برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1181 100 1

برنج

/berenj/

مترادف برنج: آلیاژ مس و روی وسرب، شلتوک، پلو

برابر پارسی: بِرَنج

معنی برنج در لغت نامه دهخدا

برنج. [ ب َ رَ ] (اِ) آن باشد که بسبب کوری یا بجهت تاریکی دست خود را بر دیوار یا جائی بمالند تا رهگذر پیدا کنند. (برهان ) (از آنندراج ).

برنج. [ ب ِ رَ ] (معرب ، اِ)تخمی است مسهل بلغم ، معرب برنگ که بیشتر از کابل آرند. (منتهی الارب ). رجوع به برنج کابلی و برنگ شود.

برنج. [ ب ِ رِ ] (اِ) یک نوع از غله که در اراضی مرطوب ممالک حاره زراعت میشود و یکی از حبوب نشاسته ایست که اغذیه ٔ نیکو از آن ترتیب میدهند و عموم مردم چین از برنج تغذیه می کنند و در هندوستان یکی از زراعتهای عمده برنج است ونیز در افریقا و در ممالک حاره ٔ امریکا و در جنوب ایتالیا زراعت برنج متداول است. و در ایران در سواحل دریای خزر و فارس و اصفهان زراعت برنج از محصولات عمده می باشد. و بهترین برنج های ایران برنج صدری مازندران و برنج چنپای فارس و برنج ارزویه ٔ کرمان است. (ناظم الاطباء). گیاهی است از تیره ٔ گندمیان جزء دسته ٔ غلات که در زمینهای باتلاقی کشت می شود و غذای اصلی نیمی از مردم را تشکیل میدهد. گلهایش دارای شش پرچم و دانه های سفیدرنگش را زبانچه های گل کاملاً فراگرفته اند که شلتوک نامیده میشوند. ساقه های این گیاه مانند ساقه های گندم بندبند است و ارتفاع آنها تا یک متر و نیم هم میرسد. این نوع ساقه ها را اصطلاحاً ماشوره گویند و بمصرف تغذیه ٔ دامها میرسد. (از فرهنگ فارسی معین ). از مآخذ قدیم میتوان دانست که در روزگار هخامنشیان برنج در ایران بوده و شک نیست که این گیاه از سرزمین هند به ایران رسیده است. (حاشیه ٔ معین بر برهان قاطع). به فارسی اسم ارز است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویة). ارز. (نصاب ). رُزّ. رُنز. (منتهی الارب ). چلتوک پوست گرفته. کرنج. گرنج. از انواع برنج آخوندک ، آکُله ، بی نام ، چمپا، دم سفید، دم سیاه ، رسمی ، زرچه ،صدری ، عنبربو، گرده ، مولائی است. (یادداشت دهخدا):
هر آن کس که زی کرم بردی خورش
ز شیر و برنج آنچه بد پرورش.
فردوسی.
- برنج شماله . رجوع به این ترکیب در ردیف خود شود.
- کاه برنج ؛ ساقه های خشک شده ٔ برنج که بندبند است مانند ساقه ٔ گندم و آنهارا ماشوره گویند و به مصرف تغذیه ٔ دامها رسد : ستوران سست شد ...

معنی برنج به فارسی

برنج
( اسم ) آلیاژی از مس و قلع و روی ( بنسبت ۶۷ قسمت مس و ۲۳ قسمت روی ) و گاهی سرب و از آن ابزارهای مختلف مانند سماور و سینی و غیره سازند پرنگ .
معرب پرنگ که به هندی پتیل گویند و آن مس و جست ممزوج باشد به تازی آنرا ارزیز نامند .
[ گویش مازنی ] /berenj/ نوعی آلیاژ
دهی است از دهستان ابرغان بخش مرکزی شهرستان سراب .
[lowland rice] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] برنجی که آبیاری میشود
کسی که از دنبال اردویی رود و حمل غله و حبوب می کند .
دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینو دشت شهرستان گرگان .
[upland rice] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] برنجی که آبیاری نمیشود
جایی که برنج میروید مزرعه برنج .
[brown rice] [علوم و فنّاوری غذا] دانۀ کامل برنج، یعنی شلتوک، که پوستۀ غیرخوارکی آن گرفته شده باشد
[wholly milled rice, white rice, polished rice] [علوم و فنّاوری غذا] برنجی که سبوس و جوانۀ آن به طور کامل گرفته شده باشد
مزعفر که آن طعامی باشد معروف .
برنج فروشنده آنکه شغل و حرفه اش فروختن برنج باشد .
عمل و شغل برنج فروش دکان و محل فروش برنج .
برنج گر ...

معنی برنج در فرهنگ معین

برنج
(بِ رِ) ( اِ.) = برنگ : آلیاژی مرکب از مس و قلع و روی . شصت و هفت درصد مس و سی و هفت درصد روی .
( ~.)( اِ.)گیاهی یک ساله که در جاهای گرم و مرطوب می روید، دانة آن یکی از غذاهای اصلی می باشد و انواع مختلف دارد: استخوانی ، بی نام ، طارم ، دم سیاه ، چمپا، صدری و غیره .
( ~.) (حامص .) ۱ - کار و شغل برنج کوب ، دنگ کاری . ۲ - جدا کردن دانة برنج از پوست آن .

معنی برنج در فرهنگ فارسی عمید

برنج
آلیاژی زردرنگ و مرکب از مس و روی که برای ساختن سماور، کفۀ ترازو، و سینی به کار می رود.
۱. دانه ای سفید رنگ، از خانوادۀ غلات، و سرشار از نشاسته که به صورت پخته خورده می شود.
۲. گیاه یک سالۀ این دانه با برگ های باریک که در نواحی مرطوب می روید.
* برنج چمپا: نوعی برنج نامرغوب با نشاستۀ زیاد.
* برنج دم سیاه: نوعی برنج بلند که دُم شالی آن سیاه است.
* برنج صدری: نوعی برنج دانه بلند.
* برنج کابلی: = برنگ * برنگ کابلی
* برنج گِرده: نوعی برنج با دانه های کوتاه و گرد.
زمینی که در آن برنج کاشته باشند، کشتزار برنج، شالیزار.
کاشتن برنج، عمل نشا کردن برنج، شالی کاری.

برنج در دانشنامه اسلامی

برنج
برنج از حبوبات معروف است. از آن به مناسبت در باب زکات نام برده شده است.
از میان حبوبات، زکات، تنها به گندم و جو تعلّق می گیرد؛ لیکن پرداخت زکات سایر حبوبات، مانند برنج نیز مستحب است و احکام و شرایط آن همانند زکات واجب، است.
برنج، متعلّق زکات فطره
در زکات فطره، طعامی که قوت غالب مردم به شمار می رود، مانند گندم و برنج، به عنوان فطره پرداخت می گردد.

واژه برنج ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • برنج (حبوبات)، از حبوبات معروف و دارای کاربرد فقهی• برنج (آلیاژ)، یکی از فلزات، آلیاژی از مس و روی
...
برنج از حبوبات معروف است. از آن به مناسبت در باب زکات نام برده شده است.
از میان حبوبات، زکات، تنها به گندم و جو تعلّق مى گیرد؛ لیکن پرداخت زکات سایر حبوبات، مانند برنج نیز مستحب است و احکام و شرایط آن همانند زکات واجب، است.
العروة الوثقى،ج ۲، ص ۲۸۸ - ۲۸۹
در زکات فطره، طعامى که قوت غالب مردم به شمار مى رود، مانند گندم و برنج، به عنوان فطره پرداخت مى گردد.
جواهر الکلام،ج ۱۵، ص ۵۱۴.    
 ۱. ↑ العروة الوثقى،ج ۲، ص ۲۸۸ - ۲۸۹۲. ↑ جواهر الکلام،ج ۱۵، ص ۶۸ تا ۶۹.    
...
برنج، یکی از مهمترین غلات و اقلام غذایی جهان است، که در روایات و احادیث نیز اشاراتی به آن شده است.
در روایات و احادیث اشاراتی به ارزش غذایی و دوایی برنج یافت می شود.
← برترین خوراک هر دوجهان
درباره فایده درمانی نانِ برنج (= نان با آرد برنج ) نیز کُلَینی دو روایت نقل کرده است، یکی از امام رضا علیه السلام حاکی از این که سودمندترین خوراک برای مَسلولان، نان برنج است،
و دیگری از امام صادق علیه السلام، بدین عبارت : «أطعِموا الَمْبطونَ خُبْزَ ...

برنج در دانشنامه ویکی پدیا

برنج
برنج از مهم ترین غلات و اقلام غذایی جهان است. نیمی از جمعیت جهان، به برنج به عنوان یک غذای اصلی وابسته هستند. هم اکنون «ده ها هزار نوع برنج» در جهان وجود دارد، اما اینها در دو زیرگونه کلی جای می گیرند. دو زیرگونه اصلی شامل برنج «جاپونیکا» با نام علمی Oryza sativa japonica و برنج «ایندیکا» با نام علمی sativa indica می شوند.
گونهٔ جاوه ای
گونهٔ ژاپنی
گونهٔ هندی
شواهد پیدایشی نشان می دهد که برنج در ۸۲۰۰–۱۳۵۰۰ سال پیش در دره رودخانه پرل چین سرچشمه گرفته است. پیشتر، اسناد باستانشناسی حدس می زدند که برنج در دره رودخانه یانگ تسه در چین اهلی شده باشد. برنج از آسیای شرقی، به مناطق جنوبی تر و آسیای جنوبی گسترش یافت. برنج توسط استعمارگران اروپایی از آسیای غربی به اروپا و آمریکا معرفی شد.
در سال ۲۰۱۶ تولید جهانی برنج برابر ۷۴۱ میلیون تن بوده است که ۵۰٪ از این میزان متعلق به چین و هند می باشد. سایر تولیدکنندگان اصلی اندونزی، بنگلادش و ویتنام می باشند.
بسیاری از کشورهای تولیدکننده برنج به دلیل ضعف جاده ها، فناوری های ضعبف نگهداری، زنجیره عرضه ناکارآمد و ضعف کشاورز برای رساندن محصول به بازار و توزیع کننده های جزئی، دچار ضرر و زیان های فراوان و تلفات در محصول برداشت شده می شوند. در تحقیقی توسط بانک جهانی و فائو ادعا شده است به طور متوسط هر ساله نزدیک به ۸٪ تا ۲۶٪ برنج تولید شده در کشورهای درحال توسعه به دلیل ضعف تأسیسات و مشکلات پس از برداشت از بین می رود. در بعضی گزارش ها ادعا شده این عدد بیش از ۴۰٪ است. این ازدست دادن محصول نه تنها باعث کاهش امنیت غذایی جهانی می شود بلکه تحقیق اشاره می کند که این کشاورزان در کشورهای درحال توسعه مانند چین و هند و دیگر کشورها مبلغی به ارزش ۸۹ میلیارد دلار را به دلیل ضعف حمل و نقل و مشکلات پس از برداشت از دست می دهند که قابل پیشگیری است.
عکس برنج
برنج (به انگلیسی: Brass) شامل یک سری از آلیاژهای مس با حداکثر ۴۰% روی می باشد. با تغییر مقدار روی، خواص آلیاژهای Cu-Zn نیز تغییر می کند. برنج های مس- ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

برنج در دانشنامه آزاد پارسی

بِرنج
12212100-1.jpg
12212100-3.jpg
گیاهی علفی، با نام علمی Oryza sativa، از تیرۀ گندمیان. این گیاه به صورت ایستاده در آب رشد می کند. از گندمیان وحشی بومی هند و آسیای جنوب شرق مشتق شده است. نام لاتین آن Oryza است و اسامی گوناگون آن در زبان های خارجی همگی از واژۀ ایرانی ـ خاوری وریز مشتق شده اند. پرورش برنج آسیایی در روزگاران کهن، احتمالاً در چین، تایلند، برمه، آسام، و هند آغاز شده است. مدارکی حاکی از کشت برنج آسیایی، در بیش از ۴,۳۰۰ سال قبل در چین در دست است. برنج افریقایی نیز از بیش از ۳هزار سال قبل تاکنون در غرب افریقا کشت می شده است. برنج از هند به ایران آمده است. از شواهد چنین برمی آید که برنج در ایران باستان و بین النهرین و خاورمیانه کشت می شده است، اما تا پیش از اسلام، قوت اکثر مردم نبوده است. دورترین تاریخ مصرف برنج به صورت غذای ایرانی به دورۀ اشکانیان برمی گردد، مصرف برنج به صورت پلو و چلو از دورۀ صفویه معمول شده است. برنج را در تهیۀ انواع گوناگون پلو، چلو، دمپختک (دمی)، دلمه، کوفته، شله، شیرینیجات، حلوا، یخ در بهشت، برنجک و جز آن به کار می برند. استفاده از آن برای برخی امراض، ازجمله بواسیر و شکم روش، توصیه شده است. ارزش غذایی و خواص مفید آن در برخی روایات و احادیث نیز آمده است. یونانیان در زمان اسکندر مقدونی (حک: ۳۳۶ـ۳۲۳پ م)، در ایران و درۀ سند با برنج آشنا شدند و آن را به اروپاییان شناساندند و این دانه هم اکنون در اروپا به مصرف غذایی و مصارف دیگر می رسد.
ارزش غذایی. برنج شامل مقادیر فراوانی نشاسته و هشت تا نُه درصد پروتئین است. برنج قهوه ای یا سبوس دار انواعی ارزشمند از ویتامین ب دارد که هنگام پوست کندن و تمیزکردن آن از بین می روند. بیشترین برنج مصرفی دنیا به شکل برنج سفید و بدون سبوس است. امروزه دانۀ برنج هایی باارزش پروتئینی بیشتر را با کمک اشعۀ گاما پرورش داده اند و کشت می کنند. از قدیم، تهیۀ شراب و سرکه از برنج بین چینی ها و هندی ها معمول بوده است، اما بنابر نوشته های مارکوپولو، این کار در بین مسلمانان هم رایج بوده است. از سوزاندن برنج خاکستری از سیلیکا تولید می شود که هنگام ترکیب با آهک، سیمان مرغوبی تولید می کنند. برنج در شرایط گرم و مرطوب ۱۵۰ تا ۲۰۰ روز زمان نیاز دارد تا محصول دهد. طی دورۀ رشد، نیاز گیاه به آب باید از ط ...

ارتباط محتوایی با برنج

برنج در جدول کلمات

برنج
رز, ارز
برنج آبکش شده
چلو
برنج انگلیســی
رایس
برنج بی پوست
شلتوک
برنج پخته
پلو
برنج پست
چمپا
برنج پست و گرده
چمپا
برنج پوست نگرفته
شلتوک ، چلتوک
برنج تازی
رزا
برنج خرد شده
نیمدانه

معنی برنج به انگلیسی

brass (اسم)
برنج ، پول خرد برنجی ، بی شرمی ، افسر ارشد
rice (اسم)
برنج ، دانه های برنج

معنی کلمه برنج به عربی

برنج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوالفضل
برنج
26. گرچه امروزه برنج یکی از خوردهای ایران است و مردم از پلو خوری لذت می برند، در ایران باستان یکسره ناشناخته بود . در اوستا هیچ واژه ای برای "برنج" نیامده. هرودوت تنها گندم را خوراک اصلی ایرانیان در فرمانروائی کمبوجیه شمرده است. این شواهد منفی در سالنامه های چینی مشخصاً تأیید شده است و به روشنی آورده اند که در ایران ساسانی برنج یا ارزن نیست؛ و شهادت چینی ها در این مورد درست است، زیرا چینی های برنج خوار همیشه علاقه داشته اند از کشت و خورد برنج در میان ملل بیگانه با خبر شوند. در واقع نخستین پرسش هر جهانگرد چینی هنگام ورود به هر جای جدید بی تردید به برنج و کیفیت و ارزش آن مربوط می شده است. این را می توان بروشنی در خاطرات چان کی ین دید؛ او نخستین چینی بود که سفر های دور و درازی در ایران داشت و کشت برنج در فرغانه (تا ـ یوان/ Ta-yüan) و پس از آن در سرزمین پارت (آن ـ سی/ An-si) و تیائوـ چی (T'iao-či) (کلده/ Chaldœa) را به دقت ثبت کرد. البته خودش دو سرزمین آخری را ندیده و شنیده های خود در باره آنها را گزارش کرده. منابع چــــــــــــــــنی، نشان می دهد در دوره ساسانی بــــــــرنج در کــــــــــوچا، کاشغر (سوـ لک/ Su-lek)، ختن و تسائو Ts'ao (جغتا) واقـــــــــــــع در شمــــــــال تسون ـ لین (Ts'un-lin) و نیز در شی (Ši) (تاشکند) فراوان عمل می آمد. از طرف دیگر، آریستوبولوس (Aristobulus)، ازهمراهان اسکندر در اردوکشیهای وی در آسیا و نویسنده زندگینامه او، که پس از 285پ م نوشته است، می گوید برنج در باکتریان، بابل، سوس (Susis) و در بخشهای پائین دست سوریه می روید؛ و دیودوروس نیز بر فروانی برنج در
سوزیان تأکید کرده است. هن از این داده ها چنین نتیجه می گیرد که در فرمانروائی ایرانیان و شاید در نتیجه حکومت آنان، کشت برنج از سند تا فرات گسترش یافت و نام یونانی نیز از همین جاست. به هر روی باید برنج در این زمان در پیرامون ایران، آنهم در اینجا و آنجا کشت شده و برسراسر ایران تأثیر نگذاشته باشد. از دید من، حکم چینی ها بر "نبود برنج" در ایران ساسانی چون و چرا نمی پذیرد و فزون بر این به باور من از دوره تازیان کشت برنج در ایران گسترده تر شد. این نتیجه گیری با گزارش هویی چائو (Hwi Čao) ، جهانگرد اوایل سده هشتم، سازگاری دارد که در مورد مردم مسلمان ایران گفته است، تنها با نان و گوشت گذران می کنند، اما برنج هم دارند که آن را آرد کرده شیرینی سازند. این نوشته نشان می دهد برنج خورد اصلی نبوده و تنها خوراکی فرعی و کم اهمیت به شمار می رفته است. یاقوت از برنج در استانهای خوزستان و سابو [تازی گشته شاپور نزدیک کازرون امروزی ـ م. ] یاد کرده است. ابومنصور، که نوشته اش بیشترً بر نوشته های تازی استوار است، نخستین نویسنده ایرانی است که بسیار از برنج یاد کرده است.  در زبان فارسی امروزی تنها یک واژه برای برنج شناخته شده که همان برنج birinj یا گورنج gurinj (در ارمنی و آستی: brinju) است که معمولاً آن را وام از vrīhi سنسکریت می دانند؛ واژه افغانی vrīže (همراه با یونانی) به واژه سنسکریت نزدیکتر است. با توجه به وضعیت تاریخی، بازسازی واژه اوستایی *verenja یا واژه ایرانی *vrinji و نظریه وجود واژه اصیل آریایی برای برنج از دید من پذیرفتنی نیست. از کتاب در دست انتشار مرکز نشر دانشگاهی، به شناخت دو سویه ایران و چین باستان، ، بـــــرگردان فارسی مهرداد وحدتی دانشمند از ساینو-ایرانیکا اثر جــــــاوید برتولد لوفر، آمریکائی آلمانی تبار.
سامان
به نظر من ریشه این کلمه از
به رنج گرفته شده به معنی اینکه
با رنج و زحمت زیاد چون کاشت و داشت و برداشت برنج کار طاقت فرساییه به خاطر همین بهش به رنج یا برنج گفتن و مونده روش
فر کیانی
در پارسی پهلوی:
برینْج= brinj برنج (دانه و فلز).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فلز برنج   • گیاه برنج   • برنج قیمت   • فروش برنج   • مضرات برنج   • پخت برنج   • برنج قهوهاي   • کاشت برنج   • معنی برنج   • مفهوم برنج   • تعریف برنج   • معرفی برنج   • برنج چیست   • برنج یعنی چی   • برنج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برنج
کلمه : برنج
اشتباه تایپی : fvk[
آوا : berenj
نقش : اسم
عکس برنج : در گوگل

آیا معنی برنج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )