برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

برهون

معنی اسم برهون

اسم: برهون
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: هاله، خرمن ماه

معنی برهون در لغت نامه دهخدا

برهون. [ ب َ / ب ُ ](اِ) هر چیز میان خالی ، مانند هاله ٔ ماه و طوقی که بر گردن کنند و کمری که بر میان بندند و دایره ای که از پرگار کشند. (از برهان ). دایره باشد و پرگار را نیز گویند. (اوبهی ). دایره ای که گاهگاه به گرد ماه و آفتاب پدید آید که به تازیش هاله خوانند. (از شرفنامه ٔ منیری ). دایره. (لغت فرس اسدی ). حلقه :
ایا قد تو چون سروی ز دیبا گرد آن آذین
و یا روزتو چون ماهی ز عنبر گرد آن برهون.
رودکی.
چو تازه رو درآید عدل چون مرغ
همان ساعت برون پرّد ز برهون.
ناصرخسرو.
مردم چشمم چو مرکز پلک چون برهون شود
مرکز و برهون ز عشقت هر شبی گلگون شود.
عمعق.
و رجوع به پرهون شود.
- برهون بستن ؛ دایره زدن. حلقه زدن :
بباغ پرگل ماند رخ تو مالامال
زمانه بسته به شمشاد گرد آن برهون.
قطران.
- برهون کشیدن ؛ حلقه زدن. دایره زدن. حصار کشیدن.
|| درِ خانه. (آنندراج ) (برهان ) :
دل به یقین ای پسر خزانه ٔ دینست
چشم تو چون روزنست و گوش چو برهون.
ناصرخسرو.
گوهر دین چون درین خزانه نهادی
روزن و برهونْش هر دو سخت کن اکنون.
ناصرخسرو.
|| حصار. (برهان ) (آنندراج ). دیوار گرد قلعه :
دل را به دین بپوش که دین دل را
درخورد بام و ساخته برهون است.
ناصرخسرو.
رسته شد از بار جهل هرکه خِرَد
جان و دلش را ستوده برهون شد.
ناصرخسرو.
دل خزینه ٔ تست شاید کاندرو از بهر دین
بام و بوم از علم سازی وز خرد برهون کنی.
ناصرخسرو.
|| چوب بندی و خاربست. || محوطه. || خانه ٔ کوچک. || آرایش و زینت. (برهان ). آرایش. (شرفنامه ٔ منیری ). || کمرگاه و کمر کوه. (برهان ).

معنی برهون در فرهنگ معین

برهون
(بَ هُ) ( اِ.) حصار، محوطه .

معنی برهون در فرهنگ فارسی عمید

برهون
= پرهون

برهون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسرا
دایره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برهون   • مفهوم برهون   • تعریف برهون   • معرفی برهون   • برهون چیست   • برهون یعنی چی   • برهون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برهون
کلمه : برهون
اشتباه تایپی : fvi,k
عکس برهون : در گوگل

آیا معنی برهون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )