برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1359 100 1

بلد

/balad/

مترادف بلد: دلیل راه، دلیل، راهبر، راهنما، هادی، آشنا، مطلع، وارد، واقف، دیار، شهر، مدینه، ولایت، منطقه، ناحیه

برابر پارسی: شهر، آبادی

معنی بلد در لغت نامه دهخدا

بلد. [ ب َ ل َ ] (ع مص ) گشاده ابرو و ابلج بودن. (از اقرب الموارد).

بلد. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) جای باش حیوان ، عامر باشد یا غامر. (منتهی الارب ). هر موضعی از زمین ، عامر و آباد باشد یا غیر عامر، خالی از سکنه باشد یا مسکون ، و واحد آن بلدة است. (از دهار). هر موضعی از زمین ، عامر باشد یا خالی. (از اقرب الموارد). || زمین. (منتهی الارب ) (دهار).
- البلدالطیب ؛زمینی که درو نبات بسیار روید. (دهار) : والبلدالطیب یخرج نباته باذن ربه و الذی خبث لایخرج الا نکدا... (قرآن 58/7)؛ و زمین پاکیزه رستنیهایش به اذن پروردگارش میروید و آنکه پلید باشد نمیروید جز اندک و بی فایده...
- البلدالمیت ؛ زمینی که رستنی و چراگاه در آن نباشد. (از اقرب الموارد) : و هو الذی یرسل الریاح بشراً بین یدی رحمته حتی اذا اقلت سحاباً ثقالاً سقناه لبلد میت فأنزلنا به الماء... (قرآن 57/7)؛ و اوست که بادها را بشارت دهندهی از نزد رحمتش میفرستد تا چون ابرهای گرانباری بردارد آنرا بسوی زمین مرده روانه سازیم و آب را بر آن فرود آوریم... و اﷲ الذی أرسل الریاح فتثیر سحاباً فسقناه الی بلد میت فأحیینا به الارض بعد موتها کذلک النشور. (قرآن 9/35)؛ و خداوند است که بادها را فرستاد تا ابرهائی برانگیزد وآنها را بسوی زمینی مرده روانه کردیم و زمین را پس از مرده بودنش زنده گردانیدیم ، این است حشر کردن. و رجوع به بلده ٔ میت ، ذیل بلدة شود. || شهر.(دهار) (غیاث ). الکه ، مانند عراق و شام. ج ، بُلدان.(منتهی الارب ). جنس مکان چون عراق و شام. (از اقرب الموارد). بلدة. کوره. عامرة. مدینه. مصر. عاصمة. معمورة. قصبة. ج ، بِلاد و بُلدان. (اقرب الموارد). (دهار) : و تحمل أثقالکم ًالی بلد لم تکونوا بالغیه ًالا بشق الأنفس. (قرآن 7/16)؛ و بارهای شما را به شهری میبرد که بدان نمیرسیدید جز با رنج نفس. وً اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا بلدا آمنا... (قرآن 126/2)؛ آنگاه که ابراهیم گفت پروردگارا این را شهری ایمن قرار بده... و اًذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا... (قرآن 35/14).
- بیضة البلد ؛ برخی آن را کنایه از مدح دانند، و برخی آن را کنایه از شخصی دانند که از اهل و خانواده ٔ خود جدا باشد، گویند کان فلان بیضةالبلد. (از ذیل ...

معنی بلد به فارسی

بلد
راهبر، راهنما، کسی که راهی رابشناسدیاکاری را، بداند، بلدشدن:کاری رایادگرفتن یاراهی را، شهر، بلادوبلدان جمع
( اسم ) ۱- شهر . جمع : بلاد بلدان . ۲- زمین ناحیه . ۳- راهبر پیشوا . ۴- آنکه راه را میشناسد و دیگران را راهنمایی کند راهنما . ۵- دانای در کار واقف مطلع . توضیح بمعانی ۵ -۳ ظ . در اصل ( اهل البلد ) بوده . یا بلد بودن . ( مصدر ) دانا و عالم بودن . یا بلدم . میدانم .
شهرکی است مشهور از نواحی دجیل در نزدیکی حظیره و حربی از اعمال بغداد ٠
[ گویش مازنی ] /baled/ وارد –مطلع - آزموده
شهر امن ٠ یا کنایه از مک. معظمه ٠ مکه ٠ بلد امین ٠ البلد الحرام ٠ ام القری
شهر حرام ٠ شهر حرمت دار ٠ یا مکه ٠ ام القری ٠ البلد الامین ٠
شهر امن ٠ یا مک. معظمه ٠ یا کنایه از قلب اولیا است ٠
( مصدر ) رهبرداشتن .
رهبر داشتن ٠
( مصدر ) دانا شدن عالم گشتن .
شهر پاک ٠ بلد طیب ٠ زمین که درو نبات بسیار روید ٠ یا لقب شهر همدان بوده است در عهد قاجاریه ٠
مردم شهر . سکنه بلد
بعد آن باشد از مشرق یا مغرب

معنی بلد در فرهنگ معین

بلد
(بَ لَ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - شهر. ج . بلاد، بلدان . ۲ - زمین ، ناحیه . ۳ - آن که راه را می شناسد و دیگران را راهنمایی می کند.

معنی بلد در فرهنگ فارسی عمید

بلد
۱. راهبر، راهنما.
۲. کسی که راهی را بشناسد یا کاری را بداند.
۳. شهر، سرزمین.
۴. نودمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۳۰ آیه، الفجر.
* بلد شدن: (مصدر متعدی) [عامیانه]
۱. کاری را یاد گرفتن.
۲. راهی را شناختن.

بلد در دانشنامه اسلامی

بلد
معنی بَلَدٍ: سرزمين - شهر
معنی يُنفَوْاْ مِنَ ﭐلْأَرْضِ: که تبعید شوند - که نفی بلد گردند
تکرار در قرآن: ۱۹(بار)
سرزمین ، سرزمین پاک و خوب علفش به اذن پروردگارش می‏روید و سرزمینی که خبیث است علف آن نمی‏روید مگر بصعوبت. باید دانست: بَلَد به معنی شهر نیست و معنای آن چنان که از خود قرآن نیز بدست می‏آید، سرزمین و دیار است و در اصطلاح فعلی، عربها(سال 1390 قمری هجری) بمالک، بلاد می‏گویند. در قاموس گوید: «اَلْبَلَدْ وَ الَبَلْدَة... کلّ قطعه من الارض مستخیرة عامرة اوغامرة» در اقرب الموارد آمده: «اَلْبَلَدْ وَ الْبَلْدَة کلّ موضع من الارض عامراً اوخلاء» راغب گفته: بلد مکانی است محدود و معین و محل انس به اجتماع ساکنین و اقامتشان، جمع آن بلد و بلدان است. ، ابر را برای سرزمینی مرده سوق دادیم و به واسطه آن آب نازل نمودیم. سرزمین دلچسب و خوش آیند و پروردگار چهره ساز ، در سرزمین‏ها راهها ساختند آیا فرارگاهی هست؟ در آیه ، و آیات 1و2 سوره بلد - و 3 سوره تین - و 126 بقره - و 91 نمل که نوعاً «بلد» را شهر مکّه گفته‏اند، اگر سرزمین بگوئیم و از معنی اوّل خارج داشت، زیرا دیار و سرزمین شامل شهر نیز هست بقیّه مطلب در «قریه و مدینه» دیده شود.
آبادی و شهر که محل سکنی و زندگی انسانها می باشد را بلد و بلدة گویند. از این عنوان در بیشتر ابواب فقهی همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم، حج، جهاد، تجارت، ضمان، وکالت، نکاح، اطعمه و اشربه، غصب و قضاء به مناسبت سخن رفته است.
بلد که جمع آن بلدان می باشد به معنای شهر آمده است؛ لیکن مراد از آن در کلمات فقها محلّ سکنی و زندگی انسانها-اعم از شهر و روستا- است.
طهارت
احکام بلد در باب طهارت
← جابجایی میت از بلدی به بلد دیگر
احکام بلد در باب صلات
← اعتماد به قبله بلاد مسلمانان
...
واژه بلد ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • سوره بلد، نام یکی از سوره های قرآن کریم• بلد (آبادی)، به م ...


بلد در دانشنامه ویکی پدیا

بلد
سوره بلد در مکه نازل شده و دارای ۲۰ آیه است. کلمه بلد به معنی شهر است.
ترجمهٔ فارسی
بعد از سوره ق، در سال ۳ بعثت، در مکه نازل شده است.
در حدیثی از پیامبر نقل شده:
کسی که سوره بلد را بخواند خداوند او را از خشم خود در قیامت در امان می دارد.
عکس بلد
بلد یک منطقهٔ مسکونی در سومالی است که در Bal'ad District واقع شده است.
فهرست شهرهای سومالی
بلد، اسلوونی (به آلمانی: Veldes) در اسلوونی با جمعیت ۵٬۲۵۲ نفر است که در Municipality of Bled واقع شده است.
بلد روز (به عربی: بلدروز) یک منطقهٔ مسکونی در عراق است که در استان دیاله واقع شده است. بلد روز ۴۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای عراق
مختصات: ۳۴°۰′۵۹″ شمالی ۴۴°۸′۴۳″ شرقی / ۳۴٫۰۱۶۳۹°شمالی ۴۴٫۱۴۵۲۸°شرقی / 34.01639; 44.14528 بلد (به عربی: بلد) شهری در استان صلاح الدین کشور عراق است که در سرشماری سال ۲۰۱۵ میلادی، ۸۰٬۰۰۰ نفر جمعیت داشته است.
فهرست شهرهای عراق
بلد هد آیلند (به انگلیسی: Bald Head Island) شهری در ایالت کارولینای شمالی کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۱۵۸ نفر بوده است.
فهرست شهرهای کارولینای شمالی
بلد وین (به عربی: ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با بلد

معنی بلد به انگلیسی

cicerone (اسم)
راهنما ، بلد

بلد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی بهجو
بلدی که در فارسی کاربرد دارد و در بین بچه ها و کمتر درس خوانده ها بکار می رود تنها بمعنی دانستن است و یاد گرفتن . مانند
این رو بلدی. = میدانی با این چگونه میشه کار کرد
این درس رو بلد نیستم= این درس رو یادنگرفتم
راه رو بلدی= میدانی راه از کجاست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بلد   • بلد عراق   • ترجمه سوره بلد   • شهر بلد   • خواص سوره بلد   • تفسیر سوره بلد   • سوره بلد عبد الباسط   • ترجمه و تفسیر سوره بلد   • مفهوم بلد   • تعریف بلد   • معرفی بلد   • بلد چیست   • بلد یعنی چی   • بلد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلد
کلمه : بلد
اشتباه تایپی : fgn
آوا : balad
نقش : اسم
عکس بلد : در گوگل

آیا معنی بلد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )