برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1344 100 1

بروسین

معنی بروسین در لغت نامه دهخدا

بروسین. [ بْرو / ب ُ ] (فرانسوی ، اِ) شبه قلیایی که آنرااز جوزالقی استخراج کنند. کریستالهای آن استوانه ای شکل و بی رنگ و بی مزه است و از سمهای مهلک محسوب میگردد و در طب مورد استعمال دارد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی بروسین به فارسی

بروسین
( اسم ) شبه قلیایی که آنرا از جوزالقی استخراج کنند . کریستالهای آن استوانهیی شکل بیرنگ و بی مزه است و از سمهای مهلک محسوب میگردد . در طب مورد استعمال دارد .

معنی بروسین در فرهنگ معین

بروسین
(بُ رُ) [ فر. ] (اِ.) شبه قلیایی که آن را از جوزالقی استخراج کنند. کریستال های آن استوانه ای شکل ، بی رنگ و بی مزه است و از سمّهای مهلک محسوب می شود.

بروسین را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بروسین   • مفهوم بروسین   • تعریف بروسین   • معرفی بروسین   • بروسین چیست   • بروسین یعنی چی   • بروسین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بروسین
کلمه : بروسین
اشتباه تایپی : fv,sdk
عکس بروسین : در گوگل

آیا معنی بروسین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )