برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1231 100 1

بشقاب

/boSqAb/

مترادف بشقاب: ظرف، غذاخوری، دیس کوچک

برابر پارسی: دوری، پیشدستی

معنی بشقاب در لغت نامه دهخدا

بشقاب. [ ب ُ ] (ترکی ، اِ) پشقاب. (از غیاث ) (آنندراج ). ظرف غذاخوری پهن و گرد و کم عمق مانند دوری و رکابی که سکر و سکرچه نیز گویند. (ناظم الاطباء). ظرف پخ که در آن چلو یا پنیر و سبزی و امثال آن گذارند. لب تخت.

معنی بشقاب به فارسی

بشقاب
ظرف لعابی یافلزی پهن ومدورکه در آن غذامیخورند
( اسم ) ظرف غذا خوری پهن و گرد و کم عمق سکر سکرچه . یا بشقاب گود . بشقابی که برای خوردن غذاهایی مانند سوپ بکار رود.
[ultimate, flying disc game, airborne soccer, frisbee ,ultimate frisbee, flatball] [ورزش] ورزشی میدانی و تیمی که در آن صفحۀ بشقاب مانندی را به سمت هم تیمی پرتاب می کنند و این حرکت در صورتی امتیاز آور خواهد بود که هم تیمی آن را در منطقۀ پایانی دریافت کند
[frisbee , flying disc] [ورزش] ابزار بازی یا ورزش بشقاب پرنده که صفحه ای معمولاً پلاستیکی و بشقاب مانند با قطر 20 تا 25 سانتی متر است
[ گویش مازنی ] /besh ghaab les/ آن که خوراک بازمانده ی دیگری را می خورد
( اسم ) کاسه و بشقاب

معنی بشقاب در فرهنگ معین

بشقاب
(بُ) ( اِ.) ظرف غذاخوری معمولاً گرد، کمابیش مسطح و لبه دار یا دارای شیبی اندک به طرف داخل .
( ~. پَ رَ دِ) [ تر - فا. ] (اِ.) شی ء یا پدیده ای به شکل بشقاب که برخی در کشورهای مختلف مدعی دیدار آن هستند و بیشتر مردم گمان می کنند که از کرات دیگر آمده اند.

معنی بشقاب در فرهنگ فارسی عمید

بشقاب
ظرف چینی، لعابی، یا فلزی پهن و مدور که در آن غذا می خورند، دوری، پیش دستی.

بشقاب در دانشنامه ویکی پدیا

بشقاب
بُشقاب، پیشقاب(در فارسی افغانستان)، تابک، لب تخت یا دوری ظرفی معمولاً دایره شکل، کم عمق، دارای کف صاف و پهن است. بشقاب به منظور صرف غذا (و گاهی با هدف تشریفاتی و تزئینی) به کار می رود.
واژه قاب ریشه ایرانی سغدی دارد و به معنی ظرف است. در مورد واژه بُش، هنوز هیچ منبع آکادمیکی دربارهٔ ریشه این واژه اظهار نظر نکرده است. نظر عامه براین است که این واژه ترکی است و به معنی خالی است، البته چنین ساختی در هیچ واژهٔ ترکی دیگری دیده نمی شود (بدین معنی که هیچ واژه مشابه دیگری با بُش در ترکی ساخته نشده است) و خود این واژه یعنی بشقاب نیز در هیچ یک از زبان های ترکی رایج نیست و اساساً دلیل ذکر صفت «بش» در این واژه مشخص نیست و بی معنی است. نظر دیگر است که با توجه به ریخت های رایج دیگر این واژه مانند پشقاب(در فارسی افغانستان)، پیشقاب(در گویش شوشتری)، پشخاو/pešxâv(در گویش ابیانه، انارک) و … و همچنین نظرداشت واژگان مشابهش مانند پیش-دستی و …، این واژه فارسی است. پیش قاب، ظرفی بوده که در پیش و جلوی هر فرد گذاشته می شده و با ظرفی که در وسط سفره گذاشته می شده فرق داشته است. در گذشته در پارسی به بشقاب، دوری (dowri) می گفتند. امروزه نیز همچنان در برخی زبان های محلی، برای نمونه مازندرانی، بشقاب بزرگ را دوری می گویند. از دیگر واژه های پارسی معادل بشقاب، شیلان یا شیلانه، بَزمِه و لب تخت می باشد.
در قدیم به ویژه بشقاب های بزرگ لبه دار را دوری، پردل، و رکابی می گفتند. در پارسی، بشقاب سفالی و سوپ خوری، سُکُر (یا سُکوره، سُکُرجه، اُسکُر، اُسکُرچه)، بشقاب بزرگ زکنج، بشقاب کوچک بَزمَک، بشقاب کشیده دیس، بشقاب ژرف گِردَنَه، بشقاب چوبی چپین، و بشقاب پهن تبرک یا گرباک نامیده می شده است.
جالبتر اینکه در ترکی استانبولی به بشقاب تابک گفته می شود که دیس پهلوی تابه فارسی می باشد.
عکس بشقاب
«اشیای ناشناس پرنده» (انگلیسی: UFO (1956 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بشقاب در دانشنامه آزاد پارسی


12266700-1.jpg
12266700-2.jpg
بُشقاب
ظرف مخصوص غذاخوردن، معمولاً گِرد و پهن، پخ، و با گودی کم. دیوارۀ بشقاب بسیار کوتاه، لبه اش به خارج برگشته و کف آن اغلب مدور است. در این ظرف غالباً غذاهایی از قبیل چلو، پنیر، سبزی و جز آن گذارده و صرف می شود. بشقاب ها از گذشته تاکنون معمولاً از سفال، شیشه، چینی، فلزات یا جنس های دیگر ساخته می شوند و نقوش، طرح ها، اندازه ها و رنگ های مختلف دارند. استفاده از این گونه ظروف هنوز رواج دارد و تنوع آن ها بسیار زیاد است.

ارتباط محتوایی با بشقاب

بشقاب در جدول کلمات

بشقاب بزرگ و معمولا بیضی
دیس
بشقاب کوچک استکان
نعلبکی
کاسه و بشقاب سرسفره
سکره

معنی بشقاب به انگلیسی

dish (اسم)
ظرف ، غذا ، بخشی از غذا ، خوراک ، بشقاب ، ظروف ، دوری ، طعام
vessel (اسم)
ظرف ، کشتی ، رگ ، بشقاب ، اوند ، هر نوع مجرا یا لوله
plate (اسم)
روکش ، لوحه ، لوح ، قاب ، صفحه ، بشقاب ، نعل اسب ، پلاک ، صفحه فلزی ، بقدر یک بشقاب ، ورقه یا صفحه
saucer (اسم)
بشقاب ، نعلبکی ، زیر گلدانی ، بشقاب کوچک

معنی کلمه بشقاب به عربی

بشقاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " پدیشخوار" برابر نسک فرهنگ کوچک پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
سعید
این واژه به ظاهر ترکی برخاسته از واژگان پارسی می باشد بشقاب از دو کلمه بش و قاب به دست امده است بش از کلمه پوش که همان واژه پوچ پارسی است و قاب از واژه سغدی کاپ به دست امده است هر دو واژه پارسی و ایرانی می باشند
نامور
در پاسخ به آقای سعید:
بش در ترکی قدیم به معنی آزاد بوده و ریشه کلماتی مثل بُشانماق (طلاق گرفتن)، بُشلاماق (رها کردن)نیز است اگر فرض شما درست باشد می توان احتمال داد که ریشه کلمه پوچ از کلمه بُش است.
واژه قاب در ترکی قدیم به معنی ظرف اندازه گیری، مشک است. در سغدی نیزی کلمه کاپ وجود دارد ولی زبانشناسان ارتباطی میان این دو نیافته اند. ضمن اینکه زبان سغدی پارسی نیست.
مجید دلبندم
بشقاب یکی از ظروف آشپزخانه است که در غذاخوری بدرد می خورد. حالا من نمیخوام مانند دوستان به معنی واژه کاری داشته باشم ولی من می خواهم که انواع بشقاب هارا معرفی کنم:پیش دستی-بشقاب پلو خوری-بشقاب خورشت خوری-بشقاب سوپ خوری-بشقاب میوه خوری- بشقاب پرنده و....
سعید
در پاسخ به آقای نامور
سغدی و فارسی هر دو متعلق به دو هزار و پانصد سال قبل هستند در حالیکه ما از ترکی فقط نوشته هایی مربوط به هزار و سیصد سال قبل داریم خوب به راحتی میشه فهمید چه زبانی از چه زبانی تاثیر گرفته است تعداد کلمات ترکی در فارسی حتی به صد هم نمیرسد بش در ترکی تاکید می کنم فقط و فقط به معنی تهی و پوچ است بشانماق و بشلاماق هر دو به معنی رها کردن هستند و رساندن تعهد به صفر و تهی کردن تعهد ولی با پسوندهای مختلف که در محل های مختلف استفاده می شود ترکی به دلیل داشتن واژگان بسیار پائین نسبت به فارسی و دیگر زبانها ناچار است با یک ریشه صدها کلمه بسازد این الکنی ترکی بسیاری مواقع باعث دردسر برای این زبان شده و تقریبا ترکی اسلامبولی با سابقه صد ساله سعی در حذف این عیب کرده است اگر توجه کرده باشید حتی یک کتاب به زبان ترکی که دارای ادبیات غنی باشد وجود خارجی ندارد به همین دلیل ترکها ناچار به دست اندازی به عرصه فرهنگی ایران شده اند خود سایت فرهنگستان ترکیه تاکید کرده است قاب را از کلمه سغدی کاپ گرفته اند در ضمن دوستی که به دلیل بی سوادی سغدی را فارسی نمی دانست باید عرض کنم زبانهای پارسیگ عبارتند از دری سغدی
و پهلوی و زبانهای مادی کردی و لری تالشی پارسیگ پارتی ختنی سکایی مازرونی سغدی اگر در توهمات خودشان سکایی را ترکی می دانند به راحتی بایک سرچ در اینترنت و یوتیوب لازم است از خواب بیدار شوند همه یک ریشه دارند و ما امروزه به زبان رسمی ایران فارسی می گوئیم در حالیکه خود ترکان قرقیزی قزاقی آذری ترکمنی اویغوری و بقیه را ترکی می دانند و در جعلیات خود هیچ ابایی به استفاده از کلمات آنها در معنای واژه های ایرانی ندارند اماکتاب شش هزار ساله و سومری دده قوردقورد در این کتاب نام استانبول آمده است خوب دیگه تاریخش به راحتی قابل حدس زدن می شود در خصوص اشعار ترکی منتسب به نظامی گنجوی که هیچ جا او را گنجه لی نه نامیده اند در این اشعار سخن از سعدی و حافظ دیده می شود خوب به این نتیجه میرسیم که نظامی علاوه بر شاعر بودن پیشگو هم بوده نظامی قرن ششم چگونه حرف از حافظ قرن هفتم زده است کمدی وقتی بیشتر می شود که آن ترک و گرگ را هم می بینیم که در هیچ مصحف قدیمی اشعار نظامی این بیت وجود ندارد البته دقیقا یادشان نمی آید که کجا این بیت را دیده اند
sportwoman
plate
علی
این کلمه ریشه ترکی دارد و بش به معنی خالی و قاب به معنی ظرف است
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
این کلمه ترکی تلفیقی از بش به معنی خالی و قاب به معنی ظرف هست .در کل ظرف خالی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بشقاب غذاخوری   • بشقاب بزرگ در جدول   • بشقاب جدید   • بشقاب همسایه   • برنامه بشقاب   • خرید بشقاب   • معنی بشقاب بزرگ   • بشقاب چینی   • مفهوم بشقاب   • تعریف بشقاب   • معرفی بشقاب   • بشقاب چیست   • بشقاب یعنی چی   • بشقاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بشقاب
کلمه : بشقاب
اشتباه تایپی : farhf
آوا : boSqAb
نقش : اسم
عکس بشقاب : در گوگل

آیا معنی بشقاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )