برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

بروسه

معنی بروسه در لغت نامه دهخدا

بروسه. [ ب ُ س َ ] (اِخ ) شهری در مغرب شبه جزیره ٔ آسیای صغیر، در جنوب شرقی دریای مرمره ، که در اوایل دولت عثمانیان چندی پایتخت بوده است ، و بیش از یکصدهزار تن جمعیت دارد. در این شهر آبهای گرم معدنی موجود است و ابریشم سازی در آنجا رواج دارد. (از فرهنگ فارسی معین ). برسا. بروصی. بورسه.

بروسه. [ بْرو/ ب ُ س ِ ] (اِخ ) فرانسوا. پزشک فرانسوی. وی بسال 1772 م. در سن مالو متولد شدو در سال 1838 م. درگذشت. دستگاه فیزیولوژیک وی مبتنی بر قابلیت تحریک نسوج است. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی بروسه به فارسی

بروسه
فرانسوا پزشک فرانسوی ( و . سن مالو ۱۷۷۲ - ف. ۱۸۳۸ م . ) دستگاه فیزیولوژیک وی مبتنی برقابلیت تحریک نسوج است .
پزشک فرانسوی وی بسال ۱۷۷۲ م . در سن مالو متولد شد و در سال ۱۸۳۸ م . در گذشت دستگاه فیزیولوژیک وی مبتنی بر قابلیت تحریک نسوج است .
ابراهیم از شعرای عثمانی و از اهالی بروسه بود که سمت امامت جامع علی پاشا را در آن شهر داشت .

بروسه در دانشنامه ویکی پدیا

بروسه
بروسه (به لاتین: Brusy، تلفظ: [ˈbrusɨ]) یک شهرک در لهستان است که در استان پومرانی واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
بروسه ۵٫۱ کیلومترمربع مساحت و ۴٬۵۸۲ نفر جمعیت دارد.
عکس بروسه
گمینا بروسه (به لهستانی: Gmina Brusy) یک گمینا در لهستان است که در شهرستان خوینیتسه واقع شده است. گمینا بروسه ۴۰۰٫۷۴ کیلومتر مربع مساحت و ۱۳٬۱۲۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست گمیناهای لهستان
ماری-فلیسیته بروسه (انگلیسی: Marie-Félicité Brosset; ۲۴ ژانویهٔ ۱۸۰۲ – ۳ سپتامبر ۱۸۸۰(1880-09-03)) خاورشناس اهل فرانسه و متخصص در مطالعات مربوط به گرجستان و ارمنستان بود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بروسه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بروسه   • مفهوم بروسه   • تعریف بروسه   • معرفی بروسه   • بروسه چیست   • بروسه یعنی چی   • بروسه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بروسه
کلمه : بروسه
اشتباه تایپی : fv,si
عکس بروسه : در گوگل

آیا معنی بروسه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )