برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1346 100 1

بسطامی

/bastAmi/

معنی بسطامی در لغت نامه دهخدا

بسطامی. [ ب َ / ب ِ ] (ص نسبی ) منسوب به بسطام که نام مردیست. (سمعانی ). و رجوع به لباب الانساب شود.

بسطامی. [ ب َ / ب ِ ] (ص نسبی ) منسوب به بسطام که شهریست در قومس. (سمعانی ) (ناظم الاطباء). رجوع به لباب الانساب شود.

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) ابن احمدبن بسطام منسوبست بسوی جد خود. (منتهی الارب ).

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) (شیخ ) ابویزید طیفوربن عیسی بن سروشان بسطامی. ابویزید بسطامی عارف از شهر بسطام است. (منتهی الارب ). رجوع به ابویزید و طیفور و ریحانة الادب و تاریخ گزیده چ عکسی 1328 هَ. ق. چ 1 لندن ص 768، و سبک شناسی ج 2ص 185، و اعلام زرکلی و حبیب السیر ج 2 و حکمت اشراق ومزدیسنا تألیف دکتر معین چ 1 ص 505 شود :
بنده بسطامی است و بسیارست
حرمت بایزید بسطامی.
ابوالفتوح جاجرمی (از کتاب النقص ص 96).
سوی رندان قلندر، به ره آورد سفر
دلق بسطامی و سجاده ٔ طامات بریم.
حافظ.

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) احمدبن امین الدین فقیه شافعی از اکابر فضلای عامه که در دیار نابلس مفتی شافعیه بوده و شرح اربعین نوویه و شرح قصیده ٔ برده و کتاب المناهج البسطامیة فی المواعظالسنیه از اوست و در 1157 هَ. ق. درگذشته است. (از ریحانةالادب ).

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) احمدبن علی بن حامد. وی ملحد بود و امیر عادل غازی او را بگرفت. رجوع به کتاب النقض ص 96 شود.

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) حسن بسطامی یا نظامی. مؤلف تاج المآثر در تاریخ. رجوع به سبک شناسی چ 1 ج 3 ص 107 و حسن نظامی در همین لغت نامه ، شود.

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) ابوعلی حسین بن عیسی بن حمران قومسی از محدثان بود. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) زین الدین عمر بسطامی از قضات حنفیان بود. وی بسال 742 هَ. ق. پس از عزل حسام الدین حسن بن محمد غوری در مصر بمقام قضای حنفیان نایل آمد و در جمادی الاولی سال 748 هَ. ق. از این مقام معزول شد. رجوع به حسن المحاضرة فی اخبار مصر والقاهرة ص 110 شود.

بسطامی. [ ب َ ] (اِخ ) (الشیخ الامام ) عبدالرحمن بن محمدبن علی حنفی بسطامی. تولد وی به خراسانست و او را تصان ...

معنی بسطامی به فارسی

بسطامی
محمد پسر محدث و از شهر بسطام بود .
او یکی از حکماست
علی بن محمد
ابن محمود بن محمد بن مسعود بن محمود بن محمد ابن محمد بن محمد بن عمر شاهرودی بسطامی هروی رازی فخری بکری حنفی مشهور به مصنفک و ملقب به علائ الدین
نوروز علی پسر محمد باقر . زادگاهش بسطام بود . کتاب فردوس التواریخ را در ترجمه رساله ای بنام ذهبیه یا مهذبیه منسوب به علی بن موسی الرضا نگاشته است .

بسطامی در دانشنامه ویکی پدیا

بسطامی
بسطامی در پارسی به کسی گفته می شود که اهل شهر بسطام باشد و می تواند به اشخاص زیر اشاره کند:
بایزید بسطامی
فروغی بسطامی
ایرج بسطامی
ملا علی بسطامی
حسنعلی بیگ بسطامی
مسجد شیخ بسطامی
ایرج (حشمت اللٰه) بسطامی (۱ آذر ۱۳۳۶ بم - ۵ دی ۱۳۸۲ بم)، خواننده تصنیف گل پونه ها معروف ترین اثر ایرج بسطامی است که مربوط به آهنگی از حسین پرنیا بر روی شعری از هما میر افشار می باشد و پس از مرگ ایرج بسطامی آوازه ملی یافت. از دیگر آثار معروف او می توان به تصنیف وطن من اشاره کرد که مربوط به آهنگی از پرویز مشکاتیان بر روی شعری از ملک الشعرا بهار است و از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد.
وب سایت رسمی بنیاد فرهنگی ایرج بسطامی (www.iraj-bastami.com)
ایرج بسطامی در روز ۵ دی سال ۱۳۸۲ طی حادثه تلخ زمین لرزه بم در سن ۴۶ سالگی درگذشت.
ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم از خانواده ای هنرمند متولد شد. هر یک از اعضای خانواده او، از جد پدری گرفته تا پدربزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند. تولد و رشد ایرج در چنین خانواده ای به همراه استعداد ذاتی اش موجب گردید که او از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه نشان دهد. این علاقه و پیگیری موجب شد که پدر بزرگ به استعداد وی در زمینه فراگیری آواز پی برده و بارها به دیگران تأکید کند «او در آینده خواننده بزرگی خواهد شد». از این رو، پدر ایرج کمر همت بست تا فرزندش را در مسیر صحیح آموزش قرار دهد و این گونه شد که ایرج نخستین معلم آواز خویش را در خانه و در هیئت پدر یافت. ایرج در این سال ها ردیف های آوازی در مکتب تهران سبک استاد عبدالله خان دوامی را نزد عمویش یدالله بسطامی فرا گرفت و در ادامه و در سن ۲۲ سالگی به جرگه شاگردان محمدرضا شجریان پیوست.
وی در سنین نوجوانی مجذوب عمویش یداله بسطامی بود که او را مردی مهربان و از نوازندگان چیره دست بم و معلم موسیقی می دانست. در همین ایام گروهی با همکاری برادران بسطامی (ایرج، عباس و محمدعلی) و محمدجواد خداوردی (شوهر خواهر ایرج) و نادعلی بنی اسدی و با سرپرستی یداله بسطامی تشکیل شد که در رادیو و ت ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بسطامی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایوب بسطامی
من الان در شهر ایلام زندگی میکنم و اجداد من تا انجا که میدونم در شهر ایلام بودند ایا ما بسطامی های ایلام با بسطام سمنان نصبت داریم یا خیر
آریا بهداروند
در زبان فارسی باستان پهلوی*پیلی.فیلی*
وستام::وست ،غرب،مغرب

به سرتاسر استان لرستان فیلی می گویند
پشت کوه و پیش کوه
زبان لر فیلی

شهر دزفول::دژ فیل،دژ لر های پیلی
محل سکونت لر فیلی و لر بختیاری
بسطامی حسنوند
طایفه بسطام بزرگترین طایفه ایل بزرگ حسنوند است . ما لکیم تعداد زیادی از جمعیت این طایفه به دلایل سیاسی و اجتماعی به مناطقی از سراسر کشور کوچ کرده‌اند تعداد بیشتری نیز به دره شهر ایلام مهاجرت کرده‌اند . طوایف سیاه‌سیاه اصالتا بسطامی هستند روستای کوچکی هم در منطقه دره‌شهر هست که بسطام‌آباد نام دارد
زنده باد لک و لکستان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایرج بسطامی فول آلبوم   • ایرج بسطامی من مانده ام تنهای تنها   • ایرج بسطامی گل پونه ها   • ایرج بسطامی وطن من   • ایرج بسطامی golpooneha   • ایرج بسطامی آهنگها   • ایرج بسطامی رقص آشفته   • ایرج بسطامی vatan -e- man   • معنی بسطامی   • مفهوم بسطامی   • تعریف بسطامی   • معرفی بسطامی   • بسطامی چیست   • بسطامی یعنی چی   • بسطامی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بسطامی
کلمه : بسطامی
اشتباه تایپی : fsxhld
آوا : bastAmi
نقش : اسم فامیل
عکس بسطامی : در گوگل

آیا معنی بسطامی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )