برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1294 100 1

بل

/bel/

مترادف بل: بلکه، شاید

متضاد بل: حتم

برابر پارسی: ولی، واdتر که، بهتر از آن که، به جای آن، بدتر از آن

معنی بل در لغت نامه دهخدا

بل تگزاس">بل تگزاس">بل. [ ب َ ] (اِ) پاشنه ٔ پای. (از برهان ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (شرفنامه ٔ منیری ). پَل. و رجوع به پل شود. || (ص ) جفت. هم بازی. در قاین و بیرجند به معنی جفت دربازی ، و در حصار و نامق (تربت حیدریه ) به معنی همبازی است. (از فرهنگ فارسی معین ). هریک از افراد بازی کننده در بازی الک دولک. (یادداشت مؤلف ) :
بیا که در همه عالم به مهربانی ما
کسی که عاشق صادق دگر نبیند بل.
نزاری قهستانی.
- هم بل ؛ هم بازی دربازی الک دولک. (یادداشت مؤلف ).

بل. [ ب َ ] (ق ) (تل و...) در اصطلاح عامیانه ٔ فارسی زبانان ، بالا و پایین و جابجا کردن. (از فرهنگ لغات عامیانه ). کتل و تل : وزارت کشاورزی از بودجه ٔ خود تل و بل کرد و مقداری پیش قسط به زارعین داد. (از نطق مهندس فریور در جلسه ٔ 26 فروردین 1323 مجلس شورای ملی دوره ٔ 14 قانونگذاری ).

بل. [ ب َ ] (ع حرف ) حرف اضراب است و هرگاه پیش از جمله ای بیاید حرف ابتداء باشد و مفهوم آن باطل کردن معنی ماقبل خود است چون «أم یقولون به جنة، بل جأهم بالحق » (قرآن 70/23) که در این آیه گفته ٔ «به جنة» باطل ، و نقیض آن مقرر شده است. و یا به معنی انتقال است از غرضی به غرضی دیگر، چون «و لدینا کتاب ینطق بالحق و هم لایظلمون بل قلوبهم فی غمرة...» (قرآن 63/23 و 64). و صاحب مغنی آرد: «بل » بر جمله داخل شود چون این گفتار «بل بلد مل ءالفجاج قتمه » که تقدیر آن چنین است : بل رب بلد موصوف بهذا الوصف قطعته. و هرگاه پس از بل ، مفرد آید حرف عطف باشد چون : جاء زید بل عمرو. بل هرگاه پس از امریا ایجاب درآید، ماقبل آن مسکوت عنه می ماند و حکم برای مابعد آن خواهد بود، چون : أکرم زیداً بل خالداً،و أکرمت عمراً بل زیداً. ولی آمدن آن پس ایجاب ، اندک رخ میدهد و بهمین دلیل کوفیان نیز که بر سخن پیشینیان آگاه بودند، آن را منع کرده اند و بل هرگاه در سیاق نفی یا نهی آید، ماقبل خود را بر حال خویش نگاه میدارد و ضد آن را برای مابعد ثابت می کند، چون : ماعزل بکر بل خالد، و لاتهن عمراً بل زیداً، که شخص معزول خالد است و شخص اهانت شده زید. گاهی پس از ایجاب با «لا» همراه آید تا ...

معنی بل به فارسی

بل
گرترودمارگارت دختر توماس بل ( و . دورهام ۱۸۶۸ ف. ۱۹۲۶ م . ) وی تحصیلات خود را در کوئین کالج و آکسفورد به پایان رسانید . در ۱۸۹۲ به ایران سفر کرد و شیفته آثار ادبی ایرانی گشت . بل خاطرات سفر خویش را در کتابی بنام [ طرحهایی از ایران ] در ۱۸٠۴ انتشار داد . اثر مهم او [ اشعاری از دیوان حافظ ] است که در آن غزلیات حافظ را به انگلیسی فصیح ترجمه کرده . در ۱۹٠۸ به کشور های مشرق زمین و از جمله مملکت عثمانی سفر کرد و به هنگام جنگ بین الملل اول در بغداد به سر می برد .
پیشوندکه برسربرخی ازکلمات می آیدومعنی پرو، بسیاروفراوان رامیرساند، حرف عطف بلکه
در آغاز اعلام ( اسم خاص مانند : بلقاسم ( بوالقاسم ابوالقاسم ) بلحسن ( بوالحسن ابوالحسن ) بلفضل ( بوالفضل ابوالفضل ) بلمعالی ( بوالمعالی ابوالمعالی ) یا دراول اسمائ معنی عربی مانند : بلعجب ( بوالعجب ابوالعجب ) بلهوس بوالهوس ابوالهوس ) بلفضول ( بوالفضول ابوالفضول ) در آید .
جمع بلائ ٠ یا جمع ابل ٠
[ گویش مازنی ] /bal/ بخار - شعله ی آتش & برق - نورافشانی اشیا در انعکاس نور آفتاب & بیل وسیله ای که مصارف گوناگون از جمله در کشاورزی خاصه آبیاری دارد & بگذار بنه - اجازه بده & از توابع دهستان بالا میان رود نور & بلعیدن - قورت دادن & دندان پیشین گراز - از روی تحقیر به دندان های نامرتب و جلو آمده ی انسان نیز گویند
[ گویش مازنی ] /bel bazooen/ پا بیل کردن - با بیل شخم عمیق نمودن & شعله زدن – لهیب آتش
[ گویش مازنی ] /bal bal/ برق زدن چیزی – براق بودن - تلالو
[ گویش مازنی ] /balbal bazooen/ نورافشانی کردن – پرتوافکندن – برق زدن
در تداول عامه سخت بسرعت و بگستاخی سخن گفتن .
[ گویش مازنی ] /bale boo/ بوی گند که در اثر گرما پراکنده شود
...

معنی بل در فرهنگ معین

بل
(بَ) [ ع . ] (حرف عطف .) بلکه .
( ~.) (اِ.) پاشنة پای .
( ~.) ۱ - پیشوندی است که بر سر برخی واژه ها می آید و معنای بسیاری و فراوانی می دهد، مانند بُلکامه : یعنی بسیار هوس . ۲ - در آغاز اسامی خاص می آید مانند: بلحسن = بوالحسن = ابوالحسن . یا در اول اسماء معنی عربی می آید مانند: بلعجب = ابوالعجب یا بلهوس = بوال
(بُ. گِ رِ تَ) (مص م .) (عا.) ۱ - چیزی را از روی هوا گرفتن . ۲ - مجازاً از یک فرصت مناسب به نفع خود سود جستن .

معنی بل در فرهنگ فارسی عمید

بل
سنجد.
بلکه.
بگذار: بل تا جگرم خشک شود و آب نماند / بر روی من آبی ست کز او دجله توان کرد (آغاجی: شاعران بی دیوان: ۱۹۱).
= پل pa(e)l
واحد اندازه گیری شدت صوت. &delta، مٲخوذ از نام گراهام بل، مخترع امریکایی تلفن.
توپی که هنگام بازی و پیش از خوردن به زمین در هوا گرفته می شود.
* بل گرفتن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز]
۱. بی رنج و زحمت چیزی به چنگ آوردن.
۲. از فرصتی مناسب استفاده کردن و نتیجه گرفتن.
پُر، بسیار، فراوان (در ترکیب با برخی کلمات): بُلغاک، بُلکامه، بُلهوس. &delta، بعضی کلمات بلعجب و بلفضول و بلهوس را از این قبیل و ترکیب فارسی و عربی دانسته اند و بعضی دیگر آن ها را به صورت بوالعجب و بوالفضول و بوالهوس درست می دانند. در این صورت «بواﻟ ...» مخفف «ابواﻟِ ...» عربی خواهد بود.
ابله، احمق.

بل در دانشنامه اسلامی

بل
معنی بَلْ: بلکه
معنی بَلِ: بلکه (در عبارت "بَلِ ﭐدَّارَکَ "به دلیل رسیدن دو ساکن به هم حرف لام کسره گرفته است)
معنی يَکْشِفُ: برطرف می کند - کنار می زند ( عبارت " بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَکْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ " یعنی : بلكه فقط خدا را میخوانيد، و او هم اگر بخواهد آسيبی كه به سبب آن او را خواندهايد برطرف میكند)
معنی مَعَاذِيرَهُ: پوشش ها - عذر ها (کلمه معاذير جمع معذار است ، و معذار به معناي ستر و پوشش است ، و معناي عبارت "بَلِ ﭐلْإِنسَانُ عَلَیٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَلَوْ أَلْقَیٰ مَعَاذِيرَهُ "اين است که انسان خودش را خوب ميشناسد ، هر چند که براي نهان کردن نفس خود پردهها بين...
معنی أُمَّةً: گروهي از مردم(که بواسطه دين واحد يا مکان و زمان واحد گرد هم باشند و قصد و هدف مشترکي داشته باشند) - دين (در عبارت "بل قالوا انا وجدنا اباءنا علي امة و انا علي آثارهم مهتدون "کلمه امت به معناي طريقهاي است که مقصود آدمي باشد چون ماده أم ، يؤم به معناي...
معنی يَفْجُرَ: که باز کند - که بشکافد (عبارت "بَلْ يُرِيدُ ﭐلْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ" يعني : "[نه اينكه به گمان او قيامتی در كار نباشد] بلكه انسان میخواهد [با دست و پا زدن در شك و ترديد] فرارويش را [ازاعتقاد به قيامت كه بازدارندهای قوی است] باز كند [تا برای...
معنی يَعْدِلُونَ: معادل و همتا مي گيرند - به عدالت حکم مي کنند - عدول مي کنند - منحرف مي شوند (کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است . عبارت "مِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِـﭑلْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ " يعني : از آنان که آفريديم گروهی هستند كه مردم...
تکرار در قرآن: ۱۲۷(بار)
بل اضرابیه لفظ مفید تصحیح کلام قبل یا تأکید یا حصر کلام بعد هست.
" بل اضرابیه " که از ادات حصر و استثنا است، در سه مورد بکار می رود.
← تصحیح ما قبل
 ۱. ↑ آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۲۱۱.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلام ...


بل در دانشنامه ویکی پدیا

بل
بل ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
بل (چابهار) روستایی در دهستان سندمیرثویان بخش دشتیاری شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان
بل (قصرقند) روستایی در دهستان تلنگ بخش تلنگ شهرستان قصرقند استان سیستان و بلوچستان
بل (نور) روستایی در دهستان شیخ فضل اله نورئ بخش بلده شهرستان نور استان مازندران
بل (چابهار)، روستایی از توابع بخش دشتیاری شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان سند میرثویان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۴ نفر (۳۶خانوار) بوده است.
بل (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۸ دهانه اقماری دارد.
بل (به آلمانی: Bell) یک شهر در آلمان است که در راین-هونسروک واقع شده است. بل ۱٬۵۴۲ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
بل روستایی در دهستان تلنگ بخش تلنگ شهرستان قصرقند استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۲۲۱ نفر (۶۶خانوار) بوده است.
بل (به آلمانی: Bell) یک شهر در آلمان است که در ماین-کبلنتس واقع شده است. بل ۱٬۴۷۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
بل، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان شیخ فضل الل ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بل در دانشنامه آزاد پارسی

بِل (bel)
یکای اندازه گیری صوت، برابر با دَه دسی بل. این یکا را به افتخار دانشمند و مخترع اسکاتلندی تبار امریکایی، اَلگزاندر گراهام بل، نام گذاری کرده اند.

ارتباط محتوایی با بل

بل در جدول کلمات

بل
حرف عطف, بلکه
اثری از گراهام بل گرین
کمدینها

معنی بل به انگلیسی

but (حرف اضافه)
جز ، بدون ، بل ، با وجود ، باستثنای

بل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رها
به ضم ب. نرینه در گویش کازرونی(ع.ش)
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
شاید
Bal
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
بگذار ::بهل.بیل
BEL.BEHL.BEiL
علی صادقی
نام چشمهای در روستای کوس هجیج اورامانات کردستان بل میباشد
آرسام آرامیس
بل یا بئل از ایزدان سومری و خدای زمین خوانده می شده و کوروش بزرگ در منشور خود بند ۱و۲۲ از آن نام می برد.
و نیز کوه بِل، بلندترین قله کوهستان سفید از منطقه زاگرس مرکزی و بلندترین کوه استان فارس است که در بخش مرکزی شهرستان اقلید واقع شده‌است. این راه دسترسی به این قله از سمت جنوب شهر اقلید است، این کوه نیز به نام بل مئروف می باشد
فرهاد کمالی
بل حرف است و به معنای اضراب و روی گرداندن از یه حرف یا صحبت قبل و روی آوردن به صحبت جدید بل اگر بعدش جمله بیاید یعنی کلام طولانی بیاید معنای اضراب دارد واین اضراب نیز بردوقسم است ۱.ابطالی .یعنی نظر قبل بل را کلا رد کرده و میگوید که همه آن کلام سابقه قبل بل الکی و دروغین است وروی به کلام صحیح و قول صحیح روی می آورد۲.اضراب انتقالی است یعنی کسی که دارد حرفی را میزند از آن جمله ای که ابتدا حرف میزد بدون اینکه آن را رد کند میگذرد وبه همان حال آن را رها میکند و هدف و غرض خود را به ما بعد بل منتقل میکند ولی اگر این بل بعدش مفرد بیاید به معنای رابط که در ادبیات عرب گویند عاطفه یعنی ربط ایجاد کننده عطوفت ایجاد کننده واین در جایی است که قبل بل یک نفی یا امر ی مقدم شود در این جاست که بل معنای عطف رامیرساند .با تشکر کمالی
عزیزی
بل :شعله آتش در زبان لری بختیاری
علی سیریزی
به کسره ب در گویش کرمان ، اجازه بده
سجادیه
در گویش یزدی یعنی بِگذار
علی سیریزی
در گویش مردم شهرستان زرند بگذار
محمد جواد احمدی
در گویش یا لهجه دزفولی (شهرستان دزفول)
بل زدن به معنی پلک زدن
زانیار م
در گویش کردی نام خروشان ترین و عجیب ترین چشمه و آبشاری است که تا به حال خشک نشده و به علت این ویژگی جالب آن را خدای آب ها می پندارند. این چشمه در روستا حجیج از توابع اورامانات استان کرمانشاه است. این چشمه هر ساله توریست های زیادی رو جذب می کنه .
هنرزاده
بُل = در گویش شهرستانهای استان فارس در گذشته به معنی، آلت تناسلی مردانه و بیشتر برای بچه ها به کار برده می شده. الآن کمتر استفاده می شود.
محمود ابراهیمی میمند
در گدیش سنتی مردم شهربابک بللکbolelakجمع شدن چرک هنگام کیسه کشیدن و یا به طور کلی جمع کردن و پیچیدن
امیر علی پناهی از ایذه
بهل:در زبان بختیاری به اجازه وفرصت خواستن معنی میشود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پرنسس بل   • بل مرد   • کارتون بل   • بل ا   • بیماری بل   • ماریان هابارد بل   • شخصیت کارتونی بل   • گرت بل   • معنی بل   • مفهوم بل   • تعریف بل   • معرفی بل   • بل چیست   • بل یعنی چی   • بل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بل
کلمه : بل
اشتباه تایپی : fg
آوا : bel
نقش : اسم
عکس بل : در گوگل

آیا معنی بل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )