برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1323 100 1

بلغاء

معنی بلغاء در لغت نامه دهخدا

بلغاء. [ ب ُ ل َ ] (ع ص ) ج ِ بَلیغ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شیواسخنان. چیره زبانان. زبان آوران. سخنگزاران. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بلیغ شود.
- بلغاء عشره ٔ ناس ؛ عبداﷲبن المقفع، عمارةبن حمزة، حجربن محمد، محمدبن حجر، انس بن أبی شیخ ، سالم ، مسعدة، هریر، عبدالجباربن عدی ، احمدبن یوسف الکاتب. (الفهرست ابن الندیم ).

معنی بلغاء در فرهنگ معین

بلغاء
(بُ لَ) [ ع . ] (ص . اِ.) جِ بلیغ ، سخندانان ، سخن سنجان .

بلغاء را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بلغاء   • مفهوم بلغاء   • تعریف بلغاء   • معرفی بلغاء   • بلغاء چیست   • بلغاء یعنی چی   • بلغاء یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلغاء
کلمه : بلغاء
اشتباه تایپی : fgyhء
عکس بلغاء : در گوگل

آیا معنی بلغاء مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )