برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1319 100 1

برکه

/berke/

مترادف برکه: آب انبار، آبدان، آبگیر، استخر، برم، تالاب، غدیر

برابر پارسی: آبگیر، آبدان، تالاب

معنی برکه در لغت نامه دهخدا

برکت. [ ب َ رَ ک َ/ ب َ ک َ ] (از ع ، اِمص ) برکة. رجوع به برکة شود. || خجستگی. (فرهنگ فارسی معین ) :
از بَرْکت این نور فراخواند قران را
بنوشته بر افلاک و بر و بحر و جبالش.
ناصرخسرو.
|| نیک بختی. (منتهی الارب ). سعادت. (فرهنگ فارسی معین ). || همیشه داشتن. (یادداشت مؤلف ). دائم داشتن. (یادداشت مؤلف ). || گوالیدن. (غیاث اللغات ) (فرهنگ فارسی معین ). بالیدن. (غیاث اللغات ). || افزایش. زیادت. (منتهی الارب ). افرونی. فزونی. بسیاری. (فرهنگ فارسی معین ). فراخی نماء. نُزل. نُزُل. نَزل. (منتهی الارب ). کثرت خیر. (یادداشت مؤلف ). و گاهی بسکون حرف ثانی نیزآید و آنچه در بین عام بتشدید کاف مستعمل است محض غلط است. (غیاث اللغات ) :
سال دگر از دولت و از برکت خواجه
چون باغ پر از گل شود اندر مه آذار.
فرخی.
ای مبارک سخنی کز سخن و برکت تو
رادمردان را بر سنگ بروید شمشاد.
فرخی.
ببرکت خدا و نیکوی توفیقش. (تاریخ بیهقی ). اعتراف هشتم ببرکت او. (تاریخ بیهقی ). برکت در این پر است. (تاریخ بیهقی ). سالم بر تو باد و رحمت و برکت های ایزدی و برکت بنده اش امیرالمؤمنین بتو باد. (تاریخ بیهقی ).
خوک همه شر و زیانست و نحس
میش همه خیر و بر و برکت است.
ناصرخسرو.
تا در دلم قران مبارک قراریافت
پربرکتست وخیر دل از خیر و برکتش.
ناصرخسرو.
ببرکت این افسون نه کسی مرا بتوانستن دید و نه از من بدگمانی صورت بستن. (کلیله و دمنه ).
بدزدی ز نعمت بدزدم ز خدمت
چه برکت بود در میان دو سارق.
رشید وطواط.
بادت بقای خضر و هم از برکت دعات
اسکندر جهان شه شرق اخستان شده.
خاقانی.
همه اثر برکت و همت و نتیجه ٔ هیبت سلطان بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). بحلقه ٔ درویشان درآمد و برکت صحبت ایشان در وی اثر کرد. (گلستان سعدی ). و دیگران هم ببرکت انفاس شما مستفید گردند. (گلستان ). از برکت درویشان محروم نماند. (گلستان ). روی از مصاحبت مسکینان تافتن و فایده و برکت دریغ داشتن. (گلستان ).
- امثال :
از تو حرکت از خدا برکت .
برکت در حرکت است .
دست که زیاد شد برکت کم است .
- بابرکت ؛ برکت دار. که دیر بکاستی کشد.
- بر ...

معنی برکه به فارسی

برکه
حوض آب، استخر کوچک، تالاب
( اسم ) آبگیر آبدان استخر تالاب .
دهی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز .
[ گویش مازنی ] /bareke/ پاتیل – دیگ بزرگ دهان گشاد - سیاه مست
ناک شهری است از ویت فارس شهری است که اردشیر بابکان آن را بنا کرده است .
دهی است از دهستان حومه بخش گاو بندی شهرستان ر .
دهی است از دهستان گوده بخش سبک شهرستان ر .
ببغداد است منسوب به زلزل رازی عودی معروف .
[ گویش مازنی ] /berke zanjir daar/ دیگهای مسین زنجیردار
دهی است از دهستان حومه بخش لنگه شهرستان ر .
دهی است از دهستان دیز بخش میر جاوه شهرستان زاهدان .
[ گویش مازنی ] /berke vaa/ نام مرتعی در آمل
وی یکی از شاگردان سیدحسین اخلاطی است و او راست شرحی ممزوح و مختصر بر فصوص الحکم شیخ محی الدین عربی که بجمله آغاز می شود

معنی برکه در فرهنگ معین

برکه
(بِ کِ) [ ع . برکة ] ( اِ.) آبگیر، تالاب .

معنی برکه در فرهنگ فارسی عمید

برکه
۱. گودال آب، تالاب، استخر طبیعی.
۲. [قدیمی] استخر.

برکه در دانشنامه اسلامی

برکه
بِرکِه از اسامی زمزم است.
 ۱. ↑ قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۶۰.

منبع
تونه ای، مجتبی، فرهنگنامه حج، ص۱۸۶. رده های این صفحه : اماکن | تاریخ اسلام | مکه































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
برکه
برکه: آب انبارها و حوض ها و آبگیرهایی هستند که با مصالحی چون سنگ و آهک و یا چوب و پوست برای تامین آب حرمین شریفین برای استفاده حاجیان و ساکنان در جاهای مختلف مکه و مدینه ساخته شده بود.
با توجه به وضعیت جغرافیایی جزیره العرب و کمبود آب و کمبود بارش مخصوصا در شهرهای مکه و مدینه و احتیاج فراوان به آب در این دو شهر جهت استفاده زائران، برکه ها و ذخیره آب دارای اهمیت فراوانی بود لذا در آنجا برکه ها و آب انبارهایی ساخته، نگهداری و تعمیر می شد. این آب انبارها تامین کننده آب مورد نیاز برای ساکنان و حاجیان برای آشامیدن و بهداشت و وضو و غسل و طهارت شرعی بودند و ازاین رو بیشتر کنار مسجدها و مکان های مقدس ساخته می شدند.
برکه ها و آب انبارهای مختلفی در نقاط مختلف شهر مکه و مدینه وجود داشته اند که نام برخی از آن ها در منابع یاد شده است و یکی از مهمترین آنها چاه زمزم است. زمزم از مشهورترین و کهن ترین منابع آبی مکه بوده است که از زمان حضرت اسماعیل(ع) تا زمان جرهمیان بود تا اینکه بعد از هتک حرمت جرهمیان به کعبه خشک شد و بعدها عبدالمطلب جد پیامبر(ص) دوباره آن را بازسازی کرده و آن را جاری ساخت.
بِرْکه خان (د ۶۶۵ق /۱۲۶۷م )، امیرزاده مغول سومین پسر جوجی (جوچی)، نواده چنگیزخان و فرمانروای اردوی زرین بود. نام وی در منابع ...


برکه در دانشنامه ویکی پدیا

برکه
برکه به معنی آبگیر است. برکه همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
برکه (خرم آباد)
برکه (دیواندره)
برکه (سپیدان)
برکه (نیک شهر)
برکه به معنی آبگیر است. برکه همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
برکه (خرم آباد)
برکه (دیواندره)
برکه (سپیدان)
برکه (نیک شهر)
برکه (خرم آباد)، روستایی از توابع بخش دوره چگنی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان دوره قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۷۸ نفر (۱۲۶خانوار) بوده است.

برکه (دیواندره)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۰ نفر (۲۵خانوار) بوده است.
برکه (سپیدان)، روستایی از توابع بخش بیضا شهرستان سپیدان در استان فارس ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان کوشک هزار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۰ نفر (۴۸خانوار) بوده است.
برکه (نیک شهر)، روستایی از توابع بخش بنت شهرستان نیک شهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان توتان و مهمدان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۳ نفر (۱۱خانوار) بوده است ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با برکه

برکه در جدول کلمات

برکه
تالاب, حوض آب, استخر کوچک

معنی برکه به انگلیسی

pool (اسم)
ائتلاف ، ابگیر ، مخزن ، اب انبار ، برکه ، استخر ، حوض ، تصحیلات اشتراکی ، چاله اب ، کولاب ، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر ، دسته زبده و کار ازموده
lake (اسم)
دریاچه ، برکه ، استخر

معنی کلمه برکه به عربی

برکه
بحيرة , برکة

برکه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیامک آقایی
برکه به دریاچه یا مرداب یاسدیا تالاب سرسبز و زیبا یی گفته میشود که معمولا بر اثر عوامل طبیعی بر روی یک یا چند رودخانه یا جویبار ایجاد میشود و خود یک اکوسیسیتم یا همان زنجیره زیست محیطی تقریبا کامل میباشد و موجودات زنده و مخصوص خود را داراست که اکثر آنان در شرایط غیر از ( برکه یا مشابه آن ) امکان ادامه بقا و زندگی را ندارند(در برکه بخاطر جریان داشتن و جای گزین شدن آب تازه بجای آب مونده آب بطور کامل راکت و ساکن نمیماند و نمیگندد).پس برکه زنجیره زیست محیطی زنده ای است و دارای شرایط خواص نیز میباشد و فقط گودال یا چاله یا جمع مانده آبی که باز مانده و در دراز مدت میگندد و... یا هر اسم و معنی مانند اینها که دارای خواص برکه نمیباشاند معنی نمیدهد.
داوودی
طایفه پیر برکه ایل لر بختیاروند
ساکن در خوزستان
چهار مال بختیاری
داوودی
طایفه پیر برکه ایل لر بختیاروند
ساکن در خوزستان
چهار مال بختیاری
مرید
طایفه برکه ایل بهداروند
حسن بهارلو
آب گیر
مهنا
چاله ی کوچک آب
زینب
یعنی آبگیر در کل اسم خاص و زیباییه
توحيد
هوالعلیم

بِرکِه : آبگیر طبیعی ؛

ناگفته نماند حوض واستخر و آب انبار را نمی توان برکه نامید...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برکه   • برکه شعر   • برکه مصنوعی   • آبگیر در جدول   • برکه چیست   • اهنگ برکه   • رستوران برکه   • معنی آبگیر   • مفهوم برکه   • تعریف برکه   • معرفی برکه   • برکه یعنی چی   • برکه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برکه
کلمه : برکه
اشتباه تایپی : fv;i
آوا : berke
نقش : اسم
عکس برکه : در گوگل

آیا معنی برکه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )