انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 887 100 1

معنی بسم الله به فارسی

بسم الله
۱ - ( جمله اسمی ) بنام خداوند بنام خدای . جمله ایست که فارسی زبانان هنگام شروع کاری یا قدم نهادن در جایی گویند ۲ - بفرمایید . بروید . پیش افتید . ۳ - بخورید . میل کنید . ۴ - بکنید . انجام دهید . (( گفتی کنمت بغمزه بسمل بسم الله اگر شتاب داری . )) ( امیر خسرو ) ۵- در موقع تعجب از چیزی و مخصوصا شنیدن سخنی شگفت آور گوین و بیشتر افاده انکار و ناباوری کند . ۶ - ( اصطلاحا ) بیا . بفرما. این گوی و این میدان : (( اگر این آرزو تزانه شهوت عنین است بسم الله بافتضاض اسن عذرت مشغول باش . )) ۷- چشم بد دور . بنامیزد . ماشائ الله . (( بسم الله امشب برنوی سوی عروسی می روی - داماد خوبان میشوی ای خوب شهر آرای ما . )) ( دیوان کبیر ) یا از بای بسم الله تا تای تمت . از اول تا آخر . یا بسم الله الرحمن الرحیم ٠ بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر ( مهربان ) ٠ توضیح در آغاز همه سوره های قر آن - بجز سوره توبه آمده . در آغاز قرائت قر آن و شروع کارها مسلمانان این آیه را خوانند . یا بسم اللهالملک الاعظم . بنام خداوند پادشاه بزرگتر : (( بسم الله الملک الاعظم این نامه از من که مرزبان شاه ام .. )) بسم اله الملک العلام . بنام خداوند پادشاه بسیار دانا : (( بسم الله الملک العلام برنیکان وپاکان و برگزیدگان آفرین کرد ... ))
مخفف بسم الله الرحمن الرحیم که سورتهای قر آن بدان آغاز شود . بنام خدا . یا لفظ مذکور بجای بسیاری از افعال مثل بکنید و بروید و بخورید و بگویید و غیر آنها استعمال میشود . امثال : ما غولیم و پول بسم الله پول از ما گریزانست . پول غول آمد و من بسم الله .
مخفف چهل بسم الله . تعویذی از مس یا برنج که برگردن طفل آویزند دفع چشم زخم و عین الکمال را

معنی بسم الله در فرهنگ معین

بسم الله
(بِ مِ لْ لا) [ ع . ] (جملة اسمی . فعل امر.) ۱ - به نام خداوند، به نام خدا (جمله ای که فارسی زبانان هنگام شروع کاری یا قدم نهادن در جایی گویند). ۲ - (عا.) بفرما میل کن ، بخور. ۳ - نوعی تعارف برای این که کسی پیشقدم شود: بفرمایید، پیش افتید. ۴ - در موقع ت

معنی بسم الله در فرهنگ فارسی عمید

به نام خداوند بخشایندۀ مهربان.
چهل قطعه پولک از جنس مس، برنج، نقره، یا طلا که بر آن ها کلماتی از آیات قرآن و بسم اللّه الرحمن الرحیم نقش کرده و به نخ می بندند و به گردن طفل آویزان می کنند برای سلامت او و دفع چشم زخم، چهل بسم اللّه.

بسم الله را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی بسم الله



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بسم الله الرحمن الرحیم برای word   • فونت بسم الله الرحمن الرحيم   • بسم الله الرحمن الرحيم زیبا   • بسم الله الرحمن الرحيم instagram   • بسم الله الرحمن الرحيم برای پاورپوینت   • بسم الله الرحمن الرحيم متحرک   • بسم الله الرحمن الرحيم رنگی   • بسم الله الرحمن الرحيم برای پایان نامه   • معنی بسم الله   • مفهوم بسم الله   • تعریف بسم الله   • معرفی بسم الله   • بسم الله چیست   • بسم الله یعنی چی   • بسم الله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بسم الله
کلمه : بسم الله
اشتباه تایپی : fsl hggi
آوا : besmellAh
نقش : عبارت
عکس بسم الله : در گوگل


آیا معنی بسم الله مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )