انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1099 100 1

بلاغت

/balAqat/

مترادف بلاغت: چیره زبانی، رسایی، زبان آوری، سخنوری، شیواسخنی، شیوایی، فصاحت، بلوغ، رشد

برابر پارسی: شیوایی، رسایی

معنی بلاغت در لغت نامه دهخدا

بلاغت. [ ب َ غ َ ] (از ع ، اِ) بلاغة. چیره زبانی. (منتهی الارب ). فصاحت. (اقرب الموارد). شیواسخنی. زبان آوری. و رجوع به بلاغة شود. || در اصطلاح معانی بیان ، رسیدن به مرتبه ٔ منتهای کمال در ایراد کلام به رعایت مقتضای حال. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). آوردن کلام مطابق اقتضای مقام به شرط فصاحت. (ناظم الاطباء). رجوع به بلاغت کلام و بلاغت متکلم در ترکیبات بلاغت شود : سواران نظم و نثر در میدان بلاغت درآیند. (تاریخ بیهقی ص 392). همگی ارباب هنر و بلاغت ، پناه و ملاذ جانب او شناختندی. (کلیله و دمنه ). دربلاغت و براعت یگانه ٔ روزگار شده. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 361). کمال براعت و بلاغت او در تزیین و تحسین مقالات خویش معروف. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 234). بدین رقعه بر غور فضل و متانت ادب و بلاغت سخن و کمال هنر اواستدلال میتوان کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 256). درویشی به مقامی درآمد که صاحب آن بقعه کریم النفس بود، طایفه ای از اهل فضل و بلاغت در صحبت او بودند. (گلستان ). دوم عالمی که به منطق شیرین و قوت فصاحت و مایه ٔبلاغت هر جا که رود به خدمتش اقدام نمایند. (گلستان ). بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد. (گلستان ).
شبی زیت فکرت همی سوختم
چراغ بلاغت می افروختم.
سعدی.
- بلاغت انجام ؛ که به بلاغت منتهی شود. بلاغت نویس. از ترکیبات عصر مغول است : خامه ٔ بلاغت انجام بعد از اختتام مجلد ثانی.... در تحریر مجلد ثالث شروع نمود. (تاریخ حبیب السیر ج 3 ص 2).
- بلاغت داشتن ؛ سخن را بطور نیکو که نزدیک به فهم مخاطب باشد، ادا کردن. (ناظم الاطباء).
- بلاغت کلام ؛ مطابقت آنست با مقتضای حال ، و مقصود از حال امری است که سبب تکلم شده است بر وجهی خاص ، همراه فصاحت یعنی فصاحت کلام. و گویند بلاغت بر وصول و انتهاء مبتنی است و فقط کلام و متکلم بدان توصیف میشود و مفرد را بدان وصف نکنند. (از تعریفات جرجانی ). مطابقت کلام باشد با مقتضای حال و مراد از حال یعنی امری که داعی بر تکلم بر وجه مخصوص باشد که حال اقتضا کند به اضافه ٔ فصاحت کلام. پس بلاغت را دو شرط است یکی مطابقت با مقتضای حال و دیگری فصاحت کلام ، و ادراک مقتضای حال متفاوت و مشکل است زیرا حالات و مقامات متفاوت است و هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد، مقامی موجب اطناب است و مقامی ایجاز، مقامی مقتضی ذکر است و مقامی مقتضی حذف ، مقامی تنکیر، تقدیم ، تأخیر، اضمار و... است و مقامی خلاف هریک. و نهایت حد بلاغت اعجاز باشد و نزدیک بدان و حد پائین آن نزدیک به صوت حیوانات باشد و هرکدام در مقام خود درست است و:
چونکه با کودک سر و کارت فتاد
هم زبان کودکی باید گشاد.
(از فرهنگ علوم نقلی از مطول و تلخیص و کشاف و نفائس ).
آوردن کلام مطابق اقتضای مقام بشرط فصاحت ، چرا که فصاحت جزو بلاغت است و فصاحت فقط را بلاغت شرط نیست. و گویند بلاغت مطابق بودن کلام است مر مقتضای مقام را یعنی لایق حال مخاطب و مناسب مقام کلام کند، و خالص بودن کلام از ضعف تألیف. و بعضی گویند بلاغت کلام آنست که کلام بر وفق مقام و حال بود، چنانکه بوقت احتمال ملال سامع از طول مقال احتراز کند و آنچه اهم باشد، تقدیم نماید و آنچه اهم نبود، مؤخر کند و ذکر امور مبغوضه ترک سازد و امور محبوبه ٔ مخاطب ایراد نماید. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ).
- بلاغت متکلم ؛ ملکه ایست که بدان بر تألیف کلام بلیغ قادر شود، و هربلیغی خواه کلام باشد یا متکلم ، فصیح است زیرا فصاحت در تعریف بلاغت مأخوذ است اما هر فصیحی بلیغ نباشد.(از تعریفات جرجانی ). بلاغت گاه صفت متکلم است و آن ملکه ایست که بدان سخنور توانا شود به تألیف کلام بلیغ، و در هرحال بلاغت اخص از فصاحت است. (از فرهنگ علوم نقلی از مطول صص 22-28 و تلخیص صص 11-14 و کشاف ج 1 ص 153 و نفائس ص 41).
- رشته ٔ بلاغت (اضافه ٔ تشبیهی ) ؛ سلک بلاغت. (فرهنگ فارسی معین ).
- مضمون بلاغت مشحون ؛ مضمونی که از حشو و زوائد خالی باشد و همه ٔ آن نیکو و نزدیک به فهم بود. (ناظم الاطباء).
|| (مص ) جوان شدن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بلوغ. (فرهنگ فارسی معین ) : پرورش که مردم به بلاغت جسمی رسیده را همی باید... (جامع الحکمتین ).

بلاغة. [ ب َ غ َ ] (ع مص ) بلاغت. بلیغ شدن مرد و یا سخن و کلام. (از منتهی الارب ). بلیغ شدن. (المصادر زوزنی ) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ). فصیح شدن آنچنان که سخن را در جای خود قرار دهد، و چنین شخصی را بَلیغ گویند. (از اقرب الموارد). و رجوع به بلاغت شود.

معنی بلاغت به فارسی

بلاغت
رسایی سخنشیوایی، فصیح بودن
۱- ( مصدر ) بلیغ شدن شیوا سخن گردیدن . ۲- ( اسم ) چیره زبانی زبان آوری شیوا سخنی : ( در بلاغت او را عدیل و نظیر نیست . ) ۳- بلوغ : ( پرورش که مردم ببلاغت جسمی رسیده را همی باید ... ) ( جامع الحمتین ) ۴- آوردن کلام مطابق اقتضای مقام بشرط فصاحت . مطابق بودن کلام با مقتضای مقام با فصاحت آن مثلا اگر مقام مقتضی تاکید است کلام موکد باشد و اگر مقتضی خلو از تاکید است خالی از تاکید باشد و اگر مقتضی بسط است مبسوط باشد و اگر مقتضی ایجاز( اختصار ) است مختصر باشد . یا بلاغت متکلم . عبارتست از قو. توانایی متکلم برتالیف کلام بلیغ . یا رشت. بلاغت . سلک بلاغت .
( مصدر ) بالغ شدن کودک :( چون بریش آمد و بلاغت کرد مردم آمیز و مهر جوی بود. ) ( سعدی )

معنی بلاغت در فرهنگ معین

بلاغت
(بَ غَ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - فصیح بودن ، رسایی سخن . ۲ - آوردن کلام با مقتضای مقام ، بدون ضعف تألیف .

معنی بلاغت در فرهنگ فارسی عمید

بلاغت
۱. فصیح بودن.
۲. رسایی سخن.
۳. (ادبی) در معانی، آوردن کلام مطابق اقتضای مقام و مناسب حال مخاطب.
۴. خالص بودن کلام از ضعف تٲلیف.

بلاغت در دانشنامه اسلامی

بلاغت
بَلاغَت ، در لغت به معنای شیوایی ، رسایی و سخنوری ، برگرفته از بلغ الکلام رسید و منتهی شد سخن به «مخاطب » است و در اصطلاح مطابقت کلام با مقتضای حال مخاطب را گویند. علاوه بر کلام ، بلاغت را صفت متکلم نیز دانسته اند.
بلاغت در اصل لغوی از ریشه «بَلَغَ» به معنای رسیدن گرفته شده است؛ و به معنای بالغ شدن مرد، جوان شدن و بلوغ نیز به کار می رود.
انواع
بلاغت ممکن است وصف متکلم باشد، نیز ممکن است وصف جمله قرار گیرد.
ملکه بلاغت
بلاغت متکلم ملکه ای است که گوینده به واسطه آن قادر به ارائه سخن بلیغ است .
متکلم و کلام بلیغ
...
بلاغت
مطابقت کلام با مقتضای حال مخاطب رابلاغت گویند و به کلامی که این خصوصیت را داشته باشد کلام بلیغ می گویند. علاوه بر کلام ، بلاغت را صفت متکلم نیز دانسته و به واجد این صفت بلیغ گفته می شود.
«بلاغت» در لغت، مصدر «ب -ل - غ» به معنای رسیدن است و بلاغت در سخن نیز به معنای رسیدن به هدف مورد نظر در گفتار است. گاه نیز بلاغت به ابلاغ به معنای رساندن تفسیر شده و بلاغت در سخن به رساندن معنا در بهترین ساختار زبانی به نحوی آشکار تعریف می شود.
بلاغت در مفهوم اصطلاحیِ آن، گاه عنوان یک دانش از شاخه های علوم ادبی زبان عربی است و گاه بسان اصطلاح بلیغ در وصف گونه خاصی از سخن یا گوینده آن به کار می رود.
دانش بلاغت از دانش های کاربردی به شمار می رود که هدف از آن مزیت بخشیدن به سخن یا مصونیت آن از اشتباهات غیر دستوری است که گاه به شیوه بیان معانی و گاه به شیوه هماهنگی سخن با موقعیت بیان آن و گاه به شیوه گزینش کلمات مربوط می شود. این سه شاخه به ترتیب در دانش های بیان، معانی و بدیع بحث می شوند.
سخن بلیغ آن است که افزون بر ویژگی «فصاحت»، ساختارهای گوناگون زبان در موقعیت های مناسب آن به کار رفته باشد؛ برای مثال در مکان مناسب از تأکید، تکرار، گزیده گویی و زیاده گویی و ... استفاده شده باشد.
بنابراین ویژگی، بلاغت به واژگان مفرد نسبت داده نمی شود و تنها ترکیبها و عبارات را شامل می شود، در حالی که ویژگی فصاحت به کلمه نسبت داده می شود.
کلمه فصیح آن است که حروف آن تناسبی آوایی داشته و استعمال آن در معنای مورد نظر نامأنوس نباشد و ساختار صرفی آن مطابق با قواعد ساخت کلمات در زبان عربی باشد و سخن فصیح آن است که افزون بر برخورداری یکایک واژگان از ویژگی فصاحت، مجموع سخن نیز ساختار نحوی درست و استواری داشته باشد و کنار هم نشستن واژگان، ناسازگاری آوایی پدید نیاورد و دلالت سخن بر معنای مورد نظر دشوار و پیچیده نباشد.
بلاغت (معانی، بیان و بدیع)، اثر محمدحسین محمدی، به زبان فارسی، درباره علم بلاغت است که در عصر حاضر نوشته شده است.
کتاب حاضر، شامل چهار بخش است: بخش اول در مورد معانی، دوم در مورد علم بیان و بخش سوم در مورد علم بدیع است و در بخش چهارم به ذکر تمریناتی برای دانش‎پژوهان پرداخته است.
در بخش اول که در مورد علم معانی است، به مباحثی در مورد اسناد خبری، احوال مسندالیه، احوال مسند، احوال متعلقات فعل، قصر و حصر، انشا، وصل و فصل، ایجاز، اطناب و مساوات پرداخته شده است. نویسنده در ابتدای این فصل به تعریف علم معانی پرداخته و اشاره می‎کند که معانی دانشی است که به یاری آن چگونگی مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام شنونده و خواننده بررسی می‎شود.
موضوع علم معانی از نظر نویسنده، بررسی جمله‎ها از نظر معانی ثانویه است.
وی در مورد وجه تسمیه این علم به معانی اشاره می‎کند که چون در این علم، سخن از معانی ثانویه و مجازی جمله‎هاست، آن را معانی نامیده‎اند. همچنین از سابقه تاریخی این علم در غرب اشاره می‎کند که به افلاطون و بحث‎های او در باب خطابه می‎رسد.
در ادامه بعضی از کتاب‎های معانی را ذکر کرده؛ همچنین از زمان تألیف و مؤلفین آنها نیز نام برده است. وی کتب عربی و فارسی را دسته‎بندی کرده است.
بلاغة الامام الحسن علیه السلام، کتابی به زبان عربی تألیف شیخ عبدالرضا الصافی (۱۴۰۹ـ۱۳۵۱ق)، شامل خطبه ها، نامه ها و مواعظ و نکات اخلاقی از امام حسن (ع). به مناسبت برگزاری کنگره بین المللی سبط النبی حضرت امام حسن مجتبی (ع)، این کتاب توسط اداره پژوهش مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام در سال ۱۳۹۳ تجدید چاپ شد.
شیخ عبدالرضا الصافی در ۱۳۵۱ق (۱۹۳۲م) در کربلا به دنیا آمد. پدر وی از خادمان حرم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) بود. عبدالرضا الصافی برای آموختن علوم دینی به حوزه علمیه کربلا رفت. اساتید وی در کربلا، محمد علی سیبویه، یوسف خراسانی، سید محسن جلالی و محمد شاهرودی بودند. عبدالرضا الصافی برای ادامه تحصیل علوم دینی به نجف رفت. سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خوئی اساتید وی در نجف بودند. وی به کربلا بازگشت و از اساتید فقه و اصول بود. عبدالرضا الصافی همچنین امام جماعت حرم حضرت ابوالفضل و از منبری های معروف کربلا بود.
بلاغت قرآن، از مهم ترین ویژگیهای قرآن کریم و زمینه ای میان رشته ای در مطالعات قرآنی و ادبی است.
بلاغت در لغت، مصدر «ب -ل - غ» به معنای رسیدن است و بلاغت در سخن نیز به معنای رسیدن به هدف مورد نظر در گفتار است. گاه نیز بلاغت به ابلاغ (مصدر باب افعال) به معنای رساندن تفسیر شده و بلاغت در سخن به رساندن معنا در بهترین ساختار زبانی به نحوی آشکار تعریف می شود.
معنای اصطلاحیِ بلاغت
بلاغت در مفهوم اصطلاحیِ آن، گاه عنوان یک دانش از شاخه های علوم ادبی زبان عربی است و گاه به سان اصطلاح بلیغ در وصف گونه خاصی از سخن یا گوینده آن به کار می رود.
هدف از دانش بلاغت
دانش بلاغت از دانشهای کاربردی به شمار می رود که هدف از آن مزیت بخشیدن به سخن یا مصونیت آن از اشتباهات غیر دستوری است که گاه به شیوه بیان معانی و گاه به شیوه هماهنگی سخن با موقعیت بیان آن و گاه به شیوه گزینش کلمات مربوط می شود. این سه شاخه به ترتیب در دانشهای بیان، معانی و بدیع بحث می شوند.
ویژگیهای سخن بلیغ
...
بلاغت و فواصل قرآن نوشته جواد طاهرخانی و به زبان فارسی است که به بررسی یکی از جنبه اعجاز ادبی قرآن؛یعنی موضوع سجع و فاصله در آن می پردازد.
سجع در لغت به معنای آواز کبوتر و در اصطلاح آوردن دو واژه که در وزن و رویّ یا یکی از این دو برابر باشند،در پایان دو جمله در نثر یا نظم می باشد.و فاصله عبارتست از آخر آیه مانند قافیه شعر و قرینه سجع و یا کلمه آخر جمله است که از مابعدش منفصل است و یا....
نویسنده ابتدا تاریخچه ای کوتاه از آثار نوشته شده دربارۀ اعجاز قرآن بیان کرده و در این زمینه از کسانی چون جاحظ، ابن یزید واسطی، ابوعیسی رمانی و...یاد می کند.
سپس با استناد به آیاتی چند از قرآن، اعجاز آن را اثبات می کند.تعریف لغوی و اصطلاحی واژۀ «اعجاز»جهات اعجاز قرآن که برخی آن را به جهت اسلوب و فصاحت آن و برخی به جهت «صرفه» می دانند،
اشاره ای به علوم قرآن-که علم بلاغت بخشی از آن است-و تاریخ تألیفات دانشمندان در علوم قرآنی، حقیقت و مجاز در قرآن و انواع مجاز تشبیهات و استعاره های قرآنی و اقسام هریک، أمثال و اقسام آن در قرآن، بدایع قرآنی و معرفی انواع مشهور صنایع لفظی و معنوی بدیع نظیر جناس، عکس، ایهام، التفات، افتنان، لف و نشر و غیره، تعریف واژۀ «سجع» و تقسیم آن به سجع مطرّف، مرصّع و متوازی، تاریخچه تطور و تحول سجع در ادبیات عرب و فارسی، بررسی سجع در عصر جاهلیت، سجع در قرآن و آراء مختلف عالمان دربارۀ وجود و عدم وجود آن در قرآن،فاصله در قرآن و تفاوت سجع با فاصله و عام بودن فاصله نسبت به سجع، اقسام فواصل در قرآن؛یعنی تمکین، تصدیر، توشیح و ایغال، انواع فاصله از دیدگاه علمای علم بدیع، بسامد اسجاع قرآنی از جمله مطالبی است که در این کتاب بدانها پرداخته شده است.
«بلاغت و فواصل قرآن» نوشته جواد طاهرخانی و به زبان فارسی است که به بررسی یکی از جنبه اعجاز ادبی قرآن؛ یعنی موضوع سجع و فاصله در آن می پردازد.
سجع در لغت به معنای آواز کبوتر و در اصطلاح آوردن دو واژه که در وزن و روی یا یکی از این دو برابر باشند، در پایان دو جمله در نثر یا نظم می باشد. و فاصله عبارتست از آخر آیه مانند قافیه شعر و قرینه سجع و یا کلمه آخر جمله است که از مابعدش منفصل است و یا.... نویسنده ابتدا تاریخچه ای کوتاه از آثار نوشته شده درباره اعجاز قرآن بیان کرده و در این زمینه از کسانی چون جاحظ، ابن یزید واسطی، ابو عیسی رمانی و... یاد می کند. سپس با استناد به آیاتی چند از قرآن، اعجاز آن را اثبات می کند. تعریف لغوی و اصطلاحی واژه «اعجاز» جهات اعجاز قرآن که برخی آن را به جهت اسلوب و فصاحت آن و برخی به جهت «صرفه» می دانند، اشاره ای به علوم قرآن - که علم بلاغت بخشی از آن است- و تاریخ تالیفات دانشمندان در علوم قرآنی، حقیقت و مجاز در قرآن و انواع مجاز تشبیهات و استعاره های قرآنی و اقسام هریک، امثال و اقسام آن در قرآن، بدایع قرآنی و معرفی انواع مشهور صنایع لفظی و معنوی بدیع نظیر جناس، عکس، ایهام، التفات، افتنان، لف و نشر و غیره، تعریف واژه «سجع» و تقسیم آن به سجع مطرف، مرصع و متوازی، تاریخچه تطور و تحول سجع در ادبیات عرب و فارسی، بررسی سجع در عصر جاهلیت، سجع در قرآن و آراء مختلف عالمان درباره وجود و عدم وجود آن در قرآن، فاصله در قرآن و تفاوت سجع با فاصله و عام بودن فاصله نسبت به سجع، اقسام فواصل در قرآن؛ یعنی تمکین، تصدیر، توشیح و ایغال، انواع فاصله از دیدگاه علمای علم بدیع، بسامد اسجاع قرآنی از جمله مطالبی است که در این کتاب بدانها پرداخته شده است.
ساختار کتاب
کتاب مشتمل بر یک پیشگفتار و دو بخش اصلی است: بخش اول: «بلاغت قرآن» که به بررسی سایر جنبه های اعجاز قرآن اختصاص یافته و در سه فصل تنظیم و تدوین شده است. فصل اول به عنوان مقدمه ای بر بحث اصلی (بلاغت و فواصل قرآن) به بحث اعجاز به خصوص اعجاز ادبی قرآن پرداخته است. فصل دوم به علوم قرآن که علم بلاغت بخشی از این علوم است اختصاص یافته است. در این فصل به سیر تطور علوم قرآن و نیز تاریخچه تالیفات عالمان در این علم پرداخته شده است. فصل سوم هم به بدایع قرآنی اختصاص یافته است و به برخی از محسنات لفظی و معنوی قرآن اشاره شده است. بخش دوم: «فواصل قرآن» سه فصل ذیل را دربرمی گیرد: فصل اول: سجع و انواع آن، که به تعریف سجع، اقسام سجع (صفت ترصیع، صنعت موازنه، سجع متوازی، سجع مطرف و سجع متوازن) می پردازد. فصل دوم: تاریخ تطور سجع در ادب تازی و پارسی، که به بررسی سجع در عصر جاهلیت، سجع در قرآن کریم، سجع در قرون اول تا چهارم هجری و تاریخ تطور سجع در نثر پارسی می پردازد. فصل سوم: فاصله در قرآن، به تعریف فاصله، تناسب آیات قرآن، اقسام فواصل قرآن، انواع فاصله و... می پردازد. در پایان هرفصل هم پانوشتهای مربوط به آن فصل ذکر شده است. در پایان فهرست کاربرد رتبه فواصل آیات، فهرست آیات، فهرست اعلام و کتاب آمده است.
نسخه شناسی
"در قلمرو بلاغت" اثر فارسی دکتر محمّد علوی مقدّم از نویسندگان معاصر، مجموعه ای از مقاله ها، پژوهش ها، نقدها و بحث های بلاغی و تفسیری در طول هجده سال می باشد که برخی از آن ها را در مجامع علمی و کنگره های بین المللی ایراد کرده است.
این اثر، در زمینه علم بلاغت، به ویژه بلاغت قرآن و معرفی و نقد آثار مهم این علم می باشد که در حقیقت، مجموعه مقالات منتشر شده نویسنده تا سال 1372 در نشریات مختلف است.
در ابتدای کتاب، پیشگفتاری از مولف آمده و در ادامه، به ذکر مقالات پرداخته شده است. مقالات در دو بخش تفسیر و بلاغت قرآن و نقد و بلاغت تنظیم شده اند که عنوان برخی از آن ها عبارت است از: سرّ بلاغی تکرار در آیات قرآنی، قاضی عبدالجبّار و بلاغت قرآن، بحثی درباره ی تفسیر التّبیان، قرآن و حافظ و...
در اولین مقاله که درباره سر بلاغی تکرار در آیات قرآن می باشد، پس از بررسی لغوی و اصطلاحی واژه تکرار، چنین بیان شده که تکرار در لغت به معنای دوباره گفتن، بازگفتن و چند بار گفتن یک مطلب است.
در این مقاله اشاره می شود که اصولا تکرار جنبه هنری دارد و از فنون بلاغی به شمار می آید و از ویژگی های اسلوب قرآنی است و باید مورد بحث قرار گیرد تا پاسخی باشد برای طاعتان ناآگاه که می گویند: چرا در کلام خدا، تکرار وجود دارد؟
قصد مبالغه و بلاغت، یکی از اغراض استعمال کنایه می باشد.
یکی از اسباب کنایه ، قصد مبالغه و بلاغت است.
مثال
مانند آیات:۱. (اومن ینشا فی الحلیة وهو فی الخصام غیر مبین)؛ «آیا کسی را که در لابه لای زینت پرورش می یابد و هنگام جدال ، قادر به تبیین مقصود خود نیست ( فرزند خدا می خوانند؟! ) ». این آیه کنایه از زنان است که در پیرایه زیور و زینت پرورش می یابند و این عمل، آنان را از دقت نظر در امور مهم بازمی دارد. اگر از آن ها با لفظ «نساء» نام می برد، این مطلب از آن استفاده نمی شد و مقصود واقعی، نفی این اوصاف از ملائکه است.۲. (وقالت الیهود ید الله مغلولة). این جا قصد مبالغه در زشتی کلام یهودیان ، و «مغلولة» کنایه از «بخل» است.۳. (بل یداه مبسوطتان) که کنایه از کرم خداوند و قصد مبالغه در سخاوت و بخشندگی او است.

بلاغت در دانشنامه ویکی پدیا

بلاغت
علوم بلاغی، زیباشناسی سخن یا دانش شیواسخنی از جملهٔ فنون ادبی است، و شاخه های سه گانهٔ معانی، بیان، و بدیع را دربرمی گیرد.
یک کتابِ بلاغی در وبگاه آمازون
در مقایسه با مضامین و زمینه های دیرینِ بلاغت در فرهنگها و جوامع جهانی، مطالعات و پژوهش های علمیِ معاصر، بُردِ وسیع تر و متنوع تری از مسائل عملی و معانی نظری را به حیطهٔ علوم بلاغی وابسته و مرتبط دانسته اند. در حالی که به طور سنتی، این علوم را تنها به حرفه ها و زمینه هایی از قبیل سیاست، حقوق، روابط عمومی، بازاریابی، و تبلیغات تجارتی منحصر انگاشته اند، امروزه، دامنهٔ تحقیقات علوم بلاغی به رشته های پیچیده و مختلفی، همچون علوم انسانی، علوم ادیان، علوم اجتماعی، و تاریخ هم گسترش یافته است.
یونان باستان و تاریخچهٔ بلاغت سه اصل اساسی بلاغت که توسط ارسطو مطرح شد اخلاق و رفتار سخنران یا مبلّغ: اِثوس چگونگی برانگیختن احساسات مخاطبان: پاثُسلوگوس (لُگُس) که به معنی روش های اِقناع است.
بلاغت دارو (به فرانسوی: Rhétorique de la drogue) عنوان رساله ای از فیلسوف فرانسوی ژاک دریدا به سال 1990 می باشد. وی چنین برداشت می کند که مفهوم دارو مبنای غیرعلمی داشته و بر پایه ارزیابی های اخلاقی یا سیاسی طرح ریزی شده است. دریدا در تحلیل فلسفی-زبانشناختیِ خود، از رمز و رازهای اجتماعی-فرهنگی در خصوص داروها پرده برداری می کند.
دریدا همچنین به بحث در خصوص داروهای مورد استفاده توسط ورزشکاران می پردازد و می گوید "در مورد زنان ورزشکاری که برای القاء و تشدید اثرات هورمونی دست به بارداری زده و سپس جنین خود را سقط می کنند چه می شود گفت؟"
دریدا پیوند میان بلاغت دارو با ایدئولوژی غربی را مطرح می سازد و عنوان می دارد "دیگران بر حق بوده اند که فرهنگ دارویی را با فرهنگ، مذهب و اخلاقیات شرقی مرتبط دانسته اند" و سپس می افزاید "روشنگری در جوهره خود به ستیز با دارو می پردازد".


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بلاغت در دانشنامه آزاد پارسی

بَلاغت
عنوان مجموعۀ سه علم معانی، بیان و بدیع از دانش های زبان و ادب عربی. این علوم، همچون علوم ادبی دیگر، پس از ظهور اسلام در عهد امویان پدید آمد و در دورۀ عباسیان به نضج و کمال رسید. هرچند هدف اساسی از طرحِ آن، شناخت و اثبات اعجاز لفظی قرآن بود، لیکن رهاوردِ آن، بازشناسی سخن فصیح و بلیغ، آگاهی بر لطایف و دقایق کلام و درک محسّنات ذاتی و عَرَضیِ آن است. علم معانی (معنی شناسی برای تحقّق مطابقت کلام با مقتضای حال)، علم بیان (زیبایی شناسی و صور خیال برای دانستن روش های گونه گون ارائۀ یک معنی) و علم بدیع (سخن آرایی)، که اکنون از هم جدا گشته، در آغاز به یکدیگر آمیخته و در لابه لای علوم و مباحث ادبی دیگر، مانند اعجاز قرآن و معانی آن، نحو و اسرار آن، قواعد شعر و نقد آن پراکنده بود و عنوان مستقل نداشت. ابوعبیده، شاگرد خلیل بن احمد، زبان شناس قرن ۲ق، نخستین کسی است که پاره ای از این مباحث را در کتاب خود مجازالقرآن آورده است. امّا ابن معتز با تألیف کتاب بدیع در ۲۷۴ق مباحث این علوم را از علوم ادبی دیگر جدا ساخت. معروف است که شیخ عبدالقاهر جرجانی، پیشوای بلاغت عربی، در قرن ۵ق افتخار تجزیۀ کامل این سه علم را نصیب خود کرد. پس از شیخ، زمخشری در تفسیر کشاف، بسیاری از اصول و قواعد این علوم را مطرح ساخت، تا آن که سکّاکی با تألیف مفتاح العلوم کار را به نهایت رسانید و زان پس این کتاب محور کتب و مباحث بلاغت گردید. خطیب قزوینی، قطب الدین شیرازی، تفتازانی و میر سید شریف جرجانی از دیگر استادان نامور بلاغت به شمار می آیند. در علم معانی اسناد خبری، احوال مسندالیه، احوال مسند، احوال متعلّقات فعل، قصر، انشاء، فصل و وصل، ایجاز و اطناب و مساوات؛ و در علم بیان تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه؛ و در علم بدیع آرایه های لفظی و معنوی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. گفتنی است هرچند پیشینۀ برخی مباحث این علوم در یونان و هند و ایران به قبل از اسلام برمی گردد، ولی تدوین آن به شکل کنونی، مرهون توجه دانشمندان مسلمان است و در حال حاضر بلاغت فارسی نیز کاملاً تحت تأثیر بلاغت عربی است.

نقل قول های بلاغت

بلاغت از جملهٔ فنون ادبی است، و شاخه های سه گانهٔ معانی، بیان، و بدیع را در بر می گیرد.
• «بلاغت آن است که سخن را خواص پسند افتد و عوام نیز معنی اش را دریابند.» از «لطائف الظرفاء من طبقات الفضلاء» نوشته ابومنصور عبدالملک ثعالبی، به اهتمام قاسم السامرائی، چاپ لیدن، ۱۹۷۸، بارگذاری شده در ویکی نبشتهٔ عربی -> عبدالحمید بن یحیی

ارتباط محتوایی با بلاغت

بلاغت در جدول کلمات

بلاغت
فصیح بودن, رسای سخن, شیوایی سخن

بلاغت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مرضیه امینی ١٤:٥٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٩
بلاغت
۱. فصیح بودن. ۲. رسایی سخن. ۳. (ادبی) در معانی ، آوردن کلام مطابق اقتضای مقام و مناسب حال مخاطب. ۴. خالص بودن کلام از ضعف تٲلیف
|

مرضیه امینی ١٤:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠٩
بلاغت : به سرانجام رساندن ، کامل کردن ، به اتمام رساندن . به پایان رساندن ، شیوا و کامل بیان کردن .
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تاریخچه علم بلاغت   • کتاب بلاغت   • معنی فصاحت و بلاغت   • علم بلاغت چیست   • معنی بلاغت   • بلاغت در قرآن   • تعریف فصاحت و بلاغت   • فصاحت و بلاغت در قران   • مفهوم بلاغت   • تعریف بلاغت   • معرفی بلاغت   • بلاغت یعنی چی   • بلاغت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلاغت
کلمه : بلاغت
اشتباه تایپی : fghyj
آوا : balAqat
نقش : اسم
عکس بلاغت : در گوگل


آیا معنی بلاغت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )