انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1060 100 1

برهان (قرآن)

برهان (قرآن) در دانشنامه اسلامی

برهان (قرآن)
برهان (قرآن)، یکی از اوصاف قرآن است.
«برهان» در لغت به معنای دلیل روشن و محکمی است که مطلب را ثابت می کند، و شخص مقابل در برابر آن ناتوان می شود.
یکی از صفات قرآن
برخی از دانشمندان مانند علامه طبرسی «برهان» را از صفات قرآن، و مراد از برهان در آیه ۱۷۴ سوره نساء را همان قرآن دانسته اند: (یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم وانزلنا الیکم نورا مبینا).
توضیح برهان بودن قرآن
چون قرآن خود نور و کتاب آشکار، منزه از هرگونه شک و تردید، روشنگر هر چیز، ملاک هدایت، سبب تذکر، وسیله تعقل و مایه علم است می توان همه آن را مصداق بارز بلکه مصداق اتم برهان دانست.
← برهان بر حقانیت پیامبر
...
انسانها بس از شنیدن برهان بر مطالب حق چند دسته اند برخی ایمان آورده و برخی همچنان به اختلاف دامن میزنند.
اختلاف بعضی ازانسانها پس از ارائه برهان از سوی انبیا همچنان باقی ماند.کان الناس امة وحدة فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین... وما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینـت.. مردم (در آغاز) یک دسته بودند (و تضادی در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایی در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی ، که به سوی حق دعوت می کرد، با آنها نازل نمود تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. (افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. (اما افراد بی ایمان، هم چنان در گمراهی و اختلاف، باقی ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می کند.تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض... ولو شاء الله ما اقتتل الذین من بعدهم من بعد ما جاءتهم البینـت ولـکن اختلفوا فمنهم من ءامن ومنهم من کفر.. بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم برخی از آنها، خدا با او سخن می گفت و بعضی را درجاتی برتر داد و به عیسی بن مریم، نشانه های روشن دادیم و او را با «روح القدس» تایید نمودیم (ولی فضیلت و مقام آن پیامبران، مانع اختلاف امت ها نشد.) و اگر خدا می خواست، کسانی که بعد از آنها بودند، پس از آن همه نشانه های روشن که برای آنها آمد، جنگ و ستیز نمی کردند (اما خدا مردم را مجبور نساخته و آنها را در پیمودن راه سعادت، آزاد گذارده است) ولی این امتها بودند که با هم اختلاف کردند بعضی ایمان آوردند و بعضی کافر شدند (و جنگ و خونریزی بروز کرد. و باز) اگر خدا می خواست، با هم پیکار نمی کردند ولی خداوند، آنچه را می خواهد، (از روی حکمت) انجام می دهد (و هیچ کس را به قبول چیزی مجبور نمی کند)ولاتکونوا کالذین تفرقوا واختلفوا من بعد ما جآءهم البینـت.. و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند
اختلاف اهل کتاب
ولاتکونوا کالذین تفرقوا واختلفوا من بعد ما جآءهم البینـت واولـئک لهم عذاب عظیم. و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارندمقصود از «الذین» یهود و نصارا می باشند. و ما تفرق الذین اوتوا الکتـب الا من بعد ما جاءتهم البینة.. اهل کتاب (نیز در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن برای آنان آمد
خداوند در قرآن آیات زیادی در باره بی ارزشی ادعای بدون برهان نازل نموده است.
۱- وقالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصـری تلک امانیهم قل هاتوا برهـنکم ان کنتم صـدقین. آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصاری ، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوی آنهاست! بگو: «اگر راست می گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید! »••۲- قالوا اتخذ الله ولدا سبحـنه... ان عندکم من سلطـن بهـذا اتقولون علی الله ما لاتعلمون. گفتند: «خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! (از هر عیب و نقص و احتیاجی) منزه است! او بی نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می دهید که نمی دانید؟••- کلمه"سلطان" در اینجا به معنای برهان است، می فرماید شما در این ادعایتان که می گویید: " خدا فرزند گرفته"، هیچ دلیلی ندارید و سخنتان از روی جهل و بدون مدرک است. و بنا بر این، حاصل معنای آیه چنین می شود که: نه تنها دلیلی بر گفتار شما نیست، بلکه دلیل بر خلاف آن هست، و آن اینست که خدای تعالی غنی مطلق و بی نیاز از هر جهت است، و کسی که برای خود فرزند می گیرد، حتما به داشتن فرزند نیازمند است، و این سنخ استدلال را در اصطلاح فن مناظره " منع با سند" می نامند. ۳- هـؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة لولا یاتون علیهم بسلطـن بین فمن اظـلم ممن افتری علی الله کذبا. این قوم ما هستند که معبودهایی جز خدا انتخاب کرده اند چرا دلیل آشکاری (بر این کار) نمی آورند؟! و چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!چون سخن ایشان حکمی است بدون دلیل، و سپس دنبالش فرموده: " ا فلا تذکرون" که هم توبیخ است و هم اشاره است به اینکه این حرف صرف نظر از اینکه هیچ دلیلی ندارد، بلکه بر خلافش دلیل هست چیزی که هست مشرکین متذکر آن دلیل نمی شوند، اگر متذکر شوند می فهمند که ساحت خدای سبحان منزه از آن است که متجزی شود و جزئی به نام فرزند از او جدا گردد، و نیز منزه از آن است که محتاج فرزند شود و در صدد فرزنددار شدن برآید. و این گونه احتجاجها در کلام خدای تعالی علیه مشرکین مکرر آورده شده است. ••۴- ام اتخذوا من دونه ءالهة قل هاتوا برهـنکم.. آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی     
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۶، ص۲۳۰، برگرفته از مقاله «ادعای بدون برهان».    
...
در قرآن آیات زیادی که در آن ها درخواست اقامه برهان شده وجود دارد.
 ۱. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۷.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قران، ج۶، ص۲۴۰، برگرفته از مقاله «درخواست برهان ».    
...
در قرآن آیاتی زیادی است که عقاب پس از اقامه برهان روا و نادیده گرفتن برهان را نا درست می داند.
دوستی با کافران، برهان آشکار خداوند، برای عقاب دوستداران آنان است.یـایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الکـفرین اولیآء... اتریدون ان تجعلوا لله علیکم سلطـنا مبینا. ای کسانی که ایمان آورده اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولی و تکیه گاه خود قرار ندهید! آیا می خواهید (با این عمل،) دلیل آشکاری بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟ترک ولایت مؤمنین و قبول ولایت کفار"نفاق" است و اعمال بد بندگان حجتی است علیه آناناین آیه شریفه- بطوری که ملاحظه می کنید- مؤمنین را نهی می کند از اینکه به ولایت کفار و سرپرستی آنها بپیوندند و ولایت مؤمنین را ترک کنند و سپس آیه شریفه دوم مساله را تعلیل می کند، به تهدید شدیدی که از ناحیه خدای تعالی متوجه منافقین شده و این بیان و تعلیل معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که خدای تعالی ترک ولایت مؤمنین و قبول ولایت کفار را" نفاق" دانسته، و مؤمنین را از وقوع در آن بر حذر می دارد. سیاق دلالت دارد بر اینکه آیه شریفه: " یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا... " به منزله نتیجه ای است که از مطالب قبل گرفته شده و یا حد اقل فرعی است که بر آنها متفرع می شود و همین دلالت سیاق مثل این می ماند که صریحا فرموده باشد که آیات سابق متعرض حال بیمار دلان ضعیف الایمان است، نه منافقین اصطلاحی و اگر آنان را منافق خوانده صرف تعبیر و نامگذاری بوده، و به فرضی که بگوئیم آیات سخن از منافقین اصطلاحی دارد، حد اقل شامل بیماردلان نیز می شود، آن گاه مؤمنین را اندرز می دهد که پیرامون این قرقگاه خطرناک نگردند و متعرض خشم خدای تعالی نشوند و حجتی واضح علیه خود به دست خدای تعالی ندهند که اگر چنین کنند خدای تعالی گمراهشان خواهد کرد و خدعه و نیرنگ در کارشان خواهد نمود و در زندگی دنیا گرفتار ذبذبه و سرگردانشان ساخته و در آخرت بین آنان و کفار در یک جا یعنی در جهنم جمع خواهد کرد و در گودترین درک های آتش سکنایشان خواهد داد و رابطه بین آنان و هر نصیر و یاوری را که بتواند یاریشان کند و هر شفیعی را که بتواند شفاعتشان کند قطع خواهد کرد.از دو آیه مورد بحث دو نکته استفاده می شود، اول اینکه: اضلال و خدعه و هر سخط الهی دیگر که از این سنخ باشد خود حجتی است واضح که اعمال بندگان آن را به دست خدای تعالی می دهد و اینگونه کیفرها اخزاء خدا و خزی بنده است که خدای تعالی او را به طریق مقابله و مجازات گرفتار آن ساخته است و گر نه حاشا بر جناب الهی اینکه بندگان خود را ابتداء و بدون هیچ سابقه گرفتار شر و شقاوت کند، پس اینکه فرمود: " ا تریدون ان تجعلوا لله علیکم سلطانا مبینا" به منزله این است که بفرماید: " و ما یضل به الا الفاسقین"، همانطور که در سوره بقره آیه ۲۶ این تعبیر را آورده.نکته دومی که از دو آیه مورد بحث استفاده کردیم این بود که: در آتش دوزخ مراتبی مختلف برای ساکنان آن هست، بعضی در سافلند و بعضی در اسفل (سافل تر) و ناگفته پیدا است که به حسب اختلاف این مراتب شکنجه ها نیز مختلف می شود که خدای عزّوجلّ این عذابهای مختلف را درکات نامیده.
در قرآن گروه های مختلفی که فاقد برهان بوده و یا هستند معرفی شده اند.
 ۱. ↑ حاقه/سوره۶۹، آیه۲۸.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۶، ص۲۴۱، برگرفته از مقاله «فاقدان برهان».    
...



برهان (قرآن) را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برهان (قرآن)   • مفهوم برهان (قرآن)   • تعریف برهان (قرآن)   • معرفی برهان (قرآن)   • برهان (قرآن) چیست   • برهان (قرآن) یعنی چی   • برهان (قرآن) یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برهان قرآن
کلمه : برهان (قرآن)
اشتباه تایپی : fvihk (rvHk)
عکس برهان (قرآن) : در گوگل


آیا معنی برهان (قرآن) مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )