انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1067 100 1

برهون

معنی اسم برهون

اسم: برهون
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: هاله، خرمن ماه

معنی برهون در لغت نامه دهخدا

برهون. [ ب َ / ب ُ ](اِ) هر چیز میان خالی ، مانند هاله ٔ ماه و طوقی که بر گردن کنند و کمری که بر میان بندند و دایره ای که از پرگار کشند. (از برهان ). دایره باشد و پرگار را نیز گویند. (اوبهی ). دایره ای که گاهگاه به گرد ماه و آفتاب پدید آید که به تازیش هاله خوانند. (از شرفنامه ٔ منیری ). دایره. (لغت فرس اسدی ). حلقه :
ایا قد تو چون سروی ز دیبا گرد آن آذین
و یا روزتو چون ماهی ز عنبر گرد آن برهون.
رودکی.
چو تازه رو درآید عدل چون مرغ
همان ساعت برون پرّد ز برهون.
ناصرخسرو.
مردم چشمم چو مرکز پلک چون برهون شود
مرکز و برهون ز عشقت هر شبی گلگون شود.
عمعق.
و رجوع به پرهون شود.
- برهون بستن ؛ دایره زدن. حلقه زدن :
بباغ پرگل ماند رخ تو مالامال
زمانه بسته به شمشاد گرد آن برهون.
قطران.
- برهون کشیدن ؛ حلقه زدن. دایره زدن. حصار کشیدن.
|| درِ خانه. (آنندراج ) (برهان ) :
دل به یقین ای پسر خزانه ٔ دینست
چشم تو چون روزنست و گوش چو برهون.
ناصرخسرو.
گوهر دین چون درین خزانه نهادی
روزن و برهونْش هر دو سخت کن اکنون.
ناصرخسرو.
|| حصار. (برهان ) (آنندراج ). دیوار گرد قلعه :
دل را به دین بپوش که دین دل را
درخورد بام و ساخته برهون است.
ناصرخسرو.
رسته شد از بار جهل هرکه خِرَد
جان و دلش را ستوده برهون شد.
ناصرخسرو.
دل خزینه ٔ تست شاید کاندرو از بهر دین
بام و بوم از علم سازی وز خرد برهون کنی.
ناصرخسرو.
|| چوب بندی و خاربست. || محوطه. || خانه ٔ کوچک. || آرایش و زینت. (برهان ). آرایش. (شرفنامه ٔ منیری ). || کمرگاه و کمر کوه. (برهان ).

معنی برهون در فرهنگ معین

برهون
(بَ هُ) ( اِ.) حصار، محوطه .

معنی برهون در فرهنگ فارسی عمید

برهون
= پرهون

برهون را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

اسرا ٠٧:٢٧ - ١٣٩٥/٠٨/٢٧
دایره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

F > little
T_T > collect
A.M.R > School Things
فهیمه > لنیا
pardis choopani > eaten alive
مینا > it has always been you
آوین > آرن
فهیمه > لنا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برهون   • مفهوم برهون   • تعریف برهون   • معرفی برهون   • برهون چیست   • برهون یعنی چی   • برهون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برهون
کلمه : برهون
اشتباه تایپی : fvi,k
عکس برهون : در گوگل


آیا معنی برهون مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )