برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1344 100 1

بروسوی

معنی بروسوی در لغت نامه دهخدا

بروسوی. [ ب ُ س َ وی ی ] (ص نسبی ) منسوب به بروسه ، که شهری است در آسیای صغیر. رجوع به بروسه شود.

بروسوی. [ ب ُ س َ وی ی ] (اِخ ) یعقوب بن علی بروسوی. از فاضلان روم (ترک ) که تألیفات وی به زبان عربی بوده است. وی مدتی عهده دار تدریس در «بروسه » و «آیدین » و «ادرنه » شد و بسال 931 هَ. ق. در بازگشت از سفر حج در «برکةالحاج » مصر درگذشت. او راست : مفاتیح الجنان فی شرح شرعةالاسلام ، در تصوف. تذکره ، در حدیث. حاشیه بر حاشیه ٔ سید بر لوامعالاسرار. حاشیه بر شرح دیباجةالمصباح ، در نحو. مختصر مرآةالجنان یافعی. شرح گلستان سعدی ، به عربی. (از الاعلام زرکلی ج 9 ص 265 از الشقائق النعمانیة و کشف الظنون و فهرس المؤلفین ).

بروسوی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بروسوی   • مفهوم بروسوی   • تعریف بروسوی   • معرفی بروسوی   • بروسوی چیست   • بروسوی یعنی چی   • بروسوی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بروسوی
کلمه : بروسوی
اشتباه تایپی : fv,s,d
عکس بروسوی : در گوگل

آیا معنی بروسوی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )