برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1222 100 1

بلکه

/balke/

مترادف بلکه: ایضاً، بساکه، بل، شاید، ولی، لاکن، بیک، لیکن، ولیک، لابل، علاوه بر این، به علاوه، بالعکس، برخلاف

برابر پارسی: ولی، چه، وانگه، ونکه

معنی بلکه در لغت نامه دهخدا

بلکه. [ ب َ ک ِ ] (حرف ربط) (از: بل عربی + که فارسی ). بل که. بلک. بلکی. «بل » لفظ عربی است برای ترقی و اضراب فارسیان با کاف استعمال کنند و این کاف را دراز باید نوشت چرا که کاف غیر دراز که در حقیقت مرکب به های مختفی است بجایی نویسند که کاف را به لفظ دیگرمتصل نسازند، در اینجا چون کاف به لفظ بل مرکب باشدحاجت به اتصال های مختفی نماند. (از غیاث اللغات ). امّا. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) :
نه یک سوار است او بلکه صدهزار سوار
بر این گواه من است آنکه دید فتح کتر.
عنصری.
نه دام الا مدام سرخ پرکرده صراحیها
نه تله بلکه حجره ٔ خوش بساطافکنده تا پله.
عسجدی.
بلکه ز بهر خدای وز پی خلق خدای
وز پی رنج سپاه وز پی شر خدم.
منوچهری.
کار خداوندگار خود نکند
بلکه همی کار پیشکار کند.
ناصرخسرو.
دید پیمبر نه به چشمی دگر
بلکه بدین چشم سر این چشم سر.
نظامی.
- لابلکه ؛ لابل. نه بلکه :
یک هفته زمان باید لابلکه دو سه هفته
تا دور توان کردن زو سختی و دشواری.
منوچهری.
و رجوع به بل و لابل در ردیفهای خود شود.
- نه بلکه ؛ لابل. لا بلکه :
درجیست ضمیرش نه بلکه گنجیست
پرگوهر گویا و زر بویا.
ناصرخسرو.
و رجوع به بل و لابل در ردیفهای خود شود. || علاوه بر این. ایضاً. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) : و از هوای سرد هیچ مضرت نیاید بل که راحت یابد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بلکه هر روز زیادت و طراوت گیرد. (کلیله و دمنه ). اگر جور شکم نبودی هیچ مرغی در دام صیاد نیفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی. (گلستان ).
آدمی چون تو در آفاق نشان نتوان داد
بلکه در جنت فرودس نباشد چو تو حور.
سعدی.
|| ظن. (آنندراج ). ظن دارم. (غیاث ). شاید. (ناظم الاطباء). محتمل است. باشد که. بود که :
قرب شش سال هست بلکه فزون
تا دلم پرغمست و جان پرخون.
نظامی.
شکسته چنان گشته ام بلکه خرد
که آبادیم را همه آب برد.
؟
گر برآید خطت مشو د ...

معنی بلکه به فارسی

بلکه
۱- اما . ۲- بهر حال . ۳- علاوه برین ایضا . ۴- شاید .
حوض آب . تالاب در میان خانه . دریاچه . و گویا مصحف برکه باشد .

معنی بلکه در فرهنگ معین

بلکه
(بَ کِ) (ق .) ۱ - شاید. ۲ - به علاوه . ۳ - باشد که . ۴ - برخلاف ، برعکس .

معنی بلکه در فرهنگ فارسی عمید

بلکه
۱. علاوه بر این.
۲. شاید: بلکه فردا بیاید.
۳. امید است که، باشد که.
۴. برای نفی حکم قبلی گفته می شود، برعکس: او نه تنها مجرم نیست، بلکه یک انسان شریف است.

بلکه در جدول کلمات

اقتصاددانی که معتقد است | توسعه اقتصادی کشورها با تغییرات آهسته امکان پذیر نیست | بلکه باید در یک حرکت عظیم یا فشار بزرگ قرار گیرند
رودن

معنی بلکه به انگلیسی

even (قید)
هم ، بلکه ، حتی
but (قید)
فقط ، بلکه ، بطور محض
rather (قید)
بیشتر ، بلکه ، نسبتا ، تا یک اندازه ، ترجیحا ، سریع تر ، با میل بیشتری

معنی کلمه بلکه به عربی

بلکه
بالاحري

بلکه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیازعلی شمس
افزون بر آن،افزون بر این
غفار
همچنین،نیز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بلکه   • مفهوم بلکه   • تعریف بلکه   • معرفی بلکه   • بلکه چیست   • بلکه یعنی چی   • بلکه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلکه
کلمه : بلکه
اشتباه تایپی : fg;i
آوا : balke
نقش : قید
عکس بلکه : در گوگل

آیا معنی بلکه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )