انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1039 100 1

برکت

/barekat/

مترادف برکت: خیر، رحمت، نعمت، سعادت، فیض، نیکبختی، خجستگی، یمن، افزایش، افزونی، زیادنی، فروانی، فزونی، نزل، وفور

برابر پارسی: فراوانی، افزونی، بسیاری

معنی برکت در لغت نامه دهخدا

برکت. [ ب َ رَ ک َ/ ب َ ک َ ] (از ع ، اِمص ) برکة. رجوع به برکة شود. || خجستگی. (فرهنگ فارسی معین ) :
از بَرْکت این نور فراخواند قران را
بنوشته بر افلاک و بر و بحر و جبالش.
ناصرخسرو.
|| نیک بختی. (منتهی الارب ). سعادت. (فرهنگ فارسی معین ). || همیشه داشتن. (یادداشت مؤلف ). دائم داشتن. (یادداشت مؤلف ). || گوالیدن. (غیاث اللغات ) (فرهنگ فارسی معین ). بالیدن. (غیاث اللغات ). || افزایش. زیادت. (منتهی الارب ). افرونی. فزونی. بسیاری. (فرهنگ فارسی معین ). فراخی نماء. نُزل. نُزُل. نَزل. (منتهی الارب ). کثرت خیر. (یادداشت مؤلف ). و گاهی بسکون حرف ثانی نیزآید و آنچه در بین عام بتشدید کاف مستعمل است محض غلط است. (غیاث اللغات ) :
سال دگر از دولت و از برکت خواجه
چون باغ پر از گل شود اندر مه آذار.
فرخی.
ای مبارک سخنی کز سخن و برکت تو
رادمردان را بر سنگ بروید شمشاد.
فرخی.
ببرکت خدا و نیکوی توفیقش. (تاریخ بیهقی ). اعتراف هشتم ببرکت او. (تاریخ بیهقی ). برکت در این پر است. (تاریخ بیهقی ). سالم بر تو باد و رحمت و برکت های ایزدی و برکت بنده اش امیرالمؤمنین بتو باد. (تاریخ بیهقی ).
خوک همه شر و زیانست و نحس
میش همه خیر و بر و برکت است.
ناصرخسرو.
تا در دلم قران مبارک قراریافت
پربرکتست وخیر دل از خیر و برکتش.
ناصرخسرو.
ببرکت این افسون نه کسی مرا بتوانستن دید و نه از من بدگمانی صورت بستن. (کلیله و دمنه ).
بدزدی ز نعمت بدزدم ز خدمت
چه برکت بود در میان دو سارق.
رشید وطواط.
بادت بقای خضر و هم از برکت دعات
اسکندر جهان شه شرق اخستان شده.
خاقانی.
همه اثر برکت و همت و نتیجه ٔ هیبت سلطان بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). بحلقه ٔ درویشان درآمد و برکت صحبت ایشان در وی اثر کرد. (گلستان سعدی ). و دیگران هم ببرکت انفاس شما مستفید گردند. (گلستان ). از برکت درویشان محروم نماند. (گلستان ). روی از مصاحبت مسکینان تافتن و فایده و برکت دریغ داشتن. (گلستان ).
- امثال :
از تو حرکت از خدا برکت .
برکت در حرکت است .
دست که زیاد شد برکت کم است .
- بابرکت ؛ برکت دار. که دیر بکاستی کشد.
- برکت دادن ؛ زیادت کردن. فراوان و بسیار کردن : خداوند برکت دهد.
- || برکت دادن شیخی از بنی اسرائیل یا پیامبری از آنان یک فرد ازبنی اسرائیل را یا فرزند خود را.
- برکت دار ؛ بابرکت. که دیر بکاستی کشد. (یادداشت مؤلف ).
- برکت شدن ؛ کنایه از تمام شدن و مردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
مطر با خانه ات آباد شود جزم بدان
که بیک ناله ٔ دیگر برکت خواهم شد.
میر نجات (آنندراج ).
- برکت کردن ؛ بیش از انتظار و حد خود دوام کردن و افزون شدن و زیاد شدن.
- برکت نهادن ؛ برکت دادن. (یادداشت مؤلف ).
- || (اصطلاح مسیحیان ) : آن هفت نان و ماهی بدست گرفت و برکت نهاد و پاره کرد. (دیاتسارون ص 124).
- بی برکت ؛ که برکت ندارد. که زودتر به کاستی کشد. که سریع تمام شود.
- پربرکت ؛ با برکت بسیار. با خیر و فزونی بسیار :
تا در دلم قران مبارک قرار یافت
پربرکتست و خیر دل از خیر و برکتش.
ناصرخسرو.
- کم برکت ؛ با فزونی و برکت اندک.
|| (اِ) نان. در تداول عوام آنگاه که نان در پیش دارند و سوگند خوردن خواهند اشاره بنان کنند و گویند باین برکت و بعضی در این هنگام بخش کوچکی از نان را بریده بدور افکنند. (یادداشت مؤلف ).

برکة. [ ب َ ک َ ] (ع اِ) یک دوشیدن از دوشیدن بامداد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

برکة. [ب ِ ک َ ] (ع مص ) برخیزانیدن ناقه ٔ نشسته که شیرش ریزان باشد و دوشیدن آن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

برکة. [ ب ِک َ ] (ع اِ) سینه و پوست سینه ٔ شتر که در خفتن ملاصق زمین شود، یا جمع برک است ، یا برک سینه ٔ آدمی است وبرکة غیر آدمی ، یا برک باطن سینه است و برکة ظاهر آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || نوعی از نشست. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || گوسپند دوشیدنی. تثنیه ٔ آن برکتان. ج ، برکات. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دوشیدنی از دوشیدن بامداد. || نوعی از بُردهای یمنی. (از اقرب الموارد). چادری است یمنی. (ناظم الاطباء). || استادنگاه آب ریگ.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || حوض. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). آبگیر کوچک. (ناظم الاطباء). اصطخر. (یادداشت مؤلف ). حوض بزرگ.(یادداشت مؤلف ). حوض آب. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).غدیر. جائی که در آن آب ایستاده باشد. مستنقع آب. (اقرب الموارد). مرداب. (یادداشت مؤلف ) :
برین برکه گفتم نجویم زمان
اگر یارمندی کند آسمان.
فردوسی.
نبید پیش من آمدبشاطی برکه
بخنده گفتم طوبی لمن یری مکه.
منوچهری.
خوشم نبید و خوشم روی آنکه داد نبید
خوشم جوانی و این بوستان و این برکه.
منوچهری.
آب ِ چو نیل برکه ش میگون شد
صحرای سیمگونش خضرا شد.
ناصرخسرو.
چندان چاههاء عظیم و برکه ها کرد و دیهها که بیشترین بجایست. (مجمل التواریخ ).
در باغ برکه رقص تموج همی کند
بیچاره برکه را چه سر رقص کردن است ؟
انوری.
رخ نمکزار شد از اشک و ببست از تف آه
برکه ٔ اشک نمک را چو جگر بگشائید.
خاقانی.
هر کش تف سموم بیابان ظلم خست
عدل از شفای برکه ٔ کوثر نکوتر است.
خاقانی.
از سحاب فضل و اشک حاج و آب شعر من
برکه ها از برکه های بحر عمان دیده اند.
خاقانی.
فسرده شد آن آبهای روان
که آمد سوی برکه ٔ خسروان.
نظامی.
بیاراست این برکه ٔ لاجورد
سفال زمین را بریحان زرد.
نظامی.
به پیرامن برکه ٔ آبگیر
ز سوسن بیفکن بساط حریر.
نظامی.
اوان منقل آتش گذشت و خانه ٔ گرم
زمان برکه ٔ آبست و صفه ٔ ایوان.
سعدی.
اگر برکه ای پر کنند از گلاب
سگی در وی افتد شود منجلاب.
سعدی.
نمرد آنکه ماند پس از وی بجای
پل و برکه و خوان و مهمانسرای.
سعدی.
- برکه ٔ لاجورد ؛ کنایه از آسمان. (آنندراج ) :
بیاراست این برکه ٔ لاجورد
سفال زمین را بریحان زرد.
نظامی.

برکة. [ ب ُ ک َ ] (ع اِ) مرغی است آبی ، خرد و سپیدرنگ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، بُرک ، أبراک ، بُرکان ، بِرکان. || غوکها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || دیت و تاوان و مانند آن (منتهی الارب ) یا مردان متحمل آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مزد آسیابان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گروه دیت خواه. (ناظم الاطباء).

برکة. [ ] (اِخ )ابن حسام الدوله ، مکنی به ابوکامل و ملقب به زعیم الدولة. رجوع به زعیم الدوله... شود. (یادداشت مؤلف ).

معنی برکت به فارسی

برکت
نموکردن و افزودن شدن و افزایش ، سعادت
( مصدر ) ۱- گوالیدن. ۲- فزونی بسیاری . ۳- خجستگی یمن . ۴- نیکبختی سعادت . جمع : برکات .
دهی است از دهستان شرائ بخش سیمینه رود شهرستان همدان .
[ گویش مازنی ] /barket bayyen/ دامداران از این واژه در بیان پایان یافتن وقت شیردوشی در بامداد و عصر استفاده می کنند - اصطلاحی در بیان ذبح گاو و گوسفند در امور خیر
( صفت ) ۱ - دارای برکت دارای افزونی . ۲ - هر چیز که بیش از تصور افزون آید مثلا غذا پارچه و غیره : ( غذای بابرکتی بود که چندین نفر خوردند و سیر شدند و باز زیاد آید . )
( صفت ) با برکت بسیار برکت پر نعمت پر حاصل .
وادی است که یهوشاخاط بعد از غلبه بر مو آبیال در آنجا باقوم جمع شد خداوند را متبارک نمود و الان آنرا وادی بریکوت گویند و بمسافت ۸ میل بجنوب غربی بیت لحم واقع است .

معنی برکت در فرهنگ معین

برکت
(بَ رَ کَ) [ ع . برکة ] (مص ل .) ۱ - نمو کردن وافزودن . ۲ - افزایش . ۳ - یمن ،خجستگی . ۴ - نیکبختی . ج . برکات .

معنی برکت در فرهنگ فارسی عمید

برکت
۱. فراوانی، افزونی، بسیاری.
۲. خجسته بودن، مبارکی: به برکت زحمات شما کارمان زود به اتمام رسید.
۳. (اسم) نعمت ها.

برکت در دانشنامه اسلامی

برکت
برکت به معنای زیاد شدن، رشد کردن است و از آن به مناسبت، در باب تجارت و نکاح یاد شده است. بَرَکَت ، از مفاهیم دینی که در قرآن کریم و روایات اسلامی جایگاهی مهم دارد و در فرهنگ عامه مسلمانان گسترش چشمگیری یافته است .
برکت در أصل بَرْک به معنی سینه شتر می باشد، یعنی شتر سینه خود را به زمین زد، سپس این کلمه به معنی دوام و رشد آمده و برکت در إصطلاح یعنی استقرار خیر از سوی خداوند، در یک چیز. ریشه «ب ر ک » در زبان اقوام سامی وجود داشته و در لغت عرب به معنای مطلق رشد و فزونی ، یا فزونی و کثرت در خیر است . فیروزآبادی سعادت را نیز به همین معنا می افزاید.
ارتباط معنای لغوی با إصطلاحی
چون سینه در هنگام نشستن و برخاستن شتر مقدم بربقیه اعضاء است و اینکه شتر مهمترین راه کسب روزی در بین اعراب است، به عنوان مصداق روشنی از خیر می باشد و لذا در مورد هر نعمتی که با دوام باشد استعمال شده است.
واژه برکت در قرآن
این واژه به صورت مفرد در قرآن به کار نرفته است و تنها به صورت جمع در ۳ آیه دیده می شود واژه های هم خانواده برکت ۳۲ بار در قرآن کریم به کار رفته است . در اصطلاح قرآن برکت ثبوت خیر الهی است و برکات ، نعمت های دائمی و خیر ثابت هستند. شاید تفسیر برکات به خیرهای فزاینده توسط طبرسی نیز که با معنای لغوی سازگارتر است ، همان خیر ثابت را افاده نماید؛ چون هر خیری با رشد و فزونی ، ثبوت و دوام خود را نیز حفظ می کند. برکات آسمان به فزونی باران ، و برکات زمین به فراوانی گیاه و میوه آن تفسیر شده است .
نسبیت برکت
...
برکت
برکت به معنای رشد، خجستگی و ثبات خیر الهی، سه بار در قرآن به صورت جمع به کار رفته و واژه های مترادف آن ۳۲ بار مورد استفاده قرار گرفته است. واژه برکات در قرآن به نعمت های دائمی و خیرهای فزاینده الهی اشاره دارد و متناسب با ظرفیت هر پدیده ای به آن اختصاص پیدا می کند. استعمال واژه «برک» در قرآن همیشه با استناد به خداوند به کار رفته است که این همنشینی را دلیلی بر انحصار توانایی ایجاد برکت توسط خداوند دانسته اند. خداوند به دو گونه اعطایی و اکتسابی جهان آفرینش و به ویژه انسان ها را از برکت خود بهره مند می سازد. ایمان و تقوا، استغفار، ذکر و اطاعت خدا، عدالت و نرم خویی از عوامل شمول برکت خدا بر انسان ها نامیده شده است و در مقابل برخی از رفتارهای انسان از جمله ارتکاب گناهان و ترک امر به معروف و نهی از منکر از موانع دریافت برکت الهی معرفی شده است. خداوند بعضی از مخلوقات خود را از مظاهر و نشانه های برکت قرار داده است. بعضی از پیامبران و مؤمنان صالح، قرآن، بعضی از زمان ها، برخی از اماکن و جلوه هایی از طبیعت از جمله مخلوقات خداوند هستند که در متون دینی نام مبارک بر آنها گذاشته شده است.
برکت در عرف فارسی زبانان به معنای فزونی در خیر است و در قالب واژه هایی مانند «تبریک»، «بارک الله» و «مبارک» در جشن ها، موفقیت ها و پیروزی ها به کار می رود و مثل هایی نیز با استفاده از این واژه ها ساخته شده است. برکت را واژه ای نسبی می دانند که خیر در آن متناسب با ظرفیت و کارکرد هر پدیده ای در آن نهاده می شود مثلا برکت در نسل به فراوانی فرزندان و برکت در وقت به گستردگی کارهای انسان در زمانی خاص اشاره دارد.
مفهوم برکت علاوه بر متون اسلامی در کتاب های آسمانی پیشین نیز استفاده شده است. در این کاربردها از اعطای برکت خداوند به پیامبران و از سوی پیامبران و کاهنان به دیگران سخن رفته است. مشتقات ریشه «برک/ برخ» و واژه عبری «براخاه» به معنای برکت در حدود ۴۰۰ بار در عهد عتیق و به کرات در عهد جدید به کار رفته است.
برکت
برکة به معنای فرخندگی و خجستگی، افزونی خیر و سود بسیار است. جمع آن برکات در قرآن مذکور است «لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ» (سوره اعراف، 96) اگر مردم شهرها ایمان آورند و عمل نیکو کنند برکت های بسیار از آسمان و زمین بروی ایشان می گشائیم.
برکت به معنای ثبوت و پایداری خیر الهی در چیزی و رشد و افزایش است. مفسّران برکت را به معنای خیر نافع و امری غیرمحسوس و اعمّ از مادّی و معنوی می دانند و بین آن و نظام جاری اسباب و مسببات منافاتی نمی بینند، چنان که معتقدند برکت، امری نسبی است و در هر چیزی به حسب هدفی است که در آن نهفته است.
راغب در مفردات می گوید: اصل کلمه "برکت"، "برک" - به فتحه باء - و به معنای سینه شتر است ولیکن در غیر این معنا نیز استعمال می شود، از آن جمله می گویند: "فلانی دارای برکه است" و "برک البعیر" به معنای این است که شتر سینه خود را به زمین زد و چون این معنا مستلزم یک نحو قرار گرفتن و ثابت شدن است لذا کلمه مزبور را در ثبوت که لازمه معنای اصلی است نیز استعمال کرده و می گویند: "ابترکوا فی الحرب - در جنگ پای برجا شده و به عقب برنگشتند" و به همین مناسبت آن محلی را که مردان دلیر و شجاعان لشکر موضع می گیرند. "براکاء" و "بروکاء" می نامند و نیز در جایی که حیوان از راه رفتن بازمی ایستد و به هیچ وجه تکان نمی خورد می گویند: "ابترکت الدابة" و آب انبار را نیز به همین جهت "برکه" می نامند، برای این که آب انبار محل ثابت شدن و قرار گرفتن آب است.
"برکت" ثبوت خیر خداوندی است در چیزی و اگر فرموده: "لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ" برای این بوده که خیرات در زمین و آسمان قرار گرفته، همچنان که آب در برکه جای می گیرد و "مبارک" چیزی است که این خبر در آن باشد و به همین معنا است. آیه "هذا ذِکْرٌ مُبارَکٌ أَنْزَلْناهُ".
سپس می گوید: از آنجایی که خیرات الهی از مقام ربوبیتش به طور نامحسوس صادر می شود و مقدار و عدد آن هم قابل شمردن نیست، لذا به هر چیزی که دارای زیاده غیرمحسوسی است می گویند: این چیز مبارک و دارای برکت است، روایتی هم که می گوید: "هیچ مالی از صدقه دادن کم نمی شود" مقصودش همین نقصان غیرمحسوس است نه کاهش مخصوص که بعضی از زیانکاران پنداشته و در رد آن گفته اند: ما ترازو می گذاریم و از فلان مال، مقداری صدقه داده سپس آن را بار دیگر می سنجیم و می بینیم که به مقدار صدقه کم شده است.
راغب سپس اضافه کرده است که: مراد از "تَبارَکَ اللَّهُ" اختصاص خداوند است به خیرات. پس بنابراین، برکت به معنای خیری است که در چیزی مستقر گشته و لازمه آن شده باشد، مانند برکت در نسل که به معنای فراوانی اعقاب یا بقای نام و دودمان است و برکت در غذا که به معنای سیرکردن مردم بیشتری است و برکت در وقت که به معنای گنجایش داشتن برای انجام کاری است که آن مقدار وقت معمولاً گنجایش انجام چنان کاری را ندارد.
چیزی که هست از آنجا که غرض از دین تنها و تنها سعادت معنوی و یا حسی منتهی به معنوی است، لذا مقصود از برکت در لسان دین آن چیزی است که در آن خیر معنوی و یا مادی منتهی به معنوی باشد، مانند آن دعایی که ملائکه در حق حضرت ابراهیم علیه السلام کرده و گفتند: رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ که مراد از آن، برکت معنوی مانند دین و قرب خدا و سایر خیرات گوناگون معنوی و نیز برکت حسی مانند مال و کثرت و بقای نسل و دودمان و سایر خیرات مادی است که برگشت آن به معنویات می باشد.
برکت به معنای زیاد شدن و رشد کردن است.
برکت در أصل بَرْک به معنی سینه شتر میباشد، یعنی شتر سینه خود را به زمین زد، سپس این کلمه به معنی دوام و رشد آمده و برکت در اصطلاح یعنی استقرار خیر از سوی خداوند، در یک چیز.
معنای برکت در تفاسیر
برکت به معنای ثبوت و پایداری خیر الهی در چیزی و رشد و افزایش است. مفسران برکت را به معنای خیر نافع و امری غیر محسوس و اعم از مادی و معنوی می دانند و بین آن و نظام جاری اسباب و مسببات منافاتی نمی بینند، چنان که معتقدند برکت، امری نسبی است و در هر چیزی به حسب هدفی است که در آن نهفته است. در این مدخل از مشتقات واژه «برک» استفاده شده است و در پایان مدخل به مدخل هایی که در آنها مفاد برکت آمده ارجاع داده شده است.
عناوین مرتبط
برکات خدا، برکت آب، برکت باران، برکت زمین، سرزمین های با برکت، عوامل برکت.
برکت به معنای زیاد شدن و رشد کردن است. برخی از آیات قرآن به آب و برکتی که خداوند در آن قرار داده است، اشاره دارد.
آب، نعمتی با برکت و نازل شده از آسمان است. خداوند به وسیله آب باغ ها و دانه ها را می رویاند:ونزلنا من السماء ماء مبـرکا فانبتنا به جنت وحب الحصید. «و از آسمان، آبی پربرکت نازل کردیم، و بوسیله آن باغ ها و دانه هایی را که درو می کند رویاندیم».
برکت، پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده ها از سوی خداوند می باشد. آسمان با برکت است و آیات قرآن به آن اشاره دارد.
برخی از آیات قرآن، آسمان را دارای برکات دانسته است. آسمان محلی است که از آن باران نازل می شود و باغ ها و دانه ها را می رویاند:ونزلنا من السماء ماء مبـرکا فانبتنا به جنت وحب الحصید. «و از آسمان، آبی پربرکت نازل کردیم، و بوسیله آن باغ ها و دانه هایی را که درو می کند رویاندیم». ••• آسمان، دارای خیر برکات، فراوان برای جوامع بشری:و لو أنّ أهل القری ءامنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکت من السّماء و الأرض .... ••• نزول آب با برکت از آسمان:و نزّلنا من السّماء ماء مبرکا .... ••• ایمان و تقوا، سبب بهره مند شدن انسان ها از برکات آسمان و زمین:و لو أنّ أهل القری ءامنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکت من السّماء و الأرض .... ••• گشایش برکت های آسمان و زمین در اختیار خداوند و به اراده او:و لو أنّ أهل القری ءامنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکت من السّماء و الأرض ....
برکت، پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده ها از سوی خداوند می باشد. قرآن، وجود اسحاق علیه السّلام را بابرکت عنوان کرده است.
اسحاق علیه السلام، رحمت و برکتی از ناحیه خداوند برای ابراهیم علیه السّلام و خانواده وی بوده است و به این مسأله برخی آیات قرآن اشاره دارد:وامراته قآئمة فضحکت فبشرنـها باسحـق ومن وراء اسحـق یعقوب• قالت یـویلتی ءالد وانا عجوز وهـذا بعلی شیخا ان هـذا لشیء عجیب• قالوا اتعجبین من امر الله رحمت الله وبرکـته علیکم اهل البیت انه حمید مجید. «و همسرش ایستاده بود، (از خوشحالی) خندید؛ پس او را بشارت به اسحاق، و بعد از او یعقوب دادیم. • گفت: «ای وای بر من! آیا من فرزند می آورم در حالی که پیر زنم، و این شوهرم پیر مردی است؟! این راستی چیز عجیبی است!• گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است؛ چرا که او ستوده و والا است». سلـم علی ابرهیم• وبـرکنا علیه وعلی اسحـق ومن ذریتهما محسن وظالم لنفسه مبین. «سلام بر ابراهیم!• ... ما به او و اسحاق برکت دادیم؛ و از دودمان آن دو، افرادی بودند نیکوکار و افرادی آشکارا به خود ستم کردند!».
برکت به معنای ثبوت و پایداری خیر الهی در چیزی و رشد و افزایش است. در برخی آیات قرآن به برکت اسمای خدا اشاره شده است.
نام خداوند، منشا برکات و خیرات همیشگی می باشد و به این مهم در سوره الرحمن اشاره شده است:تبـرک اسم ربک ذی الجلـل والاکرام. «پربرکت و زوال ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو».
معنای برکت اسمای خدا
در آیه ۳۷ این سوره بعد از ذکر نعمت های مختلف معنوی و مادی دنیا می فرماید: " و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام" و در پایان سوره بعد از ذکر انواع نعمت های بهشتی می فرماید" تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام"؛ این دو تعبیر بیانگر این واقعیت است که همه خطوط به ذات پاک او منتهی می شود، و هر چه هست از ناحیه او است، دنیا از ناحیه او است، و عقبی نیز از ناحیه او است، و جلال و اکرام او همه چیز را فرا گرفته.
قرآن از اشخاص و پدیده هایی با وصف برکت یا مفهومی که به معنای خیر فراوان است یاد می کند.
قرآن از اشخاص و پدیده هایی با وصف برکت یا مفهومی که به معنای خیر فراوان است یاد می کند. مفسران بر پایه دو معنای «ثبوت» یا «فزونی» خیر که برای برکت بازگو شده است، چگونگی برکت را در این اشخاص و پدیده ها توضیح داده اند:
اشخاص با برکت در قرآن
قرآن بعضی از پیامبران مانند نوح ، ابراهیم ، اسحاق ، اسماعیل ، موسی و عیسی را بهره مند از برکت و پیامبر اسلام را دارای « کوثر » می داند.
← سوارشدن حضرت نوح به کشتی
الامامة و التبصره؛ انوارالتنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ بحارالانوار؛ تاج العروس من جواهرالقاموس؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تفسیر التحریر و التنویر؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر القرآن الکریم، ابن عربی؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ رحمة من الرحمن فی تفسیر و اشارات القرآن؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم؛ سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار؛ الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه؛ عیون الحکم و المواعظ؛ الفتوحات المکیه؛ الکافی؛ الکشاف؛ کشف الاسرار و عدة الابرار؛ کمال الدین و تمام النعمه؛ لسان العرب؛ لغت نامه؛ مجمع البحرین؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ مسند احمد بن حنبل؛ معجم الفروق اللغویه؛ معجم اللاهوت الکتابی؛ معجم مقاییس اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ الموسوعة الفقهیة المیسره؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ واژه های دخیل در قرآن مجید؛ وسائل الشیعه.
یکی از پدیده های مبارک، قرآن است
یکی از پدیده های مبارک، قرآن است که در ۴ آیه، از آن یاد شده است:«و هذا کِتبٌ اَنزَلنهُ مُبارَکٌ». مبارک بودن قرآن را بنابر تعریف برکت به «ثبوت خیر» به این سبب دانسته اند که تلاوت و عمل کردن به قرآن، راه رسیدن به سعادت و خیر است و علم اولین و آخرین و بخشش گناهان و حلال و حرام در آن آمده است و بنابر تعریف برکت به «افزون شدن»، مبارک بودن قرآن را به سبب بیان افزون و ناسخ بودن آن نسبت به کتابهای پیشین و ماندگاری آن تا پایان تکلیف دانسته اند.
← نزول قرآن در شبی مبارک
الامامة و التبصره؛ انوارالتنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ بحارالانوار؛ تاج العروس من جواهرالقاموس؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تفسیر التحریر و التنویر؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر القرآن الکریم، ابن عربی؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ رحمة من الرحمن فی تفسیر و اشارات القرآن؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم؛ سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار؛ الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه؛ عیون الحکم و المواعظ؛ الفتوحات المکیه؛ الکافی؛ الکشاف؛ کشف الاسرار و عدة الابرار؛ کمال الدین و تمام النعمه؛ لسان العرب؛ لغت نامه؛ مجمع البحرین؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ مسند احمد بن حنبل؛ معجم الفروق اللغویه؛ معجم اللاهوت الکتابی؛ معجم مقاییس اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ الموسوعة الفقهیة المیسره؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ واژه های دخیل در قرآن مجید؛ وسائل الشیعه.
خداوند در قرآن ، ایمان و تقوا را سبب گشایش برکات آسمان و زمین می داند.
در روایات نیز عوامل بسیاری مانند یاد، اطاعت و رضایت خدا، روزه گرفتن ، صله رحم و عدل برای جلب یا افزایش برکت بازگو شده است
عوامل ناسازگار با افزایش برکت
و در مقابل، عواملی مانند خیانت ، سرقت ، شرب خمر ، زنا و جنایات را ناسازگار با برکت دانسته اند.


ارتباط محتوایی با برکت

برکت در جدول کلمات

برکت
ری
برکت برنج
ری
برکت سفره
نان
برکت ها
برکات
برکت یافتن
نعمت و برکت داده شده و پر از خوشی
نعیم
نماد باروری و برکت در سفره نوروزی
ماهی سرخ

معنی برکت به انگلیسی

benediction (اسم)
نیایش ، برکت ، دعای خیر ، دعای اختتام
felicity (اسم)
اقتضاء ، برکت ، سعادت ، خوش بختی
beatitude (اسم)
سعادت جاودانی ، برکت
blessing (اسم)
برکت ، دعای خیر ، نعمت خدا داده ، نعمت ، موهبت ، دعای پیش از غذا
bliss (اسم)
برکت ، سعادت
fatness (اسم)
برکت ، فربهی ، چربی

معنی کلمه برکت به عربی

برکت
سعادة , سمنة , مبارکة , هناء
بارک
ضييل
نعمة

برکت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امیررضا ١٠:٤٢ - ١٣٩٥/٠٥/١٨
1ـ خوشبختی و موفقیت از سوی خداوند.2ـ بخشش ویژه ی خداوندی به کسی بی این که حق او باشد تا از دیگران ممتاز و نزد آنان دوست داشتنی باشد. 3ـ راهنمایی خداوند به کسی تا از نعمت های داده شده به بهترین صورت استفاده کند. 4ـ افزایش نعمت از سوی خداوند. 5 ـ بهبودی جسمی یا روانی کسی از سوی خداوند. 6 ـ افزایش اعتبار و علاقه ی کسی میان مردم.
|

مبینا ٢٠:١٢ - ١٣٩٥/٠٧/٢١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
رِوات (سنسکریت)
اودریک udrik (سنسکریت: اودرِکَ)
پورَم (سنسکریت: پورَمدْهی)
پَهونام (سنسکریت: بَهونَم)
|

هادی ١٢:٢٨ - ١٣٩٦/٠٥/١٧
شگون
|

کمال ١٨:٣٥ - ١٣٩٦/٠٧/٢٧
شگون
|

فرشید misبابادی ٠٤:٥٨ - ١٣٩٦/٠٩/٠٥
شگون
|

هاشمی ٠٩:٣٩ - ١٣٩٦/١١/٢٠
فزونی همیشگی، فزونی پیوسته، فزونی پایدار
|

هاشمی ٠٩:٥٦ - ١٣٩٦/١١/٢٠
خیر فراوان پایدار
|

فرید-م ٢١:٠١ - ١٣٩٧/٠١/٢٢
ری-خیر
|

مهدی ١١:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩
شکوم
|

رضاآپادانا ١٦:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
شگون
|

فر کیانی ١٥:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/١١
هر واژه ، لغت یا کلمه ای که در اربی به کار برده می شود دلیل بر آن نیست که اربی باشد! این لغت برکت در سنسکریت به شکل و دیسه ی varata و به مانای آمدهbeing a blessing
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ستاره > سما
حسن قاسمی > راهیابی
نرجس عبادی > stunned speechless
مجتبی > مجتبی قمچقایی
مجتبی > مجتبی
Amirhossein > refine
Shiva > taught
Fati > روانشناسی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت برکت   • برکت چیست   • برکت در جدول   • اعضای هیئت مدیره بنیاد برکت   • معنی برکت در جدول   • مدیرعامل بنیاد برکت   • شرکت برکت   • استخدام بنیاد برکت   • مفهوم برکت   • تعریف برکت   • معرفی برکت   • برکت یعنی چی   • برکت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برکت
کلمه : برکت
اشتباه تایپی : fv;j
آوا : barekat
نقش : اسم
عکس برکت : در گوگل


آیا معنی برکت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )