انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1069 100 1

بشریت

/baSariyyat/

مترادف بشریت: آدمیت، انسانیت، مردمی

متضاد بشریت: حیوانیت

معنی بشریت در لغت نامه دهخدا

بشریت. [ ب َ ش َ ری ی َ ] (اِ) (مص جعلی ، اِ مص ) انسانیت. (ناظم الاطباء). مردمی : کمترین درجه اندر صحو رؤیت بازماندگی بشریت بود. (کشف المحجوب ص 233).
گفتم : ز وادی بشریت توان گذشت
گفتا: توان اگر نبود مرکبت جمام.
خاقانی.
- ضعف بشریت ؛ ناتوانی انسانی : از ضعف بشریت تاب آفتاب نیاورد. (گلستان ).
- طبع بشریت ؛ طبعیت و خوی انسانی و سرشت انسانی. (ناظم الاطباء) : و محمود نیز آنرا که ساختند خریداری کرد بطبع بشریت که نتوانست دید کسی را که جای او را سزاوار باشد. (تاریخ بیهقی ).

بشریة. [ ب َ ش َ ری ی َ ] (ع ص نسبی ) تأنیث بشری. رجوع به بشری و بشریت شود.

بشریة. [ ب َ ش َ ری ی َ ] (اِخ ) یکی از هفت فرقه ٔ معتزله باشند. (بیان الادیان ). فرقه ای از معتزله ، اصحاب بشربن المعتمر. (مفاتیح ). گروهی از معتزله و اتباع بشربن المعتمر باشند. بشر خود از افاضل علماء معتزله بود و عقاید خاصی داشت. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی و البیان و التبیین ج 1 ص 126 شود.

معنی بشریت به فارسی

بشریت
( مصدر ) انسانیت مردمی .
[crime against humanity] [حقوق] جنایت سهمناکی که دربرگیرندۀ رشته اعمال نظام مندی است و غالباً با پنهان کاری مقامات رسمی صورت می گیرد و وجدان جامعۀ بشری را متأثر می کند

معنی بشریت در فرهنگ معین

بشریت
(بَ شَ یَّ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - وضع یا کیفیت بشر بودن . ۲ - نوع انسان ، مجموعة انسان ها. ۳ - منش یا رفتار انسانی ، انسانیت .

معنی بشریت در فرهنگ فارسی عمید

بشریت
۱. انسان بودن.
۲. انسانیت، مردمی.
۳. (اسم) نوع انسان، تمام انسان ها.

معنی بشریت به انگلیسی

humanity (اسم)
مروت ، بشریت ، نوع بشر
mankind (اسم)
مردم ، بشریت ، نوع انسان ، نژاد انسان ، بشر ، جنس بشر
mortality (اسم)
مرگ ومیر ، بشریت ، میرش ، متوفیات
humankind (اسم)
بشریت ، نوع بشر ، نوع انسان ، نژاد انسان

معنی کلمه بشریت به عربی

بشریت
انسانية , فناء
أمريکا عدوالإنسانية

بشریت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ملیحه کریمی پناه ١١:٤١ - ١٣٩٦/٠٩/٠٦
خشم ، انسانیت ،خصوصیت بشری ،خوی بشری ،مرکب از به شر و نشانه ی یت مصدری ؛به شریت به تشدید یا،مجازا به معنای؛ به خشم و غضب شدن .همچنان که در سیاستنامه می گوید:" قضا را کاسه از دست غلام رها شد و بر سر و روی حسین بن علی آمد .دستار و جبه بیشتر از خوردنی آلوده شدو ((بشریتی :خشم و غضب ))در حسین پدیدار شد و از طیره و خجالت رخسار او برافروخت.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرضیه > آرمیلا
یه کسی > Fatty
Mobina > Ride a bicycle
معصومه ع > warmth
فاطمه > آروشا
مرضیه > ابوالفضل
سارا > zealanders
فاطمه > آروشا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جنایت علیه بشریت مقاله   • جنایت علیه بشریت در حقوق بین الملل کیفری   • دانلود کتاب جنایت علیه بشریت   • انواع جرایم بین المللی   • تعریف جنایت علیه بشریت   • جنایت جنگی   • مقاله جنایات جنگی   • معنی بشریت   • مفهوم بشریت   • تعریف بشریت   • معرفی بشریت   • بشریت چیست   • بشریت یعنی چی   • بشریت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بشریت
کلمه : بشریت
اشتباه تایپی : favdj
آوا : baSariyyat
نقش : اسم
عکس بشریت : در گوگل


آیا معنی بشریت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )