انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1041 100 1

بلوچ

/baluC/

معنی بلوچ در لغت نامه دهخدا

بلوچ. [ ب ُ ](اِ) علامتی که بر تیزی طاق و ایوان نصب کنند. (برهان ). || تاج خروس ، و آن گوشتی باشد که بر سر او رسته باشد. (برهان ). || پارچه ٔ گوشتی که بر ختنه گاه زنان می باشد و بریدن او سنت است. (برهان ). تلاق و بظر. (ناظم الاطباء). چوچوله :
تا...لب و بلوچ زبانست و رومه ریش
جز راه... او به سیم پای نسپرم.
سوزنی.
|| صفحه ٔ نازکی که آن را بروی ساقه ٔ عمودی در جائی مرتفع قرار دهند و بسهولت گردش می کند و معبر باد را نشان میدهد. (ناظم الاطباء).

بلوچ. [ ب َ ] (اِخ ) طایفه ای در میان کرمان و سیستان ، ولایت ایشان را بلوچستان گویند و در ملک کج و مکران و مگس و قلات و پامپور و کنار بحر سند سکونت دارند. (آنندراج ). مردمانی اند میان این شهرها [ بعض از شهرهای کرمان ] نشسته بر صحرا و این مردمان بسیار بودند و پناخسرو ایشان را بکشت به حیلتهای گوناگون. (حدود العالم ). طایفه ای باشند چون اکراد و آنان را بلادی وسیع باشدمیان فارس و کرمان در سفح جبال قفص (کوچ ) و آنان راشوکت و قوت و عدد بسیار باشد و قوم قفص (کوچ ) که طایفه ای دیگرند با همه ٔ قوت از هیچکس جز بلوچ بیم ندارند. و بلوچ صاحبان نعمت و چادرهای موئین باشند و مردمان از بلوچ ایمنند راه نزنند و مردم نکشند و اذیت آنان به کس نرسد برخلاف قفص. (از معجم البلدان ذیل بلوص ). مردم این ناحیت را یونانی ها بعلت سیاهی رنگ آنان حبشی ماهیخوار می نامیدند. (یادداشت مرحوم دهخدا). قومی ایرانی صحرانشین و دلیر، ساکن بلوچستان. طوایف خارجی کمتر در آن ناحیه نفوذ کرده و ایشان همیشه در برابر بیگانگان مقاومت نموده اند. آنان دارای لهجه ٔ خاصی هستند که به بلوچی معروف است. (فرهنگ فارسی معین ). نام طوایفی چند که در بلوچستان ایران و نیز در سیستان و در سند و پنجاب ، و همچنین عده ٔ قلیلی از آنها نزدیک مرو در ترکمنستان شوروی سکنی دارند. زبان آنهابلوچی است. بلوچهای ایران منقسم به چند طایفه است که بعضی منقسم بر چندین تیره می باشد. بلوچها ظاهراً مقارن با حمله ٔ سلجوقیان به کرمان از کرمان به ناحیه ٔمکران درآمدند. کرمان را مسلمانان بسال 23 هَ. ق. فتح کردند و در کوههای کرمان با اقوام بیابانگردی بنام کوچ یا قُفص و بلوچ یا بلوص مواجه شدند. در دوره ٔامویان و عباسیان غارتگری بلوچها و کوچها از کرمان به سیستان و خراسان بسط یافت. ظاهراً عضدالدوله ٔ دیلمی بسیاری از بلوچها را کشت ، ولی دستبردهای آنان ادامه یافت تا آنکه محمود غزنوی پسرش مسعود را به جنگ با آنان فرستاد، و وی بلوچها را در نزدیک خبیص مقهور نمود، و کمی بعد مهاجرت آنان به مکران آغاز گردید و این مهاجرت بطرف شرق ادامه یافت. بلوچها هیچوقت مملکتی تشکیل ندادند، بلکه حکومت قبیله ای داشتند و رؤسای آنان غالباً با هم در جنگ بودند. (از دائرة المعارف فارسی ). رجوع به بلوچستان و بلوص شود :
سپاهی ز گردان کوچ و بلوچ
سگالیده ٔ جنگ مانند غوچ.
فردوسی.
هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ
ز گیلان جنگی و دشت سروچ.
فردوسی.
ببود ایمن از رنج ایشان جهان
بلوچی نماند آشکار و نهان.
فردوسی.
همی رفت و آگاهی آمد به شاه
که گشت از بلوچان جهانی تباه.
فردوسی.
ز کار بلوچ ارجمند اردشیر
بکوشید باکاردانان پیر.
فردوسی.
اندرآن ناحیت به معدن کوچ
دزدگه داشتند کوچ و بلوچ.
عنصری.
آن توئی کور و توئی لوچ و توئی کوچ و بلوچ
و آن توئی گول و توئی دول و توئی بابت گنگ.
خطیری.
- کوه بلوچ ؛ مسکن بلوچان. ناحیه ٔ محل سکنای طایفه ٔ بلوچ :
ز کوه بلوچ و ز دشت سروچ
برفتند خنجرگزاران کوچ.
فردوسی.

معنی بلوچ به فارسی

بلوچ
قومی ایرانی صحرا نشین و دلیر ساکن بلوچستان . طوایف خارجی کمتر در آن ناحیه نفوذ کرده و ایشان همیشه در برابر بیگانگان مقاومت نموده اند . آنان دارای لهجه خاصی هستند که به [ بلوچی ] معروف است .
تاج خروس، تکه گوشت رنگی که روی سرخروس درمی آید
( اسم ) ۱ - ( قوم ) ۲ - مردی از قوم بلوچ.
ده از دهستان خواشید بخش ششتمدشهرستان سبزوار . آب از قنات . محصول غلات و پنبه
ده از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز این ده مشهور به قصر شهریار است .

معنی بلوچ در فرهنگ معین

بلوچ
(بَ) (اِ.) ۱ - علامتی که بر تیزی طاق و ایوان نصب کنند. ۲ - تاج خروس . ۳ - صفحة نازکی که بر روی ساقة عمودی در جایی مرتفع آن را قرار دهند و آن به سهولت گردش می کند و معبر باد را نشان می دهد. ۴ - پارچة گوشتی که بر ختنه گاه زنان می باشد و بریدن او سنت است .

معنی بلوچ در فرهنگ فارسی عمید

بلوچ
تکۀ گوشت سرخ رنگی که روی سر خروس درمی آید، تاج خروس، خوچ.

بلوچ در دانشنامه آزاد پارسی

بَلوچ
بَلوچ
قوم ایرانی، از اقوام قدیمی جنوب شرقی فلات ایران، متشکل از صدها طایفه و تیرۀ اسکان یافته و چادرنشین، ساکن بلوچستان پاکستان و ایران. گروه هایی از این مردم در حوزۀ سفلای رودخانه هیرمند و ناحیۀ هرات افغانستان و مناطقی از ترکمنستان و مسقط و عمان و امارات متحدۀ عربی و زنگبار و تانزانیا سکونت دارند. زبان بلوچی از گروه زبان های ایران غربی است و نزدیکی های فراوانی با زبان های کردی و تاتی و تالشی دارد. بلوچان حنفی مذهب اند. تشیع امامیه نیز در میان بلوچان پیروانی دارد. مذهب ذکری، در میان اقلیتی از بلوچان رایج است. بلوچان موسیقی مخصوص خود را دارند و ادبیات آنان تا قرن ۱۳ق فاقد آثار مکتوب بود. بزرگ ترین حکومت قومی بلوچان در میانۀ قرن ۱۱ق به دست سرداران طایفۀ براهویی به وجود آمد. اولین آن ها میراحمدخان قنبرانی، جد خاندان احمدزایی و آخرین آن ها میریاراحمدخان است که پس از خروج انگلیسی ها از شبه قارۀ هند در ۱۹۴۷م/۱۳۶۶ق خواستار تشکیل کشور مستقل بلوچستان شد اما پس از مذاکرات کوتاه و فشرده ای با محمدعلی جناح، با الحاق بلوچستان به کشور پاکستان موافقت کرد. نخستین مورخان و جغرافیانویسان مسلمان، نام بلوصی را برای این قوم به کار برده اند و آنان را مردمان چادرنشین صحراگرد خوانده اند. ظاهراً بلوچ ها، اصلاً ساکن نواحی جنوبی کرمان بوده اند. عضدالدولۀ دیلمی گروه کثیری از آنان را کشت و ده ها نفر از بزرگ زادگان بلوچ را به گروگان گرفت. بلوچان از نیمۀ اول قرن پنجم مهاجرت به شرق را آغاز کردند و به تدریج تا کنار رودخانۀ سِند پیش رفتند. بلوچان از دورۀ غزنویان تا سقوط صفویان در بسیاری از حوادث جنوب شرقی ایران و غرب افغانستان دخیل بودند. ناحیۀ کرمان از ۱۱۰ق تا سقوط دولت افغانی ایران، دائماً در معرض حملات بلوچان قرار داشت. اینان یکی از گروه های عمدۀ سپاه محمود و اشرف افغان را تشکیل می دادند. محمدخان بلوچ، از سرکردگان بزرگ دولت افغانی ایران، پس از سقوط اشرف افغان به نادر پیوست و حاکم کهکیلویه شد. او در ۱۱۴۷ق یاغی و ضمن فرار دستگیر شد و به قتل رسید. اقتدار نادرشاه مانع از حملات آنان شد. اینان پس از قتل نادر به خدمت احمدخان ابدالی درآمدند و در لشکرکشی های او در ایران و هندوستان شرکت کردند. بلوچان تا میانۀ قرن ۱۳ق بارها به سیستان و کرمان و سواحل خلیج فارس و خراسان و یزد و اصفهان و سمنان و حوالی جنوب تهران حمله آوردند. دامنۀ این حملات، به خصوص پس از پیروزی خونین و هولناک حبیب الله خان شاهسون امیر توپخانه بر بلوچان در ۱۲۵۷ق/۱۸۴۱م، محدود و به تدریج تا سلطنت پهلوی قطع شد. دوست محمدخان باران زایی، آخرین حاکم معروف بلوچستان ایران است که در آغاز سلطنت پهلوی برافتاد.

بلوچ در جدول کلمات

بلوچ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حدیث ٠٣:٠٦ - ١٣٩٥/١٢/٢٤
بلوچی ینی قدرت ینی غیرت و ناموس پرستی
خواهشمندم کسایی که فقط لباس بلوچی میپوشنو بلوچ حساب نکنید بلوچ بودن به لحجه و لباس نیست به اصل و نصب و بگو ریشت
|

رحکأ ٠٠:١٦ - ١٣٩٦/٠١/١٣
بلوچ یعنی غیرت
|

خون اشک عرق ٢١:٢١ - ١٣٩٦/٠٤/٢٥
بلوچ یعنی عزت شرف مردانگی
|

یه مهاجر ١٧:٠٢ - ١٣٩٦/٠٥/٠١
بلوچ یعنی اقتدار وسربلندی ایران ...همین وبس هلاس
|

شهلی بر ٠١:٣٨ - ١٣٩٦/٠٥/٠٦
بلوچ یعنی شرافت غیرت انسانیت.بلوچ یعنی ایمان و دینداری.بلوچ یعنی پاکترین ها و خالص ترین ها
|

محمود ٠٩:٤٣ - ١٣٩٦/٠٨/١٤
نژادیاصیل ایرانی ساکن در بلوچستان ایران، پاکستان و افغانستان که از شاخه زبان پارتی اشکانی است و بسیار با غیرت و مهمان نواز
|

دلوش ١٩:٣٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
به جزغیرت،ایمان،قدرت،ناموس پرستی میتوان مهمان نوازی و مهمان پرستی بلوچ را احسنت گفت
|

حامد ١٥:٢٩ - ١٣٩٦/٠٨/٢١
بلوچ یعنی غیرت شرف عظت مردانگی یه اریایی خاص بلوچ یعنی اگه جلوشون پا کج بزاری از روزگار محوت میکنن
|

دلوش ١٩:٠٧ - ١٣٩٦/٠٨/٢١
هرکه گفت بلوچم باید پای یه سری قول بمونه 1-مهمان نوازی 2-ناموس پرستی3-ایمانداری4-غیرت خلاصه بلوچ هستی به این قوانین پایبندباش
|

رها ٢٢:٣٨ - ١٣٩٦/١٠/١٧
بلوچ ینی استقامت غیرت شرافت صداقت راستی درستی
|

نعمت الله ٢٢:٥٧ - ١٣٩٦/١٢/١٠
بلوچ
ب = بهادُر
ل = لائک
و = وپادار (وفادار)
چ = چالاک
|

واژگا ١٣:٥٧ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥
بلوچ-پلوچ- بلوج -بلاج-بلاچ
بل=سرزمین پدری
وچ=او جا اوچا جای آب آسمانی
بلوچ=مهرآب سرزمین پدر آسمانی
|

امیر ١٠:١٨ - ١٣٩٧/١٠/٠٢
بلوچ بلوص بالاچ بلوش بلاش (پهلوان بلند اندام وبالا نشین(کوه نشین)
|

براهویی ٠١:١١ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
بلوچ یعنی عزت یعنی فرزندان عمر
بلوچ یعنی غیرت بلوچ یعنی مردانگی بی انتها
بلوچ یعنی شرف یعنی محافظ دین خدا و رسولش
حالا فهمیدی ب ل و چ س ت ان وطن
|

عمر ٢٠:٢٥ - ١٣٩٧/١١/٠٢
بلوچ یعنی عزت ،شجاعت،شرافت،مهمان نواز
|

یاری ٢٠:٠٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٣
بلوچ یعنی .غیرت .تکبیر مبیت ولی تذکری بیت بلوچون
|

داش آکل ١٣:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٤
بلوچ یعنی مردانگی عزت شرافت غیرت
|

عیدی ١٨:٤٣ - ١٣٩٨/٠١/١٨
بلوچ یعنی عیرت مردانگی یعنی نترس دلیر شجاع
|

زین الدینی ١٤:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٩
بلوچ یعنی عزت واقتدارایران
مثل معروف بلوچی که حمل می فرماید:مردبرای نام میمیردونامردبرای نان👌❤💪
|

حسین ٢٢:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٢
متحمل روزهای سخت.صبور.قانع دراوج تلاش.خانواده دوست.
|

محمدرحیم ریگی ٠٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٠
تاج
قله(بل بضم با ولام مشدد)
وجه تسمیه قوم بلوچ بخاطر برآمدگی که مردان بلوچ روی عمامه میگذارند.
|

رشیدی ٠١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢
طایفه بلوچ ایل شوهان ایل بختیاروند قوم لر
ساکن در شمال خوزستان.لرستان.ایلام

ایل شوهان از نسل بختیار جد ایل لر بختیاروند *بهداروند * هفت لنگ

شجرنامه این طایفه در فضای مجازی در دسترس است



|

شه بخش ١٦:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٧
طایفه اسماعیل زهی*شه بخش*
شجرنامه
سردار محمد حسن خان لر
اسماعیل خان
پسران (6 پسر )
بلوچ پسر اسماعیل خان
تیره بلوچ زهی

سردار محمد حسن خان لر از فرماندهان سپاه نادرشاه افشار بود او از لر های استان فارس بود

بلوچ نام پسر است در قوم بزرگ بلوچ آریایی
|

حاجی یاسر ٠٠:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٥
بلوچ
بلوچ را در هر صفت که توصیف کنیم بازم کمه
بلوچ یعنی دیندار
بلوچ یعنی وفا دار
بلوچ یعنی غیرت مند
بلوچ یعنی محبت با خدا و رسولش
بلوچ یعنی فرزندان حضرت عمر و حضرت حمزه (رض)
بلوچ یعنی مردانگی
بلوچ یعنی مهمان دوستی و محبت
بلوچ یعنی قوم اتحاد بلوچستان
بلوچ یعنی مردانی پر از انسانیت
بلوچ یعنی مادرانی دلسوز
بلوچ یعنی اگه چیزی نداشته باشه برای خوردن خودش بجز یک گوسفند گوسفند را برای مهمانش سر میبرد
بلوچ اقتدار
بلوچ یعنی کسانی که ایران را فتح کردند به فرماندهی عمر ابن خطاب
بلوچ یعنی نواده های میر چاکر رند فاتح هندوستان
خلاصه هر چه قدر توصیف کنیم کمه
بلوچ یعنی مردانگی و شرافت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زن بلوچ   • طایفه های بلوچ   • فیلم بلوچ   • مانتو بلوچ   • معنی کلمه بلوچ   • فرهنگ بلوچ   • جمعیت بلوچ های ایران   • اقوام بلوچ   • معنی بلوچ   • مفهوم بلوچ   • تعریف بلوچ   • معرفی بلوچ   • بلوچ چیست   • بلوچ یعنی چی   • بلوچ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلوچ
کلمه : بلوچ
اشتباه تایپی : fg,]
آوا : baluC
نقش : اسم
عکس بلوچ : در گوگل


آیا معنی بلوچ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )