انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 954 100 1

بذر

/bazr/

مترادف بذر: برز، تخم، دانه، هسته

متضاد بذر: بر، ثمر، میوه

برابر پارسی: تخم، دانه

معنی بذر در لغت نامه دهخدا

بذر. [ ب َ ] (ع مص ) کاشتن زمین را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). تخم در زمین انداختن. (از اقرب الموارد). تخم اندر زمین افکندن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). تخم کاشتن. (یادداشت مؤلف ). || برآمدن گیاه زمین : بذرت الارض ؛ برآمد گیاه آن زمین (لازم و متعدی ). (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). || فاش کردن راز را. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از معجم متن اللغة). بذرالسر. (منتهی الارب ). || پریشان کردن مال را به اسراف : بذر المال. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).

بذر. [ ب َ ] (ع اِ) دانه ای که برای تخم ریزی نگاه دارند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). هر تخمی که از نخود کوچکترباشد. (غیاث اللغات ). هر دانه ای که در زمین کاشته شود. (از ذیل اقرب الموارد). تخم. (یادداشت مؤلف ).
- بذر آخرت و عقبی ؛ کنایه از عمل نیک است. (یادداشت مؤلف ).
- بذرافشان ؛ آن که بذر افشاند. (یادداشت مؤلف ).
- || ماشینی که بدان در مزرعه بذر افشانند . (یادداشت مؤلف ).
- || مقدار بذر که در زمینی افکنند:بذرافشان این ده پنج خروار است. (یادداشت مؤلف ).
- بذرافشانی ؛ تخم افشانی. پاشیدن بذر. (فرهنگ فارسی معین ).
- بذرپاش ؛ پاشنده ٔ بذر: ماشین بذرپاش. (از یادداشت مؤلف ).
- بذرقطونا ؛ اسپرزه. اسپغول. اسفرزه. شکم پاره. قارنی یارق. قطونا. (یادداشت مؤلف ). در تحفه ٔ حکیم مؤمن بصورت بزر قطونا و مترادف اسپرزه آمده :
تو بذر قطونا شدی ای شهره ٔ شهر
بیرون همه تریاک و درون سو همه زهر.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 720).
و رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن ذیل بزر قطونا شود.
- بذرگیری ؛ گرفتن بذر از نباتات برای کشت دیگر. (یادداشت مؤلف ).
ترکیبهای دیگر:
- بذر الارجوان . بذر الاصفر. بذر الابخره. بذر البصل. بذر البطیخ. بذر البنج الهندی. بذر الجرجیر. بذر الجزر. بذر الجوزالبری. بذر الحجری. بذر الخباری. بذر الخطمی. بذر الخمم. بذر الدندالاسود. بذرالرمان البری. بذر الریحان. بذر السپندان. بذر الشبت. بذر العصفر. بذر الفجل. بذر الفرفخ. بذر الفنجنکشت. بذر القمر. بذر القنا. بذر القنب. بذر القند. بذرالکثوث. بذر الکراث. بذر الکرفس الجبلی. بذر المرو.بذر الورد. بذر الورداء. بذر الهلیون. بذر الهندباء. بذر الهوة (بذر الهوت ). بذر بلاسقیس. بذر رازیانج رومی. رجوع به بزر و ترکیبات آن و تحفه ٔ حکیم مؤمن ومخزن الادویه شود.
|| اول گیاهی که از تخم برآید یاآن که رنگی داشته باشد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). ج ، بُذور، بِذار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس ). || نسل. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

بذر. [ ب َ ذَ / ب ِ ذَ ] (ع ص ) پراکنده و پریشان ، یقال تفرقوا شذر بذر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

بذر. [ ب َ ذِ ] (ع ص ) بسیارگوی. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). کثیرالکلام. بیذار. بیذارة. بیذرانی. تبذار. (از اقرب الموارد). || افشاکننده ٔ راز. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). || بابرکت : طعام بذر؛ بابرکت. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

بذر. [ ب ُ ذُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بذیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ بذور. (ناظم الاطباء). رجوع به بذور و بذیر شود.

معنی بذر به فارسی

بذر
تخم، دانه، تخمی که برای کاشتن است
( اسم ) تخم دانه: بذر خیرات . جمع : بذور .
بذیر بذور .
[suicide seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذر گیاهی که ژن های آن را طوری دستکاری کرده اند که توانایی تولیدمثل نداشته باشد
تخم افشانی پاشیدن بذر .
[breeder's seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذری که به وسیلۀ بهنژادگر یا تحت نظارت او تولید می شود
[elite seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذر مادر با خلوص بسیار زیاد
[coated seed, pelleted seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذری که با مواد شیمیایی یا باکتری یا مواد رنگی به طور یکنواخت پوشش داده شده باشد
[registered seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] نُتاج بذر بهنژادگر یا مادر یا گزیده که در مراحل تولید، خلوص ژنی و خصوصیات شناسایی آن حفظ شده و به تأیید مراکز گواهی کننده رسیده باشد
[scarified seed] [کشاورزی- زراعت و اصلاح نباتات، مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بذری که براثر بذرخراشی آب را سریع تر جذب می کند
[seed stock] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذر یا غده یا ریشه ای که برای کاشت ذخیره می شود و منبعی از ژرم پلاسم (germplasm) برای حفظ و تکثیر بذر رقم های زراعی یا رگه های ژنی است
[hard seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذری که به علت نفوذناپذیر بودن پوستۀ خود در مقابل هوا و آب در حالت خفتگی باشد
[potato seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذری که از گل سیب زمینی به دست می آید
[selected seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذر نُتاج درختان دقیقاً انتخاب شده یا نتاج پایه های والدین انتخابی که به نظر می رسد برتری بالقوه دارند
[certified seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذر حاصل از تکثیر یکی از بذرهای مادر یا بهنژادگر یا گزیده یا ثبت شده
[foundation seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] نُتاج بذر بهین که برای حفظ خصوصیات شناسنامه ای و خلوص ژنی خاص به کار می رود
[orthodox seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذری که بتوان رطوبت آن را کاهش داد و در دمای زیر صفر نگهداری کرد
[recalcitrant seed, unorthodox seed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بذری که نمیتوان رطوبت آن را به حدی کاهش داد تا بدون آسیب، امکان نگهداری آن در دمای کمتر از صفر درجه به مدت طولانی فراهم شود
[seed rate] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مقدار بذر کاشته شده در واحد سطح
[seedbed] [کشاورزی- زراعت و اصلاح نباتات، مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] زمینی که برای بذرکاری آماده شده باشد
[seed coat , testa] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] لایۀ بیرونی و سخت بذر که از رویان و سایر محتویات بذر محافظت می کند
[seed dressing, dusting] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] پوشاندن بذر با مواد شیمیایی برای جلوگیری از هجوم عوامل بیماری زا یا حشرات

معنی بذر در فرهنگ معین

بذر
(بَ) [ ع . ] ( اِ.) تخم ، دانه . ج . بذور.

معنی بذر در فرهنگ فارسی عمید

بذر
بعضی از اندام های گیاهی مانندِ تخم، غده، یا پیاز که گیاه جدیدی از آن می روید، تخم، دانه.

بذر در دانشنامه اسلامی

بذر
بذر به تخم گیاه فراهم آمده برای کشت، گفته می شود. از آن در باب های زکات، مزارعه و غصب به مناسبت، سخن رفته است.
در اینکه نصاب، در غلات پیش از اخراج هزینه های انجام گرفته برای کشت و برداشت، در نظر گرفته می شود یا قبل از آن، اختلاف است.قول اوّل(پیش از اخراج هزینه های انجام گرفته برای کشت و برداشت، در نظر گرفته می شود)، قول مشهور است. بنابر قول اوّل؛الف) اگر بذر خریداری نشده باشد و زکات آن- چنانچه متعلّق زکات بوده- داده شده باشد از مئونه به شمار می رود و مقدار عین یا قیمت زمان تلف (زمان کاشت) آن- بنابر اختلاف در مسئله- از محصول، کسر می شود، چنانچه باقی مانده به حد نصاب برسد، زکات آن پرداخت می گردد.ب) اگر بذر، خریداری شده باشد در اینکه عین بذر و مقدار آن به عنوان مئونه کسر می شود یا کشاورز، بین کسر عین و قیمت زمان خرید آن، مخیّر است و یا بالاترین قیمت بهای پرداختی و قیمت فعلی عین، محاسبه و کسر می شود، اختلاف است.
مالکیّت زراعت، در بطلان عقد مزارعه
با کشف بطلان عقد مزارعه، زراعت از آن صاحب بذر خواهد بود و به دیگری- خواه مالک زمین باشد یا زارع- اجرة المثل اجاره ی زمین، ادوات کشاورزی و یا کار انجام شده تعلّق می گیرد.
اختلاف زارع و مالک در مقدار سهم
در صورت بروز اختلاف بین زارع و مالک در مقدار سهم هریک از محصول، قول صاحب بذر پس از قسم- به شرط بینه نداشتن طرف دیگر- مقدّم است.
بذر غصبی و مالکیّت گیاه ان
...
بذر
معنی تَبْذِيراً: پاشيدن با اسراف (در واقع از بذر افشاني گرفته شده است) - بريز وبپاش - اسراف
معنی مُبَذِّرِينَ: اسراف كاران (تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است ، و در واقع از بذر افشاني گرفته شده است ، منتهي فرقي که با آن دارد اين است که افشاندن در آنجا به منظور استفاده است و در اسراف به منظور افساد ، و به همين جهت در هر جا که به منظوراصلاح باشد تبذير گفته نمي...
تکرار در قرآن: ۳(بار)
پاشیدن تخم و باسراف کار از آن مُبَذِّر می‏گویند که مال را می‏پاشد و متفرّق می‏کند. راغب گوید: تبذیر به معنی تفریق و اصل آن بذر پاشیدن است بعداً بطور استعاره با آن که مال خویش را ضایع می‏کند مِبَذِّر گفتند ، اسرافکاران برادران شیاطین‏اند ، در قاموس گوید: بذر: تخم و پاشیدن آن است.
بذر به تخم گیاه فراهم آمده برای کشت، گفته می شود.
بذر، به معنای جوانه گیاه و دانه ای که برای زراعت کنار گذاشته می شود و نیز به معنای هر دانه ای است که پاشیده می شود. بذر به بخشی از گیاهان مورد توجه در کشاورزی و باغبانی گفته می شود که می تواند به تکثیر و تولید مثل آن گیاه منجر شود. در کشاورزی به هر بخش از گیاه که بتواند نسل دیگری از همان گیاه را تولید کند بذر می گویند.
کاربرد بذر
بذر یکی از نهاده هاست و مصارف گوناگون دارد. یکی از مهمترین کاربردهای بذر استفاده از آن برای تکثیر است.
محاسن بذر
با انتخاب بذر مناسب و خوب کشاورز بدون پرداخت هزینه های کافی به حداکثر عملکرد خواهد رسید.درصورت انتخاب بذر نامناسب حتی با صرف انرژی و نهاده های دیگر به مقدار زیاد باز هم نتیجه مطلوب از زراعت گرفته نمی شود.
انفاق و صدقه ریایی همراه با منّت گذاری و آزار فقیر، نشانه عدم ایمان واقعی به پروردگار و قیامت است و عملی بدون پاداش است.
تشبیه انفاق ریایی و با منت یا انفاق همراه آزار و اذیت در بی ثمری، به افشاندن بذر در خاک نشسته بر روی صخره و شسته شدن آن با باران شدید:
← آیه قرآن
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۶۴.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «بذر در خاک».    
...
خداوند، شکافنده بذر گیاهان است و نزول آب باران، سبب روییدن بذر گیاهان می شود.
ان الله فالق الحب والنوی...خداوند، شکافنده دانه و هسته است . در این آیه روی سخن را به مشرکان کرده و دلائل توحید را در ضمن عبارات جالب و نمونه های زنده ای از اسرار کائنات و نظام آفرینش و شگفتی های خلقت، شرح می دهد.نخست می گوید: خداوند شکافنده دانه و هسته است (ان الله فالق الحب و النوی).فالق از ماده فلق (بر وزن فرق) به معنی شکافتن چیزی و جدا کردن بعضی از بعض دیگر است.حب و حبة به معنی دانه های خوراکی و غذایی است، مثل گندم و جو و آنچه که قابل درو کردن است، ولی گاهی به دانه های دیگر گیاهان نیز گفته می شود.نوی به معنی هسته است.اکنون ببینیم چه نکته ای در این تعبیر نهفته شده است.باید توجه داشت که مهمترین لحظه، در حیات یک گیاه همان لحظه شکافتن دانه و هسته است که همانند لحظه تولد یک طفل زمان انتقال از یک عالم به عالم دیگر محسوب می شود، و مهمترین تحول در زندگی او در این لحظه رخ می دهد.جالب اینکه دانه و هسته گیاهان غالبا بسیار محکمند، یک نگاه به هسته خرما و میوه هایی مانند هلو و شفتالو و دانه های محکم بعضی از حبوبات نشان می دهد که چگونه آن نطفه حیاتی که در حقیقت نهال و درخت کوچکی است در دژی فوق العاده محکم محاصره شده است، ولی دستگاه آفرینش آن چنان خاصیت تسلیم و نرمش به این دژ نفوذ ناپذیر، و آن چنان قدرت و نیرو به آن جوانه بسیار لطیف و ظریفی که در درون هسته و دانه پرورش می یابد، می دهد که بتواند دیواره آن را بشکافد و از میان آن قد برافرازد، براستی این حادثه در جهان گیاهان حادثه شگرفی است که قرآن به عنوان یک نشانه توحید انگشت روی آن گذاشته است.
سبب روئیدن بذر
نزول آب با برکت از آسمان ، سبب روییدن بذر گیاهان می شود:ونزلنا من السماء ماء مبـرکا فانبتنا به جنت وحب الحصید.و از آسمان، آبی پربرکت نازل کردیم، و به وسیله آن باغ ها و دانه هایی را که درو می کند رویاندیم.
علم خدا به دانه ها
خداوند به دانه های پنهان شده در تاریکی های زمین علم دارد:وعنده مفاتح الغیب لایعلمهآ الا هو... ولا حبة فی ظلمـت الارض ولا رطب ولایابس الا فی کتـب مبین.کلیدهای غیب، تنها نزد اوست و جز او، کسی آنها را نمی داند. ... و نه هیچ دانه ای در تاریکی های زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار (در کتاب علم خدا) ثبت است.

بذر در دانشنامه ویکی پدیا

بذر
بذر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
بذر
بذر بلور
بذر (فیلم ۱۹۳۱)
بذر (فیلم ۲۰۰۷)
«بذر» (انگلیسی: Seed) یک درام به کارگردانی جان ام. استال است که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد.
بذر (انگلیسی: Seed) فیلمی کانادایی در سبک ترسناک و اسلشر به نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی اووه بول است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
«بذر اهریمن» (انگلیسی: Demon Seed) رمانی علمی–تخیلی از دین کونتز است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد.
بذر بلور (به انگلیسی: Seed crystal) قطعه کوچکی از یک بلور است که برای ساخت بلوری بزرگتر از همان ماده بکار می رود. برای رشد بلور بزرگتر می توان بذر بلور را در محلول ابراشباع یا محلول مایع آن ماده گذاشت و سپس سردش کرد یا بخار آن ماده را از روی بذر گذرانده تا سرد شود.
این روش رشددهی بلورها در ساخت نیمه رساناها کاربرد گسترده ای دارد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بذر در جدول کلمات

بذر
تخم, دانه
بذر | هسته
دانه
بذر کتان
یانه
این گیاه زینتی به واسطه بذر کشت میشود
گل کلم

معنی بذر به انگلیسی

seed (اسم)
دانه ، تخم ، سلاله ، بذر ، ذریه ، تخم اوری ، بازیکن سابقهدار
spawn (اسم)
تخم ماهی ، بذر ، اشپل
spore (اسم)
بذر ، هاگ ، تخم میکروب ، تخم قارچ
sperm (اسم)
بذر ، منی ، نطفه ، منی دانه

معنی کلمه بذر به عربی

بذر
بذرة , بيضة
بذر الکتان

بذر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی بذر

سجاد ٠٠:٢٢ - ١٣٩٦/٠٢/١٤
این واژه در سغدی بیزه bize بوده و گمان نمی رود اربی باشد.
|

ابوالفضل عسکری ١٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
تخم
|

پیشنهاد شما درباره معنی بذر



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فروش اینترنتی بذر   • فروش بذر اصفهان   • انواع بذر   • قیمت بذر   • فروش بذر سبزیجات   • بذر چیست   • خرید بذر صیفی جات   • فروش بذر تهران   • معنی بذر   • مفهوم بذر   • تعریف بذر   • معرفی بذر   • بذر یعنی چی   • بذر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بذر
کلمه : بذر
اشتباه تایپی : fbv
آوا : bazr
نقش : اسم
عکس بذر : در گوگل


آیا معنی بذر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )