انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 800 100 1

معنی بلیناس در لغت نامه دهخدا

بلیناس. [ ب َ ] (اِخ ) نام حکیمی است که انیس و جلیس سکندر بود. (برهان ). او را بلیناس جادو نیز خوانند. (هفت قلزم ) (از آنندراج ). ازمردم طوانه بلدی به روم. گویند که او اول کسی است که در طلسمات سخن گفت و کتاب بلیناس راجع به اعمالی که در موطن خویش و در ممالک دیگر از طلسمات کرده مشهور است. (از الفهرست ابن الندیم ). لکلرک میگوید بسال 1869 م. در مقاله ای که در ژورنال آزیاتیک نوشتم ثابت کرده ام که بلیناس ، آپولونیوس تیانی است. (یادداشت مرحوم دهخدا). و چون در علوم طبیعی بلیناس گویند مراد پلین اول است مؤلف کتاب تاریخ طبیعی در 37 کتاب که بسال 79 م. هنگام آتش فشانی وزوو به خبه بمرد. (یادداشت مرحوم دهخدا). این نام به اشکال بلیناس ، بلینوس ، ابلینوس ، ابلینس ، ابلونیوس و ابولونیوس آمده و صاحب نام را به لقبهای حکیم ، صاحب الطلسمات ، مطلسم ، جادو و گاه نجار یاد کرده اند. نزد مسلمانان دو تن بدین نام شناخته شده اند. نخست اپولونیوس از مردم طوانه کرسی کاپادوکیه ، فیلسوف فیثاغوری که کرامات و خوارق عاداتی بدو نسبت داده اند. دوم ابلونیوس ریاضی دان یونانی قرن سوم ق. م. (از فرهنگ فارسی معین ) : اسکندریه اندر مصرکه عجایب تر بنیاد و مناره ، بست و طلسم آن بلیناس کرد. (مجمل التواریخ ). چون بلیناس به بلاد جبل رسید به شهر قم طلسمی از بهر دزدی کردن تعبیه کرد پس دزدی کردن به قم تا به قیامت باقی باشد. (در صفحات 86 و 87 و 88 تاریخ طلسمات بلیناس مذکور آمده ) (تاریخ قم ).
مردانش را ذلیل چو گرشاسب و روستم
راعیش را رهی چوبلیناس و دانیال.
ناصرخسرو.
چون بلیناس روم صاحب رای
هم رصدبند و هم طلسم گشای.
نظامی.
ارسطو که بد مملکت را وزیر
بلیناس برنا و سقراط پیر.
نظامی.
بلیناس از این سان زر و زیوری
که بودند هریک به از کشوری.
نظامی.
گفتار بلیناس در آفرینش نخست. رجوع به اقبالنامه ٔ نظامی چ وحید ص 126 شود.
- بلیناس شرق ؛ لقبی است قزوینی صاحب عجائب المخلوقات را. (از یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی بلیناس به فارسی

بلیناس
این نام با اشکال بلنیاس بلنیوس ابلنیوس ابلینس ابلونیوس و ابو لونیوس آمده و صاحب نام را به لقبهای [ حکیم ] و [ صاحب الطلسمات ] و [ مطلسم ] و [ جادو ] و گاه [ نجار ] یاد کرده اند نزد مسلمانان دو تن بدین نام شناخته شدهاند نخست اپولونیوس از مردم طوانه کرسی کاپادوکیه فیلسوف فیثا غوری که کرامات و خوارق عاداتی بدو نسبت داده اند
نام حکیمی است که انیس و جلیس سکندر بود. و او را بلیناس جادو نیز خوانند . از مردم طوانه بلدی به روم . گویند که او اول کسی است که در طلسمات سخن گفت و کتاب بلیناس راجع به اعمالی که در موطن خویش و در ممالک دیگر از طلسمات کرده مشهور است .

بلیناس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی بلیناس



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود کتاب بلیناس حکیم   • شهر مهم پرو   • شهرمهم پرو   • امپراتور روم در قرن چهارم   • رود اسکاتلند   • اوستن   • لوح زمرد   • حکیم یونانی در جدول   • معنی بلیناس   • مفهوم بلیناس   • تعریف بلیناس   • معرفی بلیناس   • بلیناس چیست   • بلیناس یعنی چی   • بلیناس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلیناس
کلمه : بلیناس
اشتباه تایپی : fgdkhs
عکس بلیناس : در گوگل


آیا معنی بلیناس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )