برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

بزماورد

معنی بزماورد در لغت نامه دهخدا

بزماورد. [ ب َ وَ ] (اِ مرکب ) گوشت پخته و تره و خاگینه باشد که در نان تنک پیچند و مانندنواله سازند و با کارد پاره پاره کنند و خورند. و بجای حرف ثانی ، رای بی نقطه هم بنظر آمده است. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) (برهان ) (از مجمعالفرس ) (از شعوری ) (ناظم الاطباء). مهنا. مُیسّر. (مهذب الاسماء). در پهلوی «بَژْماوُرْت »، بنابراین برماورد با دو راء غلط است. و معرب آن زُمّاوَرْد است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). بخراسان آنرا نواله گویند. ازجمله طعامهای سنگی [ سنگین ] است و بهتر آنست که از گوشتی لطیف سازند چون گوشت بزغاله و بره و زرده ٔ خایه ٔ مرغ. و سداب و کرفس بسیار کنند و طرخون و کوک نکنند و با سرکه و آبکامه خورند. مزاجهاء معتدل را بدینگونه بهتر باشد و مردم سردمزاج را به راسن و اشترغاز و زرده ٔ خایه و سداب و گوشت بره بهتر باشد و با آبکامه یا سرکه و اشترغاز خورد، و مردم گرم مزاج را بسینه ٔ مرغ مصوص و زرده ٔ خایه و کوک و گشنیز و اندکی طرخون بهتر باشد، و با سرکه خورد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). زماورد. نواله. نرگس خوان. نرگسه ٔخوان. نرجس المائده. لقمه ٔ خلیفه. لقمه ٔ قاضی. ساندویچ است و سلاطین ایران در هنگام جنگ غذا را منحصر بدان می کرده اند. و رجوع به نامه ٔ تنسر شود. ابوجامع. (یادداشت بخط دهخدا). زماورد معرب آنست و بفتح باء و ضم آن هر دو آمده و در لسان و قاموس ذیل ماده ٔ «ورد» آمده و از کتب ادبی نقل شده طعامی است از گوشت و تخم مرغ که آنرا «لقمةالقاضی » گویند. (از المعرب جوالیقی و حواشی آن ص 173) : و علی بن کامه بزماورد ترش دوست داشتی. (تاریخ بیهق ص 132). و رجوع به تاج العروس ذیل ماده ٔ «ورد» شود.

معنی بزماورد به فارسی

بزماورد
گوشت یاتخم مرغ پ ته که لای نان بپیچند
( اسم ) گوشت پخته و سبزی و تخم مرغ پخته است که درنان پیچند و با کارد قطعه قطعه کرده و خورند . گوشت پخته و تره و خاگینه باشد که در نان تنک پیچند و مانند نواله سازند و با کارد پاره پاره کنند و خورند لقمه القاضی قاضی ساندویچ .

معنی بزماورد در فرهنگ معین

بزماورد
(بَ وَ) [ په . ] ( اِ.) غذای حاضری ، ساندویچ .

معنی بزماورد در فرهنگ فارسی عمید

بزماورد
خوراکی مرکب از گوشت یا تخم مرغ پخته که لای نان می پیچیدند.

بزماورد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرحیم ریگی
گوشت یاتخم مرغ پخته که لای نان بپیچندونواله کنندوتکه تکه بخورند،ساندویچ(پهلوی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بزماورد   • مفهوم بزماورد   • تعریف بزماورد   • معرفی بزماورد   • بزماورد چیست   • بزماورد یعنی چی   • بزماورد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بزماورد
کلمه : بزماورد
اشتباه تایپی : fclh,vn
عکس بزماورد : در گوگل

آیا معنی بزماورد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )