برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1353 100 1

برسام

/barsAm/

معنی اسم برسام

اسم: برسام
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: barsām) از نام های شاهنامه، (در اعلام) فرزند بیژن فرمانروای سمرقند که با یزدگرد جنگید - آتش بزرگ مرکب از بر (مخفف ابر) + سام (آتش )، نام یکی از سرداران یزگرد ساسانی

معنی برسام در لغت نامه دهخدا

برسام. [ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) التهابی است که در پرده ٔ میان کبد وقلب عارض میشود. فارسی ، مرکب است به معنای التهاب سینه. (از اقرب الموارد). بیماری سینه است مورث هذیان معرب از برسام فارسی چه «بر» به معنی سینه است و سام به معنی بیماری چنانچه سرسام بیماری سر. (منتهی الارب ). نام علتی است و آن ورمی باشد حاد که در سینه ٔ مردم به هم رسد چه بر بمعنی سینه و سام به معنی ورم بود. (برهان ). و آنرا باصطلاح طب ذات الجنب گویند. (ناظم الاطباء). ابوعلی سینا گوید: برسام فارسی است مرکب از بر بمعنی سینه و سام بمعنی آماس و مرض و سرسام نیز فارسی است مرکب از سر بمعنی رأس و سام. (قانون چ تهران ص 23). علتی است و آن ورمی است [ ظ: مرضی است ]حاد که در سینه از حرارت به هم رسد چه بر بمعنی سینه و سام بمعنی ورم است. (انجمن آرای ناصری ). بلسام. (منتهی الارب ): مَوم ؛ پیچک و برسام زده گردیدن. (منتهی الارب ). برسام بکسر چنانکه در ینابیع گفته و بفتح چنانکه در تهذیب متعرض شده در اصطلاح پزشکان بجرسام نیز استعمال شده ورمی است که عارض میشود پرده ای را که بین کبد و معده واقع است شیخ نجیب الدین چنین گفته و نفیس الملة و الدین گفته است این قول مخالف گفتار جمهور پزشکان است زیرا که آن بیماریی است که بین کبد و قلب میباشد و اینکه برسام را بمرض عارض بر پرده ٔ حائل بین کبد و معده تعبیر کرده باشند احدی از فضلا متعرض آن نشده غیر از طبری کذا فی بحرالجواهر. (کشاف اصطلاحات الفنون ). و اگر آماس اندر غشا باشد که زندرون سینه بدان پوشیده است و سینه را همچون بطانه است یعنی آستری آنرا برسام گویند یعنی آماس سینه ، سام ، آماس است و بر، سینه. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ورمی است که درسینه از حرارت به هم رسد و در منتخب نوشته برسام ورمی است که نزدیک پهلوی چپ پیدا میشود و صاحبش هذیان میگوید و آنرا ذات الجنب نیز گویند. (آنندراج ) : یرقان هیبت رویش زرد کرده و برسام سیاست عقل و خرد را از وی برده. (سندبادنامه ). سخن مجانین و اهل برسام از آن پربنیادتر بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- برسام زده ؛ کسی که به مرض برسام دچار است.

معنی برسام به فارسی

برسام
( اسم ) ورم حجاب حاجز

معنی برسام در فرهنگ معین

برسام
(بَ) ( اِ.) درد سینه ، التهاب پردة بین قلب و کبد.

معنی برسام در فرهنگ فارسی عمید

برسام
سینه درد، ورم سینه، التهاب پردۀ بین کبد و قلب، ذات الجنب.

برسام در دانشنامه اسلامی

برسام
برسام به معنای التهاب سینه است. از این عنوان در باب های جهاد، ضمان، وصیت و اقرار به مناسبت یاد شده است.
برسام، التهابی است که در پرده ی میان کبد و قلب عارض می شود و در صورت رسیدن حرارت آن به مغز، بیمار، هذیان می گوید. به فرد مبتلا به این بیماری «مبرسم» گفته می شود.
رفع تکلیف جهاد از مبرسم
برسام از جمله بیماری های سنگینی است که پیدایی آن موجب رفع تکلیف جهاد، از مبتلای به آن می شود. از شرایط اهلیت، عقل و شعور است.
عدم اهلیّت مبرسم در ادای تکلیف
بیماری برسام از آن جهت که موجب زوال شعور وآگاهی فرد می گردد، او را در مرحله ی ادا ی تکلیف، از اهلیت ساقط می سازد؛ از این رو مبرسم در محجور علیه بودن و بی اعتباری اقرارهایش و نیز آنچه به عنوان عقد یا ایقاع انشاء می کند، همچون دیوانه است.


برسام در دانشنامه ویکی پدیا

برسام
بِرسام یا بَرسام، در شاهنامه نام پسر بیژن است که سرداری دلیر بود و به فرمان بیژن، برای یاری ماهوی به مرو تاخت تا در آنجا با یزدگرد سوم نبرد کند.
شاهنامه
میان ماهوی و برسام قرار بر این بود که در صورت پیروزی بر یزدگرد، تاج و تخت به برسام سپرده شود.
بدین ترتیب برسام با سپاه یزدگرد جنگید و بر او چیره گشت، امّا با این وجود ماهوی بر عهد و پیمان خویش استوار نماند و گنج و تخت را به برسام نسپرد.
پس برسام خشمگین شد و بر ماهوی یورش برد و او را گرفتار ساخت و سپس وی را با خود نزدِ پدرش بیژن بُرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با برسام

برسام در جدول کلمات

معنی برسام به انگلیسی

pleurisy (اسم)
ذات الجنب ، برسام ، برسامه ، اماس شامه ریه

برسام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شکیلا
ابر آتش
فاطمه
در آغوش خوشبختی... بر به معنی آغوش و سام مخفف سامان و خوشبختی
شیما
بسیار درخشان و فروزان
حانیه
مبارز
احمد
پهلوان آتشین
افسانه
آغوش گرم
بر به معنی آغوش است
سام به معنی گرم و آتشین
در مجموع آغوش گرم معنی مناسبی به نظر میاد
فرشید
از اسامی زیبای شاهنامه و نام یکی از سرداران دلیر ایرانی در دووره یزدگرد سوم ساسانی که در برابر لشکر اعراب جنگید
و معنی تحت الفظی بمعنی آتش بزرگ بر مخفف ابر . و سام بمعنی آتش
بهار
آغوش گرم
شهره
برسام به معني آتش بزرگ است و همچنين بسيار فروزان و درخسنده يكي از بهترين اسم هاي اصيل ايراني است
نرگس
من اسم پسرم برسام .یعنی اغوش گرم
شیدا
اسم اصیل ایرانی یکی از سرداران ایرانی
و در شاهنامه هم این اسم آمده است
نوید
بسیار اسم شکیل و زیبای هست
سارا
مهربانی و غرور
مینا
اون کاربری که به لغتنامه دهخدا توهین کرده خیلی بی فرهنگه بهتره در مورد صحت و سقم معنی برسام بیشتر تحقیق کنند و بعد اظهارنظرکنند. فحش دادن کار زشتیه یک ایرانی اصیل فحش نمیده، با منژق جواب میده
آرشام
فرهنگ معین وفرهنگ عمید به اسم این فرهنگ نگاه کنید متوجه میشید عربی هستن چطور این فرهنگ نامه ها می خواهند گویای زبان اصیل پارسی باشند همچنین لغت نامه دهخدا هم متاثر از اسلام و طب اسلامی است پس نتیجه می گیریم کسانی که اسم برسام و برای فرزندان خود انتخاب می کنند ایرانی های اصیلی هستن و شاهنامه فردوسی که باعث زنده شدن زبان پارسی شده توجه داشتند نه این کتاب های چرت وپرت
مادر برسام
برسام یکی از اصیل ترین اسم ها است که در کتاب شاهنامه ام اومده.و در کتابی عربی بد ترجمه شده.اما معنی واقعی بسیار درخشان.بر ب معنای بزرگ و سام آتش.آتش بزرگ.اینم معنی جز به جزش
مامان برسام
برسام اسم اصیل ایرانی از سردارهای دلیر یزدگرد ساسانی بوده در شاهنامه فردوسی هم این سردار دلیر هست این اسم به معنای آتش بزرگ بر یعنی ابر، سام هم یعنی آتش
مجید
اسم برسام اصیل ایرانی است که ریشه اش در زبان گیلکی میباشد بر به معنای ابر بزرگ و سام به معنای صاعقه یا درخشان که به معنای زبان گیلکی ابر درخشنده یا همان باران پایه بهاری همراه با طوفان و رعدوبرق را برسام میگویند و دیگر معناهایی که دوستان هم گفتند ریشه در قدرت طوفان ر رعدوبرق دارد فروزان درخشنده آتش ابر و نام یکی از سرداران بزرگ ایران،و آغوش گرم.ای کلمه از زبان گیلک میآید
کیانا
پسربیژن
شیما
برسام در شاهنامه نام پسر بیژن که سردار دلیری بود ، یا به معنای آغوش گرم ، ابر اتش
صالح
برسام همان التهاب سینه است، که در اصل برسم است که به معنی دچار درد سینه شد.
برسام
این اسم خیلی شکیل وزيباست
منکه خیلی دوسش دارم اسم اصیل ایرانی
برسام=آغوش گرم،آتش بزرگ
ندا
خیلی با اصل ونسب هست
منکه عاشقشم
شکیل وزیبا
دلنشین وگرم
برسام
ریشه این اسم، پارسی و ایرانی اصیله
برخلاف نظر برخی، به هیچ عنوان ریشه گیلانی نداره
بَرسام از سرداران شاهنامه فردوسی است نام پسر بیژن هست
تو ویکی پدیا ببینید دقیقا متوجه میشین
این ترجمه کلمه عربی بِرسام است،نه اسم پارسی بَرسام.
دنبال معنی فارسی باشین ،نه ترجمه عربی
خاطره مادر برسام
من این اسم شیک و اصیل ایرانی رو برای پسر عزیزم انتخاب کردم و عاشقشم💖💖💖
من یه ایرانی هستم وترجمه ی عربی این کلمه هیچ اهمیتی نداره
برسام : در آغوش خوشبختی ,نام پسر بیژن سردار بزرگ ساسانی
زنده باد ایران پارسی👍👍👍
الناز
من یه ایرانی پارسی زبان هستم و اصلن اهمیتی به ترجمه کلمه عربی برسام نمیدم،اسم مسرم رو با افتخار برسام گذاشتم و خیلی هم دوسش دارم
آتش بزرگ
آغوش گرم
نازنین حسینی
نام یکی از سرداران یزد گرد ساسانی
اسم قشنگیه و اسم یکی افراد مهم در تاریخ کشورمان
طیبه
من از همین الان این اسم کاملا ایرانی و اصیل را برای پسر آیندم انتخاب کردم و به نظرم خیلی شکیل و زیباست.وقتی یک کلمه کاملا ریشه فارسی داره پس باید معنی اون را هم از نظر فارسی بررسی کرد و نه از زبان های دیگه.خیلی اسم هایی هست که عرب ها روی فرزندانشون میزارن که اصلا برای ما جالب و قابل درک هم نیست.هرکسی باید به ریشه ی خودش نگاه کنه و برای بچش اسم انتخاب کنه.یک ایرانی اصیل هرجایی که بره باید اصالتش حتی از اسمش هم مشخص باشه.
سحر
بر یعنی بزرگ سام هم یعنی اتش ک در زمانی اتش نشانه عبادت و سوگند بوده معنی کلی برسام یعنی بالاترین سوگند 😍
كتايون
من پزشك هستم ،اينكه فرهنگ معين يا دهخدا و...چي گفته ،دليل نميشه كه به معني اين اصطلاح تاريخ مصرف گذشته در پزشكي كه ظاهرا عربي هم هست بعنوان معني اسم برسام توجه بشه ،اين تعابير در فرهنگ ها براي ترجمه نسخ زير خاكي هست ،ما كه در پزشكي امروز چيزي بعنوان برسام به معني بيماري نداريم
احسانی
برسام یعنی آغوش گرم واتشین....اسم قشنگیه خوشم اومد یه پهلوان بود انتخابش کردم
بنیامین
برسام یعنی بالاترین سوگند،اسم پسر بیژن
یه اسم خیلی خیلی شیک و اصیل ایرانی هست .منم با افتخار اسم پسرمو برسام گذاشتم
مرضیه

برسام از سردارن یزدگرد شاهنشاه ساسانی ، آتش بزرگ
بر ، ابر : بزرگ
سام : آتش
سام نام فرزند حضرت نوح است که به پیامبری رسید.
مرضیه
(در عبری) سام به معنی 'اسم' است و آن نام فرزند ارشد نوح نبی (ع) می باشد -
سام : آتش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان شاهنامه در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی .
سمانه مامان برسام
این اسم بسیار زیبا واسم اصیل ایرانی است واسم عربی نیست که عربی معنا بشه برسام سردار ساسانی و پسر بیژن بوده واز سرداران دلیر ایران زمین به معنای اغوش گرم و پر محبت میباشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برسام   • برسام و آویسا   • برسام یعنی چه   • بیماری برسام   • آژانس برسام   • شرکت برسام   • برسام در شاهنامه   • برسام گلزار   • مفهوم برسام   • تعریف برسام   • معرفی برسام   • برسام چیست   • برسام یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی برسام
کلمه : برسام
اشتباه تایپی : fvshl
آوا : barsAm
نقش : اسم
عکس برسام : در گوگل

آیا معنی برسام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )