برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1327 100 1

برنا

/bornA/

مترادف برنا: جوان، شاب، فتا، نوجوان، خوب، ظریف، نیک

متضاد برنا: پیر، جاافتاده، زال، سالخورده، شیخ، کلان سال، کهنسال، مسن، معمر

معنی اسم برنا

اسم: برنا
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: bornā) جوان، (در قدیم) شاب، ظریف، خوب، نیک، دلاور - جوان

معنی برنا در لغت نامه دهخدا

برنا. [ب َ / ب ُ ] (ص ، اِ) برنای. جوان. (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ). مرد جوان. (غیاث ). جوان ، مقابل پیر. (ناظم الاطباء). برناک. برناه. برنای. شاب. در پهلوی اَپورنای ، در اوستا اَپِرِنایو، به معنی نابرنا، چه «اَ» از ادوات نفی است و پرنایو مرکب از دو جزو است به معنی پر زمان و مدت ، بنابراین اپرنایو، یا نابرنا کسی است که هنوز عده ٔ سالی که برای سن بلوغش لازم است پر نشده باشد. پرنایو در اوستا به معنی کسی است که به سن بلوغ رسیده و زمان لازم پر شده باشد، همین کلمه ٔ اخیر است که در فارسی برنا شده و از آن مطلق جوان اراده کنند. (حاشیه ٔ معین بر برهان قاطع) :
همی نوبهار آید و تیرماه
جهان گاه برنا شودگاه زر.
دقیقی.
توانا بودهرکه دانا بود
بدانش دل پیر برنا بود.
فردوسی.
گرفتند ازیشان فراوان اسیر
زن و کودک و خرد و برنا و پیر.
فردوسی.
چو بنشست بر تخت شاه اردشیر
از ایران برفتند برنا و پیر.
فردوسی.
پدر پیر گشته ست و برنا توئی
بجنگ وبمردی توانا توئی.
فردوسی.
دوصد مرد برنا ز فرمانبران
ابا دسته ٔ نرگس و زعفران.
فردوسی.
هیبت شمشیر او بر کشوری گر بگذرد
روی برنایان کند چون روی پیران پر ز چین.
فرخی.
برنا دیدم که پیر گردد هرگز
پیر ندیدم که تازه گردد و امرد.
منوچهری.
تا همی باد بهاری باغ را رنگین کند
تا همی ابر بهاری راغ را برنا کند.
منوچهری.
حاسدم گوید که ما پیریم و تو برناتری
نیست با پیران بدانش مردم برنا قرین.
منوچهری.
عبداﷲ... برنائی خویشتن دار و نیکوخط است و از وی دبیری نیک آید. (تاریخ بیهقی ص 440). مظفر صلتهای گران یافت و دوست من بود از حد گذشته برنای بکار آمده. (تاریخ بیهقی ص 273). مسعود لیث برنایی شایسته آمد و خدمتهای پسندیده کرده وی را به دیوان رسالت باید برد. (تاریخ بیهقی ص 503). برنایان را آموزگار و مؤدِّب گوشمال زمانه و حوادث است. (تاریخ بیهق ...

معنی برنا به فارسی

برنا
جوان، مردجوان، نقیض پیر، برناه و برناک
( صفت ) ۱- جوان شاب مقابل پیر . ۲- ظریف خوب نیک .
شراب نو رسیده مقابل می کهنه

معنی برنا در فرهنگ معین

برنا
(بُ) [ په . ] (ص .) ۱ - جوان . ۲ - زیبا، خوب . برناه هم گفته می شود.

معنی برنا در فرهنگ فارسی عمید

برنا
جوان.

برنا در جدول کلمات

معنی برنا به انگلیسی

young (صفت)
جوان ، تازه ، بچگانه ، نوین ، نورسته ، برنا

معنی کلمه برنا به عربی

برنا
صغير

برنا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
جوان
شاهین
برنا ساخته بر دو واژه بُرن به چم برش و پسوند آ به چم نسبت است پس برنا به چم برنده هم است
برنا
برنا یعنی جوان
یاشار
برنا به معنی دلاور هم هست توی اشعار اسم قشنگ و با معنی هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برنا   • برنا الکترونیک   • خبرگزاری برنا ورزشی   • خبرگزاری موج   • خبر گزاری صدا و سیما   • ایپنا   • ایسکانیوز   • خبرگزاری عصر ایران   • مفهوم برنا   • تعریف برنا   • معرفی برنا   • برنا چیست   • برنا یعنی چی   • برنا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برنا
کلمه : برنا
اشتباه تایپی : fvkh
آوا : bornA
نقش : اسم
عکس برنا : در گوگل

آیا معنی برنا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )