برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1348 100 1

بلند

/baland/

مترادف بلند: دراز، طولانی، طویل ، رفیع، شاهق، مرتفع ، شامخ، عالی، متعالی، منیع، والا ، بم ، افراخته، افراشته، کشیده، رسا

متضاد بلند: کوتاه، قصیر، پست، زیر، نارسا

معنی بلند در لغت نامه دهخدا

بلند. [ ب َ ل َ / ب ِ ل َ ] (اِ) چوب بالائین درِ خانه. اسکفه. (برهان ) (آنندراج ). چوب چهارم که از سه چوب دیگر دروازه بالا باشد. (غیاث ). سردر. بلندین. پلندین :
ازهیبت ار کند به در خارجی نظر
بفتد بر آستان در خارجی بلند.
سوزنی.
|| چارچوب و پیرامن در خانه. (برهان ) (آنندراج ). بلندین. پلندین.

بلند. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) اصل و ریشه ٔ حنا. (از تاج العروس ). بیحنخ. (منتهی الارب ).

بلند. [ ب ُ ل َ ] (ص ، ق ) مقابل پست. (از برهان ). مرتفع و عالی و سرافراز. (ناظم الاطباء). کشیده. افراشته. برافراشته. مرتفع، در مقابل کوتاه و پست. (فرهنگ فارسی معین ). اشرف. أعلی. أعیط. افراخته. باذخ. أکوم. باسق. تِلو. جاهض. رفیع. رفیعة. سامک. سامکة. سامی. سَراة. سَنی ّ. شامخ. شاهق.شَمیم. صَلخَم. طامح. عالی. عالیة. عَلا. علی ّ، علیّة. فارغ. فَدفد. قازح. قَنوع. قَیخَم. کأبی. کُباء.متعالی. متعالیة. مُرتفع. مُشرف. مشرفة. مُصلَخم. مُقَرعج. مُکَبّح. مُکمَح. مَنیع. منیعة. مُنیف. نابک. ناتی. ناشع. نائه. نَباه. نَبرة. والا :
گنبدی نهمار بربرده بلند
نش ستون از زیر و نز بر سَرْش بند.
رودکی.
گه بر آن کندز بلند نشین
گه درین بوستان چشم گشای.
رودکی.
گشاده شود کار چون سخت بست
کدامین بلندست نابوده پست.
ابوشکور.
دوم دانش از آسمان بلند
که بی پای چوبست و بی دار بند.
ابوشکور.
بلند کیوان با اورمزد و با بهرام
ز ماه برتر خورشید و تیر با ناهید.
ابوشکور.
همت تیز و بلند تو بدانجای رسید
که ثری گشت مر او را فلک فیرونا.
خسروانی.
ایا نشسته به اندیشگان حزین و نژند
همیشه اختر تو پست و همت تو بلند.
آغاجی.
سرو بودیم چند گاه بلند
گوژ گشتیم و چون درونه شدیم.
کسائی.
چو گرمابه و کاخهای بلند
چو ایوان که باشد پناه از گزند.
فردوسی.
چنین است کردار چرخ بلند
به دستی کلاه و به دیگر کمند.
فردوسی.
کرا یار باشد سپه ...

معنی بلند به فارسی

بلند
دراز، قدکشیده، افراشته، نقیض کوتاه وپست
( صفت ) ۱- درازمقابل کوتاه. ۲- کشیده فراشته برافراشته مرتفع مقابل کوتاه پست . ۳- عالی ارجمند : نسب بلند .
[ گویش مازنی ] /belend/ بلند - بالا گرفتن & لقبی برای اسب و قاطر بلند قامت
( صفت ) ۱- آشیانه ای که در جایی مرتفع ساخته شده باشد.۲- بلند مکان.۳- کسی که در مراتب عالی آشیان داشته باشد .
( صفت ) ۱- کسی که دارای بانگ بلند باشد. ۲- نیک نام . ۳- معروف .
( صفت ) معروف مشهور .
( صفت ) خوشبخت نیکبخت سعید .
خوشبختی نیک بختی سعادت .
( صفت ) کسی که دارای اراد. بلند باشد بلند همت .
( صفت ) ۱ - بلند پایه مرتفع . ۲ - باقدرت با عظمت و حشمت .
( مصدر ) ۱ - گرانقیمت شدن . ۲ - گرانقدر شدن ارجمند گشتن .
( صفت ) آنکه تاج رفعت و عظمت بر سر نهاده باشد .
عظمت تاج پادشاهی .
( صفت ) کسی که دارای بخت بلند باشد بلند اختر .
بلند اختری خوش طالعی
( صفت ) کسی که د ...

معنی بلند در فرهنگ معین

بلند
(بُ لَ) (ص .) ۱ - دارای کشیدگی زیاد به سوی بالا. ۲ - دارای فاصله زیاد از زمین . ۳ - دراز، کشیده . ۴ - دارای دامنة زیاد. ۵ - دارای ارزش ، یا اهمیت یا اعتبار معنوی .
( ~. کَ دَ) (مص م .) ۱ - برداشتن و بالا بردن . ۲ - دزدیدن .
( ~. بُ لَ) (ص مر.) کفشی که پاشنة آن بلند باشد. مق . پاشنه کوتاه .
(بُ لَ) (ص مر.) خوش اقبال ، نیک اختر.
( ~. بُ لَ) (اِمر.) کنایه از: هفت آسمان .

معنی بلند در فرهنگ فارسی عمید

بلند
۱. [مقابلِ کوتاه] دراز: چوب بلند.
۲. قدکشیده، برافراشته، مرتفع: کوه بلند.
۳. [مقابلِ پَست] [مجاز] پراهمیت، ارجمند: مقام بلند، نسب بلند.
۴. [مجاز] مساعد: بخت بلند.
۵. بسیار شدید و رسا: صدای بلند.
* بلند شدن: (مصدر لازم)
۱. افراخته شدن.
۲. بالا رفتن.
۳. به بلندی رسیدن.
۴. از جا برخاستن.
۵. دراز شدن چیزی.
* بلند کردن: (مصدر متعدی)
۱. برافراشتن.
۲. بالا بردن.
۳. برداشتن چیزی از زمین یا از جایی.
خوش اقبال، خوش طالع، نیک اختر.

بلند در دانشنامه ویکی پدیا

بلند
بلند (به انگلیسی: Loud) پنجمین آلبوم استودیوی از خواننده باربادوسی ریانا است، در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۰ منتشر شد ضبط آن از فوریه تا اوت ۲۰۱۰ انجام شده بود.
ویکی پدیای انگلیسی
این آلبوم نقدهای مثبتی دریافت دشات و در هفته اول فروشش در آمریکا ۲۰۷ هزار نسخه فروش رفت. در پادشاهی متحده این آلبوم در چارت اول شد و چارت کلی پایان سال ۲۰۱۰ به مقام چهارم رسید.
این آلبوم شش تک آهنگ نیز داشت که به موفقیت بین المللی دست یافت. «تنها دختر (در جهان)»، «نام من چیست؟» و «اس و ام» به رتبه یک در ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد دست یافتند. «تنها دختر (در جهان)» و «نام من چیست؟» در بریتانیا به رتبه یک و «اس و ام» به رتبه سه دست یافت. «تخت پادشاه کالیفرنیا» به رتبه یک در لهستان و رتبه چهار در استرالیا و نیوزیلند دست یافت. ترانه «تنها دختر (در جهان)» به جایزه گرمی برای بهترین ضبط دنس نیز دست یافت.
بلند (به انگلیسی: Blend) یک برند سیگار ایجاد شده در سوئد است؛ که در حال حاضر توسط Svenska Tobaks AB تولید می شود. این برند در سال ۱۹۷۱؛ ۴۸ سال پیش (۱۹۷۱) پایه گذاری گردید.
فهرست نام های سیگار
بولنت اولوسو (انگلیسی: Bülend Ulusu؛ زادهٔ ۲۴ آوریل ۱۹۲۳ – درگذشته ۲۳ دسامبر ۲۰۱۵) یک سیاست مدار اهل ترکیه بود. بولنت اولوسو در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۵ در سن ۹۲ سالگی درگذشت .
«بلند بلند فکر کردن» (به انگلیسی: Thinking Out Loud) تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا اد شیرن است که در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-09-۲۴) منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم ضرب (آلبوم ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بلند در جدول کلمات

بلند
دراز
بلند آشفته
بدنل
بلنــد آوازه
نامی
بلند پایه
ورجاوند, سامی
بلند تر
ارفع
بلند ترین آبشار ایران
حا
بلند جاه
والا
بلند طبعی
مناعت
بلند قد
رعنا
بلند مرتبه
سامی, ورجاوند, ارجمند

معنی بلند به انگلیسی

supernal (صفت)
بلند ، علوی ، آسمانی ، بهشتی ، وابسته به عالم بالا
tall (صفت)
بلند ، شاق ، گزاف ، اغراق امیز ، بلند بالا ، بلند قد ، قد بلند
highfalutin (صفت)
بلند ، قلنبه ، اغراق امیز ، پرطمطراق
upland (صفت)
بلند
eminent (صفت)
بزرگ ، علیه ، بلند ، برجسته ، عالیجناب ، هویدا ، علی ، والا مقام ، متعال ، سربلند
lofty (صفت)
بزرگ ، بلند ، عالی ، مرتفع ، علی ، ارجمند ، بلند پایه ، رفیع
vociferous (صفت)
بلند ، پر سر و صدا
grandiose (صفت)
بلند ، پر اب و تاب ، بزرگ نما ، عالی نما
sonorous (صفت)
بلند ، قلنبه ، پر صدا ، صدا دار ، پرطنین
high-ranking (صفت)
بلند ، عالی رتبه ، عالی مرتبه
skyscraping (صفت)
بلند
forte (صفت)
بلند
loud (صفت)
رسا ، با صدای بلند ، بلند ، پر سر و صدا ، گوش خراش ، زرق و برق دار ، پر صدا ، بلند اوا ، پراواز ، پر جلوه ، پر هیاهو
high (صفت)
رشید ، علیه ، با صدای بلند ، بلند ، خوشحال ، علوی ، خشن ، عالی ، گزاف ، مرتفع ، زیاد ، عالی مقام ، عالیجناب ، علی ، متعال ، بو گرفته ، بلند پایه ، رفیع ، وافرگران ، تند زیاد ، با صدای زیر ، اندکی فاسد
long (صفت)
دیر ، ژرف ، متوالی ، طولانی ، بلند ، مفصل ، مدید ، کشیده ، طویل ، دراز
aloud (قید)
با صدای بلند ، بلند
loudly (قید)
بلند

معنی کلمه بلند به عربی

بلند
جهوريا , سامي , طوليا , عالي , عظيم , مستوي عالي , ناطحة السحاب
ذائع الصيت
عالي
مشهور
عالي , مستوي عالي ، رفيع المستوى
اطمح
اصعد , انهض , جبل
مصرف
سماعة , مکبر الصوت
وقور
کاثوليکي
طموح , نبيل
طموح
رشيق
ارفع , رافعة , صعد , غرفة علوية , مصعد , موخرة
اسرق
جهوريا , عالي , مستوي عالي
طائرة ورقية
مقعد
...

بلند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نازنین زهرا
سولفور طبیعی روی، ZnS، به این کانی گالن کاذب نیز گویند. فرهنگ اصطلاحات علمی، بنیاد فرهنگ ایران
آرتین
رانده شده، رجیم. کتاب «بنیاد تاویل» تالیف موید الدین شیرازی فصل اول، در ترجمه آیه 15:34 اخرج منها فانک رجیم: مر ابلیس را گفت برون شو ازاین سرای که تو بلندی.
نادر
بلند به معنی چیزی که درازای زیادی داشته باشد در ساختار جمله صفت محسوب می شود.مفهومی نسبی دارد، ممکن است چیزی در مقابل چیزی بلند و در عوض در مقابل چیزی دیگر کوتاه به نظر آید. هم معنی آن دراز می باشد.
بلند به ترکی: اوزون ، بویلو ، اوجا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بلند در جدول   • فیلم blended   • معنی بلند   • بلند به انگلیسی   • روش هایی برای دیر ارضا شدن   • بلند شدن قد در بزرگسالان   • رنگ بلند   • دراز   • مفهوم بلند   • تعریف بلند   • معرفی بلند   • بلند چیست   • بلند یعنی چی   • بلند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلند
کلمه : بلند
اشتباه تایپی : fgkn
آوا : baland
نقش : اسم
عکس بلند : در گوگل

آیا معنی بلند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )