برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1358 100 1

برات

/barAt/

مترادف برات: سند پرداخت، حواله، حواله پرداخت، بخشش، عطیه

معنی اسم برات

اسم: برات
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: barāt) نوشته ای که بدان دولت بر خزانه یا بر حُکام حواله ای وجهی دهد، کاغذ زر - اعمال نیک و خیرات، همچنین شب نیمه شعبان که احیا و شب زنده داری در آن بسیار توصیه شده است

معنی برات در لغت نامه دهخدا

برأت. [ ب َ ءَ ] (ع اِمص ) برائت. وارهیدگی و سلامت از گناه و عیب و جز آن. رهائی و خلاص و وارهیدگی. (ناظم الاطباء). || تخلص و رهایی از شبهه. (اقرب الموارد). || بیزاری از چیزی. (غیاث اللغات ). بیزاری. (ترجمان جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ). || (مص ) پاک شدن. (غیاث اللغات ). || بیزار شدن. پاک و بیزار شدن از عیب و وام و مانند آن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || دور شدن. (غیاث اللغات ). رجوع به براءة شود.

برات. [ ب َ ] (از ع ، اِ) (از عربی براءة) نوشته ای که بدان دولت بر خزانه یا بر حکام حواله ٔ وجهی دهد. (فرهنگ فارسی معین ). نوشته ایکه دولت به خزانه دار خود برای دریافت وجه و جز آن حواله می کند. چک. (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج در ذیل «براءة» آرد: کاغذ نوشته ٔ تنخواه که بموجب آن از خزانه زر طلب بدست می آید و بمعنی تنخواه مجاز است... و با لفظ نوشتن و کردن و دادن وگرفتن و ستدن و آوردن و زدن و شدن و راجع شدن و برگشتن و قبول ناشدن تنخواه و زر بوصول نیامدن مستعمل وبا لفظ راندن کنایه از دفتر گذراندن... (آنندراج ). رقعه ٔ زر. (لغت محلی شوشتر). به پارسی چک خوانند و... عربی است. (انجمن آرا). حواله. حواله ٔ کتبی. چک. صک. (یادداشت مؤلف ). لفظ فارسی است ، کاغذ نوشته ای که بموجب آن از خزانه زر بدست آید و با لفظ نوشتن و کردن و دادن و گرفتن و آوردن و زدن و شدن مستعمل. (بهار عجم ، از غیاث اللغات ). در عرف بازرگانان بمعنی نوشته ای که بواسطه ٔ آن دولت بر خزانه یا بر حکام یا تاجری دیگر حواله ٔ وجهی دهد و آن را به بروات جمع بندندو آن عربی است و در اصل «براءة» بوده است بمعنی بری الذمه گردیدن از دین ، و صواب در جمع آن «برأات » یا«براوات » است. (قزوینی ، از حاشیه ٔ برهان چ معین ). گویندگان فارسی به اعتبار حواله ٔ مکتوب هر حواله و یاوارد معنوی را نیز برات اصطلاح کرده اند :
ز اندروایی ار خواهی نجاتی
ترا باید ز جوداو براتی.
شاکر بخاری.
شد از رنج و از تشنگی شاه مات
چنین یافت از چرخ گردون برات.
فردوسی.
هر کس بقدر خویش گرفتار محنت است
کس را نداده اند برات مسلمی.
ابوالفرج سگزی.
من که بوسهلم لشکر را بر یکدیگر تسبیب کنم و براتها بنویسند تا این مال مستغرق شود. (تاری ...

معنی برات به فارسی

برات
( اسم ) ۱- نوشته ای که بدان دولت برخزانه یا برحکام حوال. وجهی دهد . ۲- نوشته ایست که بموجب آن شخص بدیگری دستور دهد که مبلغی را بروئ یت یا بوعده در وجه یا بحواله کرد خود یا شخص ثالث یا بحواله کرد او بپردازد . ۳- یکی از فنون کشتی است که در ( خاک ) و ( سرپا ) بکار میرود باین ترتیب که کشتی گیر خم شده سر خود را بطرف شکم حریف قرار داده سپس از بالا دو بازو یا یک بازوی حریف را در زیر بغل خود گرفته او را بزمین می کشاند و آن دارای دو نوع است : ۱- برات سر پا . ۲- برات توی خاک . یا برات خارجه. برات حوال. خارج مملکت . یا برات داخله. برات حوال. داخل مملکت . یا برات وصولی . براتی. یا تصفی. برات . تفریغ حساب یک برات . یا شب برات . شب پانزدهم شعبان شب چک . یا عدم پرداخت برات. نپذیرفتن برات و تائ دیه نکردن وجه آن . یا موعد برات. موقع پرداخت وجه برات. یا نزول برات . نزولی که بیک برات تعلق میگیرد . یا نکول برات .
ماخوذ از تازی اعمال نیک و خیرات .
[ گویش مازنی ] /beraat/ تیغ و آشغال های انباشته شده در درون آبندان
[bankable bill] [اقتصاد] هرنوع برات مورد قبول بانک
( مصدر ) بدل کسی برات شدن . بدل وی خطور کردن الهام شدن : بدلم برات شده بود که آن شب واقعه خطرناکی روی میدهد .
( مصدر ) حواله کردن براتی بشخصی یا بنگاهی و یا بانکی .
دهی از مراغه
روز پانزدهم ماه شعبان
بهره ای که شخص بخاطر پرداخت وجه حواله ای که هنوز موعد آن نرسیده از دارنده آن اخذ می کند

معنی برات در فرهنگ معین

برات
(بَ) ( اِ.) نوشته ای است که به موجب آن دریافت یا پرداخت پول را به دیگری واگذار کنند.
( ~. شُ دَ)(مص ل .) به دل خطور کردن .
( ~ . بِ یا بَ) [ فا - ع . ] شب پانزدهم شعبان .

معنی برات در فرهنگ فارسی عمید

برات
نوشته ای که به موجب آن دریافت یا پرداخت پولی را به دیگری واگذار می کنند.
کسی که برات را برای او می فرستند که پول آن را بدهد.
کسی که برات می نویسد و به کسی دستور می دهد که پولی را به شخص دیگری بدهد.

برات در دانشنامه اسلامی

برات ممکن از در دو معنی به کار رفته باشد: • سند برات، سند پرداخت تعهدات مالی افراد به دیوان• شب برات، شب پانزدهم و به قولی چهاردهم ماه شعبان• شهر برات، از باستانی ترین شهرهای آلبانی• صرف برات، نوعی حواله• فرمان برات، در اصطلاح دیوانی عثمانی گونه ای فرمان از جانب سلطان• ولایت برات، ولایتی در آلبانی
...
بَرات، سندی تجاری که به موجب آن کسی به دیگری دستور می دهد که مبلغ معینی را در زمان مشخص در وجه یا به حواله کردِ شخص ثالث پرداخت کند. دستور دهنده را برات کش ، برات دهنده یا صادر کننده می نامند؛ کسی که به او دستور داده شده است ، برات گیر یا محال ٌ علیه ، و شخص ثالث دارنده نامیده می شود. این سند از مهم ترین اسناد تجاری و در معاملات بین المللی و داخلی از وسایل مهم پرداخت و کسب اعتبار به شمار می رود.
واژه برات تغییر یافته از واژه عربی «براءه»، به معنای بری الذمه شدن از دین بوده است که در منابع عربی کاربرد دارد، اما کاربرد شکل «برات » نیز در فارسی بسیار کهن است و در سروده های سده ۴ق نمونه دارد.
استفاده تاجران مسلمان از برات
تاجران مسلمان از سده های نخستین اسلامی از اسناد تجاری مشابه برات استفاده می کردند و افرادی به عنوان کاتب ِ برات در ظرایف این کار مهارت یافته بودند. در اوایل قرن ۵ق /۱۱م ، شیخ مفید نمونه ای از یک سندِ برات را به دست داده است . برخی مسائل حقوقی مربوط به برات ، به مناسبت در متون فقه اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است ؛ به عنوان نمونه می توان به این موارد اشاره کرد: پذیرش خط برات بدون نیاز به شهود، حکم خرید و فروش براتهای دولتی ، و به طور ضمنی بحث از اینکه تکرار سند در صورت مشخص بودن وجه صدور آن تأثیری در مضاعف شدن بدهی ندارد. به هر روی ، برات از نظر فقها گونه ای کتبی از حواله بود و به همین سبب ، عمده مباحث نظری آن ، به طور عام در ضمن کتاب الحواله مطرح بوده است .در متون تاریخی نیز به برخی از شرایط صدور برات ، به خصوص براتهای دولتی اشاره شده است ؛ از جمله رشیدالدین فضل الله از ضرورت مهر شدن برات با «آل تمغا» و ...


برات در دانشنامه ویکی پدیا

برات
بَرات نوشته ای است که بر اساس آن شخصی به شخص دیگری امر می کند مبلغی در وجه یا حواله کرد خودش یا شخص ثالثی در موعد معینی بپردازد. کسی که برات را صادر می کند، برات کش یا مُحیلیا صادرکننده و کسی که برات را باید بپردازد برات گیر یا مُحالٌ علیه و کسی که مبلغ برات را دريافت می کند، دارندهٔ برات یا مُحالٌ لهیا محتال می نامند. برات گیر می تواند پرداخت مبلغ برات را قبول کند یا از پذیرش آن خودداری (نکول) کند.
۱. قید کلمهٔ «برات» بر روی سند
۲. تاریخ تحریر روز ماه سال
۳. نام برات گیر یعنی شخصی که وجه برات را باید پرداخت کند.
۴. مبلغ برات
۵. تاریخ پرداخت (سررسید برات) برای برات ۴ گونه تاریخ پرداخت ذکر شده است: روز معین، به وعده از تاریخ صدور برات، به رؤیت یا به وعده از رؤیت.
۶. مکان پرداخت وجه برات اعم از اینکه محل اقامت محال علیه باشد یا محل دیگر
۷. نام دارنده یعنی شخصی که برات در وجه او باید پرداخت شود (صدور برات در وجه حامل ممکن نیست)
۸. شمارهٔ نسخه، درصورتی که برات در نسخ متعدد صادر شود.
۹. مهر یا امضاء
برات از مهم ترین اسناد تجاری و از وسایل مهم پرداخت و کسب اعتبار در معاملات بین المللی و داخلی به شمار می رود.
ماده ۲۲۳ الی ۳۰۴ قاتون تجارت مصوب ۱۳۱۱ مربوط به برات می باشد.
منشأ پیدایش برات برای انتقال طلب بوده است. به این ترتیب که وقتی شخصی طلبی از دیگری داشته که هنوز موعد پرداخت آن فرا نرسیده، با انتقال طلب خود به شخصی دیگر امکان یک معامله نسیه را برای خود فراهم می کند و بدین ترتیب باعث صرفه جویی در یک نوبت جابجایی پول می شده است، یا شخص برای جلوگیری از خطرات حمل و نقل پول در سفرهای طولانی پول خود را به شخص دیگری پرداخته و همان مبلغ را از همکار یا دوست آن شخص در شهر مقصد دریافت می کرده است. اما امروزه با تحول در روش های جابجایی پول اهداف صدور برات تغییر کرده و صدور برات لزوماً به معنای انتقال طلب نیست.
برات شهری در جنوب-مرکز کشور آلبانی و مرکز استانی به همین نام
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

برات در دانشنامه آزاد پارسی

بَرات
بَرات
سندی که به موجب آن شخص به دیگری دستور می دهد در وعده ای معیّن، مبلغی را به شخص ثالث یا به حواله کرد او بپردازد. دستوردهنده را «برات کش» یا «صادرکننده»، به آن که دستور را دریافت می کند «برات گیر» یا «مُحالٌ علَیه» و به شخص ثالث نیز «دارندۀ برات» گویند. برات سندی تجاری و از نظر شکلی تابع مقررات خاصی است. قانون تجارت در مادۀ ۲۲۳ مندرجات برات را معیّن کرده است از جمله قید کلمۀ «برات» در روی آن، تاریخ تحریر، نام شخصی که باید برات را تأدیه کند، مبلغ برات، تاریخ و مکان تأدیۀ وجه برات، نام شخصی که برات در وجه یا حواله کرد او پرداخت می شود، و تصریح به این که نسخۀ چندم است. در صورتی که برات فاقد یکی از این شرایط باشد مشمول مقررات برات های تجاری نخواهد بود. درگذشته برات به روی کاغذ ساده و با دست نوشته می شد، ولی امروزه وزارت دارایی آن را به صورت چاپی تهیه می کند و در اختیار اشخاص قرار می دهد. صادرکننده پس از امضا یا مُهر برات و الصاق تمبر قانونی، از آن در معاملات برواتی استفاده می کند. برات گیر باید ظرف ۲۴ ساعت از تاریخ ارائه، قبولیِ برات را در خود برات با قید تاریخ نوشته و امضا یا مهر نماید، در غیر این صورت نُکول محسوب می شود. نکول وقتی تحقق می یابد که تصدیق نامه ای موسوم به اعتراض نکول رسماً تنظیم شود. پس از اعتراض نکول برات دهنده و ظَهرنویس ها باید به درخواست دارندۀ برات ضامنی برای تأدیه وجه آن در سَر وعده بدهند و یا وجه آن همراه با مخارج اعتراض نامه را تأدیه کنند. انتقال برات به وسیلۀ ظهرنویسی انجام می شود. دارندۀ برات مکلف است پرداخت یا قبولی آن را ظرف یک سال از تاریخ برات مطالبه کند، وگرنه حق رجوع به ظهرنویس ها را ندارد و باید در روز وعده وجه آن را مطالبه کند. اعتراض نامه ای که در موارد نکول، امتناع از قبول یا نکول و عدم تأدیه به عمل می آید در یک نسخه تنظیم و به دستور دادگاه توسط مأمور اجرا به مُحالٌ علیه، اشخاصی که در برات برای تأدیه معیّن شده اند و شخص ثالثی که برات را قبول کرده است ابلاغ می شود. به براتی که در سَرِ وعده پرداخت نشود و نسبت به آن اعتراض شود برات رجوعی گویند. انواع برات عبارت اند از برات ارزی، برات اسنادی، برات خارجی، برات داخلی، برات دیداری یا رؤیتی یا عندالمطالبه، برات مدت دار، برات مشروط، و برات وصولی.
...

ارتباط محتوایی با برات

معنی برات به انگلیسی

bill (اسم)
صورت حساب ، سند ، نوک ، اسکناس ، منقار ، لایحه ، قبض ، لایحه قانونی ، برات ، فرمان ، سیاهه ، نوعی شمشیر پهن
draft (اسم)
حواله ، برات ، طرح ، انتخاب ، مسوده ، پیش نویس ، چرک نویس ، برگزینی ، برات کشی
check (اسم)
حواله ، مکی ، برات ، بوته ، چک ، بررسی ، چک بانک
cheque (اسم)
حواله ، برات ، چک

معنی کلمه برات به عربی

برات
صک , فاتورة , مسودة
تخفيض
درج
مسودة

برات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
بَرات-
بُن برگ،برگ برنده!،حواله،سند-لباس کهنه
ندا
حواله وجه
بابک
برادر
زهرا
بُرات : حلقه بینی شتر
علی باقری
برات: [اصطلاح حقوق]سندي است تجارتي كه بوسيله آن شخصي كه محيل ناميده مي‌شود به شخصي كه محال عليه ناميده مي‌شود حواله مي‌دهد كه مبلغي در وجه شخص ثالث بپردازد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفاوت سفته و برات   • تصویر برات   • عکس برات   • نمونه برات   • شکل ظاهری برات   • شکل برات   • انواع برات   • فرق برات و چک   • معنی برات   • مفهوم برات   • تعریف برات   • معرفی برات   • برات چیست   • برات یعنی چی   • برات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برات
کلمه : برات
اشتباه تایپی : fvhj
آوا : barAt
نقش : اسم
عکس برات : در گوگل

آیا معنی برات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )