. آلبوم بد با فروش بیش از ۴۵ میلیون نسخه در جهان تا سال ۲۰۱۲، چهارمین آلبوم پرفروش جهان در تمام دوران ها است.
بد اولین و یکی از دو آلبومی است که ۵ آهنگ آن در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد شماره یک بوده است. این آلبوم تا ۲۴ سال به عنوان تنها آلبومی شناخته می شد که این رکورد را داشت اما در سال ۲۰۱۱، آلبوم رویای نوجوانی از کتی پری با ۵ تک آهنگ شماره یک در جدول آمریکا، در این رکورد با آلبوم بد سهیم شد. این آلبوم نامزد ۶ جایزه گرمی شد که در ۲ مورد برنده شد.
در سال ۲۰۱۲ به مناسبت بیست وپنجمین سالروز انتشار بد، آلبوم بد ۲۵ در ۸ سپتامبر منتشر شد.
«بـَد» (به انگلیسی: Bad) یکی از موفق ترین تک آهنگ های مایکل جکسون است که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. نماهنگ این اثر توسط مارتین اسکورسیزی کارگردانی شده است و یکی از پرهزینه ترین نماهنگ های تاریخ است.
ویکی پدیای انگلیسی
«بد» (انگلیسی: Bad (2007 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
۸ سپتامبر ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-09-۰۸) (LA Shorts Fest)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با بد

بد در جدول کلمات

بد | زشت
انر
بد | کریه
زشت
بد اخم
عبوس,عباس, ترشرو, بدخو, اخمو
بد اخمی
ترش رویی
بد اندیش
بدسگال, بد دل
بد اندیشی
وسوسه
بد بو
نتن
بد بوی پر خاصیت
سیر
بد خو
خشمگین
بد خواه
حسود

معنی بد به انگلیسی

stickit (اسم)
بد ، خراب ، شکست خورده ، ناقص
blighted (صفت)
بد
rum (صفت)
عجیب ، بد ، عجیب و غریب
shocking (صفت)
بد ، تکان دهنده ، هولناک ، برخورنده
amiss (صفت)
منحرف ، گمراه ، غلط ، بد ، بی مورد ، نا درست
bad (صفت)
زشت ، بد اخلاق ، فاسد ، مضر ، بد ، سرهم بند ، خراب ، نامساعد ، شوم ، شریر ، بدکار ، لاوصول ، بی اعتبار ، نا صحیح ، زیان اور ، بد خو ، مهمل
mean (صفت)
خسیس ، پست ، بد ، متوسط ، میانی ، وسطی ، بدجنس ، پست فطرت ، واقع در وسط ، اب زیر کاه
evil (صفت)
خبیی ، فاسد ، مضر ، بد ، شریر ، بدکار ، زیان اور ، شریرانه ، پر ازار
ill (صفت)
مریض ، خسته ، ناشی ، بد ، خراب ، زیان اور ، بیمار ، علیل ، معلول ، ناخوش ، سوء ، رنجور ، ببدی ، غیر دوستانه ، از روی بدخواهی و شرارت
icky (صفت)
بد
unfavorable (صفت)
زشت ، بد ، نامساعد ، برعکس ، بد قیافه ، نا مطلوب ، نامیمون
dreadful (صفت)
بد ، مخوف ، ترسناک ، ژیان ، وحشتناک ، خوفناک ، مهیب
badly (قید)
بد ، بطور ناشایسته ، بطور بد
mal- (پیشوند)
مضر ، بد
mis- (پیشوند)
غلط ، بد ، دشمنی ، اشتباه ، سوء ، نادرست

معنی کلمه بد به عربی

بد
سيي , شر , شراب الروم , مخيف , مرض
خليع , عديم الاخلاق , فاجر , مزاجي , نافذ الصبر
سوء التصرف , عهر
فاسد
اساءة
خبيث
رمادي
نتانة
اساءة
حاد الطبع
شکوي
شرير
اتعب , احتقر
ضلل
سوء الاستعمال
سيء
عديم الاخلاق
شوه
قبيح
عسر الهضم

بد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
بد::بود.بی .بید

Bood
علی باقری
بد:
دکتر کزازی در مورد واژه ی بد می نویسد : (( بد در پهلوی در ریخت های وت wat و ود wad. وتّر wattar نیز به همین معنی است در ریخت " بتّر " از پهلوی به پارسی رسیده است . ))
سه پاسِ تو چشم است وگوش و زبان؛
کزین سه رسد نیک و بد بی‌گُمان
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 185 )
واژه بد در زبان انگلیسی هم به همین شکل به کار رفته است .
bad: بد, خراب, مضر, زشت, نامساعد, فاسد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خیلی بد   • بدبد   • کار بد   • فیلم خیلی بد خارجی   • معنی بد   • مایکل جکسون bad   • بدکاره   • مایکل جکسون speed demon   • مفهوم بد   • تعریف بد   • معرفی بد   • بد چیست   • بد یعنی چی   • بد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بد
کلمه : بد
اشتباه تایپی : fn
آوا : bad
نقش : صفت
عکس بد : در گوگل

آیا معنی بد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )