انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1055 100 1

برهان آوردن


مترادف برهان آوردن: دلیل آوردن، استدلال کردن، حجت آوردن

معنی برهان آوردن در لغت نامه دهخدا

برهان آوردن. [ ب ُ وَ دَ ] (مص مرکب ) استدلال. دلیل آوردن. حجت آوردن. اقامه ٔ دلیل کردن :
سخن عشق زینهار مگوی
یا چو گفتی بیار برهانش.
سعدی.
همان انگار که تقریر این سخن نکردم و برهان و بیان نیاوردم. (گلستان سعدی ).

معنی برهان آوردن به فارسی

برهان آوردن
استدل دلیل آوردن .

برهان آوردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برهان آوردن   • مفهوم برهان آوردن   • تعریف برهان آوردن   • معرفی برهان آوردن   • برهان آوردن چیست   • برهان آوردن یعنی چی   • برهان آوردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برهان آوردن
کلمه : برهان آوردن
اشتباه تایپی : fvihk H,vnk
عکس برهان آوردن : در گوگل


آیا معنی برهان آوردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )